پایگلان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
پایگلان
اطلاعات کلی
کشور  ایران
استان کردستان
شهرستان سروآباد
بخش بخش مرکزی
دهستان پایگلان
نام‌های دیگر پای گولان - پای که لان
سال بنیاد نامشخص
مردم
جمعیت ۲۰۰۰نفر
مذهب اهل سنت
جغرافیای طبیعی
ارتفاع از سطح دریا ۱۸۴۰ متر
آب‌وهوا
روزهای یخبندان سالانه ۶۰ روز
اطلاعات روستایی
دهیار عدنان عبدالهی
پیش‌شمارهٔ تلفن ۰۸۷۵۳۸۶
وب‌گاه رسمی www.paigalan.blogfa.com
مروف شیاوی ریزه نه ک به زه یی

پایگلان، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان سروآباد در استان کردستان ایران است. شواهد تاریخی نشان می‌دهد که پایگلان از لحاظ تاریخی از اکثریت روستاهای استان، قدمت بیشتری دارد و از کهن ترین روستاهای استان کردستان محسوب می‌شود. اما بنا به خاطر دلایلی چون قرار داشتن در منطقه کوهستانی ودور بودن از جاده‌های اصلی بین شهری از توسعه و رقابت با شهرهای استان عقب مانده است در حالی که اکثریت ریتمهای شهر شدن را دارا می‌باشد. سابقهٔ تاریخی روستا به ۱۵۰۰ سال پیش بر می‌گردد. ساکنان قبلی این روستا قبل از ظهور دین مبین اسلام پیرو ایین زرتشت و مسیحیت بوده و همگام با فتح کردستان توسط سپاه اسلام و نبوغ دین توحیدی مردمان این دیار به دین اسلام گرویدند.

وجه تسمیه[ویرایش]

یعنی دامنهٔ گل‌ها از پای گُلان گرفته شده است.

موقعیت[ویرایش]

این روستا در بین شهرهای سنندج ، مریوان سروآباد و کامیاران قرار گرفته است. از لحاظ تقسیمات کشوری جز شهرستان سروآباد می باشد. روستای پایگلان در فاصله 20 کیلومتری جاده اصلی سنندج – مریوان و در دامنه کوه‌های سر به فلک کشیده قرار گرفته‌است.جاده این روستا از مسیر دوآب کاملاً آسفالت و از مسیر تفین به کامیاران به طول ده کیلومتر خاکی و بقیه آسفالت می باشد. مسیرهای منتهی به روستا: 1- سنندج دوآب پایگلانحدودا 90 کیلومتر 2- مریوان و سروآباد دوآب پایگلان حدوداً 60 کیلومتر 3- کامیاران تفین پایگلان حدوداً 70 کیلومتر

جمعیت[ویرایش]

این روستا در دهستان پایگلان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱٬۹۲۰ نفر (۴۵۷خانوار) بوده‌است.

روستاهای همجوار[ویرایش]

۱- روستای ژنین - ۲-روستای آریان ۳- روستا گواز ۴- روستای ویژنان ۵- روستای ژان

شورای اسلامی روستا[ویرایش]

در چهارمین انتخابات شوراهای روستا 24 خرداد92 1- حیدر مولودی لیسانس دبیر 2- هادی رحیمی فوق دیپلم دبیر 3- برهان فتحی فوق دیپلم دبیر 4- ریبوار مبارکی دیپلم راننده مرکز بهداشت 5- حبیب الله جوانمردی دیپلم راننده

دهیار[ویرایش]

1- عرفان مبارکی 2- محمد کریمی 3- سردار مروتی 4- عدنان عبدالهی( از مهر 1392 تا الان)

عالمان[ویرایش]

