گردهمایی بدشت
واقعه بَدَشت گردهمایی بین پیروان سیدعلی محمد باب در اواخر رجب و اویل شعبان سال ۱۲۶۴ هجری قمری (برابر با اواخر ژوئن و اوایل ژوئیه سال ۱۸۴۸ میلادی) بود که با اشاره سیدعلی محمد باب در روستای بدشت در هفت کیلومتری شرق شاهرود برگزار شد. این کنفرانس نقطه عطفی در تاریخ تشکیل جنبش بابیه بود.[۱]
به گفته ریچارد فولتز، این طاهره قرة العین بود که در تهران به فکر تشکیل جلسهای با حضور همه بابیهای سرشناس افتاد. برجستگان بابی دعوت او را پذیرفتند و در ربیعالثانی سال ۱۲۶۴ هجری قمری و همزمان با محاکمه سیدعلیمحمد باب در آذربایجان، این اجتماع در روستای بَدَشت از توابع شاهرود[۲][۳] که روستایی در تقاطع راه تهران-مشهد و راه مازندران-هزارجریب-شاهرود بود تشکیل شد. [۴]
درباره وقایعی که در بدشت رخ داد، منابع مختلف نظرات گوناگونی ابراز کردهاند. بر روی بسیاری از جزئیات رویدادها اختلاف نظر وجود دارد. نگار متحده مدت کنفرانس را سه هفته ذکر کردهاست. [۵] ولی هدی محمودی مدت کنفرانس را ده روز میداند.[۶]
در باره اهداف تجمع بابیان در بدشت، افسانه نجمآبادی مینویسد به دنبال شدت گرفتن سرکوب بابیان، رهبران بابی در بدشت جمع شدند تا در مورد سمت و سوی آینده آئین جدید تصمیم بگیرند.[۷]از دیدگاه جوان کول، هدف از گردهمآیی بدشت آزادسازی سیدعلیمحمد باب بود که در آن زمان در قلعه ماکو در زندان بود.[۸] ماریون وودمن هدف کنفرانس را اعلام جدایی و استقلال کامل آئین باب از اسلام دانستهاست.[۹]به گفته منگول بیات اینکه سران بابی در بدشت به دنبال یک قیام مسلحانه بودند مطلقا غیر قابل تردید است.[۱۰].
در بدشت اختلاف از یک سو بین طاهره که خواستار جدایی کامل آئین باب از اسلام و اقدام نظامی برای دفاع از جامعه بابی بود و محمدعلی بارفروشی از سوی دیگر که محافظه کارتر بود و در ابتدا خواستار آن بود که این آئین در قالب جنبشی با هدف نوزایی اسلام باقی بماند شدت گرفت.[۱۱]
طاهره در اجتماع بدشت سخنرانی نمود و با حاضر شدن بدون نقاب روبنده حاضرین را شوکه کرد. او همچنین جدائی دین بابی از دین اسلام و نسخ احکام و سنن قدیم را اعلام نمود.[۱۲] این اتفاق باعث افزایش نگرانیهای دولتیان و علما در آن زمان شد.[۱۳]
حضور طاهره بدون روبنده در جمع مردان،[۱۴] موجب اختلاف میان بابیان شد.[۱۵] ادوارد براون گزارش میکند که گروهی از بابیان به آنچه میدیدند باور نداشتند و گمان میکردند که حجاب قرهالعین فقط کمی «لغزیده» است. [۱۶] گروهی از بابیان به تردید افتاده و به رهبری محمدعلی بارفروشی با وی مخالفت کردند. سرانجام طاهره موفق شد در یک مباحثه محمدعلی بارفروشی را متقاعد کند که احکام شریعت اسلام ملغی شدهاست.[۱۷] بهائیان مباحثات بین محمدعلی بارفروشی و طاهره را هماهنگ شده و قهر آنان را ظاهری میدانند[۱۸] نگار متحده بیحجابی طاهره را با زینب خواهر حسین بن علی در واقعه کربلا مقایسه کرده است.[۱۹]
طاهره به همین مناسبت شعری نیز سرود و ملغی شدن احکام اسلامی را چنین تشریح کرد:[۲۰]
| ای عاشقان ای عاشقان شد آشکارا وجه حق | رفع حجب گردید هان از قدرت ربالخلق | |
| آمد زمان راستی کژی شد اندر کاستی | آن شد که آن میخواستی از عدل و قانون و نسق |
محتویات |
نتایج واقعه بدشت [ویرایش]
