ژوزف پیلاتس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

ژوزف هربرتوس پیلاتس (زاده: ۹ دسامبر ۱۸۸۳، درگذشت: ۹ اکتبر ۱۹۶۷) مبدع و مخترع و مروّج نوعی روش آمادگی جسمانی بود، که به نام خود او، پیلاتس نامیده شد.

محتویات

[ویرایش] تولد و دوران کودکی

ژوزف پیلاتس در روز ۹ دسامبر سال ۱۸۸۳ در مونشن گلادباخ، که شهری کوچک در حومه دوسلدورف آلمان است، متولد شد. نام فامیلی او پیلاتو pilatu تلفظ می‌شد که در اصل ریشه یونانی دارد. ولی بعدها پدرش آن را به پیلاتس تغییر داد. پدر ژوزف مردی ورزشکار بود و در رشته ژیمناستیک برنده جوایزی شده بود و مادرش در رشته اعصاب تخصص داشت. او را کودکی ضعیف و بیمار توصیف کرده‌اند که در طفولیت خویش، از بیماریهایی مانند راشیتیسم، آسم و تب روماتیسمی رنج می‌برد. به همین خاطر و با توجه به وقایع بعدی زندگی او باید گفت که وی، تمام عمر خود را صرف بهبود توانایی فیزیکی خود نمود.

در همان دوران کودکی، روزی یک پزشک به ژوزف یک کتاب قدیمی و کهنه در مورد آناتومی بدن داد. این کتاب در تعیین خط مشی آینده زندگی ژوزف نقش بسیار مهم داشت، به گفته خود او:

من تمام اعضای بدن را از روی کتاب یاد گرفتم. هر اندامی را که یاد می‌گرفتم حرکت می‌دادم. در آن زمان کودکی ساعتها در جنگل پیاده روی می‌کردم و حرکات حیوانات را نگاه می‌کردم، اینکه چطور حیوانات اندام خود را بکار می‌برند و حرکت می‌کنند.

[ویرایش] دوران نوجوانی و جوانی

ژوزف پیلاتس در زمان نوجوانی اش در آلمان مشغول به یادگیری برخی رشته‌های ورزشی شد و در رشته‌هایی همچون ژیمناستیک (که رشته ورزشی پدرش نیز بود)، کشتی، بوکس، شنا و شیرجه فعالیت نمود و تبحّر یافت. وی در نوجوانی همچنین به طور جدی مشغول آموختن اسکی شد. بعلاوه شروع به تحصیل در رشته بدن سازی، یوگا، و کونگ فو، نمود.

وی از آن پس مشغول مطالعه در حرکات ورزشی شرق و غرب شد و هر موضوعی را که به مقولات مربوط به حرکات و نرمش‌های ورزشی در فرهنگ‌های مختلف بود، به طورعمیق و دقیق مورد مطالعه قرار داد. افزون بر این وی سعی کرد آنچه را که می‌آموخت بر روی بدن خود پیاده نماید. بدین ترتیب وی در سن ۱۴ سالگی چنان روی اندام خود فعالیت کرده بود که از عکسهای بدن او برای نمایش آناتومی بدن انسان و نمایاندن اجزا و عضلات آن، استفاده می‌کردند.

[ویرایش] مهاجرت به انگلستان

ژوزف پیلاتس به سال ۱۹۱۲ و به قصد فراگیری آموزش‌ها و تعلیمات بیشتر، به همراه برادرش از آلمان به انگلستان سفر کرد. وی در آنجا در کنار فعالیتهای ورزشی مورد علاقه اش، در یک سیرک هم استخدام شد و در کنار برادرش به عنوان بازیگر سیرک مشغول به کار گردید. گرچه پیلاتس تا قبل از آن بعنوان یک ژیمناست، و یا یک غواص، فعالیت کرده بود، اما زمانی که او در سال ۱۹۱۲ به انگلستان نقل مکان کرد، رفته رفته به عنوان یک قهرمان بوکس حرفه‌ای، و یک اکروبات سیرک معرفی شد.

وی به زودی در این سیرک گروهی تشکیل داد که وظیفه آن انجام حرکات نمایشی بود. تا سال ۱۹۱۴ او و گروهش در سرتاسر انگلستان به اجرای برنامه پرداختند و توجهات بسیاری را به سمت خود جلب نمودند. بخصوص که او و برادرش در سیرک، به انجام نمایشی می‌پرداختند که به نمایش یونانی معروف بود.

