ویکیپدیا:نظرخواهی برای حذف
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
| رد کردن جدول تا شروع بحثها |
نظرخواهی برای حذف جایی است که نویسندگان ویکیپدیا درباره حذف مقالات نظر میدهند. مواردی که به اینجا فرستاده میشود، باید بر طبق سیاست حذف مقالات برچسب حذف خورده باشند. معمولاً ظرف ۵ تا ۱۰ روز کاربران دیگر ویکیپدیا نظرشان را در مورد حذف یا نگهداری هر مقاله ابراز میکنند. پس از آن نظر جمع اعمال میشود. نتیجه میتواند به یکی از این صورتها باشد:
|
|
برای بررسی موارد بایگانیشده به ویکیپدیا:نظرخواهی برای حذف/بایگانی مراجعه کنید. |
| I | قبل از نظرخواهی برای حذف
|
|---|---|
| II | روش
|
| III | در هنگام نظرخواهی
|
| IV | بعد از پایان نظرخواهی
|
جمعیت پیروان قرآن
مقاله فاقد منبع معتبر و احتمالا فاقد سرشناسی لازم است. خواستم نظر دیگران را درباره حذف یا ادغام مقاله جویا شوم.--گردآفرید ۱۸ اوت ۲۰۰۹، ساعت ۱۵:۴۹ (UTC)
- موافق حذف - بي مختوا و بي ربط. Lord kavi ۶ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۲:۲۸ (UTC)
- مخالف حذف - !!!! از دیدن دلیل آورده شده توسط درخواست دهنده ی حذف این علامت تعجب ها از ذهنم تراوش کرد! اول اینکه "فاقد منبع معتبر"!! دو منبع چاپی کاملاً معتبر و سرشناس را چگونه توان نادیده گرفت! و دو اینکه "احتمالاً فاقد سرشناسی لازم". (با عرض تاسف بایست بگویم که اینجا احتمالات و خیالات ما نیست که تعیین کننده است. اگر اینگونه باشد که بایست هر کسی دهها و صدها مقاله ویکی را که احتمال می دهد سرشناس نباشند بر چسب بزند!) از مقالات مربوط به تشکل های ابتدای دوره پهلوی دوم است و قاعدتاً برای بسیاری از ما آشنا نیست. اما یک تحقیق کوچک چیزی از ما نمی کاهد. اعتبار منابع و همچنین متن مقاله( سرشناسی موسس و جامعه تعلیمات اسلامی) گواه روشنی بر سرشناسی تشکل است.--SalmanParsi ۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۳:۲۷ (UTC)
موافق حذف شود.--Sheytoon ۱۰ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۰:۳۸ (UTC)
- مخالف حذف سعي كنيم به جاي حذف آن را اصلاح كنيم زاناکس ۱۵ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۸:۳۱ (UTC)
- موافق حذف بهتر است با جامعه تعلیمات اسلامی ادغام گردد و فقط صفحه تغییر مسیر باشد. --احسان ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۶:۱۴ (UTC)
- مخالف حذف سرشناس که هست. مگه اینکه اشکل دیگه تو کارش باشه. اولین تشکل مذهبی رسمی ایران بالاخره سرشناسه دیگه. --آتیشخور ۱۸ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۴:۰۲ (UTC)
مخالف حذف، مقاله 8خطی، 6تا منبع دارد یعنی تقریباً برای هر خط یک منبع! + 66 سال قدمت دارد و نخستین تشکل مذهبی رسمی در تاریخ ایران است که خود دلیلی بر سرشناسی است.--♣ محمددین سنچولی ♣ب ۱ نوامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۸:۵۰ (UTC)
احمد حیدربیگی
سرشناس نیست. حذف سریع شده بود که کاربر:مانی واگردانی اش کرد تا وقت کاربران را تلف کند. من پوزش می خواهم.--گردآفرید ۲۰ اوت ۲۰۰۹، ساعت ۰۴:۱۹ (UTC)
موافق حذف: البته ناگفته نماند که چنین نوشتارهایی را حذف سریع نمی کنند و این صفحه را نیز برای اتلاف وقت نساخته اند.--محمد رضا ۲۰ اوت ۲۰۰۹، ساعت ۰۶:۰۲ (UTC)
- صفحه درست کردن و رای گیری و... اتلاف وقت است. حتی جمع بندی اش هم وقت مدیر را می گیرد. وپ:سریع را برای همین ساختند که ملت علاف نشوند. حالا برخی دوست دارند بگویند ما هم هستیم، آن دیگر بحثی جداست.--گردآفرید ۲۰ اوت ۲۰۰۹، ساعت ۰۶:۵۳ (UTC)
- اول آنکه یکبار هم که شده معیارهای حذف سریع را بخوانید بد نیست تا بدانید برای چه حذف سریع را گذاشته اند. دوم نزاکت هم خوب چیزیه--محمد رضا ۲۰ اوت ۲۰۰۹، ساعت ۱۴:۵۲ (UTC)
مخالف حذف - به هر حال يك شاعر معاصر است و اگر از وي در ويكيپديا اثري يافت نشود، كاربر اينترنتي از كجا بايد چنين فردي را بشناسد. به جاي حذف سعي به تخصيص منبع (reference) شود. در ضمن من نمي دانم چرا چنين افرادي را به دليل عدم سرشناسي كانديداي حذف مي كنند؟ حتما بايد احمد شاملو باشد تا حذف نشود؟!! Lord kavi ۶ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۳:۰۱ (UTC)
- مخالف حذف - چاپ سه کتاب به نظر من برای اثبات سرشناسی کافی است. --احسان ۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۸:۴۷ (UTC)
- مخالف حذف -این آقا 3 کتاب چاپ کرده که هیچکدام اجازه چاپ مجدد ندارند.از اعضای مهم کانون نویسندگان ایران بود و پس از شاملو اولین شاعری است که کانون به مناسبت در گذشتش اطلاعیه مستقل صادر کرده.آثار دیگری دارد که کماکان تا ظوابط چاپ و نشر در ایران تغییر ننماید چاپ نخواهند شد-11 ساعت مصاحبه سازمان اسناد ملی ایران با او که جزو اسناد این سازمان ثبت گردیده حاکی از آنست که حداقل ارزش معرفی روی ویکی پدیا را دارد!!! دوستان گرامی اگر شرایط آزادی بیان میسر نیست تا آدمهایی مثل او بهتر شناخته شوند رسانه های distributed intelligence مثل ویکی پدیا هست!!!مایه خرسندی است که دیگر در پناه اینترنت و تکنوتوژی ارتباطات اینروزها بر خلاف چند صد سال پیش که دانشمندی چون ابوریحان بیرونی(که نام او به هیچ روایت هنوز هم قابل حذف از تاریخ علم جهان نیست)دانشمند عرب خوانده شد و هیچ کجا نشانی از ایرانی بودن این پدر نجوم نیست دیگر اطلاعات نادرست در اختیار مردم قرار نمیگیرد.خدا را شکر!!!!--pirooz parsi سپتامبر۱۶ ۲۰۰۹
- مخالف حذف -می خواستم به شدت از بیانات کاربر محترم سطراول متعجب بشوم که به یاد آوردم بسیاری از ما ایرانیان بیشتر دنبال حذف کردنیم تا اضافه کردن٬ پس متعجب نشدم.حذف اندیشه های نو بی آنکه مجالی برای انتشار آنان محیا کنیم. حیدربیگی را دورادور می شناختم٬ بسیاری از سرشناسان عرصه ادبیات کشورمان او را بخوبی میشناسند که لزومی بر نام بردنشان نمی بینم.پیشنهاد می کنم آن کاربر بزرگوار حداقل در جستجوی گوگل "احمد حیدربیگی" را جستجو کند و نگاهی کند. من سرانگشتی حساب کردم:تنها در 20 صفحه اول 109 وب سایت خبری یا ادبی و وبلاگ شخصی از او مطالبی درج کرده اند.به باور من در سی سال گذشته از بسیاری جهات آنچه او اریه کرده کم نظیر است. trita115.133.215.255 ۱۷ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۴:۴۱ (UTC)
- مخالف حذف-حیدربیگی را میشناسم نه فقط بادیدگانم که دو سال است از دیدنش محروم شده اند بلکه با قلبم و روحم.شعر مستقل و عمیق او بی گمان در رده اشعار سرشناس ترین شاعران ایران جای دارد. جای آن دارد که به جای حذف افراد به جرم سرشناس نبودن آنها را به جامعه بشناسانیم.او همیشه معتقد بود که همانند کشورهای متمدن جهان نقش منتقدین باید معرفی چهره های شایسته باشد تا اینکه فقط در خدمت معروف تر نمودن چهره های سرشناس باشند و در همین زمینه نیز مقاله ای دارد تحت عنوان:"مرگ هزاران فرو غ و اخوان در آشفته بازار نقد شعر".اشعار او معمولا" در معتبرترین مجلات ایران مانند گزارش چاپ میشوند.کتابهایش زنده ترین تصاویر را از شرایط امروز ایران ارائه میدهندتصاویری آمیخته با حس، هنرو ادراکی عمیق.اگر از صفحه ویکی پدیا هم حذف شود درقلیها و یاد های دوستدارانش همیشه باقی میماند.--H azin ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۴:۴۷ (UTC)
- مخالف حذف- بسیاری از سرشناسان عرصه ادبیات کشورمان او را بخوبی میشناسند.آيا بايد ده ها كتاب بى محتوا نوشت تا مشهور شد؟
- مخالف حذف- یه کتاب نوشته--Sasankamalifard ۱۴ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۱۲ (UTC)
- مخالف حذف: شاعر، از اعضای مهم کانون نویسندگان ایران، دارای چند کتاب و منابع متعدد.--♣ محمددین سنچولی ♣ب ۱۳ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۴:۵۰ (UTC)
موافق حذف: سرشناس نیست. لوک ۳۰ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۹:۴۶ (UTC)
امید مهدینژاد
سرشناسی. بهآفرید ۱۵ ژوئیهٔ ۲۰۰۹، ساعت ۲۳:۲۸ (UTC)
- مخالف؛ منبع کم داشت که افزودم. علاوه بر سرشناسی که از منابع براحتی می توان استنباط کرد، ایشان در بین طیف وسیعی، شهره ی خاص و ویژه ای دارند که جز با آشنایی فضای خاص بیرونی آن بدست نمی آید.--SalmanParsi ۱۶ ژوئیهٔ ۲۰۰۹، ساعت ۰۰:۱۶ (UTC)
- موافق. بر اساس ویکیپدیا:سرشناسی. --سندباد ۱۶ ژوئیهٔ ۲۰۰۹، ساعت ۰۱:۵۳ (UTC)
- مخالف حذف ايشان هستم چون شاعري است كه در آينده معروفتر خواهد شد.—پیام امضا نشدهٔ قبلی توسط 79.127.20.139 (بحث • مشارکتها) نوشته شدهاست.
- مخالف حذف: به خاطر حضور جدی ایشان در عرصه طنز و شعر؛ کتابهای زیادی از ایشان منتشر شده و افتخارات زیادی در عرصه شعر و طنز نیز دارند.—پیام امضا نشدهٔ قبلی توسط Mahtiti (بحث • مشارکتها) نوشته شدهاست.
- موافق حذف سرشناسی نداره. سایتایی هم که به عنوان منبع اضافه شدن، خودشون سرشناس نیسن. کوری عصا کش کور دگر شود! زت زیاد --آتیشخور ۲۳ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۱:۵۳ (UTC)
- موافق حذف هم خود شخص هم منابعی که به او اشاره کردهاند سرشناس نیستند. Cobain ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۸:۲۰ (UTC)
- مخالف حذف ولی منابع معتبر برای ادعاهایی که برچسب زده ام بهتر است فراهم شود. ---احسان ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۶:۳۴ (UTC)
- موافق حذف سرشناس نیستند. --محمد رضا ۵ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۰:۵۱ (UTC)
- موافق حذف سرشناسی ندارد. Lord kavi ۱۸ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۷:۰۱ (UTC)
-
-
- مقاله تا حدی تکمیل شده است. مواردی بسیار از سوابق و فعالیت ها و افتخاراتش به مقاله اضافه شده است. دوستان نظر دهنده با اطلاعات جدید بهتر می توانند تصمیم بگیرند.--SalmanParsi ۲ نوامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۵:۲۶ (UTC)
-
شایعه قتل علیرضا توسلی
این مقاله از عدم سرشناسی برخوردار است، شایعهای مبنی بر قتل این شخص در جریان اعتراضات در بهشت زهرا در برخی وبلاگها پخش شد که کلا تایید نشده و مثل مورد ترانه موسوی نشده و چندان غوغایی هم به پا نکرده. حتی یک لینک مثل رادیو فردا که در خود این مقاله به عنوان منبع به کار رفته، از ابهام کلی این موضوع سخن میگوید و هیات تحقیق مجلس نیز قتل او در اعتراضات را منتفی دانسته، حتی سایت موج سبز آزادی به خاطر مشکوک بودن و موثق نبودن این موضوع هیچ مقالهای راجع به او ننوشته. مقاله در اینجا نیز کاملا غیر دانشنامهای نوشته شده و دلیلی برای ماندن آن وجود ندارد. --سیمرغ ۲۳ اوت ۲۰۰۹، ساعت ۲۲:۵۳ (UTC)
- موافق حذف--محمد رضا ۲۵ اوت ۲۰۰۹، ساعت ۲۰:۱۴ (UTC)
- موافق حذف غیر دانشنامهای است. زندیان ۲۶ اوت ۲۰۰۹، ساعت ۲۰:۴۱ (UTC)
- موافق حذف شایعه میماند. Gire 3pich2005 ۳۱ اوت ۲۰۰۹، ساعت ۱۰:۱۲ (UTC)
- مخالف حذف به عنوان یک شایعه دروغ که سروصدا بهپا کردهاست، باقی بماند.--محسن عبدالهی ۹ شهریور ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۳۸ (زهج)
- مخالف حذف شایعهای بود که به هر صورت پخش شد . --momali ۳ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۰:۱۵ (UTC)
- مخالف حذف هرچه نباشد قطعاً امروز آن قدر مطرح شده که یک مقالهای به آن اختصاص یابد. راه برخورد با این موارد حذف نیست . بی بی سی و صداوسیما آن را به اندازه کافی پوشش دادهاند. sicaspi ۵ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۰:۲۴ (UTC)
- مخالف حذف. از نظر من همین که اعتماد ملی و باشگاه خبرنگاران جوان درباره آن خبر منتشر کنند برای سرشناسی کافی است. احتمالا رسانههای دیگری هم بدین موضوع پرداختهاند. امیررضا =) ۵ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۰:۴۵ (UTC)
- موافق ادغام - با صفحه كشته شدگان حوادث اخير به عنوان يك شايعه ادغام شود. Lord kavi ۶ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۲:۵۲ (UTC)
- مخالف حذف در دورهای، به آن اندازه مطرح شده که یک مقاله در ویکی پدیا داشته باشد. -- احسان ۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۹:۰۲ (UTC)
- مخالف حذف- موضوعش به اندازه کافی در محافل مختلف مطرح گردیده. ظاهراً حتی صداو سمیا هم هر از گاهی روی این مورد مانور میدهد و خبرش به اندازه کافی فراگیر شدهاست. به عنوان مقالهای از سنخ خودش، وجودش لازم است. به هر حال موضوع این مقاله نه تنها دست کمی از مقاله مربوط به کشته شدگان حوادث ندارد از اکثرشان سرشناس تر است. --SalmanParsi ۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۲:۳۳ (UTC)
- موافق ادغامپوویا ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۴:۱۵ (UTC)
- با صفحه كشتگان حوادث اخير ادغام شود. Alefbe ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۶:۴۳ (UTC)
- موافق حذف- شایعهای بود که آمد و رفت و از دیدگاه تاریخی اهمیتی ندارد.--♦ بهزاد مدرس ♦ ب ۲۳ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۷:۳۳ (UTC)
موافق یک شایعه نباید به یک مقاله تبدیل بشه
موافق حذف: غیر دانشنامهای، شایعهای ضعیف که نخستين بار در دو وبلاگ شخصی و بدون هيچ منبع قابل اعتمادی منتشر شدهبود. --♣ محمددین سنچولی ♣ب ۱ نوامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۹:۴۳ (UTC)
نظرات
حذف کردن برای خود اش قانون دارد، لطفاً بفرمایید طبق کدام قانون این مقاله واجد شرایط حذف است؟ --sicaspi ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۹:۴۲ (UTC)
جمع بندی نمیشود؟ --momali ۱۶ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۶:۰۰ (UTC)
مهرداد خوشبخت
به نظر Autobio میاید:)امیرΣυζήτηση ۵ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۰:۳۷ (UTC)
- چون قسمت زندگينامه از AutoBio در وب سايت خودش اقتباس شده، شايد به نظر AutoBio مي آد. Lord kavi ۵ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۰:۴۱ (UTC)
- مخالف حذف. نوشتارهاي اضافي حذف شد. Lord kavi ۵ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۰:۴۹ (UTC)
- مخالف حذف. --احسان ۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۹:۰۳ (UTC)
مخالف--فرزاد خلیفه ۱۸ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۲:۱۳ (UTC)
ناصر خیرالهی
- –(نمایش نظرخواهی)
- (منابع: "ناصر خیرالهی")
یکی پیشنهاد حذف را زده ولی بقیه را انجام ندادهاست :)امیرΣυζήτηση ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۰:۲۱ (UTC)
- مخالف نرسی ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۵:۴۵ (UTC)
- موافق، حذف سریع میباید شدن. --محسن ۲۱ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۷:۴۳ (UTC)
- مخالف. درخواست بهبود منبع دهید. --سندباد ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۵:۱۹ (UTC)
- مخالف حذف مقاله فقط خیلی ناقص است ---احسان ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۶:۴۰ (UTC)
- موافق. مشکل قوی سرشناسی دارد • Яohaп ٭ ۱۷ مهر ۱۳۸۸(UTC)
- ادغام شود با صفحه کشته شدگان حوادث اخیر. Lord kavi ۱۸ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۶:۵۰ (UTC)
- مخالف سرشناس تر از 3350 نتیجه گوگلی؟ بابا دس خوش --آتیشخور ۱۸ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۴:۲۰ (UTC)
- موافق، بعد از چندین هفته منبعی معتبر که به موضوع بپردازد ارایه نشده است.---♦ بهزاد مدرس ♦ ب ۲۳ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۷:۳۷ (UTC)
- مخالف اعدام آن هم برای جرم سیاسی در دنیای امروز واقعه مهمی است.--همان ۱۰ نوامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۳:۱۲ (UTC)
فهرست عملیاتهای نظامی ایران در جنگ ایران و عراق
مقاله ای ناقص است و بنده کاملش را در الگو:عملیاتهای جنگ ایران و عراق منتقل کردم که بسیار در دسترس تر است و در صفحه هر عملیات قابل افزودن.Gire 3pich2005 ۱۶ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۷:۲۱ (UTC)
مخالفکمی گسترش بدهیم(افزودن چند خط) بودنش بهتر از نبودنش است، این برای کسانی که فقط از مطالب ویکی استفاده می کنند بهتر است، برای ما که ویرایش می کنیم الگو راحتتر می نماید.--Nshervsampad ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۰:۳۰ (UTC)
مخالف وجود چنین فهرستی لازم است. Lord kavi ۱۸ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۶:۴۹ (UTC)
مخالف--فرزاد خلیفه ۱۸ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۲:۱۰ (UTC)
فیلم موهن منتسب به سید محمد خاتمی
- (نمایش نظرخواهی)
-
با اینکه منابعش بد نیستند ولی باتوجه به زنده هم ادعا استثنایی است و هم طرف زیادی گردن کلفت است. :)امیرΣυζήτηση ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۹:۵۷ (UTC)
-
موافقبه قول امیر، چون این ادعای بزرگی است، منابع هم باید بزرگ باشند.--Nshervsampad ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۰:۲۶ (UTC)
-
- منابعش هم مشکل داره اگر خواستید میآورم ما برای حذف مطلب از منابعی که م-ا و م- خ را نمرود معرفی کردند نیز با کاربر بوجود آورنده مطلب مشکل داشتیمAli20 wiki ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۰:۳۷ (UTC)
- حذف شود. حتی اگر منابع معتبر داشت هم ارزش مقالهٔ جداگانه نداشت. Alefbe ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۰:۴۱ (UTC)
شدیداً
مخالف: درباره کدام «طرف» ادعایی شده که این گونه برآشفته اید؟ همه مندرجات مقاله درباره فیلم است نه خاتمی. منبع آن هم روزنامه کاملاً معتبر خبر است. بقیه منابع هم کاملاً معتبر اند، مجید انصاری هم تایید اش کرده. معلوم نیست شما چه منبعی بیاید راضی میشوید! همین که ابطحی و خود خاتمی و سایت موسوی درباره اش اظهار نظر کردهاند یعنی این که notable است. جناب Ali هم اگر قدری واضحتر صحبت کنند ممنون میشوم! دلیل ایجاد مقاله جداگانه این بود که لازم نبود همه این مطالب در مقاله خود خاتمی بیاید. --sicaspi ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۰:۴۹ (UTC)
-
- برای پاسخ به در خواست sicaspi برای وضوح بیشتر:این هم لینک[۱] Ali20 wiki ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۰:۵۸ (UTC)
- چه ربطی به الآن دارد؟ همه لینکهای آنجا تعویض شد و ما الآن داریم درباره یک مقاله دیگر صحبت میکنیم. بد نیست به منابع آن نگاهی بیندازید. همانجا هم بحث مختومه شد و همه قانع شدند حالا یک دفعه نمیدانم چه طور شده این موضوع داغ شده. sicaspi ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۰۶ (UTC)
- برای پاسخ به در خواست sicaspi برای وضوح بیشتر:این هم لینک[۱] Ali20 wiki ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۰:۵۸ (UTC)
-
- نه خیر برای آشنایی با سایتهایی که شما تاکنون به عنوان منبع معرفی کردید و بر معتبر بودن آنان اصرار میکردید و میکنید بود منابع جدیدتان هم که سایتهای نامعتبر هستند که حذف میشوند و شما دوباره یک سایت نامعتبر دیگر میآورید این کاری است که مدتها درحال انجام آن بودهایAli20 wiki ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۱۲ (UTC)
- خوب من دیگر چه کار باید بکنم؟! شما میگویی این نامعتبر است من میروم دنبال یک منبع دیگر، دیگر!! رجا را که خودم حذف کردم. قسمت اعظم و استخوانبندی مقاله، دارای منابعی مثل خبر است. تازه نماینده اردبیل هم در نطق اش از این موضوع انتقاد کرده که مهم است. --sicaspi ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۲۰ (UTC)
- ما مرتب درباره مطالب سایتهای نامعتبر به شما نصیحت میکنیم شما دوباره همان نوع سایتها را میآورید نمونه اش را همین مدت دیدمAli20 wiki ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۳۰ (UTC)
- فعلاً که همه مطالب مستند به منابع معتبر اند.--sicaspi ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۱:۴۶ (UTC)
- نه خیر برای آشنایی با سایتهایی که شما تاکنون به عنوان منبع معرفی کردید و بر معتبر بودن آنان اصرار میکردید و میکنید بود منابع جدیدتان هم که سایتهای نامعتبر هستند که حذف میشوند و شما دوباره یک سایت نامعتبر دیگر میآورید این کاری است که مدتها درحال انجام آن بودهایAli20 wiki ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۱۲ (UTC)
-
موافق به نظر شخصی من هر چقدر ویکی پدیا از اینگونه بحثهای سیاسی روزمره فاصله گرفته به مطالب دانشنامهای نزدیکتر شود موفقتر خواهد بود. Paiamshadi ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۱۱ (UTC)
- چه دلیل قانع کنندهای! من هم با شما موافقام ولی راه اش حذف نیست. دلایل بالا هم از همین سنخ اند، میگویند باید حذف شود! --sicaspi ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۲۵ (UTC)
- حذف شود.، ایضا به جناب الف به. رستم ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۲۳ (UTC)
عزیران انگار اینجا را با رای گیری اشتباه گرفته اند! sicaspi ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۲۵ (UTC)
