پارلمان بریتانیا
| پارلمان بریتانیا Parliament of the United Kingdom of Great Britain and Northern Ireland |
|
|---|---|
| پارلمان ۵۵ام بریتانیا | |
| نظام | |
| بنیادگذاری | ۲ بهمن ۱۱۷۹ |
| نظام | دومجلسی |
| سازمانها | مجلس عوام مجلس اعیان |
| سران | |
| رییسمجلس اعیان | بارونس دسوزا از ۱۰ شهریور ۱۳۹۰ |
| رییسمجلس عوام | جان برکو از ۱ تیر ۱۳۸۸ |
| ساختار | |
| اعضا | ۷۸۶ اعیان ۶۵۰ عوام |
| گروههای سیاسی اعیان |
دولت
گروه مخالف رسمی
دیگر مخالفان
|
| گروههای سیاسی عوام |
دولت
گروه مخالف رسمی
دیگر مخالفان
هیئت رییسه
|
| انتخاباتها | |
| نظام رایگیری عوام | اکثریت ساده |
| آخرین انتخابات عوام | ۱۳۸۹ |
| تجمعگاه | |
| کاخ وستمینستر لندن انگلستان |
|
مختصات: ۲۹٫۱″ ۰۷′ ۰۰°غربی ۵۷٫۵″ ۲۹′ ۵۱°شمالی / خطای عبارت: عملگر < دور از انتظار ۵۱٫۴۹۹۳۰۶جنوب پارلمان بریتانیا یا پارلمان پادشاهی متحد بریتانیا و ایرلند شمالی (به انگلیسی: Parliament of the United Kingdom) بالاترین نهاد قانونگذاری در بریتانیای کبیر و متعلقات است. این پارلمان به تنهایی حق قانونی حکومت به سایر نواحی را دارد. بالاترین مقام در این پارلمان ملکه الیزابت دوم است، گرچه این مقام تشریفاتی است و ملکه از فعالیت سیاسی و هرگونه دخالت یا تصمیمگیری در امور کشوری منع شدهاست.
این پارلمان از دو مجلس عوام و اعیان تشکیل شدهاست.
مجلس عوام مجلس نمایندگانی است که اعضای آن هر ۵ سال یکبار بهطور مردمسالارانه از سوی مردم برگزیده میشوند. مجلس اعیان شامل روحانیون بلندپایه و لُردها است؛ بطور کلی اعضای مجلس اعیان توسط مردم انتخاب نمیشوند. این دو مجلس در تالارهای متفاوت در کاخ وستمینستر واقع در وستمینستر در لندن تشکیل جلسه میدهند. برای این تالارها نام «خانهٔ مجلس» نیز استفاده میشود.
یکی از ویژگیهای نظام دموکراسی پارلمانی در بریتانیا، وجود رابطه تنگاتنگی میان قوه مجریه و قوه مقننه است: اعضای دولت، کابینه و هئیت وزیران از میان نمایندگان مجلس انتخاب میشوند و نخستوزیر نیز خود یکی از نمایندگان مجلس عوام و رهبر حزب اکثریت است.[۱]
ریشه پارلمان کنونی در شوراهای آغاز سدههای میانه بوده. این شوراها وظیفه رایزنی حکومتی را بر عهده داشتند. به طور نظری، قدرت اصلی قانونگذاری در دست «ملکه حاضر در پارلمان» است ولی در زمان معاصر، قدرت واقعی به مجلس عوام واگذار شده و ملکه معمولاً طبق توصیه نخستوزیر عمل میکند و قدرت مجلس اعیان نیز محدود شدهاست.
پارلمان بریتانیا گاه به عنوان «مادر مجالس» نیز نامیده میشود زیرا ارگانهای قانونگذاری بسیاری از کشورها بهویژه کشورهای همسود از روی الگوی آن تشکیل شدهاست. پارلمان بریتانیا همچنین بزرگترین ارگان قانونگذاری انگلیسیزبان در جهان است.
محتویات |
آشنایی با پارلمان بریتانیا [ویرایش]
پارلمان بریتانیا بالاترین مرجع قانونگذاری در بریتانیای کبیر است. این پارلمان از دو بخش مجلس عوام و مجلس اعیان تشکیل شده که هر یک در سالنهای ویژهٔ خود در کاخ وستمینستر تشکیل جلسه میدهند. مجلس عوام مهمترین مجلس در پارلمان است، اما هر دو مجلس مسئول وضع قوانین و مباحثه در مورد سیاستها هستند.[۲]
مجلس عوام [ویرایش]
پس از برگزاری انتخابات عمومی، مجلس عوام با ۶۵۰ نماینده منتخب تشکیل جلسه میدهد. تقریبا تمامی این ۶۵۰ نفر نمایندگان احزاب سیاسی گوناگون هستند و هر یک حوزه انتخابیه خاصی را نمایندگی میکنند. وظیفه مجلس عوام به بحث گذاشتن سیاستها و قوانین کشور است. به علت تقسیمبندی سیاسی در داخل بریتانیای کبیر و همچنین عضویت این کشور در اتحادیه اروپا، بررسی برخی از سیاستها و قوانین به مجالس محلی در اسکاتلند، ویلز و ایرلند شمالی واگذار میگردد، و برخی از قوانین هم در پارلمان اروپا بررسی و تصویب میگردد.[۲]
حدود ده حزب سیاسی در پارلمان بریتانیا نماینده دارند؛ در این میان حزب کارگر، حزب محافظهکار و حزب لیبرال دموکرات سه حزب بزرگ پارلمان هستند.
رئیس مجلس عوام [ویرایش]
سخنگوی مجلس عوام نقش ریاست مجلس را ایفا میکند. با اینکه رئیس مجلس یکی از نمایندگان مجلس و عضو یکی از احزاب سیاسی است، پس از انتخاب به سمت ریاست باید گرایشهای سیاسی خود را کنار گذارد و بیطرفی را رعایت کند. رئیس مجلس وظیفه مدیریت بحثهای مجلس عوام را به عهده دارد، نوبت صحبت نمایندگان را تعیین میکند و در صورت بروز بحث و جدل، بینظمی را کنترل و نمایندگان را به رعایت نظم دعوت میکند.[۲]
دولت بریتانیا [ویرایش]
در دموکراسی پارلمانی بریتانیا، نهادهای اجرایی و قانونگذاری ارتباط تنگاتنگ و مستقیمی با هم دارند. حزبی که بیش از نیمی از کرسیهای مجلس عوام را به دست آورد، دولت را تشکیل میدهد و اداره کشور را در دست میگیرد. معمولاً رهبر این حزب پست «نخستوزیری» را به عهده میگیرد و از میان نمایندگان منتخب افرادی را برای پستهای کلیدی در وزارتخانههای مختلف انتخاب میکند. رویهمرفته حدود یکصد نفر از نمایندگان توسط نخستوزیر برای احراز پست وزارت انتخاب میشوند. بر اساس این نظام، نتیجه انتخابات مجلس، تعیینکنندهٔ هر دو نهاد قانونگذاری و نهاد اجرایی کشور است.[۱]
اگر هیچ حزبی موفق به کسب بیش از نیمی از کرسیهای مجلس عوام نگردد، مجلس برآمده از آن انتخابات را «مجلس بدون اکثریت» مینامند. در این حالت احزاب تشکیل ائتلاف میدهند و با توافق هم نخستوزیر و وزرا انتخاب میشوند.[۲]
نخستوزیر موظف است که هر چهارشنبه در مجلس عوام حضور یافته، به سوالات نمایندگان پاسخ دهد. همچنین وی هر هفته در ملاقات با ملکه، مسائل روز را با وی در میان میگذارد.
کابینه دولت [ویرایش]
کابینه حدود ۲۰ نفر عضو دارد و هسته مرکزی تصمیمگیری دولت است. اعضای کابینه از میان نمایندگان مجلس عوام و به ندرت از میان نمایندگان مجلس اعیان تعیین میشوند. اعضای کابینه مسئولیت جمعی دارند، و موظفند از تصمیمهای اتخاد شده حمایت کنند.[۲][۱]
اپوزیسیون [ویرایش]
عمدهترین حزب مخالف دولت به اصطلاح «اپوزیسیون» خوانده میشود. رهبر بزرگترین حزب مخالف دولت ریاست اپوزیسیون را بر عهده میگیرد. رهبر اپوزیسیون در مجلس عوام اعضای «کابینهٔ سایه» را انتخاب میکند. کابینهٔ سایه در واقع یک مکانیزم نظارت بر کابینهٔ اصلی است. وظیفه هر عضو کابینهٔ سایه این است که فعالیت همتای خود را در کابینهٔ اصلی دولت منتقدانه مورد بررسی قرار دهد و همچنین برای بهبود عملکرد وزارتخانه مربوطه برنامههایی ارائه دهد.
