ویکی‌پدیا:درخواست برابر فارسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو


درخواستِ چند معادل فارسی سلیس، برای چند عبارت انگلیسی که عناوین فیلم‌های سینمایی هستند[ویرایش]

ضمن عرض ادب و احترام، قصد دارم چند مقاله برای فیلم‌های قدیمی سینما بسازم که با آنکه معادل فارسی آنها را مترجم چیره‌دست جناب آقای بهمن طاهری پیشنهاد کرده‌اند؛ اما همچنان به گوشم ثقیل می‌آید و مایلم نظر سایر دوستان را بدانم:

  • (۱) The Rat Race که معادل صحیح آن در فارسی «سگ دو زدن» است. آیا از همین نام (بصورت مصدری) در نام عنوان مقاله استفاده کنم یا پیشنهاد بهتری دارید؟ (در ایران، «مسابقهٔ موش‌دوانی» ترجمه شده است!!)
  • (۲) Funny Face که در کتب سینمایی به اشتباه «چهرهٔ مضحک» ترجمه شده است و معادل صحیح فارسی اش «مضحک‌روی» است (این واژه انگلیسی به معنای کسی است که چهرهٔ مسخره و مضحکی دارد و اشاره به خودِ چهره نیست. مثل سیه‌چرده و آبله‌روی و زشت‌روی که نمی‌توان گفت چردهٔ سیه، روی آبله و روی زشت). با این‌حال، «مضحک‌روی» به گوشم نمی‌نشیند و مایلم بدانم نظر شما چیست؟ آیا همین واژه را بکار ببرم یا شما پیشنهاد دیگری دارید؟
  • (۳) Easy Virtue که به اشتباه در خیلی از منابع بصورت «تقوای آسان» آمده، حال آنکه معنی‌اش «سست‌عفاف بودن» است. من دوست ندارم آنرا به همین صورت مصدری در عنوان فیلم بکار ببرم. شما چه معادلی برای «سست‌عفاف بودن» پیشنهاد می‌کنید؟
  • (۴) The Aprils Fools که برخی منابع آن را «احمق‌های ماه آوریل» ترجمه کرده‌اند و غلط است. این واژه به معنی «آدم‌هایی که روز اول آوریل، موضوعِ شوخی‌اند» است. اما این عبارت خیلی بلند و طولانی است. پیشنهاد بهتری دارید؟
  • (۵) جناب بهمن طاهری برای عنوانِ فیلم Conversation Piece که در برخی منابع فارسی، به اشتباه و تحت‌اللفظی بصورت «قطعهٔ مکالمه‌ای» ترجمه شده است، عبارت «تابلوی خانواده در صحنه‌ای از زندگی روزانه» را پیشنهاد کرده‌اند. صدالبته حق با ایشان است و Conversation Piece سبکی از نقاشی در قرن ۱۸ است که در انگلیس بوجود آمد و دقیقاً همین معنی را می‌دهد و در دیکشنری‌های معتبر هم بدان اشاره شده است. اما باز من فکر کردم این عبارت کمی بلند است و بد نیست نظر شما را بپرسم و ببینم یک‌چنین نام طویلی برای عنوان فیلم لوکینو ویسکونتی کارگردان شهیر ایتالیایی، مناسب است یا خیر؟ پیشنهاد شما چیست؟
  • (۶) برای فیلم The Strawberry Blonde که در ایران «موطلایی متلون» ترجمه شده، جناب طاهری عبارت «زنی با موهای سرخ مایل به زرد» پیشنهاد داده‌اند. توجه کنید که دلیلش آن است که رنگ موهای این زن، سرخ است که به بلوندی (زردی) می‌زند (نه بالعکس، یعنی بلوندی نیست که موهایش به سرخی بزند). شما پیشنهاد بهتری که طولانی هم نباشد، دارید که دقیقاً بتواند معنی را برساند (و معنی اصلی را عوض نکند؟)
  • (۷) فیلم سینمایی The L-Shaped Room را در ایران ترجمه کرده‌اند: «اتاقی به شکل ل». بدیهی است که شکل ظاهری یا هندسی L با شکل «ل» خیلی فرق می‌کند. ترجمه صحیحِ عنوان هست «اتاقی به شکل L». آیا می‌توان در ویکی‌فا، چنین عنوانی را به عنوان تیتر مقاله گذاشت؟ (با توجه به آنکه یک حرفش انگلیسی است). ترجمهٔ بهتری در نظر دارید؟
  • (۸) در مورد این آخری، باید کمی توضیح بدهم. فیلم Prime Cut به کارگردانی مایکل ریچی (۱۹۷۲)، در ایران به طرز عجیبی به واژهٔ «آستری» برگردانده شده است! جناب طاهری ترجمهٔ صحیح نام این فیلم را «مهبل» نگاشته‌اند. در انگلیسی معاصر، Prime Cut معنای دیگری دارد که عبارت است از «بهترین قسمت» از هر چیزی. در زبان محاوره‌ای انگلیسی، این واژه درباره دختران سکسی نیز بکار می‌رود وشاید بتوان آن را نزدیک به واژهٔ محاوره‌ای فارسی «تیکه» (در وصف دختران زیبا) دانست. اما گویا در دهه ۷۰ میلادی که این فیلم ساخته شده است، در زبان کوچه‌بازاری انگلیسی، عبارت Prime cut در معنای مهبل بکار می رفته است. (اینجا و اینجا را ببینید). در بخش‌هایی از این فیلم، عده‌ای آدم خلافکار، دختران جوان را بعنوان برده جنسی می‌فروشند و در آن، صحنه‌هایی از برهنگی کامل زنانه وجود دارد. سؤال من این است که آیا نام فیلم را همان چیزی که جناب طاهری گفته‌اند، بگذارم؟ به نظر شما این نام مناسب است؟ آیا می‌توان واژهٔ مناسبتری پیدا کرد که در ضمن صحیح هم باشد؟

