ویکی‌پدیا:گزیدن مقاله‌های خوب

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

گزیدن مقاله‌های خوب

Symbol star2.svg

این‌جا جایی است برای گزیدن مقاله‌های خوب — مقاله‌هایی که باکیفیت‌ هستند ولی نه در حد مقاله‌های برگزیده. برای اطلاعات بیشتر معیارهای مقالهٔ خوب را ببینید. هدف در اینجا نه فقط انتخاب مقاله‌های خوب، بلکه بررسی و مشخص ‌کردنِ نقاط ضعف و قوت مقاله ‌است که می‌تواند جهت تکمیل مقاله بعدها به کار گرفته‌ شود.

برای بررسی نظرخواهی‌های پیشین به بایگانی مراجعه کنید.

میانبرها:

مقاله‌های خوب:

نامزدکردن مقاله

  1. مطمئن شوید مقاله، همهٔ معیارهای یک مقالهٔ خوب را دارد.
  2. پیش از نامزدکردن، کاربر باید با کاربرانی که مشارکت عمده داشته‌اند هماهنگ کرده باشد و نام شخص یا اشخاصی که در خوبیدگی مقاله مشارکت عمده داشته‌اند، هنگام نامزدی ذکر شود.
  3. الگوی {{پیشنهاد خوبیدگی}} (اگر مقاله پیشتر هم نامزد شده بود، {{پیشنهاد خوبیدگی|صفحه=نام مقاله ۲}}) را در صفحهٔ بحث مقاله قرار دهید و آنچه الگو می‌گوید را انجام دهید. اگر مشکلی پیش آمد در بحث وپ:گمخ پیغام بگذارید.
  4. پس از ایجادکردن صفحهٔ نظرخواهی، کد {{ویکی‌پدیا:گزیدن مقاله‌های خوب/نام مقاله}} را کپی کنید و این صفحه را ویرایش کنید و کد یادشده را در ابتدای فهرست قرار دهید. به جای نام مقاله نام مقالهٔ موردنظرتان را بنویسید.
  5. نام مقاله را در وپ:ربب وارد کنید تا منابع برخط (آنلاین) آن بایگانی شوند.

شرکت در نظرخواهی

  • برای شرکت در نظرخواهی کنونی روی پیوند «ویرایش» کنار هر عنوان کلیک کنید. لطفاً نزاکت و فرهنگ شهروندی را رعایت کنید. از نظرات سازندهٔ کاربران استقبال می‌شود.
  • اگر فقط می‌خواهید نظرتان را بگویید، بنویسید *'''نظر''' و در ادامه‌اش نظرتان را ذکر کنید.
  • اگر موافقید، بنویسید *'''موافق''' و در ادامه‌اش دلیل موافقت را ذکر کنید. دقت کنید که اینجا رأی‌گیری نیست. از دید جمع‌بندی‌کننده نظراتی که مقاله را نقد کرده باشند باارزش‌ترند تا رأی‌های خالی.
  • اگر مخالفید، بنویسید *'''مخالف''' و در ادامه‌اش دلیل مخالفت را ذکر کنید. نظرهای مخالف بدون ذکرکردن دلیل هنگام جمع‌بندی خط‌زده خواهند شد. اگر نظرتان عوض شد، نظر پیشین را حذف نکنید؛ خط بزنید (به صورت <s>... </s>).
  • نامزدکننده پس از رفع هر مورد خواسته‌شده باید پایین آن نظر ذکر کند که رفع شده‌است. نظرات را دستکاری و یا تکه‌تکه نکنید. پس از رفع ایرادهای کاربر مخالف یا نظردهنده، اگر کاربر دوباره به صفحهٔ نظرخواهی سر نزد، از وی بخواهید تا بیاید و اگر خواست، در رأیش تجدیدنظر کند.
  • استفاده از الگوهای گرافیکی مانند {{شد}} توصیه نمی‌شود، چون از سرعت بالاآمدن صفحه می‌کاهد.
  • صفحه‌های نظرخواهی‌ها را بخش‌بندی نکنید. اگر نیاز شد، متن را پررنگ کنید.

جمع‌بندی نظرخواهی

نظرخواهی پس از حداقل یک هفته از آغاز نظرخواهی و حداقل ۳ روز پس از درج آخرین نظر، جمع‌بندی می‌شود و نظر جمع اعمال می‌شود: یا به عنوان مقاله‌ای خوب انتخاب می‌شود و یا مقاله‌ای عادی باقی می‌ماند. گاه ممکن است نظرخواهی موقتاً به حالت تعلیق دربیاید. کاربران آشناتر با این پروژه و معیارها که نامشان حداقل در یک مقاله از مقاله‌های برگزیده ویکی‌پدیای فارسی به عنوان مشارکت‌کنندهٔ برگزیده ثبت شده باشد می‌توانند جمع‌بندی کنند. کار جمع‌بندی‌کننده مشخص‌کردن این است که میان نامزدکننده و نظردهندگان اجماع برای انتخاب مقاله به عنوان مقالهٔ خوب حاصل شده‌است یا نه. نکاتی که برای جمع‌بندی در نظر گرفته می‌شوند در ویکی‌پدیا:گزیدن مقاله‌های خوب/جمع‌بندی بحث درج شده‌است. مراحل جمع‌بندی بحث


بی‌واژه[ویرایش]

بی‌واژه (ویرایش | تاریخچه) • بحث • پی‌گیری • رفتن به زیرصفحه

نامزدکننده: Ismail.Sharifi (بحث • مشارکت‌ها) ۱۷ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۵۶ (UTC)

مرسی بابت آماده کردن این مقاله. به طور کلی، جای خالی چند موضوع در مقاله احساس می‌شود. اول اینکه مثلاً بخشی تحت عنوان «اجراهای زنده» نیاز است به مقاله اضافه شود. آیا جناب محمد اصفهانی قطعه‌های این آلبوم را در کنسرت‌ها برگذار کرده؟ توری برای حمایت و تبلیغ آلبوم برگذار کرده؟ اگر اینطور است، لطفاً این مبحث را در مقاله پوشش دهید. اگر اطلاعاتی در مورد مراحل ضبط آلبوم در دسترس است، آنها را تحت عنوان بخشی به نام «ضبط» به مقاله اضافه کنید (هرچند که اشاره‌های کوچکی در برخی از قسمت‌های مقاله به آن شده)، جای اطلاعاتی در مورد میزان فروش کلی (نه فقط در ۲ هفتهٔ اول)، طرح جلدهای آلبوم، خود آهنگ‌های داخل آلبوم، تک‌آهنگ‌ها، سبک موسیقیایی آلبوم، در مقاله خالیست. نثر مقاله هم مشکل دارد. بعضی جمله‌ها عجیب به نظر می‌رسند، اشتباهات املایی زیاد هستند و ویرگول و اینجور چیزها هم در بسیاری از موارد رعایت نشده. علاوه بر نکات کلی بالا، که دوست دارم برطرف شوند، برخی از نکات ریز و درشت که توجه جلب می‌کردند را در زیر آوردم، اما مشکلات مقاله تنها محدود به همین‌ها نیست.

پاسخ: درود، اینکه وقت گذاشتید ممنون: در مورد اجرای‌های زنده قطعات آلبوم می‌توانم چیزهایی اضافه کنم و دنبال آنها می‌گردم، اما در مورد تورهای حمایتی و تبلیغات مطلالب موجود نیست پس دلیلی ندارد این قسمت نیز موجود باشد. باز در مورد «ضبط» نیز شاید شد چیزهای یافت، دنبال آن نیز می‌گردم البته چون در مدت ۴-۵ ساله کمتر مصاحبه کرده و کنسرت و یا فعالیت داشته پس سخت پیدا میشه که در این مدت ۴-۵ سال چگونه آلبوم ضبط کرده و دیگر مسائل مربوطه. در مورد فروش نیز چون در ایران کمتر اطلاعات درستی از این قرار موجود نیست و یا پایگاهی خوب برای این کارها موجود نیست پس سحت پیدا می‌شود و باز در این مورد نیز سعی‌ام را می‌کنم. سعی می‌کنم در صورت وجود منابع بقیه قسمت‌ها را نیز اضافه نمایم.
  • در همان خط اول نوشته «یکی از بهترین آلبوم‌های ...». این طرز نوشتن، دانشنامه‌ای نیست. صفاتی مثل بهترین، بدترین، زیباترین، زشت‌ترین، جالب‌ترین و اینها دانشنامه‌ای نیستند و حداقلش نباید به این صورت استفاده بشن.
✓
  • دوباره، صفاتی مثل «بهترین استودیوهای ترکیه» فاقد ارزش دانشنامه‌ای هستند.
✓
  • چطور است به جای «گفتنی است که در این آلبوم، محمد اصفهانی با سی نفر از نوازندگان کشور ترکیه آلبوم خود را ضبط می‌کردند» بنویسید «این آلبوم با همکاری سی‌تن از نوازندگان ترکیه‌ای ضبط شده است»؟
✓
  • در همین رابطه، یک جا گفته شده تعداد نوازندگان همکار ۱۵ و یک جا هم گفته شده ۳۰ نفر بوده، بالاخره کدام درست است؟
✓
  • در دو سه جا نوشته‌اید «۵ سال سکوت». چطور است به جای «۵ سال سکوت» بنویسید «۵ سال وقفه»؟
✓
  • نقل و قول‌ها در مقاله زیاد هستند، زیاد بودن نقل و قول‌ها باعث می‌شود مقاله از نظر بی‌طرفی نامتوازن شود. تا جایی که می‌توانید، نقل و قول‌ها را بردارید و به جای آن از نثر دانشنامه‌ای به قلم خودتان استفاده کنید. مثلاً نقل و قول‌های بخش «پیش از انتظار» و همینطور نقل و قول بخش «انتشار و فروش» به نظر من قابل جایگزینی هستند.
✓
  • جملهٔ «اما به دلایلی چون؛ فراهم نشدن تيراژ لازم برای توزيع مرحلهٔ از جانب كارخانهٔ تكثیر...» نامفهوم است و من نتوانستم آن را اصلاح کنم.
✓
  • در بخش نقد و بررسی، ابتدا نوشته‌اید «وب‌گاه موسیقی ما بعد انتشار آلبوم بی‌واژه نقدی تحت عنوان یادداشتی بر یک صعود و سقوط...» و بعد بدون اینکه یک کلمه از مقالهٔ این وب‌گاه را بیاورید، یک نقل و قول طولانی در جواب این نقد از محمد اصفحانی را آورده‌اید.
✓
  • نقل و قول‌های این بخش «نقد و بررسی» را هم بردارید و با نثر خودتان بازنویسی کنید.
✓
  • دوباره، نقل و قول‌های بخش «نقد و بررسی» را هم با نثر خودتان بازنویسی کنید.
✓ ✓
  • اینکه «فلان کس یک نقد در مورد آلبوم نوشت و آن را مثبت ارزیابی کرد» کافی نیست. لطفاً این نقد(ها) را بخوانید و اطلاعات مفید آن را به مقاله اضافه کنید.
✓
  • با وجود یک پوستر در جعبهٔ اطلاعات مقاله، پوستر پرونده:BiVajeh album cover - page 2.jpg.jpg دیگر واجد شرایط استفادهٔ منصفانه نیست، لطفاً اگر دلیل موجهی برای استفاده از این پوستر ندارید، برای حذف آن اقدام کنید.
پاسخ: بدین خاطر که در متن ذکر شده که «طبق اعلام قبلی در فضای مجازی، بیلبودرهای تبلیغاتی و حتی در تیزر تصویری آلبوم بی‌‌واژه و جلد آلبوم»، قرار بوده که آلبوم در اسفند ۸۹ منتشر شود، این تصویر می‌تواند گواهی بر این گفته باشد. درود - Ismail.Sharifi (بحث) ‏۱۹ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۲۸ (UTC)
  • منابع را بعداً بررسی می‌کنیم.

-- bkouhi (بحث) ‏۱۸ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۵۱ (UTC)

ایالت مین[ویرایش]

ایالت مین (ویرایش | تاریخچه) • بحث • پی‌گیری • رفتن به زیرصفحه

نامزدکننده: Ali Zifan (بحث • مشارکت‌ها) ‏۱۱ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۱:۴۷ (UTC)

اسمش باید باشد مین (ایالت). --1234 (بحث) ‏۱۱ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۲:۱۹ (UTC)
اصلاح شد. با تشکر از یادآوریتان. Ali ‏۱۱ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۲۱ (UTC)
  • شما تنها سه ویرایش روی این مقاله داشتید و آن را کاربری دیگر نوشته است و بهتر است ایشان را از این نظرخواهی آگاه کنید. به هر روی، مقاله تقریباً تهی از منبع هست و اگر قرار هست خوب شود، می‌بایست همهٔ مطالب آن منبع معتبر داشته باشند. -- bkouhi (بحث) ‏۱۱ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۳۱ (UTC)
با تشکر از جناب bkouhi. ایرادات اصلاح شد. همان طور که در پیشاخوبیدگی این مقاله ذکر شده بود، قسمت‌هایی از این مقاله تقریباً از ویکی‌پدیا انگلیسی ترجمه شده و لازم ندیده بودم که منابع همه شان ذکر شود؛ اما درخواست شما را انجام دادم و منابع آن‌ها را با توجه به ویکی‌پدیای انگلیسی به روز کردم. درضمن Sepinood، که قسمتی اعظم از ویرایش‌های این مقاله را انجام داده است را نیز در مورد نامزد کردن این مقاله مطلع کردم. ارادتمند شما_ Ali ‏۱۱ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۰۹ (UTC)

ممنونم از حسن نظرتون و تلاش‌هایی که در جهت بهبود مقاله انجام دادید!سپینود (بحث) ‏۱۱ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۰:۱۴ (UTC)

خواهش می‌کنم. من این مقاله را نسبت به مقاله‌های دیگر ایالات آمریکا نیز بررسی کردم و دریافتم که مقالهٔ کاملی است و مستحق برگزیده شدن است. Ali ‏۱۲ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۰:۰۶ (UTC)

تقریبا چند درصد مقاله از ویکیپدیای انگلیسی ترجمه شده است؟ دیاکو « بحث » ‏۱۲ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۲۵ (UTC)

قسمت اعظمی از این مقاله از ویکی‌پدیای انگلیسی گرفته شده است اما لازم نبوده است که در آن تک تک جزئیات مقالهٔ انگلیسی آورده شود و در واقع گلچینی از آن‌ها در این مقاله آورده شده است. ارادتمند شما--Ali ‏۱۲ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۴۲ (UTC)
اصل این مقاله در ویکیپدیای انگلیسی دارای درجه B یعنی متوسط است. شما چگونه می‌خواهید ترجمهٔ آن را به درجهٔ خوبیدگی برسانید!!!!! دیاکو « بحث » ‏۱۲ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۵۵ (UTC)
دوست عزیز. گمان نمی‌کنم که خیلی بتوان ویکی‌پدیای انگلیسی (که تعداد مقاله‌هایش حدوداً ۱۰ برابر ویکیفا است) را با ویکی‌پدیا فارسی از این لحاظ با هم مقایسه کرد. Ali ‏۱۲ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۷:۵۰ (UTC)
  • در این مقاله از یادکرد وب و یادکرد ژورنال، همچنین لیست کردن منابع (کتابشناسی bibliography) استفاده نشده است. در ضمن، تک تک جملات یا پاراگراف‌ها، باید منبع داشته باشند. دقت در جزئیات مقاله (ارجاع دهی یا پانویس) خیلی مهم است. مقاله ویکی‌پدیای انگلیسی لزوماً از کیفیت مطلوبی برخوردار نیست، شما بایستی در این زمینه دقت کنید. --Mazdak5 (بحث) ‏۱۲ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۵۰ (UTC)

نوشتار دارای مشکلات نگارشی است. نیم‌فاصله‌ها در بسیاری جاها گذاشته نشده‌اند. برای نمونه «جمهوری خواه». حتا میان «ها» و واژه پیش از خود چنین چیزی دیده نمی‌شود. منبع‌دهی برای نوشتار خوب انجام نشده و ابتدایی است. -- نوژن (بحث) ‏۱۵ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۷:۴۱ (UTC)

  • همان طور که گفته شد این مقاله تقریباً به طور کامل از ویکی انگلیسی ترجمه شده و منابع نیز با منابع این مقاله در نسخه ی انگلیسی آن یکی است. از آن جایی که نطرات دوستان محترم و تعیین کننده است، این مقاله از نامزدی انصراف می دهد. ارادتمند همه ی دوستان--Ali ‏۱۹ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۱۲ (UTC)

دنیل ردکلیف[ویرایش]

دنیل ردکلیف (ویرایش | تاریخچه) • بحث • پی‌گیری • رفتن به زیرصفحه

نامزدکننده: Far-gh (بحث • مشارکت‌ها) و فخرجهان (بحث • مشارکت‌ها)‏ ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۲۴ (UTC)

  • مقاله در مکان‌هایی از نسخه انگلیسی‌اش کمک گرفته، که البته خیلی محسوس نیست. لینک‌های قرمز در مقاله وجود دارد، که من بیشتر سعی کردم مهم‌هایش را ایجاد کنم. منابع نیز اکثرا چک شده هستند، ولی در طی روزهای آینده سعی می‌کنم دوباره بازبینی‌اش کنم. گمان کنم که معیارهای مقاله خوب را رعایت کرده است. منتظر نظر دوستان هستم. --فرشید. بحث ‏۱۲ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۲۴ (UTC)
  • فرشید عزیز. من برگشتم!!! خیلی ممنونم که من رو هم نامزد کردی. مقاله واقعا کامل است. نه تنها لایق خوبیدگی که لایق برگزیدگی است. با خوبیدگی موافق هستم.فخرجهان (بحث) ‏۱۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۴۸ (UTC)
  • مشکل اصلی مقاله در حال حاضر این هست که به شدت به مسائل حاشیه‌ای پرداخته و از بحث اصلی خارج شده. مثلاً در بخشی که در مورد «هری پاتر و سنگ فیلسوف» بحث می‌کند، به نقد خود فیلم می‌پردازد، داستان را با آب و تاب و جزئیات تمام تعریف می‌کند و میزان فروش آن فیلم و بازخوردهای مربوط به فیلم و این چیزها را بیان می‌کند. در حالیکه اینها ارتباط مستقیمی با موضوع مقاله ندارند و تنها یک اشاره کوچک هم کفایت می‌کند. مقاله به جای اینها، باید به نقش و سهم خود این آقای ردکلیف در فیلم بپردازد و مسائل مرتبط با ایشان را پوشش دهد. این قضیه از بحث خارج شدن، در اکثر قسمت‌های مقاله هم برقرار هست، مثلا در بخش مربوط به فیلم زندانی آزکابان (و همینطور بقیه فیلم‌ها) هم دوباره مقاله از موضوع اصلی خود خارج می‌شود. این قسمت یکی از مشکلات جدی مقاله هست. این قسمت‌ها می‌بایست تعدیل شوند و مقاله به جای نقد و بررسی خود فیلم، باید به نقش و سهم ردکلیف در فیلم بپردازد. به نظر من بهتر هست یک بار دیگر به نسخهٔ انگلیسی مقاله رجوع شود، من اطلاعات خوب زیادی در نسخهٔ انگلیسی مقاله می‌بینم که در نسخهٔ فارسی اصلاً به آنها اشاره نشده. این قسمت البته وقت زیادی می‌برد. -- bkouhi (بحث) ‏۱۵ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۱۹ (UTC)
@Bkouhi بادرود جناب بی‌کوهی. به‌نظرم تاحدی حق با شماست. من حتی قبل از بحثمان درباره استفاده از ویکی انگلیسی، خیلی تلاش کردم که به جای اینها، به نقش و سهم خود ردکلیف در فیلم بپردازم و مسائل را با ایشان را پوشش دهم، ولی واقعا مطالب قابل توجهی گیر نیاوردم. بعد از اینکه در رابطه با ترجمه با شما بحث کردم، می‌خواستم که از ویکی انگلیسی در مورد همین زمینه بهره ببرم، ولی گمان کردم که وجود این مطالب برای خوبیدگی مشکلی ایجاد نخواهد کرد، و گسترشش را بگذارم برای برگزیدگی. من به عنوان نویسنده پیشنهاد می‌کنم که بگذاریم اینها باشد و حذفشان نکنیم؛ ولی درعین حال چند خطی را نیز از نسخهٔ انگلیسی مقاله بهره ببریم. --فرشید. بحث ‏۱۵ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۴۰ (UTC)
خب در واقع از بحث خارج شدن برای هر نوشتاری یک عیب محسوب می‌شود. در واقع الان مقاله بیشتر به سری هری پاتر پرداخته و این گوشه و کنارها اشاره‌هایی هم به دنیل ردکلیف داشته. در واقع حتی اگر مطالب نسخهٔ انگلیسی هم ترجمه بشوند، این مطالب غیر مرتبط باید از این مقاله حذف و به مقاله‌های مرتبط دیگه اضافه بشوند. به هر حال مقاله‌ای که در مورد دنیل ردکلیف هست، نمی‌تواند در حالی خوب شود که عمده مطالب آن راجع به موضوع دیگریست. من پیشنهاد می‌کنم مطالب فعلی در مقاله‌های مرتبط با هری پاتر ادغام بشن و در عوض، مطالب نسخهٔ انگلیسی ترجمه و به مقاله اضافه بشه، نگران این نباشید که مقاله ترجمه از نسخهٔ انگلیسی هست، این نه در خوب شدن و نه در برگزیده شدن نه تنها تأثیر منفی ندارد، بلکه تأثیر مثبت خواهد داشت (چون مقاله در ویکی انگلیسی یک مقالهٔ خوب است). شاید بهتر باشد بحث فعلاً جمع‌بندی بشه و بعداً سر فرصت مقاله مجدداً نامزد بشه. -- bkouhi (بحث) ‏۱۵ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۱۷ (UTC)
@Bkouhi بااحترام به نظرتان، من مخالف این صحبت هستم. این سلیقه بنده بوده که از این نوع نوشتن استفاده کردم، تازه در ویکی انگلیسی‌اش هم استفاده از این شیوه کم دیده نمی‌شود. من به گسترش نوشتار با کمک نسخهٔ انگلیسی‌اش می‌پردازم و درعین حال ببینم نظر بقیه دوستان چیست.. ارادتمند--فرشید. بحث ‏۱۵ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۳:۰۸ (UTC)

bkouhi فیلم‌هایی مانند «هری پاتر و سنگ فیلسوف» یا فیلم زندانی آزکابان از مهم ترین فیلم‌های ردکلیف هستند. در ضمن در ویکی انگلیسی هم بسیار و مفصل در مورد فیلم‌هایش صحبت کرده است. به نظر من مقاله کامل است. فخرجهان (بحث) ‏۱۵ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۳:۲۷ (UTC)

  • @نوژن، Gire 3pich2005 دوستان اگر ممکن است نگاهی نیز به ویکی گمخ بیندارند. چون نه‌تنها این مقاله، بلکه سایر مقالات نیز نقد و بررسی خاصی در آن صورت نگرفته است.. ارادتمند--فرشید. بحث ‏۱۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۵۳ (UTC)

جناب فرشید راست می‌گویند. مقالاتی مانند اردوکشی روس‌ها به دریا خزر حداقل ۵ ماه است که در این صفحه هستند و هنوز جمع‌بندی نشده‌اند. این مقاله ردکلیف هم واقعا کامل است. با تشکر فخرجهان (بحث) ‏۱۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۲:۴۶ (UTC)

