پارویر سواک

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
پارویر سواک
Պարույր Սևակ
نام اصلی پارویر قازاریان
Պարույր Ղազարյան
زادروز ۲۶ ژانویه ۱۹۲۴
روستای سووداشن، ارمنستان
مرگ ۱۷ ژوئن ۱۹۷۱ (۴۷ سال)
نزدیکی ایروان, ارمنستان
ملیت پرچم ارمنستان ارمنی
پیشه شاعر و چهرهٔ سیاسی
همسر(ها) Nelly Menagharishvili
وب‌گاه رسمی www.paruyrsevak.com

پارویر سِواک (زادهٔ ۲۶ ژانویه ۱۹۲۴) یک شاعر و چهرهٔ سیاسی ارمنستان است.

زندگی[ویرایش]

دههٔ شصت قرن گذشته دوران استالین‌زدایی در اتحاد جماهیر شوروی سابق بود. مرگ دیکتاتور در ۱۹۵۴ م، همانند سی سال حکومت مقتدرانه‌اش، تأثیری سرنوشت‌ساز بر زندگی میلیون‌ها انسان، نه تنها در داخل مرزهای شوروی بلکه در سراسر جهان، داشت . با مرگ او میلیون‌ها تن در داخل و خارج پردهٔ آهنین، که خود او بانی و محافظ آن بود، به خیابان‌ها ریختند و در سوگ "پدر خلق‌ها" اشک ریختند؛ در سوگ مردی که به زودی نامش در کنار نام خونخوارترین خودکامگان تاریخ و به منزلهٔ طراح و مجری تصفیه‌های خونین قبل و بعد از جنگ باید به ثبت می‌رسید.

ارمنستان نیز، که یکی از جمهوری‌های شوروی بود، از "برکات" این پاک‌سازی‌های استالینی بی‌نصیب نمانده بود و چنان که مرسوم و معمول است شعرا و نویسندگان طراز اول آن جزو نخستین قربانیان بودند. گویی استالین و همفکرانش به شعار "برابری" بیشتر از دیگر شعارهای حزبشان علاقه و حساسیت داشتند و لذا چارهٔ کار را در این می‌دیدند که آنهایی را که یک سر و گردن از دیگران بالاتر بودند یا جسارتاً و از روی بی‌احتیاطی به خود اجازه داده بودند به خارج از محدودهٔ فکری پیشوا نظری بیفکنند گردن زنند و از این طریق تضاد دیالکتیکی بین کار بدنی و کار فکری را نیز حل کنند. نتیجهٔ این همسان‌سازی امروز کما بیش بر جهانیان مکشوف و معلوم و مهم‌تر از آن برای جهانیان عبرت‌انگیز است.

پس از حدود سی سال سکوت و رکود، سال‌های شصت برای ادبیات ارمنستان سال‌های تحرک و شکوفایی محسوب می‌شود و چه در زمینهٔ نثر و چه در زمینهٔ شعر شاهد تحولاتی چشمگیر هستیم. اگرچه نظارت بر خلاقیت ادبی و هنری از طرف حزب همچنان ادامه داشت، ولی همان گشایش‌های نسبی و ناگزیر نیز فضایی را برای جوشش و باروری خلاقیت‌های فردی ایجاد کرد.

بارویر سواک برجسته‌ترین چهرهٔ این باززایی در زمینهٔ شعر ارمنستان است .

سواک در ۱۹۲۴ م، سال قدرت‌گیری استالین، در خانواده‌ای روستایی در روستای سووداشن چشم به جهان گشود . شاید دانستن این نکته جالب باشد که خانوادهٔ وی حدود یک قرن پیش از آن از ناحیهٔ خوی به ارمنستان کوچ کرده بودند و بارویر سواک پس از رافی، داستان‌نویس قرن نوزدهم و یقیشه چارنتس، شاعر انقلابی سال‌های ۱۹۳۰-۱۹۲۰ م، که خود از قربانیان تصفیه‌های استالینی محسوب می‌شود، سومین نویسندهٔ بزرگ ارمنی است که اصل و نسب وی به ایران و ارمنیان ساکن در این سرزمین می‌رسد. ارتباط بارویر سواک با ایران تنها به اصل و نسب وی باز نمی‌گردد . او که فارغ‌التحصیل موسسهٔ ادبیات گورکی در مسکو و نیز از اساتید این مؤسسه بود، پایان‌نامهٔ دکتری خود را دربارهٔ زندگی و آثار سایات نوا، ترانه‌سرای ارمنی قرن هجدهم، که ارتباط بی‌واسطه‌اش با شعر عاشقانهٔ فارسی واقعیتی انکار ناپذیر است، نوشته است.