به نظر من این متن بایستی در همان صفحه محمد خاتمی میماند و آوردن آن در قالب مطلب جدا صحیح نیست اینکه این ویدئو با صراحت تمام از طرف اکثر حاضران در ان جلسه و همچنین از لحاظ تکنیکی ثابت شده شکی نیست از این لحاظ که جزو نقاط عطف زندگی سیاسی خاتمی شد و در آینده هم خواهد بود شکی نیست و اینکه تاثیر بسیار زیادی بر ارای انتخاباتی آذربایجانیها و نحوه تعامل انها با جریان جنبش سبز داشت همه فکر میکنم متفق القول باشیم و اینکه همین ویدیو به گفته اکثر کارشناسان نقش بسیار عمدهای در سکوت آذربایجانیها در قضایای بعد از انتخابات داشته شکی نیست با این حساب مطلب این قسمت کمی هم تطویل شده باشه ارزش اون رو داره که در صفحه اصلی محمد خاتمی وجود داشته باشهR.bozqurd ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۴۴ (UTC)
- جدی میفرمایید؟ از نظرات روشنگرانه تان ممنون ام. sicaspi ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۵۲ (UTC)
موافق آخر چگونهاست که فیلمی که نه سازنده آن مشخص است و فقط به خاطر پخش شدن در اینترنت سندیت پیدا کردهاست را به عنوان مطلب قابل اثبات بپذیریم؟ چه منبعی آن را تایید نموده است؟ اگر اینگونهاست باید تمامی ویدیوهای موجود در سایت یوتیوب و غیره را نیز به عنوان سند و مدرک و منبع موثق در ویکیپدیا درج نماییم. که این با اصول اثبات پذیری مغایر است. در ضمن ویکیپدیا محل تسویه حسابهای سیاسی نیست!!--مصلح ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۹:۲۷ (UTC)
- نه خیر. شما مقاله را ببینید. هر حرفی که زده شده کاملاً مستند است. کسی هم این فیلم را در مقاله تایید نکردهاست. حرف هر دو گروه آمده. مهم این است که این فیلم بسیار گسترده، منتشر شده. نه فقط در یوتیوب. سازنده کدام است؟ مگر فیلم سینمایی است؟! sicaspi ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۰:۰۷ (UTC)
مخالف: این مقاله که منابع بسیار دارد و حتی خود خاتمی هم به طور ضمنی آن را پذیرفتهاست. در ضمن وقتی که این همه سروصدا کرده، چرا نباید مقاله جداگانهای داشته باشد. --محسن عبدالهی ۳۰ شهریور ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۳۷ (زهج)
-
- لطفا نظرات را کامل بخوانیدAli20 wiki ۲۱ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۰:۴۷ (UTC)
موافق نادانشنامهای است. یکی از سر و صداهای همیشگی جریان اصولگرا بود که با تغییر صدای بخشی از فیلم و پس از گذشت چند سال قصد تحریک داشتند و موفق هم نشدند.پوویا ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۱:۳۱ (UTC)
- قرار نیست هر جرمی را هر کسی تکذیب کرد ما بپذیریم. هر جنایتکاری گفت من بیگناهم، در ویکیپدیا بر این اساس عمل میکنید؟ --sicaspi ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۸:۱۷ (UTC)
- جنایت!!!؟؟؟ گوش دان به جک ترکی... پس بیخود نیست که خلخالی هر کس را دید جنایتکارش خواند و اعدامش کرد.پوویا ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۹:۳۰ (UTC)
- نمی گویم این جنایت ایت، مثال زدم. شما هم خیلی دارید از هتاکی حمایت میکنید رفتهاند یک جا نشستهاند هر چه دل شان خواسته به دو قوم ایرانی گفتهاند ، ناسلامتی رییس جمهور و وکیل و وزیر مملکت بودهاند . این مساله بسیار مهم است و در صورت درستی نشان دهنده نژاد پرستی آنهاست. احمدی نژاد هم ربطی به این ندارد. هر چه میخواهید درباره او بسازید. حرفهای او اینها را تبرئه نمیکند. sicaspi ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۱:۱۶ (UTC)
- جنایت!!!؟؟؟ گوش دان به جک ترکی... پس بیخود نیست که خلخالی هر کس را دید جنایتکارش خواند و اعدامش کرد.پوویا ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۹:۳۰ (UTC)
- من از چیزی حمایت نمیکنم اما این جریان را یک بازی سیاسی میدانم. بنده اتفاقا از پرداختن به موضوع اهانت به قومیتها استقبال میکنم اما نه اینکه همه اتفاقات را ول کنیم و فقط به همین یکی بچسپیم. همین حالا مقاله «توهین به قومیتهای ایرانی» را بسازید، یک مدخل درست کنید به نام آذری و در آن این جریان و جریان کاریکاتور روزنامه ایران (که مقاله مستقل هم دارد) و شعر الا تهرانیا شهریار و.... را بیاورید یک مدخل هم گیلانی و در آن صحبت احمدی نژاد را بیاورید. خیلی چیزهای دیگر هم هست که میتوان به آن اضافه کردو فکر نمیکنم هیچ کس با آن مخالفت داشته باشد.پوویا ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۵:۵۷ (UTC)
- جناب نظر تان محترم است، ولی این که بازی سیاسی است یا نه دلیلی بر حذف آن نمیشود. کسی هم چیزهای دیگر را ول نکرده، باید در همه ابعاد گسترش بدهیم اینجا را. --sicaspi ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۶:۳۴ (UTC)
موافق ارزش دانشنامهای ندارد، در یک دوره زمانی کوتاهی کمی سر و صدا کرد و دیگر هیچ.--آبتین ۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۸:۰۲ (UTC)
موافق--فرزاد خلیفه ۱۲ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۲:۵۱ (UTC)- موافق حذف یه موقعی به درد تبلیغ برای احمدی نژاد میخورد. بعد خود آقای احمدی نژاد فهمید نیاز به تبلیغ نداره و توی ایران ۱۱۵٪ موافق داره. بیخیال این فیلم شد. حالا شما ولش نمیکنین؟ --آتیشخور ۱۸ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۴:۲۷ (UTC)
نظرات
به نظر میرسد عمده مخالفتها با درج این مطالب در مقاله خاتمی است، و ربطی به این مقاله ندارد. این مقاله ربطی به وپ:زنده ندارد. چرا که درباره یک آدم زنده نیست. درباره یک فیلم است. فیلمی که ویژگی های زیر را دارد:
-
- به طور گسترده پخش شده،(بر اساس منبع معتبر خبر)
- اعتراضات و مخالفتهایی را برانگیخته،(بر اساس منبع معتبر خبر و رادیو اروپای آزاد)
- این اعتراضها آن قدر گسترده بوده و آش آن قدر شور شده که خود اشخاص داخل فیلم مجبور به موضع گیری شده اند،(بر اساس منابع آفتاب و قلم)
- این یعنی سرشناس است. این مخالفتها هم اصولاً نامربوط است. --sicaspi ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۱:۴۴ (UTC)
-
- از ویکیپدیا:سرشناسی قسمت حذف :
- وقتی که منابع متعدد و کافی و مستقل در مورد یک مطلب وجود ندارد، بنا بر این امکان نوشتن یک مقالهٔ مناسب و دانشنامهای در ویکیپدیا برای آن موضوع وجود ندارد. این مقالات معمولاً برای حذف شدن در ویکیپدیا نامزد میشوند.
-
- از وپ:زنده:
- خصوصاً موارد مربوط به جزئیات زندگی. مطالب منفی بدون منبع یا با یادکرد ضعیف باید بلافاصله از صفحهٔ مقاله و صفحهٔ بحث پاک شود. این اصول شامل مطالب زندگینامهایِ افراد زنده، در سایر مقالهها هم میشود. Ali20 wiki ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۲:۰۳ (UTC)
-
-
- به اندازه کافی منبع متعدد و مستقل گذاشته شده. --sicaspi ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۲:۱۱ (UTC)
- جدی می فرمائید؟!یعنی با روزنامه خبر و دوسایت دیگر مشکل تعدد منابع مستقل حل شد؟! منبع رادیو اروپای آزادتان هم که به سایت دیگر می رود لینک آن سایت هم به مقاله مربوط به زبان اذری هم نمی رود Ali20 wiki ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۲:۲۷ (UTC)
- الآن حداقل 5 منبع مستقل دارد. لینک اروپای آزاد هم اضافه شد. sicaspi ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۳:۰۲ (UTC)
-
-
- با وجود آنکه آذری نمی دانم ولی فرض می کنیم که واقعا ترجمه آن سایت درست باشد و در نتیجه شد چهار منبع مستقل نه پنج منبع:سایت روزنامه خبر،سایت آفتاب نیوز و سایت قلم نیوز و رادیو اروپای آزادAli20 wiki ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۳:۲۷ (UTC)
-
-
- گوگل که ترکی ترجمه می کند. خوب روزنامه ایران و ایرنا از همه اینها مستقل اند! --sicaspi ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۸:۵۹ (UTC)
- ایرنا مطلب روزنامه خبر را تکرار کرده است طبق (دستور سرشناسی برای منابع مستقل)، در اینجا ایرنا منبع مستقل از روزنامه خبر محسوب نمی شودAli20 wiki ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۹:۵۲ (UTC)
- مال روزنامه ایران فرق دارد.--sicaspi ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۰:۱۳ (UTC)
- inn را می فرمائید؟ پس این خبر درباره این سایت را [۲] را از همان روزنامه خبر که معتبر میدانید بخوانیدAli20 wiki ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۰۴ (UTC)
- هر پایگاهی بالاخره مزخرف هم منتشر می کند که تکذیب می شود ولی این یکی تکذیب نشده. --sicaspi ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۲۳ (UTC)
-
-
- اولا پایگاه خبری باید مسئولیت داشته باشد یعنی اشتباهتش را بپذیرد وآن را تکذیب کند دوما در آن زمینه معتبر باشد(منابع معتبر به آن ارجاع دهند)،و ثالثابه خصوص در وپ:زنده: آمده منابع افراطی نباشند
- موضوع منبع ثانویه برای سرشناسی (نه معتبر بودن) در مورد منبع قلم نیوز هم مطرح است.این سایت در این مورد به نظر یک منبع ثانویه نمی باشدAli20 wiki ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۳۵ (UTC)
من در ویکی تازه وارد محسوب میشم اما برداشت کلی من اینه که کلا ویکی فارسی خیلی نواقص و مشکلات داره یکی از مشکلات عمده ای که به چشم میخوره اینه که اینجا جانبداری های بیمورد زیاد انجام میگیره و سلیقه ای رفتار میشه
متاسفانه البته
مثلا من صفحات زیادی رو دیدم که عملا و اصولا بایستی به کل حذف میشدند اما دوستان اجازه حذف نمیدند اما مطالبی از این دست که حتی خود خاتمی صحت فیلم رو قبول کرده و فقط گفته مونتاژ شده و حاضران در اون جلسه هم اون فیلم رو تایید کردند هنوز بعضی از دوستان دنبال کارگردان و تهیه کننده و سناریست هستند و مدارک رو معتبر نمیدونند این سبک کاری اگه ادامه پیدا کنه ویکی فارسی به یکی از ضعیف ترین ویکی ها تبدیل خواهد شدR.bozqurd ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۰:۲۶ (UTC)
- اگر این اتفاق بیفتد این شبهه به واقع تقویت خواهد شد. --sicaspi ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۰:۳۵ (UTC)
- من که متوجه نشدم کاربر R.bozqurd موافق حذف هستند یا مخالف حذف .به تفاوت دومتن نوشته شده توسط این کاربر توجه شودAli20 wiki ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۰۴ (UTC)
- ایشان معتقدند همه این مطالب باید در صفحه خود خاتمی بیاید، به نظر ام. --sicaspi ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۰۸ (UTC)
- من که متوجه نشدم کاربر R.bozqurd موافق حذف هستند یا مخالف حذف .به تفاوت دومتن نوشته شده توسط این کاربر توجه شودAli20 wiki ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۰۴ (UTC)
متاسفانه تاکنون هیچ دلیل موجهی برای حذف ارائه نشده، و پیشنهاد دهندگان صرفاً بر امور کلی بی هیچ استدلالی تاکید می ورزند. استذلال شان بیشتر این است که من این را دوست ندارم ، من این را نشنیده ام و بیشتر جزو دلایل نامناسب برای حذف هستند. sicaspi ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۸:۱۷ (UTC)
- لطفا اجازه بفرمایید یک نفر بی طرف بحث را جمع بندی کند نه شما که خودتان سازنده مقاله هستید.پوویا ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۹:۳۰ (UTC)
- من دارم تاکید می کنم تا اگر حرف دیگری دارند بزنند. sicaspi ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۱:۱۳ (UTC)
برای بار دوم عرض میکنم
این مقاله حتما باید در صفحه اصلی محمد خاتمی باشدR.bozqurd ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۵:۰۸ (UTC)
ناصر رسا
به نظرم سرشناس نیست. امیررضا =) ۲۰ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۷:۰۵ (UTC)
موافق حذف. سرشناسی ندارد. Lord kavi ۱۸ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۶:۴۷ (UTC)
موافق حذف: به نظر من که سرشناس نیست. لوک ۳۰ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۹:۴۶ (UTC)
فارس سازی
برای این مقاله در ویکی انگلیسی مقاله Persianization موجود است. در ویکی خودمان هم مقالهای داریم با نام ایرانی سازی. دوستان میگویند مفهوم فارس و ایرانی با هم تفاوت دارد و باید برای هر دو مفهوم مقاله داشته باشیم. اگر هم بر فرض این طور باشد لفظ فارس سازی نامانوس و جانبدارانه مینماید. لطفا نظرات خود را مرقوم بفرمایید. --بهنلم ۲۰ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۲:۲۶ (UTC)
فعلا نظر--کاشکی میگذاشتید صفحه بحث به یک نتیجهای میرسید بعد صورت مساله رو پاک میکردید.--هریوا ۲۰ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۳:۰۲ (UTC)
نظر بعدی-- دقیقا مشخص نکردهاید دلیل هایتان را برای حذف، اینهایی که مرقوم کردید دلیل حذف نیست، اگر شما میخواستید نظرات دیگران را بپرسید باید به صفحه بحث میرفتید نه اینکه پیشنهاد حذف بدهید.--هریوا ۲۰ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۳:۰۶ (UTC)
موافق-حذف شود--چنین واژهای در زبان فارسی مصطلح نیست. واژه Persianization هم در اصل به ایرانی سازی اشاره میکند و تنها در قسمت کوچکی از آن(مقاله انگلیسی)، به نظر عدهای اشاره شده که برداشت آنها تبدیل (آسیمیلاسیون) اقوام غیر فارسزبان به زبان و فرهنگ فارسزبانان در ایران بودهاست. به نظر من، با توجه به مفهوم مقاله اصلی، که در برگیرنده تغییر فرهنگی اقوام مهاجر و مهاجم به ایران بودهاست، میتوان قسمت مربوط به نظر آن عدهای که تغییرات قرن بیستم را فارس کردن غیر فارسزبانها میدانستهاند، در داخل مقاله ایرانی سازی بیاوریم و این مقاله را حذف کنیم. لزوم حذف این مقاله - گذشته از توهین آمیز بودن آن نسبت به یک قومیت - در این است که نویسنده مقاله، نسبت به آن چیزی که در انگلیسی گفته شدهاست، چیز کاملا متفاوتی را میگوید که منابع آن در فارسی قابل استناد نیست و در واقع وضع یک واژه جدید، با مفهومی ناشناختهاست.--Alborz Fallah ۲۰ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۳:۲۱ (UTC)
- چون آن قسمت کوچک است، دلیل نمیشود حذف اش کنید. --sicaspi ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۰:۲۷ (UTC)
- مقاله به هیچ وجه توهین آمیز نیست. اگر هست مصداقش را بگویید. در مورد دوم میتوانید پیوند میان ویکی را بردارید اگر محتوا یکسان نیستند. مقاله ترجمه مقاله انگلیسی نیست، خودش هویتی مجزا دارد.در ضمن من نظراتم را بطور مفصل درباره این مقاله در صفحه بحثش دادهام برای ایکه دوباره کاری نشود لطفا دوستان صفحه بحث مقاله را اول بخوانند. در این نظر خواهی من تا حد امکان کمتر اظهار نظر میکنم و فقط آخر کار میایم رای خودم را میدهم--هریوا ۲۰ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۳:۳۱ (UTC)
-
- مصداق توهین ؟ اینکه فرض کنیم - و واژه سازی کنیم - که یک قوم برای قوم یا اقوام دیگر نقشه کشیده که به زور آنها را از خود بیخود کند توهین نیست ؟ --Alborz Fallah ۲۳ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۸:۴۸ (UTC)
- توهین؟ دو قورت و نیم آن قوم هم باقی است؟ این چیز عجیبی نیست که افرادی از یک قوم بر پایتخت و منابع عظیم نفت تکیه بزنند و بخواهند این کار را بکنند. --sicaspi ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۰:۲۷ (UTC)
- مصداق توهین ؟ اینکه فرض کنیم - و واژه سازی کنیم - که یک قوم برای قوم یا اقوام دیگر نقشه کشیده که به زور آنها را از خود بیخود کند توهین نیست ؟ --Alborz Fallah ۲۳ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۸:۴۸ (UTC)
موافق-۱۰۰٪ موافق حذف مشتی چرندیات بیشتر نیست که توسط شخصی معلوم الحال نگاشته شده.-- iroony ۱۰ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۶:۳۵ (UTC)
-
- تبادل فرهنگی ای که شما دوست عزیز به درستی به آن اشاره میکنید، را میتوان در مقاله ایرانی سازی پوشش داد.البته به نظر من، دولتهایی مثل عثمانی هم ایرانی سازی (و حتی فارس سازی) برای مناطق تحت سیطره خود داشتهاند ؛ اما معنای خیلی خاصی که بعضی از دوستان اشاره میکنند، یک برداشت مخصوص از قسمتی از همان ایرانی سازی است و بهتر است که در آن مقاله یک بند به نسبت کوچک به آن اختصاص داده شود، اما آوردن یک مقاله مجزا، بها دادن نامتناسب Undue wight به چیزی است که تقریبا وجود ندارد.--Alborz Fallah ۲۳ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۸:۵۵ (UTC)
- حذف شود- سازنده اصلی هنوز نتوانستهاست مدارکی مستقل و مستند در این مورد بیابد. اینکه دکتر مهدی افشار چه عقایدی داشته دلیل بر اجرای این عقاید نمیشود، وی اصلا شغل حکومتی خاصی نداشتهاست. یا مثلا حتی نوشته که فلان نویسنده در فلان نشریه گمنام در فلان سال یک نظر نژاد پرستانه داشته، خوب که چی؟ نقل قول باید از اشخاص حکومتی باشد، حکومتهایی که ادعا میشود فلان کار را کردهاند. یا نقل قول باید از محقیقین برجستهای آورده شود که معتقدند این کار صورت گرفته. که تا این لحظه فقط برندا شیفر آورده شدهاست که خود دلیلی بر حذف مقالهاست. رستم ۲۱ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۷:۴۸ (UTC)
سازنده اصلی کلی منبع آوردهاست، جهت اطلاع بیشتر باید عرض کنم بیان کلماتی نظیر فلان نویسنده گمنام، فلان نشریه گمنام در فلان سال[احتمالا دوست داشتید اینجا هم گمنام بنویسید] و همچنین از این مهمتر نمونه آشکارتر نظرتان در مورد برندا شیفر در اصول مغالطه استدلال از راه سنگ میگویند. کمی بیشتر دقت کنید.--هریوا ۲۱ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۹:۰۵ (UTC)
منابع و اسنادی که من امشب وارد کردم تماما و تماما مربوط به مکاتبات دربار رضا شاه با وزارتخانه هاست همگی هم با شماره و تاریخ در بایگانی اسناد ملی ایران موجود هستند دوستانی که منبع حکومتی میخوان کمی صبور باشند این مطلب کلا جدید است و من به دلیل مشغله کاری هر روز مقداری میتونم این بحث رو توسعه بدم الان به قسمتهای اجرایی رسیدهایم لااقل در این چند روز ثابت شده که کلمه به کلمه این گفتار بدلیل حساسیت برخی دوستان منبع دار است چیزی که تقریبا تا بحال در هیچ یک از پستهای ویکی فارسی دیده نشدهاست دوستان منتقد اگر کمی صبور باشند به نتایج بهتری خواهند رسیدR.bozqurd ۲۱ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۳۲ (UTC)
برخی دوستان میفرمایند لحن توهین آمیز است مصادیق توهین ارائه شود تا سریعا ویرایش شودR.bozqurd ۲۱ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۳۵ (UTC)
موافق حذف و ادغام - مفهوم «فارس سازی» مفهومی فراگیر نیست و به قول خودمان، این موضوع سرشناسی ندارد. میتوان دیدگاههایی که درجاتی از اعتبار دارند را در مقالههای دیگر درج و ادغام کرد اما یک مقالهٔ جداگانه برای این موضوع نداشت. ▬ حجت/بحث ۲۳ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۶:۴۰ (UTC)
- موافق ادغام --momali ۲۳ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۲:۱۱ (UTC)
- من موافقم که سرشناسی ندارد.یعنی این واژه به صورت رسمی از منابع بیطرف عنوان نشده.اما با حذف مطالب مخالفم.با ادغام بیشتر موافقم.-- iroony ۲۳ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۲:۱۶ (UTC)
- موافق حذف برندا شیفر پروفسور دانشگاه نیست بلکه lecturer در دانشگاه اسرائیل است و کتابهایش نیز در کل مرور بدی از اساتید فرن گرفتند. آقای رضا براهنی هم منبع متعبر حساب نمیشود. همچنین در این مقاله نام رسمی انتخاب کردن را به «فارس-سازی» بستند در حالیکه برای نمونه ۱) سفید رود در سفرنامه ناصرخسرو امدهاست که مال هزار سال پیش است و این نام کهنتر از قزل اوزون است. میتوان برای یک رودخانه در زبانهای گوناگون نامهای مختلف داشت ولی نام سفیدرود در سفرنامه ناصرخسرو و آثار دیگر کهن فارسی آمدهاست و از قزل اوزون نیز کهنتر است و خوب نام رسمی به زبان فارسی انتخاب کردن هیچ معنی آن نیست که نمیتوان در زبانهای دیگر نامهای دیگر داشت. یا نام ارومیه به رضائیه ربطی به «فارس-سازی» ندارد بلکه به پهلوی-سازی دارد و در رابطه با نام ارومیه تنها دو فرضیه مستند وجود دارد: یک) این نام آسوری است. دو) این نام پهلوی است زیرا در زبان پهلوی یونانیان را «اروم» (مقایسه کنید با روم) میگفتند و چون مسیحی در این منطقه زیاد بود این نام «ارومیه» استفاده میشد زیرا رومی و مسیحی را کم و بیش یکی دانستند. سه) نامه میانج و میانه هر دو فارسی هستند. ۴) نام دهخوارقان یا همان دهخوارگان فارسی است و ربطی به ترکی ندارد. «قان» همان «کان/گان» خوانده میشود مانند طالقان و گلپایکان و آذربادقان (در برخی متون و فیره). ۵) نام خوزستان یک نام کهن است و در کتیبه ساسانی نیز دیده میشود و در دیوان نظامی و صدها آثار فارسی آمدهاست و در دوران صفوی و قاجار نیز کاربرد داشتهاست. در عین حال نام «عربستان» از دوران قراقویونلو در کنار خوزستان نیز بکار میرفتهاست ولی دولت خوب تنها یک نام رسمی انتخاب میکند و در اینجا با وجود اقوام گوناگون در عربستان (مقایسه کنید با کردستان که کم و بیش یکدست است) دولت نام کهن خوزستان را انتخاب کرد و در عین حال «خوزهاً از اقوام آریایی نبودند بلکه خوزها را بازمانده ایلامیان میدانند. ناصرخسرو در سپفرنامه زیر سپیدرود میگوید:»..و چون آن روز از این دیه بگذرد به رودی دیگر پیوندد که آن را سپید رود گویند". در تاجیکستان نیز به رودخانهای آمو دریا و وخشاب و سرخاب میگویند و همین رودخانه را در قرقیزستان قزل-سو میخوانند در حالیکه البته وخشاب نام کهن آن رودخانهاست. بنابراین اینکه نامهایی در زبان رسمی کشور انتخاب شدند بستگی به همان زبان رسمی کشور دارد و برای نمونه انتخاب نام رضائیه برای ارومیه یا سپیدروز بجای قزل اوزون و خوزستان بجای عرستان هرگز ربطی به آنچه این مقاله ادعا میکنند ندارند. واژه Persianizaition اغلب با همان دوران سلجوقی و غزنوی کار دارد.