سلام. بنده انتقاد دوستان مبنی بر رسیدگی ناظران به بحث‌های برگزیدگی را می‌پذیرم و به شخصه عذرخواهی می‌کنم. این مقاله نیاز به اصلاحات انشایی دارد؛ به عنوان مثال: «پس زمینه پروتستان» عبارت عجیبی است یا در جمله «شروع به بازیگری در مدرسه‌اش می‌پرداخت»، مگر پرداختن می‌تواند گزاره‌ای برای نهاد بازیگری باشد؟! یا در جمله «با برخی از دانش آموزان رفتارش خصمانه شد»، می‌بایست کلمه رفتارش را به ابتدای جمله بیاورید. شما اگر فهمیدید منظور جمله «هر چند او می‌گوید آن مردم بودند که به جای حسادت در تلاش برای «شکافتن بچه‌ای که در نقش هری پاتر» است، بودند.» چیست، به ما هم بگویید. چرا در جمله «او در ادامه اعتراف کرد که او در مدرسه خیلی خوب نبوده» دوتا او آوردید؟

غیر از مواردی که در بالا اشاره کردم، در بخش اوایل زندگی، ایرادات متعدد دیگری هم دیدم که جملات مبهم، ایرادات املایی، ترکیب‌بندی نامناسب جملات و سوالات متعدد بدون جوابی که در این بخش دیدم، بنده را کاملن دل‌زده کرد که سراغ بخش حرفه بروم. ظاهرن شما صرفن به ترجمه عبارات توجه کردید و بعد از ترجمه جملات، به مرور مجدد متن و رفع ایرادات آن نپرداختید. چنین متنی حتی برای یک مقاله بیوگرافی معمولی هم قابل قبول نیست چه برسد به یک مقاله خوب یا برگزیده. در صورتی که متن مقاله را متحول نکنید، بنده رای منفی به خوبیدگی خواهم داد.Gire 3pich2005 (بحث) ‏۱۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۵۲ (UTC)

  • Gire 3pich2005 من سعی کردم تا جایی که می‌شود جملاتی که گفتید را تصحیح کنم. بقیه مقاله را هم بازبینی خواهم کرد. امیدوارم بعد از آن نظری مثبت داشته باشید. فخرجهان (بحث) ‏۱۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۷:۱۷ (UTC)

سلام جناب فخرجهان. شما باید تمام متن را از اولین کلمه تا آخرین کلمه مورد بررسی و اصلاح قرار دهید. اگر فقط آن مواردی که من عرض کردم را اصلاح کرده باشید و بقیه را پیچونده باشید، مطمئن باشید از اصلاح مقاله ناامید می‌شوم و نامزدی را ناموفق جمع‌بندی می‌کنم. پیشنهاد می‌کنم یکبار هم جناب فرشید، بعد از شما، متن را بازبینی و اصلاح کنند و وقتی که مطمئن شدید بهترین ویرایش‌هایتان را روی متن انجام دادید و کاری بهتر نتوانید کردن، بنده را خبر کنید تا متن را چک کنم. اگر تعداد ایرادها همچنان قابل توجه بود، حتی بدون بررسی بخش‌های مورد بحث با جناب بی‌کوهی نیز نامزدی را به دلیل انشای نامناسب متن، ناموفق جمع‌بندی می‌کنم. موفق باشید.Gire 3pich2005 (بحث) ‏۱۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۱۳ (UTC)

@Gire 3pich2005 بادرود مقداد عزیز. اول یک عذرخواهی باید بابت این انشای اسفناکم از شما بکنم. وقتی خوندم دیدم چقدر وضعش خرابه، و واقعا نمیدونم چرا این جوری شده است. به هر حال نگارش مقاله را در هر سوادم اصلاح و هم یه جورایی ایرادات جناب بی‌کوهی را رفع کردم. امیدوارم مورد پسند شما باشد و بعد از آن نظری مثبت داشته باشید. ارادتمند--فرشید. بحث ‏۲۰ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۳۴ (UTC)

از @فخر جهان و @Far-gh تشکر می‌کنم. لطفن هروقت هردویتان کار را تمام‌شده دانستید، بنده را خبر کنید. وجدانن یه متن شسته رفته تحویلم دهید. بخش منابع را نیز چک کنید که همگی منابع برخطتان دارای پیوند بایگانی باشند. بنده به زودی بخش منابع را چک می‌کنم. Gire 3pich2005 (بحث) ‏۲۴ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۲۲ (UTC)

@Gire 3pich2005 بادرود جناب مقداد. راستش به نظر من که مقاله مشکل نگارشی اساسی ندارد. جناب فخرجهان هم که مدت یک هفته است که از ویکی رفته و ویرایشی نداشته است. بخش منابغ هم از جناب فاطمی درخواست کردم که آن را بایگانی کند. شما نیز می‌توانید تا بایگانی آن‌ها به بررسی مطالب مقاله بپردازید.. ارادتمند--فرشید. بحث ‏۲۶ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۲:۱۱ (UTC)
سلام مجدد به @Far-gh. بنده مشکلی ندارم؛ ولی اگر متن را چک کردم و ایرادات نگارشی آن زیاد بود، در اینجا فهرست می‌کنم و سپس بحث را ناموفق جمع‌بندی می‌کنم.Gire 3pich2005 (بحث) ‏۲۶ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۰۹ (UTC)
@Gire 3pich2005 درود مجدد جناب مقداد. همان‌طور که در بالا گفتم به نظر من که مقاله مشکل نگارشی اساسی ندارد؛ و الان می‌توانید یک بررسی بکنید. امید که ایرادات زیاد نباشد تا بحث ناموفق جمع‌بندی شود.. ارادتمند--فرشید. بحث ‏۲۷ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۵۶ (UTC)
بادرود؛ جناب @Gire 3pich2005 الان نزدیک به سه یا چهار روز است که از شما پاسخی داده نشده است؛ و از شما می‌خواهم بررسی‌تان را شروع کنید. این صحبت من را از روی عجلگی مگذارید ولی من از این تاخیر هم تاحدی شاکی و ناراحت هستم. بااحترام--فرشید. بحث ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۰۵ (UTC)
سلام @Far-gh جان. شاکی شدن و عصبانی شدن از بنده، چند روز است برایم عادی شده!! یک آمریکایی هست که هی ایمیل میده و میگه پس چرا نقشه‌هات را نمی‌فرستی؟ شما و سایر دوستان ویکی‌فا نیز که جای خود دارید. بنده نمی‌دانم با این همه آدم عصبانی دور و برم، چکار کنم؟! :)
  • ردکلیف حرفه خودش را->ردکلیف‎، حرف‎هٔ خودش را
✓
  • به نظر شما، در عبارت «پس از آن در طی سال‌های ۲۰۰۲ (میلادی) تا ۲۰۱۱ (میلادی) در ادامه مجموعه فیلم‌های هری پاتر» چند ویرگول جا افتاده است؟
✓
  • چقدر جالبه که همه ویکی‌های دیگر، تاریخ تولد دنیل ردکلیف را به اشتباه، ۲۳ ژوئیه ذکر کرده‌اند ولی نویسندگان این مقاله، حواسشون جمع بوده که اشتباه اونها را تکرار نکنند.
  • به نظر شما در عبارت «او تنها فرزند آلن جورج ردکلیف یک نماینده ادبی، و مارسیا گرشام استعدادیاب بازیگری و تئاتر بود» چند ویرگول جا افتاده است؟
✓
  • بخش زندگی شخصی، مملو از عدم علائم نگارشی بود! همچنین جمله‌بندی‌ها هم خیلی بد بودند که ناشی از تسلط نداشتن به جمله‌سازی روان.
✓
  • عنوان اورجینال ساس‌سکس را بنویسید.
✓
  • در عبارت‌های «کسی را دارم، که با او رابطه‌ایی» و «بازیگری را در مدرسه‌اش شروع کرد؛ که اولین نقش او در مدرسه»، باید قبل از حرف ربط، ویرگول و نقطه ویرگول قرار گیرد؟!
✓

متاسفانه همانطور که پیشتر نیز گفتم، ایرادات نگارشی مقاله، برطرف نشده است.

  • بعد از خواندن جمله «او در ماه اوت سال ۲۰۱۰ (میلادی)، او پس از اینکه خود را بیش از حد متکی به الکل می‌دانست، نوشیدن آن را متوقف کرد.» هنوز هم معتقدید مقاله مشکل نگارشی اساسی ندارد؟
✓
  • من یکی که نفهمیدم در جمله «سرگرم‌کننده خوبی برای چهار نوشیدنی اول هستم و پس از آن بسیار سریع روی من اثر می‌کند»، عبارت «سرگرم‌کننده خوبی برای چهار نوشیدنی اول هستم» چه معنی‌ای می‌دهد؟
منظور جمله سرگرم بودن ردکلیف در چهار نوشیدنی اول برای دیگران است؛ ولی به هرحال جمله را تغییر دادم.
  • بعد از خواندن « «همجنسگرایی زنانه، مردانه، دوجنسگرایی، فراجنسیتی» (با مخفف ال‌جی‌بی‌تی‌کیو)» بنده سعی در مخفف‌سازی عبارت «همجنسگرایی زنانه، مردانه، دوجنسگرایی، فراجنسیتی» نمودم و نتیجهٔ کار، عبارت ه. ز. م. د. ف شد که متفاوت با ال‌جی‌بی‌تی‌کیو است!
تاانجایی که من می‌دانم، معمولا وقتی مخفف یک عبارت انگلیسی را می‌نویسیم، باید به همان شکل در فارسی نوشته شود، و نه پس از ترجمه، مخخف‌سازی شود. ال‌جی‌بی‌تی‌کیو مخفف عبارت انگلیسی آن است.
  • بعد از خواندن عبارت «مشخصات این موسسه خیریه را افزایش دهد» این سوال برایم مطرح شد که مشخصات یک مرکز خیریه چیست و چطور می‌شود مشخصات یک چیزی را بالا بُرد؟
جمله را اصلاح کردم.
  • شما می‌توانید فعل جمله «در میان جوانان ال‌جی‌بی‌تی‌کیو تا چهار برابر احتمال بیشتری برای خودکشی نسبت به همسالان خود که به جنس مخالف علاقه دارند، تا به هم‌جنس خودشان وجود دارد.» را به من نشان دهید؟
✓
  • در بخش زندگی شخصی، گرایش‌ها یا عدم گرایش‌های مذهبی وی را نیز عنوان کنید. همچنین به این سوال پاسخ بگویید که وی همانند پدرش مسیحی است یا مثل مادرش یهودی یا سایر موارد؟!
  • جمله «من همیشه از کسی که تحمل مردان و زنان همجنسگرا، و یا دو جنسگرا را نداشته متنفر بودم. در حال حاضر من در موقعیت بسیار خوش شانسی هستم که در آن درواقع می‌توانم کمک یا کاری درباره این موضوع بکنم.» چهار بار بنده را تحت تاثیر قرار داد؟!
✓

بخش منابع و حرفه را هنوز نگاه نکردم. اگر همچنان معتقدید «مقاله مشکل نگارشی اساسی ندارد»، به بررسی ادامه دهیم.Gire 3pich2005 (بحث) ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۳۵ (UTC)

بادرود @Gire 3pich2005 جان. اصلاج ایرادات را مشخص کردم. فقط گرایش‌های مذهبی‌اش مانده که در روزهای آینده آن را هم به مقاله می‌افزایم. درباره مشکلات نگارشی، من که دودل شدم. چون می‌ترسم ایرادات زیاد باشد و بحث جمع‌بندی شود؛ ولی به هرحال من که در حد توانم مقاله را اصلاح کردم و دیگر باداباد. ارادتمند--فرشید. بحث ‏۱ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۱۸ (UTC)
بادرود مجدد @Gire 3pich2005 جان. من گرایش‌های مذهبی آقای ردکلیف را نیز به مقاله و در بخش زندگی شخصی افزودم. گمان نکنم ایراد دیگری از ایرادات بالا باقی مانده باشد. ارادتمند--فرشید. بحث ‏۲ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۷:۳۳ (UTC)

سلام. از موارد بالا، چندتا را انجام نداده تیک زدید؟! جدن که کلافه‌ام کردید. اگر شما به حق از تاخیر بنده ناراحتید، بنده هم که یک ایده‌آل‌گرا هستم و در اصل باید در پروژه وپ:گمب کار کنم، از دست این ضعف شما در امور نگارشی ناراحتم. به نظر شما، الان جمله «من همیشه از کسی که تحمل مردان و زنان همجنسگرا، و یا دو جنسگرا را نداشته، متنفر بودم. در حال حاضر من در موقعیت بسیار خوبی هستم، که در آن باکمک، و یا فعالیت‌هایم درباره این موضوع کاری انجام دهم.» مشکلش برطرف شده؟! به نظر شما، جمله «او می‌گوید اگر چه او به دین یهود آورده نشده بود، ولی به‌عنوان یهودیان درخت کریسمس بوده‌اند» دارای معنی است؟!

  • متاسفانه همچنان شاهدیم که در مقاله، قبل از حروف ربط (و-که-تا)، اقدام به درج ویرگول و نقطه ویگول کرده‌اید!
✓
  • شما اطلاع دارید وقتی که می‌خواهیم یک جمله‌ای را از یک نفر نقل قول کنیم، مکان صحیح یادکرد منبع کجاست؟
  • بالاخره تصمیم گرفتید که ردکلیف درست است یا رادکلیف؟!
  • متاسفانه در دو مورد، یادکرد منبع، قبل از ویرگول قرار گرفته است!
✓
  • در بخش حرفه، اسامی خاص متعددی به چشمم خورد که اگر بتوانید در آینده، مقاله را بعد از اصلاحات گسترده‌ای که در ادامه عرض می‌کنم، راهی برگزیدگی نمایید؛ لازم است بسیاری از آنها، لینک آبی شوند ولی در حال حاضر، حتی لینک قرمز نیز نیستند.
  • بعد از خواندن کامل بخش حرفه، بنده هم با نظر جناب همنظر شدم که گفته این بخش بیشتر از آنکه در خصوص ردکلیف باشد، در خصوص مجموعه فیلم‌های هری پاتر است! بنده هم معتقدم اگر جملاتی که در خصوص حرفه بازیگری دنیل ردکلیف است را جمع کنیم، بیشتر از ۱۰ خط نمی‌شود! بنابراین بنده به دلیل عدم پرداخت مناسب به مبحث حرفه بازیگری این فرد، با خوبیدگی این مقاله مخالفت می‌کنم تا بلکه نویسندگان مجبور شوند بیشتر تحقیق و تفحص در خصوص دوران بازیگری این فرد انجام دهند و یک بیوگرافی خوب از وی ارائه دهند. به شما پیشنهاد می‌کنم نگاهی به مقاله‌های جانی دپ و مایکل جکسون و تیم برتون بیندازید تا بیشتر با مفهوم بخش حرفه هنری آشنا شوید. اگر بخواهم خودم هم راهنماییتان کنم، توصیه می‌کنم که اینگونه مسئله را حل کنید: «وقتی بازیگر A، نقش B را در فیلم C بازی می‌کند، بهترین پوشش اطلاعاتی اینگونه است که در خصوص کاراکتر B در حد یکی دو جمله توضیح دهید، مبلغ قرارداد و شرایط تولید (مکان، زمان و سختی‌های آن بازی) فرد A را شرح دهید، موفقیت یا عدم موفقیت فیلم C را در یکی دوجمله شرح دهید، بازخورد نقش‌آفرینی فرد A را از نظر منتقدان و مردم شرح دهید و البته که یکی دو مصاحبه فرد A را در خصوص کاراکتر B که بازی کرده است را هم بنویسید. همینطور تا آخر اگر به همه فیلم‌ها بپردازید، نه تنها مقاله خوب می‌شود، بلکه برگزیدگی هم از همین مسیر می‌رود.» توجه کنید که پرداختن بیش از یکی دو جمله به فیلم‌ها، ما را از تمرکز بر روی بازیگرانی که مقالات در خصوصشان است، دور می‌کند و این یک نقطه ضعف در خصوص بیوگرافی یک هنرمند است.Gire 3pich2005 (بحث) ‏۲ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۰:۰۰ (UTC)
@Gire 3pich2005 بادرود. منظور جمله «او می‌گوید اگر چه او به دین یهود آورده نشده بود، ولی به‌عنوان یهودیان درخت کریسمس بوده‌اند» این است که، چون درخت کریسمس در روز تولد حضرت عیسی استفاده شده و نماد مسیحیت است و او خودش را به عنوان یهودی‌ای می‌بیند که از مسائل مسیحیت پیروی می‌کند، از این جمله استفاده کرده است. در مورد درج ویرگول و نقطه ویرگول قبل از حروف ربط، جدا من این را نمی‌دانستم (می‌دانم که بسیار خنده‌دار است) و از این بابت پوزش می‌طلبم. در مورد نقل قول‌ها هم بستگی به نوع استفاده آن دارد. مثلا در نقل‌قول‌های معمولی، منبعش باید در انتهای جمله باشد و در نقل‌قول‌هایی که بنده در مقاله استفاده کردم و، در مقاله این نشان داده شده است، منبع باید به همین شکلی که من نوشتم، قرار داده شود. در مورد فامیلیه این شخص، هردو درست می‌باشد و، گذاشتن الف اشتباه نمی‌باشد؛ و در مورد مشکل اصلی مقاله: من مقاله مادر این شخص را به دقت نگاه کردم و متوجه شدم که مطالب نوشته شده توسط من هم تفاوت محسوسی با آن ندارد. من در ویرایش فعلی‌ام سعی کردم تاحدی از این موضوع بکاهم، ولی اگر باز هم نظرتان این است که مشکل در مقاله برقرار است، باید به من فرصتی بدهید که ببینم چکار می‌توانم بکنم. من اگر بتوانم مقاله را خوب کنم، برنامه جدی‌ای برای گسترش مقاله برای برگزیدگی‌اش دارم. ارادتمند--فرشید. بحث ‏۳ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۱۳ (UTC)
سلام به @Far-gh. شما دوستان نامزدکننده مقالات، بنده را گای... د از بس که گفتید در ویکی فلانی، اینجوریه و اونجوریه! من نمی‌دانم چکار بکنم که نامزدکنندگان حاضر در پروژه خوبیدگی، معیارهای سایر ویکی‌ها را در این پروژه وارد نکنند. در ضمن خدمتتان عرض کنم که ذکر منبع نقل قول، چند حالت متفاوت ندارد و بجز مواردی که از جعبه‌های مربعی‌شکل نقل قول استفاده می‌شود، منابع نقل قولها باید بعد از علامت دو نقطه (:) و پیش از متن نقل شده، ذکر شود. در مقالات برگزیده ویکی فارسی، به وضوح می‌توانید این روش صحیح را ببینید. صورت فعلی مقاله، خیلی به فیلم‌های این بازیگر پرداخته است. اگر شما بحش حرفه را کمی سر و سامان دهید و از شاخ و برگ‌های زائدش بکاهید و مثلن ۱۵ جمله منبعدار، فقط در خصوص جوانب مختلف بازیگری دنیل ردکلیف بیفزایید و به همین تعداد، جملات منبعدار کم ارتباط‌تر را حذف کنید، به گمانم بتوانیم مقاله را خوب کنیم؛ ولی برگزیدگی بحثی سختگیرانه است. امیدوارم بتوانید موارد مطروحه در اینجا را برآورده کنید تا این بحث را موفق جمع‌بندی کنیم.Gire 3pich2005 (بحث) ‏۳ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۵۹ (UTC)
در ضمن نیم نگاهی هم به جعبه اطلاعات بالای این صفحه بیندازید. مواردی هست که هنوز انجام نشده و لازم‌الاجرا هستند.Gire 3pich2005 (بحث) ‏۳ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۰۱ (UTC)
سلام و درود مجدد به @Gire 3pich2005. بنده روش نوشتن نقل‌قول‌ها را می‌دانم ولی در این شیوه‌ای که من در مقاله بکار بردم، چون علامت دو نقطه (:) وجود ندارد مجبورم در بعد از نام نقل‌قول‌کننده آن را بنویسم. در رابطه با بخش حرفه هم چشم؛ ولی همان‌طور که گفتم باید به من فرصتی بدهید که ببینم چکار می‌توانم بکنم. در ضمن جعبه اطلاعات بالای این صفحه را دیدم. فقط به‌عنوان مثال این مورد «استانداردسازی منابع با الگوهای یادکرد» رعایت نشده است؟!--فرشید. بحث ‏۴ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۲:۰۰ (UTC)
سلام مجدد. تا دلت بخواد، منبع استاندارد نشده برایت فهرست می‌کنم! یه عنوان یک قطره از دریا، آیا پانویس ۱۲۰ دارای ناشر است؟ دارای تاریخ ساخت آن مقاله در اینترنت است؟ دارای تاریخ درج مطلبش در ویکی فارسی است؟ دارای پیوند بایگانی و تاریخ بایگانی است؟ دارای نام نویسنده اصلی آن مقاله است؟!Gire 3pich2005 (بحث) ‏۴ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۰:۰۷ (UTC)
سلام و درود به @Gire 3pich2005. من تمام منابع را از لحاظ استانداردسازی بررسی و منابعی که اشکالاتی از این شکل را داشت، اصلاح کردم. به دلیل افزودن تقریبا هرروزه مطلب به مقاله، بایگانی‌های این منابع را به آخر کار موکول می‌کنم. اگر می‌توانید نگاهی به بخش ۲۰۰۳-۱۹۹۹: شروع حرفه و دستیابی به موفقیت بیندازید و مطالب افزوده جدید، و تقریبا تکمیل کننده بخش را مشاهده کنید. اگر این بخش کامل است، بنده به تکمیل‌سازی بخش بعدی بپردازم. ارادتمند--فرشید. بحث ‏۱۰ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۲:۴۳ (UTC)
درود مجدد به @Gire 3pich2005. به بخش بعدی ۵ یا ۶ خط افزودم و باتوجه به ویرایش‌های پیشینم، گمان کنم که بخش برای خوبیدگی آماده است. بخش اول هم، باتوجه به صحبت بالا، به نظر تکمیل شده می‌آید و از نظر من ایرادی در آن وجود ندارد. به هر حال ناظر شما هستید و گیر۳ پیچ از آن شماست (: ارادتمند--فرشید. بحث ‏۱۱ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۷:۵۸ (UTC)
نوژن
  • برای سال‌های میلادی نیازی به گذاشتن چندبارهٔ (میلادی) در جلوی تاریخ‌ها نیست. یک بار که در نوشتار قرار دهید کافی است.
راستش چون جناب گیر۳ پیچ فرمودند که بعد هر تاریخ این عبارت را قرار دهید، این کار را کردم. ولی به هر حال اصلاحش کردم.
  • عنوان فیلم به پارسی «عزیزانت را بکش» است یا «کشتن عزیزان شما»؟
در حقیقت کشتن عزیزان شما صحیح است. ولی به دلیل وجود هر دو عنوان در وب‌گاه‌ها، از هردو نام استفاده کردم.
✓
  • «او دوران مدرسه‌اش را بی‌فایده و، عملکرد خود در مدرسه را خیلی خوب نمی‌داند، و پیدا کردن کار را هم، که به گفته خودش «واقعاً دشوار» است را به آن ترجیح می‌دهد» باید به شکل گذشته آورده شود.
جمله را کمی تغییر دادم. فکر کنم الان درست شده باشد.
  • نام آثار را به صورت ایتالیک بیاورید.
✓
  • Bob در زبان پارسی به صورت باب برگردان می‌شود (بوب گراهام).
✓
  • تلاش کنید از ویرگول در متن تا جای ممکن کمتر بهره گیرید چرا که سرعت خواندن نوشتار را کم می‌کند. تنها مواقعی که قواعد نگارشی الزام می‌کنند از ویرگول بهره گیرید.
ویرگول‌های اضافی متن را از مقاله زدودم و در بعضی مکان‌ها، مکانش را تغییر دادم.
  • «همجنسگرایی زنانه، مردانه، دوجنسگرایی، فراجنسیتی» (با مخفف ال‌جی‌بی‌تی‌کیو) همان دگرباشی جنسی است. نیازی به آوردن همه واژگانش نیست.
✓
  • ترجمه واژه‌به‌واژه مناسب زبان ما نیست. «ردکلیف به تازگی به مجله اتیتیود گفت که او «منفور» همجنسگراستیزی است» جمله‌ای مناسب نیست. این جمله به سادگی باید به صورت «ردکلیف به تازگی به مجله اتیتیود گفت که او از همجنسگراستیزی «متنفر» است» آورده شود.
✓
  • نام بیماری دیسپراکسیا د پارسی، کنش‌پریشی است.
✓