با تشکر و پوزش فراوان بابت طولانی شدن پرسش‌هایم. --Far50had (بحث) ‏۷ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۷:۳۹ (UTC)

  • مورد شماره ۱:

اگر میخواید از سگ دو زدن استفاده کنید میتونید خب از همون "سگ دو" استفاده کنید که خیلی سلیس تره و "زدن" در واقع اضافه هست.

  • برای مورد ۳:

تقوای سست، عفاف سست، ذات سست

  • برای مورد شماره ۵:

من سیمای روزمره، شمایل روزمره، نمایش روزمره به ذهنم رسید. مطمئنا در ترجمه نمیشه به عبارتی رسید که همچون زبان مبدا جامع و مانع و کافی باشه...

  • برای مورد ۶:

زنی با موهای قرمز روشن فکر کنم مناسب باشه

  • برای prime cut هم من "شیار جذاب" یا "شیار دلرباً به نظرم رسید. چون "prime cut" در واقع بار کنایه‌ای داره و منظور از cut همون کانال یا معبر واژن هست و prime هم صفت مثبت اونه و با توجه به این که در زبان اصلی بار کنایه‌ای داره، بهتره در ترجمه هم حواسمون به کنایه اش باشه و حتی الامکان در فارسی هم از یک عبارت کنایه‌ای استفاده بشه.