به دنبال این موضعگیری و توافق میان رهبران، برخی شرکتکنندگان دست به اقدامات افراطی زدند[۲۱] و گروهی نیز از آئین بابی دست کشیدند. [۲۲] به گفته احمد کسروی، خواهر عبدالبهاء بعدها در این باره در نامه خود به بهائیان تهران چنین نوشت: «قره العین یک دفعه بیحکمتی کرد و هنوز از کله مردم نمیتوانیم به در آوریم»[۲۳] اما بهائیان از واقعه بدشت به کشف حجاب، رفع حجاب و «قیام طاهره» تعبیر میکنند[۲۴] و اگرچه آن را «غیر متعارف» میدانند، ولی آن را دارای پیام «مبارزه علیه تحقیر و تبعیض جنسی و همچنین سنن و قیود موجود آنزمان علیه زنان، و تاکید بر بهبود وضع زنان و تحقق برابری حقوق زنان و مردان» میدانند.[۲۵] این در حالی است که بابیان گفتهاند طاهره هرگز کشف حجاب کامل نکردهاست.[۲۶] نصرتالله محمدحسینی بهنقل از ادوارد براون و یحیی ازل گفتهاست که «طاهره هرگز کشف حجاب کامل نکرده و گاه که هنگام ادای سخن حجابش را به کنار میزده پس از لحظاتی مجدداً صورت خود را میپوشیدهاست».[۲۷] نگار متحده بیحجابی طاهره را با زینب خواهر حسین بن علی در واقعه کربلا مقایسه کردهاست.[۲۸] بیتالعدل بهائیان در پیام ۲۰ ژوئن ۲۰۰۸ مینویسد:«طاهره، آن شیرزن بیمثیل تاریخ ایران، در سال ۱۲۲۷ شمسی، زمانی که فعّالیّتهای مربوط به بهبود اوضاع اجتماعی زنان در بعضی از نقاط عالم تازه در حال نضج گرفتن بود، شجاعانه به دفاع از آزادی زنان قیام نمود.»[۲۹]
عزیهخانم، عمه عباس افندی، در کتاب تنبیهالنائمین گفتهاست: «(حسینعلی نوری) در قضیه بدشت با جمعی اصحاب در خدمت جناب طاهره بوده و لقب «بهاء» از آن مطهرهٔ معظمه شنوده و باین لقب ممتاز و بین اقران مفتخر و سرافراز گردیدند»[۳۰]
پس از پایان گردهمایی بدشت و بدنبال اظهارات جسورانه طاهره و قدوس در مورد کنار گذاشتن اسلام، کاروان بابیان شرکت کننده در بدشت مورد حمله اهالی روستای نیالا از توابع هزار جریب قرار گرفت. پس از حمله هرکدام از بابیان به سمتی پراکنده شدند. طاهره به همراه برادران نوری (صبح ازل و بهاالله) از طریق آمل به سمت نور، زادگاه این دو برادر رهسپار شدند. [۳۱]
ضدیت با عقاید بابی نزد برخی از روستاییان میانه راه را دلیل حمله به حمله روستاییان به کاروان میدانند.[۳۲][۳۳] هر چند در متونی مانند ناسخ التواریخ (نوشته لسان الملک) آمده است خشم اوباش علیه گروه بابی زمانی به اوج رسید که مشاهده کردند طاهره و محمدعلی بارفروشی هر دو با هم به یک مهمانسرا و یک حمام عمومی رفتند.[۳۴]
به گفته ساموئل ویلسون به دنبال واقعه بدشت و اعلام نسخ احکام اسلامی، شایعاتی در بین مسلمانان و گروهی از بابیان پخش شد. ادوارد براون یکی از سخنرانیهای محمدعلی بارفروشی را زمینهساز دامن زدن به این اتّهام میداند که «بابیان، حامی کمونیسم و اشتراک در زنان هستند». مورخین مسلمان آشکارا طاهره و محمدعلی بارفروشی را به فساد اخلاقی متهم میکنند. میرزا جانی، اولین موّرخ بابی، در توضیح این مساله اظهار میدارد «همگان به راز آنچه میان حضرت قدوس و قرهالعین در بدشت گذشت، و طبیعت واقعی آنها و آنچه مقصودشان بود پی نبردند.» یکی از شیوخ بهائی میافزاید: «پس از آنکه باب نسخ قوانین اسلام را اعلام کرد، و پیش از آنکه دستورهای جدید تبیین شود، یک دوره فطرت پدید آمد که در آن همه چیز مجاز بود. بسیار ممکن است قرهالعین در این دوره، مثلاً با حضرت قدوس مانند یک همسر مراوده داشته باشد.[۳۵]»[۳۶][یادداشت ۱] منگول بیات مینویسد گرچه برخی نویسندگان منابع اولیه به وجود شیطنتهایی از جانب بعضی پیروان بیمسئولیت این آئین اشاره کردهاند، گزارشهای اشتراک زنان و اتهامات غیر اخلاقی نسبت به بابیان به شکل بیش از اندازهای مبالغه آمیز هستند.[۳۷] به گفته پیتر اسمیت، به دنبال این واقعه عدهای یا به دلیل تبلیغ آئین جدید یا به دلیل ارضای علایق شخصی خود آشکارا به نقض قوانین اسلامی پرداختند. [۳۸]
در سالهای بعد بابیها با ماموران حکومتی درگیر شدند و جنگ قلعه طبرسی پیش آمد.