در هر فصل فعالیت مجلس، رویهمرفته ۲۰ روز به بحثهای احزاب مخالف اختصاص دارد که بیشتر آن به اپوزیسیون تخصیص داده میشود، اما احزاب کوچکتر هم فرصت اظهار نظر مییابند. رهبر اپوزیسیون در این فرصت میتواند نخستوزیر را به چالش بکشد و در هر جلسه میتواند ۶ سوال از نخستوزیر بپرسد و نخستوزیر هم موظف است پاسخ وی را بدهد.[۲]
مجلس اعیان [ویرایش]
اعضای مجلس اعیان ۷۰۴ عضو دارد و اعضای آن با انتخابات عمومی برگزیده نمیشوند. از میان لردهای عضو مجلس اعیان، ۵۸۷ نفر آنها بصورت دائمالعمر و ۹۲ تَن بصورت موروثی پست نمایندگی را در اختیار دارند. اعضای این مجلس را افرادی تشکیل میدهند که دارای عناوین تشریفاتی همچون دوک، مارکی، بارون، کنت یا ویسکنت هستند. کار اصلی لردها بررسی و تبادل نظر درباره قوانین پیشنهادی جدید است تا از عادلانه بودن آنها اطمینان حاصل گردد. برخی از قوانین دولت برای قرائت اول به مجلس اعیان فرستاده میشود تا در حجم کار دو مجلس تعادل برقرار شود.[۲]
نظام انتخاباتی [ویرایش]
شیوه انتخاب نمایندگان مجلس عوام در انتخابات پارلمانی بریتانیا بر اساس اکثریت ساده است، بدین صورت که هر حزب در هر حوزه انتخابی فقط میتواند یک نامزد داشته باشد. کاندیدایی که بیشترین آرا در هر حوزه انتخابی را کسب کند نماینده آن حوزه در مجلس عوام خواهد بود.
رابطه مجلس و دربار [ویرایش]
در نظام مشروطه سلطنتی بریتانیا، پادشاه یا ملکه و خانواده او به طور کامل از فعالیت سیاسی و هرگونه دخالت یا تصمیمگیری در امور کشوری و لشکری منع شدهاند، و دارای حق رای نیستند. بدین صورت دربار بریتانیا از مسئولیت سیاسی مبرا است. تنها تعهد مرسوم دولت به مقام سلطنت، در جریان امور گذاردن مقام سلطنت توسط نخستوزیر است که هفتهای یکبار در ملاقاتی خصوصی انجام میگیرد.[۱]
با این وجود، هر سال مقام سلطنت طی مراسمی باشکوه که مردم محلی و گردشگران خارجی برای تماشای آن صف میکشند، سوار بر کالسکهٔ سلطنتی که گارد سوار را در التزام رکاب دارد، برای گشایش سال قانونگذاری جدید توسط دولت، مسیر کاخ باکینگهام به کاخ وستمینستر را میپیماید.[۱]
مقام سلطنت حق ورود به صحن مجلس عوام را -که «خانه مردم» نامیده میشود- ندارد. محل جایگاه سلطنتی در مجلس اعیان است که نمایندگان مجلس عوام برای شنیدن سخنان ملکه در لژ کنار صحن آن حضور مییابند. مقام سلطنت سخنان افتتاحیه خود را همیشه با عبارت «دولت من...» آغاز میکند و سپس لوایح اصلی دولت برای ارائه به پارلمان را بر میشمارد. سپس با همان شکوه و جلال به کاخ محل سکونت خود باز میگردد. متن سخنرانی مقام سلطنت در هنگام گشایش پارلمان، نخست در دفتر نخست وزیر و بدون مشورت با دربار تهیه شدهاست و پس از شکلگیری به دربار ابلاغ میشود.[۱]
مقام سلطنت در بریتانیا، گرچه رسمأ شخص اول کشور به شمار میرود، ولی در تمام مراسم رسمی، چه در داخل کشور و یا در هنگام سفرهای رسمی خارجی، نماینده دولتِ منتخب است و متن تمام سخنرانیهای رسمی او را کارگزاران دولت تهیه میکنند.[۱]
تاریخچه [ویرایش]
در قرون وسطی و اوایل عصر مدرن چهار پادشاهی انگلستان، اسکاتلند، ویلز و ایرلند در داخل جزایر بریتانیا وجود داشتند که هریک دارای پارلمان مجزا از یکدیگر بودند. قانون ولز سال ۱۵۳۵-۴۲ ویلز را تحت قیمومیت انگلستان قرار داد. قانون اتحاد سال ۱۷۰۷ انگلستان و اسکاتلند را متحد و تحت لوای پارلمان بریتانیای کبیر قرار داد و قانون اتحاد سال ۱۸۰۰ ایرلند را نیز به جمع افزود و پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند را تشکیل داد.
|
|
این مقاله نیازمند تمیزکاری است. لطفاً تا جای امکان آنرا از نظر املا، انشا، چیدمان و درستی بهتر کنید، سپس این الگو را از بالای مقاله بردارید. محتویات این مقاله ممکن است غیر قابل اعتماد و نادرست یا جانبدارانه باشد یا قوانین حقوق پدیدآورندگان را نقض کرده باشد. |
پارلمان انگلستان [ویرایش]
ریشههای تاسیس پارلمان انگلستان به دوران انگلوساکسونها باز میگردد. ویلیام نرماندی در سال ۱۰۶۶ اقدام به ایجاد یک سیستم فئودالی نمود که در آن، پیش از تصویب یک قانون از نظرات شخصیتهای صاحب نفوذ و کلیسا اطلاع حاصل میگردید. در سال ۱۲۱۵ ذینفعان حاکم پرنس جان را وادار کردند تا «منشور کبیر» (مگنا کارتا) را بپذیرد. بر طبق این منشور، شاه نمیتوانست بطور خودسرانه اقدام به خراجبندی و اخذ مالیات کند (به استثناء مالیاتهای فئودالی که از قبل نیز وصول میگشتند) و میبایست پیش از هر اقدامی، ابتدا نظر مساعد شورای سلطنتی را کسب میکرد. این شورا بعدها به تدریج بشکل پارلمان درآمد.
در سال ۱۲۶۵، سایمون دو مانتفورد، کنت ششم لستر نخستین انتخابات پارلمانی را برگزار کرد. در این انتخابات، حق رای در برای تمام حوزههای انتخاباتی در کشور یکسان بود و حتی برای زمیندارانی که سالیانه مبلغ ۴۰ شیلینگ بابت اجاره زمینهایشان میپرداختند نیز حق رای درنظر گرفته شده بود. میزان حق رای در قصباتی که دارای نماینده در پارلمان بودند. همین ساختار شکلدهندهٔ «الگوی پارلمانی» بود که در سال ۱۲۹۵ توسط ادوارد اول مورد پذیرش قرار گرفت. در زمان سلطنت ادوارد سوم پارلمان به دو مجلس مجزا تقسیم گردید: اولی شامل اشراف و مقامات عالی مذهبی و دیگری شامل شوالیهها و شهروندان میگردید. وضع قوانین و یا هر نوع مالیات، بدون جلب نظر هر دو مجلس و در عین حال پادشاه بتصویب نمیرسید.
هنگامیکه الیزابت اول انگلستان در سال ۱۶۰۳ بدون وارث مشخص درگذشت جیمز ششم پادشاه اسکاتلند به عنوان پادشاه انگلستان از سوی پارلمان این کشور انتخاب شد و هر دو کشور تحت لوای سلطنت او درآمدند ولی هر کدام پارلمان خود را حفظ نمودند. پس از آنکه چارلز یکم، جانشین جیمز، جنگهای سه پادشاهی را به راه انداخت، با مخالفت پارلمان انگلستان مواجه گردید و ادامه این مخالفتهای منجر به جنگ داخلی انگلستان شد. چارلز در سال ۱۶۴۹ اعدام شد و مجلس لردها در زمان حکومت الیور کرامول منسوخ گردیده و مجلس عوام به کنترل کرامول در آمد. پس از مرگ کرامول، نهضت تجدید سلطنت انگلستان در سال ۱۶۶۰ پادشاهی و مجلس لردها را احیاء نمود.
از ترس جایگزینی کلیسای کاتولیک، انقلاب ۱۶۸۸ انگلستان به عزل جیمز دوم انگلستان (جیمز هفتم اسکاتلند) بنفع حکومت مشترک مری دوم و ویلیام سوم انجامید، کسانی که توافقشان بر سر اعلامیه حقوق بشر انگلستان آغازی بر استقرار دوره پادشاهی مشروطه گردید ولی در عین حال برتری پادشاه به قوت خود باقی بود. برای سومین بار، پارلمان سنتی که توسط پادشاه احضار نمیشد، برای تعیین جانشین لازم گردید.
پارلمان اسکاتلند [ویرایش]
از زمان حکومت کنت مکآلپین، پادشاهی اسکاتلند توسط روسای قبایل و حکمرانان محلی تحت فرمان پادشاهان اسکاتلند اداره میشد. در این نظام، کلیه مناصب دولتی از طریق انتخابات و توسط شورائی تحت سیستم سنتی گالی انجام میگرفت که ترکیبی از اجزای موروثی و رضایت حاکمان بود. پس از سرنگونی مکبث اول توسط مالکوم سوم در سال ۱۰۵۷، و تاثیرپذیری روزافزون اسکاتلندیها از نورمنها، به تدریج سیستم فئودالی معرفی گردید که در آن فرزند ارشد تمامی میراث خانواده را به ارث میبرد و سهم فرزندان دیگر از میراث هیچ بود.
در اواخر قرون وسطی شورای اسقفها و کنتها که توسط پادشاه کنترل میگشت تبدیل به سیستم یک مجلسی در طبقات پارلمان گردید، که «مباحثات» انجام شده در کیرک لیستون در سال ۱۲۳۵ (اولین جلسه پارلمان که سوابق آن بصورت مکتوب موجود است) این مجلس هم نقش سیاسی و هم نقش قضایی بر عهده داشت. از سال ۱۳۲۶ سه طبقه از طبقات روحانیون و ذینفعان حاکم و کمیسیونرهای قصبات (تقریبا مترادف مناطق شهری که بعداً به اعضای پارلمان معاصر با مجلس انگلستان تبدیل گشتند) در تالار واحد تشکیل جلسه داده و قدرت کامله بر وضع مالیات داشته و نفوذی قاهرانه بر عدالت، سیاست خارجی، جنگ و قانونگذاری اعمال مینمودند. پارلمان کمیتهای را با نام لردهای قوانین (قابل مقایسه با انتخاب کمیته مدرن) جهت تهیه پیشنویس قوانین، انتخاب مینمود. این پیشنویسها در مرحله بعد بصورت کامل و جهت تایید نهایی به پارلمان ارائه میگردیدند.