Jonathan Dewald, «Europe ۱۴۵۰ to ۱۷۸۹: Encyclopedia of the Early Modern World», Charles Scribner's Sons, ۲۰۰۴, p. ۲۴: «Turcoman armies coming from the East had driven the Byzantines out of much of Asia Minor and established the Persianized sultanate of the Seljuks.» C.E. Bosworth, «Turkish Expansion towards the west» in UNESCO HISTORY OF HUMANITY, Volume IV, titled «From the Seventh to the Sixteenth Century», UNESCO Publishing / Routledge, p. ۳۹۱: «While the Arabic language retained its primacy in such spheres as law, theology and science, the culture of the Seljuk court and secular literature within the sultanate became largely Persianized; this is seen in the early adoption of Persian epic names by the Seljuk rulers (Qubād, Kay Khusraw and so on) and in the use of Persian as a literary language (Turkish must have been essentially a vehicle for everyday speech at this time). The process of Persianization accelerated in the thirteenth century with the presence in Konya of two of the most distinguished refugees fleeing before the Mongols, Bahā' al-Dīn Walad and his son Mawlānā Jalāl al-Dīn Rūmī, whose Mathnawī, composed in Konya, constitutes one of the crowning glories of classical Persian literature.»--Nepaheshgar ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۴:۳۷ (UTC)
- فقط همين يك منبع نيامده كه به خاطر آن پيشنهاد حذف مي دهيد. sicaspi ۵ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۲:۴۵ (UTC)
- مخالف حذف و به شدت مخالف ادغام سرشناسی مقاله با دو منبعی که همین چند لحظه پیش از گزارش رسمی سازمان عفو بین الملل در مقاله قرار دادم حالا دیگر بطور کامل اثبات شدهاست و موضوع سرشناسی دیگر جای بحث ندارد. در مورد ادغام هم مقاله هم اکنون مقالهای کامل است و حد ۳۲ کیلوبایتی را هم رد کرده و اگر منظورتان ادغام با مقاله ایرانی سازی است، باید یک توصیه تاریخی بکنم که با هر نگرشی (اعم از تاریخی، سیاسی، فرهنگی) واژه ایرانی را تحلیل کنیم نیتجه این است که فارسها تنها بخشی از ایرانیان هستند. این دو واژه به هیچ روی برابر نیستند.--هریوا ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۴:۵۳ (UTC)
در ضمن همین الان میگویم تا بعدا کسی از دست من ناراحت نشود. من ادغام مقاله فارس سازی با این همه منبع را با مقاله کم منبع ایرانی سازی (که حتی هیچ سندی برای سرشناسی خود این اصطلاح را ندارد و نمیدانم چرا این همه گیری که به مقاله فارس سازی داده شد به آن داده نمیشود) را مصداق ایرانی سازی ویکی پدیای فارسی میدانم و با تمام ابزارهای قانونی که در ویکی موجود است (از جمله شکایت در وپ:تام) نسبت به آن اعتراض خواهم کرد.--هریوا ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۵:۰۵ (UTC)
- بفرمایید زدودن نظرات علیه پارسیان از ویکیپدیا. --sicaspi ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۱:۰۵ (UTC)
موافق فارسسازی مفهومی ابذاعی و مبهم و جانبدارانهاست و بهتر است مطالب این مقاله در ایرانیسازی ادغام شود.--محسن عبدالهی ۲ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۵:۵۱ (زهج)
برمبنای مدارک موجود در مقاله، ادعای ابداعی بودن فارس سازی مردود است.دوستدار --هریوا ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۶:۲۸ (UTC)
مخالف- شما برای خود تان persian را ایرانی معنا کردهاید و میگویید persanisation میشود ایرانی سازی. این تا زمانی که ایران به انگلیسی persia بود درست است، نه الان. برای همین مقاله انگلیسی هم تنها ایرانی سازی نمیشود بخشهایی از آن مربوط به فارس سازی است. این بخش مقاله انگلیسی، مقاله فعلی به فارسی است و هیچ دلیلی برای حذف این مقاله وجود ندارد. ایرانی سازی یعنی خارجیها را برداری و ایرانی کنی، در حالی که این مقاله موضوع اش در داخل ایران است، یعنی مجبور کردن سایر اقوام مختلف ایرانی به رها کردن زبان، فرهنگ و تمدن خود و به شکل فارسی زبانان در آمدن. چیزی که اصلاً ابداعی و تخیلی نیست، مردم غیر فارس با پوست و گوشت خود در حال احساس آن هستند. پدیدهای که منجر شده بسیاری از بانهای محلی ایران در معرض انقراض قرار بگیرند. خوب شما اسم این را چه میگذارید؟ مطالب مقاله دارای منابع معتبر هستند. کاری هم بخواهد صورت بگیرد انتقال است نه حذف. sicaspi ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۰:۲۷ (UTC)
موافق-حذف شود--مفهوم مبهم، جانب دارانه و سیاسی است.--Ddd0dd ۳ نوامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۱:۴۸ (UTC)
به خدا خود من که دارم بخاطر موندن مقاله تلاش میکنم، برعکس تصوری خیلیها از بیخ فارس هستم اما نمیتوانم چشمم را روی این همه مدرک ببندم. قصد این رو ندارم که باعث تفرقه قومی بشوم، دوستان من! اینجا ویکی پدیا است، واقعیتها باید گفته بشه تا همه از آن اطلاع پیدا کنند. با سانسور کردن نمیشه اتحاد و یا حتی امنیت آورد. با سانسور فقط بغض بوجود میآوریم که روزی میترکد و همه چیز را بر باد میدهد. آیا اینکه به یک فرد امروزی واقعیتها را بطور بی طرفانه بگوییم بهتر نیست تا اینکه از زبان غوغاسالاران بشنود. ما مردمان این زمانهایم، چه ترک باشیم و فارس و عرب و بلوچ و پشتون، باید از اشتباهات گذشتگان درس بگیریم و اشتباهاتشان را تکرار نکنیم.--هریوا ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۱:۲۷ (UTC)
- خوب من هم همین طور هستم. اینها واقعیت است. کسی که جلوی بیان واقعیت را میگیرد تفرقه قومی را موجب میشود و تعصب دارد. --sicaspi ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۱:۳۱ (UTC)
یک مساله مهم دیگر، کاربرد فارسی سازی برای زبانی مثل اردو است که در مقاله انگلیسی هم بخش مهمی را به خود اختصاص داده و ربطی به ایرانی سازی ندارد. اصولاً تقلیل ایرانی به پارسی نادرست است. یک مثال مرتبط:
- در ایران (ایران بعد از ۱۹۳۵) تحت رژیم رضاخان حاکمان، یک رشته عملیات رابرای ادغام مردم غیرفارسی زبان هدایت کردند.
- sa=X&oi=book_result&ct=result&resnum=۱۰#v=onepage&q=&f=false یک نمونه از فارسی سازی اردو sicaspi ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۱:۳۱ (UTC)
بفرمایید این هم مطلبی از سازمان پناهندگان ملل متحد: Iran has an official policy of 'Persianization' which puts at risk rights to cultural and linguistic heritage. --sicaspi ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۱:۳۵ (UTC)
- این مقاله حذف نباید بشود بلکه باید از لحاظ منبع غنی شود.هیچ اجباری در فارس شدن کسی نمیبینم.اجبار یعنی وادار کردن شخصی به انجام کاری بدون آنکه وی بخواهد.جناب سیکاسپی آیا شما را کسی وادار کرده فارس شوید؟؟در این مقاله چند قسمت است :یکی گفتههای چند نویسنده و ادعای اینکه این گفتهها در راستای هدفی بوده و ادعاهای این نویسندگان خودش اثبات نشده مثلا فقیر سازی مناطق مختلف ایران.یکی دیگر هم تغییر اسامی که بیشتر این به فارسی سازی میخورد و با تغییر اسامی مردم آن شهر فارس نمیشوند.همانطور که سالها بودن نام اردبیل که غیر ترکی است یا حتی بادکوبه که تبدیل با باکو و باکی شدهاست باعث غیرترک شدن مردم آن نواحی نشده.پس اسم فارس سازی اجباری برای تغییر اسامی اشتباه است.همچنین نه تنها اسامی کردی بلکه اسامی بلوچی و گیلکی و تالشی نیز تغییری نیافتند و این خود میتواند دلیلی بر ایرانی سازی باشد.بقیه گفتهها مثل خوزستان و قزل اوزن را نیز جناب نپاهشگر گفتند تغییراتشان بر چه اسا بوده.دلیل تغییر نیافتن باقی اسامی مثل ساوج بولاغ٬ترک آباد٬قره چمن و بسیاری از روستاهای استان خوزستان و خراسان و آذربایجان نیز اگر قرار بر فارسی سازی بوده و آنها تغییری نیافتند باید روشن شود.-- iroony ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۱:۳۸ (UTC)
- ببینید من اصلاً کاری با این چیزها ندارم، اسم عوض کردن که مهم نیست، حتماً هم لازم نیست دولت از قصد کاری کرده باشد، گزارش سازمان ملل را ببینید، مساله این است که شرایط طوری شده که بسیاری از فرهنگها با اقداماتی در معرض انقراض قرار گرفتهاند. بعد شما که من را نمیشناسید. لازم نیست من حتماً خودم درگیر این موضوع باشم تا اینها را بنویسم. --sicaspi ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۱:۴۵ (UTC)
شما چه طور میگویید با ایرانی سازی ادغام بشود؟! اقلیتهای قومی که در ایران زندگی میکنند، ایرانی هستند، چه معنا دارد کسی بخواهد ایرانی بسازد شان؟! آنها ایرانیان غیر فارس اند. آنها ممکن است فارسی شوند، ولی ایرانی که هستند، لازم به ایرانی سازی شان نیست! در این شک دارید؟ --sicaspi ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۱:۴۰ (UTC)
-
- من میگویم ایرانی سازی با فارس سازی ادغام شود نه بلعکس.ایرانی واژهای عام است.یک پشتون هم ایرانی است(جزو اقوام ایرانیتبار محسوب میشود).این مطلب از سایت پناهندگان سازمان ملل بسیار جالب است باید در مقاله قرار داده شود.جناب سیکاسپی اگر شما گیلک هستید و زبانتان با فارسی هم ریشه و بسیار شبیه٬من ترک خلجم و زبان ترکی خلجی تقریبا منفجر شدهاست و هچ چیزش با فارسی مشترک نیست.کسی من را مجبور به فارس شدن نکرده و نمیتواند بکند.همانطور که اینهمه سال نژاد پرستی در ترکیه کردها را مجبور به ترک شدن نکرده.فقط محدودیتها باعث میشود زبانهای دیگر کم کاربرد شوند اما از بین نمیروند.کسی در خانه و خیابان نمیآید بگویید غیر فارسی حرف زدن ممنوع.-- iroony ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۱:۵۱ (UTC)
- به نظر من هیچ زبانی منقرض نمیشود مگر گویشورانش کم شوند.وقتی در گیلان همه با هم گیلکی حرف میزنند و در تبریز همه ترکی پس معلوم است ۸۰ سال که سهل است ۸۰۰ سال هم نمیتواند زبانی را از بین ببرد.زمانی فارسی حرف زدن در ایران جرم داشت اما فارسی از بین نرفت.اگر مهاجرتهای اجباری در کار بود و مثلا چند میلیون نفر از قومی وارد محدوده قومی دیگری میشدند بله احتمالا به مرور زمان زبان آن قوم دیگر به مرز انقراض میرفت مثل خلجی که به خاطر اختلاط سرزمینشان با دیگر اقوام زبانمان در آستانه افسانه شدن قرار گرفته.حتی در چین برای تغییر زبان منطقه اویغورستان چینیها به آن محدوده کوچانده شدند و اگر چینی سازی با تغییر اسامی آنجا و رسمی نشدن اویغوری انجام شدنی بود هیچ وقت چندین میلیون چینی کوچانده نمیشدند.-- iroony ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۲:۰۱ (UTC)
موافق، «فارسسازی» سرشناس نیست. و گذشته از آن مقاله جانبدارانه نوشته شده است. --Wayiran (ب) ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۵:۳۸ (UTC)
- اگرچه خسته شدم از نوشتن این عبارت ولی باز هم مینویسم با توجه به منابع داخل مقاله فارس سازی سرشناس است، اگر من میخواستم واسه این فرایند واژه بسازم فارس گردی یا فارسی دیسی میساختم اما چون اصطلاح فارس سازی سرشناستر است مقاله با این نام در ویکی پدیا آمدهاست. نکته بعدی اینکه برای بی طرفانه کردن مقاله حذفش نمیکنند.--هریوا ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۶:۲۶ (UTC)
دوستانی که هی انگ عدم سرشناسی را به مقاله میزنند یک بار بروند جستجوی گوگلی رو برای هم فارس سازی و هم ایرانی سازی آن هم با کوتیشین که عین عبارت جستجو بشه رو بزنند. بعد بیان این ادعا رو بکنند نتیجه واسه فارس سازی بیش از دو برابر ایرانی سازی است. ولی من باز هم مطمئنم که بازم خواهند گفت سرشناس نیست بدون اینکه دلیلی آورده بشه در مقابل این همه دلیل و مدرک برای سرشناسی. حق الانصاف که این دیگه از پنهان کردن خورشید با دوتا انگشت هم گذشته. اگه هزار تا رای موافق هم اینطوری بدون سند داده بشه در نتیجه نظرخواهی به حساب نباید بیاد و نخواهد آمد.--هریوا ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۶:۲۶ (UTC)
یک توضیح داده شود. آن منبع که جناب Sicaspi گفتند از سازمان ملل نیست. بلکه از UNPO نقل قول کردهاست و [۳] و UNPO هیچ نوع وابستگی به سازمان ملل ندارد (بجز شباهت نام). من هم اهل سانسور نیستم ولی مرکزگرایی را نمیتوان با «فارس-سازی» یکی دانست. بلکه تقویت زبان فارسی جزوی از مرکزگرایی (از دوران مشروطه) بودهاست. بنابراین مرکزگرایی و تدریس زبان فارسی در ایران رانمیتوان مساوی با «فارس-سازی» دانست. وگرنه چنین چیزی را در فرانسه و آلمان و انگلیسی و غیره نیز وجود داشتند. فارس به معنی علمی و تاریخی همان معنی ایران/ایرانی دارد چنانکه ابوریحان بیرونی خوارزمیان را شاخهای از پارسیان میداند و همچنین راوینی ترجمه-گر مرزبان-نامه زبان طبری را «فرس قدیم» مینامد و یا سفرنامهها لکها/کردها را «فرس-قدیم» خواندند و یا ابن بطوطه پشتوها/افاغنه را قومی از پارسیان میداند. اگر منظور ولی رسمی شدن و تدریس زبان دری (یا فارسی-دری) در دوران پهلوی بخاطر میباشد این نکته را میتوان در مقاله «ناتیونالیسم نوین ایرانی» یا چنین عنوانی توضیح داد. مقاله کنونی (که من موافق حذفش هستم) مغرضانه نوشته شدهاست زیرا زبان فارسی زبان رسمی در انقلاب مشروطه نصب میشود و البته با روند زمان گویشهایی و زبانهایی بخاطر ارتباطات و مرکزگرایی centralization کمرنگ میشوند. ولی این را نمیتوان «فارس-سازی» دانست بلکه آن را باید گسترش زبان فارسی در رابطه با ناتیونالیسم نوین ایرانی دانست. یا میتوان آن را در مقاله به نام ناتیونالیسم نوین ایرانی ادغام کرد. دکتر تورج اتابکی مقاله خوبی در این مورد دارند که برخلاف متن کنونی بسیار علمی است. [۴] و همانطور که میبینید عنوان مقاله Iranian nationalism میباشد. بنابراین بهترین گزینه برای این مقاله همان ناتیونالیسم در ایران (در دوران قاجار و پهلوی) است و دکتر تورج اتابکی بی-طرفانه این موضوع را تحلیل نمودند. یعنی میتوان مقاله «فارس-سازی» را به دو مقاله جداگونه انتقال داد. یکی ایرانی-سازی که به سلاسلی مانند سلجوقیان و غزنویان و نفوذ فرهنگ مشترک ایران در هند و قفقاز و ترکیه و بالکان و غیره اشاره میکند و زبان فارسی زبان فرهنگی این منطقه عظیم بود. دومی را نیز میتوان به مقالهای به نام «ناتیونالیسم ایرانی در زمان قاجار و پهلوی» انتقال داد که بخشی از این ناتیونالیسم همان تحکیم و گسترش زبان فارسی (از دوران مشروطه) میباشد و روشنفکران این ناتیونالیسم کسانی مانند آخوندزاده و کرمانی و غیره هسنتد. اما بدون در نظر گرفتن چگونگی برخاست این ناتیونالیسم که در اینجا شرح داده شدهاست: [۵] مقاله کنونی اصلا در سطح یک دانشنامه نیست. --Nepaheshgar ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۶:۳۷ (UTC)
-
- شما که صحبت علمی می فرمایید، بد نبود یک بار جستجو می فرمودید تا دیگر نگویید کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد ربطی به سازمان ملل ندارد!! این مطالب هم تنها به این دوره های تاریخی که فرمودید منحصر نمی شود.--sicaspi ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۹:۵۹ (UTC)
ممنوع از اینکه توضیحات تان را مستند ارائه کردید. در مورد کاربرد فارس بجای ایرانی من منکر آن نمیشوم. اما اصطلاحها در طول تاریخ تغییر معنی میدهند. در حال حاظر فارس نام یک قوم است و زبانش هم فارسی است. البته قومهای دیگری هم هست که زبانشان فارسی است (هزارهها). اکنون هم تعریف ایرانی تغییر کرده و هم تعریف رسمی فارس، مثلا من که فارس هستم اما زادگاهم هرات در دویصت کیلومتری مرز کشور ایران پیش اهل فرهنگ چون ویکی نویسان میتوانم به حق بگویم ایرانی هستم. اما وقتی وارد ایران میشوم در فرودگاه مهرآباد باید بگویم افغانستانی هستم. نمیتوان بگویم ایرانی هستم. ویکی پدیا برای زمان حاظر باید این ملاحضات را داشته باشد.--هریوا ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۷:۵۱ (UTC)
-
-
-
