ویکی‌پدیا:تابلوی اعلانات منابع معتبر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو


میانبر:

در این صفحه کاربران می‌توانند در مورد اینکه آیا یک منبع معتبر است پرسش کنند، و کاربرانی علاقمند به موضوع منبع دهی به پاسخ به پرسش‌ها می‌پردازند.

رهنمودی که بیش از همه به موضوع اینکه آیا یک منبع قابل اعتماد هست یا نه ویکی‌پدیا:منابع معتبر می‌باشد. سیاست‌هایی که بصورت مستقیم به بحث مربوط می‌شوند ویکی‌پدیا: دیدگاه بی‌طرف، ویکی‌پدیا:تحقیق دست‌اول ممنوع و ویکی‌پدیا:اثبات‌پذیری هستند. برای پرسش درباره سیاست‌های منبع دهی مستقیماً به این صفحه بحث بروید.

اگر پرسش شما درباره این است که آیا مطالبی تحقیق دست اول به حساب می‌آیند یا نه، لطفاً از ویکی‌پدیا:تابلوی اعلانات تحقيق دست اول استفاده کنید.

دقت کنید که این صفحه محلی برای بحث‌های کلی، یا اختلافات محتوایی نیست. در اینجا بحث مشخصاً درباره منابع باید باشد، و نه مقاله‌ها. پرسش‌های کلی راجع به اینکه «کدام منابع در فلان مقاله قابل اعتماد هستند» ممکن است فرای قلمرو این صفحه باشد، و باید در صفحه بحث مربوطه مورد بحث قرار بگیرد.

لطفاً موضوع‌های جدید را در بخش جدیدی مطرح نمایید. هنگامی که موضوعی حل شد به آن برچسب {{شد}} بزنید.


بایگانی‌های تابلوی اعلانات منابع معتبر
۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷، ۸، ۹، ۱۰
۱۱، ۱۲
بحث‌های قدیمی‌تر از ده روز توسط Amirobot بایگانی شد.


روزنامه کیهان[ویرایش]

در مقاله انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان (۱۳۹۳) این جمله به نقل از روزنامه کیهان آمده‌است: «تحلیلگران معقتد بودند اشرف غنی احمدزی در این انتخابات نامزد موردعلاقه و حمایت غرب و آمریکا و زلمی رسول نامزد موردنظر حامد کرزی رییس‌جمهور وقت افغانستان بوده‌اند.» آیا روزنامه کیهان در چنین مواردی معتبر است؟--همان (بحث) ‏۱۷ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۲:۲۸ (UTC)

در پایین توضیح داده ام که رویه کار در ویکی انگلیسی چگونه بود.--سید (بحث) ‏۱۷ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۷:۲۹ (UTC)
توضیح کلی: روزنامه کیهان که به درغگویی و چرندنویسی شهره است به هیچ وجه معتبر و قابل مقایسه با خبرگزاری‌های واقعی نیست. فقط در موارد بسیار معدودی -برای روشن شدن دیدگاه جناح وابسته به این رونامه- می‌توان از آن نقل کرد.--Taranet (بحث) ‏۲۰ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۴۹ (UTC)

روزنامهٔ کیهان در نوشتار انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان (۱۳۹۳)[ویرایش]

مدیر گرامی جناب همان ادعا می‌کند که روزنامهٔ کیهان برای انتخابات افغانستان منبعی نامعتبر است، و ویرایش‌های مرا از این منبع خنثا می‌کند.

در بحث:انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان (۱۳۹۳) نخست این دلیل مطرح شد که «دقیقا چون خارج از ایران است بدترین مورد است. کدام منبعی وجود دارد که در مورد مسائل افغانستان به روزنامه کیهان ارجاع بدهد؟» بعد در پاسخ به من گفت «من کی گفتم «کسی حق ندارد از خارج کشوری دربارهٔ مسئله‌های داخلیش تحلیلی بکند»؟ گفتم کدام منبع وجود دارد که به روزنامه کیهان برای مسائل افغانستان استناد کرده باشد؟ بی‌بی‌سی رسانه ای است که در مورد تمام مسائل دنیا به آن ارجاع می‌شود چه ایران و چه افغانستان و چه گینه نو. اگر قبول ندارید میتوانید در ویکی‌پدیا:تابلوی اعلانات منابع معتبر بپرسید.». اگر قرار باشد ما تنها از منبع‌هایی در ویکی‌پدیا استفاده کنیم که پیشتر چیزی دیگر از آن منبع دربارهٔ آن موضوع استفاده کرده‌باشد، فکر کنم خیلی از محتواها باید حذف شود!--arfar (گفتگو) پنجشنبه،۲۸ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۰۴ (ایران) ‏۱۷ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۲:۳۴ (UTC)

راستش در زمانی که در ویکی انگلیسی در مقالاتی مثل حزب الله و جنگ لبنان 2006 کار می کردم منعی برای ارجاع به مقاله های نشریات جانبدار (partisan) نظیر کیهان وجود نداشت هرچند اولویت با نشریات غیرجانبدار(non-partisan) نظیر همشهری بود. البته در آنجا به مقالات انگلیسی ارجاع می دادیم و مثال ها را صرفا برای شفاف شدن مطلب نوشتم. اما به نظرم مهم این است کجای کیهان کار شده باشد. مثلا اگر سرمقاله ای به قلم حسین شریعتمداری باشد می شود ارجاع داد و گفت نظر وی چنین است و اگر در بخش خبر آمده باشد می شود با ارجاع به روزنامه کیهان نوشت. البته با افزودن کیهان، روزنامه اصولگرا، باید دغدغه دوستانی که حساس هستند رفع شود.--سید (بحث) ‏۱۷ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۷:۲۸ (UTC)
مدیر می‌گوید چون جای دیگر برای ارجاع به انتخابات از کیهان استفاده نکرده‌اند (به فرض که نکرده‌باشند) من هم نباید بکنم!
مطلب شما هم چیز دیگری است. اینکه فلان نامزد افغان موردحمایت کرزی بوده یا فلان نامزد موردعلاقهٔ غرب، چه ربطی به اصولگرایی دارد؟ البته بالاخره شاید بشود غرضی تعریف کرد ولی در این صورت باید بسیاری از نوشتارها را بزداییم! تازه نکته این است که من در نوشتار نوشته‌بودم «تحلیلگران» بر این باور بودند، ننوشته‌بودم که چنین است!--arfar (گفتگو) پنجشنبه،۲۸ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۳۹ (ایران) ‏۱۷ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۰۹ (UTC)
باز هم یک موضوع خیلی ساده، مطلب ذکر شده، از دید یک‌کاربر مطلب نشاید، کاربر تواند به مقاله بیافزاید که این مطلب که در مقاله آمده از کدام منبع هست. برای مثال: "بنا به نوشتهٔ کرستین ساینس مانیتور، فلان فلان‌طور خواهد شد." البته که حذف محتوای با منبع به هیچ عنوان جایز نیست. و اما در مورد اعتبار منابع بسیار آشکارا هست که هرکسی تواند اعتبار یک منبع را در بحث‌های منابع معتبر به چالش بکشد، و ایرادی به هیچ عنوان بدان وارد نیست، و آنجا بحث اجماع پیش‌می‌آید و پس از اجماع امکان رفرنس دادن، در آن هنگام است که حذف محتوای با منبع شدنی خواهدشد.
و اما در مورد موضوعی که در بحث فوق پیش‌آمده، افزودن صفات و الغاب که غالباً نیز من در آوردی‌اند (نه من در آوردی کاربر نازنین فوق بلکه من در آوردی عوام) در این مورد به نظر نمی‌آید آوردن القاب و صفات توضیحی نیازی باشد، مخصوصاً آنکه می‌توان با یک پیوند آبی خواننده را به مقالهٔ اصلی رفرنس داد. مانند مثال فوقی که ذکر نمودم. حال اگر شخصی به‌شدت احساس کند که افزودن لقب و توضیحات برای "سورس" ضروری می‌نماید در این حالت منبع‌دهی دقیق، بسیار مهم است. به گونه‌ای که صفت افزوده شده بی برو برگرد مورد تأیید باشد.
با لحاظ نمودن نقشهٔ راه فوق به نظر نمی‌آید موضوع نا روشن و مبهمی وجود داشته‌باشد، ارادتمند دوستان KhabarNegar خبرنگار ‏۱۷ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۲۰:۱۳ (UTC)
به طور خلاصه: در مورد اعتبار منابع قضاوت با خودِ خواننده‌هست، مگر آنکه از پیش اجماعی موجود باشد. KhabarNegar خبرنگار ‏۱۷ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۲۰:۱۵ (UTC)
ولی نام منبع باید (بهتر هست) ذکر شود، یعنی مثلاً "بنا به نوشته‌ی کرستین ساینس مانیتور، فلان". "به گزارش سی‌ان‌ان، فلان". "براساسی خبری از فاکس نیوز، فلان". دیگر قضاوت با خواننده است که کرستین ساینس مانیتور معتبر است یا فاکس نیوز. KhabarNegar خبرنگار ‏۱۷ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۲۰:۲۱ (UTC)

