پوریم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
در جشن پوریم، خوردن شیرینی‌ها و کیک‌های مخصوص پوریم که با خشخاش تهیه می‌شود، یکی از نکات برجسته عید است که «گوش‌هامان» (به عبری: אוזני המן) نامیده می‌شود.
کارناوال شادی در روز عید پوریم در شهر اورشلیم.

پوریم (به عبری: פורים) (از کلمه پور، تفسیر شده در کتاب استر به معنی قرعه، همچنین به معنی پورو در زبان اکدی) جشنی است که برای نجات یهودیان ایران در زمان شاه اخشورش، از دست‌هامان بر‌گزار می‌شود. هامان قرعه (پور) انداخت تا تاریخ مرگ یهودیان را تعیین کند (استر ۳:۷). جشن در ۱۴ آدار (در فوریه یا مارس) بر‌گزار می‌شود و یهودیان شوش این روز را در ۱۵ آدار جشن گرفتند (۹:۱۸). که آن روز را پوریم شوش نامیدند. در دوره تلمودی، جدای از احترام برای اورشلیم، جشن پوریم شوش در شهرهای محصور در اسرائیل از زمان جاشوا به صورت قانون در آمده بود. علاوه بر این امروزه، بر طبق قانون یهودی، جشن در ۱۵ آدار در اورشلیم که از زمان جاشوا شهری محصور بوده بر‌گزار می‌شود، ولی در تل‌آویو که شهری غیر محصور است، بر‌گزار نمی‌شود. در سال کبیسه عبری، که در آن دو ماه آدار وجود دارد، پوریم در دومین ماه آدار بر‌گزار می‌شود.[۱]

در روایت تاریخی وقایع کتاب استر اختلاف نظرهایی وجود دارد. بعضی از پژوهشگران تاثیر جشن ایرانیان را در این جشن می‌بینند. بعضی دیگر شک خودشان را درباره برابر کردن خشایارشا با اخشورش بیان می‌دارند. منتقدین کتاب مقدس، متذکر شده‌اند که تشابهی بین نام‌های مردخای و استر با خدایان بابلی (مردوک و ایشتار) وجود دارد. هیچ ذکری از پوریم در منابع یهودی در قرن اول پیش از میلاد وجود ندارد.[۱]

بر پایه تلمود، جوامعی که از نابودی، شکنجه و کشتار رهایی یافتند، می‌بایستی جشنی همانند پوریم (معروف به پوریم کوچک) بر‌گزار کنند. منابع سنتی گزارش می‌دهند که یهودیان شیراز علاوه بر پوریم معمولی، پوریم مخصوصی را در روز دوم حشوان (در اکتبر یا نوامبر) جشن می‌گرفتند تا این رسم، یادگار اجازه بازگشت به دین یهودیت از اسلام اجباری (که به آنها تحمیل شده بود) باشد. تاریخ دقیق این واقعه مورد بحث است و نظرات متفاوتی از قرن ۱۳ میلادی تا ۱۹ میلادی مطرح گشته است. از آنجایی که این جشن ریشه در ایران دارد، در بین یهودیان ایرانی این جشن خیلی محبوب است و جشن دوباره نزدیک به سال نو بر‌گزار می‌شود. لباس‌های نو پوشیده شده و شیرینی بین کودکان توزیع می‌گردد و کتاب استر در نسخه اصلی و نسخه تفسیر آن خوانده می‌شود. همچنین کتاب اردشیرنامه که توسط شاعر ایرانی-یهودی شاهین (قرن ۱۴ میلادی)، سروده شده خوانده می‌شود. یهودیان همدان با گردهم‌آیی در مقره استر و مردخای، (گاهی کل شب) جشن می‌گیرند. یهودیان از شهرهای دیگر هم به همدان می‌آیند تا پوریم را جشن بگیرند.[۱]

نویسنده متن عبری کتاب استر روشن نیست. ظاهراً او می بایست یک یهودی متعصب بوده باشد که در ایران زندگی می کرده، و از نزدیک با آداب و رسوم ایرانیان، به ویژه آداب دربار، آشنایی داشته است.[۲] کتاب استر، صرف نظر از اینکه مبنایش بر مطالب قدیمی تر است، گزارشی خیالی از دوره پادشاهی خشایارشا است. شاید، چنانکه اکنون عقیده دارند، متعلق به دوره یونانی (هلنیستی و حکومت سلوکیان) بوده و تصویری که از یک شاه هخامنشی ارائه می‌دهد، لزوماً به معنای ارائه اطلاعات تاریخی معتبر یا حتی نظری قابل اعتنا نیست. اینکه در داستان او، شاه ایران با تاکید بر اعمال خودکامانه و مستبدانه توصیف می‌شود (که تا اندازه‌ای نگرشی خصمانه است) با لطفی که نسبت به استر و مردخای و جماعت یهودی نشان می‌دهد، تعدیل می‌شود. اما استفاده داستان از مضامین مانوس (مثلاً بالا رفتن فراوان و ناگهانی مقام بیگانه در دربار سلطنتی مثل یوسف، نحمیا، دانیال) خود نماینگر ارزش تاریخی ناچیز داستان است. در واقع این داستان، هیچ چیز ارزشمند و مهمی درباره دربار ایران و شاهان آن به ما نمی‌گوید: تصویر قراردادی و پیش پا افتاده‌تر از آن است که بتوان نتایجی از آن گرفت.[۳]