بدنبال اصلاحات و فشار کلیسای اسکاتلند، کلیسای رومن کاتولیک اسکاتلند از سال ۱۵۶۷ از ترکیب پارلمان خارج و پس از منزوی شدن روحانیون پروتستان در سال ۱۶۳۸ اداره پارلمان اسکاتلند بطور کامل بصورت غیر روحانی در آمد. در دوران سلطنت جیمز ششم لردهای قوانین بیش از پیش تحت نفوذ دربار قرار گرفتند و بهدنبال جلوس او بر تاج و تخت انگلستان در سال ۱۶۰۳ او از آنها جهت اداره اسکاتلند از مقر لندن خود استفاده مینمود. در طی جنگهای سه پادشاهی در دوره هم پیمانی (۱۶۳۸-۱۶۵۱) پارلمان اسکاتلند کنترل اجرایی را در دست گرفته و بصورت قاطعانه سلطنت را از دست چارلز اول خارج ساخت. پس از درگیر شدن اسکاتلند در جنگ داخلی انگلستان توسط الیور کرامول، در دوران حکومت کرامول دولت او یک اتحادیه پارلمانی انگلو-اسکاتلندی را در سال ۱۶۵۷ تحمیل نمود.
در سال ۱۶۶۰، پس از اینکه چارلز دوم مجددا به تخت پادشاهی انگلستان و ایرلند نشست، پارلمان اسکاتلند دوباره پا گرفت (او قبلا شاه اسکاتلند را در اسکون و در مورخه ۱ ژانویه ۱۶۵۱ تاج گذاری نموده بود) . پس از آنکه انقلاب موسوم به «شکوهمند» پادشاه انگلستان را در مورخه فوریه ۱۶۸۹ رسما از قدرت برکنار کرد، ویلیام دوم اسکاتلند (ویلیام سوم انگلستان) اقدام به احضار مجمع ایالات نمود که که به تبادل نامه بین ویلیام و جیمز هفتم اسکاتلند (جیمز دوم انگلستان) انجامیده و به تعیین شرط و شروط خود در دعوی قوانین حقوقی پرداخته و بصورت مقتضی پادشاهی مشترک مری دوم و ویلیام را بحالت پادشاهان مشترک بر اسکاتلند در ادینبورگ و در تاریخ ۱۱ آوریل ۱۶۸۹ اعلام نمودند.
پارلمان ایرلند [ویرایش]
پارلمان ایرلند در زمان اقتدار ایرلند و بمنظور نمایندگی جامعه انگلیسی مقیم ایرلند شکل گرفت. این در حالی بود که ایرلندیهای اصیل یا سلتیها دارای حق رای یا احراز نمایندگی مجلس نبودند. اولین جلسه ثبت شده این پارلمان در سال ۱۲۶۴ برگزار گردید. در این زمان حضور انگلستان در ایرلند کمرنگتر شده بود و محدود به مناطقی در اطراف شهر دوبلین بود که اصطلاحا «پِیل» (The Pale) نامیده میشد.
هنری هشتم در سال ۱۵۴۱ با به رسمیت شناخته پادشاهی ایرلند، تلاش دوبارهای برای به سلطه درآوردن ایرلند آغاز نمود. در این زمان لردهای سلتی ایرلند صلاحیت حضور متساوی با اکثریت انگلیسی در پارلمان ایرلند را یافتند. در پی اصلاحات مذهبی و غلبه پروتستانها در انگلستان، درگیریها در ایرلند ادامه یافت زیرا اکثر مردم این کشور بر مذهب کاتولیک باقی ماندند. بین سالهای ۱۶۱۳ تا ۱۶۱۵ حوزههای انتخابیه ایرلند بنحوی تنظیم گشتند که مهاجران پروتستان حائز اکثریت مجلس ایرلند گردند. پس از شورش سال ۱۶۴۱ ایرلند حق رای و حضور کاتولیکها در پارلمان در دوره استیلای کرامول بر ایرلند ممنوع شد.
در دوران حکومت جیمز دوم و هفتم کاتولیکها مجددا اقتدار خود را بدست آوردند و در طول جنگ جکوبایتها در ایرلند، او با درخواست پارلمان ایرلند مبنی بر استقلال و اعاده سرزمینها موافقت نمود. پس از پیروزی ویلیام سوم انگلستان اقتدار مجددا حالت معکوس بخود گرفت، با تصویب قانون کیفری اوضاع وخیم تر نیز گشت. از سوی دیگر قانون پوینینگ مصوب سال ۱۴۹۴ باعث شد که پارلمان ایرلند به زیر مجموعهای از پارلمان انگلستان تبدیل گردد، ولی قانون اساسی سال ۱۷۸۲ این محدودیتها را مرتفع ساخته و حدود یک دهه بعد کاتولیکها حق رای یافتند. این در حالی بود که هنوز عضویت آنها در پارلمان ممنوع بود.
پارلمان بریتانیای کبیر [ویرایش]
بدنبال پیماننامه اتحاد سال ۱۷۰۷، قانون اتحاد هم در پارلمان انگلستان و هم در پارلمان اسکاتلند بتصویب رسید که بر اساس آن پادشاهی بریتانیای کبیر جدید شکل گرفت. این قوانین هر دو پارلمان را منحل و «پارلمان پادشاهی بریتانیای کبیر» جدید را جایگزین آنها ساخته و مقر این پارلمان جدید، تالار سابق پارلمان انگلستان تعیین گردید. در حالیکه قوانین اسکاتلند و نهاد قضایی اسکاتلند بصورت مجزا از یکدیگر باقی ماندند، امر قانونگذاری به پارلمان جدید تفویض گشت.
پس از اینکه جورج اول در سال ۱۷۱۴ میلادی با پشتیبانی پارلمان بر تخت پادشاهی نشست، انتقال قدرت حکومت از پادشاه به پارلمان به تدریج آغاز گشت. با پایان سلطنت او، وزرا برای انتخاب نیاز به حمایت پارلمان داشتند و موظف به پاسخگویی به آن نیز بودند. تا سالهای آخر قرن هجدهم پادشاه هنوز نفوذی قابل ذکر بر پارلمان داشت که تحت تاثیر عواملی چون اشرافیت انگلیسی و قیمومیت بود، اما پادشاه یا ملکه از اعمال قدرت مستقیم پرهیز میکرد. در انتخابات عمومی رای مردم در حوزههای انتخابیه دور افتاده، توسط افراد بااصالت محدود میگشت. از اینرو در عین حالیکه هنوز شهرهای بزرگ بدون نماینده باقی مانده بودند، کرسی مربوط به قصبات دور دست را میتوانستند براحتی بدست آورند. اصلاح طلبان و افراط گرایان جویای ایجاد اصلاحات پارلمانی بودند، اما با گسترش جنگهای ناپلئونی دولت در برابر نظرات مخالف حالت سرکوب گرایانه بخود گرفته و اوضاع بسمت ایجاد اصلاحات متمایل گردید.
پارلمان پادشاهی متحد بریتانیا [ویرایش]
پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند در سال ۱۸۰۱ با ادغام پادشاهی بریتانیای کبیر و پادشاهی ایرلند بوجود آمد.
اصل واگذاری مسئولیت وزرا به مجلس طبقه پایین تا قرن نوزدهم کاربردی نگردید – هم بصورت تئوریک و هم بصورت عملی، مجلس لردها در مقایسه با مجلس عوام ممتاز تر بود. اعضای مجلس عوام در یک سیستم انتخابات منسوخ شده انتخاب میگردیدند که در آن حوزههای انتخاباتی با اندازههای بسیار متفاوت وجود داشتند. بنابر این، قصبه اولد ساروم با هفت رای دهنده قادر به انتخاب دو نماینده بود همانگونه که قصبه دان ویچ که زمینهای آن بر اثر فرسایش سطح در دریا مدفون گشته بود، این اختیار را داشت. در بسیاری از موارد، اعضای مجلس طبقه بالا همچنین بر قصبات کوچک کنترل داشتند که با نام پاکت یا قصبات دور دست شناخته شده و از این طریق از انتخاب بستگان و حامیان خود اطمینان حاصل مینمودند. بسیاری از کرسیهای مجلس عوام «متعلق» به لردها بود. پس از اصلاحات قرن نوزدهم، که با قانون اصلاحات سال ۱۸۳۲ آغاز شد، سیستم انتخاباتی مجلس طبقه پایین بسیار نظام مند تر گشت. اعضای مجلس عوام دیگر بدون وابستگی به مجلس طبقه بالا بخاطر تعداد کرسی هایشان، رشد نموده و قادر به طرح نظراتشان گردیدند.