-- نوژن (بحث) ‏۱۲ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۷:۵۰ (UTC)

بادرود مجدد به @نوژن. ایرادات تام را برطرف کردم. گمان نکنم ایرادی از ایرادات بالا، انجام نشده باشد.. ارادتمند--فرشید . بحث ‏۱۲ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۲۵ (UTC)
  • مخالف ترجمه عناوین در بخش فیلمشناسی را دیدم و متاسفانه به هیچ وجه قابل قبول نیست. امیدوارم که باقی مقاله بهتر باشد.Taddah (بحث) ‏۱۲ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۱:۴۷ (UTC)
@Taddah بادرود. میشه لطفا بفرمایید کدام عناوین در بخش فیلمشناسی به هیچ وجه قابل قبول نیست؟ درضمن، درصورت صحیح بودن صحبت شما، به نظرتان فقط باید به چنین ایرادی، نظر مخالف به کل مقاله داد؟!--فرشید . بحث ‏۱۳ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۴۴ (UTC)
@Far-gh درود بر شما! و با سپاس فراوان از زحماتتان برای این مقاله! چیزی که من اصلا از علتش سر در نمی آورم استفاده اکثریت کاربران ویکیپدیای فارسی از منابع انگلیسی است! شاید مثلا برای فیلم ها و... منابع فارسی زیاد نباشند اما مقالات بی شماری از ترجمه های بسیار ضعیفی برخوردارند.The Play What I Wrote ترجمه اش می شود نمایشنامه ای که نوشتم. Trainwreck یعنی موقعیت فجیع و نه قطار خراب. فکر میکنم تمامی منابع این مقاله انگلیسی باشند تصور کنید اگر همه مقاله اینگونه ترجمه شده باشد چه چیزی رخ داده است!Taddah (بحث) ‏۱۳ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۳:۳۵ (UTC)

@Far-gh سلامی دوباره خدمت جناب فرشید. ببخشید که کوتاهی کردم و یک ماه پیدایم نبود. چون این اولین سالی است که در مدارس ایران درس می‌خوانم محیط برایم خیلی ناآشنا بود. من مقاله را خواندم. ایرادی ندارد به غیر از ایراداتی که جناب Taddah گفتند. با تشکر فخرجهان (بحث) ‏۱۴ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۲:۰۴ (UTC)

باسلام و درود مجدد به @Taddah. متاسفانه در وب‌گاه‌های معتبر ایرانی، نقد و بررسی‌ای برای چه فیلم خارجی و چه داخلی وجود ندارد، و ما مجبور به استفاده از منابع انگلیسی هستیم. البته در نظر داشته باشید که استفاده از این منابع بلامانع است ولی بنده خودم خوشحال می‌شدم که از منابع پارسی برای مقالات استفاده کنم. در رابطه با ترجمه‌ها هم کوتاهی از بنده بوده و از این بابت عذرخواهی می‌کنم. من الان به اصلاح این عناوین می‌پردازم. درضمن جناب @فخر جهان، شما ناسلامتی مثلا نامزدکننده مشترک مقاله با من هستید، و این از نظر من درست نیست که شما به من این ایرادات را، بجای اصلاح آنان گوشزد کنید.--فرشید . بحث ‏۱۴ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۱۱ (UTC)
@Far-gh بله به نظرم مقاله در خور برگزیدن به عنوان مقاله خوب هست بازهم ازتان سپاسگذارم در مورد ترجمه بهتر است از فردی که در این زمینه تخصص دارد کمک بگیرید. اگر شبهه ای داشتید میتوانید از خودم هم سوال کنید. بهرحال من دانشجوی این رشته هستم و شاید بتوانم کمکتان کنم. ارادتمندTaddah (بحث) ‏۱۴ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۴۲ (UTC)
@Taddah بنده نیز از توجهتان بسیار سپاسگذارم. اگر سوالی در این زمینه برایم پیش آمد، حتما از شما پرسشی انجام می‌دهم. باارادت و احترام فراوان--فرشید . بحث ‏۱۴ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۴۷ (UTC)

ازدواج همجنس‌گرایان[ویرایش]

ازدواج همجنس‌گرایان (ویرایش | تاریخچه) • بحث • پی‌گیری • رفتن به زیرصفحه

نامزدکنندگان: نوژن (بحث • مشارکت‌ها) و Ladsgroup (بحث • مشارکت‌ها) و MRG90 (بحث • مشارکت‌ها) ‏۲۰ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۸:۴۵ (UTC)

  • این مقاله برای کاربرانی که فیلترشکن ندارند، فیلتر است.فخر جهان (بحث) ‏۲۰ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۱۵ (UTC)
  • @فخر جهان گرامی؛ فیلتر بودن مقاله دلیلی مبنی بر خوب نشدن آن نیست. به عنوان مثال این مقاله با وجود فیلتر، یک مقاله خوب است. در صورت نبود فیلترشکن هم می‌توان بعد از Http یک حرف S اضافه کرد تا مقاله را بدون فیلتر و فیلترشکن خواند. --فرشید. بحث ‏۲۰ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۳۶ (UTC)
    • @فخر جهان یک راه راحت و ساده هم این است که مستقیماً صفحه ویرایش را باز کنید و پیش‌نمایش را ببینید. @Far-gh فیلتر نبودن از معیارهای لازم برای نامزد شدن در گمخ نیست؛ ولی پُر کردن فُرم پیشاخوبیدگی چرا. این فرم را نافرم بستید، با این شرایط برآیند بحث برای خوب شدن ناقص و ناموفق است. محک ‏۲۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۱۷ (UTC)
      • @محک فرم پیشاخوبیدگی پر شده است. من به همهٔ پارامترها مقدار داده‌ام و منتظرم ناظر گمب تأیید کند. وهاب (گپ) ‏۲۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۲۸ (UTC)
        • ممنون. --محک ‏۲۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۰۲ (UTC)
  • ✓ : پشیمان شدم-این مقاله واقعا صلاحیت خوبیدگی را دارد. درمورد خوبیدگی مقاله جنیفر لوپز هم نظر دهید.فخرجهان (بحث) ‏۲۲ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۲:۳۴ (UTC)
سید

با توجه به اینکه من مقاله‌های گمب را بررسی می‌کنم و ندرتا به گمب می‌پردازم شاید برخی از ایرادهایی که ذکر می‌کنم در این مرحله سخت گیرانه باشد:

اجمالا مقاله مشکل ساختار، ترجمه، منبع، لحن و بخصوص ایضاح مفهومی دارد. اما تفصیل آن به اختصار به این شرح است:

  • این بخش پژوهش ها/موسسات چیست! من نفهمیدم آیا قصد معرفی منابع پژوهشی هست یا موسساتی که در این زمینه فعالیت می‌کنند. هر کدام که باشد چرا در ابتدای مقاله آمده است. در نهایت بیشتر متناسب با ویکی گفتاورد می‌باشد. پیشنهاد می‌کنم به آنجا منتقل شود.
  • تعریف ازدواج: لازم است خواننده در ابتدا بفهمد مقصود از ازدواج همجنس‌گرایان چیست و احیانا چه تفاوتی با ازدواج غیرهمجنس‌ها دارد. چون اغلب درک غیر دقیقی از مفهوم ازدواج دارند. در مقاله ازدواج تعریف کلی خوبی آمده است که من این را مناسب تر می‌دانم هر چند همی از جهاتی بحث برانگیز است: «رابطهٔ یک یا تعداد بیشتری مرد با یک یا تعداد بیشتری زن که بوسیلهٔ عرف یا قانون پذیرفته شده‌است».(Westermarck, Edvard, (۱۹۳۶) The Future of Marriage in Western Civilization, p. ۳) در ازدواج چند نکته هست: ضابطه مندسازی رابطه جنسی و تعیین حقوق متقابل طرفین و تعیین وضعیت فرزندان ناشی از ازدواج یا تحت سرپرستی آن که در برخی جوامع و ادیان البته جنبی‌های دیگری نیز به آن اضافه می‌شود. این مقاله به هر حال نتونسته ایضاح مفهومی حقوقی انجام بده و مشخص کنه وقتی می‌گوییم ازدواج همجنسگرایان به لحاظ حقوقی یعنی چه. مستقیم رفته سر تاریخچه تا خواننده درک عرفی از موضوع به دست بیاره. این نقص است. بخشی از مطالبی که در بخش مباحث آمده است با انتقال به ابتدای مقاله می‌تواند این مشکل را تا حدی رفع کند.
  • دقیقا مشکل قبلی در بخش تاریخچه کار دست مقاله داده است. گویا نویسندگان مقاله خود تصویر روشنی از تفاوت ازدواج و روابط جنسی نداشته‌اند و این دو را در بخش تاریخچه مکرر درآمیخته‌اند. مواردی نظیر در روم باستان روابط جنسی مردان ثروتمند با بردگانی که از جنگ‌ها گرفته و بعدها به یک صاحب فروخته می‌شدند رواج بسیار داشته‌اند. بعضی مردان جوان برده نیز به عنوان concubinus وظیفه داشتند تا نیازهای جنسی اربابشان پیش از ازدواج را برطرف کنند. را که ظاهرا ربطی به ازدواج ندارد جزو این مقاله آورده یا افلاطون بحث‌های مفصلی درباره عشق میان همجنسان دارد. که مشخصا به عشق افلاطونی مربوط می‌شود و نه ازدواج. (رساله جمهور را ببینید) یا شریعت اسلامی برای کنش جنسی میان دو همجنس حدهای بسیار شدید گذاشته که گاه مجازات مرگ نیز جزو آن‌ها می‌شود. بعضی نوشته‌های باقی مانده از دوران صفویه نوعی پیوند میان همجنسان زن و مرد را گزارش می‌کنند که با نام خواهرخواندگی و برادرخواندگی معرفی می‌شود. مشتی از این خروار است!
  • بخش‌هایی از مقاله نظیر دوران نوین در بخش تاریخچه منبع ندارد. لطفا برای هر پاراگراف دست کم یک منبع اضافه کنید.
  • من فکر می‌کنم بخش‌های از مقاله به خوبی در جای خود قرار نگرفته است. مثلا پاراگراف سوم بخش موافقان و مخالفان بیشتر به بخش مباحث می‌خورد. از آن طرف برخی بخش‌های مباحث نظیر قسمت‌هایی از مطالب که به مخالفان دینی مربوط می‌شود باید در بخش موافقان ومخالفان می‌آمد.
  • در بخش موافقان و مخالفان مشخص بفرمایید پژوهش توسط کدام موسسه و در کدام کشور انجام شده است. برخی از موسسات نظرسنجی مثل گالوپ معتبرند اما برخی دیگر ممکن است وابسته به گروه‌های مدنی فعال باشند. این باید دقت شود.
  • مباحث: پژوهش‌های علمی نشان داده‌اند که حالات فیزیکی، روانی و اقتصادی سرپرستان از طریق ازدواج افزایش می‌یابد. یعنی چی؟ احتمالا حالت ترجمه نادرستی از mood است که به هر حال نامفهوم است. ضمنا نوشته‌های علمی یک جور بار تبلیغاتی به مقاله می‌دهد. خب با توجه به اعتبار منبع در ویکی قرار است از منابع علمی اضافه شود در این صورت این عبارت را می‌توان در ابتدای اکثر مطالب مندرج در ویکی‌پدیا گذاشت. به جای کلی گویی مشخص بفرمایید کدام تحقیقات موید بوده‌اند و البته لازم است برای رعایت بی طرفی تحقیقات مخالف را هم بیاورید.
  • واژه شناسی چرا در انتها آمده است!!!
  • ازدواج همجنس‌گرایان در سراسر جهان را بهتر است به تاریخچه بچسبانید تا متن منسجم تر باشد.
  • بخشی از بخش‌های مقاله به وضوح مشکل ترجمه دارد. لطفا یک نفر یک بار متن را از جهت روان‌نویسی و اصلاح ترجمه وارسی کند.

ببخشید اگر سخت گیرانه است اما بخصوص مشکل ساختار و ایضاح مفهومی حتی برای یک مقاله خوب قابل گذشت نیست. --سید (بحث) ‏۲۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۱۷ (UTC)

جناب @Sa.vakilian، منظور از آن خروار، اطلاع دادن درباره «روابط پذیرفته شده و ضبط شده همجنسگرایانه» در جوامع کهن است. دقت کنید که آنچه ما امروزه به عنوان ازدواج می‌شناسیم صرفن تعریفی نوین از روابط جنسی پذیرفته شده است. در جوامع غربی، زندگی دوست دختر/پسر نیز قانون‌مند است ولی همین رابطه در کشوری که چنین تعاریفی را ندارد (ایران) مجازات مرگ دارد. از این رو، آن خروار در حال زمینه‌سازی برای شناخت هرچه بیشتر خواننده با «پیوند» های همجنسگرایانه است که در جوامع کهن پذیرفته شده بودند. البته که در جوامع مسلمان و مسیحی چیزی به نام «ازدواج همجنسگرایان» وجود نداشته است، اما ذکر حقایق تاریخی درباره شکل گوناگون روابط پذیرفته شده همجنسگرایانه در طول تاریخ در راستای همان اطلاع‌بخشی درباره «ازدوج» امروزین است. به کتاب Same-sex unions in premodern Europe مراجعه کنید تا منظورم را متوجه شوید.
بی‌گمان من از عشق افلاطونی خبر دارم، اما یک پاراگراف برای خواننده نیاز است تا با شرایط «پیوند» های همجنسگرایانه در روم و یونان آشنا شود تا بتواند جمله «یونانیان پیوند میان همجنسان را آنچنان دور از پیوند رسمی ازدواج در میان دگرجنسان نمی‌دانستند. توصیف ارتباط میان آشیل و پاترکلوس همانند توصیف روابط میان شوهر–زن در زندگی روزمره یونانیان آن دوره بوده است. » را هضم کند. پیوند خواهرخواندگی و برادرخواندگی نیز از همین مقوله آگاهی‌بخشی هستند و در کل، دانستن اشکال گوناگون روابط همجنسگرایانه در جوامعی که تعریف دقیقی از «ازدواج» وحتا پیوند همجنسگرایانه نداشته‌اند صرفن مشتی نمونه خروار است. -- نوژن (بحث) ‏۲۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۰:۲۷ (UTC)

درست است که تعریف ازدواج در حقوق نوین متفاوت است. اما به هر حال هر رابطه‌ای در هیچ جامعه‌ای ازدواج نیست. شما را ارجاع می‌دهم به مباحث فقه اسلامی که مثلا اگر کسی در یک جامعه غیرمسلمان که رابطه بین خواهر و برادر مشروع تلقی می‌شود از چنین ارتباطی متولد شود حلال‌زاده است اما به هر حال فحشا در هر جامعه متفاوت از ازدواج است. حتما لازم است با همه این موارد و ملاحظاتی که هست شما معنای ازدواج را در مقاله مشخص کنید تا خواننده دچار سوء تفاهم نشود که در ایران صفوی که روابط همجنس گرایانه زیاد بوده به این معناست که ازدواج همجنسگرایان هم وجود داشته است. تاکید می‌کنم اصلا منظورم این نیست بیایید تعریف مدرن را مبنا بگیرید اما لازم است تعریفی داشته باشید که روابط همجنس گرایان از ازدواج همجنس‌ها جدا شود. --سید (بحث) ‏۲۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۸:۳۸ (UTC)
اجمالا، ازدواج در هر جامعه‌ای نوعی ارتباط شامل ارتباط جنسی بین افراد است که طبق عرف/سنت/شرع/قانون آن جامعه به رسمیت شناخته می‌شود و روابط جنسی که خارج از این چارچوب باشد ازدواج محسوب نمی‌شود. در هر جامعه‌ای هم معیارش سنت هم جامعه است ولی قطعا عر رابطه‌ای هر چقدر هم شایع باشد را نمی‌توان ازدواج خواند. --سید (بحث) ‏۲۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۸:۴۵ (UTC)
من فکر می‌کنم منظورم نوژن عزیز این است که داشتن تاریخچه‌ای از same-sex union (یک زوج همجنس؛ نه لزوما یک زوج مزدوج همجنس) برای دریافت مفهوم ازدواج همجنس‌گرایان لازم است. همچنین در بسیاری از گروه‌های قبیله‌ای ازدواج همجنس‌گرایان به معنی ازدواج وجود دارد. به کتب آنتروپالوژی مراجعه کنید. :)امیرΣυζήτηση ‏۲۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۱۸ (UTC)
من فکر می‌کنم شما بزرگواران (@نوژن و @امیر) با اصول مطالعات اسنادی آشنا هستید. نخست باید چارچوب مفهومی را مشخص کنید تا موضوع دقیقا مشخص و از غیر آن متمایز شود. (در این مورد ازدواج از موارد دیگری نظیر همخوابگی) بعدش در بررسی تاریخچه مشخص فرمایید در چه مواردی هر جامعه این کار را ازدواج تلقی کرده در چه مواردی نکرده و در چه مواردی فرق نگذاشته. در غیر این صورت گردآوردن و کنار هم گذاشتن مجموعه‌ای از اطلاعات کمکی به خواننده در درک بهتر موضوع نمی‌کند. من نگفتم ضرورتا same-sex union لازم نیست می‌گویم باید اینها به وضوح مشخص باشد و البته در هر موردی هم ملاک درک همان جامعه از موضوع است. امیدوارم سوء تفاهم رفع شده باشد و شما بتوانید مقاله را بهبود بخشید. --سید (بحث) ‏۲۷ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۵:۴۷ (UTC)

به نظرم راه حل مشکل، گذاشتن بخشی با عنوان «تعریف» در آغاز مقاله است که در واقع گسترش‌یافته واژه‌شناسی است. تعریف باید به نوعی بیانگر نگرش، فلسفه، و تاریخ شکل‌گیری چیزی به نام ازدواج همجنسگرایان باشد. چنین چیزی شدنی است، اما بعید می‌دانم برای خوبیدگی انجام‌پذیر باشد چون نیازمند مطالعه و دسترسی به کتاب‌های مربوط به خانواده و ازدواج (از هر دو بعد حقوقی و فلسفی) است. اگر مایل باشید، من این بخش را برای برگزیدگی بیفزایم. -- نوژن (بحث) ‏۲۷ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۱۱ (UTC)

به نظر من اگر مقاله چارچوب مفهومی به همین شکلی که خودتان گفتید نداشته باشد چیزی جز مجموعه‌ای اطلاعات گردآورده نیست. من فکر می‌کنم در همین مرحله باید اضافه شود. شاید بتوان از بسیاری از اشکالات که در بالا گفتم صرفنظر کرد اما این یکی را لطفا در همین مرحله بیفزایید. دستی هم به سروگوش ساختار مقاله بکشید و به چینش اطلاعات نظم منطقی بدهید. --سید (بحث) ‏۲۸ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۰۲ (UTC)
در بخش‌های زیر غلط تایپی و املائی! دیده می‌شود:
موسسات

(منفعات‌ها!)

افراد تراجنسی و بیناجنس

«مشکل تعریف جنسیت بر پایه وجود یا عدم وجود اندام‌های جنسی یا بعضی ویژگی‌های مشخص جنسی با جراحی تغییر جنسیت ک می‌تواند آن ویژگی‌ها را دگرگون سازد، پیچیده‌تر می‌شود. بعضی تخمین‌ها نشن از آن دارند که در حتا تا ۱ درصد همه زایمان‌ها کودکانی با درجاتی از ابهام جنسیتی زاده می‌شوند، و میان ۰٫۱ تا ۰٫۲ نوزادان دارای آنچنان ابهامی در جنسیت خود هستند که نیاز به مراقب ویژه پزشکی، از جمله جراحی‌های ناخواسته برای برطرف کردن ابهامات، دارند.»

جمله «انسان‌شناسان درگیر تعریف ازدواج بود که در فرهنگ‌های مختلف جهان بگنجد و مشترکات داشته باشد.» مشکل گرامری دارد!

لطفا متن را یک بار مطالعه کنیدYamaha5 (بحث) ‏۲۸ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۸:۱۵ (UTC)

این‌ها تقصیر ترجمه من است. درستش می‌کنم. :)امیرΣυζήτηση ‏۲۸ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۲:۴۶ (UTC)

@Sa.vakilianدر مورد mood، نه ترجمه از این جمله است "Scientific literature indicates that parents' financial, psychological and physical well-being is enhanced by marriage" یعنی ترجمه well-being است. :)امیرΣυζήτηση ‏۱ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۰۸:۳۸ (UTC)

حالت اصلا منظور را نمی‌راند شاید well-being را به تندرستی ترجمه می‌کنند که در اینجا مناسب نیست شاید به وضعیت یا کیفیت برگردانیم بهتر باشد. ضمنا Scientific literature در اینجا و جاهای دیگر کلی گویی و نوعی وپ:طفره است. اگر هم مقصود این باشد که نوع ادبیات علمی این گونه است و دیدگاه مخالف جدی وجود ندارد با بیطرفی در تعارض است. --سید (بحث) ‏۱ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۰۸:۵۸ (UTC)

من متن را به کل بازخوانی کردم؛ به استثنای بخش «واژه‌شناسی» که امیدوارم در روزهای آینده آن را بانویسی کرده در آغاز نوشتار بیاورم. کتاب Why Marriage Matters اثر Evan Wolfson را تهیه کرده‌ام که در آغازش مطالب جالب تاریخی درباره ازدواج و معنایش در جهان دارد. این، بخش واژه‌شناسی را یاری خواهد کرد. از دوستان خواهشمندم پانویس‌ها را استانداردسازی کنند تا واژگان پارسی در متن انگلیسی دیده نشوند. -- نوژن (بحث) ‏۲ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۰۴:۳۷ (UTC)

  • تا جایی که می‌توانستم پانویس‌ها را اصلاح کردم؛ ولی دو پانویس ۲۴۷ و ۲۵۲ را نتوانستم درست کنم (چون منابعشان اسپانیایی بود به پارامتر |کد زبان= مقدار es داده‌ام. ممکن است بخاطر آن باشد؟). وهاب (گپ) ‏۲ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۲:۴۶ (UTC)

توضیحی درباره تعریف ازدواج افزودم. -- نوژن (بحث) ‏۲۰ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۰۳:۲۵ (UTC)

گیر ۳پیچ۲۰۰۵

سلام. من روی این مقاله خیلی ایراد دارم که بگیرم ولی میذارم برای بخش برگزیدگی! ولی یه چندتایی میگم که زیادی خوش به حالتان نشه:

  • شما اول نقشه جهان مربوط به سرپرستی کودکان متعلق به خانواده‌های همجنسگرا را نشان می‌دهید و چند پاراگراف پایینتر تازه یادتان می‌افتد که باید نقشه ازدواج همجنسگرایان را هم نشان می‌دادیم؟ احیانن نباید اول نقشه ازدواج قرار گیرد و بعد نقشه سرپرستی کودک؟!
  • اصن معلوم هست اون جدول بخش «گاه‌شمار» قراره گاهشماری چه چیزی را بکنه؟! شاید من دلم نخواد اون همه جمله قبلش را بخونم تا سر در بیارم.
  • اولن اون بخش پژوهش‌ها خیلی خودخواهانه تدوین شده و خبری از نظرات مراکز رسمی در کشورهای کانادا، فرانسه، اسرائیل، برزیل و ... (که ازدواج همجنسگراینا قانونی است) درج نشده و فقط به نظر مراکز پژوهشی کشور آمریکا+ یدونه از بریتانیا اهمیت دادید. باید پژوهش‌های کشورهای مختلف مطرح شود؛ حتی نظرات کشورهایی که با این ازدواج مخالف هستند.
در ثانی، من اصن با وجود چنین تاپیکی مخالفم!! چون اگر کمی وقت بگذارید، می‌توان اطلاعات مندرج در این بخش را در بخش تعریف، ادغام کرد زیرا منابع مکتوب و برخطی هم که شما از آنها در بخش تعریف استفاده کردید، بعضیهایشان از داده‌های همین موسسات آمریکایی بهره برده‌اند و شما دارید دوباره‌کاری می‌کنید. همچنین شما در بخش پژوهش‌ها، فقط به موسسات بها داده‌اید و به دستاوردهای محققان فردی، اشاره‌ای نکردید که این نقص این تاپیک است. اگر کمی کلاهتان را قاضی کنید، می‌بینید تفکیک نظرات افراد محقق با سازمان‌های تحقیقاتی، چندان کار منطقی نیست و همه افراد و سازمان‌ها، از اطلاعات پژوهش‌های قبلی استفاده می‌کنند. پس تفکیک آنها، منفعتی ندارد و ضرر دوباره‌کاری هم دارد.
به نظر من، اگر اطلاعات مندرج در بخش پژوهش‌ها را به ویکی‌نبشته منتقل کنید، بهینه کار کردید.
  • شما در بخش ازدواج همجنس‌گرایان در فرهنگ عامه هیچ اشاره‌ای به آثار مکتوب در خصوص ازدواج همجنسگرایان ننموده‌اید! در حالیکه بنده، که هیچ سررشته‌ای از همجنسگرایی هم ندارم، این را می‌دانم که همین جناب رادکلیف هال، در برخی آثارش به مسئله ازدواج همجنسگرایان (از نوع زنانه) پرداخته است. حال تو حدیث مفصل بخوان از این مجمل که اگر تحقیق خوبی صورت بگیرد، چه کتابهای دیگری نیز می‌توان در این خصوص یافت.
  • تصاویر موجود در مقاله کم است. حتی یک تصویر هم در خصوص ازدواج زنان با یکدیگر در دسترس نیست؟

Gire 3pich2005 (بحث) ‏۲۲ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۲۱:۲۶ (UTC)

سلام. من هنوز مقاله را نخوانده‌ام و فعلاً نظری ندارم. فقط خواستم بگویم مدخل Homosexuality را در دانشنامه ایرانیکا ببینید؛ احتمالاً برای بخش تاریخچه مفید باشد. درفش کاویانی (بحث) ‏۲۵ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۱۶ (UTC)
@گیر ۳پیچ۲۰۰۵
  • درود. یک نقشه ازدواج نسبتاً بزرگ به آغاز نوشتار (بخش تعریف) افزوده شد.
  • عنوان بخش گاه‌شمار کامل نوشته شد.
  • من مخالفتی ندارم که بخش پژوهش‌ها به ویکی‌گفتاورد منتقل شود یا حتی بصورت خلاصه‌شده در بخش تعریف ادغام گردد. در این زمینه اقدامی نمی‌کنم تا دو دوست دیگرمان جنابان نوژن و امیر نیز دیدگاهشان را مطرح نمایند.
  • زیر بخشی به نام ادبیات داستانی به بخش ازدواج همجنس‌گرایان در فرهنگ عامه افزودم. البته باید توجه داشت که رادکلیف هال مثلاً در کتاب کنج عزلت به رابطهٔ همجنس‌گرایانه‌ای رسمی (گونه‌ای از زندگی مشترک) که به نوشتار ازتباط داشته باشد، نمی‌پردازد (اگر اشتباه می‌کنم مرا آگاه سازید). کتاب‌های مشابه دیگری نیز وجود دارند (مانند اتاق جووانی، موریس (رمان) و ...) که فکر می‌کنم بیشتر به نوشتار همجنس‌گرایی مربوط باشند تا ازدواج همجنس‌گرایان.
  • نگاره‌های نوشتار افزایش یافت از جمله یک نگاره مربوط به ازدواج زوجی مؤنث افزوده شد. وهاب (گپ) ‏۲۵ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۲۰:۵۱ (UTC)

سلام مجدد به @MRG90، @Ladsgroup و @نوژن.

بنده گرچه هنوز به مقاله ایراد دارم، ولی اگر شما ۳ نفر بتونید اون بخش پژوهش‌ها را که ایرادش را در بالا گفتم، به صورت آکادمیک، تعیین تکلیف کنید! و بخش یادداشت‌ها هم بدون هیچ عبارت انگلیسی تحویل دهید، بنده هم از گیرهای بیشتر، صرف نظر می‌کنم تا ادامه کار باشد برای برگزیدگی؛ ولی چند نکته از قلم نیفتد:

  • ردکلیف هال، در یکی از کتابهایش به ازدواج همجنسگرایان پرداخته است البته به طور مختصر. نمی‌گم تا مجبور بشی بری تمام کتابهاش را بخونی!
  • برای بخش جستارهای وابسته، حداقل یک درگاه بیفزایید.
  • گمان نمی‌کنم معرفی یک رده، درست در وسط متن مقاله، کار چندان جالبی باشد.(مثال:جستار وابسته: :رده:ازدواج همجنسگرایان در فیلم) همین کارها را می‌کنید که پروستات آدم عود می‌کند دیگه!
  • بنده هرچه چشم‌چرونی می‌کنم، هیچ ازدواج زوج همجنس‌گرای مونثی نمی‌بینم! یا من خیلی چشم و دل پاکم، یا شما نگاه برزخی داری؟!

Gire 3pich2005 (بحث) ‏۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۱:۱۱ (UTC)

مخالف--آقاجان بنده چند لحظه پیش تصمیم گرفتم منابع مقاله را چک بکنم، فکر می‌کنید از ۱۰تا منبع ابتدایی این مقاله، چندتایشان صحیح بود؟ بنده بعد از دیدن نتیجه این بررسی، وحشت کردم و جامه بدریدم و شتایان به این سو آمدم تا اعلام کنم بنده به هیچ‌وجه نمی‌توانم اجازه دهم این مقاله با متن خوب، بدون منابع کافی، یک مقاله خوب شود. واقعن وجدان کاری اون کاربری که جلوی پارامتر «بررسی تک‌تک منابع ارجاع‌داده‌شده» تیک سبز زده (✓ )، تو حلقم!Gire 3pich2005 (بحث) ‏۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۱:۵۸ (UTC)

@Gire 3pich2005 درود
  • دربارهٔ بخش پژوهش‌ها جناب امیر توضیحی داده بودند که فکر کنم تصادفاً پاک کردید.
  • یک مورد از یادداشت‌ها که نیاز به ترجمه داشت را ترجمه کردم. یادداشت‌هایی که اکنون انگلیسی هستند یا اسامی خاص هستند، یا برابر انگلیسی، یا در داخل متن ترجمه شده‌اند و احتمالاً برای دسترسی خواننده به متن اصلی آمده‌اند.
  • به درگاه:حقوق بشر در بخش جستارهای وابسته پیوند داده شد. البته این درگاه ناقص به نظر می‌رسد. تلاش خواهیم کرد برای برگزیدگی درگاه:دگرباشی جنسی را ایجاد کنیم.
  • رده‌ای که در وسط مقاله آمده بود را حذف کردم. مورد دیگری به چشمم نیامد.
  • منظورم این نگاره از یک زوج مؤنث بود که در زیربخش آفریقا قرار گرفته است.
  • من ۱۱ منبع ابتدایی مقاله را بررسی کردم. از میان منابع برخط دو مورد خطا داده بودند که منابع دیگری به‌جایشان قرار دادم. توضیح: ما کار بر روی این نوشتار را از بیش از یک سال پیش آغاز کردیم و بنابراین تعجبی ندارد اگر برخی از منابع برخط از دسترس خارج شده باشند. انتظار داشتم در زمان بایگانی رباتیک منابع برخط، پیوندهای مرده مشخص گردند که ظاهراً چنین نشده است. خطا دادن احتمالی منابع برخط به این معنا نیست که منبع بررسی نشده است. وهاب (گپ) ‏۹ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۸:۴۴ (UTC)

سلام. در زمان بررسی بنده، بیش از نیمی از منابع ارور دادند. دوباره بررسی می‌کنم. آن تصویر آفریقای جنوی را در مقاله دیدم ولی چون دییدم در عنوان آن، عبارت Gay بکار رفته، فکر کردم اینها مرد هستند و سراغ خواندن توضیحات نرفتم. حالا خداییش اینها زن هستند یا مرد؟!

بنده توضیح امیر را اشتباهی پاک کردم چون آنقدر ترسیده و دستپاچه شده بودم که متوجه نشدم داستان این پاراگراف آخر دقیقن چیه!

اگر مقاله خوب شد، حتمن درگاهی که اشاره کردید را بسازید و به جستارهای وابسته بیفزایید. در خصوص بخش پؤوهش‌ها، هنوز قانع نشدم؛ اول اینکه چرا تعداد مراکزی که نتیجه تحقیقات آنها نوشته شده، همین چندتا هستند؟ آیا تعدادشان را در آینده (مرحله برگزیدگی) بیشتر می‌کنید؟ دوم اینکه نظرتان در خصوص انتقال مطالب این تاپیک به ویکی‌نبشته چیست؟ رونوشت به @Ladsgroup.Gire 3pich2005 (بحث) ‏۹ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۱۹ (UTC)

بله همین‌ها سازمان‌های معتبری هستند که در این زمینه اظهار نظر کرده‌اند (من که نمی‌توانم اظهارنظر سازمان بین‌المللی اخترشناسی را در این زمینه بیاورم). به نظرم نیازی نیست. ما که کل قطع‌نامه‌شان را ترجمه نکرده‌ایم و فقط بخش مرتبط را برداشته‌ایم. :)امیرΣυζήτηση ‏۹ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۷:۰۷ (UTC)
@Ladsgroupجان، نظرت در خصوص جمله: اون بخش پژوهش‌ها خیلی خودخواهانه تدوین شده و خبری از نظرات مراکز رسمی در کشورهای کانادا، فرانسه، اسرائیل، برزیل و ... (که ازدواج همجنسگرایان، قانونی است) درج نشده و فقط به نظر مراکز پژوهشی کشور آمریکا+ یک دونه از بریتانیا اهمیت دادید. باید پژوهش‌های کشورهای مختلف مطرح شود؛ حتی نظرات کشورهایی که با این ازدواج مخالف هستند. چیست؟Gire 3pich2005 (بحث) ‏۹ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۲۴ (UTC)
بامزه بود. هر کشوری برای خودش انجمن روانکاوی ندارد و اگر هم داشته باشد نظراتش لزوما معتبر در ابعاد این انجمن‌ها نیست. APA جایی است که نوع رفرنس‌دهی‌اش برای تمام موارد پزشکی استفاده می‌شود و کتاب MoSش در همه جا مورد استفاده‌است (من هم یک نسخه دارم). در ضمن سازمان روانشناسی یک کشور با خود آن کشور بسیار تفاوت دارد. به طور مثال کالج سلطنتی روانکاوان در سال ۲۰۱۰ اعلام کرد که ازدواج همجنس‌گرایان قانونی شود ولی این اتفاق در سال ۲۰۱۳ افتاد و همچنین خیلی از کشورها که در آن قانونی نیست به معنی مخالفت سازمان روانشاسان آن کشور نیست که ما بخواهیم آن را وارد کنیم. خداییش این دو تا خیلی با هم فرق دارند. :)امیرΣυζήτηση ‏۱۱ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۲:۵۶ (UTC)
سید (بررسی مجدد)

با توجه به تغییرات مقاله من یک بار دیگر آن را بررسی می‌کنم:

  1. لید: بیان کلی از مطالب مقاله نیست و متمرکز بر وضعیت کنونی است. باید تکمیل شود.
  2. تعریف: با تشکر از افرادی که این بخش را توسعه دادند، در این مرحله کفایت می‌کند اما برای برگزیدگی باید اصلاح شود زیرا بر اساس منطق و رویکرد مدرن نسبت به ازدواج نوشته شده.
  3. پژوهش‌ها: این بخش با آوردن ۵ نقل قول بلند بیانیه مانند که مشخصا نمی‌گوید بر اساس نتیجه کدامین پژوهش نوشته شده است به مقاله صورت خطابه جانبدارانه می‌دهد و قطعا با سیاست بیطرفی در تعارض است.
  4. در بخش تاریخچه در برخی موارد ازدواج با رابطه جنسی و حتی عشق افلاطونی خلط شده است. به نظر من یک مقاله خوب نباید حاوی مطالب نامرتبط باشد به طوری که خواننده را گیج کند. این اشکال را در نقد قبلیم مفصل نوشته‌ام.
  5. نقض وپ:طفره: عباراتی نظیر پژوهش‌های علمی به طور عمومی بیان داشته‌اند یا پژوهش‌های علمی نشان داده‌اند که اصلا حاوی هیچ اطلاعاتی درباره زمان، مکان، پژوهشگر و دیگر اطلاعات مرتبط نیست نباید به این شکل در مفاله به کار رود.

مخالف تا زمانی که مقاله آشکارا رویکردی ترویجی و جانبدارانه دارد به نظر من نمی‌تواند خوبیده باشد. --سید (بحث) ‏۱۲ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۳۵ (UTC)

فرض می‌کنم با Undue weight و منبع ثانویه آشنایی دارید. بنابرین لطف کنید یک منبع آکادمیک ثانویه (textbook, review article, etc.) در جهت مخالفت با ازدواج همجنس‌گرایان نشان بدهید تا من بگویم باشد مقاله جانبدارانه است. مخالفان ازدواج از نظر علمی همان جایی قرار دارند که climate deniers, HIV deniers, Holocaust deniers, و معتقدان به تخت بودن زمین جا دارند: حاشیه. در غیر این صورت هرگونه افزودن محتوا در جهت مخالفت با ازدواج همجنس‌گرایان مصداق undue weight است و باید واگردانی شود. :)امیرΣυζήτηση ‏۱۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۳۸ (UTC)
بله اآشنایی دارم اما ظاهرا شما نقد مرا اشتباه متوجه شدید. مشکل من با نقض وپ:لحن بی‌طرف بود و بنابراین از شما نخواستم دیدگاه اقلیت اضافه کنید! اما در خصوص موردی که طرح کردید البته مخالفان ازدواج همجنسگرایان به هیچ وجه Undue weight نیستند و اتفاقا شما هم دیدگاه آنها را در مقاله پوشش داده‌اید! شاید شما منظورتان این است که مخالفان همجنسگرایی Undue weight هستند که ربطی به این مقاله ندارد. --سید (بحث) ‏۱۴ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۰۹ (UTC)
به نظر شخصیم اگر بخش «پژوهش‌ها» برداشته شود و به نوشتارهای مرتبط دیگر منتقل شود مشکلی پدید نخواهد آمد. در بخش تاریخچه اندکی از مطالب را کاستم؛ اگر شما جناب سید گمان می‌کنید هنوز نوشته‌ای بی‌ربط در آن بخش وجود دارد (مرز میان ربط‌دار و بی‌ربط بودن هم با خودتان)، می‌توانید ویرایشش کنید. دیباچه را بهبود دادم؛ اگر گمان می‌کنید دیباچه نیاز به بهبود دارد خود اقدام کنید.
@Ladsgroup گرامی، با اجازه شما بخش «پژوهش‌ها» را پنهان کردم چرا که دغدغهٔ موجود را متوجه می‌شوم. لطف کنید مطالب آن بخش را در نوشتارهای مرتبط (برای نمونه حق سرپرستی) ادغام فرمایید.
اکنون برویم سراغ وپ:طفره؛ من تلاش خواهم کرد تا جملاتی را که شکل طفره‌آمیز دارند بزایم و پژوهش را ذکر کنم. پس از پایان، بار دیگر نگاهی بیندازید و ببینید آیا چنین لحنی باقی مانده است یا خیر؟ -- نوژن (بحث) ‏۱۴ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۱:۳۱ (UTC)
من متن را به سرپرسی توسط همجنس‌گرایان انتقال دادم ولی به نظرم کمی به آن موضوع بی‌ربط است. بهترین کار این است که مقاله‌ای ساخته شود با نام پژوهش‌ها در مورد ازدواج همجنس‌گرایان و این مطالب به آنجا منتقل شود. :)امیرΣυζήτηση ‏۱۴ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۱:۴۴ (UTC)
  • موضوع این مقاله یک موضوع باز روز است، موضوعی است که نظرات گوناگونی در قبال آن وجود دارد. ازدواج یک امر حقوقیست، متخصصین علم حقوق هم در این زمینه نظر یکسانی ندارند. همان طور که خود می‌دانید، مثلاً در آمریکا از نه قاضی دیوان عالی چهار نفر با این موضوع مخالفت کردند، چهار نفری که همه حقوقدانان برجسته و دارای دکترای حقوق هستند؛ شاید در اقلیت باشند، ولی اقلیت قابل انکاری نیستند. اینها هم برای خود استدلال‌هایی دارند، و در جامعه حضور دارند. این مسالهٔ حل نشده قابل مقایسه نیست با یک مساله‌ای مانند تخت بودن زمین. لازم است مقالهٔ خوب به همهٔ جوانب موضوع بدون جهت گیری بپردازد. پژوهش نشان داده [۱] طلاق بین زوج‌های همجنس در سوئد (یکی از اولین کشورهای قانونی کننده) و نروژ پنجاه درصد تا سه برابر بییشتر از زوج‌های دگرجنس است؛ ولی چنین پژوهش‌هایی در مقاله به حد کافی بازتاب داده نشده. به نظر می‌رسد در نگارش مقاله از اول بنا بر اثبات بی چون و چرای این موضوع بوده، که باعث شده برخی شواهد دیگر دیده نشود. 1234 (بحث) ‏۱۴ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۲۶ (UTC)
جناب ۱۲۳۴! cherry-pick کردن شما از واقعیات واقعا بی‌نظیر است. ۱- ۹ قاضی دادگاه عالی در مورد اینکه آیا ازدواج همجنس‌گرایان بنابر متمم ۱۴ (و متمم ۵) قانون اساسی آمریکا باید قانونی شود تصمیم‌گیری کردند نه درباره اینکه ازدواج همجنس‌گرایان یک چیز خوب یا بد است (یا هر چیزی که شما دارید به آن استناد می‌کنید) در مورد آن باید روانشناسان، جامعه‌شناسان، آنتروپالوژیست‌ها و ... تصمیم‌گیری کنند نه قاضیان. چیزی که قاضیان در مورد آن تصمیم‌گیری کردند این بود که آیا ازدواج یک حق مدنی است؟ و دو اینکه آیا به رسمیت نشناختن ازدواج همجنس‌گرایان نقض حریم شخصی افراد (متمم پنج) است یا خیر. این چه ربطی به موضوع بحث مقاله دارد؟ ۲- تحقیق موردنظر در سال ۲۰۰۶ منتشر شده در صورتی که نروژ ازدواج همجنس‌گرایان را در سال ۲۰۰۹ قانونی کرده‌است! (از گذاشتن علامت تعجب بیشتر خودداری می‌کنم) و خود خلاصه مقاله هم ذکر کرده چون اینگونه ازدواج‌ها به طور قانونی به رسمیت شناخته نمی‌شوند افراد خود را در جدایی آزادتر می‌بینند. در واقع به طور عیرمستقیم خود مقاله دارد ذکر می‌کند که طلاق هنگامی که ازدواج قانونی شود کمتر می‌شود. اگر آمار رسمی در اینجا را بررسی کنید می‌بینید که این مقدار کمتر است (۷۶/۲۵۲ در مقابل ۱۰۹۱۲/۲۳۴۱۰) در هر کشوری که قانونی کرده این مقدار کمتر است. :)امیرΣυζήτηση ‏۱۴ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۱:۰۹ (UTC)
مقاله مورد نظر ۱۳۶ بار [۲] در گوگل اسکالر سایت شده و معتبر است. در نروژ “registered partnership از ۱۹۹۳ وجود داشته که خود مقاله می‌گوید هیچ چیز از ازدواج کم ندارد. از کجای این خلاصه برداشت کردید اینها به رسمیت شناخته نمی‌شوند؟ دربارهٔ سوئد چه می‌گویید؟
در مورد دیوان عالی حرف‌های عجیبی مطرح کردید، تصمیم گیری قضات عالی و هر قاضی دیگری درخصوص این که این امر قانونی شود یا نه بر اساس بررسی تبعات و ویژگی‌های آن است. قاضی سمیوئل الیتو که مخالفت کرده، دلایلی برشمرده که از میان آنها جدید بودن این نوع ازدواج و معلوم نبودن پیامدهای آن است. او معتقد است که این امر بر نهاد باستانی و انسانی «خانواده» اثر منفی می‌گذارد. این نظر به خود او مربوط است ولی بالاخره در این سطح وجود دارد و نشان دهندهٔ یک نگاه به نتایج عملی یک تصمیم حقوقی در جامعه است. --1234 (بحث) ‏۱۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۷:۲۳ (UTC)
جان من یکم تحقیق کنید: ۱- سوئد هم در ۲۰۰۹ قانونی کرد ۲- همخانگی قانونی خیلی هم کم دارد: ۱- حق حضانت ندارد (برای نروژ تا ۲۰۰۹ برای سوئد از زمان شروع) ۲- امکان باروری مصنوعی (AI) تا ۲۰۰۹ در نروژ و تا ۲۰۰۵ برای سوئد وجود نداشت. پس به طور کلی بررسی آنها مخدوش است و ارتباطی به خود موضوع ازدواج همجنس‌گرایان ندارد. در مقابلش هم من تعداد زیادی ریوو آرتیکل با سایتیشن بالا می‌آورم که به عکسش رسیده‌اند [۳] ('It is concluded that same-sex couples and their children are likely to benefit in numerous ways from legal recognition of their families, and providing such recognition through marriage will bestow greater benefit than civil unions or domestic partnerships') [۴] ('The authors argue that legal and social recognition of same sex relationships may ... increase the stability of same sex relationships,) [۵] ('Lack of opportunity for same-gender couples to marry adds to families' stress, which affects the health and welfare of all household members. Because marriage strengthens families and, in so doing, benefits children's development, children should not be deprived of the opportunity for their parents to be married. Paths to parenthood that include assisted reproductive techniques, adoption, and foster parenting should focus on competency of the parents rather than their sexual orientation.') اینها را در عرض ده دقیقه پیدا کردم. اگر بازهم بخواهید چند برابرش را برایتان می‌آورم. در مورد قاضیان، قاضی سمیوئیل (که متخصص آنتروپالوژی نیستند) حرفی زده‌اند که در مقاله قابل اعتنا نیستند (برای اطلاعات بیشتر ر. ک. بخش تاریخچه مقاله) :)امیرΣυζήτηση ‏۱۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۴۳ (UTC)
خیلی ممنون از منابع؛ ولی اینها چه ربطی به مبحث طلاق دارد؟ تفاوتهایی که مطرح کردید شاید در زمینه حضانت و غیره موثر باشد، ولی ارتباطشان به موضوع طلاق مساله‌ای بدیهی نیست. مقاله که عنوانش «The demographics of same-sex marriages in Norway and Sweden» است اگر موضوعشان مخدوش است چطور منتشر شده و ۱۳۹ تا سایت شده؟ مگر من گفتم فقط باید این تحقیق قرار بگیرد؟ حرف من این است که همه تحقیقات معتبر صرف از نظر از نتیجه شان باید مورد اشاره قرار بگیرند. 1234 (بحث) ‏۱۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۵۰ (UTC)
پژوهش‌های جدیدتر [۶] نشان داده با وجود فرزندان همچنان ریسک طلاق بین زوجهای همجنس بیشتر است. 1234 (بحث) ‏۱۹ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۲:۵۹ (UTC)
جناب سیکاسپی شما چرا مطالبی را که پیدا می‌کنید به نوشتار نمی‌افزایید؟ قاعدتن در نوشتاری با بیش از ۲۲۰ کیلوبایت بسیاری از آنچه توسط نویسندگان نگاشته شده استثنائاتی را که شما بدان علاقه دارید در بر نمی‌گیرد. خودتان لطف کنید به نوشتار بیفزایید. -- نوژن (بحث) ‏۱۹ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۴:۲۱ (UTC)
من اصلاً جزو افرادی که از دور می نشینند و می گویند لنگش کن نیستم، قبلاً من کمی به این مقاله افزودم. ولی چون الان موضوعات زیادی را در بر می گیرد، زحمت زیادی دارد. من این مورد را اضافه می کنم ولی کلاً امیدوارم همه ی جوانب امر لحاظ شود. 1234 (بحث) ‏۱۹ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۰۹ (UTC)


سید منظورم از آن حرف در بخش «پژوهش‌ها» بود. در منابع پژوهش‌ها ریووها ذکر شده‌اند. :)امیرΣυζήτηση ‏۱۴ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۱:۱۱ (UTC)

گیر ۳پیچ۲۰۰۵ (II)

با سلام. بنده تمام منابع مقاله را چک کردم و ایراداتی یافتم که آن موارد را در اینجا ذکر می‌کنم. نویسندگان مقاله باید منابع را اصلاح کنند یا مطالب آن منابع را با منابعشان حذف کنند!