پانویس [ویرایش]
- ↑ Moojan Momen، BADAŠT.
- ↑ Fathi Asghar، ۸۱.
- ↑ Richard Foltz، Spirituality in the land of the noble.
- ↑ Kazembeyki، ۴۳۲.
- ↑ Mottahedeh، Ruptured Spaces and Effective Histories، ۸۱-۹۵.
- ↑ Fathi Asghar، ۸۲.
- ↑ Najmabadi، ۱۵-۱۶.
- ↑ Juan Cole.
- ↑ Woodman Marion، ۲.
- ↑ Mangol Bayat, Mysticism and dissent: socioreligious thought in Qajar Iran p. 118
- ↑ Najmabadi، ۱۵-۱۶.
- ↑ Richard Foltz، Spirituality in the land of the noble.
- ↑ Richard Foltz، Spirituality in the land of the noble.
- ↑ Susan Stiles Maneck، Táhirih.
- ↑ Fathi Asghar، ۸۲.
- ↑ Mutilated Body of the Modern Nation، Mottahedeh، ۳۸-۵۰.
- ↑ Susan Stiles Maneck، Táhirih.
- ↑ محمدحسینی، شرح حیات و آثار منظوم و منثور قرّة العین، ۲۵۷–۲۸۷.
- ↑ Mottahedeh، Representing the unpresentable، ۱۷۷.
- ↑ Banani Amin، ۱۱-۱۲.
- ↑ Mutilated Body of the Modern Nation، Mottahedeh، ۳۸-۵۰.
- ↑ Mottahedeh، Ruptured Spaces and Effective Histories، ۸۱-۹۵.
- ↑ بهاییگری، احمد کسروی صفحه ۸۶
- ↑ محمدحسینی، حضرت باب، ۳۸۶.
- ↑ محمدحسینی، طاهره(قرهالعین).
- ↑ Mottahedeh، Ruptured Spaces and Effective Histories، ۸۱-۹۵.
- ↑ محمدحسینی، شرح حیات و آثار منظوم و منثور قرّة العین، ۲۱۲.
- ↑ Mottahedeh، Representing the unpresentable، ۱۷۷.
- ↑ بیتالعدل العظم.
- ↑ فاضل مازندرانی، ۸۵.
- ↑ Kazembeyki، ۴۳۲.
- ↑ Fathi, A, ed. (1985). Women and the Family in Iran. Brill Academic Publishers. pp. 82–83. ISBN 90-04-07426-0.
- ↑ Kazembeyki، ۴۳۲.
- ↑ Mangol Bayat, Mysticism and dissent: socioreligious thought in Qajar Iran p. 117
- ↑ این شیخ البته مدّعی رابطه بین آنها نیست و صرفا آن را به عنوان احتمال بیان می کند. بلکه بر پرهیزگاری قره العین صحه می گذارد
- ↑ Wilson، ۱۷۱-۱۷۲.