عصر مدرن [ویرایش]
برتری مجلس عوام بطور مشخص در ابتدای قرن بیستم آشکار گردید. در سال ۱۹۰۹، مجلس عوام قانون موسوم به «بودجه مردم» که بر طبق آن تغییرات زیادی در سیستم اخذ مالیات و بضرر زمین داران ثروتمند ایجاد گردید را مورد تصویب قرار داد. مجلس لردها که اکثرا از زمین داران قدرتمند تشکیل یافته بود، بودجه را رد نمود. بر پایه محبوبیت برنامه بودجه و متقابلا بدنامی لردها، حزب لیبرال در انتخابات عمومی سال ۱۹۱۰ به پیروزی دست یافت. به استناد نتایج حاصله بعنوان خواست مردم، هربرت هنری اسکوئیت نخست وزیر لیبرال به معرفی لایحه پارلمان، که در مورد محدود ساختن قدرت لردها بود، اهتمام ورزید. (او به معرفی مجدد مفاد مالیات زمین در بودجه مردمی نپرداخت.) هنگامی که لردها از تصویب قانون سر باز زدند، اسکوئیت به نزد پادشاه رفته و در خواست ایجاد چند صد کرسی لیبرال مشابه بمنظور حذف اکثریت محافظه کار در مجلس لردها را نمود. در برخورد با چنین تهدیدی، مجلس لردها با کراهت لایحه را نصویب نمودند. با طرح قانون پارلمان سال ۱۹۱۱ به لردها اجازه تاخیر در تصویب یک لایه حداکثر تا سه جلسه (که در سال ۱۹۴۹ به دو جلسه کاهش یافت) را میداد و مورد پس از این مدت، حتی در صورت مخالفت آنها، بصورت قانون در میآمد.
در سال ۱۹۲۲ ایالت آزاد ایرلند مستقل شده و در سال ۱۹۲۷ پادشاهی بریتانیا نام خود را به پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی تغییر داد.
اصلاحات بعدی مجلس لردها در قرن بیستم انجام پذیرفت. در سال ۱۹۵۸ قانون عناوین طبقه لردها باعث بوجود آمدن منظم رتبه قانون عناوین اشرافی گردید. در دهه ۱۹۶۰ ایجاد منظم شان موروثی طبقه لردها متوقف گردید؛ از آن پس، تقربیا تمام صاحبان جدید عناوین اشرافی فقط اشراف بودند ولا غیر. اخیرا، قانون مجلس لردها مصوب سال ۱۹۹۹ کلیه حقوق خودکار موروثی اشراف جهت اشغال کرسی مجلس طبقه بالا را از میان برداشت (اگرچه برای ۹۲ نفر از آنان استثنای موقت قائل گردید). در حال حاضر مجلس لردها زیر مجموعه مجلس عوام بحساب میآید.
پس از تفویض قانونگذاری یک مجلسی ملی اسکاتلند توسط قانون سال ۱۹۹۸ اسکاتلند، پارلمان اسکاتلند تاسیس گردیده و اولین جلسه خود را در مورخه ۱۲ مه سال ۱۹۹۹ برگزار نمود.
اجزای تشکیل دهنده [ویرایش]
ریاست مجلس با شخص مقام سلطنت بریتانیا است. بهرحال، نقش پادشاه صرفا بصورت تشریفاتی است؛ در عمل او تصویب قوانین را با نظر نخست وزیر و دیگر وزرا که آنان نیز متقابلا به پارلمان پاسخگو هستند، به انجام میرساند.
افراد تشکیل دهنده مجلس طبقه بالا عمدتا از اعضای انتصابی («لردهای پارلمان») هستند. شیوه این مجلس کلا بر اساس «حق لردها که بر طبق آن، این افراد چه روحانی و غیر روحانی در جلسه پارلمان از احترام برخوردار باشد» استوار است. لردهای روحانی مذهبیون کلیسای انگلستان و لردهای غیر روحانی اشراف مملکت بودند. لردهای روحانی و غیر روحانی بعنوان ایالات مجزا تلقی میگشتند ولی آنها تشکیل جلسه داده، بحث کرده و با هم رای میدادند.
لردهای روحانی از قبل کلیه مقامات ارشد مذهبی کلیسای انگلستان – اسقفهای اعظم، اسقفها، راهبان بزرگ و روسای صومعهها را شامل نموده بودند. بمحض انحلال صومعهها در زمان حکومت هنری هشتم، راهبان بزرگ و روسای صومعهها از مقامهای خود در پارلمان عزل گردیدند. تمام اسقفهای حوزه اسقفان، بحضور خود در پارلمان ادامه دادند لکن قانون طبقه اسقفهای منچستر در سال ۱۸۴۷ و قوانین متعاقب آن فقط ۲۶ نفر از ارشدترین افراد را بعنوان لرد روحانی قلمداد نمودند. این تعداد در هر زمان شامل متصدیان «پنج حوزه اسقفی» برای مثال اسقف اعظم کانتربری، اسقف اعظم یورک، اسقف لندن، اسقف دورهام، اسقف وینچستر میگردد. مابقی ۲۱ نفر لردهای روحانی از بین اسقفهای حوزه اسقفی بودند که رتبه ایشان برحسب تقدس تعیین میگشت.
لردهای غیر روحانی تماما از اعضای طبقه اشراف بودند. قبل از آن، آنها حالت اشراف موروثی را داشتند. حق نمایندگی مجلس برخی از اشراف موروثی بصورت خودکار نبود: پس از اتحاد اسکاتلند و انگلستان و ایجاد بریتانیای کبیر در سال ۱۷۰۷، این امکان بوجود آمد که کلیه اشرافی که شان آنان توسط پادشاهان انگلستان اعطا گردیده بود بنمایندگی پارلمان منصوب گردند، ولی آنهایی که شان آنان توسط پادشاهان اسکاتلند اعطا گردیده بود، تنها مجاز به انتخاب شماری محدود از نمایندگان اشراف بودند. ترتیباتی مشابه در مورد ایرلند، در زمانی آن کشور در سال ۱۸۰۱ با انگلستان ادغام گردید، اتخاذ گردیده شد. اما هنگامیکه ایرلند جنوبی در سال ۱۹۲۲ از ترکیب پادشاهی متحد خارج گردید، انتخاب نمایندگان اشراف ایرلندی متوقف شد. با بکار بستن قانون اشرافیت سال ۱۹۶۳ انتخاب نمایندگان اشراف اسکاتلندی نیز متوقف شد. و کلیه اشراف اسکاتلندی حق نمایندگی مجلس را یافتند. با رسمیت یافتن قانون مجلس لردها به سال ۱۹۹۹، تنها دارا بودن شان اشرافیت غیر موروثی (که میتوان از آن بعنوان شئون اشرافی که قابل به ارث رسیدن نبودند، نام برد) بصورت خودکار صاحب این عنوان را شایسته نمایندگی مجلس لردها مینمود. از تعداد کل اشراف موروثی، تنها ۹۲ نفر – کنت مارشال، لرد کبیر چمبرلین و ۹۰ نفر توسط دیگر اشراف زادگان انتخاب گردیدند—کرسیهای خود در مجلس را حفظ نمودند.
عوام الناس، آخرین «طبقه» پادشاهی در مجلس عوام نماینده دارند که شیوه رسمی آن بصورت «محترم شماردن عوام الناس در جلسه پارلمان» میباشد. هم اکون تعداد نمایندگان این مجلس ۶۴۶ نفر است. تا زمان انتخابات عمومی سال ۲۰۰۵ این مجلس ۶۵۹ نماینده داشت، ولی با اجرایی شدن قانون اسکاتلند سال ۱۹۹۸ تعداد نمایندگان اسکاتلند کاهش پیدا کرد. هر «نماینده پارلمان» یا MP توسط حوزه انتخابیه واحد و بمقتضی سیستم انتخابی سیستم اولین گذراننده مقام انتخابی برگزیده میگردد. محدودیت سنی بینالمللی برای افراد بالای ۱۸ سال است؛ شهروندان بریتانیا، مردم جمهوری ایرلند و اتحادیه کشورهای همسود مقیم بریتانیا حائز حق رای هستند. طول دوره نمایندگی اعضای مجلس عوام بطول دوره پارلمان وابسته است؛ پس از هر انحلال یک دوره انتخابات عمومی برگزار میشود که در طی آن تمام کرسیها مورد رقابت واقع میگردند.
انتظار بر آنست که اجزای سه گانه پارلمان را جدا از یکدیگر نگه دارند؛ هیچ شخصی قادر به شکل دهی یک بخش تشکیل یافته از بیش از یک جزء نمیباشد. لردهای پارلمان بصورت قانونی از حق رای در انتخابات تعیین نمایندگان مجلس عوام محروم هستند؛ بصورت مرسوم شخص پادشاه رای نمیدهد، اگرچه مانع مدونی در این خصوص وجود ندارد.
روش [ویرایش]
هر یک از مجلسهای پارلمان بریتانیا دارای یک «رئیس» هستند: ریاست مجلس برای مجلس عوام و رئیس مجلس لردها برای مجلس اعیان کار میکنند.
در خصوص مجلس عوام، بصورت تئوری تایید پادشاه قبل از اعتبار یافتن انتخاب رئیس مجلس، لازم است، ولی بر طبق مرسومات مدرن، این تایید همیشه «گرفته شده» فرض میشود. وظیفه ریاست مجلس میتواند در صورت غیاب رئیس توسط سه معاون او احراز شود: قائم مقام، معاون اول قائم مقام، و معاون دوم قائم مقام موسوم به قائم مقام راه و روش.
قبل از ژوئیه سال ۲۰۰۶، مجلس لردها توسط لرد صدر اعظم (عضو کابینه) ریاست میگردید. نفوذ این شخص بعنوان رئیس مجلس بسیار محدود بود (در حالیکه اختیارات رئیس مجلس عوام بسیار گسترده بودند). بهرحال، بعنوان قسمتی از قانون اساسی اصلاحی سال ۲۰۰۵ موقعیت رئیس مجلس لردها (همانگونه که در متن قانون نامیده شدهاست) از مقام لرد صدر اعظم تفکیک گردید، اگرچه لردها بطور گسترده بصورت خود گردان باقی ماندند. تصمیمات در خصوص دستورات و نظام متلاطم اعضاء توسط کل مجلس طبقه بالا اخذ میگردید ولیکن در مجلس طبقه پائین این تصمیم گیری تنها بر عهده رئیس مجلس بود. سخنرانیها در مجلس لردها خطاب به کل مجلس بود (که در آن از کلمات « لردهای من» استفاده میشد) لکن سخنرانیها در مجلس عوام تنها خطاب به رئیس مجلس بودند (که در آن از کلمات «آقای رئیس» و یا « بانوی رئیس» استفاده میشد).