پیلاتس همچنین بعنوان مربی دفاع شخصی در مدارس و پلیس اسکاتلندیارد به فعالیت پرداخت.

[ویرایش] در بازداشتگاه متفقین

در سال ۱۹۱۴ و همزمان با آغاز جنگ جهانی اول و درگیر شدن آلمان و انگلستان با یکدیگر در این جنگ، ژوزف پیلاتس به همراه جمعی دیگر از هموطنان آلمانیش دستگیر شد و در بازداشتگاه لانکستر که متعلق به قوای متفقین بود، زندانی گردید. با این وجود، زندانی بودن نیز، خللی در عزم و ارادهٔ او برای موفقیت ایجاد ننمود. چراکه وی در همان بازداشتگاه نیز فعالیتهای خود را پی گرفت و از جمله مشغول به آموزش ورزشهایی هچون کشتی و دفاع شخصی به همقطاران و همبندان خود شد. در عین حال هدف وی در آموزش همبندان خویش این بود، که نه فقط از تحلیل قوای جسمانی و نیروی بدنی آنها جلوگیری کند، بلکه آنان را به نحوی آموزش دهد که قوای جسمانی و نیروی بدنی آنان حتی تقویت گردد و از زمان ورود به بازداشتگاه بیشتر شود.

رفته رفته و در همان بازداشتگاه متفقین بود که پپیلاتس، روش ورزشی منحصربفرد و خاص خود را طراحی و ابداع نمود. روشی که بعدها اصطلاحاً «کنترولوژی» نامیده شد. در همان دوران مسئولین انگلیسی این بازداشتگاه، وی را به بازداشتگاه دیگری منتقل ساختند. اما وی در بازداشتگاه جدید نیز دست از فعالیت نکشید و ضمن ارائهٔ آموزش‌های قبلی به زندانیان، برای آنان نقشی شبیه به نقش یک پرستار هم ایفا نمود. وی در این دوران به زندانیان زیادی که به بیماریهای شایع زمان جنگ و یا بیماری‌های ناشی از حضور در زندان مبتلا شده بودند، کمک کرد تا سلامتی از دست رفتهٔ خویش را بازیابند.

پیلاتس در کنار اتجام آموزش‌های خویش و ارائهٔ نقش پرستاری جهت بیماران، کم کم شروع به ساخت وسایل و ابزارآلاتی نمود که برای افراد بیمار و ناتوان، نقش ابزارهای توانبخشی را ایفا می‌نمودند. این وسایل و ابزارآلات، عمدتاً از تختها و فنرهای شکسته و قدیمی که در بیمارستان بازداشتگاه موجود بود و همینطور از ابزار خراب و کهنه و بدردنخور بیمارستان ساخته می‌شدند و پیلاتس از آنها بعنوان وسایل و تجهیزات توانبخشی جهت بیماران استفاده می‌کرد.

[ویرایش] یک اتفاق شگفت

در سال ۱۹۱۸ ناگهان نوعی بیماری آنفولانزای خطرناک و مرگبار در سرتاسر دنیا شایع شد و در طی مدتی کوتاه باعث مرگ میلیونها نفر شد. تنها در انگلستان صدها نفر بر اثر این آنفولاتزای مهلک، قربانی شدند. این بیماری در سطح بازداشتگاهی که ژوزف پیلاتس و همبندانش در آن زندانی بودند نیز، شیوع بسیار پیدا کرد، امّا اسباب کمال شگفتی بود که تقریباً تمامی زندانیان این بازداشتگاه و بخصوص زندانیانی که تحت آموزش‌ها و مراقبت‌ها و مراحل توانبخشی ژو پیلاتس قرار گرفته بودند، به نحو معجزه آسایی از گزند آنفولانزای مرگبار در امان ماندند و جان سالم به در بردند.