۱- حاجی ملا قاسم پایگلان

زاهد گوشه گیر وعلامهٔ تحریر حاج ملا قاسم بن عبدالحق بن عبدالرحیم از مردم آبادی پایگلان یکی از فضلای عالی قدر زمان خو بوده است که از مناقب و مکاشفات وکرامات وی داستانها نقل می‌کنند. حاج ملاقاسم خط نسخ را خوب مینوشته وکتب علمی ودرسی زیادی را به خط زیبای خود نگاشته است. طبع شعر نیز داشته وچند متنی از جمله تهذیب المنطق وتهذیب الکلام علامه تفتازانی را به رشتهٔ نظم کشیده است. سال تولد و وفات وی معلوم نیست فقط از روی تواریخی که در پایان چند کتابی که به خط خود نوشته می‌توان به طور قطع او را از رجال اواسط یا نزدیک اواخر قرن سیزدهم دانست. از جمله در اخر نسخه‌ای از احادیث صحیح بخاری که به خط زیبای خود کتابت کرده وتعلیقاتی برآن نوشته و متعلق به کتابخانهٔ شخصی آقای سید محمد شیخ الاسلام سنندجی است تاریخ اتمام را سال ۱۲۵۰ هجری قمری قید کرده است. همچنین یک نسخه جمع الجوامع را که به خط خود نوشته، با این عبارات به پایان رسانیده است: و کنت فی ایام التسوید علی قدم التغرب راجیا منه تعالی التقرب الی عمیم الطافه و الامان من سخطه باسعافه وانا المئلوث باکدار الامانی قاسم الپایگلانی و صلی الله تعالی و سلم، علی الفخر الاتم فی تاریخ ۱۲۴۶

در پایان یکی دیگر از مکتوبات او که رسالهٔ کوچکی است در علم صرف، چنین می‌خوانیم: کتبه القاسم بمداد لا یجری و قلم لا یسری سنه ۱۲۱۵ من الهجره. کتابت این رساله ونوع کاغذ و مرکب آن چنان می نمایاند که مولانا قاسم در آن تاریخ محصل بوده وشاید سنش بین ۱۵ الی ۲۰ سال بوده است. مولانا قاسم با استفاده از یک مسئلهٔ اصولی در دارالحرب لیست بدار ضمان ابیاتی سروده ودر کنار همان مساله در حاشیهٔ یکی از کتابهای اصول آنرا نوشته است و اینک آن ابیات:

اذا ما تجلت بصبح الجبین ولیل الغدار، مصابا ارافی
فقلت:الضمان علیک لما ان تجارب ارواح اهل الامانی
فقالت:محیای دار‌الحروب ومادار حرب بدار ضمان

مولانا قاسم اشعار فارسی و کردی نیز داشته، متأسفانه دسترسی به ان پیدا نشد اما در دیوان چاپی مولوی معدومی دو بیت از ملا قاسم نامی درج شده است که مولوی نیز دو بیت در همان معنی به استقبال آن رفته است، به احتمال خیلی زیاد منظور از ملا قاسم همین ملا قاسم پایگلانی مورد بحث ماست.

دو بیت ملا قاسم[ویرایش]

هه ر گا من پیکیای په یکانی له یل وام جه بی مه یلی له یل وه ته ن دو جه یل وام
چ باک به دی به د کارانمه ن چ پروای تانهٔ ئه غیارانمه ن

مولوی در استقبال آن گفته است:

من که دل دایم نه واویلمه ن غه رق موتالای خال له یلمه ن
چ باک تانهٔ ته وه ن تاومه ن شه وق موتالای رووی کتاومه ن

ملا قاسم پایگلان یکی از شاعران کرد پارسی گوی آ قای حیرت سجادی می نویسد : در سال 1347 شمسی در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران به شماره 238 حکمت مجموعه ای خطی دیدم شامل چند رساله در یک مجلد که یکی از آنها رساله ای در عروض بود به خط ملا قاسم پایگلانی ، که تاریخ کتابت آن 1232 هجری قمری و در پایان دو غزل از سروده های خود را نوشته یود .