خوشحال میشم نظرتون رو بدونم. Exclude7 (بحث) ‏۷ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۳۳ (UTC)Exclude7 (بحث) ‏۷ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۳۴ (UTC)

برابرهای خوب و ریزبینانه‌ای انتخاب شده است اما نکته مهم این است که وقتی در فارسی برای آنها معادل‌هایی ساخته شده آیا ما مجازیم آنها را نادیده بگیریم و خودمان نامگذاری کنیم؟ ظاهرا که چنین نیست. به هرحال برای مورد هفتم اصطلاح «اتاق ال شکل» و «اتاق ال مانند» در فارسی خیلی رایج است. برای مورد ششم هم شاید «شرابی بلوند» مناسب باشد. مورد سوم هم «سست‌عنصر» مناسب به نظر می‌رسد. سعید (بحث) ‏۷ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۱:۴۸ (UTC)
  • Easy Virtue همان «هرزگی» یا «بی‌عفافی» می‌شود. -- bkouhi (بحث) ‏۷ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۱:۵۱ (UTC)

از دوستانی که تاکنون نظرات ارزشمند خود را نگاشته‌اند، سپاسگزارم.

  • @Exclude7 از پیشنهادهای شما ممنونم. بویژه در مورد ۱ که عیناً همان را در مورد شماره ۳ بکار خواهم برد. زنده باشید.
  • @Asadi s قصد من هم آن است که سلیقه‌ای برخورد نشود و معادل‌های صحیحی بکار گرفته شود و به‎همین منظور، آنرا در اینجا مطرح کردم. مورد ۶ و ۷ معادل‌های خوبی است. ممنون. راستی در موارد ۴، ۵ و ۸ هم اگر نظرتان را بفرمائید ممنون می‌شوم.
  • @Bkouhi از اینکه وقت گذاشتید و مطلب را خواندید و نظر دادید، سپاسگزارم. نظر شما همیشه برایم مهم است. راستی شما درباره موارد ۴، ۵ و ۸ پیشنهادی ندارید؟ آیا همان‌ها که جناب طاهری پیشنهاد کرده‌اند را مناسب می‌دانید؟
  • اگر عزیزانِ گرانقدر، جنابان @نوژن، @MRG90 و @همان هم نظرشان را بفرمایند، بسیار سپاسگزار خواهم شد.

با تشکر--Far50had (بحث) ‏۸ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۵:۴۵ (UTC)

سلام. معادل‌های خوبی توسط دوستان انتخاب شده، در مورد April Fools «فریب‌خورهای آوریل»، «مضحکه‌های آوریل»، «سوژه‌های اول آوریل» می‌توانند پیشنهادات دیگری باشند. در مورد Conversation Piece، علاوه بر چیزی که شما فرمودید (نوعی سبک نقاشی در قرن هجدهم)، عبارت «سخن‌انگیز» یا همان «سخن‌برانگیز» (هر شیء که موجب مکالمه شود مثلا یک بشقاب زیبا و قدیمی) هم در یک دیکشنری که من نگاه کردم، پیشنهاد شده. -- bkouhi (بحث) ‏۸ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۲۱ (UTC)
  • دوستان برابرهای خوبی پیشنهاد کرده‌اند. برای مورد ۳ با «سست‌عنصر» موافقم. برای مورد ۴ هم با «مضحکه‌های آوریل» موافقم. «اتاق ال شکل» هم برابر مناسبی است (رایج هم است). برای Conversation piece، نقاشی از گفتگو را پیشنهاد می‌کنم (دست‌کم مفهوم را می‌رساند). وهاب (گپ) ‏۱۰ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۵۵ (UTC)
  • بعضی دوستان برای Easy Virtue، برابرهای «بی‌عفافی» (با «ی» در انتها) یا «سست‌عفاف بودن» (با «بودن» در انتها) را پیشنهاد داده‌اند؛ از آنجا که a woman of easy virtue به معنای زن بی‌عفاف است، به نظرم به همان صورت صفتی بازگردانی کنید. یعنی صحبت دربارهٔ بی‌عفافی به عنوان موضوعی کلی نیست، بلکه شخص خاصی [در فیلم] است که لقب بی‌عفاف گرفته است. نظر من، «بی‌عفاف» است.
  • The April Fools داستان عاشقانی است که تا پایان فیلم نمی‌دانند یکیشان زن رئیس دیگری است و تنها در پایان باعث شوکه شدن و سورپریز شدن همدیگر می‌شوند. اینجا هیچ ربطی به ماه آوریل ندارد و به نظرم نباید در عنوان به ماه آوریل اشاره کرد چون خواننده پارسی‌زبان هیچ پیشینهٔ ذهنی–مفهومی از این ماه و اینکه فریب‌خوردگانش چه ویژگی دارند، ندارد. در فرانسوی، عنوان را Folies d'avril آورده‌اند که باز به دلیل آشنایی فرهنگی، برای ایشان معنا پیدا می‌کند (دقت کنید که حتا برای فرانسه‌زبانانی که این ترکیب را در عنوان فیلم می‌بینند، آن avril به معنای ماه خاص تعبیر نمی‌شود و صرفن فریب‌خورده بودن عده‌ای متصور می‌شود). «فریب‌خوردگان» مناسب‌تر است. البته چون فریب دادن را می‌توان برابر فعل deceive در زبان انگلیسی گرفت، و April Fools هم باری عامیانه‌تر دارد تا چیزی چون deceive که حتا بار حقوقی دارد، «گول‌خوردگان» برابر مناسب‌تری است.

