ویکی‌پدیا:درخواست برابر فارسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو



Archive
بایگانی‌ها
بایگانی ۱

Paramount Pictures, Food Court, Dystopia, Event Horizon, Motor Neurone, set director, Act of Union, Markgraf, Op Art, County, Pledge_drive, Dyslexia, Levant, Megalith, debuccalization

بایگانی ۲

Cross-compilation, چند اصطلاح ریاضی, en:Heartagram, Ergative, Specification, parody, uninstall, چند واژه مربوط به تاریخ‌نگاری, logograph و logographer, ویکی‌پدیا:پروژه سکس‌شناسی, واژه‌های آخرالزمانی !, from scratch, script, , cross-platform, معادل hash در علوم رایانه, اخلاق, computing, User interface, دیسکوگرافی, Abugida, Glacier, DRIVETRAIN یا POWERTRAIN, velomobile یا bicycle car, Tandem bicycle, Freight trikes, Trike rickshaws, Trikebayan, فرش یا قالی؟, گونه‌های دوچرخه, rider یا riding, ریشهٔ شیمی, میکروارگانیسم و ارگانیسم, شهر Arezzo, mary of bethany, Osthanes یا کوروش سپیدمه, Ctesias, کتاب‌سوزی, Samaria, Jonathan

بایگانی ۳

Pre-Raphaelite Brotherhood یا (به فرانسه) Préraphaélisme, Proskynesis, transclusion, Anthroposophy, Organized crime, Inflection, Ge'ez language, Phonogram

بایگانی ۴

Vault, میکروارگانیسم و ارگانیسم, , اکسپدیشن, Feature film, درخواست برابر فارسی, Hammered dulcimer, Paradox, My list, برابر expendable, کارنامه, ایزوگام, ژورنالیسم, حذف؟, Stealth technology, فارسی‌سازی چند کلمه یا حرف, Oval Office؟, نایب‌السلطنه مونث, سندیکالیست, Pliny, Lemma (linguistics), Vacuum deposition, knowledge base and FAQ, واژگان=Terminology؟,همکاری برای حل مشکل در زبان‌شناسی,, نمایشگر Head-up display یا HUD, Findability و Memorability, یوتانازی, یک نکتهٔ زبان‌شناختی, Eurocentrism, Vacuum tube, Osthanes, Robatic, Lander, JPL, اینها چی؟, Screen Actors Guild Awards, تلفظ صحیح, Half cell, en:Pacific Coast Ranges, en:County, The classical unities or three unities, dielectric heating, think tank, logogram, civic?, chelate, Horatii و Sabine, Isogloss, در ویکی‌پدیا Navigation Box, Transclusion, #ifexist, preload, Autocephaly, Mehakelegnaw Zone, Io, Assault rifle

بایگانی ۵

رده Military، کولر گازی، futurama، Sensitization، Municipality، Gadiformes، bestseller، دکترین پیرامون؟، نقاب و ماسک، سازمانهای NIH و ...، cheerleader و cronyism، رتبه‌بندی دیپلماتیک، web syndication، Aggregator، Zendj، MP3 player - Portable media player، Phonorecord، Laconic-ایجاز و سخنوری-Rhetoric، Feel free to ..

بایگانی ۶

logical checks، malware، Professor، Estates-General، میم یا meme، Nancy Chodorow، تلفظ اسم دانمارکی: Jorn Barger، Vault، اینها چطور؟، Porsche، Sports Car، Macaulay Culkin، اریش یا اریک ؟ کوئتزی یا کوئتزه؟، Battleship، National Board of Review Awards، stroke in swimming، late night talk show، parking، Declan Galbraith، endowment، Dancing Beijing، Template:Infobox Former Country، türbe یا turbe، Roche lobe، Thesaurus، empire، Rhahzadh، چند واژه زبانشناسی : homonyms، Homophones، Heteronyms، Homographs، Dutch Empire، Evolution of the British Empire، status bar، Bestseller یا Best-selling book، Sadhu، Head of Public Outreach، shot from a pistol، Wikipedia:Version ۱٫۰ Editorial Team، برابر نام وزن‌های تکواندو، نام یک کتاب

بایگانی ۷

Cross-compilation, Specification, parody, uninstall

بایگانی ۸

Cross-compilation, Specification, parody, uninstall

بایگانی ۹

Secretary of state, Glamour و Stock, Convenience store و Gastronomy , Rift , OST , seal , aerodrome, airstrip, airfield, or airport لغات مورد استفاده در پروژه فرودگاه‌ها, Motorsport season

