پرومتئوس (فیلم)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
پرومتئوس

پوستر سینمایی فیلم
کارگردان ریدلی اسکات
تهیه‌کننده ریدلی اسکات
تونی اسکات
نویسنده دیمون لیندلوف
بازیگران نومی راپاس
شارلیز ترون
مایکل فاسبندر
گای پیرس
ادریس البا
فیلم‌برداری داریوش وولسکی
تدوین پیترو اسکالیو
توزیع‌کننده فاکس قرن بیستم
تاریخ انتشار ۸ ژوئن ۲۰۱۲
مدت زمان ۱۲۴ دقیقه
کشور Flag of the United States.svg ایالات متحده آمریکا
زبان انگلیسی
بودجه ۱۳۰٬۰۰۰٬۰۰۰ دلار
فروش ۴۰۳٬۳۵۴٬۴۶۹[۱] دلار

صفحه در وب‌گاه IMDb

صفحه در وب‌گاه All Movie

پرومتئوس (به انگلیسی: Prometheus) فیلمی علمی-تخیلی به کارگردانی ریدلی اسکات و نویسندگی جون اسپایتس و دیمون لیندلوف است که در ژوئن ۲۰۱۲ در آمریکا و تعدادی کشورهای دیگر اکران شد. این فیلم با ۱۳۰ میلیون دلار بودجه تولید[۲] و با بازیگرانی چون نومی راپاس، شارلیز ترون و ادریس البا نقش آفرینی کرد. طبق گفته اسکات، فیلم داستان اولیه (ماقبل) سری فیلم‌های بیگانه می‌تواند تلقی گردد هرچند داستانی کاملاً مستقل دارد. فیلمبرداری فیلم از مارس ۲۰۱۱ آغاز شد و فیلم بصورت ۳ بعدی اکران شد.

پیام فیلم[ویرایش]

"The search for our beginning could lead to our end"

«جستجوی آفرینشمان می‌تواند به ختممان منتهی شود»

داستان[ویرایش]

خطر لوث‌شدن: آنچه در زیر می‌آید ممکن است قضیه یا پایان ماجرا را لو دهد!

در سالیان سال پیش از بشر، در مکانی که بنظر می‌رسد زمین ماقبل تاریخ باشد[پانویس ۱]، موجودی بشرنما در مجاورت آبشاری ایستاده. او یک ردای قربانی[پانویس ۲] به تن دارد. در حالیکه بالای سر او سفینه‌ای غول‌پیکر آماده ترک زمین می‌شود، موجود انسان نما جامی حاوی مایعی سیاه رنگ و جوشان را می‌نوشد. بلافاصله بدن او متلاشی شده و در رودخانه حل می‌شود. دی‌ان‌آی بدن او با آب و محیط زیر آبشار سریعاً واکنش می‌دهد و چرخه تولید سلول‌های جدیدی آغاز می‌گردد: سلول‌های قرمز رنگی که شباهت به گلوبول‌های قرمز دارند و سریع تکثیر می‌یابند...

در نمای بعدی زمان سال ۲۰۷۹ میلادی‌ست. گروهی از باستانشناسان در اسکاتلند غاری را کشف کرده‌اند که در داخل آن یک تعدادی نقاشی ماقبل تاریخ بروی دیوارها نقش بسته است. یکی از نقوش صحنه‌ای را نشان می‌دهد که در آن چند انسان به یک صورت فلکی در آسمان اشاره می‌کنند.

ترون، فاسبندر، و اسکات در حال بحث در مورد فیلم

صحنه بعدی فیلم ده سال بعد از کشف غار را نشان می‌دهد که در آن یک سفینه فضایی با سرعت مافوق نور در حال سفر بسوی همان صورت فلکی می‌باشد. شرکت ویلاند کورپوریشن با خرج چندهزار میلیارد دلار سفینه‌ای را با یک گروه دانشمند تهیه کرده و قصد بدست آوردن پاسخ بزرگترین سوال تاریخ بشر را دارد: اینکه بشر از کجا آمده و آن فضاییان ماقبل تاریخ که بودند و در ماقبل تاریخ روی زمین چه می‌کردند.