در هر دو مجلس مسائل بصورت شفاهی مطرح و رای گیری نیز شفاهی برگزار میشد، اعضا در مجلس عوام، داد میزدند که «آری» و «خیر» – و در مجلس لردها میگفتند «راضی» و «ناراضی» --، سپس مامورانی که مدیریت مجلس را بر عهده داشتند نتیجه را اعلام مینمودند. صدور رای هر یک از روسای مجالس نیز قابلیت مباحثه داشتند که بر روی آنها یک رای ثبت میکردند (این روش با نام تصمیم گیری شناخته میشد]]). (رئیس مجلس عوام توانایی رد در خواستهای بیاساس در مورد یک تصمیم را دارا بود، ولی رئیس مجلس لردها این قدرت را نداشت.) در هر مجلس، یک بخش از نمایندگان میخواست که به یکی از دو تالار جانبی تالار اصلی بروند؛ آنگاه نام ایشان توسط یک کارمند ثبت و در هنگام خروج آنها از تالار فرعی و ورود مجددشان به تالار اصلی، رای شان شمارش میگشت. انتظار از رئیس مجلس عوام آن بود که حامی گروه خاصی نبوده و بجز در زمان تساوی رایها، حق رای نداشته باشد. ولی در هر حال، رئیس مجلس لردها بهمراه مابقی لردها حق رای داشت.
دورههای پارلمانی [ویرایش]
آغاز دوره پارلمانی [ویرایش]
بدنبال برگزاری انتخابات عمومی، جلسات مجلس جدید کار خود را آغاز مینماید. مجلس از ۴۰ روز جلوتر توسط پادشاه یا ملکه، یعنی کسی که سر منشاء قدرت پارلمان است، فرا خوانده میشود. در روز مشخص شده در اعلان دربار، هر دو مجلس در تالارهای مخصوص بخود تشکیل جلسه میدهند. آنگاه مجلس عوام به مجلس اعیان فرا خوانده میشوند و در آنجا لردهای عالیرتبه (نمایندگان پادشاه) به آنها دستور انتخاب رئیس مجلس را میدهند. سپس مجلس عوام انتخابات خود را به انجام میرساند. در روز بعد، آنها مجددا به مجلس اعیان برمیگردند. در این مرحله، لردهای عالی رتبه صحت انتخابات را مورد تایید قرار داده و از طرف پادشاه تایید سلطنتی را به رئیس مجلس جدید اعطا مینمایند.
کار پارلمان در روزهای آغازین، دریافت سوگندهای وفاداری است. بمحض اینکه اکثریت نمایندگان در برابر هر مجلس سوگند یاد نمودند، مراسم رسمی افتتاح پارلمان برگزار میگردد. لردها بر کرسیهای خود در تالار مجلس اعیان مینشینند و نمایندگان مجلس عوام در برابر نردهای که درست در بیرون تالار واقع شده، حاضر میشوند. در این زمان پادشاه یا ملکه بر تخت مخصوص جلوس مینماید و گزیدهای از اورنگ پادشاهی را میخواند. مفاد این گزیده توسط وزرای دربار تنظیم میگردد. در این گزیده راه و روش قانونگذاری دولت در سال آتی مرور میشود. از آن پس، هر مجلس امور قانونگذاری مرتبط با خود را ادامه میدهد.
بر طبق سنت، قبل از بررسی محتوای سخنرانی پادشاه و آغاز کار قانونگذاری دولت، در هر یک از مجالس پیشنویس یک لایحه بصورت نمادین آماده و خوانده میشود: این لایحه در مجلس اعیان Select Vestries Bill و در مجلس عوام Outlawries Bill نام دارد. موضوع این لوایح به سخنان پادشاه یا ملکه در روز آغازین بازگشایی مجلس ارتباطی ندارد و این اقدام نمادین صرفا برای تاکید بر استقلال مجلس از تصمیمات و نظرات دربار است.
پس از تهیه لایحه «پیش نویس»، هر مجلس بمدت چند روز به بحث در خصوص مفاد گزیده اورنگ پادشاهی میپردازند. بمحض اینکه هر مجلس بطور رسمی جوابیه خود به گزیده را ارسال نمود، کار قانون گذاری آغاز گشته، کمیتهها مشخص، کارمندان عالی رتبه انتخاب و امر تصویب قطعنامهها و نگرش در مفاد قانونی شروع میشود.
یک جلسه پارلمان از آغاز تا پایان صرف موارد غیرضروری میشود. در این مرحله مراسمی شبیه به مراسم گشایش برگزار میگردد. بطور عادی، پادشاه شخصاً در این مراسم که در محل مجلس اعیان برگزار میگردد، شرکت نمیکند. شرکت کنندگان از سوی شاه لردهای عالی رتبه هستند. جلسه بعدی پارلمان نیز با همین روش آغاز میشود ولی دیگر لازم نیست که در شروع چنین جلساتی، رئیس مجلس انتخاب و یا مراسم یاد کردن سوگند بجا آورده شود. در عوض، مراسم گشایش رسمی پارلمان بطور مستقیم انجام میپذیرد. بمنظور جلوگیری از تاخیر در شروع جلسه جدید و در حالات اضطراری در دوره طولانی مدت تعطیلات تابستانی، مجلس بیش از آن تعطیل نخواهد ماند، ولی تنها در زمان بحث پارلمان در پاییز؛ مراسم گشایش پس از چند روز پی گرفته میشود.
پایان دوره پارلمانی [ویرایش]
هر دوره مجلس پس از برگزاری شماری جلسات معین یا بدستور پادشاه و یا در اثر خاتمه دوره، پایان میپذیرد، که در اعصار اخیر نوع اول رایج تر است. انحلال مجلس در هر زمان توسط شخص پادشاه و همیشه با توصیه نخستوزیر انجام پذیر خواهد بود. نخست وزیر ممکن است بدلایل منافع سیاسی حزب متبوع خود، انحلال مجلس را خواستار گردد. چنانچه نخستوزیر حمایت مجلس عوام را از دست بدهد، ناچار است کنارهگیری کرده و یا جهت تجدید قیمومیت خود خواستار انحلال پارلمان گردد.
طول دوره پارلمانی [ویرایش]
در ابتدا محدودیت زمانی در دورههای مجلس وجود نداشت، اما تصویب قانون سه سالانه ۱۶۹۴ حداکثر طول هر دوره را سه سال تعیین نمود. از آنجاییکه برگزاری انتخابات کار مشکلی بحساب میآمد، قانون هفت سالانه ۱۷۱۶ حداکثر طول هر دوره را به هفت سال افزایش داد که نهایتا قانون پارلمان سال ۱۹۱۱ آن را به پنج سال کاهش داد. در طول دوران جنگ جهانی دوم و بر اساس قانون پارلمان، طول دوره نمایندگی بصورت موقت به ده سال افزایش یافت. با پایان جنگ، طول دوره دوباره به پنج سال کاهش یافت.
سابق بر این، مرگ پادشاه بطور طبیعی پایان دوره مجلس را بهمراه داشت، و تاج پادشاهی بعنوان «آغاز، اساس و پایان» (به لاتین: caput, principium, et finis) در بدنه حکومت تلقی میگشت، اما امروزه بدینصورت نیست. اولین تغییرات در زمان حکومت مشترک ویلیام سوم و ماری دوم روی داد. در آن زمان جانشینی پادشاه مورد مناقشه بود و قانونی تصویب شد که بر طبق آن پارلمان میتوانست در صورت عدم انحلال تا شش ماه پس از مرگ پادشاه بکار خود ادامه دهد. قانون نمایندگی مردم مصوب ۱۸۶۷ به این راه و روش خاتمه داد.
در پایان هر دوره پارلمان، مقام سلطنت فرمان نامههای را مبنی بر برگزاری انتخابات عمومی جهت برگزیدن نمایندگان جدید مجلس عوام صادر مینمود. عضویت مجلس لردها با انحلال آن از بین نمیرفت. هر پارلمانی که با انتخابات عموم مردم بسر کار آمده باشد از آنکه دورهاش بسر آمده بود متمایز بود و بصورت مجزا شمارهگذاری میگردید.
عملکردهای قانونگذاری [ویرایش]
قوانین بر اساس قانون پارلمان پادشاهی متحد بریتانیا موضوعیت مییابند. در حالی که حدود مشمولیت قوانین سراسر خاک بریتانیای کبیر شامل اسکاتلند میگردد، ولی بخاطر ادامه تفکیک قوانین اسکاتلند، بسیاری از قوانین به اسکاتلند دلالت ندارند و میباید جهت اجرای مجزا در اسکاتلند، با قوانین معادل تطبیق داده شده و یا، از سال ۱۹۹۹، با قوانین وضع شده توسط پارلمان اسکاتلند در خصوص مسائل تفویضی چک شوند.
این امر باعث بوجود آمدن حالتی میشود که به سوال لوتیان غرب معروف است: وضعیتی که در آن اعضای پارلمان وستمینستر که از حوزههای انتخابی اسکاتلند هستند در خصوص مسائل قانونگذاری که هیچ تاثیری بر اسکاتلند ندارند، رای میدهند. بعنوان مثال، قانون «تحصیلات تکمیلی سال ۲۰۰۴» تنها با رای نمایندگان اسکاتلند تصویب گردید، اما این قانون هیچ گونه ارتباطی با اسکاتلند نداشت.