@ جناب Arfarshchi، من دقیق نمی دانستم شما چه مطلبی را از کیهان آورده اید. اگر صرفا یک خبر است که کیهان به نقل از خبرنگار خودش کار کرده می شود به ذکر نام کیهان اکتفا کرد. اما یک سوال برایم پیش آمده است. تا جایی که اطلاع دارم کیهان خبرنگار خارجی ندارد. آیا منبع اصلی خبر خود کیهان است یا صرفا به کیهان ارجاع شده است. در خبرنویسی، متعارف است که اسم منبع اصلی خبر را بیاورند مثلا به نقل از رویترز فلان یا به گفته پرس تی وی بهمان و ربطی هم به داخلی یا خارجی بودنش ندارد.--سید (بحث) ‏۱۸ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۱:۰۱ (UTC)

می‌توان در متن آورد، البته این مطلب در سرمقالهٔ کیهان آمده‌بود (البته نه به قلم شریعتمداری). مطلبی هم که من از کیهان آورده‌بودم چیز عجیبی نبود. درواقع اگر مطلب آمده معارضی از رسانه‌های دیگر داشت شاید بشود بدان اشکال گرفت، ولی این مطلب مخالفت و معارضی هم برایش مطرح نشد. بعد آوردن نام خود روزنامه در متن مقاله نیازی نیست، وقتی نوشته‌ام «تحلیلگران» و در منبع پیوند از روزنامهٔ کیهان داده‌ام، کافی است.--arfar (گفتگو) جمعه،۲۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۰۸ (ایران) ‏۱۸ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۲:۳۸ (UTC)
البته در پاسخ به جناب همان که «کدام منبع از کیهان ...» می‌شود این منبع را نشان داد، پس کیهان آن قدر صلاحیت دارد.--arfar (گفتگو) جمعه،۲۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۱۴ (ایران) ‏۱۸ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۲:۴۴ (UTC)
خب سرمقاله دقیقا موضع روزنامه است. مگر آنکه بتوانید نشان دهید تحلیلگران در چند منبع چنین نظری داشته اند که باید به بیش از یک منبع ارجاع دهید.--سید (بحث) ‏۱۸ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۴:۵۴ (UTC)


فرض کنید در مقاله انتخابات ریاست‌جمهوری ایران (۱۳۹۲) نوشته شود: «حسن روحانی نامزد موردعلاقه و حمایت غرب و آمریکا و سعید جلیلی نامزد موردنظر علی خامنه ای رهبر ایران بوده‌اند.» و منبع آن هم نشریه یکی از جناح‌های خاص افغانستان باشد که تمام مخالفانش را به وابستگی به کشورهای دیگر متهم می‌کند. آیا اصلا اهمیتی دارد که این نشریه چنین تحلیلی را نوشته؟ اینجا بحث بر سر درست یا غلط بودن تحلیل نیست. بحث این است که وقتی تمام رسانه‌های معتبر دنیا به این انتخابات‌ پرداخته‌اند و در مورد آن تحلیل دارند روزنامه کیهان این وسط چه کاره است. اگر مقاله در مورد انتخابات ایران باشد نظر روزنامه کیهان می‌تواند به عنوان نظر یکی از جناح‌های سیاسی ایران اهمیت داشته باشد ولی وقتی انتخابات در یک کشور دیگر است موضع روزنامه کیهان چه اهمیتی برای آمدن در این مقاله دارد. آن هم در لید مقاله (که مخصوص مهمترین اطلاعات مقاله است) و با سه بار تکرار در طول مقاله (که دو بار تکرار را حذف کردم)؟--همان (بحث) ‏۱۸ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۲۳ (UTC)

قبل از ورود به بحث :یادآور می شوم نه اینجا و نه هیچ جای دیگری در ویکی پدیا ما درست و غلط بودن نظر را تحقیق نمی کنیم. لطفا به [۱] و [۲] و [۳] و [۴] دقت کنید. اگر می خواهید می توانیم مصداقی در خصوص جمله مذکور بحث کنیم. من چند موضوع مشخص را در مورد جمله ای که نوشته شده است می آورم:تحلیلگران معقتد بودند اشرف غنی احمدزی در این انتخابات نامزد موردعلاقه و حمایت غرب و آمریکا و زلمی رسول نامزد موردنظر حامد کرزی رییس‌جمهور وقت افغانستان بوده‌اند.:
1- این موضوع یک رویداد نیست که به صورت فکت قابل وارسی ساده باشد. بلکه یک موضع تحلیلی است.در چنین مواردی دیگر نظرات هم برای رعایت بیطرفی باید افزوده شود. لطفا تحقیق شود منابع دیگر چه نظری داشته اند. اگر نظر کیهان صرفا یک دیدگاه اقلیت باشد می توان آن را بنا بر وزن ناکافی حذف کرد.
2- با توجه به اینکه انتخابات در کشور همسایه و فارسی زبان افغانستان بوده است، نظر کیهان و دیگر منابع ایرانی می تواند از ارزش مجاورت برخوردار باشد و البته نظرات روزنامه های هند و پاکستان نیز. یعنی در وحله اول نشریات افغانی و بین المللی ارجحیت دارند و سپس نشریات منطقه ای نظیر کیهان.
3- تحلیلگران معتقد بودند صحیح نیست. باید گفت: به نظر روزنامه کیهان وی نامزد...
بنابراین لطفا بعد از بررسی دیگر نظرات آنها را مشخص فرمایید تا بتوان بهتر نظر داد.--سید (بحث) ‏۱۸ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۵۶ (UTC)

اکنون در مقاله این عبارت وجود دارد:

«این نتیجه احتمال حضور طولانی‌مدت نظامیان آمریکایی را بسیار افزایش داده است چرا که هر دو کاندیدای پیشتاز بارها اعلام کرده‌اند که در صورت انتخاب شدن با آمریکا توافقنامه امنیتی امضا خواهند کرد. بر اساس این توافقنامه حداکثر ده هزار سرباز آمریکایی تا یک دهه دیگر در افغانستان باقی خواهند ماند. حامد کرزای سرسختانه با این موضوع مخالفت کرده بود اما شکست سنگین نزدیک‌ترین متحد او یعنی زلمی رسول نگرانی‌ آمریکایی‌ها در مورد باقی ماندن قدرت در دستان کرزای را از میان برداشته‌است.» به نقل از armytimes

اینکه اشرف غنی و عبدالله عبدالله گفته‌اند باید توافقنامه امنیتی (که مورد تقاضای رسمی دولت آمریکا بوده) امضا شود هم یک فکت است. در اینکه زلمی رسول نزدیکترین نامزد به حامد کرزی است هم تقریبا اختلاف نظری در منابع وجود ندارد چون برادر کرزی و بزرگان طایفه او از وی حمایت کرده‌اند.

اما در مورد اینکه کاندیدای مورد علاقه آمریکا و غرب در این انتخابات کیست من هیچ منبع معتبری که در این مورد تحلیل مشخصی داشته باشد پیدا نکردم چون مقامات هیچ دولتی به طور صریح یا تلویحی از هیج نامزدی حمایت نکرده‌‌اند و به جز دو نفر از کاندیداهای شکست خورده بقیه آنها به طور کلی رابطه خوبی با آمریکا داشته‌اند و دارند. در ابتدای این مقاله nationaljournal آمده که مقامات آمریکایی از اظهار نظر در مورد انتخابات خودداری می‌کنند تا تصور نشود که کاندیدای خاصی مورد حمایت آنهاست ولی با هر سه کاندیدای پیشرو به خصوص دو نفر اول (اشرف غنی و عبدالله) رابطه خوبی دارند.