  • پانویسهای ۱۹، ۶۸، ۷۹، ۹۲، ۹۴، ۲۲۳، ۱۰۷، ۱۴۲، ۱۶۸، ۱۶۷، ۷۱، ۱۵۹
  • چرا دوتا پانویس ۶۸ کنار هم نوشته شده‌اند؟

لحن مقاله نیز ظاهرن از جمله مواردی است که مورد اختلاف نظر صاحب‌نظران است؛ بنابراین بنده موظفم متن مقاله را یکبار به طور کامل مطالعه کنم و نظر خودم را بگویم. یا باید اصلاحاتی در متن صورت گیرد تا متن بی‌طرفانه باشد یا مقاله به همین صورت، خوبیده خواهد شد.Gire 3pich2005 (بحث) ‏۱۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۷:۲۹ (UTC)

Gire 3pich2005؛ مقداد جان مقاله‌ای که جانبدارانه باشد نمی‌تواند خوبیده شود. من از جهت لحن و 1234 از جهت وزن مطالب نسبت به جانبدارانه بودن اعتراض داشتیم. من شما را داور منصفی می‌دانم. خودت یک بار بخوان اگر بیطرفانه بود که هیچ خوبیده اش کن و اگر جانبدارانه بود ردش کن. تشکر--سید (بحث) ‏۱۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۰۶ (UTC)
سلام جناب @Sa.vakilian. بنده ترجیح بر خوبیدگی مقالات دارم با نزدیک کردن آراء و نه رد کردن آنها. بنده ایرادات جانبداری و وزن مقاله را بر اساس تجربه خودم استخراج می‌کنم و برای دوستان فهرست می‌کنم تا اگر مایل به اصلاح انشای متن بودند، متن را تغییر دهند و اگر حاضر به تغیرر متن نبودند، ما هم اصراری بر تغییر متن نداریم و مقاله با همین متن، از پروژه وپ:گمخ، کنار گذاشته می‌شود. این بهترین پیشنهادی است که می‌توانم به طرفین ارائه کنم. اگر کسی از طرفین، بنده را به عنوان بازبین قبول ندارد، همین الان بگوید تا وقت خودم و خودتان را بیهوده نگیریم. باور بفرمایید هیچ ناظری دوست ندارد در چنین تنگنایی گیر بیفتد و الان دقیقن حس «چوب دوسر طلا» را دارم! :(Gire 3pich2005 (بحث) ‏۱۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۵۵ (UTC)

جناب @Sa.vakilian: یک چیز کوچک و شاید بی‌اهیمت. یادم رفت بگویم در مورد عشق افلاطونی اگرچه تعریف ما از آن عشق یک تعریف sexless (بدون روابط جنسی) است ولی در آن زمان و دوره افلاطون اعمال جنسی بخشی از روابط عاشقانه‌ای که عشق افلاطونی خوانده می‌شد بوده‌است (و به عبارت دیگر در دوره افلاطون عشق افلاطونی معادل روابط همجنس‌گرایانه امروزی بوده‌است). منبع حرفم کتابی دانشگاهی است که در مقاله همجنس‌گرایی از آن استفاده کرده‌ام (دقیقا در بخش مربوطه) اگر بخواهید پیدا می‌کنم و کامل می‌آورم :)امیرΣυζήτηση ‏۱۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۴۳ (UTC)

می‌شود سرش بحث کرد که افلاطون عشق افلاطونی را در برابر ازدواج طرح می‌کند لذا چه رابطه جنسی داشته باشد و چه نداشته باشد موضوع این مقاله نیست. اما به هر حال از اینها می‌شود در مرحله خوبیدگی صرفنظر کرد. --سید (بحث) ‏۱۹ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۴:۱۵ (UTC)
گیر ۳پیچ۲۰۰۵ (III)

با سلام. پیش از رسیدگی به وضعیت لحن و وزن مطالب مقاله بپردازم، لازم است به انشای نه‌چندان جالب متن اشاره کنم که از کاربران باتجربه‌ای که این مقاله را نامزد کردند، چنین انشای نامناسبی بعلاوه کمبود علائم نگارشی، بعید بود ولی حالا و بعد از خواندن متن متوجه شدم که دیگه بعید نیست! از همین‌جا اطمینان می‌دهم که اگر بعد از خوبیدگی، متن اصلاح نشود و علائم نگارشی کافی افزوده نشود و فاعل‌ها و فعل‌های جملات تطبیق داده نشوند، بنده بی‌تفاوت نمیشینم تا چنین انشایی در صفحه اول دانشنامه قرار گیرد!

  • در جمله «از دیدگاه تاریخی، پیوندهای همجنس‌گرایانه در بسیاری جوامع و مناطق جهان پذیرفته می‌شده‌اند» معتقدم در خصوص استفاده از صفت تعداد «بسیاری» باید بحث شود. این صفت را در مواردی استفاده می‌کنیم که در یک جامعه آماری، بیشتر از نیمی از جامعه ما و نزدیک به همه آنها، شامل یک گروه‌بندی مشخص شوند. در خصوص این رویه ازدواج همجنسگرایان در زمانهای پیش از ظهور ادیان ابراهیمی، ابتدا باید مشخص شود چند اجتماع انسانی در آن دوره از تاریخ، فعال بودند. سپس یک نسبت از تعداد جوامعی که چنین رویه‌ای در آن جریان داشته، به نسبت کل جوامع گرفته شود تا مشخص شود از چه صفتی تعدادی می‌توانیم استفاده کنیم. اگرهم برآورد دقیقی نمی‌توان انجام داد، لازم است محافظه‌کارانه عمل کنید و از صفت «برخی» که به کمتر از نصف اشاره دارد، باید استفاده شود.
بسیاری را برابر many گذاشته بودم. تبدیل کردم به «تعداد زیادی از». -- ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۳:۵۲ (UTC)
  • در بخش تعریف، اطلاعات خوبی گردآوری شده است ولی من یک ایراد کوچک ولی مهم می‌گیریم. از آنجا که قرار نیست ما در این مقاله، نه این ازدواج را تایید کنیم و نه نهی کنیم، پس باید در مقابل هر دیدگاه موافقان، یک دیدگاه مخالفان را نیز بلافاصله ذکر کنیم و بالعکس. بنابر برداشت بنده از متن بخش تعریف، نویسنده در مقابل نظر آلن دیشویتز (موافق)، اظهارنظر جنیفر مورس را ذکر کرده که خوب است ولی به خودش زحمت نداده که دلیل و استدلال جنیفر مورس را ذکر کند! شما باید تحقیق کنید که دلیل اصلی جنیفر مورس در مخالفت با ازدواج همجنسگرایان چیست؟ و سپس در ادامه همان بخش، در حد یک جمله/یک خط، استدلالش را بیان دارید.
در حالیکه بسیاری از طرفداران ازدواج همجنسگرایان، از واژه عبارت «برابری ازدواج» یا «ازدواج برابر» سخن می‌گویند، مطمئنن مخالفانی هم در سطح جهان وجود دارند که مخالف برابر دانستن ازدواج همجنسگرایان با ازدواج سنتی هستند. لازم است بنابر اصل بی‌طرفی، در ادامه همان جمله، در حد یک خط و نیم، استدلال و منطق مخالفان دیدگاه «ازدواج برابر» را شرح دهید تا خواننده بتواند خودش این دو منطق دیدگاه را سبک سنگین کند و تصمیم بگیرد.
در پاراگراف یکی به آخر بخش تعریف، مطرح کردید که مگی گلاغر معتقد است که «یکسان در نظر گرفتن ازدواج دگرجنس‌گرایانه و همجنس؛ رایانه معنی ازدواج و سنت‌های آن را تغییر می‌دهد.» خب شما موظفید بنویسید که چرا وی چنین احساس خطری می‌کند؟ آیا وی نگران کاهش زاد و ولد و رشد منفی جمعیت در جوامع است؟ آیا وی نگران تغییر ذائقه جنسیتی مردم و دودستگی در جوامع است؟ آیا وی نگران فروپاشی بنیان خانواده به عنوان کوچکترین واحد اجتماع و خلاء نقشهای تربیتی پدر و مادر در خانواده‌های همجنسگرا است؟ (اگر قرار باشد این قبیل استدلالها را به خوبی در این مقاله شرح ندهیم و صرفن به صورت تیتروار، چندتا اسم را ذکر کنیم، پس این مقاله، چه دردی از مردم برطرف می‌کند؟) حال برای آنکه بیطرفی را همچون دو مورد قبلی رعایت کرده باشیم، بعد از شرح کامل استدلالهای مگی خانوم، می‌توانید متنی هم در پاسخ آن ذکر کنید.
  • همچنین در بخش مخالفان و موافقان، اطلاعات در خصوص مخالفان این ازدواج به صورت ناقص بیان شده‌اند زیرا در این بخش نوشتید: «برای نمونه، ۵۲ درصد از مخالفان همجنس‌گرایی مغایرت با تعلیمات دینی را علت اصلی (در ۹۰ درصد مغایرت با کتاب مقدس) دانسته‌اند.» سوالی که اینجا برای یک ذهن پرسشگر مطرح می‌شود آنست که پس استدلالهای 48 درصد بقیه بر چه استدلالهایی سوار است؟ چرا نویسنده نظر این جامعه بزرگ آماری را پوشش نداده؟ آیا صرفن قصد دارد مخالفت با چنین ازدواج را معطوف به عقاید مذهبی کند؟ آیا هیچ دیدگاه غیر مذهبی با این رویه ازدواج مخالفتی ندارد؟
  • در خط آخر تاپیک مخالفان و موافقان، نوشتید که: « اما تحقیقات لنگباین و یوست به این نتیجه رسیدند که ... هیچ‌گونه دلیل عقلانی برای مخالفت با ازدواج همجنس‌گرایان وجود ندارد.» علاوه بر اینکه اعتبار چنین موسسه‌ای در حال حاضر برای بنده اثبات نشده و مقاله‌ای هم در ویکی مادر برای آن نیافتم و شما باید اعتبار تحقیقات این موسسه را اثبات کنید، ذکر جمله «هیچ‌گونه دلیل عقلانی برای مخالفت با ازدواج همجنس‌گرایان وجود ندارد» یک جمله توهین‌آمیز است! در حال حاضر حتی اگر طرفداری از ازدواج همجنسگرایان در کل جهان در حال افزایش است، ولی همچنان، بیش از نیمی از کره زمین، موافق آن نیستند و اگر ما در مقاله‌مان در دانشنامه ویکی فارسی، عبارت هیچ‌گونه دلیل عقلانی برای مخالفت با ازدواج همجنس‌گرایان وجود ندارد را درج کنیم، مستقیمن به این گروه چند میلیاردنفری توهین کردیم. به همین دلیل، اگر اثبات سرشناسی موسسه تحقیقاتی لنگباین و یوست برای ما اثبات شد، باید این جمله توهین‌آمیز، از انتهای این بخش حذف شود.
  • در جمله «نویسنده سخن از شاهدختی مصری به نام برنیس (شاهزاده) می‌زند که دختر محبوبش به چنگ آدم‌ربایان می‌افتد و پس از آنکه دختر با تلاش خدمتکار برنیس آزاد می‌شود با او ازدواج می‌کند.» آیا منظورتان از خدمتکار، کنیز است؟ (لفظ خدمتکار هم برای مردان استفاده می‌شود و هم برای زنان ولی کنیز فقط برای زنان) در ضمن بنده از متن نفهمیدم که برنیس با دخترش ازدواج می‌کند یا با کنیز؟
متن را درست کردم. در متن اصلی خدمتکار (servant) آمده است. کنیز بودنش چون در منبع نیامده قابل دانستن نیست. -- ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۳:۵۲ (UTC)
  • در یادداشت شماره 3، هشت خط به نقل از دیوید هالپرین نقل کردید. اگر وی فردی سرشناس است، پس مقاله‌اش را بسازید. همچنین اگر مطلب مفصلی که از وی نقل کردید را نمی‌خواهید منبع‌دهی کنید، حداقل نام کتاب را هم در کنار نام وی ذکر کنید تا اعتبار یادداشت بیشتر شود.
نوشتار دیوید هالپرین ایجاد شده است. احتمالاً یادداشت مربوطه از منبعی که پیش از آن آمده نوشته شده است. وهاب (گپ) ‏۱۴ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۳۷ (UTC)
  • در جدول بخش گاه‌شمار قانونی‌شدن ازدواج همجنس‌گرایان، اگر اشتباه نکنم، اسامی کشورها را به صورت Bold نوشتید. اما اگر به جذول نگاهی بیندازید، اسامی برخی کشورها را فراموش کردید که درشت کنید!
آن‌هایی که پررنگ نیستند نام ایالت‌های کشورهای گوناگون هستند نه خود کشورها. -- ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۳:۵۲ (UTC)
  • دقیقن فرق دو عنوان «یونان و روم باستان» و «دوران باستان» در چیست که یونان و روم باستان، زیرمجموعه دوران باستان قرار نمی‌گیرد؟! آیا بهتر نیست از عنوان بهتری استفاده کنید؟
«دوران باستان» را دوران کهن کردم. تاریخ یونان و روم آنقدر شفاف هست که اغلب این دو را از تاریخ کمتر شناخته‌شده‌ی دیگر مناطق جدا می‌کنند. -- ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۳:۵۲ (UTC)
  • مطمئنن برای یک فارسی‌زبان که این مقاله را می‌خواند، مهم است که در خصوص همجنسگرایان در قلمرو پارس، پیش از ورود اسلام به آن، اطلاعاتی کسب کند. نپرداختن شما به این مقوله، نمی‌تواند دلیل خوبی برای نبود چنین روابطی در ایران باشد زیرا زمانی که در فیلم 300، خشایارشاه را آنگونه ترسیم می‌کنند، بهرحال ابهاماتی در ذهن ایرانیان بوجود می‌آید که باید جوابش را در اینجا پیدا کند. شما باید در قالب جمله‌ای منبع‌دار، مشخص کنید که در ایران قبل از ورود اسلام، این روابط وجود داشته و یا وجود نداشته و یا اطلاعاتی در منابع تاریخی یافت نشده‌است.
جناب گیر دقت کنید که نوشتار تنها درباره ازدواج همجنسان است و نه تاریخ روابط همجنس‌گرایانه. به چنان چیزی باید در نوشتاری جدا پرداخت. همچنین، هیچ سندی از تاریخ کهن ایران که اشاره به ازدواج میان همجنسان داشته باشد در دسترش نیست. -- ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۳:۵۲ (UTC)
  • پاراگراف اول بخش تاریخچه#جهان اسلام، چرا منبع قوی ندارد؟ چرا در پاراگراف دوم همین بخش، عبارت «خواهرخواندگی و برادرخواندگی» را به صورت ایتالیک نوشتید؟ مگر یک نوع product محسوب می‌شوند که بتوان ایتالیک نوشت؟! ‎گاه برای تاکید و نام بردن از شناسه‌های در متن هم به کار می‌رود. آن‌ها را در پرانتز گذاشتم. آن پاراگراف بدیهی است و نیاز به منبع ندارد، ولی در دانشنامه‌ها خواهم گشت تا منبعش را بیفزایم. -- ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۳:۵۲ (UTC)
  • پاراگراف اول بخش دوران نوین را منبعدار کنید.
✓ -- ‏۱۴ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۰:۰۰ (UTC)
✓ اصلیش جنبش حقوق مدنی آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار (۶۸-۱۹۵۵) است.-- ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۳:۵۲ (UTC)
  • در جدول موجود در بخش گاه‌شمار قانونی‌شدن ازدواج همجنس‌گرایان، چند مورد دیده می‌شود که پس از قانونی‌شدن ازدواج، این قانون لغو شده است. درخواست دارم برای هرکدام از مواردی که این قانون لغو شده است، در بخش یادداشت‌ها، در حد یک جمله، دلیل لغو شدن این قانون در آن منطقه بخصوص را بیان کنید.
یادداشت‌ها افزوده شدند. البته از آنجایی که حجم مقاله نسبتاً بالا است دیگر منبعی برایشان قرار ندادم. منبع ایالت‌های آمریکا در بخش #ایالات متحده آمریکا آمده است و منبع قلمروی پایتختی استرالیا نیز در بخش #استرالیا آمده است. وهاب (گپ) ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۷:۱۹ (UTC)
  • در بخش دیباچه و در متن اصلی، چند مورد اشاره کردید که مخالفت اصلی با ازدواج همجنسگرایان، از جانب افراد مذهبی مطرح می‌شود. در حالیکه با نگاهی به نقشه World marriage-equality laws.svg و همچنین قرائت متن، متوجه می‌شویم که در خاور دور، این مسئله نه طرفدارانی دارد و نه قوانینی در خصوص آن وجود دارد. لازم است در بخش موافقان و مخالفان و همچنین ازدواج همجنس‌گرایان در سراسر جهان به این ازدواج در خاور دور (و نه صرفن کشور چین) بپردازید و از آنجا که ساکنان این بخش از کره زمین، جمعیت قابل توجهی را شامل می‌شوند که دارای گرایشات مذهبی ادیان ابراهیمی نیستند، لازم است که جایگاه این ازدواج در بین این مردم و موافقان و مخالفان آن، بیشتر بپردازید.
  • در میان تمام بخشهای این مقاله که از لحاظ فقدان علائم نگارشی زیر خط فقط به سر می‌برند، بخش مباحث#دین، اصن رفته صفحه بعد!
✓ -- ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۳:۵۲ (UTC)
  • لطفن جمله «پژوهش‌های علمی به طور عمومی بیان داشته‌اند که قابلیت‌های والدین همجنس‌گرا...» را به «بر اساس پژوهش‌های علمی انجمن‌های روانشناسی آمریکا، قابلیت‌های والدین همجنس‌گرا...» (چون ادعای بزرگی است، حتی جا دارد که تک تک آن انجمن‌ها را نام ببریم ولی ما به اشاره کلی به انجمن‌های آمریکا، اکتفا می‌کنیم)
✓ -- ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۳:۵۲ (UTC)
  • بخش مباحث#سرپرستی کلن منبع ندارد! اگر منابع خوبی نیفزایید، مجبور به حذف بخش هستیم.
قبول دارم. باید بیشتر رویش کار شود. -- ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۳:۵۲ (UTC)
  • در عبارت «بعضی تخمین‌ها نشان از آن دارند که در حتا تا ۱ درصد همه زایمان‌ها» منظور از حتا چیست؟!
✓ -- ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۳:۵۲ (UTC)
  • در عبارت «اجازه فرزندخواندگی دو نفره را می‌دهند: بیشتر بریتانیا؛ غرب، نیوساوث‌وست، و کانبرا در استرالیا» منظور از غرب، دقیقن کجاست؟
موکول شد به بررسی بیشتر آن بخش. -- ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۳:۵۲ (UTC)
  • برای جمله «در کبک قبل از قانونی‌سازی ازدواج همجنس‌گرایان فقط افراد ازدواج نکرده (مجرد) می‌توانستند برای تغییر قانونی جنسیت اقدام کنند. اما با قانونی‌سازی ازدواج همجنس‌گرایان چنین موضوعی برداشته‌شد. موضوع مشابهی در سوئد وجود داشت اما در سال ۲۰۱۳ برداشته شد.» منبع بیفزایید یا حذفش کنید.
✓ حذف شد. منبع نیافتم. -- ‏۱۴ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۰:۰۰ (UTC)
  • اگر عبارت «ترنسسکسوال معمولا» را به صورت «ترنسسکشوال، معمولاً» دست‌تر نیست؟
✓ بابا اون دکمه رو فشار دهید خودتان ویرایش کنید دیگر!!! -- ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۳:۵۲ (UTC)
  • در جمله «اگرچه شریک زندگی نقش فعالی در فرایند درون‌کاشت مصنوعی داشته، وی مجبور به پرداخت هیچ هزینه‌ای برای نگهداری از فرزند نیست.» مطمئنید از فعل‌های مثبت و منفی به درستی استفاده کردید؟
بله. جمله به همین شکل درست است. وهاب (گپ) ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۴۱ (UTC)
  • بنده با جمله مقایسه‌ای «از ۱ آوریل ۲۰۰۱ تا ۱ ژانویه ۲۰۱۱، ۱٬۰۷۸ طلاق در میان زوج‌های همجنس هلندی رخ داد که دو سوم آن‌ها در بین زوج‌های مؤنث بوده است. در حالی که در همان بازه زمانی ۳۲۳٬۵۴۹ طلاق در میان زوج‌های دگرجنس‌گرای این کشور رخ داده است.[یادداشت ۱۲][۹۰]» کاملن مشکل دارم! در حالیکه نرخ ازدواج بین همجنسگراها و غیر همجنسگراها اصلن قابل مقایسه نیست، در این عبارت، نرخ طلاق آنها با هم مقایسه شده است. درست است که در بخش یادداشتها، این تفاوت معرفی می‌شوم ولی خیلی از خوانندگان که صرفن به خواندن متن اصلی اکتفا می‌کنند، به بخش یادداشتها مراجعه نمی‌کنند و گمان می‌برند که ازدواج همجنسگراها، انقلابی در عرصه استحکام بنیان خانواده است! (این تعجب برای چندثنایه در خودم ایجاد شد) بنابراین اگر می‌خواهید این آمار را عرضه کنید، باید آمار ازدواج را هم در همان متن اصلی ذکر کنید تا مقایسه‌تان بدون نقص باشد. اگر هم معتقدید که با تعدد اعداد و ارقام در آن بخش، خوانندگان گیج می‌شوند، بین ازدواج و طلاق همجنسگراها و غیرهمجنسگراها یک نسبت بگیرید و فقط دوتا نسبت را در متن بیاورید که بهینه‌ترین اقدام است.
یادداشت را به متن منتقل کردم. چون منبع اصلی نسبت نگرفته بود من هم فکر کردم بهتر است که چنین نکنم (اما اگر باز هم وجود نسبت را لازم می‌دانید بگویید تا به‌جای تعداد، نسبت طلاق به ازدواج را قرار دهم). وهاب (گپ) ‏۲۴ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۲۸ (UTC)
  • در بخش تاریخچه#فرهنگ‌های ساکن قاره آمریکا باید ذکر کنید که از زمان ورود استعمارگران اروپایی و تا امروز، پدیده ازدواج همجنسگرایان، چه روندی را طی کرده. احتمالن ذکر می‌کنید با ورود اروپاییان و تحمیل دین مسیحیت به آنها، این ازدواج به فراموشی سپرده شد. از چه زمانهایی مجددن این ازدواج مورد توجه مردم آمریکای لاتین قرار گرفت؟
موضوع جالبی است [البته برای برگزیدگی]. دقت کنید که دیگر چیزی از آن فرهنگ‌ها نمانده و بسیاریشان به خاطر ویروس سرماخوردگی من و شما محو شده‌اند! تا جایی که می‌دانم هیچ کدام از آن رسم و رسوم در زمانه کنونی انجام نمی‌شوند. -- ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۳:۵۲ (UTC)
  • در بخش تاریخچه#آفریقا به فرهنگ بومی مردم آفریقا در خصوص این ازدواج بیشتر پرداختید تا تاریخچه این ازدواج در آن قاره؛ بنده هرچه دقت می‌کنم، حتی یک زمان مشخص در آن پاراگراف نمیبینم. لطفن اطلاعاتی در خصوص نخستین ازدواج‌های ثبت‌شده همجنسگرایان در آن قاره بیان کنید و تا امروز یک روند خلاصه به ما عرضه کنید.(البته شاید این درخواست و برخی درخواستهای بخش تاریخچه، فراتر از مرحله خوبیدگی باشد ولی برای اینکه فراموش نکنم، اینجا ذکر کردم. اگر مایل بودید این قبیل گسترشها را الان انجام دهید وگرنه، چندتایشان را در صفحه بحث ویکی‌پدیا:گزیدن مقاله‌های خوب/ازدواج همجنس‌گرایان فهرست کنید تا برای برگزیدگی اعمال کنیم.)
تاریخ ندارد! این‌ها فرهنگ‌های ساکن هستند؛ یعنی خودشان –حتا اگر سواد نوشتن داشتند– هیچ گاه چنین چیزهایی را یادداشت نمی کردند. بسیاری از مراسم های جورواجور ایرانی تنها هنگامی در تاریخ ثبت شدند که اروپاییان آن ها را گزارش کردند. ازدواج‌های «شوهران مونث» در هیچ دفتری ثبت نمی شدند چون بافت جوامع قبیله ای آفریقا با تصور زندگی امروزه قابل مقایسه نیست. اما اگر تاریخ بخواهید می توان تاریخ نخستین باری که چنین فرهنگ هایی توسط کاشفان اروپایی مشاهده و گزارش شدند را درآورد. این شدنی است. -- ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۳:۵۲ (UTC)
  • در بخش تاریخچه#جهان اسلام، به ذکر این ازدواج در دودمان صفوی اشاره کردید. یعنی در خصوص 800 سال حضور اسلام در میان کشورهای جهان که تا قبل از شروع دودمان صفوی است، هیچ اطلاعاتی در دسترس نیست؟ لطفن تحقیق کنید و اگر نیست، در مقاله ذکر کنید. در دوره قاجار، مواردی از این ازدواج به ثبت رسیده است؟ در میان بهائیان ایران در آن دوره چطور؟
برای برگزیدگی آن بخش را مرور دوباره می کنم. البته باز هم ذکر این نکته واجب است که «ازدواج»ی صورت نمی گرفته، بلکه ملت در پوشش چنین پیوندهایی به روابط خود می رسیدند. تا جایی هم که می دانم بهاییان نیز به عنوان یک دین ابراهیمی همجنسگرایی را تقبیح می کنند و چیزی به نام ازدواج رسمی برای آنان ندارند. -- ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۳:۵۲ (UTC)
  • شما در مقاله، به قانونهای به رسمیت شناختن ازدواج و مشروعیت بخشی به آن پرداختید ولی از قانونهایی که در کشورهای جهان در ضدیت با آن و نهی آن هستند، سخنی نگفتید. لازم است در بخش مباحث#قانونی‌سازی (بنده پیشنهاد می‌کنم به مباحث/جنبه‌های حقوقی یا عنوانی مشابه تغییر کند) به قوانینی که در مخالفت و سرکوب این ازدواج هستند نیز اشاراتی کنید. آماری در اختیار دارید که چند کشور قانونی در له آن دارند؟ چند کشور قوانینی در علیه آن دارند و چند کشور نیز اصلن قوانینی در خصوص این ازدواج تدوین نکردند؟
  • در ابتدای بخش ازدواج همجنس‌گرایان در سراسر جهان، نوشتید: «در این کشور (اسرائیل) ازدواج همجنس‌گرایان قانونی نیست، اما با این حال ممنوع هم نیست» با اینحال در الگوی مجاورش، اسرائیل را در زمره کشورهایی قرار دادید که «ازدواج همجنسگرایان به رسمیت شناخته می‌شود، انجام نمی‌شود» بنده این تناقض را متوجه نمی‌شوم!
در اسرائیل، ازدواج زوج‌های همجنس قانونی نیست یعنی امکان ازدواج این افراد در آن کشور وجود ندارد. اما این کشور ازدواج زوج‌های همجنسی که در کشورهای دیگری که این امکان فراهم است، انجام شده باشد را به رسمیت می‌شناسد. این مطلب همراه با منبع در خود مقاله هم آمده است. اصل جمله این است :«دادگاه عالی اسرائیل در نوامبر ۲۰۰۶ حکمی مبنی بر به رسمیت شناختن ازدواج‌های همجنس‌گرایانی که در خارج از اسرائیل ثبت شده‌اند، صادر کرد.» --وهاب (گپ) ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۳۶ (UTC)
  • لطفن مقاله قانون ازدواج جمهوری خلق چین را اگر در ویکی انگلیسی دارای مقاله است، بسازید.
  • در بخش ازدواج همجنس‌گرایان در سراسر جهان#اقیانوسیه#نیوزیلند ذکر کردید که «نیوزیلند ... سیزدهمین کشور در جهان است که ازدواج همجنس‌گرایان را قانونی اعلام کرده»؛ اما اگر به جدول بخش گاه‌شمار قانونی‌شدن ازدواج همجنس‌گرایان نگاهی بیندازید، نیوزیلند در رتبه پانزدهم قرار دارد!!! این از اون گاف‌هایی است که من خیلی روش حساسم و نمی‌پذیرم که بگویید یک اشتباه تایپی رخ داده. باید یک توجیه منطقی برایم بیاورید.
یعنی خیلی بیکارید که رفتید چنین چیزی را شمرده‌اید! :) -- ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۳:۵۲ (UTC)
پایین توضیح دادم. وهاب (گپ) ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۳۶ (UTC)
  • بنده هرچه فکر کردم، معنی جمله «در آن زمان زنان در صورت ازدواج با مردان استقلال مالی خود را از دست می‌دادند و بنابراین به زندگی مشترک با زن دیگری می‌پرداختند که این رابطه لزوماً جنسی نبوده است.» را نفهمیدم. میشه یکی برای من واضح بیان کنه؟
عزیزم در آن زمان زنان از حقوق برابری با مردان برخوردار نبودند و زن پس از ازدواج با مرد استقلال مالی و آزادی‌های فردی خود را از دست می‌داد. بنابراین زنانی بودند که ترجیح می‌دادند با یکدیگر زندگی کنند. اما امروزه شواهدی وجود ندارد که اثبات کند رابطه‌شان لزوماً جنسی بوده یا نبوده است. آنچه که واضح می‌باشد این است که رابطه‌شان به حدی جدی بوده که آن را ازدواج بوستون می‌نامیده‌اند. توضیحاتی نیز در کاربر:MRG90/تمرین ۷#ازدواج سنتی وجود دارد. وهاب (گپ) ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۵۷ (UTC)