درباره ارزش دینی کتاب استر باید گفت که نظرهای کلیساها و شاخه گوناگون مسیحی درباره آن بسیار پراکنده بوده است، اما یهودیان برای این کتاب ارزش بسیار قائل شدند و برخی از علمای آنها بدان جایگاهی پس از تورات بخشیدند.[۴]

درباره ارزش تاریخی این کتاب نیز اختلاف است. برخی از یهودی ها معتقدند که این کتاب افسانه و حکایت نیست، بلکه از وقایع تاریخ یهود و مطابق با تاریخ واقعی آنها است، اما بیشتر دانشمندان ارزش تاریخی آن را نفی کرده‌اند. به نظر منتقدین، کتاب استر افسانه‌ای صرف است که بدان ظاهری نیمه تاریخی یا تقریباً تاریخی داده‌اند. با توجه به اینکه کتاب استر به لحاظ تاریخی قابل اتکا و استناد نیست، برخی از اسطوره‌شناسان این کتاب را در اسطوره های بین النهرینی و ایلامی جستجو کرده، و معادل هایی برای بیشتر شخصیت های آن در اساطیر این دو سرزمین یافته اند. آنها استر را معادل سریانی ایشتر، مردخای را مردوک، هامان را هومبان (خدای مهم ایلامی)، و وشتی را خدابانوی ایلامی، مشتی، دانسته اند و این داستان را بازتابی از کشمکش هزارساله دین ایلامی و دین بابلی در نظر گرفته اند.[۵]

مورخ‌هایی چون جعفری دهقی، کورت، داندامایف، مک‌کولوگ، شاکد و لیتمن تاریخی بودن واقعه پوریم را رد می‌کنند و کتاب استر را رمان تاریخی می‌خوانند.

گاه‌شمار جشن‌های پوریم در اسرائیل

یهودیان در روزهای ۱۴ و ۱۵ آدار (مطابق با ۲ روز در ماه‌های فوریه/مارس میلادی) جشن می‌گیرند.[۱]

سال میلادی روز معادل میلادی تاریخ عبری ۱۴و۱۵ آدار معادل هجری شمسی تاریخ میلادی سال هجری شمسی
۲۰۰۶[۶] سه شنبه و چهارشنبه ۱۴و۱۵ مارس ۲۳ و ۲۴ اسفند ۱۳۸۴
۲۰۰۷[۷] یکشنبه و دوشنبه ۴و۵ مارس ۱۳ و ۱۴ اسفند ۱۳۸۵
۲۰۰۸[۸] جمعه و شنبه ۲۱و۲۲ مارس ۲ و ۳ فروردین ۱۳۸۷
۲۰۰۹[۹] سه شنبه و چهارشنبه ۱۰و۱۱ مارس ۲۰ و ۲۱ اسفند ۱۳۸۷
۲۰۱۰[۱۰] یکشنبه و دوشنبه ۲۸و۲۹ فوریه ۹ و ۱۰ اسفند ۱۳۸۸
۲۰۱۱[۱۱] یکشنبه و دوشنبه ۲۰و۲۱ مارس ۲۹ و ۳۰ اسفند ۱۳۸۹
۲۰۱۲[۱۲] پنجشنبه و جمعه ۸و۹ مارس ۱۸ و ۱۹ اسفند ۱۳۹۰
۲۰۱۳[۱۳] یکشنبه و دوشنبه ۲۴و۲۵ فوریه ۶ و ۷ اسفند ۱۳۹۱
۲۰۱۴[۱۴] یکشنبه و دوشنبه ۱۶و۱۷ مارس ۲۵ و ۲۶ اسفند ۱۳۹۲
۲۰۱۵[۱۵] پنجشنبه و جمعه ۵و۶ مارس ۱۴ و ۱۵ اسفند ۱۳۹۳
۲۰۱۶[۱۶] پنجشنبه و جمعه ۲۴و۲۵ مارس ۵ و ۶ فروردین ۱۳۹۵
۲۰۱۷[۱۷] یکشنبه و دوشنبه ۱۲و۱۳ مارس ۲۲ و ۲۳ اسفند ۱۳۹۵

لغت‌شناسی

پوریم از کلمه «پور» به معنی «قرعه» آمده‌است[۱۸][۱] که اشاره به قرعه‌ای که در کتاب استر، هامان برای مشخص کردن مناسب‌ترین روز و ماه برای نابودی یهودیان ایران ریخت، دارد.[۱۸]

پوریم در تورات

مجازات هامان کشیده شده توسط میکل آنژ

استر دختری زیبا و یتیم و دختر عموی مردخای از خادمان دربار هخامنشی بود.[۱۹] استر به غیر از جمال نیکو، خصائل نیکوی فراوانی داشت و پس از آنکه اخشوروش به دلیل اطاعت نکردن همسرش، وشتی او را از ملکه بودن خلع کرد و تصمیم گرفت زن دیگری را به عنوان ملکه خود برگزیند،[۲۰] به اطاعت از دستور مردخای، نژاد و دین خود را به پادشاه آشکار نساخت[۲۱] و به همسری اخشوروش، پادشاه شاهنشاهی ایران درآمد. بنا بر نوشته کتاب استر، وی بر ۱۲۷ ولایت از هند تا حبشه حکمرانی می‌کرد.