البته در بحث انتخابات «رضایت از نتیجه و رابطه خوب» با «حمایت» زمین تا آسمان فرق دارد. منابعی زیادی در اثبات این مورد وجود دارد که تمام کاندیداها با آمریکا و کشورهای اروپایی رابطه خوبی دارند. همین بحث هم در مورد روابط خوب برخی کاندیداها با ایران و پاکستان و کشورهای همسایه افغانستان مطرح است ولی اینکه شخصی مورد حمایت یک کشور خارجی در انتخابات باشد یک اتهام بزرگ است که نیاز به منابع بسیار قوی دارد.--همان (بحث) ‏۱۸ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۷:۲۷ (UTC)

  • جالب است هیچ‌کس قدمی از مواضع‌اش کوتاه نمی‌آید، ۱- حذف مطلب منبع دار، فقط به صرف آنکه حذف کننده آن‌را جهت‌دار می‌داند، اشتباه‌است. ۲- آوردن نام کامل منبع، مخصوصاً وقتی از طرفِ دیگر کاربر، درخواست شده‌است، در "متن مقاله" الزامی‌ست. در غیراینصورت مقاله می‌تواند جانب‌دارانه گردد. KhabarNegar خبرنگار ‏۱۸ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۷:۳۱ (UTC)
بحث «جهت‌دار بودن» نیست. بحث در مورد اعتبار منبع و بزرگی ادعا است. مثال حسن روحانی و نشریه افغانی را دقت کنید. «حسن روحانی نامزد موردعلاقه و حمایت غرب و آمریکا..» به نقل از یک نشریه خاص افغانی در لید مقاله انتخابات ریاست‌جمهوری ایران (۱۳۹۲) قابل قبول است؟--همان (بحث) ‏۱۸ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۷:۴۵ (UTC)
به نظر من در مورد اینکه اشرف غنی کاندیدای مورد حمایت غرب است ، اکتفا به کیهان می تواند در حد یک گمانه زنی و تحلیل باشد و نه نظر تحلیلگران و اگر منبع دیگری از آن حمایت نکند آوردنش در مقاله صحیح به نظر نمی رسد. دست کم می شود بررسی کرد آیا رسانه های همسو با کیهان نظیر فارس و رجا موضع مشابهی دارند. در این صورت این مطلب را در بخش تحلیل مواضع نامزدها و نه لید مقاله اضافه کرد.--سید (بحث) ‏۱۸ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۷:۴۸ (UTC)
جناب همان بالاخره نمی‌گوید با کدام بخش قضیه مشکل دارد. می‌بینید نظر کیهان به اندازه‌ای مهم هست که حتی خبرگزاری افغان کامل آن را منتشر کند. بنده از لفظ «موردنظر» و «موردعلاقه» درکنار موردحمایت استفاده کرده‌ام برای همین، چون می‌دانم حمایت با علاقه فرق می‌کند.
دوم اینکه معارض ندارد. همان طور که گفته اینکه زلمی رسول موردعلاقهٔ کرزی بوده‌است موید هم زیاد دارد، و اینکه غنی‌زی موردعلاقهٔ غرب هم حداقل معارضی برایش یافت نشده‌است. البته اگر یکی از معتبرترین روزنامه‌های افغان بنویسد «حسن روحانی موردعلاقه و حمایت غرب و سعید جلیلی موردعلاقه و حمایت رهبر ایران بوده‌است» و در داخل یا خارج این قضیه تکذیب نشود، می‌توان او را در نوشتار درج کرد. حتی اگر مخالفتی بشود که نباید مطلب را حذف کرد! می‌توان مطلب معارض را در کنارش افزود تا خوانندگان بدانند. عجبا از مقایسه‌های مع‌الفارق جناب همان که تعجب می‌کنم، اگر کاربری ساده بود این قدر تعجب نمی‌کردم (واقعا می‌گویم، قصد مغلطه ندارم).
البته سید جان کیهان و فارس و رجا سه رسانهٔ مستقل اند. اگرجه کیهان و رجا نسبت نظرهایشان به هم نزدیک است ولی فارس خبرگزاری‌ای بین‌المللی است و نباید در این موضوع همپایهٔ آنها بررسی شود. ولی کیهان شاخص‌ترین روزنامهٔ اصولگرای داخلی است، باید این را هم در نظر گرفت،‌ حداقل تا وقتی معارض ندارد. همچنین رجا اصلا خبرگزاری نیست، پایگاه اطلاع‌رسانی است و از نظر عقیدتی نزدیک به طیف جبههٔ پایداری است.--arfar (گفتگو) جمعه،۲۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۸ (ایران)‍~

پیشنهاد: به نوشته/نظر کیهان اشرف غنی احمدزی در این انتخابات نامزد موردعلاقه و حمایت غرب و آمریکاست. را در بخش مورد نظر، نه در لید، بیاوریم و البته این به معنای این نیست که وی تنها نامزد مورد حمایت یا علاقه غرب باشد. یعنی در بخش های دیگر هم افرادی را می توان به نقل از دیگر منابع افزود.--سید (بحث) ‏۱۸ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۸:۱۶ (UTC)

صرف علاقهٔ نامزدی به همکاری با غرب دلیل حمایتشان نمی‌شود. دربارهٔ غنی‌زی این خبر مربوط به انتخابات ۸۸ است که او آن سال هم نامزد انتخابات بود. این خبر هم بی‌ربط نیست.--arfar (گفتگو) جمعه،۲۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۴ (ایران) ‏۱۸ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۸:۳۴ (UTC)
من مخالفتی ندارم ولی به نظر من این نوع نظرات ارزش آوردن در مقاله را ندارند چون حمایت کشورهای خارجی از نامزد انتخابات یک کشور یک نوع اتهام و یک ادعای بزرگ است و منبع قوی می‌خواهد. مویدش هم اینکه نشریات معتبر آنها را منتشر نمی‌کنند در حالیکه در منابع خبری بی‌اعتبار از این جور مطالب زیاد پیدا می‌شود که می‌نویسند ایران یا پاکستان یا آمریکا از فلان کاندیدا حمایت می‌کند و یا با فلان کاندیدا مخالف هستند. ضمن اینکه در مقاله‌های مربوط به انتخابات‌های کشورهای دیگر در ویکی‌پدیا چنین تحلیل‌هایی نوشته نمی‌شوند، مگر اینکه منابع بسیار قوی داشته باشد.--همان (بحث) ‏۱۸ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۸:۴۸ (UTC)

هرچند حذف محتوای با منبع غلط هست اما ایراد وارده واقعی، درست و صحیح است. آوردن چنین مطلبی با این شدت در لید مقاله، "می‌تواند" مورد بحث باشد. راه‌حل این است که : به نوشته/نظر فلان سورس خبری فلان شخص در این انتخابات نامزد موردعلاقه و حمایت فلان کسان و گروه‌ها هست. که این بهتر هست در بخش مورد نظرِ مخصوصِ خودش بیاید، و بهتر هست در لید نباشد(برای بهبود وضع مقاله). اصلاً از همان نخست نیز باید چنین می‌شده‌است. سؤال یا موردی دیگر؟ KhabarNegar خبرنگار ‏۱۸ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۸:۵۹ (UTC)

باشد، در معرف نوشتار نگذاریم، در بخش‌های موردنظر باشد. ولی حتما باید به نام «کیهان» هم در خود متن اشاره شود؟--arfar (گفتگو) جمعه،۲۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۲۷ (ایران) ‏۱۸ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۵۷ (UTC)
قطعا باید به نام کیهان اشاره شود. شما خوب است منابع دیگری را هم بیابی که ادعای مشابه دارند، آن وقت هم مساله کم وزن بودن دیدگاه و هم مساله ضعیف بودن منبع به نسبت ادعای طرح شده رفع می شود.--سید (بحث) ‏۱۸ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۲:۳۷ (UTC)
قطعا باید به نام و نشان منبع اشاره شود. چه بهتر که با آبی ساختن امکان مراجعه خواننده به مقاله آن نیز سهولت داده‌شود. اگر چنین کنید، ایرادی بدان وارد نیست و نگارش شما بدون ایراد خواهدشد. در غیراینصورت شما به‌بی‌طرفی مقاله آسیب خواهیدزد اما با رعایت این روش شما ویرایش خود را تکمیل ساخته‌اید. KhabarNegar خبرنگار ‏۱۸ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۲:۵۶ (UTC)
منظورم این بود که در خود متن منبع نام روزنامهٔ کیهان باشد نه متن نوشتار--arfar (گفتگو) جمعه،۲۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۳۴ (ایران) ‏۱۸ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۰۴ (UTC)
چند بار عرض کردیم. حتما باید در خود متن اصلی هم نام روزنامه ذکر شود. دقیقا به همان شکل که در بالا گفتیم. --سید (بحث) ‏۱۹ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۳:۱۶ (UTC)
جناب @همان و @Arfarshchiارفار گرامی، هرچند اینجا محل ویکی‌پدیا:میانجی‌گری نیست، اما پیشنهاد می کنم برای دستیابی به توافق در بخشی تحت عنوان تحلیل ها و گمانی زنی ها این قبیل موارد آورده شود، تا نگرانی مربوط به اتهام رفع شود و از سوی دیگر اطلاعات نیز حذف نشود.--سید (بحث) ‏۱۹ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۳:۲۷ (UTC)
انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان (۱۳۹۳)#تحلیل‌ها و گمانه‌زنی‌ها--همان (بحث) ‏۱۹ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۸:۴۶ (UTC)
خوب است.--arfar (گفتگو) شنبه،۳۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۴ (ایران) ‏۱۹ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۱۴ (UTC)