کاشفین نقوش غار، دکتر هالووی و دکتر شاو، یکی از ۱۷ سرنیشن سفینه‌اند. پس از رسیدن به سیاره مورد نظر (بنام LV-223)، یک گروه اکتشاف بر روی سطح عاری از سکنه آن فرود آمده و به اکتشاف و نمونه برداری از یک کوه گنبدی شکل غیرعادی می‌کنند. در داخل کوه یک سری دالان‌هایی کشف می‌کنند اما بدلیل طوفان شدید جوی مجبور با بازگشت به سفینه می‌شوند. در این میان، دیوید، که یک ربات شبه-انسان[پانویس ۳] است، با کمک راهنمایی‌های نوشته‌های روی دیوار که شبیه زبان میخی هستند، از یک شی کپسول-مانندی (که شبیه پوکه یک سلاح جنگی است) نمونه-برداری می‌کند و آن را مخفیانه به سفینه باز می‌گرداند. آن شی حاوی مایع چرکینی است که شبیه به مایع زهرآگین اول فیلم است. او نمی‌داند که هدف یا کار این مایع چیست و لذا متوسل به آزمایش می‌گردد.

دیوید از نداشتن یک روح رنج می‌برد.[پانویس ۴] فیلمهای قدیمی را دوست دارد و الگویش پیتر اوتول در فیلم لورنس عربستان است. مدام او را تقلید می‌کند و شخصیت او را شبیه سازی می‌کند. او نمی‌داند هدفش از خلق شدنش چیست و بدلیل ربات بودن (انسان نبودن) مورد تمسخر اهالی سفینه بطور دائم قرار می‌گیرد. از جمله دکتر هالووی. از همین روست که دیوید در صحنه بعدی فیلم جام شرابی را به دکتر هالووی بطور دوستانه تعارف می‌کند که حاوی قطره‌ای از مایع زهرآگین بیگانه ایست که در خارج سفینه نمونه برداری کرده است. هالووی آن را می‌نوشد و همان شب با دکتر شاو (همکار و نامزد خود) همبستر می‌شود.

فردای آن روز گروه اکتشاف دومی راهی گنبد مرموز می‌شود. گروه اکتشاف دوم در این میان دو تن از اعضای گروه اکتشاف اول را یافته که به طرز فجیعی روز قبل کشته شده بودند. دیوید باز بطور مخفیانه درمیان دالان‌های تاریک کوه جستجوی خود را ادامه می‌دهد تا به چیزی شبیه به یک اتاق فرمان می‌رسد. او متوجه می‌شود که سازندگان این مکان نه تنها زمین بلکه سیارات بسیاری را با دی ان آی خود بارور کرده و نسل پراکنی نژاد خود را کرده بوده‌اند. انسان در واقع مخلوق این «مهندسین» است، و این «مهندسین» بشر را به چهره خویش آفریدند[پانویس ۵]. این مهندسین همان موجوداتی هستند که در اول فیلم روی سیاره زمین دیده می‌شوند. دیوید سپس به چند محفظه تابوت شکل برخورد می‌کند که درون هر کدام از آنها یک «مهندس» در خواب زمستانی تصنعی قرار دارد. او خالقین انسان را یافته است. در همین زمان حال دکتر هالووی بسیار خراب می‌شود و گروه اکتشاف به سفینه باز می‌گردد. اما در جلوی درب ورودی سفینه با ویکارز (فرمانده ماموریت) مواجه می‌شوند که مانع ورود هالووی می‌شود. درگیری روی می‌دهد و ویکارز زنده زنده هالووی را آتش می‌زند و می‌کشد. تغییرات ناشی از آلودگی گروه اول منجر به کشته شدن دو تن دیگر نیز می‌گردد. بالاخره پس از خوابیدن غائله و بازگشت به داخل سفینه دکتر شاو متوجه می‌شود که با نطفه‌ای غیر انسانی که رشد بسیار سریعی دارد آبستن است. اما دیوید مانع از کمک رسانی به او می‌شود و به او داروی بیهوشی می‌زند.

