ویکی‌پدیا:درخواست برابر فارسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو


Archive
بایگانی‌ها
بایگانی ۱

Paramount Pictures, Food Court, Dystopia, Event Horizon, Motor Neurone, set director, Act of Union, Markgraf, Op Art, County, Pledge_drive, Dyslexia, Levant, Megalith, debuccalization

بایگانی ۲

Cross-compilation, چند اصطلاح ریاضی, en:Heartagram, Ergative, Specification, parody, uninstall, چند واژه مربوط به تاریخ‌نگاری, logograph و logographer, ویکی‌پدیا:پروژه سکس‌شناسی, واژه‌های آخرالزمانی !, from scratch, script, , cross-platform, معادل hash در علوم رایانه, اخلاق, computing, User interface, دیسکوگرافی, Abugida, Glacier, DRIVETRAIN یا POWERTRAIN, velomobile یا bicycle car, Tandem bicycle, Freight trikes, Trike rickshaws, Trikebayan, فرش یا قالی؟, گونه‌های دوچرخه, rider یا riding, ریشهٔ شیمی, میکروارگانیسم و ارگانیسم, شهر Arezzo, mary of bethany, Osthanes یا کوروش سپیدمه, Ctesias, کتاب‌سوزی, Samaria, Jonathan

بایگانی ۳

Pre-Raphaelite Brotherhood یا (به فرانسه) Préraphaélisme, Proskynesis, transclusion, Anthroposophy, Organized crime, Inflection, Ge'ez language, Phonogram

بایگانی ۴

Vault, میکروارگانیسم و ارگانیسم, , اکسپدیشن, Feature film, درخواست برابر فارسی, Hammered dulcimer, Paradox, My list, برابر expendable, کارنامه, ایزوگام, ژورنالیسم, حذف؟, Stealth technology, فارسی‌سازی چند کلمه یا حرف, Oval Office؟, نایب‌السلطنه مونث, سندیکالیست, Pliny, Lemma (linguistics), Vacuum deposition, knowledge base and FAQ, واژگان=Terminology؟,همکاری برای حل مشکل در زبان‌شناسی,, نمایشگر Head-up display یا HUD, Findability و Memorability, یوتانازی, یک نکتهٔ زبان‌شناختی, Eurocentrism, Vacuum tube, Osthanes, Robatic, Lander, JPL, اینها چی؟, Screen Actors Guild Awards, تلفظ صحیح, Half cell, en:Pacific Coast Ranges, en:County, The classical unities or three unities, dielectric heating, think tank, logogram, civic?, chelate, Horatii و Sabine, Isogloss, در ویکی‌پدیا Navigation Box, Transclusion, #ifexist, preload, Autocephaly, Mehakelegnaw Zone, Io, Assault rifle

بایگانی ۵

رده Military، کولر گازی، futurama، Sensitization، Municipality، Gadiformes، bestseller، دکترین پیرامون؟، نقاب و ماسک، سازمانهای NIH و ...، cheerleader و cronyism، رتبه‌بندی دیپلماتیک، web syndication، Aggregator، Zendj، MP3 player - Portable media player، Phonorecord، Laconic-ایجاز و سخنوری-Rhetoric، Feel free to ..

بایگانی ۶

logical checks، malware، Professor، Estates-General، میم یا meme، Nancy Chodorow، تلفظ اسم دانمارکی: Jorn Barger، Vault، اینها چطور؟، Porsche، Sports Car، Macaulay Culkin، اریش یا اریک ؟ کوئتزی یا کوئتزه؟، Battleship، National Board of Review Awards، stroke in swimming، late night talk show، parking، Declan Galbraith، endowment، Dancing Beijing، Template:Infobox Former Country، türbe یا turbe، Roche lobe، Thesaurus، empire، Rhahzadh، چند واژه زبانشناسی : homonyms، Homophones، Heteronyms، Homographs، Dutch Empire، Evolution of the British Empire، status bar، Bestseller یا Best-selling book، Sadhu، Head of Public Outreach، shot from a pistol، Wikipedia:Version ۱٫۰ Editorial Team، برابر نام وزن‌های تکواندو، نام یک کتاب