قوانین را، که در حالت پیشنویس با نام لوایح خوانده میشوند، هریک از نمایندگان هر دو مجلس میتوانند طرح کنند ولی بصورت معمول قوانین توسط وزیر دربار معرفی میشوند. لایحه معرفی شده توسط یک وزیر را «لایحه دولت»، و لایحهای که توسط دیگر نمایندگان مطرح میشود را «لایحه خصوصی اعضا» مینامند. راه دیگر طبقهبندی لوایح از طریق موضوع آنها است. اکثر لوایحی که در مورد مسائل عمومی هستند، با نام «لوایح عمومی» شناخته میشود. همچنین لایحهای که در باره اعطای حقوق خاص به یک فرد یا گروه کوچک بحث مینماید را لایحه خصوصی مینامند. لایحه خصوصی که دلالتی عمومیتر دارند را «لوایح دو منظوره» میخوانند.
نسبت لوایح خصوصی اعضا به لوایح دولتی یک به هشت بوده و به تصویب رسانیدن آنها بمراتب بعیدتر است. برای طرح لایحه خصوصی اعضا، سه روش برای نمایندگان وجود دارد:
- در نخستین روش، رای اعضای خصوصی در صندوق قرار داده شده و به کسانی که برنده شوند، فرصت ارائه لایحه داده میشود.
- روش دیگر قاعده ده دقیقه است که در آن به نمایندگان ده دقیقه فرصت داده میشود تا مورد خود را برای سری جدید قانونگذاری بصورت اجمالی ارائه دهد.
- نام روش سوم، دستور جاری ۵۸ است که بر طبق آن در صورت اطلاع یک روز قبل به رئیس مجلس میتوان لایحه را بدون مباحثه طرح نمود.
تاخیر اندازی خطری است که بر پایه آن مخالفان یک لایحه قسمت اعظم وقت اختصاص داده شده به آن را تلف میکنند. لوایح خصوصی اعضا در صورت مخالفت دولت، شانسی برای تصویب نخواهند داشت. ولی از آنها در مسائل معنوی استفاده میشود: بعنوان مثال لوایح رفع جرم از همجنس گرایی و سقط جنین نمونههایی از لوایح خصوصی اعضا بحساب میآمدند. برخی اوقات دولتها از لوایح خصوصی اعضا جهت تصویب قوانینی که نمیخواهند در تصویب آن درگیر باشند، استفاده میکنند. «لوایح اعانه» زمانی است که دولت لوایحی را به نمایندگانی که در رایگیری اعضای خصوصی برنده شدهاند، ارائه میدهد.
مراحل بررسی لوایح [ویرایش]
هر لایحه میبایست مراحل مختلفی را در هر مجلس بگذراند. نخستین مرحله که نام آن خواندن اولیه است، فقط جنبه تشریفات دارد. در مرحله خواندن دوم اصول عمومی لایحه مورد بحث قرار میگیرند و مجلس میتواند آنرا از طریق رای عدم حرکت مرحله و اینکه «لایحه برای دومین بار خوانده شده است» رد کند. شکست لوایح دولتی بسیار نادر است، آخرین مورد آن در سال ۲۰۰۵ اتفاق افتاد.
بدنبال مرحله خواندن دوم، لایحه به کمیته فرستاده میشود. این کمیته در مجلس اعیان، «کمیته کل مجلس» یا «کمیته عالی» است. هر یک از این کمیتهها شامل کل اعضای مجلس هستند؛ فعالیت کمیته دوم تحت روشهای خاص و تنها جهت لوایح غیر مناقشهای میباشد. در مجلس عوام، لایحه معمولاً در کمیته قائم طرح میگردد که شامل ۱۶ تا ۵۰ نفر عضو است ولی کمیته کل مجلس جهت درگیر موارد قانونگذاری مهم میشود. احتمال استفاده از دیگر کمیتهها، از جمله کمیتههای انتخابی، نیز وجود دارد ولی بسیار نادر اتفاق میافتد. هر کمیته بند به بند یک لایحه را مورد بررسی قرار داده و سپس اصلاحات مورد توصیه خود را به کل مجلس، جایی که دقت بیشتری روی آن اعمال میکنند، ارسال مینماید. بهرحال، «کانگرو» ( دستور جاری ۳۱) به رئیس مجلس قدرت انتخاب اصلاحات جهت مباحثه را میدهد. این امکان بصورت متداول تحت دستور جاری ۸۹ و توسط مدیر کمیته از طرف دولت و بجهت محدودسازی مباحثات کمیته، مورد بهره برداری قرار میگیرد.
بمحض بررسی مجلس بروی لایحه، مرحله خواندن سوم اجرا میگردد. در مجلس عوام، هیچ نوع اصلاح بعدی متصور بوده و گذراندن مرحله «اکنون لایحه برای سومین بار خوانده شده است» بمعنای تصویب کل لایحهاست. در مجلس لردها اصلاحات بعدی بروی لایحه امکان پذیر است. پس از گذرانیدن مرحله خواندن سوم، مجلس لردها میباید بروی مرحله «اکنون لایه تصویب شد» رای دهد. پس از تصویب در یک مجلس، لایحه به مجلس دیگر فرستاده میشود. در صورت تصویب یکسان در هر دو مجلس، آنرا جهت تصویب نهایی به حضور پادشاه میفرستند. در صورتیکه اصلاحات در یک مجلس تصویب و در مجلس دیگر با آن توافق نشود و دو مجلس نتوانند اختلافات خود را حل نمایند، لایحه مردود میگردد.
اختلاف دو مجلس بر سر لوایح [ویرایش]
از زمان تصویب قانون پارلمان سال ۱۹۱۱، قدرت مجلس اعیان در رد لوایح تصویبی مجلس عوام محدود شده و بعداً بر طبق قانون پارلمان سال ۱۹۴۹ این محدودیتها افزایش یافت. چنانچه مجلس عوام یک لایحه عمومی را در دو جلسه پیاپی تصویب نموده و مجلس لردها آن را در هر دو بار رد کند، ممکن است مجلس عوام تصمیم بگیرد که بدون در نظر گرفتن رد آن توسط لردها، لایحه را مستقیما برای تصویب نهایی نزد پادشاه یا نماینده رسمی او بفرستد. در هر مورد، لایحه میباید یک ماه قبل از خاتمه دوره مجلس عوام در آن بتصویب رسیده باشد. این شرط بر لوایح مطروحه در مجلس لردها، لوایحی که خواستار افزایش دوره پنج ساله پارلمان بوده و یا لوایح خصوصی، قابل اعمال نیست. یک روش خاص در لوایح طبقهبندی شده توسط رئیس مجلس عوام بعنوان «لوایح پولی» مورد استفاده قرار میگیرد. یک لایحه پولی بصورت «انحصاری» به مسائل مالیاتی یا داراییهای عمومی میپردازد؛ تایید رئیس مجلس در هر شرایط بعنوان رای قطعی تلقی میگردد. در صورتیکه مجلس لردها یک لایحه پولی را یکماه پس از تصویب مجلس عوام مورد تصویب قرار ندهد، مجلس طبقه پایین میتواند آن را بلافاصله و بطور مستقیم به تصویب پادشاه برساند.
حتی قبل از گذراندن قوانین پارلمان، مجلس عوام در موارد مالی از حق تقدم برخوردار است. بر اساس یک سنت قدیمی، مجلس اعیان امکان طرح لوایح مرتبط با مسائل مالیاتی یا تامین بودجه و یا دادن هر نوع اصلاحیه بروی یک لایحه بمنظور جایگزینی مفاد مربوط به مسائل مالیاتی یا تامین بودجه را ندارد. مجلس عوام در چشمپوشی کردن از این امتیاز مخیر بوده و گاهی اوقات اجازه تصویب اصلاحات دارای بار مالی را به مجلس لردها میدهد. مجلس لردها نیز در رد لوایح مربوط به تامین بودجه یا مسائل مالیاتی آزاد است ولی در صورتیکه لوایح از نوع پولی باشند، رای آنان به آسانی کنار گذارده میشود. (ممکن است یک لایحه مرتبط به درآمد و تامین بودجه، لایحه پولی نباشد. بطور مثال اگر شامل موضوعاتی فراتر از مالیات ملی و داراییهای عمومی باشد).
مرحله پایانی [ویرایش]
آخرین مرحله هر لایحه اخذ تاییدیه سلطنتی است. پادشاه توانایی بالقوه اعطای تاییدیه سلطنتی (تبدیل لایحه به قانون) یا نگه داشتن آن (وتوی لایحه) را دارا است. امروزه، پادشاه یا ملکه همیشه لوایح را تایید مینماید و برای این کار از عبارت «خواست ملکه آن است» در زبان (نورمن فرانسوی: La reyne le veult) استفاده میکند. آخرین امنتاع از اعطای تاییدیه در سال ۱۷۰۸ زمانی روی داد که ملکه آن تایید خود را بر لایحه « ایجاد شبه نظامیان در اسکاتلند» بحالت معلق نگاه داشت.
بنابر این هر لایحه قبل از تبدیل به قانون، توافق هر سه جزء پارلمان را کسب میکند، به استثناء مواردی که رای مجلس اعیان بر اساس قوانین پارلمان رد شود. کلماتی از قبیل «قانونی شدن توسط اعلیحضرت ملکه [پادشاه]، با توصیه و تایید لردهای روحانی و غیر روحانی، و مجلس عوام در صحن جلسه پارلمان و با ریاست همان، از قرار زیر:-«یا زمانیکه مرجعیت مجلس لردها با استفاده از قوانین پارلمان رد میشوند، کلماتی از قبیل «قانونی شدن توسط اعلیحضرت ملکه [پادشاه]، با توصیه و تایید مجلس عوام در صحن مجلس و بمقتضی مفاد قوانین ۱۹۱۱ و ۱۹۴۹ و با ریاست همان، از قرار زیر:-» در آغاز هر دوره قانونی مجلس شنیده میشود. این کلمات بعنوان فرمول تصویب شناخته میشوند.