بایگانی ۱۰
بایگانی ۱۱
بایگانی ۱۲
بایگانی ۱۳
بایگانی ۱۴
بایگانی ۱۵
بایگانی ۱۶
بایگانی ۱۷
بایگانی ۱۸
بایگانی ۱۹
بایگانی ۲۰
بایگانی ۲۱

این جعبه: نمایشبحثویرایش

Chairman and President[ویرایش]

درود معنی Chairman و President چیه؟ شاید اولی بشه رییس هییت مدیره و دومی هم شاید بشه مدیر. لطفا راهنمایی کنید. ممنونم Peredhil (talk) ‏۸ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۲۹ (UTC)

Chairman به معنای رئیس board of directors یا همان هیئت مدیره است. President مدیر نمی‌شود، بلکه رئیس می‌شود. مدیر برابر manager است. -- نوژن (بحث) ‏۱۹ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۲۳:۰۷ (UTC)

@نوژن عزیز پس Chairman میشه رییس هیئت مدیره و President هم میشه رییس؟ در هر سایتی رفتم یک چیزی نوشته بود سردرگم شدم. Peredhil (talk) ‏۲۱ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۵۴ (UTC)

chairman فقط در شرکتها به معنی رئیس هیئت مدیره است در جاهای دیگر همان رئیس است. مثلا در اجلاس‌های بین‌المللی جلوی میز شخصی که جلسه را اداره می‌کند نوشته chairman و واضح است که نمی‌شود گفت رئیس هیات مدیره فلان اجلاس سازمان ملل. President اغلب به رئیس‌جمهور گفته می‌شود ولی جاهای دیگر هم ممکن است به رئیس خود president بگویند. --همان (بحث) ‏۲۱ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۳۶ (UTC)
@Peredhil از آنجا که کانتکست شما در ظاهر مربوط به رده‌های موجود در شرکت‌ها است، دیگر معانی (همچون رئیس جمهور) خارج از بحث ما هستند. طبق تعریف رسمی chairman و president در شرکت‌ها، برابرهایی که گفتم مناسب هستند. البته این را در نظر داشته باشید که تارنماهای مختلف گاه برابرهای یکسانی برای مفاهیم جدا از هم قرار می‌دهند؛ برای نمونه، chief هم گاه به سادگی مدیر بازگردانی می‌شود در حالی که chief و President و Chairman با هم تفاوت دارند. -- نوژن (بحث) ‏۲۱ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۲۱:۲۸ (UTC)

מהומות מנהרת הכותל[ویرایش]

מהומות מנהרת הכותל شورش تونل دیوار ترجمه‌ی کلمه‌به‌کله‌ی این عبارت است.--Reza amper (بحث) ‏۹ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۰۷:۱۴ (UTC)

Flag[ویرایش]

درود
معني كلمه پررنگ در اين متن چيه؟

Ideally, measurements should be presented using the { {'convert}} template, which automatically converts units between formats and handles the presentation of units. In this case, use the |abbr=on flag to ensure that units are presented in their short forms.

 Peredhil (talk)  ‏۱۳ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۱:۴۲ (UTC)
این مربوط می‌شود به زبان انگلیسی که برخی از آنها واحدهای متریک را بلد نیستند و برخی هم واحدهای امپریال و این میگوید با این الگو هر دو آنها را به صورت اختصاری بنویسید. در فارسی همه می‌دانند ۶۹.۵ کیلوگرم یعنی چه و لازم نیست در پرانتر بیاید ۶۹ کیلو (۱۴۵ پوند و ۴ سنگ).--همان (بحث) ‏۱۸ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۲۱:۱۷ (UTC)

Umm an Nasan and Umm as sabban[ویرایش]

درود
Umm an Nasan و Umm as sabban نام جزایری از بحرین است. اگر بخواهیم به فارسی برگردانیم چه میشوند؟ Peredhil (talk) ‏۱۸ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۱۷ (UTC)

ام النعسان و ام الصبان--همان (بحث) ‏۱۸ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۲۰:۵۹ (UTC)
البته اسامی خاص که ترجمه نمی شود!--سید (بحث) ‏۱۹ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۳۱ (UTC)

مفهوم[ویرایش]

درود
معنی

Fingolfin, king upon Maedhros renouncing his claims

چیست؟ Peredhil (talk) ‏۱۰ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۳۰ (UTC)