بایگانی ۷

Cross-compilation, Specification, parody, uninstall

بایگانی ۸

Cross-compilation, Specification, parody, uninstall


این جعبه: نمایشبحثویرایش


محتویات

[ویرایش] برابر این اصطلاح

برابر عنوان این مقاله چه می‌شود؟ لئونیداس (بحث) ‏۷ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۴:۰۱ (UTC)

یکی چیزی تو مایه‌های وزیرالوزرا ما هستش، کاملا افتخاری هستش و ارزش سیاسی ندارد. --پویان (بحث) ‏۷ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۴:۰۶ (UTC)
سپاس. مایه‌اش را می‌دانم اما به نظرتان آوردن برگردان وزیرالوزرا در مقاله لرد جرج براون مناسب است؟! به جعبه اطلاعات نسخه انگلیسی‌اش لطفا نیم نگاهی بیاندازید. تازه این اصطلاح در رده‌بندی هم باید به کار رود. لئونیداس (بحث) ‏۷ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۴:۱۹ (UTC)

ترجمش میشه===> دبیر اول امور خارجه و اصلا افتخاری نیست!!!!!شما لطفا اینجا رو ببینید. خط اول متن انگلیسی نامه رو ملاحظه بفرمایید. سمت هیلاری کلینتون که وزیر امور خارجه هست رو Secretary of state ترجمه کردند.. پیروز باشید.. --jasmine بحث ‏۸ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۵:۵۳ (UTC)

نه مقاله را که بخوانید متوجه می‌شوید با وزارت خارجه مورد نظر شما State Gov فرق دارد. من خیلی گشتم، وزیر ارشد ممکن است بهتر از وزیرالوزرا باشد. --پویان (بحث) ‏۸ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۶:۰۰ (UTC)
به هر حال من هر جا دیدم با نام دبیر اول امور خارجه ترجمه شده بود.. حتی توی دیکشنری گوگل... در انواع مختلف متن‌های سیاسی خارجی هم اینطور ترجمه شده... بله جناب پویان فکر می‌کنم وزیر ارشد خیلی بهتر از وزیرالوزرا باشه... وزیرالوزرا دیگه الان استفاده نمیشه و رایج نیست. --jasmine بحث ‏۸ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۶:۰۵ (UTC)
+ راستی، سمت state governor که اشاره فرمودید میشه فرماندار ایالتی نه دبیر اول امور خارجه. در انتهای خط دوم مقاله نوشته شده:most notably as Foreign Secretary, in the Labour Government of the 1960s که ترجمش هست:که مهمترین آنها(عنوان‌ها) عبارتست از دبیر اول امور خارجه حزب کارگر در دههٔ ۱۹۶۰. در جمله قبلش هم اشاره به سمت‌های مختلف در کابینه شده. --jasmine بحث ‏۸ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۶:۲۴ (UTC)
ببخشید من الان اصلا وقت ندارم و باید بروم. بعدا مورد کوچکی در خصوصش می‌گویم. با تشکر از هر دوی شما. لئونیداس (بحث) ‏۸ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۶:۱۲ (UTC)
در اینکه این سمت افتخاری است و مربوط به امور خارجه می‌شود شکی نیست این‌ها به وضوح در مقاله انگلیسی‌اش هم گفته شده. تا آن‌جا که من می‌دانم فقط کارمندان دیپلماتیک نظیر رایزن‌ها یا دبیرها دارای الویت‌ها و درجه‌هایی نظیر (اول،دوم و سوم) هستند. ندیده‌ام در وزارت امورخارجه کسی را دبیر اول بنامند. حتی عنوان ارشد هم برای وزیر مبهم است و خالی از مفهوم، عنوان ارشد بیش تر در خصوص مشاوران به کار می‌رود. به نظرم من این اصلاح از موارد لاینحل زبان فارسی است و ما هنوز برای این عنوان معادلی نداریم. لئونیداس (بحث) ‏۱۱ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۲۲:۳۶ (UTC)
سمت مشابهی برای قدیمی‌ترین و باتجربه‌ترین سفیر بین سفرای حاضر در یک کشور وجود دارد که به آن «شیخ السفرا» می‌گویند. با توجه به این که فلسفه این پست هم تقریبا مشابه است و برابر جاافتاده فارسی هم ندارد، می‌شود به اقتباس از آن شیخ‌الوزرا نامیدش.--همان (بحث) ‏۱۲ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۱:۲۳ (UTC)
در رابطه با وزرات خارجه فکر نکنم صحیح باشد، چون لرد مندلتون که قبل از آقای هاگ این سمت را برعهده داشته‌است، وزیر بازرگانی بوده احتمالا.--پویان (بحث) ‏۱۲ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۱:۳۴ (UTC)
جناب پویان ببخشید، متوجه منظورتان نمی‌شوم اینکه لرد مندلسون زمانی وزیر بخش بازرگانی و تجارت بوده چه ارتباطی دارد به ترجمه این عنوان؟ به نظرم برگردان جناب همان (مقدم‌الوزرا) خوب است البته در جریان هستید که داریم عنوان من درآوردی درست می کنیم.مقدم‌السفرا داریم اما مقدم‌الوزرا تاکنون خیر. درست است که مقدم‌الوزرا عنوانش کمی شبیه وزیر ارشد است اما اگر به فلسفه مقدم‌السفرا دقت کنیم (از جهت طولانی‌ترین مدت ماموریت در کشور پذیرنده، از جهت اینکه در حضور و تشریفات رسمی پیشرو هیئت‌های دیپلماتیک است و نکته‌ای که نظر من را برای ایجاد تطابق بین این دو واژه بیش‌تر جلب کرد این است که مقدم‌السفرا هنگامی که منافع مشترک دیپلمات‌ها به خطر می‌افتد نمایندگی هیئت‌های دیپلماتیک را بر عهده می‌گیرد، دو سه خط آخر لید این مقاله هم تقریبا چیزی تو همین مایه‌ها را می‌رساند) عنوان مشابه مقدم‌الوزرا برایش بهتر است. لئونیداس (بحث) ‏۱۲ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۳:۳۳ (UTC)