[ویرایش] بازگشت به آلمان

واقعهٔ شگفت روی داده در بازداشتگاه متفقین، موجبات شهرت ژوزف پیلاتس را، بخصوص نزد هموطنانش موجب شد. به همین دلیل ژوزف پیلاتس بعد از پایان جنگ (جنگ جهانی اول) به کشور خویش، آلمان بازگشت و در آنجا به همکاری با کارشناسان مهم در رقص و همینطور ورزش‌های فیزیکی پرداخت و از جمله همکاری خود را با رودولف لابان آغاز نمود. ژوزف همچنین بعنوان مربی دفاع شخصی در بخشی از ارتش آلمان که در هامبورگ مستقر بود، مشغول به کار شد. وی همچنین در زمینهٔ پرورش نیروهای پلیس و آموزش فن دفاع شخصی به آنان نیز، شروع به کار نمود. پس از جنگ، او به آلمان بازگشت و. در هامبورگ، او همچنین ماموران پلیس آموزش دیده‌اند. در عین حال پیلاتس بعد از جنگ علاوه بر این بطور خصوصی نیز روی افراد عادی تمرین می‌کرد.

ژوزف پیلاتس در این ارتباط گفته‌است:

نقل قول|زمانی که به آلمان برگشتم تمامی این دستگاهها را اختراع کردم و تا سال ۱۹۲۵ آنجا ماندم و با افراد مبتلا به رماتیسم کار و تمرین می‌کردم. من فکر کردم چرا از قدرت و نیروی زیاد بدنی استفاده نکنم و حرکاتی را طراحی کردم که با اجرای بسیار آهسته بطوری که بخشهای بسیار عمیق عضلات درگیر شوند و نتایج مثبتی را شاهد بودم.

در همان دوران بود که ژوزف با رودولف فون لابن آشنا شد. وی یکی از متخصصان بزرگ حرکت شناسی بود. او چندین حرکت ژوزف را در تمرینات و کار خود بکار برد و شماری دیگر از متخصصان بنام نیز تمرینات او را در گرم کنندهای ورزشی خود استفاده می‌کردند.

[ویرایش] مهاجرت به ایالات متحده

در سال ۱۹۲۵، ارتش آلمان به طور رسمی از ژوزف پیلاتس دعوت کرد تا نیروهای جدید و تازه واردی را که به ارتش آلمان وارد می‌شدند را تمرین و ورزش بدهد. امّا از آنجا که پیلاتس از شیوه‌های رایج در ارتش آلمان چندان رضایت نداشت، و بعلاوه از شرایط سیاسی و اجتماعی موجود در آلمان پس از جنک نومید بود، این دعوت را نپذیرفت.

اما وقتی ارتش آلمان او را برای آموزش اعضای ارتش تحت فشار قرار داد، نومیدی وی تبدیل به نفرت شد و بلافاصله متعاقب آن، تصمیم به ترک کشور خویش گرفت. بدین ترتیب وی چندی بعد، با یاری چند تن از دوستانش آلمان را ترک و راهی ایالات متحده آمریکا شد.

[ویرایش] ازدواج با کلارا

پس از آنکه پیلاتس کشورش را به قصد آمریکا ترک نمود و در راه همین سفر هنگامی که سوار بر کشتی بود، با همسر آینده اش، کلارا آشنا شد. کلارا که یک معلم مهد کودک بود، در زمان آشنایی با ژوزف، از دردهای آرتروزی بشدت رنج می‌برد، امّا ژوزف با بهره گرفتن از شیوه‌های ویژه و تمرینات اختصاصی خود، دردهای کلارا را به کلّی از بین برد.

این موضوع کلارا را نیز نسبت به کارهای ژوزف علاقمند کرد و این زن و شوهر به فکر تاسیس یک موسسه در شهر نیویورک انداخت.

[ویرایش] در آمریکا

پس از ورود به امریکا و شهر نیویورک در سال ۱۹۲۶ ژوزف و کلارا پیلاتس در خیابان هشتم این شهر مرکز ورزشی خود را افتتاح کردند. ژوزف و کلارا در این مرکز بخشی از فعالیت خود را، در زمینه رقص‌های محلی به کار گرفتند و در این مسیر از رقصنده شناخته شده‌ای همچون جورج بالانشین کمک گرفتند. بالانشین، از سال ۱۹۳۳ به ایالات متحده وارد شد که در این زمان، مؤسسه پیلاتس‌ها در نیویورک به شهرت رسیده بود. مارتا گراهام نیز، که از سال ۱۹۲۳ به نیویورک آمد، ضمن همکاری با ژوزف و کلارا، به طور منظم دانش آموزان خود را برای آموزش و توانبخشی، بدانجا فرستاد. افزون بر این درست در محلی که موسسه آنها ایجاد شده بود، چندین مرکز ورزشی و بخصوص مراکز آموزش باله وجود داشت، که این نیز به شهرت آنها کمک کرد. در همان جا بود که ژوزف علم کنترلوژی را بعنوان بخش اصلی تمرینات ورزشکارانش قرار داد و به طور مستقیم آموزش دانش آموزان خود را به بر این موضوع متمرکز ساخت. او و کلارا در ابتدا کنترولوژی «Contrology» را با تشویق استفاده از ذهن برای کنترل عضلات تعریف کردند.