تبلیغ تمام-صفحه‌ای از دیوید «رایانهٔ انسان نمای نسل هشتم» در روزنامه وال استریت ژورنال که سعی داشت شخصیت دیوید را به واقعیت نزدیک کرده و جلوه دهد.[۳]

دکتر شاو مدتی نامعلوم بعد، از خواب بیدار شده و از آنجایی که متوجه می‌شود تولد موجود بیگانه (و لذا مرگش) قریب‌الوقوع است سریعاً بکمک یک دستگاه جراحی رایانه‌ای روی خود عمل سزارین انجام می‌دهد و موجود بیگانه را که شبیه هشت پا است را زنده زنده از خود بیرون می‌کشد. سپس آن را درون اتاقک ضدعفونی کننده کلینیک[پانویس ۶] محبوس کرده و فرار می‌کند. در هنگام فرار متوجه می‌شود که نه تنها پیتر ویلاند زنده است بلکه یکی از اهالی سفینه بوده (و فقط دیوید از این موضوع خبر داشته). او مشاهده می‌کند که آنها (دیوید، ویلاند، و دو دستیارش) اکنون آماده می‌شوند که به خارج سفینه و به اتاق فرمان درون گنبد رفته و خالق انسان را بیدار کرده و ملاقات کنند. او نیز همراهشان می‌رود.

در داخل اتاق فرمان، پس از بیدار کردن یکی از «مهندسین»، دیوید به زبان مهندسین سلام کرده و خود را معرفی می‌کند و صحبت‌های پیتر را ترجمه می‌کند. دیوید از مهندس می‌پرسد «شما کیستید و چرا به زمین آمدید؟» مهندس دست محبت آمیزی به سر دیوید می‌کشد و دیوید احساس تعلق آرامش بخشی می‌کند چرا که مورد نوازش آفریننده واقعی خویش قرار گرفته. لیکن در همان لحظه منهدس دیوید را از روی زمین بلند کرده و سر از تن او جدای می‌کند. مهندس بقیه را نیز می‌کشد. اما شاو موفق به فرار می‌شود. مهندس نیز دستگاه‌های اتاق فرمان را روشن می‌کند. شاو متوجه می‌شود که گنبد در واقع یک سفینه فضایی است که زیر خاک استتار شده و در واقع یک موشک یا سفینه غول‌پیکر است که حاوی سلاح‌های کشتار جمعی است. سلاح‌های کشتارجمعی آن همان کپسول‌های مرموزند که حاوی نطفه‌های موجودات بیگانه هستند که کارشان پاکسازی موجودات دیگر است. صدها کپسول داخل سفینه[۴] هر کدام حاوی تخم یک بیگانه است. و شاو متوجه می‌شود که مهندس اکنون سفینه را بسوی زمین نشانه می‌رود. او در حال فرار با صدای گریان از خالقین خود می‌پرسد: «چه گناهی از انسانها سر زده که مستحق خشم شما شده‌ایم؟»

گنبد مهندسین فرو می‌ریزد و سفینه‌ای غول‌پیکر به آسمان بر می‌خیزد. شاو که موفق به فرار شده است به سفینه خود هشدار می‌دهد که سفینه مهندسین قصد نابودی زمین را با جنگ افزارهای میکربی دارد. یانک (خلبان سفینه) سفینه را از روی سطح بلند کرده و با یک عمل کامی‌کازه سفینه خود را به سفینه مهندسین کوبیده و آن را ساقط می‌کند و جان خود را فدا می‌کند. از این مخمصه فقط شاو جان سالم بدر می‌برد.