-- نوژن (بحث) ‏۱۲ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۵۱ (UTC)

@نوژن نوژن جان، سپاسگزارم. مورد ۸ چطور؟ آیا همان «مهبل» بماند؟ این را هم بگویم که آن تبهکاران که دختران جوان را بعنوان برده جنسی می‌فروشند، در ضمن «کشتارگاه» هم دارند و کار اصلی شان قصابی و تهیه سوسیس و غیره است (Prime Cut در قصابی کاربرد زیادی دارد و «بهترین بخش گوشت» را می‌گویند) و این عبارت در این فیلم (با توضیحاتی که در ابتدا دادم، کاربردی دوپلو و دوگانه دارد) نظر شما چیست؟ --Far50had (بحث) ‏۱۲ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۸:۴۵ (UTC)
@Far50had مهبل هیچ برابر جالبی نیست و قضیه را خیلی جدی گرفته‌اند! منظور به هیچ روی اندام جنسی زنانه نیست و بیشتر باید فرهنگی معنیش کرد. اینجا فروش دختران بهترین بخش بیزینس آن قصابان است. در ذهنم چیزی مانند «شقه» می‌آید که شاید بتواند تا حدی بار فرهنگی را برساند، ولی شوربختانه نبود بعضی مفاهیم در زبان ما واژه‌گزینی را سخت می‌کند. خود «پرایم کات» هم در نهایت بد نیست! -- نوژن (بحث) ‏۱۹ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۱:۵۳ (UTC)
«گوشت لُب» (یا لُپ ؟!) هم اشاره ای به بخش ارزشمند گوشت می کند و نوعی کنایه هم دارد. سعید (بحث) ‏۱۹ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۰:۱۳ (UTC)

نام فیلم و بازیگر[ویرایش]

سلام. لطفا برابر فارسی نام فیلم‌ها رو بهم بگید.

  • pocketful of miracles
  • eyes wide open

نام این اسامی یهودی رو چطور به فارسی بنویسم:

  • Merav Doster
  • Ran Danker
  • Zohar Strauss

Lovej (بحث) ‏۱۱ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۰:۳۰ (UTC)

۱. یک پاکت معجزه یا یک جیب معجزه (که بعد از دیدن فیلم میشه بهتر یکی از این دو عنوان رو انتخاب کرد) ۲. با چشمان کاملا باز (که در مقابل فیلم معروف تام کروز به نام «یا جشمان کاملا بسته» هست Exclude7 (بحث) ‏۱۱ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۸:۰۸ (UTC)

