واسطه مالی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

واسطه‌‌ مالی یک نهاد پولی است که، بین عامل‌های دارای کسری و مازاد یک کانال پولی برقرار می‌کند تا وجوه از واحدهای دارای مازاد نقدینگی، به سمت واحدهای دارای کسری نقدینگی هدایت شود. مثالی کلاسیک از یک واسطهٔ مالی، بانک است که سپرده بانکی را به وام بانکی تبدیل می‌کند.

در طول فرآیند مداخله مالی، یک دارایی یا بدهی مشخص به دارایی یا بدهی‌های مختلفی تبدیل می‌شود. همچون واسطه مالی که یک جریان پولی از افرادی که سرمایه مازاد دارند به افرادی که سرمایه کافی برای فعالیت‌های مورد علاقه خود ندارند، ایجاد می‌کند.

در کشورهای پیشرفته واسطه مالی یک نهاد مالی است که به طور غیر مستقیم یک کانال بین بدهکاران و طلبکاران ایجاد می‌کند بدین صورت که پس‌اندازکنندگان (وام‌دهندگان) سرمایه مازاد خود را در اختیار یک نهاد مالی (مانند بانک) قرار می‌دهند و آن نهاد به قرض گیرندگان این وجوه را تخصیص می‌دهد. این فرایند می‌تواند به شکل وام یا رهن مسکن باشد.

تفاوت نقش واسطه های مالی در کشورهای بانک محور و کشورهای بازار محور[ویرایش]

در کشورهایی نظیر کشور امریکا و انگلستان خانواده ها چون ریسک پذیرتر هستند، بنابراین سهم زیادی از دارایی های خود را در دارایی های مخاطره آمیز، نظیر سهام، سرمایه گذاری می کنند. در ژاپن، فرانسه و آلمان بیشتر خانوارها دارایی های مطمئن تری، نظیر سپرده های بانکی و اوراق بهادار با درآمد ثابت، را نگه داری می کنند و سهم کمتری از سبد دارایی های مخاطره آمیز اختصاص می دهند. دلیل اینکه در کشورهای امریکا و انگلستان، خانوارها ریسک پذیرتر هستند به این دلیل است که بازارهای مالی در این کشوها نسبت به آلمان، ژاپن و فرانسه، پیشرفته تر و توسعه یافته تر است. در کشور هایی مانند فرانسه،ژاپن و آلمان به دلیل نبود رقابت شدید در بازارهای مالی بانک ها قادر به حذف ریسک از طریق هموارسازی بین زمانی هستند، بدین نحو که در زمان رونق و بازده بالای دارایی ها، دارایی های مطمئن و کم بازده را خریداری و نگه داری می کنند و در مقابل زمانی که بازدهی ها پایین است،بانک ها این دارایی ها را می فروشند و بدین طریق از مشتریان در مقابل ریسک حمایت می کنند.اما در کشورهای با ساختار بازار محور،توزیع مقطعی ریسک اهمیت دارد.چون با کاهش بازدهی در یک زمان افراد سرمایه ها را به سمت بازارهای پربازده تر،ولو با تحمل ریسک بیشتر هدایت می کنند پس بانک ها مجبورند در این شرایط از ابزار های مشتقه یا تکنیک های مشابه برای مدیریت ریسک استفاده کنند.

کاربردهای واسطه مالی[ویرایش]

از دیدگاه سنتی هزینه ی معاملات و اطلاعات ناقص، پایه و اساس شناخت نقش واسطه هاست. معاملات نشان می دهد که با کاهش هزینه ی معاملات و شفاف تر شدن اطلاعات،از نقش واسطه های مالی می کاهد. اما به طور کلی واسطه مالی چهار کاربرد اصلی دارد

۱. وساطت در انطباق سررسیدها:سررسید بخشی از سپرده های پذیرفته شده معمولا کوتاه است. اگر بانک تجاری در میان نباشد قرض گیرنده ناچار خواهد شد که با دوره ای کوتاه تر وام بگیرد یا بکوشد بنگاهی بیابد که با دوره ای که مورد دلخواه وی است، به وی وام بدهد.یا سرمایه گذارانی که در بانک سپرده نهاده اند، وجوه خود را به زمانی درازتر از آنچه می خواهند متعهد کنند.بانک تجاری با نشر حق مالی خود،در اصل دارایی درازمدت تر را به دارایی کوتاه مدت تبدیل می کند و این کار با اعطای وام به وام گیرنده برای طول زمانی مورد انتظار و واگذاری دارایی با چشم انداز سرمایه گذاری مطلوب به سپرده گذار انجام می پذیرد.