دقت کنید که Secretary of state در آمریکا هیچ ربطی به انگلیس ندارد. Secretary of state در آمریکا وزارت امور خارجه است علت اینکه اسمش به کارش نمی‌خورد این است که در گذشته کارش خیلی وسیعتر از صرفا امور خارجه بوده ولی به مرور اختیاراتش کم شده و تقریبا به وزارت امور خارجه تبدیل شده ولی اسمش را دیگر تغییر نداده‌اند. یک نکته اینکه Secretary را به هیچ وجه نباید دبیرخانه ترجمه کرد. کلا در ترجمه عناوین انگلیسی و آمریکایی خیلی نباید به معنی اسمشان توجه کرد. در این صورت باید Secretary of state را باید بگوئیم دبیرخانه دولت و هیلاری کلینتون می‌شود دبیر دولت یا منشی دولت. سیستم حکومتی و قانون اساسی آن‌ها بسیار قدیمی است و تغییراتشان بسیار تدریجی و جزئی بوده. اسامی آن‌ها هم بر اساس حوزه اختیارات و وظایفی که در گذشته داشته‌اند انتخاب شده و بعدها کارشان تغییر کرده ولی دیگر اسم‌ها را تغییر نداده‌اند. مثلا فرض کنید حکومت قاجار در ایران باقی می‌ماند و به تدریج اصلاح می‌شد و مثلا «اداره صرف جیب مبارک» می‌شد بانک مرکزی، الآن خارجی‌ها نباید ترجمه تحت‌اللفظی می‌کردند باید همین Central Bank می‌گفتند.--همان (بحث) ‏۱۳ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۵:۰۷ (UTC)

[ویرایش] برابر Glamour و Stock

درود! برابر و معادل برای en:Glamour photography و همچنین en:Stock photography با احترام --Mamad TALK ‏۱۲ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۴:۰۷ (UTC)