شاو خود را به سفینه نجات[پانویس ۷] که روی سطح فرود آمده میرساند و داخل آن می‌شود. او متوجه می‌شود که اتاقک کلینیکی که در آن عمل سزارین را انجام داده[پانویس ۸] قسمتی از سفینه نجات است. بیگانهٔ درون او اکنون رشد کرده و درون اتاق در حال پرسه زدن است. در این لحظه دیوید که سرش روی زمین قرار دارد (و لذا هنوزانرژی دارد و نمرده) از طریق بی سیم به شاو اطلاع می‌دهد که مهندس هنگام سقوط از سفینه فرار کرده و قصد شکار او را دارد. همان لحظه مهندس وارد شده و سعی در کشتن شاو را می‌کند. شاو فرار کرده و در هنگام تقلا برای جان خویش درب اتاقک کلینیک را گشوده و بیگانه را آزاد می‌کند. بیگانه به مهندس حمله ور شده و هر دو موجود درگیر یکدیگر می‌شوند و شاو فرار می‌کند. بیگانه به طرز فجیعی مهندس (خالق خود را) کشته و درون او تخم ریزی می‌کند.

دیوید به شاو می‌گوید که سفینه‌های دیگری هم روی سطح سیاره وجود دارد و او می‌تواند آن‌ها را هدایت کند. شاو دیوید را پیدا کرده، سرش را برداشته، تن او را نیز با طناب به خود بسته و با هم از محوطه خارج می‌شوند. دیوید از شاو می‌پرسد «حال به کجا می‌خواهی برویم؟» شاو پاسخ می‌دهد «به سیاره زادگاه مهندسین». دیوید می‌پرسد «آخر چرا آنجا؟» و شاو پاسخ می‌دهد:

«تا بتوانم از خدایان خویش بپرسم که چرا ما را آفریدند و سپس قصد هلاکتمان کردند»

دیوید (در حالیکه سرش داخل کول پشتی شاو قرار دارد) سپس می‌گوید: «ولی من این تصمیم تو را درک نمی‌کنم. خب آخرش چه؟» و شاو خطاب به دیوید می‌گوید: «فرق انسان و ماشین دقیقاً همین است.»

صحنه نهایی فیلم جسد نیمه جان مهندس را نشان می‌دهد. سینه او منفجر شده و یک بیگانه نوزاد از درون آن سر بیرون می‌آورد. فیلم با جیغ هولناک و خشم آلود نوزاد بیگانه اتمام می‌یابد.

پایان خطر لوث‌شدن

بازیگران اصلی[ویرایش]

استقبال[ویرایش]

راجر ایبرت به فیلم ۴/۵ داد و با وجود سوالات فراوانی که فیلم برجای می‌گذارد، آن را اثری متفکرانه می‌پندارد.[۵]

تحلیل و تفسیرها[ویرایش]

  • برخی مفسرین ماده سیاه رنگ درون جام زهر (که باعث کشته شدن مهندس در اول فیلم و نیز دیوید هالووی می‌شود) را متافور «گناه بشریت» عنوان کرده‌اند.[۶] از همین روست که ماده با دیوید (که موجود زنده واقعی نیست) واکنش نمی‌دهد درصورتیکه با حضور انسان فعال می‌شود.
  • برخی تحلیلگران صحنه نخست فیلم را که در آن مهندس با نوشیدن زهر جان خویش را فدا می‌کند را به اقدام مشابه عیسی مسیح مقایسه کرده‌اند[۷] که (به نقل از کتب انجیل[پانویس ۹]) فرموده بودند: If it be Thy will, let this cup pass from me
  • در صحنه نهایی فیلم، بیگانه‌ای که از درون سینه مهندس به بیرون می‌جهد (بر خلاف نسخه‌های بیگانه قبلی که در فیلم دیده می‌شوند) شباهت زیادی به بیگانه‌های کلاسیک در فیلمهای بعدی سری بیگانه دارد. این نسخه نهایی را نسخه Xenomorph نام گذاری کرده‌اند. در یکی از تفاسیر، گفته شده[۸] که بیگانهٔ زنومورف در واقع نماد عزرائیل است: زنومورف سریع تکامل می‌یابد (و همانند گناهان بشر) سریع رشد می‌کند، که پس از گذشت از حد معینی نقش فرشته مرگ را به خود می‌گیرد. وجود زنومورف در واقع نتیجهٔ انباشتگی گناه است.
  • از سوی دیگر، برخی زنومورف را نقطه اوج متقابل ذات مهندسین دانسته‌اند[۹]: زنومورف همه را نابود می‌کند تا خود زنده بماند. از این رو او نماد خودخواهی و چرک است (و برای همین در حضور نیت ناپاک از ماده سیاه زاییده می‌شود). اما مهندسین نماد ایثار و فداکاریند: خود را فدا می‌کنند تا دیگران زندگی کنند. مهندس اول فیلم جان خود را ستاند و دی ان آی خود را تقدیم زمین کرد تا حیات آغاز گردد. مسیح نیز خود را فدا کرد و مصلوب گشت تا گناه بشر بخشوده گردد. برای همین است که ماده سیاه رنگ در حضور نیت پاک (یعنی از خودگذشتگی) اقدام به آفرینش حیات نمود. بنابراین مایع تاریک در فیلم نقشی دوگانه دارد: در حضور پلیدی، مرگ می‌آفریند (که در فیلم بصورت زنومورف تجلی می‌یابد)، و در حضور پاکی حیات می‌آفریند.