این تمرکز ذهنی بر عضلات، بخصوص بر روی ماهیچه‌های اصلی صورت می‌گرفت و به حفظ وضعیت بدن افراد و متعادل سازی آن، و همینطور به ارائه نوعی پشتیبانی برای ستون فقرات کمک می‌کرد. پیلاتس همچنین به طور خاص، به تدریس تمرینات مربوط به تنفس و نیز ایجاد هم ترازی در ستون فقرات، و تقویت عضلات عمقی نیم تنه و ماهیچه‌های شکم پرداخت.

در امریکا همچنین بسیاری از مربیان و سر مربیان، ورزشکاران آسیب دیده خود را جهت ترمیم اندام آسیب دیده نزد او می‌فرستادند. بسیاری از مربیان نیز برای افرودن تعادل و قوای بدنی شاگردان خود، آنان را به شرکت در کلاسهای ژوزف تشویق می‌کردند. ژوزف پیلاتس یکی از هواداران سلامتی و ورزش بود از هرگونه آلودگی سیگار، الکل و... اجتناب می‌کرد. بارها در سرمای زمستان اورا فقط با یک شلوار ورزشی کوتاه در حال دویدن در خیابانهای نیویورک می‌دیدند.

[ویرایش] درگذشت

ژوزف پیلاتس در سال ۱۹۶۷، در سن ۸۳ سالگی در نیویورک درگذشت. ماجرای درگذشت او از این قرار بود که در ژانویه سال ۱۹۶۶ و در موقع اقامت ژوزف و همسرش کلارا در نیویورک، ساختمان محل اقامت آنها آتش گرفت. ژوزف برای نجات وسایل ورزشی که اغلب از اختراعات خود او بودند، به ساختمان محل سکونتشان برگشت. اما ناگهان کف ساختمان زیر پایش آتش گرفت و ریزش کرد. و او برای مدتی طولانی از میله‌ای آویزان مانده بود تا بالاخره ماموران آتشنشانی به یاری او آمدند و نجاتش دادند. ضربه‌ای که او در این واقعه تحمل کرد، نقش بسیار زیادی در مرگ او در سال ۱۹۶۷ داشت.

[ویرایش] آثار او

جوزف پیلاتس در طی دوران حیاتش چندین کتاب نیز تالیف نمود، که از جمله آن کتابها، کتاب بازگشت به زندگی از طریق کنترولوژی قابل ذکر است. او همچنین مخترع پرکاری نیز بود و بیش از ۲۶ اختراع ثبت شده در کارنامه او قابل اشاره می‌باشند.

همسر ژوزف، یعنی کلارا نیز در امر مربیگری چیزی از ژوزف کم نداشت و با صبر و حوصله راه همسرش را ادامه داد. وی تا ۱۰ سال بعد و زمان مرگ خودش در سال ۱۹۷۷ به اداره مرکز ورزشیشان ادامه داد.

جو و کلارا افزون بر این تعدادی شاگرد داشتند که این شاگردان پس از آنها، همچنان به تدریس متد یا روش خاص آنها پرداختند و به طور انحصاری بر حفظ و پاسداری از این روش (که امروزه ورزش پیلاتس خوانده می‌شود)، تمرکز نمودند. بدین ترتیب آموزش تکنیک‌های ابداعی، که آنها در طول مطالعات خود نزد جو و کلارا آموخته بودند، تا امروز ادامه پیدا کرد.

[ویرایش] منابع

  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Joseph Pilates»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۹ آوریل ۲۰۱۱).
  • [بانک اطلاعات ورزشهای رزمی، رشته پیلاتس]