از آنجا که مردخای مردی دین‌مدار بود، به ویژه به خاطر خصلت‌های نیکوی خود، مورد مشورت شاهنشاه هخامنشی قرار می‌گرفت. نخست‌وزیر دربار هخامنشی فردی اجنبی از نسل عمالق به نام هامان بود که بنابر تکبر، انتظار داشت همگان در برابرش سجده کنند و به خاک بیفتند. اما مردخای یهودی که می‌دانست سجده کردن در برابر هر فردی یا چیزی جز خدا، به منزله بت‌پرستی و شرک خواهد بود، حاضر نمی‌شد تا در برابرهامان سر سجده خم‌کند.[۲۲] از این رو هامان عمالقی کینه او را به دل گرفت و در صدد برآمد همه یهودیان ساکن در امپراطوری ایران را قتل‌عام کند و به نسل‌کشی یهودیان بپردازد.

هامان نزد پادشاه چنین وانمود کرد که قوم یهود فرمان پادشاه را اطاعت نمی‌کنند و در میان اقوام و ملل شاهنشاهی ایران تفرقه و نفاق می‌افکنند تا حکومت را تغییر دهند.[۲۳]هامان فرستادگانی به تمام ولایات ایران فرستاد تا در روز ۱۳ آدار تمامی یهودیان از جوان و پیر و حتی کودکان کشته شوند.[۲۴]

مردخای وقتی از فرمان‌هامان آگاهی یافت، از استر خواست که در نزد پادشاه برای یهودیان میانجی‌گری نماید. استر به مردخای پیغام فرستاد که تا زمانی که پادشاه او را نخواند، اگر به حیاط اندرونی شاه وارد شود، او را خواهند کشت و این‌که سی‌روز بود که پادشاه او را نخوانده بود.[۲۵] وقتی مردخای، استر را مطمئن ساخت که خود او نیز شامل فرمان می‌شود، تصمیم گرفت که خودش را بر پادشاه ظاهر سازد.[۲۶] استر و مردخای پادشاه را از نقشه‌های شوم‌هامان آگاه ساختند و توطئه‌های او را برملا کردند.

استر به پادشاه آگاهی داد که خود او از قوم یهود است وهامان قصد دارد همه یهودیان را در امپراطوری ایران از دم تیغ بگذراند. چون پادشاه ایران به این توطئه‌هامان پی‌برد سخت به خشم آمد و دستور داد همان کیفری که‌هامان برای یهودیان در نظر گرفته بود و با ترفند قصد داشت اجازه آن را از پادشاه بگیرد، درباره خود او، خانواده‌اش و افراد قومش اجرا گردد.

پیروزی مردخای، نقاشی اثر پیتر پیترز لاستمان

روز سیزدهم آدار فرا رسید. در این روز، دشمنان یهود امیدوار بودند بر یهودیان غلبه یابند، اما قضیه برعکس شد و یهودیان بر دشمنان خود پیروز شدند.[۲۷] یهودیان به دشمنان خود حمله کردند و آنها را کشتند.[۲۸] آنها در شهر شوش ۵۰۰ نفر از جمله ۱۰ پسرهامان به نام‌های فرشنداتا، دلفون، اسفاتا، فوراتا، ادلیا، اریداتا، فرمشتا، اریسای، اریدای و ویزاتا را کشتند.[۲۹]

بعد از این کشتار استر از پادشاه خواست تا اجساد ده پسرهامان را به دار بیاویزند و از پادشاه خواست تا به یهودیان اجازه بدهد تا کارشان را فردا نیز ادامه بدهند.[۳۰] با موافقت پادشاه،[۳۱] یهودیان ۳۰۰ نفر دیگر را در پایتخت کشتند.[۳۲] در سایر شهرها نیز یهودیان از خود دفاع کردند و آنها ۷۷۰۰۰ نفر از دشمنان خود را کشتند ولی اموالشان را غارت نکردند.[۳۳] این کار در روز سیزدهم ماه آدار انجام گرفت و آنها روز بعد، یعنی چهاردهم آدار پیروزی خود را جشن گرفتند.[۳۴]

یهودیان از آن تاریخ، به یاد این رویداد که به موجب آن از یک توطئه بزرگ نسل‌کشی رهایی یافتند، هر سال در ماه عبری آدار جشن می‌گیرند و آن وقایع را «پوریم» می‌نامند.[۳۵]

در گفته پژوهشگران

نوشتار اصلی: صحت تاریخی داستان استر و مردخای
Rembrandt - Haman Begging the Mercy of Esther.jpg

امیلی کورت معتقد است کتاب استر در دوره هلنیستی (یونانی‌مآبی) نوشته شده است و تصویر زندگی درباری ایران مشابه با آن چیزی است که در نوشته‌های یونانی دیده می‌شود.[۳۶]