- جناب Sicaspi توجه داشته باشند که UNCHR ، یک نقل قول را بعنوان نظرات طرفهای متقابل در گزارش خود درج کرده است . کما اینکه ممکن است هر نظری را بعنوان نقل قول مطرح کرد .در اینجا هم نظر UNPO را مطرح کرده که یک گروه غیر مرتبط به سازمان ملل است و هرکسی که حق ثبت نام در آن را بپردازد ، گزارشهای ثبت نام کننده را بعنوان نماینده یک ملت بدون نماینده درج خواهد کرد . طبعا شباهت بین واژه ها ، شما را به اشتباه انداخته است . UNCHR ، وابسته به سازمان ملل است و چیزی در مورد فارس سازی از سوی خودش اعلام نکرده است ، بلکه عین گفته UNPO را ( در کنار ادعاهای گروه های دیگر ) آورده است و مخصوصا هم اعلام کرده که این ادعای چنین گروهی است . عین متن را می آورم تا خودتان ملاحظه کنید ( پر رنگ کردن از اینجانب است) :
-
-
| « | The Unrepresented Nations and People's Organization (UNPO), an international group that advocates for stateless minorities around the world, claims that Iran has an official policy of 'Persianization' which puts at risk rights to cultural and linguistic heritage. | » |
نوشته است UNPO ، که گروهی است که وکیل مدافع اقلیتهای بدون دولت در جهان است ، مدعی شده که ایران برنامه رسمی ای برای فارس سازی دارد که ..... تازه بنده advocates را بعنوان وکیل مدافع ترجمه کردم تا اعتراضی نشود ، اما بنا به مفهوم ، واژه "مدعی" در اینجا بیشتر معنی دارد یعنی :UNPO ، که گروهی است که مدعی [سخنگویی] اقلیتهای بدون دولت در جهان است ، ادعا نموده که ایران برنامه رسمی ای برای فارس سازی دارد که ...--Alborz Fallah ۲۵ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۵:۱۹ (UTC)
-
-
-
- چه UNPO چه UNCHR، چه فرقی می کند؟ اولی هم معتبر است. حتی اگر وابسته به سازمان ملل نباشد. اصلاً همین که unchr در سایت رسمی خود به آن اشاره کرده، یعنی notable است و نیاز داریم به این مساله پرداخته شود، نظر همه از جمله مخالفان اش هم درج شود. شما می گویید چون عده ای مخالف وجود این مساله هستند، اصلاً نباید در ویکی جایی داشته باشد. حال این که همین که گزارش شده کافیست که مقاله داشته باشد. در مورد اردو هم که هیچ ربطی به ایرانی سازی ندارد چیزی نفرمودید. sicaspi ۲۷ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۹:۱۱ (UTC)
-
-
در پاسخ به دوست گرامی hariva. ببینید ناصر خسرو در سفرنامه مینویسید: "و من در همه زمين پارسی گويان شهری نيکوتر و جامع تر و آبادان تر از اصفهان نديدم". اما اگر تحقیق بیشتر کنیم زبان اصفهان در آن دوران فارسی-دری نبوده است زیرا اوحدی مراغه -ای (که پدرش مال اصفهان بود) غزلهایی به زبان اصفهان دارد که با فارسی دری فرق دارند و بازمانده آن زبان کهن را شما میتوانید در نظنز و کلپایگان و دلیجان دریابید. واژه پارس و ایرانی را نمیتوان هرگز برای یک معنی بکار برد و "فارس خواندن" گویشوران پارسی-دری در ایران یک امر تازه-ای است که شاید حتی صدسال هم تاریخ ندارد. شما که از افغانستان هستید (و ایرانی نیز هستید) خوب میدانید که زبان فارسی در افغانستان تنها برای یک قوم نیست. برای نمونه به علاوه تاجیک/پارسی-وانها تمامی هزاره ها و آیماقها و قزلباشها/افشارها و گروه فراوانی حتی از اوزبکها و ترکمنها و پشتوها زبانشان فارسی است. در عین حال گروهی هستند که تاجیک شناخته میشوند (بویژه در چین و بدخشان) ولی زبانشان یکی از زبانهای پامیری بازمانده زبان ایرانی سغدی است. در رابطه با واژه "فارس" هم معنی معینی نیست و برای نمونه من خودم را در خارج از کشور ایرانی و persian معرفی میکنم حال خانواده من کرمانشاهی/طبرستانی هستند. در واقع اگر بخواهیم به طور تنگ واژه فارس را معنی کنیم در دوران هخامنشیان همان پارسیان باستان هستند (که امروز نیستند) و در دوران کنونی همان اهالی فارس هستند (حتی قشقایی های ترکزبان). اگر بخواهیم به معنی آنچه در متون اسلامی آمده است بگوییم باز اینجا یعنی مردمان سرزمین ایران بزرگ (شامل ایران و افغانستان و بخشهایی از قفقاز و تاجیکستان) و در دوران دیگر هر ایرانی-زبان را پارسی میخواندند. حتی برخی از شاعران بزرگ مانند قطران تبریزی که زبانشان پارسی (یعنی فهلوی-آذری بوده است) میگویند: "بلبل به سان مطرب بیدل فراز گل-گه پارسی نوازد، گاهی زند دری". در واقع محدود کردن پارسی به گویشوران فارسی-دری تنها یک نوع برداشت از واژه است و این برداشت اولویتی ندارد و حتی مال همین قرن پیش است (و بسیاری هم پیگیری این سیاست بودن یا غربی بودند یا شوروی). اما با پژوهش بیطرفانه در رابطه با واژه پارسی میتوان گفت که همان دو معنای ایرانی-زبان و مردمان فلات ایران (حتی اگر ایرانی-زبان نیز نباشند) را میدهد. چنانکه سفرنامه های اروپایی ها حتی قزلباشان ترکمن را پارسی میخواندند و عثمانیان نیز تمامی شهروندان ایران را عجم (پارسی) میخواندند. به علاوه عجم ما واژه تاجیک را داریم که باز همان معنی ایرانی-زبان را میدهد و در دوران صفوی کاربرد داشت و امروز میبینیم که حتی اهالی ایرانی-زبان چین را تاجیک میدانند و قشقاییها اهالی فارسی-دری زبان و لرها را تاجیک میدانستند. به هر حال اگر به لغتنامه انگلیسی زیر واژه Persian نگاه فرمایید خود میبنیید که چند معنی دارد: [۶] و معنی مورد نظر شما در مقام چهارم قرار گرفته است.--Nepaheshgar ۲۶ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۲:۴۲ (UTC)
موافق تغییر نام همراه با تغییرات کلی و یا ادغام با مقاله دیگر. اتفاقا چند روز پیش کتابی در این زمینه مطالعه می کردم. تحت عنوان:
Nationalizing Iran: Culture, Power, and the State, 1870-1940 By Afshin Marashi Published by University of Washington Press, 2008
نام مقاله قلب واقعیت است. آنچه شما تحت عنوان فارسی سازی نام برده اید. در واقع می توان چیزی بنام «ایران سازی» ، «ملت سازی» باشد. یعنی در دوران پهلوی سعی شد که تعلق به وطن و ایرانی بودن، مفهومی فراتر از مفهوم قومی قبیله ای و ملوک و طوایفی رایج بین دوران غزنوی تا قاجار پیدا کند. یعنی سیاست تقویت یک هویت جمعی مشترک بوده است نه سیاستی بنام فارس سازی. --♦ بهزاد مدرس ♦ ب ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۲:۰۳ (UTC)
موافق موافق حذف - با لغت سازی در ویکی پدیا مخالف هستم. --احسان ۳ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۰:۲۵ (UTC)
مخالف. اختلاف نظر کاربران درباره محتوای این مقاله دلیلی برای حذف آن نیست به خصوص این که این مقاله وجه تاریخی هم دارد. بخشهای زیادی از این مقاله حذف شده. بهتر است لااقل فهرستوار بخشهای حذف شده و دلایل حذف آنها از مقاله درج شود که کاربران در جریان ویرایشهای دخیل در مقاله قرار گیرند. در هر صورت شایسته نیست که این مقاله به دلیل اختلاف نظر کاربران حذف شود. ترانه جوانبخت ۵ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۲:۰۷ (UTC)
- من در وپ:تام مطلبي نوشتم كه شايد كمك تان كند. يك كلمه شما اگر در مورد دلایل حذف بخشهای حذف شده پيدا كرديد، بهتان جايزه مي دهم. يكي دو مورد البته هست كه دارند بحث مي كنند ولي آن قدر منبع دارد كه دليلي براي حذف نباشد. --sicaspi ۵ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۱:۵۹ (UTC)
موافق. منابع نامعتبر و بهشدت جانبدارانه. در مجموع موافق با نظرات البرز فلاح. پیشنهاد ادغام بخشی از مقاله که بیطرفانهتر است با مقاله ایرانیسازی.--آبتین ۷ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۶:۵۸ (UTC)
موافق-حذف شود، نادانشنامه ای.--Sheytoon ۷ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۲:۰۹ (UTC)
موافق-حذف شود، نظر نویسنده مقاله در این مورد که فارسی سازی و ایرانی سازی تفاوتی دارند یا ایرانی سازی واژه درستی نیست را اصلا قبول ندارم. «فارس» عنوانی است که در سال های اخیر آذربایجانی ها به تمامی ایرانیان «غیر ترک» داده اند (مثل کلمه عجم و اعراب) بدون توجه به اینکه این غیر ترک ها از نژادهای مختلف هستند و خود به زبان ها و لهجه های گوناگون صحبت می کنند.Payamy ۱۰ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۲:۲۰ (UTC)
-
- توضیح:البته من هم مثل شما نظرم حذف این مقاله است ؛ اما یک توضیحی بدهم که مایه اشتباه نشود ؛ آن واژه "فارس" که در محاوره معمول ما آذربایجانی ها بکار می رود ، در اصل "فارسزبان" است در مقابل ترکزبان ، که قسمت زبان در هردو واژه حذف به قرینه معنوی شده است ؛ پس در نهایت واژه اشتباهی هم نیست چونکه در مقابل ترکزبانان ، بقیه مردم ایران از زبان مشترک که فارسی است استفاده می کنند و در حقیقت فارسزبان محسوب می شوند.لذا لزوما معنی قائل شدن به "قوم فارس" را ندارد . کما اینکه در بلوچستان ، به کل غیر بلوچ ها ممکن است قجر بگویند و معنی قوم نمی دهد . از این نظر نوشتم که حالا دوستان آن طرفی در مورد گفته شما جبهه نگیرند.--Alborz Fallah ۱۰ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۹:۳۴ (UTC)
- خنده دار است شما كه نظرخواهي نياز نداريد خود تان كل مقاله را نابود كرديد. حالا هم همين اراجيف را مي خواهيد حذف كنيد؟!!! نويسندگان منابع ما همشهري شما نبودند كه اين طور در مورد شان قضاوت مي كنيد و خود تان اعتبار شان را يك تنه زير سوال مي بريد. --sicaspi ۱۰ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۲:۰۰ (UTC)
- علت اصلی حذف ، نئولوژیسم (واژه سازی ) است که در ویکی پدیا ممنوع است . منابعی هم که اشاره می کنید (منابع خارجی )چنین واژه ای را در فارسی رسمیت نمی دهند . بنا بر این تغییر در منابع انگلیسی خدشه ای به ایراد به عدم وجود چنین واژه ای در زبان فارسی وارد نمی کند .--Alborz Fallah ۱۰ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۹:۴۴ (UTC)
- خنده دار است شما كه نظرخواهي نياز نداريد خود تان كل مقاله را نابود كرديد. حالا هم همين اراجيف را مي خواهيد حذف كنيد؟!!! نويسندگان منابع ما همشهري شما نبودند كه اين طور در مورد شان قضاوت مي كنيد و خود تان اعتبار شان را يك تنه زير سوال مي بريد. --sicaspi ۱۰ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۲:۰۰ (UTC)
- توضیح:البته من هم مثل شما نظرم حذف این مقاله است ؛ اما یک توضیحی بدهم که مایه اشتباه نشود ؛ آن واژه "فارس" که در محاوره معمول ما آذربایجانی ها بکار می رود ، در اصل "فارسزبان" است در مقابل ترکزبان ، که قسمت زبان در هردو واژه حذف به قرینه معنوی شده است ؛ پس در نهایت واژه اشتباهی هم نیست چونکه در مقابل ترکزبانان ، بقیه مردم ایران از زبان مشترک که فارسی است استفاده می کنند و در حقیقت فارسزبان محسوب می شوند.لذا لزوما معنی قائل شدن به "قوم فارس" را ندارد . کما اینکه در بلوچستان ، به کل غیر بلوچ ها ممکن است قجر بگویند و معنی قوم نمی دهد . از این نظر نوشتم که حالا دوستان آن طرفی در مورد گفته شما جبهه نگیرند.--Alborz Fallah ۱۰ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۹:۳۴ (UTC)
موافق-- با توجه به بحثها --آرمان ۲۵ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۵:۱۴ (UTC)- موافق حذف. فارس سازى واژه رايج بین ايرانیان نيست، واژه سياسى جديدالتاسيس است. اين قبيل واژه ها ريشه در تبليغات سياسى خاصى دارد. همسان گرائی زبانی در سياست هاى آموزشى صحيح تر است.ojanfar ۳ نوامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۷:۰۷ (UTC)
نظرات
من هنوز در بین نظرات پیشنهاددهندگان حذف دلیلی منطقی و متکی بر قوانین ویکیپدیا برای حذف ندیدهام. اگر چنین چیزی وجود دارد، لطفاً ارائه دهید. --sicaspi ۲۷ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۹:۱۸ (UTC)
- فعلا که کسی مقاله را به بهانه باز نویسی نابود کردهاست. به هر حال من اولین بار است که عبارت "فارس سازی" را میشنوم و با بودن این مقاله با این عنوان مخالف هستم. اما مطالبی که جمع آوری شدهاست شاید بهتر است به عنوانی همچون "یکسان سازی فرهنگی در ایران" انتقال یابد. احتمالا حساسیت درباره این عنوان کمتر خواهد بود و امکان گسترش آن نیز وجود خواهد داشت. -- احسان ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۰:۰۶ (UTC)
- عللی که تا کنون من را متعقاعد کرده:1-چنین واژهای رسمی نیست و مورد مناقشه است.2-منابع مقاله بسیار بسیار ضعیف هستند.3-میتوان اعمال یاد شده را مرکزگرایی خواند.-- iroony ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۰:۳۹ (UTC)
حضرات به همه بخشهای مقاله و همه موضوعات آن توجه نفرمودند. بخشی از این موضوع به ایران مربوط است، فارس سازی در شبه قاره هند به یکسان سازی فرهنگی در ایران چه ربطی دارد آخر؟! این مقاله باید همه موضوعاتی را در بر بگیرد که به تغییر فرهنگ و زبان به فارسی، مربوط است. همان طور که پشتون سازی داریم مثلاً. این که شما نشنیده اید دلیل بر حذف نمی شود بروید قدری تحقیق کنید می بینید. لطف کنید صریحاً متن قانونی را که می فرمایید نشان دهید. واژه رسمی نیست یعنی چه دقیقاً؟ مورد مناقشه بودن دلیل بر حذف نمی شود، همه مقالات ویکیپدیا مگر فاقد مناقشه اند؟ نام فعلی گویا ترین نام است. --sicaspi ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۰:۰۳ (UTC)
- نظر
بحث جالبیست!!! اول باید یک نکته رو خدمته دوستان عرض کنم که هر واژه دارای بار معنایی متغییری در طول تاریخ است مانند واژه مزخرف که دارای بار معنایی مثبت در طول تاریخ تا عصر مشروطه بوده ولی بعد از جنبش و انقلاب مشروطه دارای بار معنایی منفی شده. واژه ی فارس یا پارس هم از این قاعده به دور نیست. فارس را در طول تاریخ تقریبا به تمام مردم فلات ایران میشود تعمیم داد ولی فارس امروزی را نه! مقاله Persianization در ویکی انگلیسی، هم ایرانی سازیست هم ایرانی شدن و هم فارس سازی در قرن 20 (یکسان سازی فرهنگی).
من با یکی شدن ایرانی سازی و فارس سازی مخالفم ولی محتوای مقاله فارس سازی مغرضانه است و باید تغییر کند. شاید بهتر باشد یک سان سازی فرهنگی در قرن 20 نامیده شود.
اقدامات یاد شده به عنوان فارس سازی، بخشی از پروژه تشکیل یک دولت-ملت(Nation-State) و آرمان آن در انقلاب مشروطه، از روی مدلهای حکومت مرکزی قدرتمند در فرانسه و انگلستان عصر پسافئودالیسم یا بورژوایی بوده است.
اقدامات پشتونها را در افغانستان، پشتونسازی گویند که خیلی با فارس سازی دوستان تفاوت دارد.--Arashase ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۳:۰۶ (UTC)
به نظر من برای ایرانی شدن برخی اعراب، ترکان و مغولان در طول تاریخ را باید ایرانی شدن نوشت.--Arashase ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۳:۳۳ (UTC)
بنظر من مقاله persianization در ویکی انگلیسی هم ایرانی شدن برخی اعراب، ترکان و مغولان در تاریخ است هم اقدامات قرن 20 برای یکسان سازی فرهنگی جهت تشکیل یک دولت ملی در مرکز. ولی دلیلی ندارد چون در ویکی انگلیسی یکی هستند، ما نیز این دو(یا شاید این سه!) را درون یک مقاله بگنجانیم.--Arashase ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۳:۴۳ (UTC)
من شدیدا با حذف این مقاله مخالفم نه اینکه پدیدآورنده مطلب باشم بقول دوستمان هریوا با سانسور و یا تکذیب واقعیت مسایل حل نمیشوند حقاقیق فارس سازی پیش روی ماست این مبحث تکمیل نشده است دهها بار در اینجا و در قسمت بحث گفته ام که اجازه دهید این مبحث تکمیل شود وقتی به درجه ای از کمال رسید تصمیم بگیرید دوستان عزیز تصمیم گیری در مورد این مقاله محکی برای حقیقت خواهی شماست اگر اسم مقاله مساله ساز است که به نظر من نباید باشد ولی با اینحال با انتقال آن به یکسان سازی فرهنگی در ایران و یا هر چیز دیگری هم موافقم اما وقتی شاه مملکت خود شوونیسم حاکم در دستگاه حکومتیش را تایید میکند ما نمیتوانیم منکر آن شویمR.bozqurd ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۸:۰۷ (UTC)
پیشینه تاریخی
من نیز اهل سانسور نیستم ولی شما دارید واقعیت را وارونه نشان میدهید. ریشه ناتیونالیسم نوین در زمان قاجار و نه پهلوی آغاز میشود. افرادی مانند آخوندزاده تندترین حملات را بر ضد اعراب انجام میدهند. برخی از مورخان سعی کردند که قاجاریه را به تبار اشکانیان برسند و نه ترکان.. (البته این چیز تازه-ای نیست و خود سلجوقیان و غزنویان و ایلخانیان نیز زبانهای ترکی را فراموش کردند و نسبت خود را به ساسانیان رساندند).