- ↑ Mangol Bayat, Mysticism and dissent: socioreligious thought in Qajar Iran, p. 116
- ↑ Peter Smith, A short history of the Baha'i faith, 1996
یادداشتها [ویرایش]
- ↑ این منبع توسط (Harvard Theological Review) مورد بازبینی قرار گرفته و در موارد اساسی به اندازه کافی دقیق تشخیص داده شدهاست. این نقد در نوامبر ۲۰۱۱ در ژورنال کمبریج منتشر شدهاست.
منابع [ویرایش]
- Fathi، Asghar. Women and the family in Iran. Netherlands: C.A.O، ۱۹۸۵. ۸۱. شابک ISBN ۹۰ ۰۴ ۰۷۴۲۶ ۰.
- Foltz, Richard. Spirituality in the land of the noble: How Iran shaped world's religions. Oxford, England: Oneworld Publications, 2004. ISBN ISBN-10: 185168333X.
- Kazembeyki، Mohammad Ali. Society, politics and economics in Māzandarān, Iran, 1848-1914. Royal Asiatic Society books. Routledge، ۲۰۰۳. ۱۱۹-۱۲۰. شابک ۰۷۰۰۷۱۵۰۴۵, ۹۷۸۰۷۰۰۷۱۵۰۴۶.
- Najmabadi, Afsaneh and Suad Joseph. Encyclopedia of Women & Islamic Cultures: Family, law, and politics. vol. 2. Brill NV, 2005. ISBN ISBN 90 04 128182. Retrieved 16 دی 1390.
- Mottahedeh, Negar. Jonah Winters. ed. “Mutilated Body of the Modern Nation” (html). Comparative Studies of South Asia, Africa and the Middle East. 18:2 (Berkeley), 1999, 38-50. Archived from the original on 2012-02-15.
- Mottahedeh, Negar. Representing the Unpresentable: Historical Images of National Reform from the Qajars to the Islamic Republic of Iran (Gender, Culture and Politics in the Middle East). New York: Syracuse University Press, 2008. 264. ISBN ISBN 978-0-8156-3179-8.
- Mottahedeh, Negar. “Ruptured Spaces and Effective Histories: The Unveiling of the Babi Poetess Qurrat al-'Ayn-Tahirih in the Gardens of”. UCLA Journal of History. 17 (Occasional Papers in Shaykhi, Babi and Baha'i Studies), 1997, 59-81. Archived from the original on 2012-02-15.
- Stiles Maneck, Susan. “Táhirih: A Religious Paradigm of Womanhood”. Journal of Bahá’í Studies Vol. 2, number 2 (1989), 1989. Archived from the original on 2012-02-15. Retrieved 24 آذر 1390.
- Banani، Amin. Táhirih: a portrait in poetry. Los Angeles: Kalimat Press، ۲۰۰۵. شابک ISBN ۱-۸۹۰۶۸۸-۳۶-۳.
- Momen، Moojan. «BADAŠT». در Encyclopædia Iranica. 1998.
- Mottahedeh, Negar. Jonah Winters. ed. “Mutilated Body of the Modern Nation” (html). Comparative Studies of South Asia, Africa and the Middle East. 18:2 (Berkeley), 1999, 38-50. Archived from the original on 2012-02-15.
- بیتالعدل اعظم. «پیام مورخ ۲۰ جون ۲۰۰۸ بیت العدل اعظم». گلچینی از دستخطها و پیامهای بیتالعدل اعظم(مرجع پیامهای بیتالعدل به زبان فارسی)، ۲۰ جون ۲۰۰۸. بایگانیشده از نسخهٔ اصلی در ۲۰۱۲-۰۲-۱۵. بازبینیشده در ۱۵ دی ۱۳۹۰.
- محمدحسینی، نصرتالله. شرح حیات و آثار منظوم و منثور قرّة العین. مؤسّسه معارف بهائی، ۱۹۹۸. ۲۵۷ - ۲۸۷. بایگانیشده از نسخهٔ اصلی در ۲۰۱۲-۰۲-۱۵. بازبینیشده در ۱ دی ۱۳۹۰.
- محمدحسینی، نصرتالله. «(طاهره (قرةالعین)». آئین بهایی، ۲۲ مهر ۱۳۸۷. بایگانیشده از نسخهٔ اصلی در ۲۰۱۲-۰۲-۱۵. بازبینیشده در ۲۹ آذر ۱۳۹۰.
- فاضل مازندرانی، اسدالله. اسرار الآثار خصوصی. ج. ۲. تهران: مؤسسه¬ی ملی مطبوعات امری، ۱۲۴ بدیع.