۲. کاهش خطر با ایجاد تنوع:تبدیل سرمایه گذاری های ریسکی به سرمایه گذاری کم ریسک یا نسبتا بدون ریسک یعنی واسطه ی مالی با سرمایه گذاری وجوه در شرکت ها و زمینه های مختلف و تنوع بخشی به سرمایه گذاری ریسک را کاهش می دهد.(قرض دادن وجوه به قرض دهندگان مختلف برای پخش کردن ریسک)

۳. کاهش هزینه های عقد قرارداد و پردازش اطلاعات:عقد قرارداد و پردازش ااطلاعات مربوط به دارایی های مالی صرفه جویی های ناشی از مقیاس دارد و این به سبب مقدار پولی است که واسطه های ملی در مدیریت خود دارند.هزینه های کمتر هم به نفع سرمایه گذاری است که حق مالی یک واسطه مالی را می خرد، هم قرض گیرتده ای که از هزینه ی کمتر وام گیری بهره می برد.

4.ایجاد مکانیسم پرداخت:که شامل موارد زیر میشود

  • پرداخت با کارت اعتباری و ارایه ی کارت بدهی:بیشتر معاملات امروز نقدی نیست. این معاملات با استفاده از چک، کارت اعتباری،کارت بدهکاری و انتقال الکترونیکی وجوه صورت می پذیرد.این روش های پرداخت را برخی از واسطه های مالی تدارک می بینند. زمانی این کار به صورت محدود در دست بانک های تجاری بود. بعدها موسسات پس انداز و وام،بانک های پس انداز و برخی از انواع شرکت های سرمایه گذاری امتیاز انجام چنین کاری را برای مشتریان خود فراهم کردند. تفاوت کارت اعتباری با کارت بدهکاری این است که در مورد کارت اعتباری صورت حسابی دوره ای(معمولا هر ماه یک بار)برای دارنده ی کارت اعتباری ارسال می شود و از او می خواهند برای معاملات گذشته پرداخت کند. در مورد کارت بدهکاری وجوه درست در زمان انجام معامله از حساب خریدار خارج می شود( یعنی حساب دارنده ی کارت بدهکار می شود).
  • امتیاز کشیدن چک

خدماتی که واسطه مالی ارائه میکند[ویرایش]

  • تبدیل دارایی های مالی بدست آمده از طریق بازار به نوعی متفاوت از دارایی که ارجحیت بیش تر دارد
  • مبادله دارایی های مالی به نیابت از سوی مشتریان
  • مبادله دارایی های مالی به حساب خود
  • کمک به ایجاد دارایی های مالی برای مشتریان و انگاه فروش آن دارایی ها به دیگر مشارکت کنندگان در بازار سرمایه
  • ارائه ی مشورت درباره ی سرمایه گذاری به دیگر مشارکت کنندگان در بازار
  • مدیریت بدره ی دیگر مشارکت کنندگان در بازار سرمایه

انواع واسطه های مالی[ویرایش]