شیعه انلاین[ویرایش]

با سلام.ببخشید سایت شیعه انلاین برای افراد زنده معتبر است یا خیر.میخواهم برای مقاله سید محمد باقر پوسایی بیاورم منتهی سه بار به علت نداشتن سرشناسی حذف میشوذhttp://www.shia-online.ir/article.asp?id=29546

این سایت یک منبع خبری مذهبی است. فکر می کنم در موضوعات مذهبی مثلا خبری درباره حوزه علمیه معتبر است. اما مشکل شما سرشناسی ایشان است یا اعتبار منبع؟--سید (بحث) ‏۲۰ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۹:۱۸ (UTC)

حذف مقاله نوشته شده توسط مرجع تقلید ایرانی بدلیل نامعتبر بودن[ویرایش]

Nuvola apps edu languages.svg
سلام تابلوی اعلانات منابع معتبر، شما پیغام جدیدی در بحث:تغییر جنسیت در ایران دارید.
هرگاه خواستید می‌توانید این یادآوری را با حذف کردن الگوی {{بازبحث}} از صفحهٔ بحث خود پاک کنید.

سلام مطالب ارسالی من که خلاصه بخش کوتاهی از مقاله آیت الله سبحانی از مراجع تقلید بزرگ قم است بدلیل نامعتبر بودن توسط مدیران ویکی پدیای فارسی حذف می شود (برای بار سوم است که مقاله نوشته شده توسط آیت الله سبحانی حذف می گردد) در حالیکه این مقاله در نشریه ای چاپ شده است که وابسته به آیت الله شاهرودی از مراجع تقلید قم و عضوفعلی فقهای شورای نگهبان ایران است و و من هم به صفحه این مقاله در سایت اینترنتی همین نشریه لینک داده ام و منبع معتبری است Wikibooknet (بحث) ‏۲۲ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۵:۳۵ (UTC)

من از بحث ها و نیز این ویرایش شما [۵] چنین استنباط کردم که مشکل اصلی نقض حق مولف است. فقط منابع در مالکیت عمومی را می‌توان بدون تغییر تکثیر کرد – یعنی اکثر صفحه‌های وب را نمی‌توان بدون تغییر به ویکی‌پدیا فرستاد. لطفا متن را با بیان خود به صورت مختصر بازنویسی کنید. ضمنا برای رفع مشکل اعتبار منبع به جای منابع خبری مثل سایت رسمی خبرگزاری « بولتن نیوز » به کتاب ها و نشریات حوزوی استناد کنید.--سید (بحث) ‏۲۲ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۷:۰۴ (UTC)

مقاله نوشته شده توسط آیت الله سبحانی از مراجع تقلید بزرگ قم بطور کامل بازنویسی و خلاصه تر شد

همچنین منابع زیر نیز به مطلب افزوده گردید:

منبعی از سایت رسمی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)

منبع و لینکی از کتاب فرهنگ فقه، نوشته شده توسط مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی

لینک مطلبی از خبرگزاری شفقنا (که به نظر می رسد از رسانه های نزدیک به آیت الله سیستانی، مرجع شیعه در عراق باشد.)

آیا الآن دیگر مشکلات مربوط به این مطلبم حل شده است ؟

زیرا اکنون ماهها است که یکی از مدیران ویکی پدیا مطلبم را واگردانی می کند (بیش از سه بار است که مقاله نوشته شده توسط آیت الله سبحانی از مراجع تقلید بزرگ قم را به دلیل نامعتبر بودن حذف کرده است) Wikibooknet (بحث) ‏۲۲ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۲:۲۵ (UTC)


حذف مقاله نوشته شده توسط مرجع تقلید ایرانی برای بار چهارم توسط مدیر ویکی(Taranet) با عنوان این دلیل « خلاصه مطالش آمده ولی ایشان قانع نیستند»

برای بار چهارم تمام ویرایش های گذشته مطلب من با کمک روبات (توینکل) حذف گردیده است

و چون کل ویرایش های قبلی من به کمک روبات «توینکل» حذف شده است دیگر امکان ویرایش و خنثی سازی هم ندارد ،

تنها دلیلی که که مدیر ویکی پدیا آورده است این است:

«دیدگاه شفقنا به اندازه کافی بیان شده است. از ویکی فقه و امثالهم مقاله را نچپانید»

همچنین در صفحه بحث مقاله تنها این دلیل را آورده است «خلاصه دیدگاه ایشان در مقاله آمده است اما ایشان قانع نیستند...»

ایشان کل مقاله و تمام ویرایش های قبلی مرا با روبات «توینکل» حذف کرده است و کل مقاله بحث تغییر جنسیت را به گونه ای نوشته اند که فقط نظر خودشان تأیید شود یعنی نظر ایشان که در فقه تغییر جنسیت جایز است و نظر مخالف، با نظر خودشان را در بطور بسیار کم رنگ در این مقاله مطرح کرده اند. و نظر من را هم حذف می کنند تحت این عنوان که خلاصه نظر شما در مقاله من آمده است. یعنی کل مقاله ایشان در مورد این است که تغییر جنسیت در فقه و از نظر امام خمینی جایز است و نظر مخالف را بطور بسیار کم رنگ مطرح می کنند

در مقاله من این مطالب وجود داشت که توسط مدیر ویکی پدیا حذف شده است و این مطالب من در مقاله نوشته شده توسط خود مدیر ویکی پدیا(Taranet) وجود ندارد. زیرا اگر مطلب من حذف نشود، نادرستی تمام مقاله نوشته شده توسط مدیرویکی پدیا (Taranet) روشن خواهد شد.

1- موضع رسمی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی در مورد نادرستی فتوای تغییر جنسیت منسوب به امام خمینی مندرج در سایت رسمی مؤسسه مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی

2- فتوای امام خمینی در تحریرالوسیله مبنی بر حرام بودن هر کاری که منجر به عقیم سازی انسان شود (که در تغییر جنسیت عقیم سازی اتفاق می افتد)

3- نظر پزشکان در مورد امکان پذیر نبودن تغییر جنسیت واقعی مندرج در کتب فرهنگ فقه و حقوق خانواده

4- نظر فقها در مورد معنای تغییر جنسیت واقعی در فقه (که به این معنی است که تغییر جنسیت های فعلی از نظر فقه مجاز و شرعی نیستند)

5- نظر فقها در مورد عدم جواز تغییر جنسیت در صورت اضطرار برای شخص (ولی ایشان در مقاله نوشته تمام فقها در صورت اضطرار تغییر جنسیت را جایز می دانند)

6- در مقاله ایشان آمده فتوای کامل نقل شده فقط و تنها یک «ادعا از خبرگزاری شفقنا» است و من به منابع دیگر هم لینک دادم تا معلوم شود که متن نقل شده فقط ادعای یک سایت نبوده است. بلکه در سایر منابع هم فتوا این گونه نقل شده است نه آن طوری که ایشان ادعا می کند.

7- ایشان فقط بخش تکمیلی فتوای امام خمینی را از شفقنا نقل کرده ولی توضیح معنای بخش تکمیلی از فتوا را که نشان می دهد کل مقاله نوشته شده این مدیر ویکی پدیا در مورد امام خمینی نادرست است را حذف کرده است یعنی در لینکها و منابع من در مقاله من نشان داده شده بود که معنای این بخش تکمیلی از فتوا این است که اصلاً امام خمینی فتوایی در مورد تغییر جنسیت نداشته است و بنابراین تمام مقاله ایشان نادرست است ولی ایشان این قسمت را حذف می کند.