Glamour photography را دیده‌ام عکاسی گلامور برگردان کرده‌اند، عکس‌برداری اغواکننده هم شاید بد نباشد. برای Stock photography شاید عکاسی مجلسی برابر درخوری باشد. __Âriobarzan ‏۱۲ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۴:۳۲ (UTC)
گلامور حق واژه را ادا نمی‌کند و همچنین اغواکننده و جز اینها، واژهٔ معادلی هنوز در زبان فارسی برایش ایجاد نشده، فعلا با همین گلامور می‌سازیم تا ببینیم چه خواهد شد. استاک هم مثلا در ویکی پرتقالی دیدم عکاسی بانکی ترجمه کرده اند! یعنی منظور از استاک را بانک، بورس و از این قبیل معانی دانسته‌اند؛ در ویکی انگلیسی چنین توضیح داده «عکاسی استاک به عکاسی‌ای که مجوز برای استفاده های خاص عرضه کند گفته می‌شود.» (ترجمه تحت‌اللفظی‌ست) --Mamad TALK ‏۱۲ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۷:۵۳ (UTC)
منظور از بانک در زبان‌های لاتین اگر اشتباه نکنم یکی هم مراسم ویژه و مجالس خاص است. __Âriobarzan ‏۱۲ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۱:۰۴ (UTC)
در حرفه عکاسی واژه Stock به این معناست که مجموعه عکس ها به منظور استفاده آتی جمع آوری و انبار می شوند تا در صورت احتیاج خریداری شوند و مورد استفاده قرار گیرند. عکاسی برای فروش شاید مفهوم را بسادگی و بدور از گمراه کردن ذهن برساند.Amiralis (بحث) ‏۱۲ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۳:۴۴ (UTC)
ممنون. گمان کنم برابر بایسته‌ای باشد ولی اگر کوتاه‌تر باشد و در یک واژه بگنجد زیباتر خواهد بود. Mamad TALK ‏۱۲ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۶:۲۳ (UTC)

[ویرایش] درخواست

درود. برابر و معادل Convenience store و Gastronomy با احترام.Roozitaa (بحث) ‏۲۲ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۲۳:۵۸ (UTC)

درود. «فروشگاه محلی» و «خوراک‌شناسی» به نظرم می‌رسد. — دالبا (گفتگو) ۳ بهمن ۱۳۹۰ ‏۲۳ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۴:۴۲ (UTC)
Convenience store معادل خرده‌فروشی (در مقابل عمده‌فروشی) است.--همان (بحث) ‏۲۷ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۱:۴۲ (UTC)
منظور از en:Convenience store سوپر یا مغازه‌های بدون تعطیل ۲۴ ساعته باز برای خرید روزمرهٔ جزئی است.Roozitaa (بحث) ‏۲۷ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۱:۴۸ (UTC)
تا آنجا که بنده اطلاع دارم، Convenience store همان خواربار فروشی (معادل Grocery store) است (در مقیاسی کوچک‌تر) و خرده‌فروشی و عمده‌فروشی به ترتیب معادل Retail و Wholesale هستند. همچنین به خواربارفروشی‌هایی که ۲۴ ساعته کار می‌کنند، Corner Store می‌گویند. ●مـهـران گفتمان● ‏۲۷ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۱:۵۹ (UTC)
الان به فرهنگ Webster و Oxford و Longman نگاه کردم، ظاهراً Convenience store هم ۲۴ ساعته کار می‌کند. بهترین تعریف را Longman نوشته بود:

a shop where you can buy food, alcohol, magazines etc, that is often open 24 hours each day