من فیلم رو دیدم و فکر می‌کنم کلمه جیب زیاد مهم نباشه. آیا میشه مثلا گفت: -یک مشت معجزه-؟ در مورد فیلم دومی هم آیا میشه به جای -با چشمان کاملا باز- گفت: -چشمان کاملا باز-؟ Lovej (بحث) ‏۱۱ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۱:۵۵ (UTC)
درود. من فیلم pocketful of miracles را دیده‌ام. در ایران به "معجزهٔ سیب" معروف است. دیاکو « بحث » ‏۱۱ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۱۳ (UTC)

با درود، همانطور که جناب دیاکو اشاره کردند، این فیلم در ایران به نام «معجزهٔ سیب» اکران شده است. واژه Pocketful هم علاوه بر معنی تحت‌اللفظی آن، به معنیِ «مقداری زیاد» [از هرچیز] است؛ مثلاً pocketful of money یعنی مقداری زیادی پول (منبع: اینجا و اینجا)، پس معنی این عبارت می‌شود «یه عالمه معجزه». در مورد فیلم دوم هم علاوه بر «چشمانی کاملاً باز»، این عبارت انگلیسی یک معنی مهم دیگر هم دارد: «آگاهی کامل»، «هوشیاری» (منبع:اینجا؛ مثال‌ها را ببینید.) من فیلم را ندیده‌ام. بر حسب موضوعِ فیلم، یکی از این عناوین، می‌تواند مناسب باشد. با احترام--Far50had (بحث) ‏۱۲ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۰:۳۹ (UTC)

دوستان عزیز،لطفا اسامی بازیگرانی رو هم که در بالا گفتم،بگین چطور به فارسی بنویسم.فکر می کنم اسامی عبری هستند.متشکرم Lovej (بحث) ‏۱۲ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۳:۴۳ (UTC)

به ترتیب: مِرَو دُستر، ران دانکر، زوهار اشتراوس وهاب (گپ) ‏۱۲ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۳۰ (UTC)

Nutation[ویرایش]

دوستان کسی فارسی این را می‌داند، در هوافضا کاربرد دارد. Nutation --پویان (بحث) ‏۱۳ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۳۵ (UTC)

nutation در متون فارسی به "رقص محوری" ترجمه شده و یکی دو جا هم دیدم به "ناوش" ترجمه شده. Exclude7 (بحث) ‏۱۳ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۰:۲۱ (UTC)

ممنون. --پویان (بحث) ‏۱۳ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۱:۰۸ (UTC)

parallax[ویرایش]

parallax هم در هوافضا کاربرد دارد، گوگل می‌گوید اختلاف منظر. کسی ترجمه بهتری دارد؟ --پویان (بحث) ‏۱۳ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۱:۱۰ (UTC)

دوست عزیزم... ترجمه این واژه همون اختلاف منظر هست که در متون فارسی هم از قرن ها قبل مورد استفاده بوده و در متون فارسی یک ترجمه کاملا پذیرفته شده هستExclude7 (بحث) ‏۱۳ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۱:۵۵ (UTC)

با درود، در برخی متون آکادمیک به معنای انطباق استفاده می‌شود؛ اما همانگونه که گوگل فرموده در معنای غیرخاص همان اختلاف منظر است.--Sahehco / گفتگو ‏۱۳ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۲:۳۲ (UTC)

List of states with limited recognition[ویرایش]

دوستان عزیز صفحه "List of states with limited recognition" در ویکی پدیای انگلیسی یکی از صفحات مهم هست که در ویکی فا معادل نداره... شما چه عبارتی را پیشنهاد می‌کنید برای این عنوان؟ "فهرست دولت‌های با به رسمیت شناسی محدود" یه کم ثقیل هست! پیشنهاد بهتری دارید ؟Exclude7 (بحث) ‏۱۳ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۲:۲۹ (UTC)

فهرست دولت‌ها با رسمیت محدود به نظر من معادل خوبی است. مـاهـان (پیام‌ها) ‏۱۴ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۷:۵۷ (UTC)