Wikibooknet (بحث) ‏۲۳ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۵:۲۵ (UTC)

من سر فرصت مطالب شما را بررسی می کنم و با جناب @Taranet صحبت می کنم. منابع شما ظاهرا معتبر است. جز خبرگزاری که حتی اگر توسط دفتر مرجع مورد نظر اداره شود برای استناد خبری مناسب است و این مورد مقاله خبری نیست. حتما باید به کتاب و مقاله معتبر و یا سایت رسمی مرجع مذکور که استفتائات وی در آن نوشته شده ارجاع دهید. --سید (بحث) ‏۲۳ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۱۳ (UTC)
ویکی فقه معتبر است؟؟؟ در مقاله تغییر جنسیت در ایران درباره مسایل مختلف این پدیده نوشته شده و از هر منبع معتبر که بیشترشان نشریات با درجه علمی یا علمی-پژوهشی نورمگز هستند استفاده شده و هر منبع دو سه جمله بیشتر نیست. مقاله ترکیب متناسبی از هر زاویهٔ بررسی مسئله دارد دارد. مثلا از مقاله پزشکی قانونی بیشتر از دو سه جمله آورده نشده پس نمی‌توان کل مقاله را با مطالب فقهی ایشان پر کرد. در ویکی پدیا به آن «وزن نامناسب» می‌گوییم. دیدگاه ایشان از خبرگزاری شفقنا هم نقل شده است و اگر خواننده‌ای ارزش خواندن به آن بدهد خودش برای متن کامل به منبع شفقنا مراجعه می‌کند. اینجا ویکی فقه نیست. برای من خیلی جالب است کاربر:Wikibooknet همیشه آنلاین و ناظر بر ویکی است ولی در شکایت کردن ادای کاربران تازه کار را در می‌آورد!--Taranet (بحث) ‏۲۳ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۲۳ (UTC)

خیر نمی گویم ویکی فقه معتبر است

اما در کل مقاله من ، تنها مطلبی که از سایت ویکی فقه نقل شده است ، یک عبارت نیم خطی در کل مقاله ام است برای معنای کردن لغت «خنثی» در اصطلاح فقه که این عبارت نیم خطی در سایتهای دیگر هم آمده است و لینک را به سایتهای دیگر تغییر دادم ،

«خنثى: دارنده آلت تناسلى مرد و زن.»

فقط مطلب بالا از ویکی فقه نقل شده است

نام کتاب : فرهنگ فقه فارسي نویسنده : موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي جلد : 3 صفحه : 503

لینک ویکی فقه تغییر کند به این سایت ، اینجا را کلیک کنید Wikibooknet (بحث) ‏۲۳ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۴۵ (UTC)

دوستان عزیز،‌ دعوا که نداریم. آقای @Wikibooknetُ، هر مقاله یا منبعی که مورد اشکال است را بیاورید تا تک تک در موردشان نظر بدهیم. اگر مقصود بیان فتاواست بخش استفتائات وبسایت رسمی هر مرجع کفایت می کند. برای «نظر پزشکان در مورد امکان پذیر نبودن تغییر جنسیت واقعی مندرج در کتب فرهنگ فقه و حقوق خانواده» باید منبع آکادمیک باشد. در خصوص «نظر فقها در مورد معنای تغییر جنسیت واقعی در فقه (که به این معنی است که تغییر جنسیت های فعلی از نظر فقه مجاز و شرعی نیستند)» این قسمت مندرج در پرانتز را چطور مستند می کنید؟ فقیه فتوا می دهد که با فلان شرایط تغییر جنسیت مجاز است یا خیر اما در خصوص تشخیص مصادیق و اینکه تغییر جنسیت مصداق آن فتوا هست یا نه که به موضوع مربوط می شود و نه حکم فقها استناد به نظر مراجع که حجیت ندارد و نهایتا نظر شخصی شان محسوب می شود. شما در این موارد باید مقاله پژوهشی معتبر بیابید. خلاصه اینکه در هر مورد شما می توانید به راحتی فتاوا را در مقاله از استفتائات مراجع یا هر سایت کتاب یا سایت معتبر دیگر بیاوردی و کسی حق اعتراض ندارد، اما در خصوص انطباق مصادیق موضوعات با فتاوا و نظرات پزشکان نمی توان به نظر مراجع و سایت آنها مستند کرد. موفق باشید.--سید (بحث) ‏۲۳ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۲:۰۴ (UTC)

آزار صربها[ویرایش]

با سلام. ببخشید آیا سایتهای که حاکی از آزار صربها در سالهای اخیر هستند معتبرند یا خیر. http://www.strategic-culture.org/ http://www.serb-victims.org/ http://www.globalresearch.ca/ Tehrani111 (بحث) ‏۲۰ مهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۰۲ (UTC)

واژه‌های مصوب فرهنگستان[ویرایش]

پیرو بحثی که در بحث ویکی‌پدیا:قواعد نام‌گذاری (فارسی‌سازی اسامی خارجی)#دو مورد درباره فرهنگستان بنده با @حجت گرامی داشتم، آیا اگر واژه‌ای به تصویب فرهنگستان زبان و ادب فارسی برسد، مجاز نیستیم که در ابتدای نوشتار در کنار عنوان نوشتار آن واژه را بیاوریم و از ذکر منبع کنیم؟ (لطفا نخست بحث آنجا و استدلال‌های دوطرف را بخوانید)--arfar (گفتگو) شنبه،۱۰ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۲ (ایران) ‏۳۱ مهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۵۲ (UTC)

سلام. به نظرم لازم است بیاورید اما این چه ربطی به این صفحه دارد!؟ این به وپ:شیوه مربوط است. همان جا طرح کنید و در صورت اجماع به متن شیوه نامه اضافه فرمایید. --سید (بحث) ‏۱ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۳۶ (UTC)
البته بحث بدینجا مربوط نیست، ولی یک بخشش کاملا مرتبط با اینجاست. بحث این است که «آیا فرهنگستان منبعی معتبر به شمار می‌رود که اگر واژه‌ای را تصویب کرد آن واژه در بالای مقاله کنار عنوان ذکر شود؟». --arfar (گفتگو) یکشنبه،۱۱ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۴۳ (ایران) ‏۱ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۱۳ (UTC)
فرهنگستان قطعا منبعی معتبر است اما محل نوشتن مطلب به وپ:شیوه مربوط است. --سید (بحث) ‏۲ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۰۵:۱۹ (UTC)
خیلی ممنون. در صفحهٔ بحث وپ شیوه مطرح کنم یا قهوه‌خانه؟ چون تازه می‌خواهم با استفاده از تایید این مطلب سیاست را به قواعد نامگذاری اضافه کنم--arfar (گفتگو) دوشنبه،۱۲ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۵۱ (ایران) ‏۲ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۲۱ (UTC)
در صفحه بحث وپ:شیوه و از کاربران فعال در آن سیاست هم دعوت به مشارکت نمایید. --سید (بحث) ‏۲ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۷:۴۳ (UTC)
در بحث شیوه‌نامه مطرح کردم و کسی تا کنون هیچ واکنشی نشان نداده‌است. ولی گذشته از آن، چرا بحث باید در شیوه‌نامه مطرح شود؟ مگر بحث دربارهٔ اعتبار منبع نیست؟--arfar (گفتگو) جمعه،۱۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۰۸ (ایران) ‏۶ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۲:۳۸ (UTC)
اینکه واژه در ابتدای مقاله نوشته شود مربوط به شیوه نامه است و ربطی به منبع ندارد. شما دو سوال دارید یکی اینکه آیا فرهنگستان معتبر است یا خیر که گفتم هست و اگر کسی به این دلیل حذف کرد اینجا ارجاعش بدهید و دوم اینکه آیا واژه مصوب فرهنگستان در بالای مقاله در کنار عنوان ذکر شود که جایش آنجاست. شما سوال را در بحث وپ:شیوه به شکل واضحی نپرسیده‌اید. اصلا لازم نیست در آنجا به اعتبار بپردازید. فقط بپرسید که واژه مصوب فرهنگستان در کجای مقاله باید بیاید. همین. --سید (بحث) ‏۶ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۳۸ (UTC)
آهان! من هی فکر می‌کردم شما می‌گویی باید اصل معتبر بودن یا نبودن فرهنگستان را آنجا مطرح کنم. درواقع من فقط در پی این بودم که اعتبار فرهنگستان را جویا شوم که حل شد. --arfar (گفتگو) جمعه،۱۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۶ (ایران) ‏۶ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۰۶ (UTC)