همچنین یک دیکشنری غیررسمی، آن را معادل mini-market و small grocery store دانسته بود. ●مـهـران گفتمان● ‏۲۷ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۲:۰۷ (UTC)
en:7-Eleven یک شبکه بزرگ از این نوع سوپرهاست. از نظر معنایی سوپر کوچک مدام باز است حالا اسم فارسی اش باید چی باشد.Roozitaa (بحث) ‏۲۷ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۲:۱۱ (UTC)
معادل فارسی آنچنانی ندارد، باید خودمان بسازیم! «مینی‌مارکت شبانه‌روزی» :) ●مـهـران گفتمان● ‏۲۷ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۲:۱۷ (UTC)
در بعضی قسمتهای امریکای شمالی(نه همه جا) معمولا مغازه های کوچک محلی یا مغازه های کنار پمپ بنزین ها را به این نام می خوانند. مردم از این محل ها برای خرید اجناسی مانند سیگار و الکل و مواد غذایی و تنقلات استفاده می کنند. درست است که بسیاری از همه این نوع مغازه ها شبانه روزی هستند اما بسیاری هم شبانه روزی نیستند. معادل دقیقی هم برای این کلمه در فارسی نداریم. واقعیتش همان بقالی ما نزدیکترین واژه معادلی است که به ذهنم می رسد. --♦ بهزاد مدرس ♦ ب ‏۸ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۷:۳۴ (UTC)
حق با شماست. معمولا ساعت های طولانی و در تمام روزها باز هستند اما لزوما شبانه روزی نیستند. --سعید (بحث) ‏۲۲ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۴:۳۹ (UTC)

[ویرایش] Rift

با درود، برابر فارسی این کلمه را کسی می‌داند؟--پویان (بحث) ‏۲۶ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۲۲:۰۰ (UTC)

درود. در متن‌های زمین‌شناسی برای آن برابر «کافت» به‌کار رفته و فرهنگستان هم در فهرست‌های خود همین برابر را تصویب کرده‌است.ماني (بحث) ‏۲۶ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۲۲:۰۳ (UTC)
دستت درد نکنه :).--پویان (بحث) ‏۲۶ ژانویهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۲۲:۰۹ (UTC)

[ویرایش] ترجمه

Facial air sacs under their skin cushion the impact with the water

نتونستم ترجمش کنم، از همکاران کمک می‌خوام. آقای مغز بحث ‏۲ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۰:۳۴ (UTC)

"کیسه‌های هوایی زیر پوستی صورت، در برخورد با آب به عنوان ضربه‌گیر عمل می‌کنند." یا "...از ضربه برخورد با آب می‌کاهند." Amiralis (بحث) ‏۲ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۰:۴۸ (UTC)
ممنون--آقای مغز بحث ‏۲ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۱:۲۳ (UTC)

[ویرایش] ترجمه تلفظ نام شخص

درود. Bruno César Correa نام یک فرد برزیلی است.می‌خواستم بدونم (برونو سزار کورئا) صحیح است یا (برونو سزار کوریا) چون دو دستگی وجود داره.باتشکر.--● AmirAli ● (بحث) ‏۸ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۷:۱۵ (UTC)

البته هیچکدام از دو نام پیشنهادی دقیقا مثل تلفظ نام در زبان اصلی نیست اما بهتر است آن نامی که بیشتر در متون فارسی مصطلح است را بکار ببرید.--♦ بهزاد مدرس ♦ ب ‏۸ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۷:۳۶ (UTC)

[ویرایش] چند اصطلاح و جمله صوتی

  1. Treat links like text در جمله : Treat links like text when reading. Any vocal indication of every link would disrupt the flow و مفهوم این جمله چیست؟
  2. Volume levels
  3. Mess up a take؟
  4. Sound levels
  5. formerly Cool Edit

--MehdiTalk ‏۹ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۷:۵۹ (UTC)

"در هنگام خواندن، پیوندها را نیز چون باقی نوشته ها بخوانید. هرگونه اشاره گفتاری به تک تک پیوندها باعث از هم گسیختگی در جریان خوانش خواهد شد." ...منظورشون اینه که وقتی به پیوندی رسیدید اشاره خاصی بهش نکنید (مثلا "حالا پیوند فلان"و..) و اون رو هم مثل باقی متن بخونید.
  1. Volume levels : حجم صدا (خروجی)
  2. Mess up a take؟ : برداشتی را خراب کردن (سوتی دادن!) (منظور در فرآیند ضبط فیلم یا صدا)
  3. Sound levels : سطح صداها (ورودی)
  4. formerly Cool Edit : فکر کنم در این زمینه منظورتون اشاره به برنامه Adobe Audition بوده که سابقا اسمش Cool Edit بوده و حالا عوض شده. Amiralis (بحث) ‏۱۰ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۶:۳۱ (UTC)
سپاس بسیار. بله اینها اصلاحات مرتبط به زیر صفحات وپ:ویکی‌پروژه نوشتارهای صوتی است که در حال وارد کردن و ترجمه‌شان می‌باشم.--MehdiTalk ‏۱۱ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۶:۲۲ (UTC)