اگر نظر شما ولی عنصر زبان فارسی در ناتیونالیسم نوین ایرانی باشد و همان سیاست وحدت-گرا بایست به شما عرض کنم که ریشه این سیاست در تهاجمات عثمانیان به تبریز و ماجرای شیخ خزعل (تجزیه طلبی) و مارشیمون (دنبال آسورستان بزرگ و برای همین شاید پهلویها نامهای آسوری مانند سلماس و ارومیه را در نظر گرفتند و نه بخاطر "فارس-سازی") و همچنین ماجرای سیمکو برای دست-یابی کردستان بزرگ بود. با این حال بود که اندیشمندان آذربایجانی ایرانی خواستار وحدت ملی از طریق زبان فارسی شدند. این ماجرا را به طور واضح و مستند دکتر تورج اتابکی (در مقاه فول پروفسور) نشان میدهند :[۷]. و حتی همان به homogenization یا همسان-گرایی اشاره کردند. ولی تمامی این بحث بایست زیر "ناتیونالیسم نوین ایرانی در زمان قاجار و پهلوی" باشد. زیرا اندیشمندانی مانند افشار و آخوندزاده و غیره همگی در دوران قاجار در این راستان قلم فرساییدند. بنابراین بدون در نظر گرفتن این وقایعهای سیاسی مقاله شما سخت جانبه-دار و یک-طرفه و نامحققانه است. پس بایست چرایی اندیشه های ناتیونالیسم نوین که یک واکنش به اوضاع آن دوران بود در نظر گرفته شود و بدون آن نمیتوان یک مقاله علمی در رابطه با ناتیونالیسم نوین ایرانی در دوران پهلوی و قاجار نوشت. در کل اگر کسی وقت ترجمه کردن این مقاله را دارد [۸] میتوان یک مقاله علمی در رابطه با ناتیونالیسم نوین ایرانی در دوران قاجار و پهلوی نوشت و یکی از عناصر آن هم تکیه بر زبان پارسی است. وگرنه مقاله "فارس-سازی" چیزی بجز یک مقاله سیاسی و غیرعلمی نبود. --Nepaheshgar ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۳:۰۸ (UTC)
ایران سازی هم مثل فارس سازی ناشناخته است
واژه ایران سازی ، گرچه در مقایسه با فارس سازی ، جنبه جانبدارانه ندارد ، اما مثل واژه فارس سازی ، ناشناخته و غیر کاربردی است . دو راه حل وجود دارد : ۱- کاربرد عنوان "همسان سازی فرهنگی در ایران" یا "یکسان سازی فرهنگی در ایران".۲-اختصاص دادن یک زیر عنوان در بحث ایرانی سازی به یکسان سازی فرهنگی در قرن بیستم ، که می تواند نظرات گروه های خاص را در بر بگیرد . --Alborz Fallah ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۷:۳۸ (UTC)
-
- کلا معنی واژه آسمیلاسون هم همین معنی را میدهد.(همانندسازى ،همگون سازى ،درون سازى )-- iroony ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۸:۰۹ (UTC)
- کلمهٔ ایران برای اشاره به شهروند آن یا گروه قومی وابسته به آن به کار نمیرود. میتوان گفت طرف فارس یا ترک یا کرد است. ولی نمیتوان گفت ایران است. بلکه ایرانیاست. بهآفرید ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۸:۲۶ (UTC)
- در جمع ، آن فردی که اولین بار چنین مقاله ای را خواسته که بنویسد ، منظورش مقاله ای بوده در مورد آسیمیلاسیون ( همسان سازی ) فرهنگی اقوام در ایران . چون عنوان، منابع و لحن نامناسبی داشته ، کارش به سیاهه حذف کشیده. حال اگر ویرستاران اتفاق نظر داشته باشند که عنوان "همسان سازی فرهنگی در ایران" ، از نظر دانشنامهای بودن و ارزش اشاره شدن ؛ قابل درج با یک سرفصل مستقل است ، یک سرفصل مستقل به آن بدهیم و اگر نیست ، مستندات مربوط به انرا در یک زیر فصل ایرانی سازی درج کنند و بگویند برداشت عده ای هم چنین است و چنان . --Alborz Fallah ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۸:۴۵ (UTC)
- کلمهٔ ایران برای اشاره به شهروند آن یا گروه قومی وابسته به آن به کار نمیرود. میتوان گفت طرف فارس یا ترک یا کرد است. ولی نمیتوان گفت ایران است. بلکه ایرانیاست. بهآفرید ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۸:۲۶ (UTC)
- کلا معنی واژه آسمیلاسون هم همین معنی را میدهد.(همانندسازى ،همگون سازى ،درون سازى )-- iroony ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۸:۰۹ (UTC)
فارس سازی جانبدارانه است؟! می شود توضیح بدهید؟ شما دست از این برنمی دارید که یک بخش از موضوع را بزرگ کنید و جای کل آن جلوه بدهید. همسان سازی فرهنگی در ایران تنها بخشی از موضوع است. فارس سازی در شبه قاره هند و فارسی سازی اردو چه ربطی به این دارد؟ این نام گویاترین و کوتاه ترین نام مقاله است و هیچ مشکلی ندارد. --sicaspi ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۰:۳۲ (UTC)
-
- به نظر من فارس سازی معنی و تعریف دقیقی ندارد. در این مدت هم هر کس تعریفی برایش آورده که به نظر خودش درست بوده.آیا تعریفی رسمی از جایی برای فارس سازی موجود است؟؟به نظر من این بحثها به خاطر نبود یک تعریف رسمی که مورد قبول همه باشد از این واژه است.اقداماتی هم که صورت گرفته میتواند فارس سازی یا مرکز گرایی یا همانندسازی قومی و زبانی و فرهنگی نام بگیرد.-- iroony ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۱:۲۸ (UTC)
- منظور تان از این رسمی که مدام تکرار می کنید چیست؟ این همه منبع معتبر آکادمیک آورده شده که این اصطلاح را به کار برده. مگر همه مقالات ویکیپدیا اول یک جایی تعریف شده؟ این چه دلیلی است؟ sicaspi ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۸:۰۰ (UTC)
- به نظر من فارس سازی معنی و تعریف دقیقی ندارد. در این مدت هم هر کس تعریفی برایش آورده که به نظر خودش درست بوده.آیا تعریفی رسمی از جایی برای فارس سازی موجود است؟؟به نظر من این بحثها به خاطر نبود یک تعریف رسمی که مورد قبول همه باشد از این واژه است.اقداماتی هم که صورت گرفته میتواند فارس سازی یا مرکز گرایی یا همانندسازی قومی و زبانی و فرهنگی نام بگیرد.-- iroony ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۱:۲۸ (UTC)
-
- منبع آکادمیک منظورتان آن خانم اسراییلی هستند؟؟رسمی یعنی سازمانهای بین المللی و استید معتبر دانشگاههای جهانی.-- iroony ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۰:۳۸ (UTC)
- ملیت افراد چه ربطی به نظریات آکادمیکشان دارد؟ استفاده از پسوندهای نژادی در تشبیه افراد، زیبنده نمینماید. --سندباد ۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۱:۰۷ (UTC)
- جناب سندباد با تمام احترام در این مورد خاص بسیار ارتباط پیدا کرده است.به نظرم اسراییلی یک نژاد نیست بلکه یک کشور است.شما از نژاد ایرانی با بسیاری از نژادهای سامی و آفریقایی و اروپایی تشکیل دهنده اسراییل شدهاید برای همین من حتی با لفظ دولت نژاد پرست اسراییل که ورد زبان حکومت ایران است کاملا مخالفم.-- iroony ۵ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۳۶ (UTC)
- منبع آکادمیک منظورتان آن خانم اسراییلی هستند؟؟رسمی یعنی سازمانهای بین المللی و استید معتبر دانشگاههای جهانی.-- iroony ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۰:۳۸ (UTC)
- در توضیح برای بهافرید منظور از «ایران» در «ایران سازی» اطلاق دادن ایران به یک قوم نیست. منظور تلاشی است که در قرن ۲۰ برای تعریف یک State-Nation به مفهوم مدرن در در ایران انجام شد.
- می دانید که برای قرنها در ایران بخصوص بعد از حمله مغول، مفاهیم قومی/ ایلی/ ملوک الطوایفی، مفهوم وطن / ایران/ و ایرانی بودن را تا حدودی تحت الشعاع قرار داده بود. از اواخر دوران قاجار سعی در تقویت وجه ملی کشور و ایرانی بودن و در عوض، کمرنگ کردن وجه ملوک الطوایفی/ایلی کشور شد. این کار با تاکید بر هویت مشترک فرهنگی (از جمله زبان فارسی به عنوان زبان رسمی در تاریخ فلات ایران و وحدت بخش کل ایران)، و تاکید بر هویت مشترک تاریخی ایرانیان بود. حال نامیدن این اقدامات تحت عنوان «فارس سازی» و یا «فارسی سازی» قلب واقعیت و جانبدارانه است. فارس=ایرانی نیست. اگر بخواهیم عنوان درست تر پیشنهاد کنیم باید "همسان سازی فرهنگی در ایران" و یا ملی گرایی نوین و یا همانگونه که اول پیشنهاد دادم «ایران سازی» (به مفهوم ساختن دوباره مفهون وطن و کشور به معنی مدرن» انتخاب شوند.--♦ بهزاد مدرس ♦ ب ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۷:۲۴ (UTC)
-
- این چیزهایی که گفتید خوب است بهشان پرداخته شود ولی بخشی از این مقاله بخصوص مربوط به پیاده شدن سیاست ایرانی=فارس است و به آثار آن می پردازد. دقت کنید که این همه مقاله نیست. این چیزهایی که شما می گویید یک چیز دیگر است. شما بروید برای این چیزهایی که می گویید یک مقاله دیگر بسازید برای ایران سازی. فارسی سازی اردو چه ربطی به این چیزهایی دارد که می گویید؟ اول مقاله را دیگر تغییر ندهید بروید یک مقاله دیگری برای آن بسازید. --sicaspi ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۸:۰۰ (UTC)
ادامه نظرات
بقول دکتر ماشاالله آجودانی، انقلاب مشروطه 3 شعار اصلی داشت یعنی استقلال،آزادی و مدرنیزاسیون برای ایران. آزادی که هیچگاه بدست نیامد.
مدرنیزاسیون هم که با راه آهن، کارخانجات و جاده ها تغریبا بدست آمد.
اما برویم سر بحث استقلال که روشنفکران آن دوران تبلور استقلال را در حکومت مرکزی قدرتمند و مملکتی یکپارچه میدیدند که در راستای این هدف بسیار مترقی(البته نسبت به زمان) دست به اقداماتی جهت یکدست سازی فرهنگی زدند که اقدامات آنان در جهت این آرمان موضوع گفتمان دوستان شده است.
در مترقی بودن این آرمان یعنی تشکیل یک نیشن-استیت در ایران جای هیج بحثی نیست اقداماتی که در پی رسیدن به این آرمان شد بعدا بحث برانگیز شد.
واژه ی فارس سازی اصطلاح مناقشه سازیست که زیاد هم برازنده ی این اقدامات نیست چون با اقدامات مشابهی که در دیگر کشورها جهت تسویه قومی شد مانند کشتار ارامنه در عثمانی یا پشتون سازی در افغانستان و... هیچ وجه مشابهتی ندارد.
به نظر من نام این مقاله را به ملیگرایی نوین ایرانی و همسانسازی فرهنگی تغییر دهیم بهتر است. --Arashase ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۲:۱۴ (UTC)
-
- به نظر من هم این اسامی بد نیست.فارس سازی دقیقا منطبق بر این اقدامات نیست.مثلا فارس سازی رکن اساسیاش باید جابجایی اقوام و جایگزینی آنها با فارسها باشد و با نام تغییر دادن نام شهرها یا کم کاربرد کردن زبانها فارس سازی بسیار ناقص است.-- iroony ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۴:۵۱ (UTC)
- رکن اساسی را بروید در گزارش دیده بان حقوق بشر ببینید. --sicaspi ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۸:۳۵ (UTC)
- به نظر من هم این اسامی بد نیست.فارس سازی دقیقا منطبق بر این اقدامات نیست.مثلا فارس سازی رکن اساسیاش باید جابجایی اقوام و جایگزینی آنها با فارسها باشد و با نام تغییر دادن نام شهرها یا کم کاربرد کردن زبانها فارس سازی بسیار ناقص است.-- iroony ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۴:۵۱ (UTC)
هر وقت ویکیپدیای انگلیسی Persianization را Iranization کرد ما هم منتقل می کنیم. در کاربردهای معاصر ایرانی سازی بی معناست. امروزه ما فارس سازی داریم. --sicaspi ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۸:۳۵ (UTC)
-
- عجب نمیدانستم ما دنباله روی ویکی انگلیسی هستیم!!!!خوب شد این را هم فهمیدیم از این به بعد باید منتظر بمانیم ببینیم ویکی انگلیسی چه میگوید تا برای ما نیز خود به خود دستور صادر گردد.-- iroony ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۰:۳۵ (UTC)
- جدی می گویم برای قرن بیستم اگر Persianization ایرانی سازی باشد، خوب می نوشتند Iranization. پس اسن کاربردی که ما م گوییم فارس سازی نام دارد نه ایرانی سازی. --sicaspi ۳ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۹:۲۰ (UTC)
- به چه اساس میگویید؟؟این میشود و آن نمیشود؟؟ما Persian cat داریم به معنی گربه ایرانی نه گربه فارسی.-- iroony ۳ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۱:۵۹ (UTC)
- آخر چه معنی می دهد؟ آن Persianization که به معنی ایرانی سازی اسلام و مغولان و یونانیان و ... در عهد داریوش و ... است، مربوط به قرن بیستم نمی شود که! در قرن بیستم در درون کشور ایران، بین اقوام ایرانی، یک فرآیندی برای تبدیل ایرانیان غیرفارس به فارس، وجود داشته، که موضوع این مقاله است، به اندازه کافی هم برای اثبات این موضوع منبع آورده شده. sicaspi ۳ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۲:۱۸ (UTC)
- اولا من بارها گفتم باز هم میگویم ما قرار نیست برای فرآیندی اسم بگذاریم.ما در قضیه مقالات دایناسورها چنین مشکلی را داشتیم که کاربری برای دایناسورها نام فارسی انتخاب میکرد و کاربری دیگر میگفت این کار ما نیست.من هم با وی موافق بودم.کار ما این نیست که نتیجه بگیریم.اقدامات انجام شده لزوما فارس سازی نبود بلکه بسیاری از گویشهای فارسی نیز در این میان کمرنگ شد یا از بین رفت با آنکه فارس بودند.برای همین میگوییم نام مرکز گرایی بیشتر زیبنده است.به نظر من هیچ کدام از منابع نشانگر فرآیندی برای تبدیل غیرفارسها به فارس نیست.تغییر اسم٬رسمی نشدن زبانهای محلی ٬ نداشتن رادیو و تلوزیون به زبان محلی و همینطور ادعاهای بی پایه اساسی مثل فقیر کردن نواحی مرزی و ثروتمند کردن نواحی مرکزی که فارس هم هستند و دیگر موارد نشانی از تغییر اجباری غیرفارسها به فارس نشان نمیدهد و تماما استنباط شما از این قضایاست و میتواند علل دیگری داشته باشند هر یک.در ازبکستان روی کارتهای شناسایی قومیت افراد هم درج میشود و به گفته خود تاجیکها کارهای رسمی به غیرازبکها سختر داده میشود ولی نمیتوان گفت پس با این ترتیب ما میتوانیم اسمش را ازبک سازی بگذاریم مگر اینکه شخص یا ارگان معتبری و بی طرفی این نام را اعلام کند.به نظر من هیچکدام از اعمالی که با عنوان منابع بسیار زیاد دائما از آن یاد میشود برای من نوعی استنباطی از فارس سازی نمیآورد.بیشتر یکسان سازی را متصور میشود مثلا در اراک با اینکه گویش اراکی یکی از گویشهای زبان فارسی بود اما از بین رفته.با اینکه اگر قرار بر فارس سازی بود باید این گویش به عنوان یکی از گویشهای زبان فارسی تعمیم داده میشد.همچنین از واژه پرشین نیز نمیتوان مشخصا فارس برداشت کرد چون در انگلیسی پرشین معنی ایرانی را هم میدهد و ایرانی سازی تنها میتواند محدود به دوران باستان نباشد و ایرانی سازی به معنی یکسان و یکدست کردن ملت نیز باشد همانطور که میبینید هنوز قومگرایان از واژه ملت برای مردم خودشان استفاده میکنند پس دولت تصمیم گرفته درست یا غلط تفاوتی که باعث ایجاد این حرف شده را با یکسان سازی از بین ببرد و ملتی واحد بوجود آورد همانطور که کلید این کار در زمان حکومت ترک قاجار زده شد و آنها زبان فارسی را انتخاب کردند و حتی در بسیاری از مناطق مردم عامی میپنداشتند قاجارها فارس هستند و هنوز مثلی در بلوچستان هست که میگویند امان از فارس قاجار.با توجه به اینکه کشوری که دارای مردمی یکدست باشد قوی تر خواهد بود این کار حکومتهای دیکتاتور ایران طبیعی مینماید که زبان یکی از اقوام که اکثریت هستند از نظر دولت و زبانشان با بیشتر زبانهای دیگر ایران خویشاوندی دارد و غرب نیز ایران را با تاریخ آن قوم میشناسد و کشور قدرتمند دیگری در منطقه داعیه رهبری آن زبان را ندارد انتخاب نماید تا آن را زبان رسمی ایران کند و سعی کند با آن مردمش را یکدست کند.-- iroony ۵ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۶:۳۷ (UTC)
- نگاه کنید، ما کاری نکردیم، ما اسمی انتخاب نکردیم، ما به منابع مختلف و معتبر نگاه کردیم و دیدیم به چنین پدیده ای چنین نامی اطلاق کرده اند. بعضی از چیزهایی که می گویید را هم من اصلاً ادعا نکرده ام. من از اصل وجود قضیه دفاع می کنم و چیزهایی که خودم نوشته ام. --sicaspi ۵ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۰:۳۷ (UTC)
- خوب منابعی که معرفی شد برای نامش یا انگلیسی بود که ما بر سر ترجمه پرشین به فارس یا ایرانی به نتیجه نرسیدیم یا منابعی بود به زبان فارسی که اعتبار اشخاص آن به کلی رد شد مانند خانم شفر.-- iroony ۵ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۳۸ (UTC)
- خوب من چه کار کنم به این نتیجه نرسیدید که persian در چنین کاربردهایی در آذربایجان قرن بیستم مثلاً، معنی فارس می دهد و آن ها از قبل ایرانی بوده اند و ایرانی کردن شان بی معناست؟ این که مثل روز واضح است. شما می گویید هرچه persianize به کار رفته، به معنی ایرانی کردن است و اصلاً زحمت بررسی را هم به خود تان نمی دهید. ترجمه که کار حضرت فیل نیست. sicaspi ۵ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۲:۰۱ (UTC)
- باشد قبول شما بنویسید بعد هم در منبع توضیح دهید که چون مثل روز برای نویسنده روشن بوده پس برای مخاطب هم باید مثل روز روشن باشد!!!!!!!!!!!من چه کار کنم که برای شما معنی فارس میدهد؟!!در ضمن اینجا حضرت فیل ویرایش نمیکند اینجا به حضرت فیل منبع هم نمیدهند اینجا فقط از روی منابع مینویسند.اگر این حرف را یک تازه وارد میزد قابل قبول بود ولی شما که با ویکی آشنایید و میدانید برای سفیدی برف نیز منبع لازم است چرا؟؟-- iroony ۶ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۲:۲۰ (UTC)
- ای بابا. لازم نیست ثابت کنیم شب سیاه است. شما برای من این را ترجمه کنید. ببینم چه می گویید. --sicaspi ۶ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۲:۵۸ (UTC)
- ای بابا خسته نباشید جناب سی کاسپی!!دقیقا باید حتی ثابت شود شب سیاه است چه برسد به ترجمه یک لغت از انگلیسی به فارسی.شما به من جواب دهید اگر پرشین یعنی فارسی پس چرا پرشین کت نمیشود گربه فارسی؟؟
- من هرگز نگفتم پرشن همه جا می شود فارسی. این کلمه بعضی جاها معنی فارسی می دهد بعضی جاها ایرانی. فرق این دو هم با سیاق متن مشخص است. وقتی در کنار افراد و اقوام غیر ایرانی به کار برود، معنی ایرانی می دهد، و وقتی درون مرزهای کشور ایران به کار برود معنی فارس می دهد. منابعی که من آوردم همه از نوع دوم اند. اگر هر persian ای که هرجایی به کار رفته را قرار بود بیاورم که الآن اینجا منبع باران بود. من دانه دانه گشته ام خوانده ام هرجایی که منظور دوم بوده آورده ام. این هم ترجمه است، ترجمه منبع نمی خواهد چنان که بسیاری منابع غیرفارسی آورده شده، و منبع برای این نیاورده اند که مثلاً britain می شود بریتانیا. --sicaspi ۶ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۶:۴۹ (UTC)
- این تقسیم بندی شما بر طبق چه منبعی است؟؟میگویید منظور دوم بود خوب شما باید مدرک بیاورید که این تقسیم بندی جایی انجام شده باشد وگرنه باید در منبع بنویسید خودم!!هر ترجمهای منبع نمیخواهد نه کلا ترجمه.اگر نمیشناختمتان میگفتم کاملا تازه وارد هستید.شما میگویید از مطلب معلوم است خوب شاید شما اینگونه از مطلب برداشت کردید و کسی دیگر جور دیگر برداشت کند بر چه اسا میگویید برداشت شما صحیح بوده و دیگری اشتباه؟-- iroony ۶ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۳۷ (UTC)
- این تقسیم بندی نیست. یک مساله واضح زبانی است. شما چه برداشتی از این جمله می کنید: Iran has an official policy of 'Persianization' which puts at risk rights to cultural and linguistic heritage. UTC)
- عجب نمیدانستم ما دنباله روی ویکی انگلیسی هستیم!!!!خوب شد این را هم فهمیدیم از این به بعد باید منتظر بمانیم ببینیم ویکی انگلیسی چه میگوید تا برای ما نیز خود به خود دستور صادر گردد.-- iroony ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۰:۳۵ (UTC)
-
- تحقیق دانشگاه تورنتو: throughout the processes of assimilation, ‘the classroom’ served as the engine of the dominant group’s assimilationistmachinery,constantly receiving Turkic, Kurdish, Baluchi and Arab bodies only to turn them into new Persianised individuals.