پس چرا نوشته‌اید: «آیا فرهنگستان منبعی معتبر به شمار می‌رود که اگر واژه‌ای را تصویب کرد آن واژه در بالای مقاله کنار عنوان ذکر شود؟»!!!--سید (بحث) ‏۶ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۷:۵۱ (UTC)

ببخشایید، خوب بیان نکردم. سوالم همین بود که آیا منبع معتبر هست که اگر هست تازه برویم سرش بحث کنیم در صفحه‌های دیگر که در بخش آغازین بیاید یا نه. پس کسی قطعا نمی‌تواند اعتبار فرهنگستان را خدشه‌دار کند و بگوید که «اگر واژهٔ مصوب فرهنگستان هنوز در منبع‌های دیگر استفاده نشده‌باشد معتبر نیست». --arfar (گفتگو) شنبه،۱۷ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۹ (ایران) ‏۷ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۰۹ (UTC)

نظر من بر این است که فرهنگستان "مطلقاً" (به صورت تأکیدی بخوانید) بی‌اعتبار است و حتی در یک نوشتار معمولی هم نباید استفاده شود. --MaHaN MSG ‏ ‏۹ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۱:۵۱ (UTC)

آنچه مهم است استدلال است. --arfar (گفتگو) دوشنبه،۱۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۲۵ (ایران) ‏۹ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۳:۵۵ (UTC)
بله، و آوردنش وظیفه کسی‌ست که می‌خواهد اعتبار را ثابت کند. --MaHaN MSG ‏ ‏۹ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۰۳ (UTC)
همانجا در صفحهٔ بحث مفصلا آورده‌ام--arfar (گفتگو) دوشنبه،۱۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۳۴ (ایران) ‏۹ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۰۴ (UTC)

@Mahan نظر شما پیرامون واژگان فرهنگستان «مطلقاً» برای خودتان مرجع عملکردی‌است [و البته محترم]؛ لیکن سنجهٔ اعتبارسنجی اینجا نتواند بود.
@Arfarshchi گرچه اینجا، جای مناسبی برای پاسخ به پرسش‌تان نیست، اما موجز همین‌جایش بیان می‌دارم: معتبربودن واژگان فرهنگستان در ذات پذیرفته‌است و نیازی به اثبات موردبه‌مورد نمی‌دارد؛ منتهی چناکه می‌دانیم، شیوهٔ قلم‌فرسایی ویکی‌پدیایی تا حدودی مرتجعانه است و بسیار مته بر خشخاش جای‌افتادگی پدیده‌ها نزد اهل فن‌اش می‌گذارد. نظر مرا بخواهید آن واژه‌ای که نزد اهل فن‌اش جای افتاده است (ولو نسبی یا حداقلی)، اولویت با مصوب فرهنگستان است و آن واژه که بخت‌اش نامراد بوده و مقبول نیافتاده را می‌توان در با الگویی همچو (به انگلیسی: Wikipedia) یا دستِ کم در پانویس نوشت. --آرش ۱۹ خرداد ۱۳۹۳/ ‏۹ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۱۳ (UTC)

نظر شما نیز برای من گرچه فوق‌العاده محترم است اما تا زمانی که اجماعی در این رابطه صورت نگیرد (بنا بر روند پیشبینی شده برای منابعی که در چارچوب وپ:معتبر نگنجیده‌اند و قرار است استثنا شوند) ترجیح می‌دهم بچسبم به همان مرجع عملکردی خویش. اگر اجماعی حاصل شد که گردن بنده نازکتر از مو وگرنه [حدأقل در نوشتارهای مورد پی‌گیری‌ام] نمی‌توانم به صرف اعتبار ذاتی این وب‌گاه اجازه دهم تا نوشتارهای مذکور دستخوش تغییر گردند زیرا متأسفانه من به خدافراگیردانی اعتقادی ندارم! :) (شوخی) --MaHaN MSG ‏ ‏۹ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۴۹ (UTC)
جناب ماهان استدلال‌ها را مفصل در صفحهٔ بحث آورده‌ام. --arfar (گفتگو) دوشنبه،۱۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۰۵ (ایران) ‏۹ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۳۵ (UTC)
@Mahan، @Arfarshchiو @آرش توضیحی برای رفع ابهام بدهم. همان طور که در بالاتر هم گفته‌ام دو موضوع باید از هم جدا شود. نخست اینکه آیا می‌توان برای یک معادل در مقاله به فرهنگستان استناد کرد؟ یعنی در متن مقاله مثلا پلیمر بگوییم فرهنگستان واژه بسپار را معادل آن وضع کرده است؟ بله قطعا می‌توان این کار را کرد. یعنی برای بیان اینکه فرهنگستان چه واژه‌ای را معادل چه واژه‌ای وضع کرده است نیازی به منبع دیگری نیست. اما فکر می‌کنم سوال اصلی این نبوده است. این طور که من از بحث فهمیده‌ام سوال این است که آیا اگر فرهنگستان معادلی را برای واژه‌ای برگزید، آیا آن قدر اعتبار دارد که ما برای نام مقاله یا در لید مقاله آن را قرار دهیم؟ این سوال ربطی به سیاست و رهنمود اعتبار منبع ندارد و لطفا موضوع را در جای خودش طرح کنید تا افرادی که در خصوص رهنمودهای نامگذاری، شیوه نامه یا ترجمه کار می‌کنند نظر دهند. موفق باشید. --سید (بحث) ‏۱۰ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۰۵:۰۸ (UTC)

@Arfarshchi اگر اشتباه نکنم در همان بحث هم گفته بودم که توضیحات شما هرچه باشند «استدلال» نیستند. این‌که رئیس فرهنگستان خوشحال و ناراحت است یا این‌که فرهنگستان به خودی خود از ذات الهی برخوردار است حدأقل برای شخص من استدلال محسوب نمی‌شوند. شما باید بگویید این کلمات را چه کسانی می‌سازند؟ در چه رشته، مدرک، و دانشگاهی تحصیل کرده‌اند؟ چه آثاری از ایشان منتشر شده؟ آیا اصلاً می‌توان از نهادی که برای کلمه‌سازی پول می‌گیرد برای جامعه مجازی مبتنی بر مشارکت داوطلبانه استفاده کرد؟ و از این دست سوالات که کم هم نیستند. اگر پاسخ دادن به این سوالات شدنی‌ست که من مشتاق شنیدن هستم وگرنه معنایش این است که این وب‌گاه در تعریف ویکی‌پدیا از منبع معتبر نمی‌گنجد و باید از راه دیگری استفاده از این وب‌گاه را به آن سبک و سیاق موردنظرتان مجاز کرد و آن راه هم اسمش اجماع است. (نمی‌دانم دفعاتی که این موضوع را برایتان تکرار کردم دورقمی شده است یا نه)

@Sa.vakilian منظور من اتفاقاً همان موضوعی است که فرمودید. وب‌گاهی که قابلیت راستی‌آزمایی ندارد زیرا دارد ایده‌های شخصی و تحقیق دست‌اول می‌دهد بیرون از اعتبار کافی برخوردار نیست و اگر فرض را بر این بگذاریم که واژه‎‌های این نهاد عمومی شوند هم نه به صرف اینکه ساخت این نهاد هستند بلکه به دلیل استفاده از منابع دیگر در لید نامش را کنار نام اصلی ذکر کرد (وپ:لید) و واژه‌های عمومی نشده هم که وضع‌شان روشن است. خواندن این مطلب و برنامه این نهاد برای جام‌جهانی به خوبی نشان می‌دهد که خود فرهنگستان برای عمومی شدن امید چندانی ندارد و دست به چنین کارهایی می‌زند؛ سریار به جای کاپیتان و ضربه کنج به جای کرنر!--MaHaN MSG ‏ ‏۱۰ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۲۰ (UTC)