عملکرد قضایی [ویرایش]
پارلمان علاوه بر عملکردهای قانونگذاری، چندین عملکرد قضایی نیز دارد. حضور ملکه در پارلمان باعث بوجود آمدن عالیترین دادگاه کشور بمنظور رسیدگی به اکثر موارد میگردد. ولی شورای عالی صلاحیت قضایی در برخی موارد (بعنوان مثال، استیناف از دادگاههای منسوب به کلیسا) دارا است. صلاحیت قضایی پارلمان ریشه در آداب باستانی تسلیم دادخواست به مجالس بمنظور تظلمخواهی و اجرای عدالت دارد. مجلس عوام در سال ۱۳۹۹ میلادی رسیدگی به دادخواستها را بمنظور تثبیت قضاوت در دادگاههای پایینتر، متوقف نموده و بصورت کاربردی، مجلس اعیان را به عنوان آخرین ملجا تظلمخواهی مطرح نمود. در دوران معاصر، عملکرد قضایی مجلس اعیان نه در داخل این مجلس و بلکه توسط گروهی از «لردهای رسیدگی کننده به استینافهای عادی» انجام میگردد (برطبق قانون قضایی استینافی سال ۱۸۷۶ شان اشرافی موروثی به قضات اعطاء شد) و بوسیله «لردهای رسیدگیکننده به استیناف» (سایر اشرافِ دارای تجربه قضاوت) انجام گردید. لردهای رسیدگیکننده به استینافهای عادی و لردهای رسیدگی کننده به استیناف (یا «لردهای طبقه پایینتر») از اعضای مجلس لردها هستند ولی بطور عادی در خصوص مسائل سیاسی رای صادر ننموده و نظر نمیدهند.
در اواخر قرن نوزدهم قوانین اجازه بوجود آمدن «لردهای اسکاتلندی رسیدگی کننده به استینافهای عادی» را صادر و به رسیدگی به مسائل جنایی در مجلس لردها پایان دادند تا دیوان عالی قضایی بعنوان عالیترین مرجع رسیدگی کننده به امور جنایی در اسکاتلند مشخص گردد. امروزه کمیته قانونگذاری مجلس لردها معمولاً حداقل از دو قاضی اسکاتلندی استفاده میکند تا از وجود تجارب قوانین اسکاتلند در رسیدگی به استیافهای اسکاتلندی در موارد مدنی در جلسه دادگاه بهره ببرند.
دیگر موارد قضایی نیز بصورت تاریخی توسط مجلس لردها انجام میپذیرفتهاند. تا سال ۱۹۴۸ این مجلس بعنوان سازمان رسمی رسیدگی کننده به بزهکاران یا خیانت سطح بالای کشوری انجام وظیفه مینمود؛ در حال حاضر، جنایتکاران توسط قضات عادی محاکمه میشوند. هنگامیکه مجلس عوام اقدام بصدور حکم وارد نمودن اتهام میکند، محاکمه در مجلس لردها برگزار میگردد. البته امروزه موارد احضار بدادگاه بندرت اتفاق میافتد؛ آخرین مورد این احضارات به سال ۱۸۰۶ میلادی بر میگردد. از سال ۲۰۰۶ شماری از نمایندگان تلاشهایی را در راستای احیای این سنت انجام دادند، این افراد بیانیهای را در خصوص احضار نخستوزیر بدادگاه امضا نمودند، که البته موفقیت آن محل تامل است.
ارتباطات با دولت [ویرایش]
دولت بریتانیا موظف به پاسخگویی به مجلس عوام است. ولی بهرحال نه نخستوزیر و نه اعضای دولت توسط مجلس عوام انتخاب نمیگردند. در عوض، ملکه فردی را که به احتمال زیاد موفق به کسب اکثریت مجلس است جهت تشکیل دولت، فرا میخواند. این شخص بصورت عادی رهبر فراکسیون اکثریت مجلس است. از جهت اینکه این افراد در برابر دادگاه پایین پاسخگو باشند، نخستوزیر و کابینه عضو مجلس عوام نیز هستند. آخرین نخست وزیری که عضویت مجلس لردها را دارا بود آلک داگلاس–هوم، چهاردهمین کنت هوم بود که در سال ۱۹۶۳ به نخستوزیری رسید. او جهت نشان دادن وفاداری خود به سنتی که طبق آن او را در برابر مجلس طبقه پایین مسئول میدانست، اشرافیت خود را انکار و انتخابات مجلس عوام را چند روز قبل از رسیدن بمقام نخست وزیری، تدارک نمود.
دولتها به تسلط بر عملکرد قانونگذاری پارلمان تمایل داشته و اینکار را از طریق اکثریت موافق خود در مجلس عوام و گاهی اوقات با استفاده از قدرت قیمومیت خود در تعیین افراد موافق در میان لردها، به انجام میرسانند. در عمل، دولتها قدرت به تصویب رسانیدن مفاد قانونی (قابل قبول) مورد نظر خود در مجلس عوام را دارا هستند، مگر آنکه مخالفتی اساسی در میان نمایندگان حزب حاکم در پارلمان وجود داشته باشد. البته حتی در این موارد نیز احتمال شکست یک لایحه غیر محتمل است، اگرچه نمایندگان مخالف در این موارد قدرت گرفتن امتیازاتی از دولت را دارند. در سال ۱۹۷۶، لرد هیل شام در نوشتار دانشگاهی با نام «دیکتاتوری گزینشی» نام جدیدی را برای این رفتار برگزید که امروزه از آن زیاد استفاده میشود.
پارلمان نیز از طریق تصویب یا رد لوایح دولت و با اجبار وزرای دربار به پاسخگویی در باره رفتار آنان، به کنترل مدیران اجرایی کشور میپردازد، چه از طریق «زمان سوال» یا در طی جلسات کمیتههای فرعی پارلمان. در هر دو مورد، سوالاتی توسط نمایندگان از وزرا مطرح گشته و آنها موظف به پاسخگویی هستند.
اگرچه مجلس اعیان امکان موشکافی امور مدیران اجرایی در زمان سوال را از کانال کمیتههای فرعی خود دارد، ولی این مجلس قدرت برکناری دولت را ندارد. وظیفه اصلی هر وزارتخانه حفظ رای اعتماد و حمایت مجلس عوام است. مجلس طبقه پایین نیز با رد طرح اعتماد یا با تصویب طرح عدم اعتماد امکان نشان دادن عدم حمایت خود از دولت را دارد. ریشه طرحهای اعتماد معمولاً در دولت و بمنظور تحکیم حمایت مجلس است، در حالیکه طرحهای عدم اعتماد توسط مخالفان دولت مطرح میگردند. این رایها معمولاً بصورت «که این مجلس [هیچ] اعتمادی بدولت اعلیحضرت ندارد» ارائه میشوند. البته انواع دیگر رای که بسیاری از آنها به سیاستهای خاص مورد حمایت یا مخالفت مجلس اشاره دارند نیز مورد استفاده قرار میگیرند. بعنوان مثال، یک طرح اعتماد در سال ۱۹۹۲ از عبارت «که این مجلس حمایت خود را از موضع اقتصادی دولت اعلیحضرت اعلام میدارد» استفاده نمود. چنین طرحی بصورت تئوری در مجلس لردها مطرح میشود ولی نظر به آنکه دولت نیازی به رای اعتماد این مجلس ندارد، آن اثری که در مجلس عوام دارد را بهمراه نخواهد داشت؛ تنها مورد اخیر این اتفاق در خصوص رای عدم اعتمادی بود که در سال ۱۹۹۳ طرح گردید اما نهایتا با شکست مواجه گردید.
اگرچه بسیاری از رایها با زبان فوق الاشاره مطرح نمیگردند ولی بعنوان رای اعتماد تلقی میشوند. لوایح مهم که جزئی از دستور کار دولت بحساب میآیند (همانطورکه در گزیده اورنگ پادشاهی ذکر شدهاست) معمولاً بعنوان مسائلی که رای اعتماد بهمراه دارند تلقی میگردند. شکست چنین لایحهای بمعنای آنست که دولت دیگر اعتماد آن مجلس را پشتوانه کار خود ندارد. همین اثر در زمانی که مجلس عوام باز پس گرفتن تامین یعنی رد بودجه را انجام دهد، رخ میدهد.
زمانی که مجلس اعتماد مجلس عوام را از دست بدهد، نخستوزیر یا میبایست کنارهگیری کند و یا انحلال مجلس و برگزاری انتخابات عمومی جدید را پیگیر باشد. هنگامیکه نخستوزیر از حفظ رای اکثریت درمانده گشته و در خواست انحلال مجلس را بدهد، پادشاه بصورت تئوریک قدرت رد این درخواست را دارد که باعث اجبار نخستوزیر به استعفا و دادن فرصت به رهبر مخالفان جهت درخواست شکلگیری دولت جدید خواهد شد. البته از این قدرت در مواقع بسیار نادر استفاده شدهاست. وضعیتهایی که در آن مجوز چنان امتناعی از سوی پادشاه وجود دارد بعنوان اصول لاسلز شناخته میشود. این وضعیتها و اصول صرفا عرفهای غیر رسمی هستند؛ اگرچه خیلی بعید است ولی امکان امتناع بدون دلیل پادشاه با هر گونه انحلال نیز متصور است.