دانشنامه بریتانیکا در نوشتار مربوط به عید پوریم می‌نویسد: حقیقت تاریخی این واقعه کتاب مقدس، معمولاً مورد سوال می‌باشد. در مورد جشن پوریم، نیز هرچند مشخص است که عید پوریم تا حدود قرن دوم میلادی به سنتی تثبیت شده در میان یهودیان تبدیل شده بوده، ریشه تاریخی این جشن ناشناخته‌است.[۳۷] در این دانشنامه در هنگام بررسی تاثیرات تمدن ایران زمین بر یهودیت چنین آمده‌است که ماجرای پوریم از کتاب استر در واقع، یکی از قصه‌های ایرانی در مورد زیرکی و خدعه‌های شهبانوهای ایرانی در درون اندرونی‌های پادشاهان می‌باشد و خود عید پوریم نیز به نوعی اقتباس یهودیان از عید نوروز می‌باشد.[۳۸]

بگفته تاریخچه دنیای کتاب مقدس چاپ دانشگاه آکسفورد، اگر چه برخی بنیادگرایان کتاب استر را تاریخی می‌پندارند ولی ژانر ادبی کتاب استر، همانند اکثر کتاب دانیال از نوع رمان بوده‌است. نه نویسندگان این کتاب قصد بازگو کردن حوادث گذشته را داشتند، و نه انتظار داشتند که خوانندگان آن را به عنوان تاریخ قلمداد کنند؛ شخصیتی به نام استر وجود خارجی نداشته‌است. با توجه به ژانر ادبی کتاب چند سؤال مربوطه اینها است که «چه کسی این کتاب را نوشته؟ قصد آن‌ها از نوشتن این کتاب چه بوده و تا چه حدی به آن رسیده‌اند؟ مخاطبان این کتاب چه کسی بوده؟ از مقایسه این کتاب و مخاطبان آن با موارد مشابه در دنیای یونانی-رومی چه نتایجی حاصل می‌شود؟»[۳۹]

بگفته شائول شاکد، گواهی بر صحت این داستان از دیدگاه تاریخی وجود ندارد و معمولاً در مورد واقعیت تاریخی داستان با شک و تردید نگریسته می‌شود. نظریه‌هایی وجود دارد که داستان بر مبنای اساطیر ایلامی و یا بابلی است. هرچند چنین نظری را نمی‌توان با اطمینان پذیرفت. این کتاب را بیشتر می‌توان نمونه‌ای از تم (theme) معروف دسیسه‌های درون دربار و نجات یافتن‌های معجزه آمیز نامید اگرچه نمی‌توان وجود هسته‌ای از واقعیت تاریخی موجود در آن را نادیده گرفت.[۴۰]

بگفته مک‌کولوگ شاید ذراتی از حقیقت در پشت داستان استر باشد ولی کتاب در وضع حاضرش دارای اشتباهات و تناقضاتی است که باید به عنوان یک رمان تاریخی (نه روایت تاریخی) قلمداد شود. نام همسر خشایارشا به استناد هرودوت، آمستریس دختر اتانس بوده درحالی که هیچ اثری از وشتی یا استر در تاریخ هرودوت نیست[۴۱]

تاریخ نگارش کتاب استر نامشخص است اما معمولاً بین محققین اتفاق‌نظر وجود دارد که نگارش کتاب کمی بعد از سقوط هخامنشیان، احتمالاً در دوره اشکانیان و حدود قرن دو یا سه قبل از میلاد بوده‌است. نویسنده کتاب نیز ناشناخته‌است. اما معمولاً چنین پنداشته می‌شود که توسط فردی از میان اقلیت یهودی ایران و بابل نوشته شده‌است.[۴۰]

بگفته تاریخچه یهودیت چاپ دانشگاه کمبریج نویسنده کتاب استر ممکن است نام‌های ایرانی یا ایلامی برای کتابش را می‌دانسته، اما نشان داده نشده که نویسنده اطلاعات دست اولی راجع به وضعیت جغرافیایی قصر در شوش و یا فضای حاکم در دربار ایران داشته‌است. اگر چه تاریخی بودن کتاب به دلیل وجود غیر محتملات[۴۲] و خطاها[۴۳] زیر سؤال می‌رود، اما افسانه بودن داستان به معنی این نیست که از داخل خلأ زاده شده‌است. بدون شک داستان بر پایه اتفاقی تاریخی که در شوش افتاده بنا شده‌است، هرچند تشخیص ماهیت این اتفاق سخت می‌باشد. همچنین عید پوریم قبل از نوشتن شدن کتاب استر جشن گرفته می‌شده و این داستان سعی در توجیه این جشن کرده‌است.[۴۴]