"فینگلوفین، پادشاه مادورس دعوی [پادشاهی‌اش] را دوباره اعلام کرد" -- Javid44 MSG ‏۱۹ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۲۵ (UTC)

@Javid44 خیلی ازتون ممنونم ولی واضح تر از این نمیشه؟ درضمن upon چی میشه؟ بر مایدروس ... چی؟ اون King اول جمله به چی اشاره داره؟ می تونید یه کم توضیح بدید. Peredhil (talk) ‏۱۹ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۳۴ (UTC)

متاسفانه جمله یک مقدار گنگ هست (شاید برای من)! "upon" به صورت عادی معنی "بر" و "روی" رو میده اما با توجه به متن، "تسلط داشتن بر روی چیزی" معنی میشه. "king" در اینجا و در هر کجای دیگه‌ای معنی پادشاه رو میده و اشاره می‌کنه به شخص فینگلوفین. یادتون باشه تفاوت‌هایی بین "پادشاه" و "فرمانروا" هست. البته الان که بیشتر فکر می‌کنم می‌بینم ترجمهٔ مناسب‌تر "شاه" هست. منظور از متن اینه که "فینگلوفین که شاه مایدروس هست، دعوی خودش (که به احتمال زیاد منظور همان حق پادشاهی اون بر سرزمین‌های دیگه‌ای هست - اگر کل متن رو بخونم میتونم به طور قطعی بگم) رو دوباره اعلام کرد.". البته این جمله‌ای که شما دادین مشخصا کامل نیست. اگه بتونین بقیه جمله رو هم بدین شاید بشه براش ترجمهٔ روان‌تری پیدا کرد. -- Javid44 MSG ‏۱۹ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۰۲ (UTC)

مشکل اینه که میشه متوجه شد اما سخت میشه به فارسی برگراند. به هر حال این جمله در مقاله [en:Noldor]] وجد داره. Peredhil (talk) ‏۱۹ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۱۲ (UTC)

renounce به معنای رد کردن است. جمله را می‌توان چنین بازگردانی کرد: «فلانی، شاه بهمانی که ادعاهای او را رد کرد». upon گنگ است. -- نوژن (بحث) ‏۱۹ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۲۳:۱۷ (UTC)

منظور اینست که در پی دست بر داشتن Maedhros از ادعای تاج و تخت، Fingolfin شاه شد. --1234 (بحث) ‏۱۹ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۲۳:۲۲ (UTC)

باید داستان را دانست تا معنای آن را متوجه شد. اینجا upon به معنی به محض است. فینگلوفین از وقتی شاه شد که مادورس از ادعای تاج و تخت دست کشید.--همان (بحث) ‏۲۰ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۰۰:۴۹ (UTC)

با مراجعه به داستان و كمي تامل درست ترين جمله همانيست كه جناب@همان مي گويند ممنونم بدون كمك شما دوستان سخت مي شد معني كرد. خيلي ازتون ممنونم. Peredhil (talk) ‏۲۰ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۷:۰۳ (UTC)

Atom[ویرایش]

درود
دقیقا معنی قسممت پررنگ چیست؟

The temperature of an ideal monatomic gas is a measure of the average kinetic energy of its atoms. The size of helium atoms relative to their spacing is shown to scale under 1950 atmospheres of pressure.The atoms have a certain, average speed, slowed down here two trillion fold from room temperature.

Peredhil (talk) ‏۲۱ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۱:۰۲ (UTC)

درباره ی هلیم مایع است؟ می گوید میانگین سرعت این اتم ها (در این دما) ، نسبت به دمای اتاق دو تریلیون بار کمتر است مشکلی دارد؟ --1234 (بحث) ‏۲۱ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۲۲:۳۱ (UTC)

این متن برای این [۱]مقاله هست. ترجمه دقیق این متن چیه؟ چون سعی دارم ترجمه هام در عین روانی دقیقا مانند متن انگلیسیش باشه.:) Peredhil (talk) ‏۲۲ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۰۸:۳۷ (UTC)

میانگین سرعت این اتم ها (در این دما) ، نسبت به دمای اتاق دو تریلیون بار کمتر است

سلام[ویرایش]

این اسم رو به فارسی چطور می نویسند؟ david ogden stiers Lovej (بحث) ‏۲۱ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۵۱ (UTC)

سلام @Lovejعزیز دیوید اگدن ستیرز Peredhil (talk) ‏۲۱ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۵۷ (UTC)
ضمن تایید سخنان Peredhil عزیز، دیوید اگدن استیرز نوشته شود خواناتر خواهد بود. ارژنـگ ‏۲۲ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۵۱ (UTC)