-
- [The state machinery was used to Persianize non-Persians http://books.google.com/books?id=VlyCpbY9_QQC&pg=PA232&dq=persianization#v=onepage&q=persianization&f=false] اگر در ترجمه این متن هاابهامی دارید، من هم در خوب بودن انگلیسی شما شک می کنم. ما تفسیر قرار نیست بکنیم، ترجمه می کنیم.
--sicaspi ۷ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۹:۳۷ (UTC)
-
- جناب سی کاسپی ما میگوییم نر است شما میگویی بدوش!!!پس به سلامتی شما ترجمه کردید و واژه جدیدی به فارسی اضافه نمودید درست است؟؟در ضمن جوابتان را جناب نپاهشگر در بحث فارس سازی دادند.منابعتان سخت نامعتبرند.-- iroony ۷ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۶:۱۵ (UTC)
-
-
-
- مسئله واضح زبانی که شما اشاره می کنید ، بازتاب گزارش سازی گروه های خاص است ، یعنی گروه خاص گزارش ساخته برای منبع خارجی ، یا اصلا در سایت خودش آورده است ، آنوقت شما دوباره از سایت انگلیسی آن یا نقل قول ذکر شده بازترجمه کرده اید بعنوان دلیل . اما بیاید اصلا فرض کنیم که شما درست می گویید و واژه Persianization در منابع انگلیسی بعنوان مفهوم فارس سازی بکار رفته است ؛ باز این دلیل نمی شود که در ویکی پدیای فارسی آنرا اختراع کنیم . بسیاری از مفاهیم ممکن است - البته تنها ممکن ! - در زبان انگلیسی وجود داشته باشد ، اما ترجمه مفهومی آنها محلی در ویکی پدیای فارسی نداشته باشد .[Big apple http://en.wikipedia.org/wiki/Big_Apple] یا سیب بزرگ ممکن است از نظر مفهومی در زبان انگلیسی کاربرد داشته باشد ، اما در فارسی ندارد و نمی توان با اتکا به وجود این مفهوم در منابع انگلیسی ، ادعا به کاربرد در زبان فارسی کرد.--Alborz Fallah ۷ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۶:۱۷ (UTC)
-
-
ادامه نظرات
من چند روز نتونست به ویک پدیا سربزنم. الان که اومدم می بینم یک عده آدم عقده ای [...] تر زدن به اون مقاله پر از منبع ، توی این چند سالی که توی ویکی بودم مثل الان اینقدر از رفتار جانبدارانه بعضی ها اعصابم داغون نشده بود. گور پدر ویکی پدیا ، میخواهید برید هر جا دوست داشتید شکایت کنید از حرفای من . برام مهم نیست. ویکی پدیا داره به [...] کشیده میشه از این همه [...]کاری بعضی ها. من که دیگه دوست ندارم اینجا باشم و [...]کاری های بعضی هارو جمع کنم. عزت زیاد.--هریوا ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۹:۰۵ (UTC)
- من هم نمی دانم چی شد یک دفعه طبق میل خود شان آمدند کل آن را تغییر دادند، انگار نه انگار داریم سر نام مقاله بحث می کنیم، آن وقت برای خود شان آمده اند یک چیز جدیدی را قاطی کرده اند به اسم ایران سازی و کل مطالب قبلی را حذف کرده و مطالبی نامربوط به این مقاله را جایگزین نمودند. شما صبر داشته باشید و پایمردی. --sicaspi ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۹:۱۴ (UTC)
- منبع، باید واجد صفات خاصی باشد.اتفاقا اگر متوجه این مطلب بشوید ، خدمت خوبی به ویکی پدیای فارسی شده است .مثال : آقای X می گوید سیب برای نفخ معده خوب است . آقای Y ادعا می کند که آقای X برای قصد و غرض خاصی ( مثلا فروش یک انبار سیب که دارد)، اطلاعات دروغ داده که سیب فلان خاصیت را دارد . سعی کنید که بفهمید ، منبع آوردن برای ادعای Y این نیست که ثابت کنیم X در مورد سیب و نفخ مطلب گفته است ، بلکه باید منبعی بیاوریم که حرف Y را تایید کند . آن چیزی که در ذهن عده ای بدیهی است ، در ذهن دیگر افراد بدیهی نیست . در اینجا هم در ذهن بعضی ها ، این یک مسئله بدیهی است که فارسی سازی نام فلان محل ، چیزی است بعنوان آسیمیلاسیون فرهنگی ( که از آن بعنوان فارس سازی یاد می کنند ) ؛ و منبع آوردن را در این می دانند که تنها ثابت کنند چنین تغییری ایجاد شده است ، اما منبع قابل قبولی نمی آورند که خود ادعای آسیمیلاسیون را تایید کند. --Alborz Fallah ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۹:۲۶ (UTC)
اگرچه اصلا تمایلی به پاسخگویی ندارم (چون الان اعصابم به هم ریخته و مطمئنم حرفهایی را می زنم که فردا از گفتنش چندان رضایت ندارم.) اما باید خاطر نشان کنم که در ویکی پدیا لازم نیست ثابت شود آقای Y حقیقت را می گوید. اینجا محکمه نیست. مهم واقعیت هایی است که رخ داده.اصطلاح فارس سازی بی شک وجود دارم و منابع مقاله هم همین را تائید میکرد. منابع مقاله حتی به کارهایی که از طرف مدعیان وجود فارسی سازی مصداق فارس سازی بود نیز اشاره داشت (منظورم قبل از [...] شدن به مقاله است!). از اینها گذشته به نظر شخصی من خود فرآیند فارس سازی هم وجود داشته و غیرفارسی ستیزی به وفور وجود داشته و دارد، منتها این مقاله نه باید آنرا نفی یا تائید میکرد ، زیرا ادعایی است که برخی داند و برخی بر آن باور ندارند.(در ضمن من رفتم مرخصی)--هریوا ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۹:۴۲ (UTC)
-
- در ویکی پدیا ، اصلا لازم نیست که ثابت شود Y حقیقت را می گوید یا خیر ، اما باید ثابت شود که Y مرجع قابل اعتنا هست یا خیر و در ضمن مدرک را باید از Y ها بیاورم ، از X ها که اصلا مدرک حساب نمی شود .--Alborz Fallah ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۹:۵۲ (UTC)
دوستان من نمیدانم چرا خیلی ها نمیخواهند ببینند و بشنوند که من اینجا فریاد میزنم که اجازه بدین سیر تکمیل مقاله طبیعی پیش برود
آخه من کدام مقاله رو تکمیل کنم
منابع رو چطور بیارم
این مقاله که به کل عوض شد
چرا اجازه نمیدین مقاله تکمیل بشه و بعد تصمصم گیری بشه
چرا مدیران دخالت نمیکنند
چرا متن اصلی حفاظت نمیشه
خود رفتارهایی که اینجا با این مقاله با ابن همه حجم مدارک داره انجام میشه مفهومی غیر از فاشیزم داره؟؟؟
این صفحه نظر سنجی برای چه اینجاست؟
نظر سنجی کدام مقاله
انگار اینجا مطلبی در مدح کسی نوشته شده و فردا مطلبی در مذمت اون شخص
ما به کدام مطلب نظر موافق یا مخالف حذف داده ایم
این چه صیغه ای است که در ویکی فارسی شاهدیم
چرا مدیران دخالت نمیکنند
فاشیزم چیزی غیر از این رفتارهاست؟؟؟R.bozqurd ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۳۷ (UTC)
- جناب تبریزلی این صفه صیغه نیست این صفحه بحث و نظرسنجی در مورد حذف مقاله است.مقالاتی که قرار است حذف شوند به رای گذاشته میشوند.من هم موافقم.هنوز مقاله در حال تکمیل بود و بحثش جریان داشت.-- iroony ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۰:۴۱ (UTC)
- نه خیر هیچ بحثی بر سر اعتبار نشده، اصلاً شکی در اعتبار شان نیست و مطرح نشده. اگر unchr و خبرگزاری فارس و کتابهای معتبر گوگل بوکس معتبر نیستند پس چی معتبر است؟ کتابی که من آورده ام رفرنس است مال این انتشارات. --sicaspi ۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۰:۰۰ (UTC)
-
-
- اگر این طور است، چرا به جای این که با حذف شدن مطلب دارای منبع معتبر برخورد شود بر آن صحه گذاشته می شود؟ --sicaspi ۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۱:۲۹ (UTC)
-
یکی دیگر:
- Kasravi writes that the sheikh’s Democrats indeed agreed to push for the spread of the Persianization of Azerbaijan. پس فارس سازی وجود داشته که شیخ محمد خیابانی سر اش توافق کرده بوده! --sicaspi ۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۱:۴۹ (UTC)
این هم فارس سازی آذربایجان، مقاله ای از دانشگاه مادرید. --sicaspi ۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۱:۵۷ (UTC)
-
-
- اما واژه Persianization لزوما ترجمه به فارس سازی نمی شود . عنوان مقاله که مورد مناقشه است ، به معنی های دیگری هم به کار رفته که آن معنی های دیگر غالب است . اینکه در گوگل بوکس چند مورد انگلیسی پیدا شده است ، از کجا معلوم که عمده آنها به فرایند فارسی سازی - مثلا در شبه قاره هند - نپرداخته باشند که اتفاقا خیلی هم فراگیر بوده و فکر می کنم اکثریت پیوندهای مورد اشارهSicaspi را شامل شود . به هرحال ، اگر فکر می کنید که نوشتن مقاله ای در مورد همسان سازی فرهنگی در ایران خیلی مورد نیاز است ، بعد از اجماع ، مقاله را بنویسید ؛ اما منابع قابل اتکا بکار ببرید و عنوانش هم جانبدارانه نباشد . --Alborz Fallah ۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۲:۳۳ (UTC)
-
-
-
-
- لینکهایی که من اینجا آورده ام را ندیده اید احتمالاً. هیچ یک ربطی به هند ندارد. ما نمی خواهیم مقاله ای به عنوان همسان سازی فرهنگی در ایران بنویسیم. شما دوست دارید بنویسید. عنوان مقاله ما کاملاً گویا و مشخص است: فارس سازی که می تواند مواردی از تغییر زبان یا فارسی سازی را هم دربربگیرد ولی عمدتاً درباره فارس سازی است و این عنوان گویاتر است، و لازم است درکنار تغییرات دیگری مثل پشتون سازی قرار بگیرد.--sicaspi ۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۹:۱۸ (UTC)
-
-
-
-
-
-
- همسان سازی فرهنگی را اگر ویراستاران اتفاق نظر داشته باشند و قابل طرح بدانند ، حاضر هستم از دید نقادی ویرایش کنم ؛ اما شک دارم که notable باشد. اما اصطلاح فارس سازی ، لغت سازی جدید است یعنی neologism که نباید در ویکی پدیا انجام شود . --Alborz Fallah ۷ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۵:۵۵ (UTC)
-
-
-
تا مقاله اصلی واگردانی نشود از ویکی فارسی اعاده حیثیت نمیشود
هر تغییری هم انجام پذیرد بایستی بر روی آن مقاله صورت بگیرد
اگر تغییراتی در جهت نرم کردن لحن مقاله لازم است موردی ندارد
مساله فقط اینست که پدیداورنده این مقاله که من باشم تقریبا هیچ متنی از خودم اضافه نکرده ام
کل متن مقاله نقل قول های معتبر با اسناد معتبر است که انبوهی از اسناد نیز هنوز اورده نشده اند
تنها راه چاره واگردانی مقاله اصلیست
هر راه کار دیگه ای دزدی روز روشن است
ضمناتشکر قلبی خودم رو از sicaspi بجا میارم که تا اینجا مردانه ایستاده اندتبریزلی ۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۵:۳۶ (UTC)
- خواهش می کنم. --sicaspi ۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۹:۰۷ (UTC)
-
- شعار دادن است ! با سرو صدا و عصبی بازی و فحاشی ( به ان سه نقطه های اول این قسمت نگاه کنید ) ، که نمی شود دانشنامه نوشت . --Alborz Fallah ۷ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۵:۵۵ (UTC)
جناب علی
این لینک مقاله اصلی است که یکشبه عوض شده است
من هم قبول دارم که منبعی بیطرف فقط و فقط به اتکا اصول ویکی و نه بر اساس علایق شخصی در مورد این مقاله قضاوت کند
Persianization در منابعی که من آوردم به هیچ وجه نمی تواند به ایرانی سازی ترجمه شود چرا که همه در مورد اقوام ایرانی به کار رفته. کلی گشتم با وسواس، تا بیابم شان. اگر ایرانی سازی مراد بود که بسیاری منابع دیگر هم بود. ناقض کدام قانون بوده مطلب ما؟--sicaspi ۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۹:۰۷ (UTC)
- جناب Sicaspi شما منابع خوبی را گردآورده بودید ولی لغت "فارس سازی" یک لغت اختراعی است. همانگونه که "ایرانی سازی" عنوان مناسبی برای آن مطالب نیست، عنوان "فارس سازی" هم مناسب نیست. تا مرجع معتبری به فارسی برای اطلاق عنوان "فارس سازی" به اینگونه سیاستها در ایران وجود نداشته باشد نظر من این است که مقاله ای هم به این عنوان نباید وجود داشته باشد و با لغت سازی در ویکی پدیا مخالف هستم. هنوز هم پیشنهاد من انتقال این نسخه به "یکسان سازی فرهنگی در ایران" است. حساسیت درباره این عنوان کمتر خواهد بود و امکان افزودن مثالهای بسیار بیشتری هم به آن وجود دارد. نظر شما این است که "فارس سازی" بسیار گویا است، ولی من با نظر شما موافق نیستم. با احترام. --احسان ۳ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۰:۲۱ (UTC)
ادامه نظرات
سلام من مقاله ی اولیه رو خوندم. واقعا بعضی جاهاش با اغراقه و اصلا ارزش دانشنامه ای نداره ماننده: "فارسیزاسیون در ایران به معنای از بین بردن یا تلاش برای از بین ریشه¬ها، روشها، باورها و زبان دیگر ملتها و تحمیل و جایگزین آن با زبان، روش و باورهای خودشان در سطحی گسترده و در فرآیندی برنامه ¬ریزی شده و به شیوه¬ ای سازماندهی شده و به بهانه ¬های واهی یکپارچگی و امنیت ملی صورت می¬پذیرد"
جناب نویسنده این مقاله، شما به هیچ وجه در جایگاهی نیستید که تشخیص بدید که بهانه های انجام این کارها واهی بوده، تازه اگر قبول کرده باشیم چنین کارهایی انجام شده. به نظر من این قسمت به هیچ وجه ازرش دانشنامه ای ندارد.
یا این قسمت: "در سالهای اخیر بسیاری درخواستها درمورد افتتاح مرکزهای فرهنگی و ادبی عربی، توسط حکومت ایران رد شدهاست، اگر چه مرکزهای فرهنگی غیر عربی بسیاری، توسط غیرعربهای مهاجر ایجاد شدهاست و حکومت به آنها مجوز دادهاست. چنین مرکزهایی با هدف قتل فرهنگ عربی و فارسیزاسیون بیشتر منطقه ایجاد شدهاند."
جناب نویسنده من خود ساکن اهوازم و از نزدیک دستی بر آتش دارم. در دوران هشت ساله آقای خاتمی مراکز ادبی و شعر عربی در اهواز بشدت رشد کرد. در پایان دوران آقای خاتمی درگیری های قومی در اهواز شکل گرفت و سپس سرکوب یا آرام شد. در دولت آقای احمدی نژاد که فضای کل کشور رو به اختناق گذاشت اعراب ایرانی هم مانند همه ی کشور بینصیب نماندند. پس لطفا مسئله رو قومی نکنید.
مراکزی که شما به عنوان مراکز اقوام مهاجر از آنها نام میبرید همه متعلق به اقوام لر، بختیاری، شوشتری ودرفولیست که همه بومی هستند نه مهاجر. در ضمن شاید با بدبینانه ترین دید گفت که مهاجران در اهواز به 20% برسند(جهت اطلاع).
شما اول یک سری داده میدهید، بعد بر حسب آن داده ها تحلیل میکنید و میگویید قتل فرهنگی. شما در یک دانشنامه حق ندارید انگ قتل فرهنگی را به فلان قوم ببندید. میترسم با این روند فردا شهید فرهنگی، جانباز فرهنگی، قتلهای زنجیره ای فرهنگی و..... هم پیدا بشود.
در قسمت تغییر اسامی جغرافیایی هم بشدت مغلطه شده است. به موارد زیر نگاه کنید:
نصرت آباد به زابل (فارسی عربی -- > فارسی)
دزداب به زاهدان (فارسی -- > فارسی)
حسین آباد به عیلام (نامی نسبتا فارسی به نامی با ریشه ی زبانی ایلامی(غیر آریایی))
ناصری به اهواز (عربی -- > عربی تر)
بساتین در بستان (عربی -- > عربی) از حالت جمع مکثر به صورت مفرد تبدیل شده
مال امیر به ایذه (اولا مال امیر نه مالمیر، دوما ایذه شهری 100% بختیاری نشین است نه عرب نشین، سوما مالمیر به ایذه تغییری فارسی به فارسیت)
دهخوارقان به آذرشهر (فارسی به فارسی).
در اینکه برخی تغییرات، تغییرات ترکی به فارسی یا عربی به فارسی بوده شکی نیست ولی شما با گذاشتن تعدادی نام دیگر، خاسته یا ناخاسته مغلطه کرده اید.
دوستان عزیز در اینکه اقداماتی جهت یکسانسازی در ایران انجام شده شکی نیست ولی از آنجا که فلانقوم سازی در عرف ادبیات سیاسی جهانی بار معنایی خاصی دارد که بیان کننده ی کشتار ارامنه در عثمانی، پشتونسازی در افغانستان، صرب سازی در یوگوسلاوی و... است، شایسته نیست اقداماتی از این دست که رنگوبوی خونین ندارند را فارس سازی نام نهاد.