یارب نگار را چــه مــــلالــی دچــــــــار شد که امــــروز از نــظــرگــــه ما بـــر کــنار شد
بگذر نســیم ، بر ســر کویــــــش زما بگو از ما خطا چـه دیــــد که رو در ســتار شد
تا روی چــون مهت به حجاب است ساقیا صهبای عشـق در ســـر مـا پر خـمار شد
مســتان دگر به می ننمایـــــند رغبــــــتی تا چشـم مسـت تو بــه نگه میگسار شد
از دوریـت مجـــال صبـــــــــــوری کـــــجا بود کز دیـــــــده نـور رفــــت ز دل هم قرار شد
ای یار می فروش ز ما نکتـه ای نیــــــــوش پوشــــیـدگی بـــدور جمــــال تو عــار شد
پوشــــیدن جمال چه نفعـــت دهـــــــد دگر عشق من و تو بر همه کس آشــکار شد
« قاسـ ــم » فدای دیده مست تو میشود کز جام عشق تست چنـین هوشیارشد
بیا بباغ تماشـــــــای اهل ســــــودا کن بیک نـــظر دل صد هوشمــــند شیــــــدا کن
دمی بجلوه در آر آن نهال نـــورس را بباغ و راغ تو طاووس و کبک را رسوا کن
تو ای سمنبر من در چمــــن بیا بــگذر دل گرفــــتــــه مـا را به عشـــــوه ای وا کن
بیا دمی به دبــــــستان عاشقان جـــــانا ز باولا برهــــــــان جمـــــله محـــو یالا کن
زدود سینــــه ما آفتاب گشــــته نــــهان بیا و رحـــــــم بر یـن دود سیــــــــنه ما کن
چو گل بطرف چمن خیمه زد بگاه بهار نهان به خانه بس ای دوست میل صحرا کن
بطرف بام تو هر شام کبک وش بخرام ز شور و ولوله غوغــای حشر بر پــــا کن
تفقدی کن و یـــک بار جلــوه ای بنـــما به عمق ســــیـنــه « قاســـــــــم » مأ وا کن

ترجیح بندی زیبا از ملا قاسم

اي مير ستمگر جفاجو اي دلبر ماهروي بدخو
اي شاه ستمگران آفاق اي خسرو ودرستمگري طاق
اي جورنهاد ظلم پيشه اي پيشه ي توستم هميشه
اي جور وجفا نهال باغت اي ظلم وستم مي اياغت
اي بي صفتي طريقه ي تو پيمان شكني وثيقه تو
اي ظلم شعاركينه آيين اي باهمه مهروبامنت كين
اي دشمن عاشقان صادق نشناخته بوالهوس زعاشق
اي كرده زياده بي وفايي خاموش چراغ آشنايي
اي روز وشبم سياه ازتو اي حال دلم تباه ازتو
اي آنكه ترا بمن نظرنيست وزحال دل منت خبرنيست
هرگزغم ياريم نداري انديشه ي زاريم نداري
بيمت نبودزيارب من باكت نه زناله ي شب من
هيچت غم بي نصيبم نيست فكرت زغم وغريبيم نيست
آخرنه دراين سراي پرغم بوديم انيس ومونس هم
آخر نه من ستم رسيده آخرنه من فراق ديده
مشهوربه الفت توبودم مطعون به محبت تو بودم
گشتم زتودرميان مردم ضرب المثل زبان مردم
هركس بغم توديدحالم زدسنگ ملامتي ببالم
كين كشته ي تيغ شاه عشق است غارت زده ي سپاه عشق است
اين هجري شهره ي جهان است رسواشده ي فلان جوان است
بااينهمه گفتگوي مردم بااينهمه هاي وهوي مردم
شادان زمحبت توبودم خرسندبه الفت تو بودم
گفتم كه دوستي چوبامن گوباش جهان تمام دشمن
اي سنگدل اينچنين چرايي بيهوده زمن غمين چرايي
تاكي بمراددشمنانم تاچند برغم دوستانم
درد هجران مراجانا دواكردي نكردي رحم برحال زارم رواكردي نكردي
شرمگين از آه سوزان دلم گشتي نگشتي بردو چشم خونفشانم اعتناكردي نكردي
روي ازاغياراي زيبا صنم بستي نبستي راه رابرعاشقان خويش واكردي نكردي
عهدبستي بامن وپابند آن بودي نبودي اي جفاپيشه بعهدخود وفاكردي نكردي
همنشين غيري وراه مرادادي ندادي عزم صلح وآشتي باآشناكردي نكردي
بوسه اي از آن لب لعلت به مادادي ندادي چين هاي زلف پرچين جابجاكردي نكردي
برسربالين بيمارغمت رفتي نرفتي پرسشي ازكشته ي عشقت بتا كردي نكردي
گرداندوه والم ازچهره اش رفتي نرفتي خاطر رنجوربيماري رضا كردي نكردي
باوجوداين «هجري» دل ازو كندي نكندي غيردلبريادديگردلربا كردي نكردي