Continuation War[ویرایش]

دوستان به نظر شما من Continuation War را چه معنی کنم؟نبرد ادامه؟؟؟؟!!!!▬ کاربر:Alishahss75ali/بحث ‏۲۲ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۸:۴۶ (UTC)

این جنگ به این خاطر به این صورت نام‌گذاری شده که ادامه‌ای برای جنگ زمستانی بوده. بنابراین، جنگ تداوم، جنگ پس‌آیند، جنگ استمرار و ... می‌شه اون رو ترجمه کرد. -- bkouhi (بحث) ‏۲۲ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۰۸:۵۸ (UTC)
همچنانکه bkouhi عزیز توضیح دادند، فنلاند باوجود دریافت انبوه کمک‌ها از آلمان نازی مدعی بود که این جنگ ادامه جنگ زمستان است و ربطی به جنگ جهانی دوم ندارد. پس بنظر عنوان ادامه جنگ نیز می‌تواند عنوان قابل قبولی باشد. ارژنـگ ‏۲۲ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۴۶ (UTC)
در ضمن تأیید دوستان فوق و با در نظر داشتن دانشی که آنها در این رابطه به بنده افزودند، در نتیجه به علاوه می‌توان تصور کرد این نام یک حالت اسم‌خاص داشته‌باشد، در نتیجه می‌توان از آن با عنوان "جنگ ادامه‌" یا "جنگ‌های ادامه" نام برد. یا مثلاً اگر نیاز بود (که به نظرم نیازی نیست) می‌توان گذاشت "جنگ ادامه (ادامه‌ای برای جنگ زمستانی)" یا "جنگ ادامه (ادامه جنگ زمستان)"، حالا فارسی‌تر ادامه چی‌هست، اگر واژگان فارسی‌ترِ خوبی نیز بود می‌توان جایگزین واژهٔ ادامه گردد... موفق‌باشید KhabarNegar خبرنگار ‏۲۲ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۴۴ (UTC)

نام این شخص[ویرایش]

سلام.نام این شخص رو چطور بنویسم؟ Jonah Falcon Lovej (بحث) ‏۲۲ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۲۱:۲۵ (UTC)

جونا فالکن. __Âriobarzan ‏۲۳ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۰۵:۱۸ (UTC)

New Jersey[ویرایش]

درود. بدون در نظر گرفتن شکل آوانگاری این نام لطفا دوستانی که به منابع فارسی و اطلس گیتاشناسی دسترسی دارند در صورت امکان بررسی کنند درست‌ترین عنوان کدام است:

  1. ) نیو جرسی
  2. ) نیو جرزی
  3. ) نیوجرسی
  4. ) نیوجرزی

پیشاپیش سپاس. ارژنـگ ‏۲۳ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۱:۱۸ (UTC)

نظر "کاملاً شخصی بنده" بر "نیوجرسی" هست، صدالبته بایست دید تا دوستانی که منابع معتبر در دسترس دارند نظرشان چه باشد. KhabarNegar خبرنگار ‏۲۳ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۱:۵۹ (UTC)
نو جرسی هم شنیدم گفته میشه Peredhil (talk) ‏۲۳ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۲:۱۰ (UTC)
در بین این‌دو نیز "نیوجرسی" محتمل‌تر هست. KhabarNegar خبرنگار ‏۲۳ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۲:۱۳ (UTC)
سپاس از دوستان این عنوان بصورت محلی "نیو جرزی" خوانده می‌شود. اما بر اساس وپ:رایج عنوان رایجتر باید برگزیده شود. دیدن این ویدئو هم در مورد معرفی جرزی سیتی خالی از لطف نیست . باز هم سپاس. ارژنـگ ‏۲۳ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۲:۱۷ (UTC)
من که یوتیوب را نمی‌تونم باز کنم برنامهٔ درست و حسابی ندارم، آخرین و تنها چیزی که به‌خوبی و درستی مانده بود Tor بود که اون هم یک چند روزی هست تقریباً اصلاً کار نمی‌کند، خوش‌به‌حال دوستانی که به یوتیوب دسترسی دارند، آن چند روزی که گاهی یوتیوب باز گذاشته‌می‌شود آدم می‌فهمد چه سایتی بسته‌شده‌است:(. در مورد مسئله نیز به‌خوبی دیدگاه‌را درک می‌کنم، همان‌طور که فرمودید به نظر من نیز وپ:رایج، را می‌بایست در نظر داشته‌باشیم، ارادتمند KhabarNegar خبرنگار ‏۲۳ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۱۱ (UTC)
صدالبته همان‌طور که پیش‌تر در بالا نیز ذکر شد، می‌بایست دید منابع معتبر چه گفته‌اند، نظرات فوق مادامی که به منبع تقویت نشوند تقریباً سلیقه‌های‌افرادهست که چه‌بسا صحیح نباشند پس درجایگاهی پایین‌تر از منابع متضاد احتمالی در آینده قرار می‌گیرند، موفق باشید KhabarNegar خبرنگار ‏۲۳ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۲۱ (UTC)

