ویکیپدیا:تابلوی اعلانات منابع معتبر
|
در این صفحه کاربران میتوانند در مورد اینکه آیا یک منبع معتبر است پرسش کنند، و کاربرانی علاقمند به موضوع منبع دهی به پاسخ به پرسشها میپردازند. رهنمودی که بیش از همه به موضوع اینکه آیا یک منبع قابل اعتماد هست یا نه ویکیپدیا:منابع معتبر میباشد. سیاستهایی که بصورت مستقیم به بحث مربوط میشوند ویکیپدیا: دیدگاه بیطرف، ویکیپدیا:تحقیق دستاول ممنوع و ویکیپدیا:اثباتپذیری هستند. برای پرسش درباره سیاستهای منبع دهی مستقیماً به این صفحه بحث بروید. اگر پرسش شما درباره این است که آیا مطالبی تحقیق دست اول به حساب میآیند یا نه، لطفاً از ویکیپدیا:تابلوی اعلانات تحقيق دست اول استفاده کنید. دقت کنید که این صفحه محلی برای بحثهای کلی، یا اختلافات محتوایی نیست. در اینجا بحث مشخصاً درباره منابع باید باشد، و نه مقالهها. پرسشهای کلی راجع به اینکه «کدام منابع در فلان مقاله قابل اعتماد هستند» ممکن است فرای قلمرو این صفحه باشد، و باید در صفحه بحث مربوطه مورد بحث قرار بگیرد. لطفاً موضوعهای جدید را در بخش جدیدی مطرح نمایید. هنگامی که موضوعی حل شد به آن برچسب {{شد}} بزنید. |
بایگانیهای تابلوی اعلانات منابع معتبر |
|---|
|
|
| بحثهای قدیمیتر از ده روز توسط Amirobot بایگانی شد. |
[ویرایش] کتاب "گذشته چراغ راه آینده است"
کتاب گذشته چراغ راه آینده است: تاریخ ایران در فاصله دو کودتا 1299 - 1332 ، نوشته گروه جامی ، کتابی است که دائما در نگارشهای مربوط به گروه های چپ و فرقه دموکرات آذربایجان مورد استناد قرار می گیرد . من نظرم این است که این کتاب شدیدا دچار چپ نگاری است و تنها از زاویه دید گروه های چپ سالهای دهه 50 است . اصل افست کتاب را که من دارم ، سال 1355 نوشته شده است ، اما در این همه سال مشخص نیست که گروه جامی که این کتاب را نوشته اند چه کسانی هستند . به هرحال ، بعنوان نظر بی طرف ، قابلیت استناد در مقاله های ویکی را ندارد . در این نشانی تا حدی به خواستگاه نویسندگان و نقد این کتاب پرداخته شده است .شاهرخ مسکوب هم در این تارنما به درستی گفته است که :
این کتاب موفق و پرخواننده اوّلین تاریخ مفصّل و انتقادی حزب توده است که پیشتر از این خاطرات (بدون نام مؤلف، تاریخ و محل انتشار) بارها چاپ و پخش شده و در طی سال ها تنها سرچشمه آگاهی بیشتر خوانندگان فراوانش از سرنوشت نهضت چپ ایران بوده است. گذشته از پخش گسترده و درازمدت، این کتاب فقط تألیفی تاریخی نیست، اثری “آموزشی” نیز هست چون به طوری که در بخش “آغاز سخن” گفته شده، مؤلفان آن می خواهند «از چیزهائی سخن به میان آورند که همه می دانند و کسی را یارای گفتن آن نیست.» یا به عبارت دیگر کتابی فراهم کرده اند تا اسرار مگو را فاش کنند. مؤلفان می گویند: «. . . پس ازسال های تلخ تجربه و آزمایش، نامرادی ها و ناکامیابی های پیاپی نهضت آزادی ایران به قیمت از دست رفتن نسلی از بزرگترین و شایسته ترین فرزندان خلق . . . داشتن مشی صحیح انقلابی . . . ضرورتی قطعی و حیاتی است.» (”آغاز سخن”، ص الف) امّا داشتن این مشی صحیح انقلابی بدون نقد و بررسی واقع بینانه و صادقانه شکست ها و پیروزی های گذشته امکان پذیر نیست و چون این کار را آنها که می باید نکرده اند این وظیفه به عهده مؤلفان افتاده که «به روشن ساختن دوره بسیار پُر اهمیتی از تاریخ معاصر ما [کمک کنند] تا این گذشته چراغ راهنمائی برای جویندگان حقیقت و رهروان راه آزادی و دموکراسی و استقلال کشور ما گردد.» (همانجا) ولی نمونه ای از همین اثر نشان می دهد که گذشته انعکاس میل دل امروز ماست نه چراغ راه آینده.
--Alborz Fallah (بحث) ۱۹ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۲:۰۷ (UTC)