اولین مجموعهٔ شعر بارویر سواک، جاودانگان چنین می‌فرمایند در ۱۹۴۸ م چندان مورد توجه قرار نگرفت، اگر چه برخی از منتقدان نشانه‌هایی از قریحه را در وی مشاهده کرده بودند. منظومه‌های بعدی دوستی آشتی ناپذیر در ۱۹۵۳ م، جادهٔ عشق در ۱۹۵۴ م و همچنان با تو در ۱۹۵۷ م نیز از این نظر که به مضامینی چون روابط شخصی و عاشقانه می‌پرداختند از دیدگاه جامعه‌گرایی رسمی چندان مطلوب نبودند و دردسرهایی برای شاعر به وجود آوردند اما انتشار منظومهٔ بلند ناقوس خاموشی‌ناپذیر، در ۱۹۵۹ م، به یکباره بارویر سواک را به شاعری ملی مبدل ساخت و شعر او در تهران و بیروت نیز تجدید چاپ شد.

علت استقبال عام ارمنیان از این کتاب بیشتر از ارزش‌های ادبی به موضوع آن مربوط می‌شود. شاعر در این منظومه با تکیه بر زندگی کومیتاس، موسیقی‌دان بزرگ ارمنی، به وقایع جنگ جهانی اول و قتل‌عام ارمنیان به دست دولت ترک‌های جوان در ترکیهٔ عثمانی می‌پردازد و در واقع، سکوت چندین دهه را در مورد موضوعی ممنوعه درهم می‌شکند.

شهرت بارویر سواک به منزلهٔ شاعری سنت شکن و نوآور با مجموعهٔ انسان در کف دست در ۱۹۶۳ م، شروع و با آخرین مجموعه‌اش، بگذار روشنایی باشد در ۱۹۶۹ م به اوج می‌رسد.

نقد بوروکراسی حزبی، فساد و ریاکاری و دفاع از حقوق و ارزش‌های انسانی با زبانی کاملاً غریب و نامأنوس در شعر سواک آغاز فصلی جدید را در تاریخ شعر ارمنی نوید می‌دهد. بارویر سواک ساختار منظم و منطقی کلام را دگرگون کرد. او با توسل به تداعی‌های گسسته و تصاویری غیر شاعرانه ارتباط بی‌واسطه‌تری با اشیاء و دنیای اطراف خود برقرار می‌سازد و خوانندهٔ اشعارش را وا می‌دارد تا به تدریج با کلام او اُنس گیرد و وضع و سرنوشت خویش را همچون کف‌بینی از درون اشعار وی بخواند.

بارویر سواک شاعر را «منشی خداوند» نامیده است؛ یعنی، آن که از راه گرته‌برداری از کلمات پیر و فرسوده جهان آفرینش را بازنویسی می‌کند. این دیدگاه، که بارویر سواک در اشعار و مقالات خود زوایای آن را می‌شکافد، از بسیاری جهات یادآور نظریهٔ آشنایی‌زدایی فرمالیست‌های روسی است که از اولین قربانیان سیاست‌های فرهنگی در شوروی دههٔ ۱۹۲۰ م بودند.

بنابر این نظریه کلمات و دیگر شکل‌های زبانی در اثر تکرار و عادت به مرور از بار معنایی و مهم‌تر از آن از بار عاطفی تهی می‌شوند و در نتیجه، قدرت بیانی یا به عبارت صحیح‌تر رابطهٔ ابتدایی و بلافصل خود را با واقعیتی که وظیفهٔ بیان آن را دارند از دست می‌دهند لذا کار شاعر بازآفرینی آن رابطهٔ بلافصل از طریق آشنایی‌زدایی یا غریبه‌سازی است.

از این نظر بارویر سواک شاعری واقع گراست. وی زیبایی‌ها و بیشتر ناهنجاری‌های زندگی را با حساسیتی فراوان و تصاویری بدیع به تصویر می‌کشد و از منظر آرمان‌های بزرگ بشری بر نابسامانی‌های اخلاقی و اجتماعی قرن می‌تازد لذا شعر او شعری است انسان‌گرا که در عین تازگی و برندگی از بازی‌های افراطی نوگرایانه به دور است.

مرگ[ویرایش]

بارویر سواک در روز ۱۷ ژوئن ۱۹۷۱ در اوج شکوفایی استعدادهایش در یک حادثهٔ رانندگی کشته شد، همان گونه که خود در یکی از اشعارش مرگی ناگهانی را آرزو کرده بود. این حادثه شایعاتی را مبنی بر قتل سیاسی برسر زبان‌ها انداخت که البته از طرف هیچ منبع موثقی تأیید نشده است.

آثار[ویرایش]

اشعار بارویر سواک به چندین زبان ترجمه شده که نمونه‌هایی از آن با ترجمهٔ فارسی تقدیم می‌شود.

  • Immortals Command (Անմահները հրամայում են) — 1948
  • Uncompromising Intimacy (Անհաշտ մտերմություն) — 1953
  • Love Road (Սիրո ճանապարհ) — 1954
  • The Unsilenceable Belfry (Անլռելի Զանգակատուն) — 1959
  • Man in a Palm (Մարդը ափի մեջ) — 1964
  • Sayat Nova (Սայաթ Նովա) — 1969
  • Let There Be Light (Եղիցի լույս) — 1969
  • Your Acquaintances (Ձեր ծանոթները) — 1971

منابع[ویرایش]