تلفظ آمریکایی که نو جرزی است. --1234 (بحث) ‏۲۳ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۴۱ (UTC)

 :) درست است، اما یک کاربر از اینجا(جایی که اکثریت استفاده‌کنندگان از ویکی‌فا هستند) در وهله‌ی نخست "نو جرزی" را متوجه شاید نشود اما "نیوجرسی" را سریع می‌فهمد، درست می‌گم؟ KhabarNegar خبرنگار ‏۲۳ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۵۳ (UTC)
بله1234 (بحث) ‏۲۳ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۲۱:۲۲ (UTC)

اصطلاحات تخصصی موسیقی[ویرایش]

با درود، من در حال آماده کردن مقاله فردی مرکوری برای خوب شدن هستم. این قسمت از مقاله دارای اصطلاحات تخصصی فراوان در زمینه موسیقی هست و من در ترجمه کامل و دقیق آن ناتوانم (این بخش هم یکی از مهمترین بخش‌های نوشتار هست). اگر امکان دارد یکی از دوستان زحمت ترجمه این بخش را بکشد.

His vocal range extended from bass low F (F2) to soprano high F (F6). He could belt up to tenor high F (F5). Biographer David Bret described his voice as "escalating within a few bars from a deep, throaty rock-growl to tender, vibrant tenor, then on to a high-pitched, perfect coloratura, pure and crystalline in the upper reaches". Spanish soprano Montserrat Caballé, with whom Mercury recorded an album, expressed her opinion that "the difference between Freddie and almost all the other rock stars was that he was selling the voice". She adds,

"His technique was astonishing. No problem of tempo, he sung with an incisive sense of rhythm, his vocal placement was very good and he was able to glide effortlessly from a register to another. He also had a great musicality. His phrasing was subtle, delicate and sweet or energetic and slamming. He was able to find the right colouring or expressive nuance for each word."

As Queen's career progressed, he would increasingly alter the highest notes of their songs when live, often harmonising with seconds, thirds or fifths instead. Mercury was said to have "the rawest vocal fold nodules" and claimed never to have had any formal vocal training.

با تشکر. -- bkouhi (بحث) ‏۲۴ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۴۲ (UTC)

درود @Bkouhi عزیز، اینکه همه مقاله است D: در صورت امکان اصطلاحاتی که برایتان نا آشنا هستند بر اساس عنوان درخواست را بفرمایید تا اگر بتوان کمکی کرد. پیشاپیش سپاس. ارژنـگ ‏۲۴ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۰۹ (UTC)
با سلام و تشکر بابت توجه شما به سوال بنده، قسمت‌هایی که برایم نامفهوم بود را ضخیم و کج کردم. -- bkouhi (بحث) ‏۲۴ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۳۱ (UTC)
@Bkouhi عزیز، همانطور که آگاهید توضیحات در مورد صداست و طبیعتا از اصطلاحات نت‌نویسی موسیقی برای توصیف استفاده شده و ترجمه نمی‌شوند. برای کمک به تشخیص اصطلاحات همینقدر شاید کافی باشد که tempo همان تمپو، tenor همان تنور، soprano همان سوپرانو، bass همان باس، pitche پیچ (لرزش) صدا، coloratura را هم کلراتور می‌گویند (چهار گستره صوتی موجود به ترتیب از بالا یا زیر به پایین یا بم:سوپرانو-آلتو-تِنور-باس). f6-f2 هم نشانگر کلید مربوطه است f کلید "فا" است و شماره زیر آن اکتاو را نشان می‌دهد. یعنی f6 فای بالاست (high F) و (low F)‏ f2 فای پایین (کلیدهای موجود دیگر دو"C" و سُل "G" است. پس منظور از soprano high F یعنی سوپرانو (زیر) بر روی کلید فای بالا است. امیدوارم با این توضیحات بتوانید خود اصطلاحات را جایگزین و متن را بخوبی ترجمه کنید. ارژنـگ ‏۲۴ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۲۴ (UTC)