@Mahan من فکر می‌کنم این جواب شما بیشتر به سوال دوم می‌خورد. یعنی شما می‌فرمایید برای اینکه بنویسیم فرهنگستان فلان واژه را معادل وضع کرده است ارجاع به خود فرهنگستان کفایت نمی‌کند!!! همان طور که گفتم اینکه آن واژه کجا، چطور و تحت چه شرایطی در مقاله بیاید ربطی به وپ:معتبر ندارد و جای بحثش اینجا نیست. مثالی هم که زدید که واژه‌ای که فقط فرهنگستان وضع کرده و هیچ منبع دیگری آن را به کار نبرده وزن کافی برای درج در مقاله ندارد (دیدگاه اقلیت) خب چه ربطی به این صفحه دارد! من فکر می‌کنم از اول جناب @Arfarshchi به اشتباه این سوال را به این شکل اینجا طرح کرده است. جمع‌بندی: فرهنگستان قطعا منبع معتبر است (بنا بر وپ:معتبر) اما این دلیل کافی نیست که واژه‌ای که وضع کرده را بشود در مقاله به کار برد و مهم است که دیگران هم آن را به کرده برده باشند بنا بر (WP:UNDUE) جیمی خیلی روشن گفته است:

From Jimbo Wales, paraphrased from a September 2003 post on the WikiEN-l mailing list: If a viewpoint is in the majority, then it should be easy to substantiate it with reference to commonly accepted reference texts; If a viewpoint is held by a significant minority, then it should be easy to name prominent adherents; If a viewpoint is held by an extremely small (or vastly limited) minority, it does not belong in Wikipedia regardless of whether it is true or not and regardless of whether you can prove it or not, except perhaps in some ancillary article. --سید (بحث) ‏۱۰ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۵۲ (UTC)

جل الخالق! از مصائب ایام حاضر ماتمکده‎ای به‌نام ویکی‌پدیای فارسی این است که مدیری مستعفی، خروج کرده و رزم‌جامه‌پوشان، سر بنیان‌کنی از اساس سازوکار واژه‌گزینی زبان فارسی در ویکی‌پدیا می‌دارد و ضمن فروکاستنِ جایگاه نهادی آن سازمان به یک «وبگاه»، طلب‌کارانه پی‌گیر اثبات سواد آکادمیک اعضای فرهنگستان زبان و ادب فارسی‌است. جناب ماهان! شما طبق کدام اجماع از «فاصلهٔ مجازی» بهره می‌جویید؟ دستور خط را اجماع کدامین کاربران حق‌طلبی همچو شما مشروعیت بخشیدندی که امروز ایدون در اینجا جاری و ساری‌است؟ محض اطلاع‌تان: فرهنگستان زبان و ادب فارسی زیر نظر «شورای عالی انقلاب فرهنگی»است که خود به‌ریاست رئیس جمهوری، جزئی از بدنهٔ دولت است. اعضایش نیز جملگی از بزرگان زبان و ادب فارسی (با تحصیلات آکادمیک مرتبط) اند (ر. ک: بخش دربارهٔ فرهنگستان وبگاه نهاد مذکور). فی‌المثل، همین‌که ناشر کتابی تاریخی، انتشارات دانشگاه کمبریج باشد و مؤلف‌اش از آکادمیسین‌های مرتبط، یعنی مراحل آکادمیک راستی‌آزمایی [همچو داوری همتا] را گذرانده و سپس منتشر شده‌است. اعتبار فرهنگستان نیز چیزی همانند مثال فوق‌الذکر است. غائلهٔ امروز ما، نقل داستان «اختراع دوبارهٔ چرخ» است اگر «سربالا رفتن آب»اش نپنداریم البته!
@Sa.vakilian سید جان بحث بهتر است تفکیک شود؛ اینکه مصوب فرهنگستان در چه صورت می‌تواند عنوان مقاله باشد و در چه صورتی تنها به‌ذکر آن در بخش آغازین می‌تواند بسنده کرد، به‌گمان من نیز تابعی از درجهٔ تداول واژه نزد اهل فن است و بایستی موردبه‌مورد بحث شود. تبر به‌دست گرفتن و جایگزینی فله‌ای واژگان نافارسی با مصوبات فرهنگستان هم خلاف عرف ویکی‌پدیای فارسی‌است. در اولین فرصت بحث‌های صورت‌گرفته خوانده و پس از دریافتن «سوال اصلی» به‌بحث خواهم پیوست. --آرش ۲۰ خرداد ۱۳۹۳/ ‏۱۰ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۰۷:۲۵ (UTC)

@آرش: یک نقل کارآمد برایتان می‌آورم «راجع به مطلب نظر بدهید نه مشارکت‌کننده — ویکی‌پدیا:حمله‌های شخصی ممنوع» به هر صورت برای جامعه‌ای که سیستم استدلال «من زورم می‌رسد، هرکاری بخواهم می‌کنم، هر بخواهم می‌گویم، هرچه را به هرچه ربط می‌دهم» حاکم است ماتمکده عنوان برازنده‌ای است. فقط ناگفته نماند که این رزم‌جامه پولادین برای مبارزه با روند کنونی مدتی بسیار طولانی‌تر از آنچه که فرمودید بر تن این حقیر پوشانده شده است.[۶][۷][۸] موارد مذکور که حل و فصل شدند می‌توانیم بعدش درباره عدم اجماع، دستور خط، فاصله مجازی، آب سربالا، طلبکاری، برابری با انتشارات کمبریج و دیگر مصائب ایام حاضر [غیر از وجود بنده] هم بحث کنیم.

@Sa.vakilian: ببینید من هم موافقم که اگر واژه‌ای تصویب‌شده کاربرد پیدا کرد (هرچند کمتر از واژه‌ای دیگر) در لید بیاید و اصلاً این موضوع ارتباط مستقیمی با فرهنگستان ندارد و برای همه همین است اما با اینکه که این نهاد را تبدیل به مرجع عملکرد کنیم که هرچه عبارت شادی‌آفرین تصویب کرد بگذاریم سردر مقاله شدیداً مخالفم و تا زمانی که اجماعی نباشد در مقابلش خواهم ایستاد (من با شما همنظر نیستم که فرهنگستان قطعاً منبع معتبری‌ست) بگذارید مثال بزنم: فرض کنید گروهی از متخصصان و اساتید زبان فارسی گروهی مستقل تشکیل دهند و شروع به تعیین برابر برای واژگان کنند، آیا ما باید آن واژگان را به کار ببریم؟ اگر جوابتان مثبت است چطور باید پذیرفت که یک رهنمود (وپ:فرهنگستان یا آن گروه مستقل فرضی) یک رهنمود دیگر (وپ:رایج) را نقض می‌کنند و چگونه باید با بازشدن راه POV forkهایی که این مسئله برای سره‌نویسان و انحصارطلبان زبان فارسی به ارمغان می‌آورد کنار آمد؟ اگر جواب‌تان منفی است، چه چیز باعث می‌شود نهادی که نامش فرهنگستان است معتبر شناخته شود و نهادی که مستقل است اما همان سازوکار را دارد معتبر شناخته نشود؟

نظر من این است که اگر کلمه‌ای رواج (هرچند کم) را دارد که هیچی وگرنه نباید یک نهاد را تبدیل به یک بت واستثنا کرد و برایش رهنمود جداگانه تعریف کرد (آن هم نهادی که این‌همه انتقاد به عملکردش است) الآن صدها نوشتار که عنوان رایج‌تری برایشان وجود دارد، دارند جور همین استثناسازی را می‌کشند. چند نمونه که با وجود کم‌کاربردتر بودن شده‌اند عنوان مقاله: بارگیری به جای دانلود، موشواره به جای موس، رودگردی به جای قایقرانی آب‌های خروشان و زیرنهنج به جای هیپوتالاموس. این موارد به خوبی نشان‌دهنده ناکارآمدی سیستم فرهنگستان‌محوری است خصوصاً در موارد حساس علمی. --MaHaN MSG ‏ ‏۱۰ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۳۷ (UTC)