[ویرایش] OST

ظاهراً اصطلاحی‌ست که برای موزیک‌های ارائه شده به صورت دمو یا با منبع باز انتشار یافته، کاربرد دارد. البته در ویکی انگلیسی یک صفحه ابهام‌زدایی برای این مخفف وجود دارد. ولی نمیدانم چه اصطلاح فارسی مناسبی میتوان برای Open Source Track بکار برد؟--MehdiTalk ‏۱۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۳:۲۵ (UTC)

OS که همان متن‌باز خودمان است، باید برای ‎Track (CD)‎ معادلی یافت، فکر می‌کنم در فارسی روزمره از خود «ترک» استفاده می‌شود، یعنی می‌شود «ترک متن‌باز»، مگر اینکه بخواهیم معادل بهتری برای ترک پیدا کنیم. — دالبا (گفتگو) ۲۶ بهمن ۱۳۹۰ ‏۱۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۳:۴۸ (UTC)
متاسفانه همان کلمه متن باز، خودش گمراه کننده و ابهام‌آمیز است. متن شعر یا همان لیریکش آزاد است یا کل میوزیک با محتویاتش؟ میخواهم عنوان مناسبی برای تراک‌های صوتی در اینجا بیابم. مثلاً بجای City Hunter OST Part 1 چه می‌شود نوشت؟ بخش اول ترک‌های صوتی متن باز سریال شکارچی شهر؟ کمی طولانی و نافرم نیست؟--MehdiTalk ‏۱۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۴:۰۳ (UTC)
البته اصل انگلیسی‌اش هم چندان به‌فرم نیست:
City Hunter Open Source Track Part 1
بخش ۱ ترک متن‌باز شکارچی شهر
اگر اینگونه مقایسه کنیم فارسی‌اش کوتاه‌تر هم می‌شود :) — دالبا (گفتگو) ۲۶ بهمن ۱۳۹۰ ‏۱۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۴:۱۰ (UTC)
سلام، با توجه به موضوع فکر می‌کنم این OST بیشتر باید معادل Original Soundtrack باشد. و اگر اشتباه نکرده باشم معادلش را می‌توان موسیقی متن فیلم یا در اینجا سریال در نظر گرفت. پرشیانا ‏۱۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۴:۱۶ (UTC)
با تشکر از هردوی شما عزیزان. واقعاً یک مخفف چقدر گیج‌کننده شده است. چه کاربردهایی دارد این OST. :) آنچه جناب پرشایانا فرمودند را وارد میکنم. بدلیل آنکه عناوین ذکر شده در جدول، دقیقاً همان موسیقی های متن فیلم هستند.--MehdiTalk ‏۱۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۹:۳۴ (UTC)

[ویرایش] واژه‌ای از مصر باستان

درود بر همگی. این شی به عنوان نوعی تعویذ در مصر باستان مورد استفاده قرار می‌گرفته و همانند سوسک سرگین گردان است. در ویکی عربی به آن جعل می‌گویند. در واژه‌نامه‌ی دهخدا واژه‌ای به نام «گوگال» برایش آورده شده (البته برای جانور نه آن شی!). من تاکنون در متن‌های به زبان پارسی که تاکنون درباره مصر باستان دیده‌ام به آن بر نخورده‌ام. باسپاس -- نوژن (بحث) ‏۲۵ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۲۲:۲۸ (UTC)

ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
چاپ/برون‌بری
جعبه‌ابزار