Pre-strategic missiles[ویرایش]

درود بر همگی لطفاً معادل فارسی Pre-strategic missiles را بگویید.مطمئناً معادلش موشک های قبل از استراتژیک نیست:) ارادتمند همگی علی رضا رستم زاده (بحث) ‏۲۴ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۷:۲۹ (UTC)

این مربوط می‌شود به نظریهٔ اتمی فرانسوی‌ها. نظریه آنها این است که حملهٔ اتمی در میدان نبرد (آن هم در اروپای غربی و مرکزی) هیچ توجیه نظامی ندارد. یعنی چیزی به نام حمله اتمی تاکتیکی معنا ندارد. اما حملهٔ اتمی علیه نیروی نظامی مهاجم فقط به این منظور انجام می‌شود که به دشمن آخرین هشدار داده شود که در صورت متوقف نکردن حمله در مرتبهٔ بعدی به داخل خاک آنها حمله اتمی خواهد شد. در نتیجه به موشک‌ها و بمب‌افکن‌هایی که این ماموریت را داشتند «پیشااستراتژیک» یا «هشدار نهایی» گفته می‌شد. در واقع این کلمه به نوع موشک اشاره ندارد به ماموریت آن اشاره دارد. الان این رده‌بندی را کنار گذاشته‌اند و به کل نیروی اتمی خود «استراتژیک» می‌گویند در حالی‌که روسیه و آمریکا آنها را به «تاکتیکی» و «استراتژیک» تقسیم می‌کنند. یعنی همان موشکی که در گذشته در فرانسه جنگ سرد «پیشااستراتژیک» نامیده می‌شد الان «استراتژیک» نامیده می‌شود و همان موشک در آمریکا «تاکتیکی» نامیده می‌شود. توضیح بیشتر را در اینجا می‌توانید بخوانید.--همان (بحث) ‏۲۶ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۴۹ (UTC)

goal directed[ویرایش]

با درود خدمت دوستان. goal directed یک مفهوم در روانشناسی است که به «درک و هدایت به سوی هدف» اشاره دارد اما نمیدانم دقیقا چه چیز ترجمه کنمش. در کتب فارسی تاکنون بازگردان این عبارت را ندیده‌ام و علاقه هم ندارم در یک مطلب عمومی از یک ترجمه خودساخته استفاده کنم چون اگر نقدی به عبارت خودساخته وارد شود توان دفاع از کرده‌ام را نخواهم داشت. اگر کسی راهنمایی دارد شنیدنش باعث امتنان خواهد بود. این مفهوم در پزشکی هم با کاربردی متفاوت وجود دارد و یکوقت اشتباه گرفته نشوند. ▬ Anu‍Juno ‏۲۶ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۲:۴۶ (UTC)

آیا معطوف به هدف می توان ترجمه کرد؟--سید (بحث) ‏۲۹ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۰۴:۳۲ (UTC)
مناسب به نظر میرسه. ممنون از شما ▬ Anu‍Juno ‏۱ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۱:۱۹ (UTC)

interdorsal and primogen[ویرایش]

درود
معنی کلمات interdorsal و primogen چیست؟ Peredhil (talk) ‎‏ ‏۲۶ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۲:۵۴ (UTC)

اگه توضیح بیشتری بذارین کاربرها سریعتر به سوالتون پاسخ می دن. لطفا بخشی از متنی که در حال ترجمه هستید بذارید. این ها احتمالا کلمات پزشکی هستن.--دوستدار ایران بزرگ ‏۵ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۲۵ (UTC)

@Doostdar عزيز interdorsal در متن :
The bull shark's caudal fin is longer and lower than that of the larger sharks, and it has a small snout, and lacks an interdorsal ridge. هست.
Primogen هم در:
It is not known exactly how Finwë became King: he may have been a descendant of the Noldorin primogen "Tata", or simply have been accepted as leader based on his status as ambassador to the Valar.
Peredhil (talk) ‎‏ ‏۵ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۳۷ (UTC)

در گاوکوسه‌ها باله دمی در مقایسه با کوسه‌های بزرگتر درازتر است اما سطح قرارگیری آن پایین‌تر است، پوزه کوچک است و بین دو باله پشتی شیار وجود ندارد.

معلوم نیست Finwë چطور پادشاه شده است: یا به این دلیل بوده که از نوادگان «تاتا»، فرزند ارشد نولدورین بوده است یا همین که مقام سفارت Valar را بر عهده داشته است باعث شده که بتواند رهبر شود.