فعلن کافیه. موفق باشید.Gire 3pich2005 (بحث) ‏۱۹ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۵۵ (UTC)

در حال کار هستم. -- نوژن (بحث) ‏۱۹ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۳:۴۰ (UTC)
بقیه را نیز دوستان کمک کنند پیش ببریم. -- ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۳:۵۲ (UTC)
گیر ۳پیچ۲۰۰۵ (IV)

سلام مجدد. بنده در این کامنت، به مواردی که در کامنت قبلی، پاسخ درخور گفته نشده، می‌پردازم تا فراموش نکنید.

  • به غیر از سه مورد جملات بدون منبع که وعده داده شد، منبعدار خواهند شد، تعدادی از درخواست‌هایم پاسخ داده نشده است.
  • همچنین، در بالا نیز اشاره کردم که پانویسهای ۱۹، ۶۸، ۷۹، ۹۲، ۹۴، ۲۲۳، ۱۰۷، ۱۴۲، ۱۶۸، ۱۶۷، ۷۱، ۱۵۹ مشکل دارند و باید پیش از خوب شدن، بازیابی شوند.(اگر در این مرحله بتوانم اعتبار آنها را تایید کنم، برای برگزیدگی نیازی به بررسی مجدد نیست).
منبع 19 حذف شد (هافینگتون پست کافی است)، 68 و 79 بازبینی شدند، مشکل باقی را توضیح می‌دهید؟ -- ‏۱۴ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۰:۰۰ (UTC)
@نوژن جان، من بیشترشان را درست کرده بودم. تنها همان ۲–۳ مورد باقی مانده بود. ویرایش‌هایم در تاریخچهٔ نوشتار از ۱۸ سپتامبر تا ۲۴ سپتامبر بیشتر در همین رابطه بوده است. دو مورد هم خودشان خطا می‌دادند ولی بایگانیشان درست بود. وهاب (گپ) ‏۱۴ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۳۷ (UTC)
  • همچنین در عبارت «بیشتر بریتانیا؛ غرب، نیوساوث‌وست، و کانبرا در استرالیا» مشخص نکردید منظور از کلمه «غرب» چیست؟
منظور استرالیای غربی بود. درستش کردم. وهاب (گپ) ‏۲ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۷:۴۶ (UTC)
  • همچنین برای جمله «در کبک قبل از قانونی‌سازی ازدواج همجنس‌گرایان فقط افراد ازدواج نکرده (مجرد) می‌توانستند برای تغییر قانونی جنسیت اقدام کنند. اما با قانونی‌سازی ازدواج همجنس‌گرایان چنین موضوعی برداشته‌شد. موضوع مشابهی در سوئد وجود داشت اما در سال ۲۰۱۳ برداشته شد.» منبع نیفزودید!
من نتوانستم مطلبی در آن باره بیابم. زین روی حذفش کردم. -- ‏۱۴ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۰:۰۰ (UTC)
  • جناب نوژن لطفن هرچه اطلاعات در خصوص تاریخچه این ازدواج در آفریقا دارید، بیفزایید. مطمئنن خیلی با ارزش هست. در ضمن بنده اونقدر کون‌گشاد نیستم که «ترنسسکسوال معمولا» را اصلاح نکنم. چونکه این مقاله متعلق به شماست، بنده فقط یک ناظرم و حق دخالت ندارم چون شاید خود نویسنده مقاله دلخور شود و یا سایرین شاکی شوند که برای دوستان نزدیکتان، خودتان هم ناظرید هم ویرایشگر.
  • در خصوص رتبه نیوزیلند در رسمی کردن ازدواج همجنسگرایان نیز هنوز گیرم باقی است.
نیوزیلند سیزدهمین کشور جهان بود که ازدواج همجنس‌گرایان را قانونی اعلام کرد اما پانزدهمین کشوری بود که آن را اجرا نمود. نیوزیلند این قانون را در ماه آوریل تصویب کرد (زمانی که برزیل و فرانسه هنوز قانونی تصویب نکرده بودند) و قانون چهار ماه بعد یعنی در ماه اوت اجرا شد. تا آن موقع برزیل و فرانسه قانون را تصویب و اجرا کرده بودند. جدول گاه‌شماری براساس تاریخ اجرای قانون است. به عنوان نمونه لوکزامبورگ در سال ۲۰۱۴ قانونی کرد اما چون در آغاز سال ۲۰۱۵ قرار است اجرایش کند به همین دلیل در سطر ۲۰۱۵ قرار گرفته است. با این تفاسیر جملهٔ «نیوزیلند سیزدهمین کشور در جهان است که ازدواج همجنس‌گرایان را قانونی اعلام کرده» نادرست نیست و عنوان سیزدهمین کشور در هر سه منبع بخش #نیوزیلند آمده است. همین مسئله در مورد اروگوئه هم وجود دارد که دوازدهمین کشوری بود که ازدواج همجنس‌گرایان را قانونی اعلام کرد اما چهاردهمین کشوری بود که آن را اجرا نمود. وهاب (گپ) ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۳۶ (UTC)

بازهم از دوستان درخواست می‌کنم به درخواست‌هایی که نه @نوژن و نه @MRG90 پاسخ نگفته‌اند، رسیدگی شود. بنده خر لقد نکرده‌ام که! Gire 3pich2005 (بحث) ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۱:۲۱ (UTC)

چندین مورد انجام شدند. پند مورد دیگری که باقی مانده‌اند نیاز به کار بیشتر دارند (برای نمونه یافتن قانون‌های علیه ازدواج). لطف کنید درباره مشکل منابعی که گفتید توضیح دهید. -- نوژن (بحث) ‏۱۴ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۰:۰۰ (UTC)

فکر می‌کنم مشکل منابع رفع شده باشد. وهاب (گپ) ‏۱۴ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۳۷ (UTC)

سلام. پانویسهای 95 و 72 خراب هستند و پانویسهای 104 و 106 و 707، فاقد نسخه بایگانی و نام ناشر و تاریخهای مورد نظر هستند.Gire 3pich2005 (بحث) ‏۱۴ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۳۹ (UTC)

اردوکشی روس‌ها (افرنجیان) به دریای خزر[ویرایش]

لشکرکشی‌های روس‌ها به دریای خزر (ویرایش | تاریخچه) • بحث • پی‌گیری • رفتن به زیرصفحه

نامزدکننده: محک (بحث • مشارکت‌ها) ‏۵ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۳:۰۷ (UTC)

  • فقط چنتا نکته) منابع فارسی برای برگزیدگی اضافه خواهند شد و متن کنونی ترجمه‌ای از انگلیسی است؛ به امید موفقیت در این تجربهٔ جدید: --محک ‏۵ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۳:۰۷ (UTC)
«روس'» باید به «روس» تبدیل شود. --Z ‏۷ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۲۳ (UTC)
✓ جناب Z به نظر شما چگونه بایستی به مخاطب فهماند که این روس با آن روسی که در ذهنش است فرق دارد؟ کلاً خودم هم با این مسئله مشکل پیدا کردم! پیشترها بحثی در صفحه‌ی بحث سیکاسپی دیده‌بودم که نتیجه‌اش چنین بود که روس' باید نوشته شود! خودم هم در کتب فارسی بیشتر روس دیده‌ام؛ ریشه‌اش هم آنچنان که اینجا جناب فلاح گفتند کلاف بی سر است؟! نظر شما چیست؟؟؟ اصلاً چه‌طور است که ابتدای مقاله با خط درشت داد بزنیم که ایهاالناس این روس آن روس نیست :) --محک ‏۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۳:۵۶ (UTC)
راه حلی که این مواقع در مقالات و کتاب‌ها استفاده می‌شود این است که در اولین باری که در مقاله واژهٔ «روس» ذکر شد، خواننده را به یک پی‌نوشت ارجاع دهید و در آن توضیح دهید که در این اثر، منظور از این واژه چیست. می‌توانید برای تأکید در انتهای پی‌نوشت بنوسید «در این مقاله هر جا این واژه به کار رود، منظور فلان است». --Z ‏۲۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۲۳ (UTC)
✓
همچنین طبق قوانین مربوط به ابهام‌زدایی، نیازی به ابهام‌زدایی «روس‌ها» در عنوان مقاله نیست، چون خود روس‌ها که ظاهراً به دریای خزر اردوکشی نکرده‌اند. یعنی پرانتز «(افرنجیان)» باید برداشته شود. --Z ‏۲۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۲۶ (UTC)
جناب @ZxxZxxZ به نظر من این ابهام برای مخاطب وجود دارد؛ علی‌الخصوص حالا که خط عربی این بلا را سر قوم مع‌الذکر آورده. اصل ابهام‌زدایی هم برای همین متولد شده. چشم نمی‌توان شُست؟ :) --محک ‏۲۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۵۵ (UTC)
✓
gnat
  • جند ایراد جزئی دارد : دانشنامه جهان اسلام را به encyclopedia of islam برگردانید. مقاله بردعه در دانشنامه جهان اسلام این است. --Gnat (بحث) ‏۱۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۴۳ (UTC)
  • قسمت توضیح پانویس ها را جدا سازید، و تحت گروه پانوشت قرار دهید که من یک موردش رو برای تمرین نشان می دهم.--Gnat (بحث) ‏۱۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۲۲ (UTC)
  • لطفاً از الگو:پانویس کوتاه‌شده استفاده کنید برای رفرنس دهی. Gnat (بحث) ‏۱۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۳۸ (UTC)
    • جناب، ویکی‌پدیا به کاربران اجازه می‌دهد که هرگونه که دل تنگشان کشید ارجاع دهند. ضمناً این مقاله با همین سر و ریخت برگزیدۀ انگلیسی است که نشان می‌دهد این نوع ارجاع قاطی-قورشمه مشکلی ندارد. گرچه خودمم از ارجاع با «الگو:پانویس کوتاه‌شده» خوشم می‌آید و اغلب یادداشت‌ها را از پانویس جدا می‌کنم اما لزومی نمی‌بینم در این مقاله که قصد بنده صرفاً ترجمه بوده، چنین تغییر گسترده‌ای دهم! مشکل نخست را نیز به زودی حل می‌کنم. سپاسگزار: --محک ‏۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۳۷ (UTC)
  • مقداری به هم ریختگی و ناهماهنگی در جزئیات اطلاعات وجود دارد. در جاهایی به وایکینگ ها اشاره شده که ربطی به روس ها ندارد . در ضمن لید و متن در مواردی ناسازگار است. خوب است اطلاعاتی هم راجع به روس ها اضافه کنید یا یک مقاله جدا برایش بسازید.--سید (بحث) ‏۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۲۱ (UTC)
    • جناب @Sa.vakilian مردم روس' که وجود دارد و لینک شده!؟ عبارت «وایکینگ» هم فقط یکبار، آن هم به تقلید از عبارت مشابه انگلیسی آورده‌شده؛ ترجمه غلط است؟! منظورتان هم از درهم‌برهمی نفهمیدم!--محک ‏۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۳۶ (UTC)
مردم روس در انگلیسی مقاله دیگری هم دارد که من لینک کرده ام (روس ها )! من هنوز متوجه ارتباط وایکینگ ها با موضوع مقاله نمی شوم!! در هم برهمی هم یعنی لید در مواردی به نظرم با توجه به متن مقاله باید بازنویسی شود تا هماهنگ تر شود. یا علی--سید (بحث) ‏۱ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۰۴:۲۶ (UTC)
@Sa.vakilian ✓ آن لینک که دادم، دُرُست بود ولی میان‌ویکی‌ها را اشتباه وصل کرده‌اند. اشتباهاً روس را به وارنگیان وصلاندند. دومین موضوع هم از نظر من روشن است. وایکینگ‌ها (که همان دزدان دریایی ِتوی ِقصه‌ها با کلاه‌های شاخدار هستند) :) چند بار به دریای خزر اعزام شدند و آخرین بار این اعزام‌ها در سال ۱۰۴۱ بوده که در این فقره حمله نیروهای وارنگیان شرکت داشتند و داستانی که وایکینگ‌ها از این ماجرا در ادبیات خود دارند، حامل مسائلی تاریخی است که از وارنگیان هم در آن نام برده شده و اینطوری وایکینگ‌ها وارد مسئله‌ی ما شده‌اند. سعی می‌کنم متن را فهم‌آورتر کنم :) برای سومی هم سعیم را می‌کنم، گرچه نمی‎‌دانم دقیقاً چه کار باید بکنم!محک ‏۲ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۲۹ (UTC)
در این مرحله شما یک بخش تاریخ نگاری ایجاد کنید و به منابع دست اول اشاره کنید بخصوص تاریخ مسعودی، سفرنامه ابن فضلان و سفرنامه ابن حوقل که مهمترین منابع تاریخ نگاری دست اول از ماجرا هستند.
البته در مرحله برگزیدگی عدم استفاده از تحقیقاتی است که در ایران هم در این مورد شده است یک اشکال بزرگ است. مثلا مقاله بلغار [۷] دائره المعارف بزرگ اسلامی اطلاعاتی می دهد همچنین در مقاله برطاس [۸] به نقل از مسعودی نوشته است :پس‌ از 300ق‌/912م‌ روسها با 500 كشتى‌ كه‌ در هر يك‌ صد مرد جاي‌ داشتند، از رود ولگا گذشته‌، به‌ درياي‌ خزر درآمدند و به‌ گيلان‌، طبرستان‌، گرگان‌، اران‌، شروان‌ و آذربايجان‌ رفتند و مردم‌ بسياري‌ را كشتند و نهب‌ و غارت‌ فراوان‌ كردند. هنگامى‌ كه‌ از طريق‌ رود ولگا به‌ سرزمين‌ خود بازمى‌گشتند، شاه‌ خزر كه‌ ياراي‌ مقاومت‌ در برابر روسها را نداشت‌ به‌ آنان‌ خبر داد كه‌ مسلمانان‌ آماده‌ جنگ‌ با ايشانند. روسها براي‌ جنگ‌ با مسلمانان‌ از آب‌ بيرون‌ آمدند. جنگ‌ ميان‌ طرفين‌ 3 روز ادامه‌ يافت‌ و مسلمانان‌ پيروز شدند. تنها 5 هزار تن‌ از روسها جان‌ به‌ سلامت‌ بردند و كشتيهاي‌ خود را به‌ جانب‌ برطاس‌ راندند. در آنجا كشتيها را رها كردند و راه‌ خشكى‌ در پيش‌ گرفتند. مردم‌ برطاس‌ گروهى‌ از ايشان‌ را كشتند و باقى‌ به‌ دست‌ برغزها كشته‌ شدند. شمار روسهايى‌ كه‌ در ساحل‌ خزر به‌ دست‌ مسلمانان‌ كشته‌ شدند، حدود 30 هزار تن‌ نوشته‌ شده‌ است‌ از آن بهتر مقاله اسلام در جلد 8 آن دانشنامه است که متاسفانه روی وب نتوانستم بیابم. در آن مقاله گسترش اسلام در سرزمین های مختلف را توضیح داده از جمله به مناسبات مسلمانان با مردمان ساکن شامل خزر پرداخته است. --سید (بحث) ‏۲ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۷:۲۶ (UTC)
@Sa.vakilian جان، بابت معرفی منابع فارسی عالیتان ممنون، ولی من در مرحله خوب شدن به این مقاله فقط و فقط به چشم یک ترجمه می‌نگرم، نه به چشم مقاله‌ای که محصول کار خودم باشد. قصد دارم منابع فارسی و حتی الامکان عربی را در برگزیدگی بیافزایم (که خودتان هم اشاره کردید)
علاقه‌تان به بخش منابع اولیه را هم نمی‌فهمم. چه دلیلی دارد که این بخش اضافه شود؟ این بخش برای موضوعاتی که منابعشان خیلی خاص است، لازم می‌باشد؛ (مثلا اسپهبد خورشید که فقط منابعی از طبرستان داشت) ولی مقالاتی که منشاهای مختلف و موازی در جوامع مختلف دارند، شرایط بسیار متفاوت از آن‌هاست! با این حال تلاش می‌کنم در روزهای آتی بخش کوچکی شامل همان افرادی که نام بردید را بسازم. :| محک ‏۳ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۰۷ (UTC)
چون یک نوشتار تاریخی است باید تاریخ نگاری داشته باشد. انشاء الله وپ:شیوه ای برای مقالات تاریخی با کمک دوستان خواهیم نوشت تا این ابهامات رفع شود. ضمنا عنوان مقاله به نظرم نادرست است. افرنجیان مردمان اروپای غربی و به طور خاص فرانک ها بوده اند. پیشنهاد می کنم عنوان را به اردوکشی روس‌ها و وایکینگ ها به دریای مازندران تغییر دهید.--سید (بحث) ‏۳ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۳۶ (UTC)
این اسم رو یکی از دوستان گذاشت تا روس‌ها قاطی نشن. من که از دست رسم‌الخط فارسی به ستوه اومدم! به هرحال نامی که شما پیشنهاد کردید هم اصلاً خوب نیست. وایکینگ‌ها قومیتی کاملاً متمایز هستند و فقط در آخرین اعزام خود روس‌ها را همراهی کردند. ممکن است آنان خود نیازمند صفحه‌ای جداگانه باشند؛ زیرا احتمال دارد حملات دیگری بدون حضور نیروی روس به دریای ما انجام داده‌باشند.محک ‏۴ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۳:۰۷ (UTC)
خب این چی: اردوکشی روس‌ها به دریای مازندران؟--سید (بحث) ‏۵ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۰۱:۲۵ (UTC)
اگه اشتب نکنم این عنوان همون انتخاب اول یا دوم بنده است؛ منتهی من نمی‌تونم و نباید از عنوان مورد مناقشه‌ی اماکن جغرافیایی استفاده کنم، چون قبلاً به این خاطر قطع‌دسترسی شدم (ولی هنوز هم اون قطع‌دسترسی رو یک اجهاف و ب.ب. می‌دونم) به نظرم بهتره یک صفحه نظرخواهی انتقال باز بشه تا یک بار برای همیشه اجماعی برای نام این مقاله صورت بگیره. من هم هر چی که نتیجه اجماع باشه رو می‌پذیرم. البته به نظرم اگه بحث رو خارج از این صفحه پی بگیریم، بهتر باشه؛ چون عنوان مقاله نمی‌تونه تغییری در خوب شدن یا نشدن مقاله داشته باشه.محک ‏۵ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۰۸:۵۷ (UTC)
دفعه قبل که سر اصطلاح در زبان انگلیسی از اون روش اقدام کردم الان بعد از چند ماه هنوز نتیجه اش درنیامده. من خودم با یک بدبختی منتقلش کردم هرچند هنوز جای کار دارد لشکرکشی روس ها به دریای خزر--سید (بحث) ‏۵ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۲۸ (UTC)
فکر کنم بایستی یه بار دیگه هم بی‌زحمت انتقال بدین: لشکرکشی روس‌ها به دریای خزر. (به خاطر میان‌فاصله و شیوه‌نامه)محک ‏۵ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۲:۴۹ (UTC)