منبع :کتاب شاعران کرد پارسی گوی

تالیف:سیدعبدالحمیدحیرت سجادی صفحه:893

۲- فخرالعلما (حه یران)[ویرایش]

فخرالعلمایکی ازشاعران وماموستایان بزرگ سدهٔ سیزدهم هجری قمری است که جدای ازکارآیینی وماموستابودن یکی ازشاعران مشهورهم می‌باشد. به گفته تاریخ نویسان ادب کردی محمد (فخرالعلما) درسال ۱۲۵۰هجری قمری(۱۸۴سال پیش) درروستای پایگلان ازروستاهای ناحیه ژاورود دیده به جهان گشود وتادوره نوجوانی درروستا بودامابه دلیل مشکلات اجتماعی همراه باخانواده به شهرسنندج مهاجرت نمودند. فخرالعمانزد ماموستایان مشهورآن دوره چون ملاقاسم پایگلانی وملایوسف سنندجی کسب علم نموده، وپس ازکسب اجازه دریکی ازمساجدسنندج مشغول به تدریس وامامت شده است. خارج ازکارتدریس وامامت به دنیای شعرروی آورده وبه دلیل مسلط بودن به سه زبان کردی، فارسی وعربی شعرسروده است. دردوره حکمرانی اردلان‌ها یکی ازچهره‌های برجسته وقابل نفوذ واعتمادسردمداران حکومت بوده، به همین دلیل مالکیت روستای تنگی سررابه وی داده‌اند. ایشان درسال ۱۲۹۹هجری قمری فوت کرده ودرقبرستان کنارعمارت خسروآباددرمیان جمعی انبوه ازتمامی اقشارجامعه بامراسمی خاص تشییع وبه خاک سپرده شده است. پدرش امام الدین یکی ازماموستایان مشهوردرمنطقه ژاورودبوده است.

شعری هورامی ازفخرالما

ئازیزم به سته ن، ئازیزم به سته ن جه وساوه نه رات زونارم به سته ن
شیشهٔ نام ونه نگ ته قوام شکه سته ن ئه عزام وه بادهٔ مه یلی تو مه سته ن
تاوه زولف ورووی تو تماشامه ن ئه دای نمای فه رز سوبح وعیشامه ن
سه جاده م وه هوون زامت ره نگ که رده ن سوجده م وه میحراوو ئه برووی تو به رده ن
حه جم ته وافم ئه رشه وه ن ئه ر رون هه وای گه شت وگیل ئاسانه کهٔ تون
ته پل رسواییم نه هه رجا ژه نیان نامهٔ به دنامیم پهٔ گرد که س ونیان
په ردهٔ ئابرووم سه دجاردریاوه تاسم نه بازار عاله م زریاوه
هوونم جه قازی جه حاکم جه شیخ واجب مه زانان بریزان به تیخ
ئی مه یل ئی موبه ت ئی شورش دل هه ر رو فیشتر که م تاو سه رای گل
ئه رعاله م ته مام وه نه م بیان جه م به ند به ندی ئه عزام جیاکه ن جه هه م
ره گ ره گ بپیکان وه قه ناره وه ئاویزانم که ن وه سیداره وه
جاربده ن وه ناو کووچهٔ شاران دا وه عیبره تم که ن وه بازاران دا
وه بادهٔ مه یلت مه ست ئه له ستم دوونیا مه زانو سه نه م په ره ستم
سه رحه لقه نشین به زمی مه یخانه م ته رساپه ره ستم کلیسا یانه م
سه رنوشت ویم بوت په ره ستم که رد ساقی وه مهٔ عیشق ناگا مه ستم که رد