--دوستدار ایران بزرگ ‏۵ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۲۳ (UTC)

درخواست کمک[ویرایش]

سلام. من در مقاله ی چالش سطل یخ یه قسمتی رو از یه منبع انگلیسی ترجمه و اضافه کردم. ترجمه ای که انجام داده بودم: «نوجوان ۱۸ ساله ی اسکاتلندی به نام «کامرون لنکستر» برای شرکت در این چالش خود را در دریاچه ای با آب بسیار سرد انداخته بود.بدن این نوجوان سردی آب را نتوانسته بود تحمل کند و منجر به مرگ وی شده بود.جسد این نوجوان،پس از پنج ساعت زیر آب بودن کشف شد»

منبع خبر: [www.yahoo.com/tech/scottish-teen-dies-in-ice-bucket-challenge-tragedy-95761970734.html]

به نظرتون درست ترجمه کردم؟ اگه ترجمه ام مشکلی داره بگید. اصلا لطف کنید و خلاصه ای از همون صفحه رو ترجمه و بهم بگید تا به اون مقاله اضافه کنم. متشکرمLovej (بحث) ‏۲۶ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۰۸ (UTC)

روز زایمان (فیلم)[ویرایش]

با سلام آیا برای این فیلم می‌شود اسم بهتری مانند روز فراغت یا روز خلاصی انتخاب کرد یاخیر؟ Behnam mancini (بحث) ‏۲۸ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۰۷:۴۶ (UTC)

@Behnam mancini با درود؛ اگر اشتباه نکنم، منظور از Labor Day در این فیلم (بر اساس رمانی به همین نام) «روز کارگر» است. (Labor Day)، نه «روز زایمان» که به اشتباه ترجمه شده است. در بخش گفتگوهای مرتبط با این فیلم در IMDb دیدم که کاربران درباره این موضوع گفتگو کرده بودند که «.... در تعطیلات آخر هفتهٔ روز کارگر که کتابخانه‌ها باز نیست، چرا در فیلم نشان می‌دهد که یکی از کارکترها (یک کودک) در این روز به کتابخانه می‌روند» و برخی کاربران به این سوال پاسخ‌هایی داده‌اند. با احترام. --Far50had (بحث) ‏۵ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۰:۱۸ (UTC)

البته نمی‌توان گفت ترجمه اشتباه بوده است. چرا که یکی از معانی labor زایمان است. به نظرم عنوان فیلم نوعی بازی با واژگان است (چون داستان آن به گونه‌ای است که هر دو معنی را می‌توان از آن برداشت کرد). باید دید که منابع فارسی چه ترجمه کرده‌اند. وهاب (گپ) ‏۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۲۲ (UTC)
@MRG90 و @Behnam mancini با درود مجدد، درست است که Labor به معنی زایمان هم هست، اما در انگلیسی رایج، به روز زایمان، Labor Day نمی‌گویند و این عبارت برای روز کارگر (در آمریکای شمالی) به کار می‌رود. وقایع این فیلم هم در سه روزِ تعطیلی (شنبه، یکشنبه و دوشنبه) مربوط به روز کارگر در آمریکا اتفاق می‌افتد. راستی ویکی‌های دیگر را هم بنگرید: در عربی آن را «عيد العمال» نوشته‌اند. در ویکی اسپانیایی، در بخش توضیحات فیلم، نوشته که وقایع این فیلم در روز کارگر (در سال ۱۹۸۷) اتفاق می‌افتد (Durante las festividades del Día del Trabajo de 1987) و در کشور کانادا و ایالت فرانسوی زبانِ کبک، فیلم تحت عنوان La Fête du Travail (روز کارگر) اکران شده است. از این جهت، بنده تصور می‌کنم همان «روز کارگر»، عنوانِ صحیحِ این فیلم باشد. با احترام.--Far50had (بحث) ‏۱۰ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۲۲ (UTC)
درود. توضیحاتتان قانعم کرد. بنظرم لازم است که مقاله انتقال یابد. وهاب (گپ) ‏۱۱ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۳:۳۱ (UTC)

زن در بالا[ویرایش]

با سلام آیا برای این فیلم می شود اسم بهتری می توان انتخاب کرد یاخیر؟ تنهایی (بحث) ‏۲۹ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۰۷:۰۶ (UTC)

عنوان فیلم ها[ویرایش]