به گفته لیتمن دانش‎آموختگان و دانش‌پژوهان کتاب استر را به دلیل تناقضات آشکار تاریخی در این کتاب به جای سند تاریخی، جز رمانهای تاریخی به حساب می‌آورند. به استناد تاریخ هرودوت، خشایارشا هرگز نمی‌تواند با یک یهودی ازدواج کند کند چرا که خلاف عمل پادشاه برای ازدواج با یکی از ۷ خانواده صاحب قدرت ایرانی است. تاریخ گزارش می‌دهد که خشایارشا با آمستریس و نه با وشتی یا استر ازدواج کرده‌است. هیچ اطلاعات شخصی از وزیر هامان، وشتی یا استر یا حتی مردخای - مرد عالی رتبه دربار- نیست. مردخای گفته می‌شود که توسط بختنصر تبعید شده‌است ولی تبعید او ۱۱۲ سال پیش از سلطنت خشایارشا روی داده‌است. فارغ از این مسائل در این خصوص توافق وجود دارد که کتاب دارای یک زمینه تاریخی در حکمرانی خشایارشا و انباشته از جزئیات زندگی دربار ایران است.[۴۵]

به نوشته دانشنامه جودائیکا، کتاب استر ادعا می‌کند که یک یک روایت تاریخی است که در قلعه شوشان یا شوش اتفاق افتاده‌است. اتفاق افتاده‌است. درست است که شاهی پارسی بنام اخشورش (Ahasuerus) وجود داشته‌است که معادل نام پارسی است که یونانی‌ها Xerxes (خشایار) می‌نامیدند (نگارش بدون اصوات نام به عبری تقریباً نزدیک به شیوه‌ای است که نام در متون آرامی نگاشته می‌شده‌است. اصوات بعدها در قرون وسطی به نام اضافه شده‌است). پادشاهی خشایار یکم (کسی که منظور قصه‌است زیرا پادشاهی خشایار دوم زودگذر بود). همچنین نام مردوکا (=مردخای) در متون آن زمان بعنوان یک نام فرد و همچنین در کتاب‌های عزرا و نحمیا بعنوان یک نام یهودی ثبت شده‌است. همچنین نویسنده کتاب استر با رسوم پارسیان و رسوم دربار آشنایی خوبی داشته‌است مانند عدم پذیرفتن وشتی برای کوچک کردن خود و ظاهر شدن در مجلس می‌گساری (یک همسر پارسی مجلس مهمانی را در هنگام شروع می‌گساری ترک می‌کرد.)[۴۶]

هرچند پذیرش استر بعنوان یک حقیقت تاریخی با دشواری‌هایی روایی و تاریخی مواحه‌است. اگرا مردخای از سرزمین یهود بهمراه یهویاخین Jehoiachin (سال ۵۸۹ میلادی) تبعید شده باشد. انگونه که کتاب استر عنوان می‌کند (استر ۶:۲) سن مردخای در زمان خشایار شاه باید بیش از صد سال بوده باشد. هرودوت گزارش داده‌است که همسر خشایار نه وشتی و نه استر بوده‌است بلکه دختر یکی از سرداران پارسی بوده‌است که آمی‌ستریس نام داشته‌است. هرودوت همچنین گفته‌است که شاهان پارسی همسرانشان را تنها از میان هفت خانواده اشراف پارسی انتخاب می‌کرده‌اند. بعلاوه، کل داستان مملو از نا محتملات است. مانند آنکه مردخای بعنوان یک یهودی در دربار شناخته می‌شد و برادر زاده و دختر خوانده‌اش که هر روز به دیدن او می‌رفته‌است توانسته‌است با موفقیت ملیت و دین خود را پنهان کند. بعلاوه داستان به نحو ساختگی جدی می‌زند و بطرز مشکوکی غیر مذهبی است. دعا کنندگان هیچوقت در هنگام خطر یادی از خدا نمی‌کنند و اشاره‌ای به خدا در هنگام جشن شکرگذاری پس از نجات یهودیان نیست. بطوریکه خاخام‌های تلمود مجبور بودند که نام خدا را به کتاب استر بیفزایند و ترجمه یونانی و آرامی ان کتاب را مومنانه تر نموده‌است. اگر فرض کنیم که کتاب استر واقعیت تاریخی نیست. احتمالات متعددی برای منشا کتاب و تاریخ نوشته شدن کتاب و بستر تاریخی و معنی و مقصود آن وجود دارد.[۴۷]

کتاب استر یک رمان تاریخی است که سرنوشت یهودیان تبعیدی را در قرن پنجم پ م تحت حاکمیت اخشورش (یعنی خشایارشا) روایت می‌کند. موضوع رمان در دربابر هخامنشی در شهر شوش رخ می‌دهد. نویسنده آشنایی خوبی نقشه برداری شهر و نقل نام‌های پارسی (مموکن،...)، عیلامی (هامان)، و بابلی (مردخای) دارد. وشتی، زن خشایارشا، از دستور شوهر برای ظاهر شدن در برابر مهمانان سرپیچی می‌کند و درنیجه، از مقالم ملکه‌ای خویش خلع می‌شود و استر یهود، دختر برادر مردخای، جایش را می‌گیرد. مردخای بر طبق رمان، در بابل توسط نبودکدنضر (کسی که بیش از ۱۰۰ سال پیش از خشایارشا زیست) به اسارت گرفته می‌شود. گرچه به نظر می‌رسد این رمان در قرن دوم پ م رخ داده و کمی جزئیات تاریخی دارد، در قسمت مختلفی روایت‌های مورد اطمینان ارائه می‌کند: جزئیات نحوه زندگی دربار سلطنتی و کارایی روحانیون و توصیف سنت‌های پارسی که در کتاب استر آمده است، توسط منابع مستقل تائید شده است.[۴۸]

