واژه‌سازی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

منظور از واژه‌سازی، می‌تواند یکی از موارد زیر باشد:
۱. ساختن واژه‌های نو بر اساس واژه‌های یک‌ریشه و یا عبارت‌ها با یاری قواعد و موازین معینی که در زبان پذیرفته شده‌اند.

فرایند واژه‌سازی، کلمه‌سازی، ساخت کلمات تازه یا ساخت واژه‌های نو (Word-making) در زبان‌ها و فرهنگ‌های گوناگون بشری از اهمیت و جایگاهی حیاتی برخوردار است. چند راه برای واژه‌سازی وجود دارد:
    • پیوستن بن‌واژه با وند (کارگار، باعقل، بی‌ضرر، همکاری، نابرابری)
    • همراه کردن چند بن‌واژه (واژه‌همراه‌کردن) از برای ساختن واژه‌های مرکب (مادرزن، خوب‌روی، همیشه‌بهار، کیهان‌نورد، دریانورد)
    • قاعدهٔ ریخت‌شناسی-نحوی[۱] واژه‌سازی: تغییر یافتن وظیفهٔ دستوری و گذر کردن واژه از یک جنبهٔ بیان به دیگر جنبه (برای نمونه، «گدا» از صفت به اسم و «پرنده» و «دیده» (چشم) از صفت مفعولی به اسم گذر کرده‌اند). صفت‌های مفعولی‌ای چون خواننده، گوینده، بافنده و نویسنده کمتر در نقش اصلی خود و بیشتردر نقش اسم به کار گرفته می‌شوند؛ این رویداد زبانی «به صورت اسم درآوردن»[۲] نامیده می‌شود.
    • قاعده لغوی-معنایی[۳]: به‌عمل آمدن واژه‌هایی را اداره می‌نماید که در نتیجهٔ آشکار گشتن معنا (بیشتر معنای مجازی) به شکل‌های همنام[۴] صورت گرفته‌اند، برای نمونه: «مهر» (خورشید)، مهر (محبت، دوستداری)، زمین (سیاره)، زمین (جایگاه کشت و کار، مثلاً زمین پنبه) و مانند آن. واژه‌سازی یکی از منبع‌های مهم پربار گشتن ترکیب لغوی زبان و یکی از راه‌های به میان آمدن اصطلاحات می‌باشد. در زبان فارسی هر یک خصیصهٔ بیان طرز و ابزارهای مخصوص واژه‌سازی خویش را دارد.
«واژه‌سازی» به مفهومی که در فرهنگستان زبان فارسی و نهادهای دیگر رواج دارد، ظاهراً در زبان انگلیسی همسنگ مناسبی ندارد؛ در چنین مواردی می‌توان پنداشت که آن پدیده در آن زبان و در واقع، در آن فرهنگ وجود ندارد. در انگلیسی دو اصطلاح وجود دارد که به این پدیده نزدیک‌اند اما به نظر نمی‌رسد که هیچ‌یک معادل سرراستی برای آن باشد: Neologism[۵] وWord Formation.‏[۶] این «واژه‌سازی» باید خاص جهان سوم باشد زیرا جهان اول زبانی بالای سرخود ندارد تا بدان چنگ زند؛ مثلا در فارسی واژهٔ انگلیسی Superman را گرفته می‌شود و از روی آن «ابرمرد» را ساخته می‌گردد…[۶]

۲. یک بخشی از زبان‌شناسی که به ساختار واژه و قانون‌های ساخته شدن آن می‌پردازد ـ آن را در زبان انگلیسی Word Formation می‌گویند ـ در واقع اصطلاح «Word Formation» به روال‌های تکوین واژه به طور طبیعی گفته می‌شود نه به جلساتی که افراد گرد آیند و تعدادی واژه یا اصطلاح فرنگی به میان بگذارند و برای یافتن هم‌ارز فارسی آن‌ها رایزنی کنند. در این بخش از زبان‌شناسی، گفته می‌شود که واژه‌های جدید از طریق ترکیب، اشتقاق، گسترش معنایی، تکرار واژه و غیره ساخته می‌شوند.[۶]

شیوه‌های اصلی واژه‌سازی (به مفموم شماره ۱)[ویرایش]

هرچند وام‌گیری کلمات از زبان‌های دیگر، معمولا، منبعی عمده برای افزودن بر دایره لغات در برخی از زبان‌ها به‌حساب می‌آید واژه‌های نو را می‌توانیم با روش‌های دیگری هم به‌دست آوریم یا آن‌ها را ایجاد نماییم.

زایش واژه‌ها[ویرایش]

فرایند زایش واژگان نو عبارت است از به کار واداشتن واژه‌ها یا در برخی از موارد علامت‌های موجود در محیط زبان، به عنوان بن و ریشه‌ای که وندها به آن چسبیده و واژه‌های تازه را به‌دست می‌دهند. برخی از چهارچوب‌های واژه‌سازی در زیر آورده شده است:

۱- چهار چوب بن کنونی+"نده": پرنده، خزنده، دونده، شنونده، راننده، خواننده، گیرنده
۱- چهار چوب بن کنونی+"ان": باران، گریان، روان، گریزان

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس‌ها و منابع[ویرایش]

  1. Morphology-syntactic
  2. Substantivisation
  3. Lexical-Semanic
  4. Homonym
  5. این واژه ساخته شده از دو بن‌واژهٔ Neos (به معنای «نو»)و Logos (به معنای «واژه») و پسوند ‎-ismos (همگی یونانی) است (منبع:Pocket Oxford Dictionary).
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ صلح‌جو، علی. نکته‌های ویرایش. چاپ نخست. تهران: نشر مرکز، اسفند ۱۳۸۶. 
  • Кубрякова Е. С, Что такое словообразование, №. , ۱۹۶۵.
  • Общее языкознание, Москва. , ۱۹۷۳. М. Мухаммадиев.
  • Clark, V. P. , Eschholz, P. A. , and Rosa, A. F. (eds.), (1981), Language, Introductory Readings, (3rd ed.), St. Martin's Press, Inc. , ISBN 0-312-46796-6
  • Pocket Oxford Dictionary. Walton Street, Oxford, OX2 6DP: Oxford University Press، March 1994.