نکات متفرقه[ویرایش]

  • قرار بود فیلم در مراکش فیلمبرداری شود، اما بدلیل ناآرامیهای «بهار عربی» فیلم در ایسلند فیلمبرداری شد.
  • در یک حرکت نمایشی، مسئولین کنفرانس تد با ساختن یک تبلیغ موافقت کردند که در آن پیتر ویلاند جوان را نشان می‌دهد که آغاز امپراتوری علمی خود را در سال ۲۰۲۳ اعلام می‌کند.[۱۰]
  • ریدلی اسکات در مصاحبه‌ای گفته بود[۱۱] که دلیل خشم خدایان (یا همان «مهندسین») از بشری که خود بوجود آورده بودند این بوده است که بشر عیسی مسیح را مصلوب کرد. مهندسین عیسی مسیح را برای هدایت بشر مخصوصا خلق و به زمین فرستاده بودند. اما انسان به او خیانت کرده و جانش ستاندند. این نکته در واپسین ویرایش‌ها از نسخه نهایی فیلم حذف گردید تا فیلم زیاد جنجال برانگیز نشود.
  • بسیاری از مفاهیم فیلم از نوشته‌های اریک وان دانکن همچون ارابه خدایان سرچشمه گرفته.
  • لیندلوف در اشاره به نام سیاره LV-223 از آیه ۳-۲۲ از سفر لاویان (از اسفار کتاب تورات در عهد عتیق) یاد کرده که گفته: «به ایشان بگو: هر کس از همه ذریت شما در نسلهای شما که به موقوفاتی که بنی اسرائیل برای خداوند وقف نمایند نزدیک بیاید، و نجاست او بر وی باشد، آن کس از حضور من منقطع خواهد شد. آفریدگار هستی منم.»

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. در مصاحبه‌ای اسکات گفته است که این سیاره لزوماً قرار نیست حتماً زمین باشد بلکه می‌تواند هر جایی باشد:
    "No, it doesn’t have to be. That could be anywhere. That could be a planet anywhere. All he’s doing is acting as a gardener in space. And the plant life, in fact, is the disintegration of himself."
    منبع:
    http://www.movies.com/movie-news/ridley-scott-prometheus-interview/8232
  2. sacrificial
  3. android
  4. پیتر ویلاند که صاحب شرکت ویلاند (و لذا این سفینه) بوده، ۲ سال پیش روی زمین فوت کرده، و در واقع خالق دیوید است. او دیوید را شبیه به پسر خود ساخته، اما در اول فیلم با طعنه بازگو می‌کند که: «david does not have a soul» و دیوید نگاه سرافکنده به خود می‌گیرد
  5. اشاره به انجیل آیه ۱:۲۷ از سفر پیدایش که می‌گوید: So God created man in his own image
  6. medic bay
  7. lifeboat module
  8. medic bay
  9. مراجعه شود به انجیل متی آیه ۲۶:۳۹ و نیز انجیل لوقا آیه ۲۲:۴۲

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]