ولی در هر صورت من تابع اجماع هستم.--Arashase ۲ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۰:۲۰ (UTC)
- الزاماً ربطی به کشتار ندارد. به منابع نگاه کنید. این که این پدیده وجود دارد منافی وجود اقدامات مثبت نیست. کسی حرفی از خون در مقاله زد؟ sicaspi ۳ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۲:۴۴ (UTC)
- خلاصه نظر کاربرSicaspi
برای آنها که تازه آمده اند و حوصله ندارند همه بحث را بخوانند، توجه شان را به این نظری که در وپ:تام دادم جلب می کنم:
- خیلی مسخره و آزار دهنده است واقعاً!! بدون هیچ دلیل موجهی، مطالب کاملاً موثق، و دارای منابع معتبر، که کلی وقت مرا گرفت، حذف می شود، و سپس جلوی بازگرداندن آنها گرفته می شود و گفته می شود:پیش از چنین تغییرات بنیادی در مقاله اجماع بگیرید این تغییر واقعاً نوبر اش است، مگر شما وقتی چنین تغییراتی می دادید و حاصل زحمت چند نفر را بر باد می دادید اجماع گرفتید؟ یعنی چه این؟ یک کلمه شما بحث کردید؟ حداقل در 3 صفحه بحث سطرها نوشته شده و شما یک کلمه نگفته اید آن وقت می گویید اجماع بگیرید؟ چند ساعت آدم نمی آید همه چیز را نابود می کنند. زرشک هم آمدند روی این اراجیف نامربوط مقاله را قفل کردند جای این که اجازه بدهند مقاله به موضوع اش برگردد. صفحه نظرخواهی حذف اصلاً ربطی به این مقاله فعلی ندارد!! آمده اید همه منابع کاملاً معتبر را حذفذ کرده اید بعد لابد می خواهید بگویید ببین، این منبع ندارد باید حذف بشود! زود درست اش کنید لطفاً و این و این را در مقاله فعلی ادغام کنید. چه طور در مقاله نقد قرآن که هیچ اجماعی وجود نداشت، همه آن مطالب آورده شد و سپس قفل شد؟!! برای آمدن آن مطالب اجماع وجود داشت؟!!! چرا آن را روی دو خط قفل نکردید؟؟ --sicaspi ۶ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۳:۰۰ (UTC)
لیلا عاطفی
سرشناسی. پوویا ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۴:۳۹ (UTC)
موافق. اخیرا یک عده در ویکیپدیای فارسی تعداد زیادی مقاله به اسم کسانی که در حوادث اخیر ایران کشته شدهاند ایجاد کردهاند و منبعی دال بر سرشناسی این افراد درج نکردهاند. این مقاله هم فعلا منبعی دال بر سرشناسی این شخص ندارد. ترانه جوانبخت ۲۷ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۱:۵۲ (UTC)
موافق سرشناسی ندارد. اینکه کسی مدل باشد تنها به خاطر مدل بودنش سرشناسی نمی یابد. Lord kavi ۱۸ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۶:۴۶ (UTC)
موافق سرشناسی نداره --آتیشخور ۱۸ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۴:۴۱ (UTC)
موافق سرشناسی ندارد. کسی تنها برای مدل بودن سرشناسی نمی یابد. --♦ بهزاد مدرس ♦ ب ۲۳ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۷:۳۹ (UTC)
رحیم مخدومی
موافق. دارای معیارهای سرشناسی نیست. همکاری وی با «بسیج، سپاه، جهاد سازندگی و سازمان تبلیغات اسلامی» باعث سرشناسیاش نمیشود. --سندباد ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۸:۱۱ (UTC)
موافق ناسرشناس پوویا ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۸:۲۸ (UTC)
موافق سرشناس نیست Lord kavi ۱۸ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۶:۴۳ (UTC)
موافقسرشناسی Cobain ۱۸ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۶:۴۷ (UTC)
مخالف اون منبع سوره مهر، خودش وبسایت یه انتشاراتیه. پس دلیل سرشناسی نمی شه. ولی خبر خبرگزاری فارس، با اغماض و سلام و صلوات، سرشناسی موضوع مقاله رو میلیمتری اوکی کرده. ضمن اینکه توی سایت سایت جامع دفاع مقدس هم یه بیوگرافی ازش هست و یه مصاحبه هم با مجله سوره داشته. --آتیشخور ۱۹ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۴:۵۰ (UTC)
نوید خانجانی
- (نمایش نظرخواهی)
-
این مقاله منبعی شامل بیوگرافی این فرد ندارد. تنها یک مصاحبه از رادیو زمانه در بین منابع مقاله وجود دارد که آن هم مصاحبه با چند نفر است و اصلا درباره این فرد نیست بلکه موضوع اصلی مصاحبه چیز دیگری است. نه نشریه درست و حسابی درباره او نوشته نه مصاحبهای درباره خودش با او شده. منبعی دال بر سرشناسی این فرد در این مقاله وجود ندارد. البته قبلا این مقاله برچسب سرشناسی خورده بود که خود خانجانی این برچسب را برداشته. لازم است بدون آن که خود او برچسب سرشناسی و حذف را از این مقاله بردارد کاربران برای حذف یا ماندن این مقاله در این صفحه اجماع کنند. ترانه جوانبخت ۲۷ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۱:۱۷ (UTC)
موافق
موافق سرشناسی نداردLord kavi ۱۸ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۶:۴۲ (UTC)
موافق حذف -- علی رجبی ۱۹ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۴:۲۷ (UTC)
موافق این منابع که چیزی راجع به خانجانی نگفتن. تو گوگل هم چیز بدرد بخوری پیدا نکردم. --آتیشخور ۱۹ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۴:۵۶ (UTC)
موافق با توجه به درخواست خودش--♣ محمددین سنچولی ♣ب ۲۰ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۴:۴۴ (UTC)
-
- البته درخواست خود شخص طبق رهنمودها نمیتواند باعث حذف مقاله اش از ویکی شود.--بهتیس ۲۰ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۴:۵۲ (UTC)
- کدام رهنمودها؟--♣ محمددین سنچولی ♣ب ۲۰ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۵:۴۶ (UTC)
- البته درخواست خود شخص طبق رهنمودها نمیتواند باعث حذف مقاله اش از ویکی شود.--بهتیس ۲۰ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۴:۵۲ (UTC)
موافق ناسرشناس --محسن عبدالهی ۳۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۵۵ (زهج)
موافق سلام. هم ناسرشناس است و هم اصلا منابع معتبری ندارد. محتوا هم ندارد. -- سحر.313 ۲۲ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۱:۲۳ (UTC)
مخالف
مخالف سرشناس به نظر میآید.--بهتیس ۱۹ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۳۵ (UTC)
مخالف منابع موجود در مقاله، موید سرشناسیست. Taeedxy ۲۲ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۰:۳۷ (UTC)
مخالف سرشناس است. --سندباد ۲۲ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۰:۳۹ (UTC)
جمال الدین خانجانی
- –(نمایش نظرخواهی)
- (منابع: "جمال الدین خانجانی")
در بیبیسی و سیانان که در منابع این مقاله است اصلا اسم این جمالالدین خانجانی درج نشده بلکه به بهاییان به طور کلی اشاره شده. منابع این مقاله دال بر سرشناسی این فرد نیست. لازم است که کاربران برای حذف یا ماندن این مقاله اجماع کنند. ترانه جوانبخت ۲۷ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۳:۳۳ (UTC)
مخالف98,400 نتیجه گوگلی برای سرشناسی کافی نیست!!!!!!!!:)امیرΣυζήτηση ۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۳۲ (UTC)
مخالف --momali ۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۴۳ (UTC)
مخالف. سرشناسی محرز است. موافق با نظر Ladsgroup. --Gnosis ۵ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۲:۴۷ (UTC)
موافق. بیشتر با دلایلی که خانم جوانبخت آوردند.--Pastorals2007 ۹ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۷:۳۹ (UTC)
مخالف سرشناسی دارد Lord kavi ۱۸ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۶:۴۰ (UTC)
مخالف. سرشناسی محرز است. -- بهزاد بحث ۳۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۵:۱۶ (UTC)
مخالف با توجه به اتفاقات پیش آمده از لحاظ خبری پوشش بسیار زیاد خبری در مورد وی اتفاق افتاده است. --نوید ۲ نوامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۴:۳۱ (UTC)
مخالف. سرشناسی محرز است.--Adler ۸ نوامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۳:۲۷ (UTC)
جواد عاطفه
- –(نمایش نظرخواهی)
- (منابع: "جواد عاطفه")
به نظر اتوبیو میآید :)امیرΣυζήτηση ۲۷ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۸:۲۲ (UTC)
- موافق حذف.--Pastorals2007 ۹ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۷:۳۶ (UTC)
موافق سرشناس نیست Lord kavi ۱۸ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۶:۵۹ (UTC)
مخالف طرف توی این همه روزنامه و مجله تخصصی نقد نوشته. --آتیشخور ۱۹ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۵:۰۱ (UTC)
سوپر جام باشگاهی ایران ۱۳۸۶
جدای از کیفیت کنونی، مقاله محتوای خاصی نمیتواند داشتهباشد. پیشنهاد من ادغام با سوپر جام باشگاهی ایران است. امیررضا =) ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۱:۰۹ (UTC)
- مخالف حذف.ویکی انگار ملک شخصی شماس و هر صفحه که براون افزوده میشه یه پولی از جیب شما کم میشه. تو تمام ویکی ها برای هر چیز و بخصوص موضوعات ورزشی جزئیات اون مسابقات یا مسابقه رو اظافه میکنن. شما هم بجای حذف برمحتوا بیفزایید.--saeedparva ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۹:۰۴ (UTC)
- موافق حذف. هیچ دلیلی برای اینکه این مقاله جداگانه باشد وجود ندارد و می تواند در دل سوپر جام باشگاهی ایران قرار گیرد. در ضمن جناب پروا نوشتههایتان مصداق آشکار حمله ي شخصي است و کاملاً نادرست است. یوشیچی تویوهارا ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۸:۲۴ (UTC)
موافق حذف: سرشناس نیست. لوک ۳۰ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۹:۴۷ (UTC)
سوپر جام باشگاهی ایران ۱۳۸۷
جدای از کیفیت کنونی، مقاله محتوای خاصی نمیتواند داشتهباشد. پیشنهاد من ادغام با سوپر جام باشگاهی ایران است. امیررضا =) ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۱:۰۹ (UTC)
- مخالف حذف.شما باید با همه چی مخالفت کنید؟ در این مقاله اسم تیمها و دلایل برگزار نشدن بازی اومده تو ویکی فاری پر از همچین مقالاتی هستش پس دلیل شما کلاّ فقط مخالفته مصل مقاله تاریخچه باری پرسپولیس سایپا من فکر کنم هر وقت شما مقاله ای نزنید باید نامزد حذف بشه.--saeedparva ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۹:۰۰ (UTC)
- موافق حذف. هیچ دلیلی برای اینکه این مقاله جداگانه باشد وجود ندارد و می تواند در دل سوپر جام باشگاهی ایران قرار گیرد. در ضمن جناب پروا نوشتههایتان مصداق آشکار حمله ي شخصي است و کاملاً نادرست است. یوشیچی تویوهارا ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۸:۲۴ (UTC)
ابوطالب یزدی
موافق
لطفا بعد از نوشتن نظر خود آن را امضا کنید.
موافق. خود طرف (ابوطالب یزدی) چیزی برای سرشناسی ندارد. نویسنده مقاله، ضمن نقض حق تکثیر در مقاله، بیطرفنویسی (*) را رعایت نکرده و به تبرئه عمل شخص اعدامشده مبادرت کرده (**) و سعی در بزرگ جلوهدادن کل قضیه را داشته. --سندباد ۷ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۲:۴۴ (UTC)
- پانویس:
*«در اثر گرمی هوا و خستگی راه و نیز به احتمال استفاده از غذای فاسد، حالت استفراغ به او دست داد». --سندباد ۷ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۲:۵۶ (UTC)
**«به ناچار دامن احرام از دست او رها میشود و قی روی زمینِ حرم میریزد.» --سندباد ۷ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۲:۵۸ (UTC)
- جالب آنست که کاربر درخواست دهنده حذف هیچ دلیلی را به عنوان ملاک حذف ذکر نکرده. در بخش نظر خودش هم به مواردی مثل بی طرف نبودن مقاله اشاره کرده. در عجبم که از کی تابکنون مقاله را بخاطر با برچسب بی طرفی حذف می نمایند!! بهتر است کاربری که ادعای بی طرف نبودن مقاله را داشته و اتفاقاً کاربری فعال و پرمشارکت است سعی می کرد دو جمله مورد اشاره اش را ، با توجه به منابعی که حرف وی را تائید می کنند اصلاح می کرد. --SalmanParsi ۱۰ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۵:۲۷ (UTC)
-
- ادعای نقض حق تکثیر هم که ناشی از بی دقتی مفرط جناب سندباد و تعجیل بیش از حد و عدم مراجعه به منابع ذکر شده بوده است.--SalmanParsi ۱۰ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۵:۵۶ (UTC)
مخالف
مخالف در اینکه مقاله نیاز به تمیزکاری دارد و بی طرفانه نیست شکی نیست. اما از آنجا که اعدام این ایرانی توسط دولت عربستان موجب بحران در روابط دو کشور و چهار سال قطع اعزام حجاج از ایران به عربستان (به عنوان اعتراض از سوی دولت ایران) شدهاست، سرشناسی دارد.پوویا ۷ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۳:۱۳ (UTC)
-
- البته من در مورد «چهار سال قطع اعزام حجاج از ایران به عربستان»، تنها در سایت حوضه مطلبی دیدم. از این روی، تا وقتی منبعی از رسانههای معتبر بینالمللی در تائید ادعای سایت حوضه، افزوده نشود، اصل این ادعا نیز زیر سوال خواهد بود. --سندباد ۷ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۳:۲۷ (UTC)
- من چنین سایتی را در منابع ندیدم. دو سایت شیعه نیوز و شیعه آن لاین این مطلب را داشتند و منهم کتابخانه تخصصی جهان اسلام را اضافه کردم.پوویا ۷ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۴:۱۵ (UTC)
- دقیقا برای همین بود که بالاتر گفتم که کاربر نقض حق تکثیر کرده. مطالب زیادی از سایت حوضه رو بدون ذکر منبع، کپی، پیست کرده.
نیاز به افزودهشدن منابع معتبر بینالمللی برای تائیید ادعای سایتهای شیعه نیوز، شیعه آنلاین و سایت حوضه و سایتهایی نظیر، همچنان باقی است --سندباد ۷ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۴:۳۳ (UTC)
- دقیقا برای همین بود که بالاتر گفتم که کاربر نقض حق تکثیر کرده. مطالب زیادی از سایت حوضه رو بدون ذکر منبع، کپی، پیست کرده.
- از جناب سندباد انتظار است که بیشتر دقت دارند. در بین منابعی که از همان ابتدا ذکر شده، دقیقاً بحث «چهار سال قطع اعزام حجاج از ایران به عربستان» آمده است. بهتر است کمتر عجله روا دارند و اندکی در منابع تامل روا دارند.--SalmanParsi ۱۰ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۵:۵۵ (UTC)
- من چنین سایتی را در منابع ندیدم. دو سایت شیعه نیوز و شیعه آن لاین این مطلب را داشتند و منهم کتابخانه تخصصی جهان اسلام را اضافه کردم.پوویا ۷ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۴:۱۵ (UTC)
- البته من در مورد «چهار سال قطع اعزام حجاج از ایران به عربستان»، تنها در سایت حوضه مطلبی دیدم. از این روی، تا وقتی منبعی از رسانههای معتبر بینالمللی در تائید ادعای سایت حوضه، افزوده نشود، اصل این ادعا نیز زیر سوال خواهد بود. --سندباد ۷ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۳:۲۷ (UTC)
- موضوع مهمی است، اما مقاله باید تمیزکاری شود. Alefbe ۷ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۳:۱۸ (UTC)
- طبق منابع موجود کاملاً سرشناس است. متن مقاله نیاز به بهبود دارد. در ضمن من مطلبی از سایت حوزه ندیدم. --محسن ۷ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۵:۰۲ (UTC)
-
- منابع باید بیطرف باشند، آیا منابعی اینچنینی «سلام شیعه-برگی تاریک تر از تاریخ سیاه آل سعود» معتبر هستند که بنابر فرمایشتان، «طبق منابع موجود کاملاً سرشناس است»!
اما در مورد نقض حق تکثیر از سایت حوضه، این را ببینید که کپی، خط به خط است از بخشی از مقاله سایت حوضه، البته بدون ذکر منبع! --سندباد ۷ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۶:۱۸ (UTC)
- منابع باید بیطرف باشند، آیا منابعی اینچنینی «سلام شیعه-برگی تاریک تر از تاریخ سیاه آل سعود» معتبر هستند که بنابر فرمایشتان، «طبق منابع موجود کاملاً سرشناس است»!
- جناب سندباد شما در موقع استفراغ کردن آنجا بودید که حکم استحقاق مرگ میدهید؟
- قطع روابط ایران و عربستان برای چهار سال چیز کمی نبودهاست. رستم ۷ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۵:۴۶ (UTC)
- لطفا وپ:نزاکت را رعایت کنید. دادگاه طرف را به درست و یا غلط محکوم کرده و طرف اعدام شده. ویکیپدیا محل توجیه و یا تبرئه شیعیان نیست.
مقاله در حالت کنونی، جانبدارانه و در جهت تبرئه آن شخص، نوشته شده. سازنده مقاله، نوشتار را در مقام وکیل مدافع ابوطالب یزدی نوشته که خلاف سیاست بیطرفی است.
در مورد اینکه «قطع روابط ایران و عربستان برای چهار سال چیز کمی نبودهاست». لطفا برای ادعایتان منبع معتبر بیاورید. --سندباد ۷ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۶:۱۸ (UTC)
- لطفا وپ:نزاکت را رعایت کنید. دادگاه طرف را به درست و یا غلط محکوم کرده و طرف اعدام شده. ویکیپدیا محل توجیه و یا تبرئه شیعیان نیست.
مخالف حذف: مقاله سرشناس است. مرگ ابوطالب یزدی باعث قطع رابطه ایران و عربستان برای مدت چهارسال و بالطبع عواقب آن و همچنین این مقاله دارای منابع متعددی نیز میباشد.--♣ محمددین سنچولی ♣ب ۷ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۶:۰۹ (UTC)
-
- لطفا مشخص کنید از چه سالی تا چه سالی؟ گویا دوستان مخالف، اصرار دارند که ادعای چهار سال را بدون ذکر منبع تکرار کنند، لطفا از یک منبع معتبر به غیر از شیعه نیوز و حوضه نیوز، منبع بیاورید.
در ضمن، الجزیره به عنوان یک منبع قابل استناد به چنین موردی اشاره نکرده. --سندباد ۷ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۶:۱۸ (UTC)- در کتابی که خلاصه آن در سایت کتابخانه جهان اسلام هست (و به عنوان مقاله نیز آمده) نوشته شده که بعد از آن سال (1322) اعزام متوقف شد و سال 1327 دوباره اعزام از سرگرفته شد. منبع روزنامه اعتماد را هم اضافه کردم. باتوجه به تعدد منابع فکر نکنم جای شکی باشد.پوویا ۷ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۸:۲۸ (UTC)
- لطفا مشخص کنید از چه سالی تا چه سالی؟ گویا دوستان مخالف، اصرار دارند که ادعای چهار سال را بدون ذکر منبع تکرار کنند، لطفا از یک منبع معتبر به غیر از شیعه نیوز و حوضه نیوز، منبع بیاورید.