با توجه به اینکه خواننده اطلاعاتی از جغرافیای تاریخی آن زمان ندارد و لذا متن را نمی فهمد مثلا فرض را بر این می گذارد که مردم روس (واریاگ) و مردم روس یکی هستند. لازم است یک بخش در ابتدای مقاله قبل از بخش تاریخچه ایجاد شود و توضیحی درباره گروه ها و طوایفی که در این موضوع نقش داشته اند و سرزمین هر یک ارائه کند. یعنی به اختصار مردم روس (واریاگ)، علویان (طبرستان)، شروان، اران یا آلبانیای قفقاز، بلغارستان ولگا، خزر، برطاس و ... معرفی شود. این نقشه [۹] یا مشابه آن به مقاله افزوده شود که تدریجا فکر می کنم به این صورت درآمده است[۱۰]. --سید (بحث) ‏۸ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۰۴:۳۸ (UTC)

دوستدار ایران بزرگ--دوستدار ایران بزرگ ‏۲۲ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۳۶ (UTC)

  • با توجه به اینکه امروز مردم ایران آگاهی پیدا کردن که نام دریای خزر یک نام جعلی و غلطه بهتره عنوان مقاله رو تغییر بدی.
  • در خط سوم منظور از «نخستین حمله» چیه؟ چند بار حمله کردن؟
  • اون عکس اول چی هست؟
  • مسیر تجاری ولگا و اینگوار جهانگرد رو بساز ما هستیم.
  • از سال ۹۱۳ میلادی به بعد رو تبدیل کن به یورش در سال 913
  • به منظور عبور امن از اراضی خزرها، روس‌ها به آنان وعدهٔ نیمی از غنائم را دادند. رو تبدیل کن به روس‌ها برای اینکه بتوانند از اراضی خزرها ایمن عبور کنند به آن ها وعدهٔ نیمی از غنائم را دادند.
  • با توجه به گزارش‌های علی بن حسین مسعودی، کسانی که موفق به فرار شدند، توسط بلغارهای ولگا و برطاس‌ها به قتل رسیدند. تو این جمله کسانی به چه کسایی (روس ها یا خزرها) اشاره داره؟
  • با شیوع بیماری در میان روس‌ها، مسلمانان به شهر نزدیک شدند. شهر به کدوم شهر اشاره داره؟ بهتره اسم شهر رو بنویسی.
  • جورج ورنادسکی، احتمال می‌دهد که اولگ نووگورود فرماندهٔ خرسوار روس‌ها در حمله به اران بوده. این جمله منظورش چیه؟
  • این رهبر سونلد، فرماندهٔ وارنگیان بود که ثروتش پیش از سال ۹۴۵ مطرح گشته. پایان جمله با است تموم می شه.
  • ابن حوقل تنها کسی است که غارت شهر سمندر را گزارش کرده، پایان جمله با است تموم می شه.
  • چنانچه این مسیرها راه‌هایی بودند که پیش از این نیز به عنوان منابع اصلی درآمد خزرها به حساب می‌آمدند. چنانچه تبدیل می شه به حال آنکه.
  • اعزام‌های پس از آن تبدیل می شه به یورش های آتی
  • این لشکرکشی با سفر اینگوار از سوئد آغاز شده و به سرزمین‌های جنوبی ولگا و شرقیون می‌رسد. تبدیل می شه به این لشکرکشی با سفر اینگوار از سوئد آغاز شد و به سرزمین‌های جنوبی ولگا و شرقیون رسید.
  • حدود بیست و شش سنگواره اینگوار وجود دارد که ۲۳ عدد از آن‌ها در دریاچهٔ مارلین در منطقهٔ اوپلاند سوئد است که اشاره به رزمندگان سوئدی دارد که همراه اینگوار در اردوکشی به سرزمین‌های مسلمان‌نشین حضور داشتند. این جمله حذف می شه.
  • یک سنگ از برادر اینگوار نشان می‌دهد تبدیل می شه به یک سنگ قبر از برادر اینگوار نشان می دهد. یا یک سنگ نبشته از برادر اینگوار نشان می دهد.
  • خاقانی می‌گوید که شیروان در ۱۱۷۳ یا ۱۱۷۴ میلادی مورد تهاجم قرار گرفته؛ او اشغالگران را روس‌ها و خزرها، روس‌ها و الان‌ها و روس‌ها و سریرها نام می‌برد. بالاخره کدومش؟
  • به گفتهٔ مینورسکی، «بک-بارز مستقل از کیف بود. تبدیل می شه به «بک-بارز بن مظفر با کیف ارتباطی نداشت.
  • او باید از گروه‌های بدون نیزه (бродники) که از جنوب بودند استفاده کرده‌باشد، تبدیل می شه به احتمالا او از گروه‌های بدون نیزه (бродники) که از جنوب بودند استفاده کرد.
  • برای کامل شدن به چگونگی تشکیل خاقانات روس اشاره کنید.

سلام جناب کاربر:Doostdar. شما چرا اول امضا می‌کنید و بعد نظر می‌دهید؟ لطفن مطابق دستورالعمل ویکی‌پدیا، امضایتان را آخر نظراتتان بیفزایید. جناب @محک، لطفن به ایرادات مطروحه از طرف جناب دوستدار، پاسخ بگویید.Gire 3pich2005 (بحث) ‏۲۲ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۲۰:۴۹ (UTC)

چشم. @Doostdar گرچه وقتم تنگ چیده شده ولی اصلاحات ترجمه وظیفه‌ای مسئولانه است:
  • اولین گزینه غیرقابل تجدید نظر است؛ جناب دوستدار، بنده به خاطر این تغییر چندین بار قطع دسترسی شدم و این یعنی دور کاسپین و مازندران خط بکشید؛ لطفاً. برای اطلاع بیشتر اختلاف بر سر نامیدن خزر و نظرخواهی تغییر نام مقاله دریای خزر را بنگرید.
  • همانطور که در ادامه‌ی مقاله می‌بینید، خیــــــلی حمله کردند. آن هم اولین بار بوده دگه :))
  • همانطور که نوشتم؛ طریقه حمل کشتی‌ها در مناطق بدون آب است؛ بین دریای شمال و خزر رود ولگاست ولی همه جای آن گویا آنقدر عمق نداشته که کشتی رد شود.
  • اینگوار دوردست‌گشا وجود دارد؛ اون یکی هم انگلیسیش سخته ") دارم روش می‌کارم ( در حال انجام...) ✓
  • ✓
  • ✓
  • با توجه به جمله قبل: روس‌ها.
  • ✓ البته به نظر خودم متن با پاراگراف بندی مرتبط و نیازی بدین عمل نبود :|
  • اولین نام خاص، یک مورخ است. دومین نفر هم شخصیتی جدید است. در پاراگرافهای بالاتر هم فردی سوار بر خری از اران گریخته که رهبری گروهی را برعهده داشته. آن مورخ (اولین اسم خاص) می‌گوید کسی که بر خر سوار بود و گریخت، آقای فلان (دومین اسم خاص) است.
  • ✓ (همیشه این اشتباه رو میکنم :))
  • دوباره ✓
  • ✓
  • ✓
  • ✓
  • چرا باید این جمله حذف بشه؟؟؟ متن به نظرم به این جمله نیاز داره. در ویکی‌پدیای مبدأ هم بوده. من وفادار به منبع بوده‌ام.
  • Х به نظرم همین درست‌تره. گویا معنی سنگ‌ها را درک نکردید؛ پاورقی هفتم را بخوانید تا بدانید چیست. شاعر گوید همی: میان سنگ من تا سنگ قبرون/تفاوت از سوئد تا به ایران است :)
  • خودمم اول گیج شدم؛ نمدونم چی کارش کنم! سه‌تا نام بُرده: روس‌ها با کمک فلان‌ها یـــــا روس‌ها به کمک بهمان‌ها یــــا روس‌ها و کمک اون‌یکی‌ها.
  • این آخری رو هم نَوَفهمم. چه ربطی به اون‌ها داره. این دوره‌ای که مال مقاله‌است به روس‌های کیفی (چند نسل بعدتر) ربط داره.
در آخر هم از رفیق جدید متشکرم. فدایی داری:محک ‏۲۳ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۰۷ (UTC)
لطف داری عزیز. برای خوبیده شدن چند تا کار دیگه هست که باید انجام بدی:
  • عنوان مقاله از لشکرکشی تبدیل می شه به لشکرکشی ها
  • اصطلاح سنگ به سنگ رونی پیوند می شه
  • مطالب زیر رو به مسیر تجاری ولگا اضافه کن:
==تاسیس==
این مسیر توسط وارنگی‌ها (گروهی از وایکینگ‌ها) که در قرن نهم در جنوب غربی روسیه ساکن بودند ساخته شده بود. آن‌ها شهری را در فاصله 6 مایلی از مصب رود ولکوف به دریاچه لادوگا بنا کرده بودند که لادوگا (زبان نورس باستان: آلدایگ یوبورگ) نام داشت. شواهد باستان‌شناختی پیشنهاد می‌دهند که فعالیت‌های بازرگانی روس‌ها در مسیر تجاری ولگا از قرن هشتم آغاز شده باشد. اولین و گران‌قیمت‌ترین سکه‌های عربی‌ای که تا کنون در اروپا کشف شده است مربوط به جایی است که در روسیه امروزی قرار دارد به ویژه در تیمریوفو در استان یاروسلاول. در پتروف شهری در نزدیکی سنت پترزبورگ یک گنج از این سکه‌ها یافت شده است که شامل بیش از 20 نوع سکه است که بر روی آن به عربی، روونی ترکی، یونانی، روونی نورس باستان حکاکی شده است که این آخری شامل بیش از نیمی از سکه‌ها می‌شود. این سکه‌ها شامل سکه‌های درهم ساسانی، عربی و عربی-ساسانی است که قدیمی‌ترین‌شان مربوط به 805-804 می‌شود.
==کاربری==
روس‌ها قادر بودند از آلدایگ یوبورگ تا بالادست رود در استان شهر نووگورد بروند و سپس وارد دریاچه ایلمن شوند و در مسیر رود لووات به حرکت ادامه دهند. آن‌ها با حمل کردن کشتی‌ها خود را به سرچشمه‌های ولگا می‌رساندند. این بازرگانان از سرزمین‌هایی که توسط قبایل فنلاندی و پرمی اداره می‌شدند، خز، عسل و برده را به بلغارستان ولگا تجارت می‌کردند. از آنجا از طریق ولگا به راهشان ادامه می‌دادند تا به خاقانات خزر برسند. خاقانات خزر یک بندر مهم در کنار دریای کاسپین بود که پایتخت‌شان، آتیل نام داشت. بازرگانان روس از آتیل به دریا می‌رفتند و با گذر از دریا به کاروان‌هایی می‌پیوستند که عازم بغداد بودند.
==نابودی==
با افول عباسیان در قرن یازدهم این مسیر نیز اهمیت خود را از دست داد.
✓ ند - بابت ترجمه ولگا هم ممنون؛ گرچه به نظرم بهتر بود خودتان اضافه می‌کردیدش تا به نام خودتان در تاریخچه مقاله بماند! نام مقاله نیز به--محک ‏۲۵ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۰۸:۱۵ (UTC)

دوستدار ایران بزرگ (۲)

  • تو لید مقاله مسیر تجاری ولگا باید پیوند بشه نه ولگا
  • در زمان حسن بن زید، مؤسس دودمان علویان در طبرستان تبدیل می شه به در زمان فرمانروایی حسن بن زید، مؤسس دودمان علویان در طبرستان
  • دو تا پیوند قرمز هم آبی می شه:
  • استاریا لادوگا

استاریا لادوگا نام دهکده ای است که در داستان های ساگای نورسی با عنوان Aldeigjuborg شناخته می شود. این روستا در استان لنین‌گراد روسیه در بخش ولکفسکی در کنار رود ولکف و در کنار دریاچه لادوگا و در فاصله 8 کیلومتری شهر ولکف قرار گرفته است. در سده های هشتم و نهم این روستا از بهترین محل‌های بازرگانی بود. مردمش چند قومیتی و اکثرا اسکاندیناویایی بودند که به نام روس نامیده می‌شدند. به همین دلیل به این روستا، پایتخت اول روسیه گفته شده است.

  • =اصالت و نام===

شجره یابی می گوید که لادوگا در 753 بنا شده است. تا سال 950 یکی از بزرگترین بنادر تجاری اروپای شرقی بوده است. کشتی‌های تجاری بادبانی از دریای بالتکی شروع به حرکت کرده به لادوگا و نووگورد و از آنجا به قسطنطنیه یا دریای کاسپین می‌رفتند. این مسیر به مسیر تجاری از وارنجیان تا یونانیان معروف است. یک مسیر میانبر، مسیر تجاری ولگا بود که با گذر از کنار رود ولگا به آتیل پایتخت خزرها ختم می‌شد. سپس از آنجا به سواحل جنوبی دریای کاسپین و نهایتا به بغداد می‌رسید.

لادوگای کهنه (استرایا به معنی کهن است) شامل نورسیان، فنلاندی و اسلاوها بود و به همین دلیل اسامی مختلفی داشته است. Alode-joki نام فنلاندی آن به صورت Aldeigja وارد زبان نورسی شد و نیز به صورت لادوگا وارد زبان اسلاوی شرقی باستان شد.

  • سرکلند

در متون نورسی باستان مثل ساگاها و سنگ‌های روونی، سرکلند نامی بوده است که به خلافت عباسیان و احتمالا مناطق مسلمان‌نشین همسایه آن گفته می‌شده است.

--دوستدار ایران بزرگ ‏۲ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۴۶ (UTC)

✓ . فدایی:--محک ‏۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۳:۱۷ (UTC)
  • نامش در نامه‌های روسی برده شده‌است (همان‌طور که در منابع عربی ثبت شده) تبدیل می شه به (با توجه آنچه در منابع عربی ثبت شده است) معتقد است
  • اسوه نلد

اسوه نلد یک سردار وارنگی نیمه افسانه‌ای سده دهم است که در خدمت سویاتوسلاو یکم کیف و خانواده‌اش بود. اطلاعاتی که در مورد وی وجود دارد بسیار ناقص است. با وجود اینکه به نظر می‌رسد وی هیچ گونه ارتباط خویشاوندی‌ای با خاندان روریک نداشته است اما به نظر می‌رسد پس از شاهزاده، ثروتمندترین و بانفوذترین رهبر روس‌ها بوده باشد.

اسوه‌نلد به روی قبیله اولیخس شمشیر کشید و برای خود این حق را قرار داد که از آن‌ها و دراولی‌ها باج اخذ کند. به نظر می‌رسد اسوه‌نلد باعث اختلاف بین پسر سویاتوسلاو شاهزاده با برادرش شده باشد. برادر شاهزاده بعدها به انتقام این تضریب، فرمان می‌دهد پسر اسوه‌نلد به نام لیوت را بکشند.

لف گومیلیف تاریخ‌دان پیشنهاد می‌کند بخت بزرگ اسوه‌نلد چنانکه در رویدادنامه نخست در 945 ذکر شده است، در شهر بردعه در آلبانیای قفقاز (در آذربایجان امروزی) در لشکرکشی 944 گشوده شد.

منبع: ویکی پدیای انگلیسی ، Sveneld

  • اولگ نووگرود

اُلگ نووگرود (اُلگ لقب پادشاهان وارنگی به معنای مقدس است) یک شاهزاده وارنگی بود که در سده ده به تمام خلق روس یا بخشی از آن حکومت می‌کرد. در مورد ارتباط خویشاوندی او با شاهان روریک بین تاریخ‌دان‌ها اختلاف نظر وجود دارد.

در مورد مرگ وی منابع روایت‌های مختلفی نوشته‌اند ولی نامه چلشتر مرگ او را در اثر مارگزیدگی می‌داند. تاریخ‌دان ایرانی ابن‌مسکویه هم که حمله روس‌ها به ولایت مسلمان‌نشین اران را شرح داده است، چنین نظری دارد.

منبع: ویکی پدیای انگلیسی ، Oleg of Novgorod

✓ محک ‏۵ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۲۷ (UTC)
  • مرزبان بن محمد

او با حمله به آذربایجان دیسم حاکم آنجا را شکست داد و بر آنجا مسلط شد. وی و برادرش وهسودان با تایید ضمنی مادرشان، پدر خود را که فرمانروای محلی طارم بود و تابعان خود را به ستوه آورده بود، خلع کردند و به زندان انداختند. در حالی که وهسودان بر شمیران حکمرانی می‌کرد، مرزبان به آذربایجان حمله کرد. نیروهای دیلمی دیسم از وی روی برگرداندند و به مرزبان پیوستند. بدین ترتیب مرزبان توانست تبریز و اردبیل را فتح کند. در دوران حکومت این فرومانروای سالاری، روس‌ها و حمدانیان به قلمرو وی حمله کردند.

اگرچه وی از امیر آل بویه، رکن الدوله دیلمی شکست خورد ولی بعدها با وی متحد شد و دختر خود را به ازدواج او در آورد. تا زمان مرگ خود فرمانروا باقی ماند.

  • رود وولخوف

رود وولخوف در شمال باختری کشور روسیه قرار گرفته است. این رود 224 کیلومتر طول دارد و دو دریاچه لادوگا و ایلمن را به هم وصل می‌کند.

شهر ولیکی نووگورود و شهرهای کوچک وولخوف، کیریشی، نوایا لادوگا و دهکده مهم و تاریخی استاریا لادوگا در مسیر این رود قرار دارند. این رود در سرتاسر مسیر قابل کشتیرانی می‌باشد.

--دوستدار ایران بزرگ ‏۵ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۳:۴۶ (UTC)

✓ ناگفته نماند، مقداری هم از آنچه پیش‌تر در کتاب مادلونگ خوانده‌بودم به مرزبان اضافیدم. --محک ‏۶ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۷:۲۳ (UTC)
  • تشکر از نامزدکنندهٔ گرامی، لطفاً آن پاراگراف ترجمه‌نشده در بخش یادداشت‌ها هم ترجمه شود تا بحث را جمع‌بندی کنم. -- bkouhi (بحث) ‏۷ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۷:۴۹ (UTC)
✓ --محک ‏۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۷:۰۶ (UTC)
  • سمندر (شهر)

سمندر نام شهری بود در نزدیکی کیزلیار کنونی. این شهر در باختر دریای کاسپین در خزرستان واقع بود. ساکنان این شهر یهودی، مسیحی، مسلمان و پیرو چند آیین دیگر بودند و هر کدام عبادتگاه مخصوص به خود داشتند. این شهر پیش از آتیل پایتخت خزرها بود. شاهزاده روس کیفی، اسویاتوسلاو هر دو شهر را نابود کرد و بدین ترتیب خزرستان از صحنه روزگار محو شد.

  • نبرد ساسیرتی

نبرد ساسیرتی (به گرجی: სასირეთის ბრძოლა) نبردی بود که در سال ۱۰۴۲ در روستای ساسیرتی واقع در شیدا کارتلی امروزی در طی جنگ داخلی در پادشاهی گرجستان رخ داد. در این جنگ لشکر پادشاه باگرات چهارم از یک ارباب فئودال به نام لیپاریت چهارم، دوک کلدکاری شکست سختی خورد.

1000 نفر از مردان وانگاری که احتمالا جزئی از لشکر اینگوار دوردست گشا وایکینگ سوئدی بودند، به لشکر پادشاه باگرات ملحق شدند اما سرانجام لشکر بگرات شکست خورد.

منبع: ویکی‌پدیای انگلیسی، Battle of Sasireti

  • پانویس پنجم

در رویدادنامه کیفی آمده است ثروتمندی عجیب نیروهای اسوه‌نلد چنان چشم جنگجویان ایگور را گرفته بود که تلاش کردند برای بار دوم در ماه از دراولی‌ها مالیات بگیرند. دراولی‌ها آشوب کردند و در سال ۹۴۴ یا ۹۴۵ ایگور را کشتند. گومیلف پیشنهاد می‌کند اسوه‌نلد در لشکرکشی موفقیت‌آمیز خود به دریای خزر، در شورش ناموفق ایگور به قسطنطنیه شرکت نکرد که با رسوایی پایان یافت. این داستان می‌تواند غیبت خیره‌کننده نامی از اسوه‌نلد در معاهده بیزانس (۹۴۴) را شرح بدهد که در رویدادنامه نخست ذکر شده است.

دوستدار ایران بزرگ ‏۷ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۲۱ (UTC)

✓ --محک ‏۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۷:۰۶ (UTC)
توضیحات عکس ها تکمیل بشه.

--دوستدار ایران بزرگ ‏۹ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۲۷ (UTC)

✓ --محک ‏۱۱ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۷:۴۷ (UTC)
گیر ۳پیچ۲۰۰۵

سلام جناب محک. در مقاله شاهد وجود اسامی خاصی بودم که تعداد قابل توجهی از آنها لینک نبودند و طبیعتن این یک ضعف برای یک مقاله خوب است. متن مقاله از لحاظ انشایی آنقدر ضیف است که بنده را مجاب کند به خوبیدگی آن رای منفی بدهم. علاوه بر انشای ضعیف متن، نبود علائم نگارشی، چینش نامناسب نهادها و گذارها، که نیاز به یک کار اساسی دارد، سوالات متعددی در ذهن آن بوجود می‌آید که پاسخی برای آنها در متن نمی‌یابد.