دائرةالمعارف جهانی یهود درباره کتاب استر می‌نویسد:

اکثر محققان کتاب را افسانه و داستان‌هایی می دانند که بازگو کننده آداب و سنت‌های معاصری است که با ظاهر و آهنگی قدیمی ارائه شده است تا از حمله و هجوم به آن اجتناب شود. آنها خاطر نشان کرده‌اند ۱۲۷ ولایتی که نامشان در کتاب آمده با ۲۰ ساتراپی باستانی ایران در مغایرتی عجیب است. یا حیرت‌آور است که چگونه استر، یهودی بود خودش را مخفی می‌کند، در حالی که مردخای که پسرعمو و در عین حال قیم او بوده، به عنوان یک یهودی شناخته شده بوده است. نیز غیر ممکن است که یک غیر ایرانی به عنوان نخست وزیر یا ملکه انتخاب شود و اینکه رویدادهای کتاب، اگر به راستی واقع شده‌اند، نمی‌توانسته‌اند با بی توجهی مورخان روبرو شده باشند. لحن به کار رفته در کتاب، ساختار ادبی و جایگاه کتاب بیشتر به یک داستان رومانتیک اشاره دارد تا یک واقعه شمار تاریخی. برخی پژوهشگران حتی منبع این اثر را کاملاً غیر یهودی ردیابی کرده‌اند.[۴۹]

سموئل کندی درباره کتاب می‌نویسد:

کتاب استر همه چیز می‌تواند باشد جز تاریخ، این کتاب، داستانی افسانه آمیز است که غرض ظاهری این افسانه آن بوده که برای جشن گرفتن عید پوریم، یک حقانیت و واقعیت تاریخی ذکر کند. کتاب استر اطلاعاتی نادرست را در مورد فارس نیز ارائه می‌دهد. در این کتاب آمده که خشایارشا بر ۱۲۷ ولایت حکمرانی کرده، حال آنکه تعداد واقعی تحت حکم او ۲۷ تا بوده است.[۴۹]

به نظر سموئیل کندی، کتاب استر سرشار از اندیشه‌ها و تصوراتی است که از ادبیات اساطیری بابل سرچشمه گرفته است. چرا که اندیشه غلبه یک زن بر پادشاه بیگانه بیشتر با روحیه بابلیان قرن ۵ پیش از میلاد مناسبت دارد تا با تفکر یهودی. علاوه بر این، نام هیچ یک از قهرمانان کتاب استر یک اسم واقعی یهودی نیست. به استثنای شاه اخشورش (خشایارشا) بقیه، نام خدایان بابلی و عیلامی دارند. نام استر معادل «ایشتار» است. بانوی قهرمان داستان حتی در باب دوم، آیه هفتم، هدسه خوانده می‌شود که از القاب خاص رب‌النوع بابلی است. استر و مردخای بابلیانی هستند که نقاب یهودی به چهره زده‌اند. دشمن آنها، هامان می‌توان بر مبنای زبانشناسی با هوما یک خدای عیلامی برابر دانست. وشتی، ملکه پارس هم، به همین ترتیب، می‌توان با مشتی یک رب‌النوع عیلامی تطبیق داد. از این رو کندی معتقد است اساس کتاب استر در عهد عتیق، یک افسانه بابلی قرن پنجمی است می‌باشد که کشمکش مرافعه مردوخ و ایشتار را با اخشورش بیان می‌کند. همانندی‌ها هم آن قدر زیاد است که نمی‌توان آن را بر تصادف حمل کرد.[۴۹]

از سال ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۶ حدود یکصد قطعه از طومارهای بحرالمیت در قمران یا اسفار متعدد عهد عتیق یافت شده‌اند، همگی به جز کتاب استر با عهد عتیق تطابق دارند. تومار بحرالمیت مربوط به گروه اسنیان از یهودیان است که هم اکنون ترجمه این مخلوطات نیز به چاپ رسیده و دسترس همگان است. دیگر آنکه در عهد جدید، هیج نقل قول یا اشاره‌ای به کتاب استر نشده است.[۴۹]

نبود کتاب استر در طومارهای دریای مرده

نوشتار اصلی: طومارهای دریای مرده

یکی از رویدادهای مهم باستان‌شناسی در قرن بیستم میلادی، کشف طومارهایی در منطقه قمران فلسطین بود که به «طومارهای دریای مرده» شهرت یافته‌اند. در این طومارها نام همه کتب عهد عتیق به چشم می‌خورد به جز «کتاب استر». برخی دانشوران دلایلی را برای نیاوردن کتاب استر در طومارهای دریای مرده ذکر کرده‌اند. اینکه انتقام جوئی‌های ذکر شده در کتاب استر بر خلاف آموزه‌های تورات است، اینکه هیچ اشاره‌ای به خدا در کتاب استر نشده است و این مساله که استر به عنوان یک یهودی با یک شاه ایرانی ازدواج کرد که مغایر با آرای گروه محافظه کار کومرون بود.[۵۰]