در عمل، موشکافی مجلس عوام در فعالیتهای دولت بسیار ضعیف است. نظر به استفاده از سیستم انتخاباتی اولین-اخرین-مقام در انتخابات کشور، حزب حاکم از اکثریت قاطع مجلس عوام برخوردار است؛ بنابراین نیاز اندکی به مصالحه با دیگر احزاب وجود دارد. احزاب مدرن سیاسی بریتانیا چنان آرایش تنگاتنگی دارند که فضای کوچکی را برای عمل آزادانه به نمایندگان شان میدهند. در بسیاری از موارد، امکان اخراج نمایندگان بدلیل رای خود بر خلاف نظر رهبران حزب، از حزب مربوطه وجود دارد. در طول قرن بیستم دولت سه بار اعتماد مجلس را از دست داد-دوبار در سال ۱۹۲۴ و یکبار در سال ۱۹۷۹.
پادشاهی [ویرایش]
نظرات متفاوت زیادی در خصوص سلطه پارلمان داده شدهاست. به نظر سر ویلیام بلاک استون که از اعضای هیئت منصفه میباشد، «مجلس دارای سلطه و نظارت غیر قابل کنترل بر وضع، تایید، بزرگ نمائی، جلو گیری از، لغو، باز گردانی، احیاء و تفسیر قوانین داشته و با در نظر آوردن کلیه نام گذاریها، امور روحانی یا غیر روحانی، مدنی، نظامی، دریائی یا جنائی .... بطور خلاصه مجلس توان انجام هر کاری که از نظر طبیعی غیر ممکن نباشد را دارا میباشد.»
نظر متفاوتی از سوی لرد کوپر کالروس قاضی اسکاتلندی ارائه شدهاست. هنگامیکه در سال ۱۹۵۳ او قضاوت پرونده مک کورمیک و لرد ادوکیت در لرد رئیس جلسه دادگاه را برعهده داشت، اظهار نمود که «اصل سلطه نامحدود پارلمان مشخصا اصلی انگلیسی بوده و مشابه آن در قانون اساسی اسکاتلند وجود ندارد.» او اینگونه ادامه داد «نظر به اینکه قانونگذاری متحد مجالس اسکاتلند و انگلستان را منحل و آنها را با پارلمانی جدید جایگزین ساختهاست، برای من درک این مسئله مشکل است که چرا پارلمان جدید بریتانیای کبیر کلیه خصوصیات عجیب و غریب پارلمان انگلیس را به ارث برده ولیکن هیچ چیز از خصوصیات اسکاتلندی مورد اشاره قرار نگرفته باشد. » در هر صورت، او نظر جامعی در خصوص موضوع صحبت ارائه ننمود. بنابر این، بهنظر میرسد که موضوع سلطه پارلمان هنوز لاینحل باقی ماندهاست. پارلمان نیز در خصوص تعیین و تبیین حق سلطه و نظارت خود، قانون خاصی را تصویب ننمودهاست.
قدرت پارلمان اغلب با قوانین مصوب خود آن برخورد دارد. قوانین تصویب شده در سالهای ۱۹۲۱ و ۱۹۲۵ به کلیسای اسکاتلند استقلال کامل در امورات روحانی اعطاء نمود. در سالهای اخیر، قدرت پارلمان بدلیل عضویت در اتحادیه اروپا که قدرت تصویب قوانین لازم الاجرا در کشورهای عضو را دارد، کاهش یافت. در پرونده فکتور تیم، دادگاه عدالت اروپا نظر داد که دادگاههای انگلستان قدرت مضمحل ساختن قوانین مغایر صادره از سوی اتحادیه اروپا را دارا میباشند. پارلمان نیز اقدام به ایجاد مجالس قانونگذاری با قدرت قانون گذاری تفویض شده در اسکاتلند، ولز و ایرلند شمالی نمود. البته پارلمان هنوز در مناطقی که مسئولیت قانون گذاری تفویض شده دارند، قدرت خاص خود را دارد، ولی معمولاً اجازه این مجالس را در موارد اقدام مستقیم، اخذ مینماید. به همین شکل، مجلس قدرت تصویب آئین نامهها را به وزیران دربار و قدرت اجرائی نمودن مصوبات مذهبی را به شورای عمومی کلیسای انگلستان دادهاست. (اقدامات شورای عمومی کلیسا و در برخی موارد دستورالعملهای مدون وزرا میبایست قبل از تبدیل به قانون، توسط هر دو مجلس تایید گردند.) در هر یک از موارد فوق الذکر، امور نظارتی بوسیله قانون پارلمان تفویض گشته و به همین صورت نیز پس گرفته میشوند. بعنوان مثال، این کلا در حدود اختیارات پارلمان است که حکومتهای تفویضی به اسکاتلند، ولز و ایرلند شمالی را لغو نموده و یا حکم به خروج از اتحادیه اروپا نماید. بهرحال، خصوصا در مورد خروج از اتحادیه اروپا، هزینههای مربوطه مانع از تصویب چنین قانونی میگردد.
یک استثای خوب برنامه ریزی شده از قدرت پارلمان شامل محدود سازی پارلمانهای بعد میباشد. در مورد هیچیک از قوانین پارلمانی تضمینی بر عدم اصلاح یا بازبینی توسط پارلمانهای بعد وجود ندارد. بعنوان مثال، اگرچه بر اساس قانون اتحاد سال ۱۸۰۰ پادشاهی بریتانیای کبیر و ایرلند برای همیشه با هم متحد هستند، در سال ۱۹۲۲ بر اساس رای پارلمان ایرلند جنوبی از این اتحادیه خارج گردید.
امتیازات [ویرایش]
نمایندگان دو مجلس عوام و مجلس اعیان در صورتی که در داخل پارلمان بریتانیا اظهارنظری کنند که بر خلاف قانون باشد، مشمول «مصونیت قضایی» میشوند.[۳]
بصورت سنتی هر یک از مجالس دارای امتیازات متفاوت بوده و از آنها پاسداری میکنند. مجلس لردها دارای امتیاز موروثی است. در مورد مجلس عوام، رئیس مجلس در شروع هر دوره پارلمان به تالار مجلس لردها رفته و از نمایندگان سلطنتی درخواست تایید امتیازات و حقوق «غیر قابل رد» برای مجلس طبقه پایین مینماید. این مراسم تا زمان هنری هشتم تحت نظارت مجلس عوام انجام میگردید. هر مجلس پاسدار امتیازات خود میباشد و از اینرو موارد نقض قانون مستوجب تنبیه میباشند. اساس دامنه امتیازات پارلمانی بر پایه قانون و سنت گذارده شدهاست. سر ویلیام بلاک استون اظهار میدارد که این امتیازات «خیلی گسترده و نامشخص» بوده و جز توسط خود پارلمانها قابلیت تعریف شدن ندارند.
اولین امتیاز اظهار شده توسط هر دو مجلس که در خصوص آن بحث وجود دارد اصل آزادی بیان است؛ هیچ یک از اظهارات مطرح شده در هر یک از مجالس قابل طرح و سوال در هیچ دادگاه یا سازمانی در خارج از پارلمان نیست. امتیاز دیگر آن است که بغیر از جرمهای خیانت ملی، جنایت یا نقض اصول صلح، نمایندگان از بازداشت در سایر جرمها مصونیت دارند؛ این مصونیت در مدت برگزاری جلسه پارلمان و ۴۰ روز قبل و بعد از آن اعتبار دارد. همچنین نمایندگان هر دو مجلس از سرویس در هیات منصفه امتیاز دارند.
هر دو مجلس قدرت اعمال موارد تنبیهی در زمانهای نقض امتیازات خود را دارا هستند. بعنوان مثال، اهانت به مجلس، عدم تمکین از احضاریه صادره توسط کمیته – که مجازات نیز بهدنبال دارد. مجلس لردها قدرت زندانی ساختن افراد را برای هر مدت مشخص زمانی دارا است. ولی اگر شخصی بدستور مجلس عوام بازداشت گردد، پس از خاتمه دوره مجلس آزاد میگردد. مجازاتهای اعمال شده توسط هر یک از مجالس در هیچ دادگاهی قابل نقض نیستند.
جستارهای وابسته [ویرایش]
- پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی
- پارلمان
- قانون اساسی
- نخستوزیر
- مشروطه سلطنتی
- پرچم بریتانیا
- اتحادیه کشورهای همسود
- حزب کارگر (بریتانیا)
- حزب محافظهکار (بریتانیا)
- حزب لیبرال دموکرات (بریتانیا)
پانویس و منابع [ویرایش]
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ ۱٫۶ «انحلال پارلمان و آغاز رقابتهای انتخاباتی در بریتانیا». بیبیسی فارسی، ۱۷ فروردین ۱۳۸۹.
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ ۲٫۵ ۲٫۶ «روی کرسیهای پارلمان بریتانیا چه کسانی مینشینند؟». بیبیسی فارسی، ۳۰ فروردین ۱۳۸۹.
- ↑ نماینده پارلمان بریتانیا نام رایان گیگز را فاش کرد، بیبیسی فارسی
پیوند به بیرون [ویرایش]
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ پارلمان بریتانیا موجود است. |
- سایت رسمی پارلمان بریتانیا
- سایت رسمی تاریخچه پارلمان بریتانیا
- سایت رسمی تلویزیون پارلمان بریتانیا
- راهنمای مجلس عوام (به همراه ویدئو) از بیبیسی
- بیبیسی. (۲۰۰۵) همه چیز در خصوص پارلمان بریتانیا
- لینکهای اطلاعاتی به دولت، احزاب سیاسی و آمار
- گاردین (۲۰۰۵) «گزارش مخصوص : مجلس عوام.»
- گاردین (۲۰۰۵) «گزارش مخصوص : مجلس عوام.»
- سایت روشهای پارلمانی در دانشگاه لیدز