شعرفارسی

بشنو ازخود نیستی دمساز دوست زلب جان بخش نی آواز دوست
پارسایی بین که نایی می‌کند زان دولب خوش رهنمایی می‌کند
وی شهردلستانم می‌کشد تن رهاکرده است وجانم می‌کشد
نییم مستم ساقیا جام دگر تادراین ره پای نشناسم زسر
سخت مشتاق جمال دلبرم ساغرم ده، ساغرم ده، ساغرم

۳- ملا احمد پایگلانی[ویرایش]

ملا احمد پایگلانی که شخصی عالم و فاضل بوده در خدمت حاج شیخ اسمعیل تخته‌ای کسب علم نموده و از وی اجازه نامه دریافت نموده و در زادگاه خود به تدریس و امامت مسجد پرداخته است. علاوه بر کسب علوم دینی و عربی به مطالعه شعر شعرای فارسی زبان علاقه‌مند بوده و از طبع شعر نیز بی بهره نبوده است. تاریخ ولادت و وفات این عالم برجسته پایگلانی در دست نیست و مشخص نیست که وارثان و اولاد او چه کسانی هستند اما با مطالعه زندگی نامه ماموستا بیسارانی (۱۱۱۴-۱۰۵۳هجری قمری) که در قسمتی از آن چنین آمده که ماموستا بیسارانی در پایگلان و در خدمت حاج ملا احمد پایگلانی مشغول به تحصیل بوده به این نتیجه می‌رسیم که ملا احمد حدوداً صد سال قبل از ملا قاسم در پایگلان بوده و قریب به ۳۰۰ سال پیش در پایگلان مشغول به تدریس و امامت بوده است. غزل زیر از وی است.

پریشانست احوالم ز زلف ماه رخساری خدا ناترس خونریزی جفاجوی دل آزاری
بغمزه فتنه انگیزی به مژگان شوخ خونریزی به قد سرو دل آویزی ستمجوی جفاکاری
پریــروی سمنبویی بعـــینه چشم آهویی به عنبر زلف گیسویی بلاجوی بد اقراری
سهی سروی قبا پوشــی کله لعلی گلندامی نگه مانند شهــبازی برفــتن کبک رفتاری
بدام او گرفتارم ز عمر خویش بیزارم خداوندا نگه دارم ز چشم شوخ دلداری
کسی احوال احمد را زمن بهتر نمی‌داند مبین ریش سفیدی را سیه روی گنه کاری

۴- ملا غفور که می گویند کتابهای دست نویس او در دانشگاههای اسلامی کشورهای عربی تدریس می‌شود که متأسفانه این عالم بزرگ گمنام مانده است.