  1. بانک های تجاری: بانک های تجاری با قبول انواع سپرده و اعطاء اعتبار، نقش اساسی در فعالیت های اقتصادی هر کشور ایفا می کنند. بانک های تجاری به خصوص وظیفه دارند سرمایه جاری موسسات تولیدی و بازرگانی را تامین نمایند. این نوع بانک ها معمولاً به انجام دادن عملیات معمولی بانکی از قبیل قبول سپرده، نقل و انتقال پول در داخل، انجام معاملات ارزی، صدور ضمانت نامه، اعطای تسهیلات، افتتاح اعتبار در حساب جاری، تنزیل اسناد و اوراق تجاری «خرید دین» و خدمات متنوع دیگر می پردازند. بانک های تجاری از سرمایه گذاری های مستقیم در خرید و فروش کالا به منظور تجارت و از ایجاد انحصارات بزرگ منع گردیده اند.
  2. موسسات پس انداز و وام
  3. شرکت های سرمایه گذاری: این واسطه وجوه مشارکت کنندگان در بازار را در یک جا جمع می کند و این وجوه را برای خرید سبدی از دارایی های مالی نظیر سهام و اوراق قرضه به کار می برد. افرادی که ثروت خود را در این شرکت ها سرمایه گذاری می کنند، حق مالی به صورت سهام دریافت می کنند که به ان فرد حق می دهد سهمی به نسبت سرمایه از درآمد سبد مالی مذکور را دریافت کند.
  4. شرکت های بیمه
  5. دلال یا مشاوران مالی: مشاوران مالی متخصصانی هستند که به مشتریان کمک می کنند تا با انتخاب یک تخصیص مناسب از داراریی ها،به درآمد و سود دلخواه خود از سرمایه گذاری، با یک سطح قابل قبول از ریسک دست یابند.
  6. شرکت های تامین مالی
  7. صندوق های بازنشستگی
  8. برخی از بنگاه های غیر مالی شعباتی دارند که خدمات غیر مالی عرضه می کند.برای مثال برخی از بنگاه های تولیدی بزرگ شرکت های تابعی دارند که مشتریان شرکت های اصلی خدمات تامین مالی را بر عهده می گیرند. این نهادهای مالی را شرکت های مالی وابسته می نامند.مثلا جنرال الکتریک شرکت تابعه ای دارد که خدمات مالی انحصاری به شرکت مادر ارائه می دهد و نام آن، شرکت سهامی جنرال موتور می گویند.

نوآوری های مالی[ویرایش]

نوآوری های مالی را به 3 دسته ی عمده تقسیم می شود:

  • ابزارهای بازارگشا که نقدینگی بازار و دسترسی پذیری وجوه را با جذب سرمایه گذاران جدید و ارائه ی فرصت جدید به وام گیرندگان،افزایش می دهند.
  • ابزارهای مدیریت خطر توزیع مجدد خطر مالی به سوی کسانی که آمادگی خطرپذیری بیشتری دارند یا می توانند خطر را خنثی کنند و بنابراین بهتر می توانند آن را تحمل کنند.
  • ابزارها و فرآیند های خرید و فروش همزمان که به سرمایه گذاران و وام گیرندگان امکان می دهد که از تفاوت هزینه و بازده میان بازارها استفاده کنند و در عین حال تفاوت در برداشت مردم از خطر، و نیز تفاوت دیدگاه آنها درباره ی اطلاعات،مالیات و مقررات را نشان می دهد.
  • تبدیل به اوراق بهادار کردن دارایی ها:نوع آوری مالی عمده ای که در دهه ی 80 پای گرفت و بر نقش واسطه های مالی در بازار سرمایه عمیقا اثر گذاشت، پدیده ی تبدیل به اوراق بهادار کردن دارایی ها است. این فرآین شامل یک کاسه کردن یا تجمیع وام ها و فروش اوراق بهاداری با ضمانت و پشتوانه ی آنها است. این نظام به کلی با نظام سنتی برای تامین مالی خرید دارایی ها فرق داشت؛ نظامی که در آن واسطه مالی، مثلا نهاد سپرده پذیر یاشرکت بیمه(1) وام را می داد؛(2) وام را در بدره ی دارایی هایش نگاه می داشت و بدین ترتیب خطر اعتباری وام را می پذیرفت؛(3) خدمات وام را ارائه می داد یعنی اقساط را جمع آوری می کرد و به وام گیرنده اطلاعات مالیاتی و غیره می داد؛ و(4) از عامه ی مردم وجوه را می گرفت تا با آن دارایی هایش را تامین کند(غیر از مبلغ کمی که سرمایه ی نهاد مالی بود).معنی تبدیل به اوراق بهادار کردن ئارایی ها آن است که بیش از یک موسسه در اعطای وام نقش دارند. مثلا، وام خرید اتومبیل را در نظر بگیرید.سناریوی وام دهی بدین نحو است.(1) بانک تجاری ممکن است وام را داده باشد(2) بانک تجاری به پشتوانه ی این وام ها می تواند اوراق بهادار منتشر کند؛ (3) بانک تجاری ممکن است روی خطر اعتباری سبد وامهای اتومبیل، بیمه نامه از یک شرکت بیمه خصوصی خریداری کند؛ (4) بانک تجاری ممکن است وظیفه انجام خدمات وام یعنی گرد آوری اقساط را به شرکت دیگری که همین تخصصص را دارد واگذار کند؛و (5) بانک تجاری می تواند از خدمات موسسه ی اوراق بهادار برای فروش اوراق بهادار منتشره به افراد و سرمایه گذاران نهادی استفاده کند. غیر از بانک وام دهنده اولی، یک شرکت بیمه، موسسه دیگری گه خدمات ئام ارائه می دهد، موسسه اوراق بهادار ، افراد و سرمایه گذاران نهادی در این فرابند مشارکت می کنند. بانک تجاری در مثال ما لازم نیست خطر اعتبار را متحمل شود، خدمات وام را ارائه دهد و یا وجوه را فراهم آورد. هرچند از مثال وامهای اتومبیل صحبت کردیم، اما همین نظام در مورد وام های رهنی، وام های ساخت مسکن، وامهای قایق، وام های کارتهای اعتباری، فروش نسیه شرکت های تامین مالی و شرکتهای تولیدی ، ابزاری است که برای توزیع مجدد خطر در میان مشارکت کنندگان در بازار کارایی بیشتری دارند.