همان "فهرست دولت‌های با به رسمیت شناسی محدود" که خودتان گفتید به نظر من دقیقترین و بهترین معادل است و معنای عبارت را به خوبی بیان می‌کند. آن دو مورد دیگری که دوستان فرمودند مفهوم و معنی درست موضوع را نمی‌رسانند. دیاکو « بحث » ‏۱۶ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۴۸ (UTC)
رسمیت شناخته شدگی یا چیزی که talk:bkouhi گفتند مناسبتر است1234 (بحث) ‏۱۶ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۸:۲۰ (UTC)
به نظر من «فهرست دولت‌های کمتر به رسمیت شناخته‌شده» خیلی بهتر است. چون منظور اینست که تعداد کمی از کشورها آنها را به رسمیت شناخته شده‌اند و «محدود» به خوبی این مفهوم را نمی‌رساند و ممکن است این تصور را ایجاد کند که رسمیت محدود و غیر محدود دارد.--همان (بحث) ‏۱۷ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۰:۳۰ (UTC)
من با پیشنهاد جناب "همان" هم موافق هستم. «فهرست دولت‌های کمتر به رسمیت شناخته‌شده» نیز معادل خوبیست. دیاکو « بحث » ‏۱۷ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۰۱ (UTC)
پیشنهاد همان مناسب است. مـاهـان (پیام‌ها) ‏۱۷ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۰۷ (UTC)
این رده را هم الان داریم. مانی (بحث) ‏۱۷ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۲۰ (UTC)
«limited recognition» همچنانکه آگاه هستید در اینجا یعنی به رسمیت شناخته شدن آن دولت بصورت صددرصد انجام نشده به این معنی که بعضی کشورها آن دولت‌ها را به عنوان کشور به رسمیت نشناخته‌اند پس بجای ترجمه واژه به واژه پیشنهاد من «فهرست دولت‌های به رسمیت شناخته نشده توسط بعضی کشورها» است که مفهوم را هم به گمانم بطور کامل میرساند. در ضمن در صورت توافق بر روی یکی از پیشنهادها رده مورد اشاره مانی نیز باید انتقال یابد. تا نظر دوستان دیگر چه باشد. ارژنـگ ‏۱۷ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۳۰ (UTC)

Corona of glans penis[ویرایش]

معادل فارسی «Corona of glans penis» چی میشه؟ مقاله اش: [۱] Lovej (بحث) ‏۱۷ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۳۷ (UTC)

لطفا اسم دقیق این بیماری رو به فارسی بگید.چون در گوگل هر چی با عناوینی مثل -دانه هایی روی حشفه- جستجو کردم چیزی پیدا نکردم Lovej (بحث) ‏۱۷ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۴۳ (UTC)

@Lovej

Symbol reply.svg پاسخ: آن یک بیماری نیست بلکه درباره کالبد شناسی و اعضا بدن است. احتمالا چون عکسی نداشتند عضو بیمار را گذاشته اند. همچنین نام آن عضو تاج حشفه است. نام آن بیماری که در عکس تاج حشفه آمده Hirsuties coronae glandis می باشد که برای نامگذاری آن به گمانم می توان گفت بیماری سفت‌دانه تاج حشفه یا کورک آلت_______________ ارادتمند مـاهـان (پیام‌ها) ‏۱۸ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۳۳ (UTC)

Creative director[ویرایش]

من در وب گشتم اما برابری برای «Creative director» نیافتم لطفاً صفحه کارگردان خلاقیت را به معادل صحیح این اصطلاح منتقل کنید. Taddah (بحث) ‏۱۷ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۴۰ (UTC)

@Taddah

حل شد

به معادل بهتر که همانا مدیر نوآوری می‌باشد، منتقل شد. ماهان (پیام‌ها) ‏۱۸ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۴۷ (UTC)

سپاس از شما Taddah (بحث) ‏۱۸ دسامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۳۵ (UTC)