فرهنگ بابلی در داستان استر

از دیدگاه امید عطایی‌فرد نام هیچ یک از نام‌های ذکر شده در داستان استر یهودی نیست. به استثنای شاه اخشورش، بقیه، نام خدایان بابلی و ایلامی دارند. نام استر معادل نام ایشتار است. بانوی قهرمان داستان حتا «هدسه» و عروس خوانده می‌شود که از القاب خاص ایزد بابلست. استر و مردخای بابلیانی هستند که نقاب یهودی به چهره زده‌اند. دشمن آنهاهامان را می‌توان بر مبنای زبانشناسی با هومان یک خدای ایلامی، یگانه دانست. وشتی مکلهٔ پارس را نیز که استر جای او را می‌گیرد، بر همان ترتیب می‌توان با مشتی ایزد ایلامی تطبیق داد. بر روی هم، همانندی‌ها آنقدر زیاد است که نمی‌توان آنرا تصادفی دانست بلکه تشابه نام‌ها با نام خدایان نشان می‌دهد که مأخذ و منبعی که در ورای این کتاب قرار دارد، دربارهٔ ستیز اساتیری خدایان مشرکان است. از آنجا که مردوک (مردخای) و ایشتار (استر) پیروزی می‌یابند پس این افسانه در بابل پرداخته شده و شواهد تاریخی و زبانی آشکار می‌دارد که عید پوریم به احتمال قوی از بابل سرچشمه گرفته‌است. به نظر می‌رسد غرض ظاهری این افسانه آن بوده‌است که برای جشن گرفتن عید پوریم یک حقانیت و واقعیت تاریخی ذکر شود. در واقع کتاب استر همه چیز می‌تواند باشد جز تاریخ[۵۱]

در ایران

بقعه استر و مردخای در همدان، ایران
نوشتار اصلی: آرامگاه استر و مردخای

آرامگاه استر و مردخای، یک آرامگاه یهودی در شهر همدان است که بنا به سنت یهودی-ایرانی، استر و مردخای در آن مدفون اند. یهودیان خارج از ایران این سنت را باور ندارند و در تلمودهای بابلی یا اورشلیمی هم ذکری از آن به میان نیامده‌است. یهودیان ایران در روز ۱۴ آذار، به زیارت آرامگاه استر و مردخای در همدان می‌روند،[۵۲] کتاب استر را می‌خوانند و دست شان را به بقعه می‌کوبند.[۵۳] باستان شناس هرتسفلد این مکان را مجموعه‌ای ساده توصیف می‌کند که چندین بار تعمیر شده است. قدیمی ترین قسمت آن، زیرزمین طاق آرامگاه که به دوران مغول بر می‌گردد. هرتسفلد این ادعا که آرامگاه معتلق به شخص استر و مردخای است را رد می‌کند و می‌گوید آنها در شوش دفن شده‌اند. او معتقد است که شوش‌دختر، دختر یهودی تبعیدی و زن یزدگرد اول ساسانی در یکی از قبرها دفن شده است.[۵۴]

آرامگاه استر گنبد آجری ساده‌ای داد و دو قبر با کتیبه‌های گچبری شده به خط عبری بر بالای آن مشاهده می‌شود. دو صندوق منبت عالی در روی قبرها در وسط قرار دارد. یکی از صندوق‌ها دارای خط و کتیبه عبری است. اصل بنا، متعلق به قرن هفتم هجری قمری است. این آرامگاه، شامل مدخل، دهلیز، حرم و صفه و شاه نشین است.[۵۵]

در رایش سوم

آدولف هیتلر نگهداری کتاب استر را در آلمان برای تمام اشخاص ممنوع کرد. یولیوس اشترایشر سردبیر مجله دِر اشتورمر در سخنرانی ۱۰ نوامبر ۱۹۳۸ خود گفت: یهودیان ۷۵۰۰۰ ایرانی را فقط در یک شب سلاخی کردند، سرنوشت مشابه نصیب آلمانی‌ها خواهد شد، اگر یهودیها موفق شوند جنگی را علیه آلمان راه بیندازند. یهودیان یک جشن پوریم جدید در آلمان راه خواهند انداخت.[۵۶]