مدیریت دارایی/بدهی برای نهادهای مالی[ویرایش]

ماهیت بدهی، استراتژی یک نهاد مالی را تعیین می کند. برای مثال نهادهای سپرده پذیر سپرده های افراد را جذب می کنند، با این شرط که به آنها با نرخ مشخصی سود دهند. از طرفی این وجوه را با نرخی دیگر وام می دهند و از ما به التفاوت نرخ این دو سود می برند. پس در این حالت نهاد سپرده پذیر هدفش رسیدن به مابه التفاوت مثبت است. شرکت های بیمه ی عمر و تا حدی شرکت های بیمه حوادث و بیمه ی اموال، در شمار موسسات استفاده کننده از مابه التفاوت یاد شده هستند. صندوق های بازنشستگی در شمار بنگاه های ما به تفاوتی نیستند، زیرا آنها خود به کسب وجوه در بازار نمی پردازند. این صندوق ها می کوشند هزینه ی تعهدات خود در قبال بازنشستگان را به کمترین هزینه تبدیل کنند. شرکت های سرمایه گذاری برای وجوهی که کسب می کنند، با هیچ هزینه ی آشکاری رو به رو نیستند و هیچ تعهد بدهی خاصی ندارند که لازم الاجرا باشد، اما در این میان یک استثنا وجود دارد و آن شرکت سرمایه گذاری ای است که، بازخرید سهام را در هر زمان تعهد می کند.

خلاصه و نتیجه گیری[ویرایش]

واسطه های مالی نقش حیاتی در گرد هم آوردن عامل های با مازاد وجوه و خواهان قرض دادن و عامل های با کمبود وجوه مورد نیاز و خواهان قرض گرفتن دارد. در مسیر استفاده از این واسطه های مالی فوایدی همچون تغییر موعد بدهی و تبدیل ریسک را بدنبال دارد.البته در صورت تامین مالی مستقیم نیز به چنین فوایدی دست می یابیم، اما هزینه ی چنین کاری بالاتر از راه استفاده از واسطه ی مالی است. در واقع یکی از دلایل وجود واسطه ی مالی این است که به دلیل مزیت های هزینه ای (کاهش هزینه ی قرض گرفتن) هم این کار برای این موسسات سود به دنبال دارد و هم کارایی اقتصاد را در مجموع افزایش می دهد.

منابع[ویرایش]

  • ویکی‌پدیای انگلیسی http://en.wikipedia.org/wiki/Financial_intermediary
  • Siklos, Pierre (2001). Money, Banking, and Financial Institutions: Canada in the Global Environment. Toronto: McGraw-Hill Ryerson. p. 35.
  • مبانی بازارها و نهادهای مالی، نوشته فرانک فبوزی، فرانکو مودیلیانی مایکل فری، ترجمه دکتر حسین عبده تبریزی،نشر پیشبرد، چاپ سوم 1389