لطفا تمامی عنواین انگلیسی فیلم های موجود در این مقاله رو به فارسی بهم بگید تا مقاله ی همشون رو بنویسم: [فیلم‌شناسی رابین ویلیامز] با تشکر Lovej (بحث) ‏۲۹ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۲۲:۲۷ (UTC)

@Lovej چند مورد: شنونده شب (فیلم) ‏(en)، عکس یک‌ساعته، خانه د ‏(en)، جواز ازدواج، بهترین بابای دنیا (فیلم). وهاب (گپ) ‏۱ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۰:۲۸ (UTC)

لطفا تعداد دیگه ای از اسامی فیلم های ایشون رو به فارسی بگید.ممنونLovej (بحث) ‏۱۰ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۱:۲۹ (UTC)

@Lovej پاپای (فیلم ۱۹۸۰)، جهان به گفته گارپ (فیلم)، بازماندگان (فیلم ۱۹۸۳) ‏(en)، مرد سال (فیلم ۲۰۰۶) ‏(en)، قضیه صفر، چهره عشق (فیلم) ‏(en) وهاب (گپ) ‏۱۱ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۴:۰۳ (UTC)

مفهوم[ویرایش]

درود
مفهوم جمله taking life interferes with the ability to preserve life چيه؟ Peredhil (talk) ‎‏ ‏۳۱ اوت ۲۰۱۴، ساعت ۲۰:۴۵ (UTC)

@Peredhil درود. من اینگونه ترجمه می‌کنم: «گرفتن زندگی با توانایی حفظ زندگی تداخل دارد». وهاب (گپ) ‏۱ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۰:۳۶ (UTC)

@MRG90 این جمله در این متن اومده.

Males and females can do almost everything equally; however, the females often specialize in the arts of healing while the males go to war. This is because they believe that taking life interferes with the ability to preserve life.

بازم نظرتون همونه؟ Peredhil (talk) ‎‏ ‏۵ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۳۱ (UTC)

بله. وهاب (گپ) ‏۵ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۴۶ (UTC)
مفهوم جمله این است که «آنها بر این باورند که زنده ماندن مستلزم گرفتن زندگی دیگران است.»--همان (بحث) ‏۶ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۳:۲۹ (UTC)

تولد؟[ویرایش]

درود
در 1000 BC births‎بهترين ترجمه درباره birth چيه؟ Peredhil (talk) ‎‏ ‏۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۷:۴۱ (UTC)

درود. ممکن است کل جمله را بنویسید؟ وهاب (گپ) ‏۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۲۶ (UTC)

@MRG90 اسم یک ردس. هیچ اطلاعاتی هم ازش ندارم، فقط اسمش رو دارم. به نظرم تولدها در ۱۰۰۰ سال قبل از میلاد میشه، ولی خیلی کلمه تولد توی اینجا، یه جوری مناسب نیس. نظرتون چیه؟ Peredhil (talk) ‎‏ ‏۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۵۳ (UTC)

می‌شود رده:زادگان ۱۰۰۰ (پیش از میلاد). وهاب (گپ) ‏۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۰۱ (UTC)

👍 Like Peredhil (talk) ‎‏ ‏۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۰۳ (UTC)

رده[ویرایش]

درود
معنی کلمات زير باوجود اين اعداد چيه؟

  • 100_by_country
  • 100_mm_artillery
  • 10,000_Maniacs_members
  • 1006_disestablishments

Peredhil (talk) ‎‏ ‏۹ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۴۰ (UTC)

@Peredhil درود. به ترتیب:

--وهاب (گپ) ‏۱۱ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۴:۱۹ (UTC)

College[ویرایش]

مقاله College در ویکی‌پدیای انگلیسی پیوندی از فارسی ندارد. در فارسی کالج نام یک روستا است. کدامیک از این دو یعنی آموزشکده یا دانشسرا را برابر کالج بگیریم؟ آیا لازم است مقاله کالج را ایجاد کنیم؟--سعید (بحث) ‏۱۰ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۳۵ (UTC)

بنظر من بهتر است مقاله‌اش ساخته شود. کالج نامی نسبتا رایج در فارسی است. ارژنـگ ‏۱۰ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۵۱ (UTC)

Sanjak of Alexandretta[ویرایش]

سلام

معنی این منطقه یا تقسیم اداری چه می‌شود Sanjak --Reza amper (بحث) ‏۱۵ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۰۶ (UTC)

همان سنجاق بنویسید با قید ابهام‌زدایی، سنجاق (تقسیمات کشوری عثمانی). __Âriobarzan ‏۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۴:۳۲ (UTC)