پانویس

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ Netzer، FESTIVALS vii. JEWISH، 555-560.
  2. شاهنگیان، استر، 173-174.
  3. اکروید، تصویر فرمانروایان هخامنشی در کتاب مقدس، 49.
  4. شاهنگیان، استر، 173-174.
  5. شاهنگیان، استر، 173-174.
  6. When is Purim in 2006?
  7. When is Purim in 2007?
  8. When is Purim in 2008?
  9. When is Purim in 2009?
  10. When is Purim in 2010?
  11. When is Purim in 2011?
  12. When is Purim in 2012?
  13. When is Purim in 2013?
  14. When is Purim in 2014?
  15. When is Purim in 2015?
  16. When is Purim in 2016?
  17. When is Purim in 2017?
  18. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ Marc Lee Raphael, Judaism in America, Columbia University Press, p.۳۲-۳۳
  19. استر، باب ۲
  20. استر ۱۳:۱
  21. استر ۱۱:۲
  22. استر، باب ۳
  23. استر، ۸:۳
  24. استر، ۱۴:۳
  25. استر، ۱۱:۴
  26. استر، ۱۶:۴
  27. استر، ۱:۹
  28. استر ۵:۹
  29. استر، ۷:۹ - ۱۰:۹
  30. استر، ۱۳:۹
  31. استر، ۱۴:۹
  32. استر، ۱۵:۹
  33. استر، ۱۶:۹
  34. استر ۱۷:۹
  35. استر ۳۲:۹
  36. کورت، هخامنشیان، 19.
  37. Purim. (۲۰۰۹). In Encyclopædia Britannica. Retrieved March 11, 2009 from Encyclopædia Britannica Online
  38. The Judaic tradition» Jewish myth and legend» Sources and development» Myth and legend in the Persian period. (2009). In Encyclopædia Britannica. Retrieved March 11, 2009, from Encyclopædia Britannica Online
  39. Greenspoon, ‎Leonard J.. Ed: Micheal D. Coogan. The Oxford History of the Biblical World. Oxford University Press, 2001. 322-323. 
  40. ۴۰٫۰ ۴۰٫۱ Shaked، Shaul. «ESTHER, BOOK OF». Encyclopædia Iranica، ۱۸-۱۲-۲۰۱۱. 
  41. McCullough، W. S. «AHASUREUS». Encyclopædia Iranica. بازبینی‌شده در ۲۰۱۲-۰۴-۱۵. 
  42. بگفته تاریخچه یهودیت چاپ دانشگاه کمبریج از جمله غیر محتملاتی که تاریخی بودن کتاب را زیر سؤال می‌برند، می‌توان از جشنی که پادشاه برای افسران اجرایی اش گرفت که صد و هشتاد روز به طول انجامید (۱:۱-۴)؛ نافرمانی ملکه وشتی از پادشاه؛ مکاتبه پادشاه به ملت‌های مختلف در زبان خودشان و فرمان دادن به اینکه هر مردی در خانه خودش ارباب است (زبان رسمی آرامی شاهنشاهی بود)، اعطای مقام‌های بالا به غیر ایرانیان نام برد.
  43. بگفته تاریخچه یهودیت چاپ دانشگاه کمبریج برخی از خطاهای معروف کتاب عبارتند از: ذکر ۱۲۷ ساتراپ (استان) در امپراطوری ایران در حالی که هرودوت ۲۰ ساتراپ را ذکر می‌کند. بگفته هرودوت ملکه خشایار شاه آمستریس بود اگر چه در کتاب استر، استر این عنوان را بین سال‌های هفتم و بیستم پادشاه داشت. قصه مصنوعی کتاب که صحبت از تضادها می‌کند: یهودیان و بت پرستان، وشتی و استر، به دار آویختن‌هامان و قرار دادن مردخای به عنوان وزیر، قتل‌عام غیر یهودیان و کشتارهای ضد یهودی نیز یک افسانه را پیشنهاد می‌کنند.
  44. Davies, ‎William David. Louis Finkelstein. The Cambridge history of Judaism. William Horbury, John Sturdy, Steven T. Katz. Cambridge University Press, 1990. 366-367. ISBN 0-521-21929-9, 9780521219297. 
  45. The Religious Policy of Xerxes and the "Book of Esther" Author(s): Robert J. Littman Reviewed work(s):Source: The Jewish Quarterly Review, New Series, Vol. 65, No. 3 (Jan. , 1975), pp. 145-155 Published by: University of Pennsylvania Press Stable URL: http://www.jstor.org/stable/1454354
  46. Sperling & Baumgarten ۲۰۰۷, pp. ۲۱۵-۲۱۸
  47. Sperling & Baumgarten ۲۰۰۷, pp. ۲۱۵-۲۱۸
  48. Dandamayev، BIBLE i. As a Source for Median and Achaemenid History، 199-200.
  49. ۴۹٫۰ ۴۹٫۱ ۴۹٫۲ ۴۹٫۳ شاکر و فیاض، هامان و ادعای خطای تاریخی در قرآن!، 152-154.
  50. The Dead Sea Scrolls and the Old Testament, by Donald W. Parry, and Stephen D. Ricks
  51. * امید عطایی. پیامبر آریایی، ریشه‌های ایرانی در کیش‌های جهانی. تهران: انتشارات عطائی، ۱۳۸۶. به نقل از کتاب آئین شهریاری در شرق، ص ۲۹۲
  52. Encyclopædia Iranica | Articles
  53. Encyclopædia Iranica | Articles
  54. Netzer، ESTHER AND MORDECHAI، 13:‎ 657-658.
  55. معصومی، تاریخچه علم باستان شناسی، 194.
  56. Randall L. Bytwerk. "adolf+Hitler"+purim&hl=en&ei=EfiZTOOaHMuQOMCAscEM&sa=X&oi=book_result&ct=result&resnum=3&ved=0CDEQ6AEwAjgU#v=onepage&q="adolf%20Hitler"%20purim&f=false Landmark speeches of National Socialism, Texas A&M University Press, 2008. pg. 91. ISBN 1-60344-015-1.

منابع

منابع برای مطالعه بیشتر

پیوند به بیرون