ماهان عزیز ظاهرا شما هم مانند بسیاری از منتقدان فرهنگستان هیچ آشنایی‌ای با این نهاد نداری. (پیش از بحث عرض کنم که ناراحتی مدیر فرهنگستان قضیه‌اش این بود که واژه‌هایی مانند کش‌لقمه و درازآویز زینتی را به دروغ به فرهنگستان بستند برای تمسخر و محوم حبیبی رییس وقت فرهنگستان با آن برخورد کرد. ولی الان به خیلی‌ها که بگویی ده تا معادل فرهنگستان را بگوی می‌گوید کش‌لقمه به جای پیتزا!)
از کی تا حالا پول گرفتن نهادی از اعتبارش می‌کاهد؟ مثلا اگر در اسپانیا پول خرج کنند و آگاهان زبان اسپانیایی را بیاورند تا هم‌ارز درست کنند چون پول می‌گیرند کم‌اعتبار اند؟ مگر زبان بحث سیاسی است که ربطی به دولت‌ها داشته‌باشد؟ فرهنگستان اول زمان رضاشاه بود که به دلیل مشکل‌های کشور تعطیل شد و رئیسش هم محمدعلی فروغی بود، فرهنگستان دوم زمان محمدرضاشاه بود که آن هم اواخر و به دلیل جنگ و انقلاب تعطیل شد، فرهنگستان سوم هم اکنون ادامهٔ کار می‌دهد.
این هم که عده‌ای بگویند فلان واژهٔ فرهنگستان خوب نیست سلیقهٔ شخصی است. کی گفته «کنج» بد است و «کرنر» خوب که شما اینجور تعجب می‌کنی؟ مثلا اگر انگلیسیش kong بود و فارسیش کرنر که مثلا در فرهنگ لغتی بود احتملا برعکسش را می‌گفتی. نه شما، خیلی‌ها این گونه‌اند. به عمرشان یک بار دربارهٔ فرهنگستان تحقیق نکرده‌اند.
تنزل جایگاه فرهنگستان به یک «وبگاه» به نظر شما درست است؟ کار شما مانند این است که مثلا کل ریاست‌جمهوری ایران را به یک وبگاه president.ir تنزل دهیم! وبگاه فرهنگستان مانند وبگاه‌های دیگر محل اطلاع‌رسانی است.
با کمال احترام، شما اگر اعضای بزرگ فرهنگستان را نمی‌شناسی نباید به همین راحتی زیرآبشان را بزنی! حداقل یک بار به وبگاه فرهنگستان مراجعه کن و نام اعضای فرهنگستان را بخوان و پیشینهٔ‌شان را ببین بعد قضاوت کن.
دلیل‌های بنده برای اعتبار فرهنگستان زبان و ادب فارسی:
  • واژه‌های تخصصی هر رشته را تحصیل‌کردگان و درس‌خواندگان آن رشته درست می‌کنند. آن هم نه یک نفر، بلکه برای هر رشته شورایی هست که با همفکری یکدیگر واژه‌گزینی می‌کنند. قاعدتا اگر پیشنهاد جمعی باشد خیلی متعارف‌تر و ارزشمندتر می‌شود. فرهنگستان بدین کار «برون‌سپاری» می‌گوید. پیشنهاد می‌کنم مقدمهٔ جلد ششم را بخوانی: «فرهنگستان زبان و ادب فارسی طی مدتی نزدیک به بیست سال در عرصهٔ واژه‌گزینی به مجموعه‌ای از اصول و قواعد و ضوابط و نرم‌افزارهای مناسب دست یافته و توانسته‌است دانشی چندرشته‌ای را به نام «واژه‌گزینی» در ایران ایجاد کند. در سال‌های اخیر، فرهنگستان با همکاری انجمن‌های علمی و صاحب‌نظران، دایرهٔ واژه‌گزینی را از محدودهٔ درون فرهنگستان فراتر برده و این وظیفه را به شیوهٔ «برون‌سپاری» بر دوش گروه‌های علمی فعال در بخش‌های مختلف جامعه نیز نهاده‌است...» {غلامعلی حداد عادل رییس فرهنگستان، مقدمهٔ جلد ششم مصوبات فرهنگستان.}
اتفاقا نام گروه‌های واژه‌گزینی در جلد ششم آمده‌است. برای نمونه گروه تخصصی تغذیه: دکتر سهیل اسکندری، دکتر نسرین امیدوار، دکتر دالی بنداریان‌زاده، دکتر سیدابوالقاسم جزایری، دکتر رضا راست‌منش، دکتر آرش رشیدی، دکتر سعید قوام‌زاده، مهندس مژگان پورمقیم
  • در فرهنگستان گروهی ادیب و آگاه از زبان فارسی بر این روند نظارت دارند و کار آن‌ها هم شورایی است. پس علاوه بر اینکه متخصصان هر رشته بر واژه دقت دارند متخصصان زبانی نیز هستند. هم بعد زبانی محکم است هم بعد تخصصی.
  • دوری فرهنگستان از سره‌سازی و افراط در واژه‌گزینی. برخی مانند استاد کزازی سلیقهٔ خود را دارند، ولی فرهنگستان متعارف برخورد می‌کند. البته کسانی هستند که فرهنگستان هر کار بکند آن را افراط می‌دانند. آنان معتقد اند که کلا عرصهٔ تخصصی باید انگلیسی باشد و زبان فارسی مربوط به شعر و ادب است! همان وادادگی تاجیک‌ها در برابر زبان روسی را اینها در برابر زبان انگلیسی دارند. از همین باب بود که مثال «پلیس» را زدم که فرهنگستان با عوض کردنش مخالفت کرده‌بود.
  • چند مرحله بازبینی واژه تا تصویب نهایی. واژه‌ها در سیری رفت و برگشتی بازبینی می‌شود. متخصصان نظر می‌دهند تا تصویب شود.
بعد هم قرار نیست که عنوان نوشتار را تعیین کنیم. ملاک آن رواج است. اما در کدام سیاست آمده‌است که اگر نامی معتبر رایج نبود نباید در صدر مقاله ذکر شود؟ چه برسد به متن آن. البته جای این بحث که کجای مقاله باشد به قول سید جای دیگری است.--arfar (گفتگو) سه‌شنبه،۲۰ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۱۱ (ایران) ‏۱۰ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۵:۴۱ (UTC)
کاربر:Arfarshchi. وقتی خود واژه‌گزینان فرهنگستان از واژه گزیدهٔ خود در آثارشان استفاده نمی‌کنند چرا باید ویکی‌پدیا دایه دلسوزتر از مادر شود؟--همان (بحث) ‏۱۰ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۲۱:۵۷ (UTC)
جناب همان اینکه دلیل نمی‌شود. مثلا اگر برخی نمایندگان مجلس به قانونی که خود گذاشته‌اند عمل نکنند، یا برخی از کسانی که سیاستی را در ویکی‌پدیا با اجماع خود تصویب کرده‌بودند زیر پا بگذارند که دلیل بی‌اعتباری قانون یا سیاست نیست. بعد هم کجا فرهنگستان از مصوبه‌های خود استفاده نکرده‌است؟--arfar (گفتگو) چهارشنبه،۲۱ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۰۵ (ایران) ‏۱۱ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۴:۳۵ (UTC)

جسارتا فکر می کنم طرح سوال اشتباه در جای اشتباه و بعدش طرح بحث های حاشیه ای نامرتبط با پاسخ آن سوال باعث شده این بحث به سرانجام نرسد و حالت بگومگو پیدا کند.--سید (بحث) ‏۱۳ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۰۱:۴۸ (UTC)

answers.com[ویرایش]

آیا نمره‌ای که answers.com به آلبوم‌های موسیقی می‌دهد مثل این و این معتبر است یا خیر و می‌شود در مقاله استفاده کرد؟ بررسی آلبوم را از آل‌میوزیک می‌گیرد اما نمره‌اش با آن فرق دارد. Sandman (بحث) ‏۱۰ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۲۵ (UTC)

اعتبار منبع[ویرایش]

سلام. آیا منبع «جلایی‌پور، حمیدرضا، دولت پنهان، بررسی جامعه‌شناختی عوامل تهدیدکننده جنبش اصلاحات (۱۳۷۹ ـ ۱۳۷۸)، تهران: نشر طرح نو: ۱۳۸۳» مستند و معتبر هست؟ از اورمیه (بحث) ‏۲۷ ژوئن ۲۰۱۴، ساعت ۲۱:۳۳ (UTC)

بله معتبر است.--سید (بحث) ‏۱۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۶:۲۷ (UTC)
مرسی. از اورمیه (بحث) ‏۱۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۸:۱۱ (UTC)

آیا این سایت معتبر است[ویرایش]

asemooni.com یک سایت معتبر است؟ آئـیــل بحث ۲۵ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۹ (ایران) ‏۱۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۵:۱۹ (UTC)

من این مقاله‌شان را دیدم که اثری از نویسنده یا غیره نداشت. در مورد سردبیر سایت هم چیزی پیدا نکردم. در این صورت معتبر نیست. طاها (بحث) ‏۱۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۵:۳۶ (UTC)
من هم این مقالشان را دیدم، کپی کامل از این نسخه ویکیپدیای خودمان بود. آئـیــل بحث ۲۵ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۱۹ (ایران) ‏۱۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۴، ساعت ۰۵:۴۹ (UTC)