مخالف حذف: البته مقاله باید از نظر بیطرفی اصلاح و همچنین منابع به شکل صحیح و دقیقتری ارجاع شوند (به عبارتی تمیزکاری شود). ولی فکر نکنم سرشناس نباشد! هر قسمت مقاله که بدون منبع باشد باید حذف شود ولی کل مقاله نه!-- Phobia ☻☺ ۷ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۷:۱۰ (UTC)
مخالف سرشناس است و منابع و جامعیت کافی دارد. --Wayiran (ب) ۷ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۰:۴۱ (UTC)
مخالف...مطلب به اندازه کافی جالب توجه است که در ویکی پدیا مقاله داشته باشد.چون علت اصلی قطع روابط ایران با عربستان برای چند سال است.-- iroony ۱۰ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۱۵ (UTC)
مخالف برای آن که لااقل در ویکیپدیا مقالهای بماند که نشان میدهد یک آدم معمولی که دچار مریضی شده چطور توسط یک عده ادعاکنندگان دین با بیرحمی به قتل رسیده و البته چون قتل این فرد در منابع مختلف بازتاب پیدا کرده مخالف حذف این مقاله هستم. ترانه جوانبخت ۱۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۶:۰۹ (UTC)
مخالف. در سرشناسی قضیه مقاله شکی ندارم. حالا اگر مشکل بیطرفی، نامگذاری یا هر چیز دیگری دارد راهش حذف نیست. امیررضا =) ۱۶ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۵:۳۰ (UTC)
مخالف فرد مورد نظر سرشناسی ندارد اما مقاله سرشناسی دارد! باشد تا بدانند که الله و نمایندگانش روی زمین چقدر مهربان و رحیم اند! Lord kavi ۱۸ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۶:۳۷ (UTC)
موافق در زمان خودش واقعه مهمی بوده است (آنقدر مهم بوده است که من بارها از زبان پیرهای فامیل داستانش را شنیده ام ؛) ). البته نام نوشتار بهتر به مرگ ابوطالب یزدی منقل گردد. چون خود شخص سرشناس نیست و تنها واقعه مرگش سرشناس است.--♦ بهزاد مدرس ♦ ب ۲۳ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۷:۴۷ (UTC)
عکس پرینت
- –(نمایش نظرخواهی)
- (منابع: "عکس پرینت")
بحث صفحه Taranet ۱۰ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۵۶ (UTC)
موافق حذف : مقاله هنوز هم حالت تبلیغاتی دارد و وضعیت سرشناسیاش نامعلوم (به نظر سرشناس نیست) -- Phobia ☻☺ ۱۰ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۲:۱۲ (UTC)
مخالف حذف : راجع به موضوع سرشناسی مقاله من فکر می کنم بخش عمده از معیارهای سرشناسی ویکی رو داره و سرشناس محسوب میشه یعنی ارزش اشاره شدن رو داره و جالب توجه هست از طرفی منابع مستقل و معتبر در حطیه کار چاپ در مورد عکس پرینت صحبت کردند. اینکه متن هنوز حالت تبلیغاتی دارد فکر می کنم نیازی به حذف نیست و بهتره که با ویرایش متن رو از حالت تبلیغاتی خارج کرد Pooya ma ۱۲ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۸:۳۴ (UTC)
موافق حذف : جنبه تبلیغاتی دارد و سرشناسی هم ندارد. اینگونه هر کسی می تواند سایت خود را در ویکیپدیا بگذارد. Lord kavi ۱۸ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۶:۳۲ (UTC)
مخالف حذف : به نظر من هم میشه گفت معیارهای سرشناسی را دارد. بخصوص که به نوعی در حوزه خودش در ایران اولین است و به نظر من نام عکس پرینت بیشتر از آنکه معرف یک برند تجاری خاص باشد، یک خانواده از سرویس های برخط را تداعی می کند. Alix ۱۸ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۱:۳۳
مخالف حذف : من جنبه تبلیغاتی ندیدم، سرویس منحصر به فردی است، یکتایی آن هم قطعا سرشناسی می آورد. --Mohammad.samimi ۱۸ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۹:۳۴ (UTC)
: خانهی چاپ و طرح برای خودش سرشناس است ولی این خیر. لحن مقاله هم تبلیغاتیست. Cobain ۱۹ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۵:۰۱ (UTC)
موافق حذف
موافق حذف --Rock On ۲۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۷:۰۷ (UTC)
- در بخشی از ویکیپدیا:دلایل_نامناسب_برای_حذف آمده است که برای حذف فقط نگویید که «سرشناس نیست» ! همانطور که در وپ:سرشناسی آمده است منظور از سرشناسی شهرت یا آوازه یا اهمیت نیست بلکه منظور آن است که موضوع مورد نظر ارزش اشاره شدن داشته باشد، یا جالب توجه باشد در شیوه نامه سرشناسی همچنین برای ملاک های اولیه سرشناسی آمده است یک موضوع جالب توجه است، اگر قبلاً توسط یک یا چند اثر چاپ شده با اهمیت، که قابل اعتماد و مستقل از خود موضوع هستند، بحث شده باشد که در مورد عکس پرینت این اتفاق افتاده است، هم روزنامه اعتماد به بررسی عکس پرینت پرداخته و همچنین مجله تخصصی صنعت چاپ. از طرفی سرویس عکس پرینت یک سرویس جدید و منحصر به فرد در ایران است که از این منظر هم «ارزش اشاره شدن» را داشته و «جالب توجه» است. از طرفی در ویکیپدیا:دلایل_نامناسب_برای_حذف از استناد به نتیجه گوگل برای سرشناسی به عنوان «سفسطه سرشناسی» یاد شده است. دوستی اشاره کردند خانه چاپ و طرح سرشناس است اما فکر می کنم سرویس ارائه شده توسط خانه چاپ و طرح قاعدتا در خور توجه هست و اون هم باید سرشناس باشه. در مورد لحن تبلیغاتی مقاله قطعا حق با دوستان هست اگر موضوع سرشناسی حل شود فکر می کنم موضوع لحن تبلیغاتی مقاله نیازمند ویرایش است و نباید کاندیدای حذف شود. Pooya ma ۲۰ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۵:۱۹ (UTC)
- جناب Pooya ma مجلهی صنعت چاپ «تخصصی» هست ولی بخش عمدهای از هزینههایاش را با «رپرتاژ آگهیهایی» که به شکل «مقاله» ارائه میشوند تامین میکند. Cobain ۲۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۶:۱۴ (UTC)
- Cobain عزیز حق با شماست اما بدین ترتیب میشه گفت تمام سرویس هایی که در صنعت چاپ معرفی می شوند رپرتاژ آگهی هستند. در واقع راهی برای تمیز دادن رپرتاژ آگهی از مقاله وجود نداره پس چرا فرض رو بر این نگیریم که مقاله هست مگر اینکه موردی بر خلاف اون پیدا کنیم. در مورد روزنامه اعتماد چطور آیا اونهم فرض می کنید رپرتاژ آگهی هست ؟ به نظر من به این موضوع میشه از این زاویه نگاه کرد که عکس پرینت به خاطر نوع سرویسی که ارائه می ده قابل توجه است و به همین دلیل برخی از رسانه ها به طور مستقل بهش پرداختند. در مورد پیشنهاد PHoBiA ی عزیز هم من خود سعی می کنم ویرایش کنم و لحن تبلیغاتی رو عوض کنم اما خوب ویکی پدیا دانشنامه متن باز هست و اگر شما هم می تونید در ویرایش اون برای اصلاح لحن تبلیغاتیش کمک کنید خیلی خوب میشه، هم اینکه متن اصلاح میشه هم اینکه من یاد می گیرم. من کاملا نگرانی شما دوستان فعال رو در مورد درج مطالب کم اهمیت و یا تبلیغاتی در ویکی پدیا درک می کنم و کاملا به این نگرانی احترام می گذارم اما فکر می کنم در ویکی پدیای فارسی در مورد سرویس های تجاری خیلی حساسیت بالایی وجود داره که در ویکی پدیای انگلیسی اینطور نیست. Pooya ma ۲۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۷:۴۴ (UTC)
- فرمایش شما متین است. نمیتوان با قطعیت گفت مطلب مربوط به «عکس پرینت» در صنعت چاپ از نوع رپرتاژ آگهیاش است. به شخصه فکر میکنم اگر روزی خانهی چاپ و طرح(در جایگاه یکی از پیشگامان چاپ دیجیتال در ایران) در اینجا مقالهای داشت «عکس پرینت» هم به عنوان یکی از سرویسهایاش میتواند قید شود. دوستدار Cobain ۲۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۷:۵۴ (UTC)
- Cobaain جان، عکس پرینت در واقع یک سرویس مشترک هست که بخشی از سهامش متعلق به خانه چاپ و طرح هست و در واقع یک سرویس مجزا از چاپ و طرح هست به خاطر همین جداگانه براش ایجاد کردم و فکر می کنم جداگانه بودنش صحیحه هست. مثلا سایت اسنپ فیش سرویس چاپ آنلاین HP هست ولی خوب در ویکی پدیا جداگانه نوشته شده. Pooya ma ۲۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۹:۵۹ (UTC)
- اوکی من رای به حذفام را پس گرفتم چون فکر میکردم این یکی از سرویسهای معمول خانهی چاپ و طرح است. به گمانم فقط لحن مقاله باید اندکی معتدل شود. دوستدار Cobain ۲۸ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۸:۱۲ (UTC)
- Cobaain جان، عکس پرینت در واقع یک سرویس مشترک هست که بخشی از سهامش متعلق به خانه چاپ و طرح هست و در واقع یک سرویس مجزا از چاپ و طرح هست به خاطر همین جداگانه براش ایجاد کردم و فکر می کنم جداگانه بودنش صحیحه هست. مثلا سایت اسنپ فیش سرویس چاپ آنلاین HP هست ولی خوب در ویکی پدیا جداگانه نوشته شده. Pooya ma ۲۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۹:۵۹ (UTC)
- فرمایش شما متین است. نمیتوان با قطعیت گفت مطلب مربوط به «عکس پرینت» در صنعت چاپ از نوع رپرتاژ آگهیاش است. به شخصه فکر میکنم اگر روزی خانهی چاپ و طرح(در جایگاه یکی از پیشگامان چاپ دیجیتال در ایران) در اینجا مقالهای داشت «عکس پرینت» هم به عنوان یکی از سرویسهایاش میتواند قید شود. دوستدار Cobain ۲۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۷:۵۴ (UTC)
نظرخواهی برای حذف/محمد دبیرسیاقی
مخالف
مخالفجستجوی گوگل ۳۵۰۰۰ صفحه در مورد او بر می گرداند و ۵۶ صفحه از ویکی پدیا به آن پیوند دارند!پوویا ۱۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۲:۵۹ (UTC)
- و دلیل آن بانوی گرامی برای این پیشنهاد جالب چیست؟ --Ariobarzan ۱۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۹:۲۹ (UTC)
-
- دلیل من برای این پیشنهاد حذف این است که در این مقاله تنها یک منبع که دال بر سرشناسی او نیست وجود دارد. توجه داشته باشید که تعداد صفحه در ویکیپدیا دلیل بر سرشناسی او نیست تا زمانی که مقالهاش فاقد منابع متعدد معتبر و مستقل نباشد. اگر منابعی مبنی بر سرشناسی این فرد دارید به مقالهاش اضافه کنید که سرشناسی احراز شود. در این صورت هم مقالهاش کاملتر خواهد شد و هم مشکل سرشناسی او رفع خواهد شد. ترانه جوانبخت ۱۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۴:۴۳ (UTC)
- پ.ن. دیدم که در مقاله منبعی اضافه کردهاید. چند منبع با همین اعتبار به این مقاله اضافه کنید دیگر مشکلی نخواهد داشت. ترانه جوانبخت ۱۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۴:۴۴ (UTC)
- نمی دانم چه کسی مقاله را کامل کرده ولیکن به نظر من مقاله نیازمند بهبود منبع است و چنین برچسبی را هم می طلبید.پوویا ۱۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۵:۰۶ (UTC)
- پ.ن. دیدم که در مقاله منبعی اضافه کردهاید. چند منبع با همین اعتبار به این مقاله اضافه کنید دیگر مشکلی نخواهد داشت. ترانه جوانبخت ۱۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۴:۴۴ (UTC)
- دلیل من برای این پیشنهاد حذف این است که در این مقاله تنها یک منبع که دال بر سرشناسی او نیست وجود دارد. توجه داشته باشید که تعداد صفحه در ویکیپدیا دلیل بر سرشناسی او نیست تا زمانی که مقالهاش فاقد منابع متعدد معتبر و مستقل نباشد. اگر منابعی مبنی بر سرشناسی این فرد دارید به مقالهاش اضافه کنید که سرشناسی احراز شود. در این صورت هم مقالهاش کاملتر خواهد شد و هم مشکل سرشناسی او رفع خواهد شد. ترانه جوانبخت ۱۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۴:۴۳ (UTC)
-
-
-
-
- گمان نمیکنم تکمنبعی دلیل خوبی برای حذف یک مقاله باشد. دربارهٔ اینکه منبع خود نوشتهٔ فرد یا زندگینامهٔ نوشتهشده بر کتابش نمیتواند باشد(بحثی که بانوی جوانبخت در صفحهٔ بحث آن مقاله پیش کشیدند) من مخالفم چه که نخست این خط بطلانی بر خودزندگینامهها میکشد که البته بسی نغز است و دیگر آنکه رایج است که فراز و فرودهایی از زندگی نویسندگان کتاب بر حاشیهٔ آن درج شود، حال یا نوشتهٔ خود نویسنده باشد یا ویراستار آن کتاب؛ به دید من که دلیل موجهی نمیتواند باشد بر بیاعتباری آن منبع. با احترام بسیار. --Ariobarzan ۱۲ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۹:۳۰ (UTC)
-
-
-
مخالف موافق با نظر پوویا و آریوبرزن. امیررضا =) ۱۶ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۵:۲۶ (UTC)
مخالف سرشناس است. --Wayiran (ب) ۱۷ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۵۲ (UTC)
مخالف سرشناسی دارد Lord kavi ۱۸ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۶:۲۵ (UTC)
مخالف کاملا سرشناس است.--آبتین ۳۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۵:۴۳ (UTC)
اکبر نیکزاد
موافق
موافق شدید حذف یک شهردار معمولی نمی تواند جز مشاهیر گردد.اگر اینطور باشد بایستی یک فرماندار یا بخشدار یا کارمند نیز جز مشاهیر گردد.اصلا جای توجیه ندارد.Ashena iran ۱۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۳:۳۶ (UTC)
موافق حذف مقاله نه منبع درستی دارد و نه موردی دال بر سرشناسی Cobain ۱۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۳:۴۲ (UTC)
موافقپوویا ۱۳ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۲:۱۳ (UTC)
موافق حذف --Sasankamalifard ۱۴ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۱۸ (UTC)
موافق حذف Lord kavi ۱۸ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۶:۲۶ (UTC)
موافق شدید حذف زمان ماندگاری ایشان را ثابت میکند.من وشما نمی توانیم بگوییم او ماندگار است.اگر قرار باشد هرکسی ماندگار شود پس آقای افسانه شهردار قبلی هم ماندگار است؟در خصوص شهرداران ماندگار میتوان به دکتر نایبی اشاره کرد.اگر علاقمند به ویکی هستید وبدون غرض بهتر است او را پیگیر باشید آقای عطریانفر.Ashena iran ۱۹ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۰:۳۶ (UTC)
موافق از کی تاحالا شهردار مهم شده؟ تازه اگر بخوایم مقاله بزاریم نباید مقاله به این ضعیفی بزاریم. مثلاّ اینجا:
| « | وی که قرار بود یک ترم آنجا تحصیل کرده و انتقالی اش را به اردبیل بگیرد،نظر به آشنایی با دوستانی جدید ۴ سال در همانجا مشغول تحصیل شدند به گفته خود آقای اکبر نیکزاد برادرش علی نیکزاد بارها با وی تماس گرفته و نگران حال وی بوده و به خاطر اینکه زاهدان یکی از مناطق مرزی ومحل خرید وفروش مواد مخدر بوده وهست این نگرانی ۲ چندان می بود | » |
ترو خدا یکم با فکر مقاله بزارین برای قدیسانتون تا ماهم با آنها بهتر آشنا بشیم.--saeedparva ۲۳ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۷:۳۹ (UTC)
مخالف
مخالف شدید حذف ايشان یک شهردار معمولی نمی باشند[نیازمند منبع] و اردبيل هم جزو شهر معمولي نيست[نیازمند منبع] به لحاظ كارهاي فرهنگي و كلان اجتماعي ايشان ماندگارين شهردار حال حاضر هستند[نیازمند منبع]—پیام امضا نشدهٔ قبلی توسط عطریانفر (بحث • مشارکتها) نوشته شدهاست.
مخالف ضعیف . مگر یک شهردار به خودی خود سرشناس نیست؟ --Momali ۱۹ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۵۹ (UTC)
مخالف شدید حذف ايشان علاوه بر شهردار شهري همچون اردبيل برادر وزير مسكن و شهرسازي ايران هستند ودوست صميمي دكتر احمدي نژاد يكي از تاثير گزارترين سياستمداران حال حاضر جهان وقتي يك تئاتري با چند كار تئاتر مي تواند مشهور باشد ايشان چرا نمي توانند؟؟ واينكه دكتر نايبي هم بايد در ويكي پديا ماندگار شوند و در ان شكي نيست.طاهر جهانگيري 20 اکتبر ۲۰۰۹، ساعت 17:09 (UTC)
مخالف شدید حذف من مخالف شديد حذف اين شخصيت بزرگ هستم چرا كه اگر قرار باشد ايشان حذف شوند بايد بسياري از كساني كه حتي يك درصد از محبوبيت ومشهوريت ايشان را نيز ندارند حذف گردند. .اشكاني 21 اکتبر ۲۰۰۹، ساعت 09:14 (UTC)
گفتنیها (کتاب)
- –(نمایش نظرخواهی)
- (منابع: "گفتنیها (کتاب)")
وپ:سرشناسی ، وپ:تعارض منافع (رزومه نویسی نویسنده) و نداشتن منبعی (منبع مفید!) به جز سازمان منتشر کننده کتاب. Taranet ۱۲ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۲:۱۸ (UTC)
- در مقاله نویسنده کتاب ادغام شود.پوویا ۱۳ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۲:۱۵ (UTC)
مخالف: شاید کتاب خیلی سرشناس نباشد، اما مصاحبههای با افراد سرشناس صورت گرفته و دارای منابع متعددی نیز میباشد. حیف است چنین مقالههای در مقیاس با مقالههای بدون منبع، که در دانشنامه فراوان است، حذف شود. در ضمن مقاله نویسنده همین کتاب نیز چندی پیش سرشناسیاش به اثبات رسید.--♣ محمددین سنچولی ♣ب ۱۳ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۸:۲۸ (UTC)
موافق. به دلایل تارانت. --سندباد ۱۳ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۸:۳۵ (UTC)
- ادغام در مقاله نویسندهاش فکر خوبی است. مقاله آن شخص هم کاملتر میشود.--Taranet ۱۳ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۱:۱۹ (UTC)
- من هم با ادغام در مقاله علیاکبر عبدالرشیدی موافقم. --♣ محمددین سنچولی ♣ب ۱۳ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۲:۳۰ (UTC)
ادغام --امیررضا =) ۱۶ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۵:۲۵ (UTC)
ادغام با صفحه خود نویسنده Lord kavi ۱۸ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۶:۲۸ (UTC)
موافق. کتاب به خودی خود آنقدر سرشناس نیست که مقاله جدا داشته باشد.--♦ بهزاد مدرس ♦ ب ۲۳ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۷:۴۳ (UTC)
-
- یعنی با ادغام موافقید؟ یا کلاً با حذف مقاله.--♣ محمددین سنچولی ♣ب ۸ نوامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۴:۱۰ (UTC)
محمد شاهیدهپور
- –(نمایش نظرخواهی)
- (منابع: "محمد شاهیدهپور")
برچسب حذف به دلیل نداشتن وپ:سرشناسی خورده بود. --Taranet ۱۵ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۱:۵۵ (UTC)
مخالف مشروط به اینکه نام کتاب های تالیف شده توسط وی به مقاله اضافه شود.پوویا ۱۵ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۲:۰۹ (UTC)
مخالف مشخص است که سرشناس است (در ویکی انگلیسی هم مقاله دارد). --محسن عبدالهی ۲۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۵۴ (زهج)
مخالفاصلاً من نمی فهمم چرا باید در مورد سرشناسی رییس دانشکدهٔ مهندسی برق موسسه فناوری ایلینوی بحث شود. همین کافیست. ولی جوایز اش را هم اضافه می کنم. او فلوی IEEE است! متوجه اید؟ بعد می خواهید حذف اش کنید؟ --sicaspi ۱۶ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۵:۲۰ (UTC)
مخالف امیررضا =) ۱۶ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۵:۲۲ (UTC)
مخالف Lord kavi ۱۸ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۶:۲۹ (UTC)
مخالف جستجویی کوتاه موید جوایز ایشان و برجسته بودن به عنوان یک استاد دانشگاه (رییس دانشکدهٔ مهندسی برق موسسه فناوری ایلینوی) است--♦ بهزاد مدرس ♦ ب ۳۰ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۴:۲۷ (UTC)
موافق حذف: سرشناس نیست. لوک ۳۰ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۹:۴۸ (UTC)
علم حق و عدالت
مقاله نه منبع دارد نه مطلبی که خواندن آن چیزی بر دانش کسی بیافزاید. تنها سند وجود سازمان فقط هرزنامه هایی است که می فرستد. این سازمان غیر از رهبر آن ابراهیم میرزایی که خود را پروفسور و دکتر می خواند و یک ورزشکار قدیمی است، هیچ عضو شناخته شده ای ندارد و سال هاست که کسی او را ندیده و معلوم نیست در قید حیات باشد یا خیر.Payamy ۲۸ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۸:۰۰ (UTC)
- موافق حذف: در شرایط فعلی بهتر است که این مقاله ناقص و بدون منابع معتبر حذف شود. ترانه جوانبخت ۳۰ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۰۲:۴۴ (UTC)
- من اسم آن را به واسطهٔ هرزنامههای رایانامهیی و نیز در مجلهیی از مجلات داخل ایران که به معرفی گروههایی از این دست میپرداخت شنیدهام، اما مقالهٔ کنونی منابع کافی نمیدارد. --Wayiran (ب) ۳۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۰:۵۳ (UTC)
بهتر است حذف شود، چون هیچ منبع معتبر و مرجع تأیید کننده ای ندارد. این سازمان یک نفر بیشتر ندارد. در شأن ویکیپدیا به عنوان یک رسانه بین المللی نیست که مطالب بی منبع را در بازدید عموم بگذارد.—پیام امضا نشدهٔ قبلی توسط 80.66.182.194 (بحث • مشارکتها) نوشته شدهاست.
- حذف شود به دلیل عدم سرشناسی--Sheytoon ۲۸ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۶:۰۹ (UTC)
موافق--فرزاد خلیفه ۳ نوامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۹:۴۶ (UTC)
پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
- حذف شود. دلیل سرشناسی--Sheytoon ۲۸ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۶:۱۶ (UTC)
- موافق حذف -- نه منبع درست و حسابی دارد و نه موضوع قابل توجه و سرشناسی است. Cobain ۲۹ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۱:۰۳ (UTC)
- مخالف حذف -- جستجویی کوچک نمودم. نشریات متعددی مانند خراسان، قدس، نشریه حوزه، خبرگزاری ایسنا، ایبنا (خبرگزاری کتاب) ... به این پژوهشگاه پرداخته اند. در ویکی انگلیسی همین میزان پوشش برای ماندن نوشتار کافی است.--♦ بهزاد مدرس ♦ ب ۳۰ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۴:۳۴ (UTC)
مخالف و موافق با بهزاد مدرس. امیررضا =) ۳۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۱۰ (UTC)- حذف شود. دلیل سرشناسی--Sheytoon ۲۸ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۶:۱۵ (UTC)
رضا گلپور
- –(نمایش نظرخواهی)
- (منابع: "رضا گلپور"— اخبار، گوگل بوکز، گوگل اسکالر)
سرشناسی Sheytoon ۲۹ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۵:۴۶ (UTC)
مخالف یک نویسنده است با جند اثر و سابقه سیاسی به نظر سرشناسی کافی دارد--ارادتمند حامدبحث، (۷ آبان ۱۳۸۸) ۲۹ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۵:۵۹ (UTC)
موافق حذف: سرشناس نیست. لوک ۳۰ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۹:۴۷ (UTC)
مخالف کتابش، دادگاهش، نامه نگاریاش به شریعتمداری و... همه پوشش رسانهای داشتهاند.--همان ۸ نوامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۳:۳۳ (UTC)
میخائیل گوسف
احساس میکنم که این مقاله فاقد ارزش دانشنامه ای و بیشتر شبیه تحمت تهمت به میخائیل گوسف است خود آقای میخائیل گوسف هم شخص مهمی نیست.
درخواست دارم حذف شود--حامدبحث، (۵ آبان ۱۳۸۸) ۲۷ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۶:۱۰ (UTC)
حذف: خود شخص سرشناس نیست. چند خط اول نوشتار هم فقط یک سری ادعاهای اثبات نشده علیه یک فرد است که مرجعی جز یکسری وبلاگ در مورد آن نیافتم. بقیه نوشتار هم مستقیما ربطی به نوشتار ندارد و می تواند در نوشتاری دیگر با ذکر منبع آورده شود.--♦ بهزاد مدرس ♦ ب ۲۷ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۵۴ (UTC)
حذف شود. --احسان ۲۷ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۲:۴۴ (UTC)
موافق سرشناسی--محمد رضا ۸ نوامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۰:۵۹ (UTC)
محمد سعيدزاده
سرشناسی. این بخش خیلی جالبه:
در سالهای ۷۶–۷۵ به هنگام خرید مجله ایران فردا، فروشنده آن را در یک روزنامه میپیچید و به دست او میداد و تاکید میکرد که «پسرم! مواظب باش! اگر این مجله را در خیابان در دست تو ببینند، به تو آسیب میرسانند!» ؛ و این کنجکاوی نوجوانانه در ذهن او ماند تا در اواخر سال ۱۳۷۷، به هنگام سخنرانی سید محمدرضا خاتمی در مسجد الجواد لاکانی رشت، چوب افراد موسوم به گروه فشار و یا لباس شخصیها بر سر وی نیز فرود آید تا شاید اندکی با مناسبات سیاسی - اجتماعی آن روز ایران آشنایی پیدا کند.--همان ۳۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۵:۱۵ (UTC)
موافق جدای از متن غیرداشنامهای و جالب مقاله، فرد مورد نظر اصلا سرشناس نیست.--آبتین ۳۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۵:۳۶ (UTC)
موافق و موافق با نظر آبتین. امیررضا =) ۳۱ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۱۳ (UTC)
موافق حذف، غیر دانشنامهای و بدون منبع و در سرشناسی هم مشکوک میزند.--♣ محمددین سنچولی ♣ب ۱ نوامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۱:۴۴ (UTC)