۵- ملا فتاح برادر ارشد شیخ محی الدین حسامی

۶- ملا اسعد ریازی که از بوریدر به پایگلان آمده و سالها در این روستا مشغول تدریس بوده‌اند. مختصری از زندگینامه: ماموستا ملا ئه سعه دی ریازی له زنجیرهٔ مه ردوخیه کانه له دی بوریه ر له دایک بووه، پاشان چووته پایگلان ته دریسی کردوه له لای ئه سعه د ئه فه ندی ده رسی خویندوه، ریازی و هه یئه تی له لای حیکمه ت ئه فه ندی خویندووه زور به عیززه ته وه زیاوه. شتی زور له و پایه به رزه ده گیرنه وه بو نموونه: له کاتیکا له پایگلان بووه یه کی له سه له شکره کان ده چیته پایگه لان و فه رمان ده دری هه موو له مزگه وت کوببنه وه تا سه رهه نگ قسه یان بو بکا. سه رهه نگ پیش رویشتنی مزگه وت ئه پرسی هه موو هاتوون ئه لین ته نیا ماموستا نه هاتووه، ئه لی بو چی؟ ئه لین وتوویه من ئیشم به و نیه ئه گه ر ئه و ئیشی هه یه بی بولای من. ئه لی بچن بیهیننه ئه گره، ره ئیسی پاسگا ئه چی و هه رچی هاوار ئه کا، ماموستا ناروا، ره ئیس پاسگا جاری ئاخر ئه لی: ماموستا ئه گه ر نه چیته لای سه رهه نگ، من ده ر ئه که ن. ماموستاش ئه لی: که وایه دیم، ماموستا ده چیته لای سه ری دوشه که کهٔ سه رهه نگه وه داده نیشی و سه رهه نگ راکشاوه ئه پرسی ناوت چیه؟ ئه فه رمی: ئه سعه دی ریازی. سه رهه نگ قاقا پی ده که نی، تو ده زانی ریازی چیه؟ ماموستا ده فه رمی من ئوستادی ریازیم. سه رهه نگ ئه لی: ئه گه ر ولامی سی پرسیاری ریازیم بده یه وه، به لین ئه ده م ده بمه نوکه ری کورد. ماموستا ئه لی پرسیاره کانت بکه. سه رهه نگ یه که م پرسیار ده کا، ماموستا ولام ئه داته وه. سه رهه نگ توزی خوی کو ده کاته وه. پرسیاری دووههم، هه لده ستی به چوکدا دیت. پاش ولامی پرسیاری سیهه م سه رهه نگ هه لده ستی ده ستی ماچ ده کا له به رانبه ریه وه به پیوه ده وه ستی و ئه لی: خه لکه که بچنه وه مالی خویان. سه رهه نگ ده گه ریته وه، له کاتیکا له سنه ده رده چی نا مه یه ک بو ماموستا ده نووسی من تا توم نه دیبوو کوردم به وه حشی ده زانی که توم دی هه تا ماوم نوکه ری کوردم. ئه م پایه با رزه سالی ۱۳۷۰ کوچی مانگی له دنیا ده رچوو. «یادداشتی خوالیخوشبوو شیخ محه ممه دی مازیبن»

۷- ملا محمد امین غفاری ۸- ملا معروف مردوخی ۹- ملا محمد سعید حسامی که اوایل انقلاب مدت حدوداً یک سال امام جمعه شهر سنندج بودند. ۱۰- ملا جواد مولودی امام جمعه فعلی روستا ۱۱- ملا حمدی کرمی امام جمعه روستای آلی پینک دهگلان ۱۲- مدریک جوانمردی حافظ کل قرآن کریم

اولین معلمان بومی[ویرایش]

۱- آقای اسکندر شاه ویسی ۲- آقای محمود غفاری ۳- آقای خلیل پورمحمد ۴- خانم آمنه شاه ویسی ۵- خانم آمنه کشاورزی ۶- آقای فتح الله شاه ویسی ۷- آقای عبد المجید احمدپور ۸- آقای برزو شاه ویسی ۹- آقای عزت شاه ویسی ۱۰- آقای مسعود حسامی ۱۱- آقای مقتدر غفاری

هنر مندان و صنعتگران روستا[ویرایش]

۱- استاد محمد رشید کریمی که در نجاری و کار با چوب دست بالایی داشته که در این مورد داستانها نقل شده است. ۲- استاد امین کریمی که در بنایی تبحر بالایی داشته که آثار باقی‌مانده از او همچون مسجد جامع روستا گواه این مدعا است. ۳- هوشنگ کرمی تکنسین الکترونیک (تعمیر تلویزیون، ضبط و سایر وسایل صوتی تصویری) ۴- سید نظام سعیدی در هنر نازک کاری (کار با چوب) ۵- رضا جوانمردی خوشنویسی و نقاشی

شعرا و نظم گویان[ویرایش]