  • چرا در اولین یادداشت مقاله، عنوان واریاگ‌ها و وارانگیان لینک نشده؟
✓ --محک ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۵۰ (UTC)
  • چرا در برخی موارد از عنوان دریای خزر استفاده کردید و در برخی موارد، از عنوان دریای مازنداران؟
متاسفانه نام این دریا به نام ننگین خزر تحریف شده. نام اصلی این دریا کاسپین هست.--دوستدار ایران بزرگ ‏۱۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۳۵ (UTC)
دلیلش این نیست. جاهایی که فکر می‌کردم استفاده از نام دریای خزر شاید باعث ابهام مخاطب میان آن و نام دولت خزر شود، از نام مازندران (که از کاسپین قابل‌استفاده‌تر است) استفاده کردم. اگر مشکلی احساس شده، عوضش می‌کنم.--محک ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۵۰ (UTC)
  • چرا در اولین خط مقاله، شروع لشکرکشی را سال ۸۶۴ معرفی کردید ولی در خط چهارم، سال ۹۱۳؟!
در سال 864 حمله هایی صورت گرفته (معادل واژه raid) اما در سال 913 یورش (expedition) صورت گرفته. یورش نوعی حمله در نظر گرفته شده که در مقیاس وسیع صورت می گیره.
  • در جمله «کسانی که موفق به فرار شدند» باید شفاف بنویسید که منظورتان، روس‌ها است یا برده‌ها؟
✓
  • نه در بخش مقدمه و نه در سایر بخشها، درباره علت/انگیزه اصلی لشکرکشی روس‌ها، چیزی ذکر نشده؟ آیا آنها قصد تصرف مناطق را داشتند یا هدفشان غارت ثروت مردم حاشیه خزر بوده یا خصومت و دعوایی داشتند؟
همان‌طور که جناب نوژن در چند وقت پیش گفتند؛ نباید برای شخصیت‌های تاریخی - چه ایگور یکم باشد، چه نصر سامانی - نیت‌یابی و حدس انگیزه کرد.--محک ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۵۰ (UTC)
  • بعد از نوشتن عدد سال به گاهشمار میلادی، حتمن لازم است عبارت (میلادی) را نیز ذکر کنید تا در چنین مقاله‌ای که از منابع عربی نیز استفاده شده، با گاهشمار هجری قمری، اشتباه گرفته نشود.
هیچ جا از قمری استفاده نشده؛ فقط یک بار در یادداشت‌ها درباره این تقویم توضیح داده.--محک ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۵۰ (UTC)
  • در حالیکه در بخش مقدمه، گفتید که روسها در بردعه بسیاری از ساکنان شهر را کشته، در بخش یورش سال ۹۴۳ میلادی چنین مطلبی را اذعان نکردید!
اشتباه می‌کنید. از شروع یورش بزرگ‌سال ۹۴۳ میلادی تا پانوشت ۴ را دوباره بخوانید.--محک ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۵۰ (UTC)
  • عجب جمله‌ای! : «ثروتمندی عجیب نیروهای اسوه‌نلد چنان چشم جنگجویان ایگور یکم را گرفته بود»
مگه چیه؟ نون بگیرم:-) --دوستدار ایران بزرگ ‏۱۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۳۵ (UTC)
چنتا نون بگیریم؟ :) --محک ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۵۰ (UTC)
در حال مهیا کردن هستم.--دوستدار ایران بزرگ ‏۱۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۳۵ (UTC)
  • شما در یورش سال ۹۱۳ میلادی نوشتید: «سواحل جنوبی دریای خزر شاهد ورود ۵۰۰ فروند کشتی روس در سراسر مملکت خزرها شد.» در حالیکه در خط اول مقاله خزرها نوشته شده: «... در شمال دریای خزر و شمال قفقاز یکی از موفق‌ترین دولت‌های اروپای شرقی در قرون وسطی را پایه گذاردند.» بنده به راحتی از این مسئله نمی‌گذرم و اعتبار منابعتان را زیر سوال می‌برم!
در مقدمه هم گفته شد که یورش روس‌ها ۵۰۰ فروند کشتی روس به شهر گرگان کشورمون بوده. نیازی نیست منابع رو زیر سوال ببرید. سراسر تبدیل می شه به از طریقِ.--دوستدار ایران بزرگ ‏۱۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۳۵ (UTC)
بنده به تعداد کشتی‌ها اهمیتی نمی‌دهم. مشکل بنده با محدوده قلمرو خزرها است که در مقالات مختلف دانشنامه، محدوده جغرافیایی این حکومت متفاوت تعریف شده است؛ در حالیکه همه مقالات نیز دارای منابع هستند.Gire 3pich2005 (بحث) ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۱۵ (UTC)
✓ اشتباه از بنده بود و مربوط به ترجمه میشه. یک حرف اضافه «از» کم داشت :( شرمنده. --محک ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۵۰ (UTC)
  • اگر روسها پیش از حمله سال ۹۱۳ میلادی، به خزرها وعده نیمی از غنائم را داده بودند، پس چطور شد که در راه بازگشت، خزرها آنها را کشتند؟! پس چطور شد که در مرتبه بعدی، آنها با هم کنار آمدند و روس‌ها با دادن بخشی از غنائم، اجازه عبور یافتند؟!
حمله خزرها پس از صلح از طمع بود و روس‌ها با دادن باج بیشتر حل کردندش.--محک ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۵۰ (UTC)
  • بنده با خواندن متن متوجه شدم چندین حکومت خزرها در اطراف دریای خزر وجود داشته که صرفن با هم متحد نبودند و منافع متفاوتی داشتند و برخی از آنها، با روس‌ها روابط نزدیکتری داشتند و برخی دیگر، مورد تاراج آنها قرار گرفته‌اند. ولی شما در متن، این طایفه‌های مختلف خزری را که ادیان مختلفی هم داشتند، با یک نام خطاب می‌کنید و خواننده مقاله بارها گیج می‌شود که منظور نویسنده در الان، کدامیک از خزرها است؟!
چطور چنین برداشتی کردید؟ چنین چیزی نیست.--دوستدار ایران بزرگ ‏۱۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۳۵ (UTC)
اتفاقن دقیقن همینطور است. خزرهایی که در شمال دریای کاسپین زندگی می‌کرده‌اند، حاضر شدند رشوه بگیرند که اجازه دهند روس‌ها به خزرهای جنوب دریای کاسپین حمله کنند! Gire 3pich2005 (بحث) ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۱۵ (UTC)
اصلاً این طور نیست... همان اشتباه در ترجمه (کمبود یک از) این اشتباه را به جان ِذهنتان انداخته.--محک ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۵۰ (UTC)

همانطور که در ابتدا نیز عرض کردم، سوالات متعددی بعد از خواندن متن برایم مطرح شد که حوصله ذکر کردنشان را ندارم و گمان می‌برم که اگر هم ذکر کنم، جناب محک، نبود منابعی تاریخی بیشتر برای پاسخگویی به این سوالات را عنوان می‌کنند. البته واقفم که همین اطلاعات جسته و گریخته که در کنار هم، این مقاله را شکل داده، به راحتی گردآوری نشده و چنین مقاله‌ای در زبان فارسی، کم‌یاب و یا حتی نایاب است. بنده چند مثال از ایرادات major و minor مقاله را ذکر کردم که جناب محک متوجه شوند بنده برای کار ایشان ارزش قائلم و حداقل یکبار متن را به دقت خواندم ولی نتوانستم مقاله را واجدالشرایط خوبیدگی بدانم. لازم است جناب محک، مقاله را حداقل یکبار دیگر با دید انتقادی بخوانند تا هم به انشای ضعیف مقاله پی ببرند و هم ضعف اطلاعاتی و پوشش ناکافی سیر رویدادهای تاریخی را متوجه شوند؛ و در آینده و بعد از اصلاحات گسترده، برای خوبیدگی، مجددن اقدام کنند.

در حال حاضر، رای قطعی بنده Symbol declined.svg منفی است. از همه دوستانی که با نظرات سازنده خودشان، این مقاله را در طی پروسه خوبیدگی، ارتقاء دادند، تشکر می‌کنم.Gire 3pich2005 (بحث) ‏۱۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۵۵ (UTC)

@Gire 3pich2005 جناب گیر سه پیچ نظرات فوق العاده ای دادن. امیدوارم هر چه سریعتر ایرادات که جناب گیر بهش گیر دادن برطرف بشه.--دوستدار ایران بزرگ ‏۱۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۲۶ (UTC)
برای این اسناد تاریخی هم مطالبی نوشتم:
  • مکاتبات خزر

مکاتبات خزر به یک سری تبادلات نامه گفته می‌شود که ما بین حسدای بن شبروط منشی خلیفه وقت کوردوبا و یوسف بن آآرون خاقان خزرستان در بازه زمانی سال‌های 950 یا 960 صورت گرفته است. این مکاتبات از معدود اسنادی است که آن را به خزرها نسبت می‌دهند و یکی از مهمترین منابع در باب تاریخ خزرها محسوب می‌شود. این مکاتبات هم در زمینه گرویدن خزرها به آیین یهودیت است و هم در باب گسترش این آیین به نسل‌های بعدی آن‌ها. همچنین این مکاتبات نشان می‌دهد که یک نسل پس از سقوط امپراتوری خزر در سال 696 هنوز قدرت نظامی داشتند و از بعضی همسایگانشان باج (مالیات) می‌گرفتند.

منبع: ویکی‌پدیای انگلیسی، Khazar Correspondence

  • رویدادنامه نخستین

رویدادنامه نخستین تاریخی است که به روس‌های کیفی سالیان حدود 850 الی 110 مربوط می‌شود و در اصل در سال 1113 در کیف گردآوری شده است. این اثر یک منبع بنیادی برای تفسیر تاریخ اسلاوی‌های شرقی محسوب می‌شود.

منبع: ویکی‌پدیای انگلیسی، Primary Chronicle

--دوستدار ایران بزرگ ‏۱۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۲۶ (UTC)

✓ --محک ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۵۰ (UTC)
  • موافق @Gire 3pich2005 سلام. من با نظر شما مخالفم. به نظرم مقاله خوبی است و می تواند این خان را پشت سر بگذارد. البته برای برگزیدگی جای کار زیادی دارد.--سید (بحث) ‏۲۲ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۷:۰۳ (UTC)

سلام سید. بنده همچنان به ابهاماتی که در متن به آنها برخورد کردم، تاکید می‌کنم. مقاله از لحاظ انشایی نیز ضعیف است و رویدادها را بد پوشش داده. بنده همچنان رای منفی می‌دهم و این مقاله را در سطح مقالاتی که امروزه خوب انتخاب می‌شوند، نمی‌دانم. از الان یک هفته فرصت می‌هم که از هر کاربری که صلاحیت جمع‌بندی بحث را دارد، دعوت کنید تا نظرها و مقاله را بخواند و بحث را جمع ببندد؛ بنده هم مداخله نمی‌کنم. بعد از یک هفته، اگر بحث همچنان باز بود، خودم جمع‌بندی می‌کنم.Gire 3pich2005 (بحث) ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۱۵ (UTC)

جناب گیر سه پیچ شاید مخالفت تون برای اینه که بحث خیلی طولانی شده ولی اگه به خود مقاله نگاه کنید می بینید که مشکل چندانی نداره. ایرادات بر طرف شده.
  • تو خط اول در سواحل دریای خزر بوده‌است. تبدیل می شه به به سواحل دریای خزر بوده است.
  • بازگشتشان به شمال تبدیل می شه به بازگشتن به عرض های بالاتر
  • پترهاف تغییر مسیر به پترگوف
  • یوسف بن هارون تبدیل می شه به یوسف بن آآرون
  • دزدان دریایی ولگا:
اوشکوئی‌نیک‌ها (به روسی: ушкуйники) دزدان دریایی نووگوردی قرون وسطی بودند که زندگی‌شان شبیه به وایکینگ‌ها از راه جنگ، آدم‌کشی و سرقت می‌گذشت. اسم اوشکوئی‌نیک از «اوشکوئی» مشتق شده است که در قرون وسطی نوعی کشتی فنلاندی موسوم به اوئیسک (به معنای لغوی مار) بود که کف آن مسطح بود و به آسانی می‌توانست از بندرگاه‌ها عبور کند. اگرچه نووگوردها پیشتر سابقه شرکت در لشکرکشی‌های تزاگارد (نام اسلاوی قسطنطنیه) در سده ده و دوازده را داشتند اما ظهور آن‌ها در هیبت یک نیروی سازماندهی‌شده اول بار در دهه 1320 رخ داد. با صف آرایی در قالب اسکادران‌های دریایی چند هزار اوشکوئی‌نیکی توانستند پشتیبانی خاندان بویار نووگورود را به دست آورند.
--دوستدار ایران بزرگ ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۰۳ (UTC)
سلام جناب @Doostdar. یعنی شما فکر می‌کنید که بنده این بحث را طولانی مدت تصور می‌کنم؟! بنده در وپ:گمب بحث‌هایی به مراتب طولانی‌تر را مدیریت کردم. شما در این کامنت به مواردی اشاره کردید که بنده به آنها اشاره نکردم! لطفن کامنتی که در آن موارد ایراد مقاله را ذکر کردم، مطالعه نمایید تا ببینید در مقابل درخواستهای بنده، یا علامت سوال قرار داید یا پاسخهای غیر قانع‌کننده.Gire 3pich2005 (بحث) ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۰:۲۱ (UTC)
@Gire 3pich2005 این مقاله فقط تو 5 تا ویکی وجود داره که دو تاش خوبیده شده. پس ما هم می تونیم خوبیده بشیم. در مورد ابهامی که مطرح کردید می تونید خزرها رو ببینید. خزرها شمال دریای کاسپین زندگی می کردن و جزیی از ایران نبودن.--دوستدار ایران بزرگ ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۰:۲۸ (UTC)
آقاجان! من هم همین را می‌گویم. اگر مملکت خزرها در شمال دریای کاسپین است و نه در جنوب آن، پس چرا در متن مقاله نوشتید: «روس‌ها در سال ۹۱۳، نخستین هجوم خود در مقیاس بزرگ را انجام دادند. ‎سواحل جنوبی دریای خزر شاهد ورود ۵۰۰ فروند کشتی روس در سراسر ‎مملکت خزرها شد.» Gire 3pich2005 (بحث) ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۰:۴۶ (UTC)

پاسخی اجمالی بر ابهامات مقداد جان: جناب @Gire 3pich2005 بنده مدتی است که قادر به دسترسی به اینترنت نبودم و نخواهم بود... امروز تازه پس از هفته‌ای پرمشغله وقت کردم این صفحه را بخوانم که البته به سختی چیزهایی را فهمیدم. (به خاطر نوع آشفته بحث شدن) سپس با توجه به خواسته‌هایتان متن را بار دیگر خواندم و مشکلاتی عظیم را رفع کردم. لطفا با حسن نظر بیشتری یک بار دیگر مقاله را وارسی کنید. من هم هر وقت بتوانم مشکلات را رفع می‌کنم.--محک ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۵۰ (UTC)

سلام جناب @محک. با این ویرایش‌های اخیرتان که برخی از ایرادات مطروحه را برطرف کرد، بنده رای منفی خودم را پاک می‌کنم ولی از شما بیشتر از این انتظار دارم. باید دید ناظران چه صلاح‌دیدی اتخاذ می‌کنند.Gire 3pich2005 (بحث) ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۴۴ (UTC)
@Gire 3pich2005 جان منون که اینـــــــــــقدر مقاله‌ها را دقیق می‌خوانید؛ این نخستین ترجمه گسترده بنده بود و این دو حرف کوچک الفبا درسی خواهند شد برای بعدی‌ها... مقداد جان اگر برایتان مقدور است، به جای پاس دادن ادامه کار به دیگر ناظرین، بیان مشکلات مقاله را ادامه دهید تا زحمت چندین بار خواندن، تصحیح کردن و ترجمیدن دوستان به هدر نرود... راستش را بخواهید این مقاله، برخلاف چند مقاله دیگری که تابستان گذشته نامزد کردم، اصلاً برایم اهمیت چندانی نداشت (چون حاصل تحقیق شخصی نبود و یک جور کمتر با آن حال می‌کردم) اما کارهایی که جناب Doostdar برای خوبیدگی آن کردند باعث شد عزم خود را جزم کنم که خوب شود. من کمی دیر جواب می‌دهم که امیدوارم حوصله‌ها را به سر نبرد... شرمنده که دیر جنبیدم :( --محک ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۲۲ (UTC)
@محک جان، لطفن بقیه یحث بر سر این مقاله را بگذار برای بعد از جمع‌بندی موفق یا ناموفق این بحث. وقت زیاد است که من و شما بشینیم و سر این مقاله با هم تبادل نظر کنیم. با کمال احترام به جناب دوستدار باید بگویم که کیفیت پاسخگویی شما برای من قابل قبول است ولی برخی دوستان حاضر در پروژه خوبیدگی، شش دانگ نیستند و انرژی مازادی از ناظران تلف می‌شود. با توجه به اینکه می‌فرمایید وقتتان محدود است، در حال حاضر شما یک نامزدی مهمتری در پروژه وپ:گمب دارید که برای بنده دارای اهمیت زیادی است و درخواست دارم به موارد مطروحه در آنجا پاسخ بگویید تا زودتر بتوانیم آن مقاله را برگزیده کنیم. انشالله بعد از برگزیدگی آن مقاله، بر سر مقاله اردوکشی روس‌ها وقت کافی داریم. وعده دیدار ما باشد در ویکی‌پدیا:گزیدن مقاله‌های برگزیده/اسپهبد خورشید (بار دوم). لطفن بعد از برآورده شدن موارد، بنده را پینگ کنید تا چک کنم. ارادتمند.Gire 3pich2005 (بحث) ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۳۰ (UTC)
به نظرم مقاله جناب محک با توجه به تجربه حداقل یکساله ای که در زمینه بهبود مقاله دارن نمی تونه نادیده گرفته بشه. همین مقاله تو ویکی اسپانیایی خوبیده شده. تا جایی که خوندم می تونم بگم نسخه فارسی یه سر و گردن از اون بالاتره. تازه کلی هم پیوند سرخ داشت. من شش دانگ یا وپ:گمخ بودم یا ویکی کتاب (با توجه به مسئولیتی که اونجا دارم). دیگه دانگی برام نمونده که!
خزرها نام محو شده از صفحه تاریخ هستن که همیشه در جنگ با ایرانی ها بودن. نمونه اش جنگ اردبیل.
موارد زیر رو برای بهبود مقاله نوشتم:
سریر پیوند می شه به سریر (آوارها)
برای کامل کردن مقاله سریر (آوارها):
ریشه نام این قوم از واژه عربی «سریر» به معنی «تخت شاهی» گرفته شده است. دلیل آن این بود که نمادشان تخت طلایی رنگ شاهی بود.

==ریشه در منابع نام سریر به عنوان یک حکومت سیاسی اولین بار در سده پنج ذکر شده است. یاد تاسیس این حکومت به صورت شفاهی در میان آوارهای قفقازی منتقل گشته است. بر طبق یک افسانه، ژنرالی ایرانی (پارسی) از سوی پادشاه ساسانی مأمور شده بود تا قفقاز را به دست بگیرد. حقیقی بودن این افسانه به واسطه نام‌های پادشاهان که در آن آمده و همه ایرانی یا حتی بعضا سوری هستند تقویت می‌شود.

==جدایی

با رشد برتر مسیحیت در قفقاز، قدرت‌های مسلمان منطقه علیه سریر با هم متحد شدند. فشارهای نظامی و اقتصادی و در کنار آن دعوای داخلی سبب شد در اوایل سده دوازدهم دولت سریر از هم بپاشد. پس از یک سده دیگر از تفوق اسلام، مسلمانان دارای دین برتر منطقه شدند. به این ترتیب در سده سیزدهم مسلمانان دولتی را تشکیل دادند که از دیرباز به آوارستان شهرت دارد.

--دوستدار ایران بزرگ ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۰:۳۷ (UTC)

جناب سید عنوانی اضافه کردن که درست نیست [۱۱]. هنوز ثابت نشده که حمله های روس ها از راه دریا بوده باشه. شاید بعد از اینکه با درازکشتی هاشون به دریای کاسپین می رسیدن بقیه مسیر رو زمینی طی می کردن. عنوان تاریخچه حملات دریایی روس‌های افرنجی در دریای خزر از 850 تا 950 میلادی نمی تونه درست باشه.--دوستدار ایران بزرگ ‏۲ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۰۴ (UTC)

  • در ۹۸۹، میمون گزارشی فرستاده که بنابر آن یک واعظ محلی به او گفته که روس‌ها باید بین پذیرش اسلام و یا مرگ یکی را انتخاب کنند. تبدیل می شه به گزارش شده است در سال 989 یک واعظ محلی از میمون خواسته روس‌ها را برای مسلمان کردن به او تحویل دهد یا بکشدشان اما میمون این درخواست واعظ را نپذیرفت .
  • عبارت داخل پرانتز اشتباه نوشته شده اصلا نیازی به (به نروژی: Serkland) نیست.
  • دریاچه مئلارن
دریاچه‌ای است در کشور سوئد. سکونتگاه باستانی بیرکا که جز میراث جهانی یونسکو می‌باشد در جزیره‌ای به نام بیورکو در این دریاچه واقع شده است.

--دوستدار ایران بزرگ ‏۲ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۷:۰۱ (UTC)

راستش تا جایی که یادم است دریا از قبل بود و من آن را اضافه نکردم. فقط افرنجیان را برداشتم چون چه روس ها را اسلام بدانیم و چه وایکینگ در هر دو صورت افرنجی نبوده اند. اما من هم موافقم که دریای خزر خیلی مناسب نیست. در مقاله انگلیسی Caspian استفاده شده که منطقه دریای خزر را به ذهن می آورد.--سید (بحث) ‏۳ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۸:۱۱ (UTC)
درسته باید افرنج (افرنگ) و وارنج (وارنگ) توضیح داده بشه.--دوستدار ایران بزرگ ‏۳ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۰۱ (UTC)
به واریاگ و افرنج نیازی نیست به جای این واژه ها می شه از وایکینگ استفاده کرد.--دوستدار ایران بزرگ ‏۶ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۷:۲۲ (UTC)
همه اوامر انجام ✓ --محک ‏۸ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۷:۱۴ (UTC)
لطف کردید به عرایض بنده گوش دادید. منت گذاشتید.--دوستدار ایران بزرگ ‏۸ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۵۰ (UTC)
چند نکته آخر:
خط آخر، به پادشاه گرجستان تبدیل شد تبدیل می شه به به پادشاه گرجستان رویگردان شد
بند چهارم، بیلقان پیوند می شه به شهرستان بیلقان
سالتوو-مایاکی
باستان‌شناسان لفظ سالتوو-مایاکی را به گستره فرهنگی‌ای اطلاق می‌کنند که در قرون وسطی در منطقه استپی دریای سیاه بین دو رود دن و دنیپر شکل یافته بود. این فرهنگ آمیخته‌ای بود از خزر، پچنگ، مجار، تاثیرگذاری اسلاوی، الخ. در سده نهم فرهنگ سالتوو-مایاکی در ارتباط تنگاتنگی با خاقانات خزر قرار داشت و در این زمان می‌توان رگه‌های تاثیرپذیری از خزرها را در این فرهنگ دید.
جورج سوم
پادشاه گرجستان در سلسله باگراتیونی بود که در دوران وی موفقیت‌های نظامی، شکوفایی‌های هنری، گسترش فرهنگی، الخ بسیاری روی داد. وی فرزند دیمتریوس یکم بود. پس از وی دخترش ملکه تامار بر مردم حکومت کرد و دختر دیگرش، روسودان با پسر آندرونیکوس یکم پادشاه امپراتوری بیزانس ازدواج کرد.

--دوستدار ایران بزرگ ‏۱۱ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۰:۲۴ (UTC)

جناب @محک لطف کنید پس از رسیدگی به واپسین درخواست‌های جناب/بانو Doostdar بفرمایید تا جمع‌بندی صورت گیرد. -- نوژن (بحث) ‏۱۳ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۳۸ (UTC)
@نوژن ✓ --محک ‏۱۴ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۲۷ (UTC)

قابل توجه دوستانی که جمع بندی می کنند به نظرم مقاله به سطح خوبیدگی رسیده است.--سید (بحث) ‏۱۵ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۴:۲۲ (UTC)

موافق برای خوبیدگی مناسبه. تو مقاله انگلیسی در پای مقاله از الگوی گارداریکی استفاده شده و در کنارش از الگوی مردم ژرمن ولی اینجا الگوی مردم ژرمن رو پای مقاله گذاشتیم که هیچ معنی ای نداره.--دوستدار ایران بزرگ ‏۱۶ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۸:۳۱ (UTC)