واکه خیشومی
مصوت خیشومی (وابسته به بینی) (به انگلیسی: nasal vowel) صدایی است که از طریق کمکردن نرمکام با خارجکردن هوا از طریق بینی بهتر از دهان تولید میشوند. در مقابل واکههای دهانی صداهای معمولی هستند بدون اینکه خیشومی شوند. اصطلاح خیشومی در شرایطی که هوا به صورت اختصاصی و دقیق از طریق بینی بیرون نیاید، کمی میتواند گمراه کنندهباشد.
در بیشتر زبانها واکههایی که در مجاورت حروف بیصدای (همخوانها) خیشومی هستند تا حدودی یا بطور کامل با کاهش و یا کم کردن نرمکام به صورت طبیعی جذب و با روش خیشومی تولید میشوند. گرچه تعدادی از سخنرانان از این موضوع اطلاع دارند. این در مورد زبان انگلیسی اینگونه است: واکههای خیشومی، قبلا همخوانهایی بودند که خیشومی شدهاند. اما هیچ تفاوت واجی بین واکههای خیشومی و همخوانهای دهانی وجود ندارد و همه واکهها از لحاظ واجشناختی دهانی تلقی شدهاند. هرچند کلمهای مانند huh [۱] با واکه خیشومی تلفظ میشود.
در زبانهای فرانسوی و پرتغالی در مقابل واکههای خیشومی واجهایی متفاوت از واکههای دهانی هستند. کلماتی وجود دارد که تفاوت اساسی در کیفیت صدای خیشومی یا دهانی دارند. برای مثال کلمه فرانسوی "beau" در beautiful " bo تلفظ میشود و bon، /bõ/ تلفظ میشود. مثل:good. تفاوت فقط در این است که اولی دهانی و بعدی خیشومی است.
محتویات |
واکههای خیشومی زبرزنجیری و انتقالی [ویرایش]
در زبان چینی، واکه خیشومی به صورت مدام جریان هوا را از طریق بینی و دهان انتقال میدهد و تولیدکننده یک نوع صدای با کیفیت ثابت قابلتحمل است. آن یک نوع واکه خیشومی است که بصورت همزمان و زبرزنجیری ابراز میشود. در مقابل در فرانسوی و پرتغالی واکهها انتقالی هستند که در آنها نرمکام به محدودکردن راههوای دهان منتهی میگردد. در زبانهایی که انتقال واکه خیشومی دارند، عموما واکههای خیشومی، کمتر از واکههای دهانی هستند.
ارتفاع واکهای و خیشومیشدهگی [ویرایش]
خیشومیکردن ممکناست باعث تغییر گفتار یا تغییر بیان افراد بشود. هر چند خیشومیکردن باعث جذب حروف همخوان خیشومی میشود. اما همچنین باعث خواهدشد تا شدت واکه افزایشیابد. از نظر واجشناسی متمایل به صدای خیشومی متمایز، با صدای پایینتر میشود. در بیشتر زبانها، مصوتها از تمام ارتفاعات (شدتها) هستند. اما در تعدادی از زبانها در انتخاب اولویتبندی صورت گرفتهاست. به عنوان مثال برای واکه بلند Chamorro و برای واکه کوتاه Thai
نگارش [ویرایش]
زبانهایی که با حروف لاتین نوشته شدهاند ممکن است صداهای خیشومی را بوسیله نشان بی صدای N,M نشان دهند. به عنوان مثال در زبان فرانسوی و پرتغالی Bamana یا Yoruba. از دیگر نشانه-های تفکیک کننده که استفاده میشود (پرتغالیها همچنین بکار میبرند یک علامت مد ~ برروی ã, õ، قبل از حروف صدادار. لهستانیها Navajo و Elfdalian از یک قلاب در قسمت زیرین حرف استفاده میکنند که ogonek نامیده میشود. مانند ą, ę. زبانهای دیگر ممکن است از بالانویس استفاده کنن مانند: aⁿ, eⁿ در فونوتیک بین المللی حروف، صدای خیشومی بوسیله علامت مد برای حروف صدادار مشخص میشوند به عنوان مثال زبان پرتغالی.
خطوط Abugida که بیشتر هندی زبانها از آن استفاده میکنند، از نماد bindu (.) استفاده میکند و تغییرات آن برای علامت گذاشتن صداهای خیشومی و اتصال دماغی میان حروف بیصدا کاربرد دارد.
خطوط نستعلیق که در زبان اردو بکار رفتهاست صداهای خیشومی را بوسیله بکار بردن حروف عربی (نون) علامتگذاری میکند. اما نقطه آن را حذف میکند و آن یک noon-ghunna یا N خیشومی نامیده میشود.
مصوتهای خیشومی در عربی سنتی (قدیمی) وجوددارد. اما در متون و گفتار معاصر و عربی استاندارد وجودندارد. راه املایی برای علامتگذاری مصوتهای خیشومی وجودندارد. اما زمانی که قرآن خوانده میشود یک روش سیستماتیک تدریس، به عنوان بخشی از قواعد ضروری تجوید بکار گرفته میشود. صداهای دماغی معمولا در زمانی که «ن» به «ی» ختم میشود، وجود دارد.
پانویس [ویرایش]
- ↑ به معنای متعجبگشتن
منابع [ویرایش]
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا، «Nasal vowel»، ویکیپدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۳۱ می ۲۰۱۱).
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||