۱- ملا قاسم ۲- ملا احمد پایگلانی ۳- حه یران ۴- عبدالله حسامی۵- سید عطا سعیدی۶- عبدالله علی پور۷- صدیق احمدیان ۸- مرتضی فیضی ۹- اقبال رضایی ۱۰- عطار حسامی ۱۱- زانیار رستمی

آثار تاریخی[ویرایش]

۱- مسجد جامع عبداللـهی، که با توجه به متن کتیبهٔ سردرب و محراب این مسجد در سال ۳۷ هجری قمری به دست مبارک صحابی بزرگوار پیامبر اسلام (ص) حضرت عبداللـه بن عمر تاسیس شده است و به مسجد عبداللـهی مشهور است. ۲- قلعهٔ خاکی لا قه لا: این قلعه در زمان حکومت سلطان محلی کرد امیر مقرب الدین ساخته شده است. کهدر ۳۰۰ متری جنوب روستا قرار داشته و در تاریخ ۱۵مرداد ۱۳۸۴ با شماره ثبت ۱۲۸۰۳ به ثبت ملی رسیده است.

۳- قلعه بایزید: این قلعه هم که در ۵۰۰ متری شرق روستا قرار دارد در تاریخ ۱۵ مرداد ۱۳۸۴ با شماره ثبت ۱۲۸۰۲ به ثبت ملی رسیده است.

قله‌ها و کوهها[ویرایش]

DSC00419.JPG

۱- کوری مریه م ۲- کوری گاول ۳- هیشاره ۵- توه نه و عولله خجانی ۶- حه شه به نا ۷- که لامه سیاوه ۸- چه هارگا ۹- مله که وه

چشمه‌ها[ویرایش]

۱- گریان مرد ۲- سنجین ۳- چه مه و وه زه قالاوی ۴- هانه مراو ۵- هانه شیخ ۶- هانه ویل ۷- هانه ریز ۸- هانه کاریز ۹- هانه و سنجر خانی ۱۰- هانه تریشقه ۱۱- چه مه و هه ساره شیتهٔ ۱۲- هانه سه رده

مزارع[ویرایش]

۱- خولی ۲- هاجی وه‌تان ۳- باخو عه ولی ۴- وه راوه ر ۵- لا قه لا ۶- هانه مراو ۷- آران ۸- گیسانه ۹- وه رده گا ۱۰- پیه ن ۱۱- چوه ر ده گا ۱۲- شه خه له ۱۳- میسه ر ۱۴- خانه گا ۱۵- سی سولی ۱۶- سوره تفلی ۱۷- دول ۱۸- الیاچه پان ۱۹- دوالی ۲۰- پشتیر ۲۱- سلیمان جو ۲۲- یه رجو ۲۳- نایبین۲۴- هانه و وولی ۲۵- وه نه سانه ۲۶- ده وه زله ۲۷- که س نه زان ۲۸- سنجین ۲۹- خوران ۳۰- که که ولی ۳۱- نه خشیه ۳۲- مه ونه ۳۳- ده رو ئاخالی ۳۴- هانه خیوار ۳۵- وه ر گازان

طرح‌های در حال اجرا[ویرایش]

دولتی: ۱- گاز رسانی ۲- آسفالت جاده اصلی ۳- آسفالت جاده پایگلان تفین ۴- خوابگاه شبانه روزی دبیرستان

خصوصی: ساخت مرغداری پایگلان با مدیریت علی رمضانی، مدریک جوانمردی و حیدر مصطفایی

طرح‌های انجام نشده[ویرایش]

۱- دفع مناسب فاضلاب ۲- طرح هادی

محصولات[ویرایش]

انگور، گردو، توت فرنگی، گلابی، گیلاس، سیب، آلو، زردالو، آلبالو

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

تاریخ مشاهیر کرد - روزنامه سیروان شماره ۷۱۲تاریخ۱۱آذر۱۳۹۱صفحه۱۱ - شاعران کورد پارسی گوی تالیف عبد الحمید حیرت سجادی

الگو:شهرستان سروآباد