هژبر یزدانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
هژبر یزدانی
زادروز ۱۳۱۳
سنگسر (مهدی‌شهر کنونی)، ایران
درگذشت ۲۹ فروردین ۱۳۸۹
۱۷ آوریل ۲۰۱۰
سان خوزه، کاستاریکا
ملیت ایرانی
همسر بهمنه درخشانی (ازدواج ۱۳۳۱)
فاطمه جدلی عراقی (ازدواج فروردین ۱۳۴۵)
فرزندان کیومرث، نادر، کاوه، لیلی، نسرین و کتایون
والدین رضاقلی (پدر)


هژبر یزدانی (۱۳۱۳ در سنگسر (مهدی‌شهر کنونی) - ۲۹ فروردین ۱۳۸۹ در کاستاریکا) از جمله افراد کلیدی در صحنه اقتصاد ایران در قبل از انقلاب ۵۷ بود.

زندگی نامه[ویرایش]

هژبر یزدانی فرزند رضاقلی، تحصیلات ابتدایی خود را از کلاس اول تا پنجم در تهران در دبستان زند و کلاس ششم ابتدایی را در دبستان جمشید جم و دوره متوسطه را تا کلاس پنجم در دبیرستان فیروز بهرام و دیپلم متوسطه را از دبیرستان مدرس اخذ کرد.

پدرش گله‌داری ساده بود و مدتی هم به عنوان (چریک) دولتی در دوره رضا شاه پهلوی در خدمت ارتش بود.

زندگی شخصی[ویرایش]

هژبر دوبار ازدواج کرد، در سال ۱۳۳۱ با زنی به نام بهمنه درخشانی، که بهایی[نیازمند منبع] بود و ازدواج هم به رسم بهائیان انجام شد و دومی در فروردین ۱۳۴۵ با خانمی به اسم فاطمه جدلی عراقی که یک زن مسلمان بود پیمان زناشویی بست.

یزدانی صاحب سه پسر به اسامی: کیومرث، نادر و کاوه و سه دختر به نام‌های: لیلی، نسرین و کتایون بود.

یزدانی در اقتصاد[ویرایش]

به گفته میلانی یزدانی امپراطوری خود را بر پایه پشتیبانی دو نفر ساخت: تیمسار نصیری سمنانی و تیمسار دکتر عبدالکریم ایادی شهمیرزادی، پزشک مخصوص شاه که همانند یزدانی بهایی بود.[۱] هژبر توانسته بود با رشوه دادن به مدیران بانک پرداخت چک‌هایش را به تعویق بیندازد و با استفاده از چک‌های فاقد موجودی ولی برگشت نخورده سهام بانک‌های مختلف را بخرد. رئیس بانک مرکزی وقت، حسنعلی مهران، متوجه این مساله شد و آن را با نخست وزیر امیر عباس هویدا در میان گذاشت. هویدا از هژبر خواست تا سامانه بانکی را به حال خود وا گذارد و در عوض در بازار گوشت سرمایه‌گذاری کند. چندی بعد از این ملاقات، رئیس بانک مرکزی نامه‌ای شدیداللحن از دادگستری دریافت کرد که چرا برای کار آفرین زحمت کشی همچون هژبر یزدانی درد سر ایجاد می‌کند. هژبر بعد از این نامه حمایت آمیز به دفتر هویدا رفت و به مسئول دفترش گفت "به رئیست بگو من بانک را گرفتم".[۲] در واقعه خرید «بانک ایرانیان»، هنگامی که آذر ابتهاج از اعضای هیئت مدیره بانک متوجه شد یزدانی ۲۸ درصد از سهام بانک را بی صدا خریده است، با ایادی -که فکر می‌کرد از یزدانی پشتیبانی می‌کند- ملاقات کرد و از او خواست جلوی تصاحب ستیزه جویانه بانک توسط یزدانی را بگیرد. ولی ایادی -با این استدلال که پولی که یزدانی می‌پردازد کافی است- کمکی نکرد و نهایتاً با پا در میانی شاه یزدانی سهام ابتهاج را به سه برابر قیمت بازار خرید.[۳]

حواشی[ویرایش]

یزدانی در زمان انقلاب در زندان بود تا اینکه یک تیمسار و چند تن دیگر با خودرو ساختمانی دیوار زندان را شکستند و او را نجات دادند. او مدتی در سنگسر مخفی ماند و نهایتا با گذرنامه جعلی از ایران فرار کرد و به آمریکا رفت. سپس به کاستاریکا رفت به این دلیل که این کشور قوانین سختی در انتقال افراد به دیگر کشورها داشت و او در این مورد در امان می‌ماند. در کاستاریکا با مقامات کشور دوست شد و به بانکداری روی آورد. در هنگام ملاقات میلانی با او بانک او به دلیل سرمایه‌گذاری در قهوه و پایین آمدن قیمت جهانی قهوه ورشکست شده بود و افراد زیادی از اقشار طبقات متوسط که در بانک او سپرده گذاری کرده بودند پس انداز خود را از دست داده بودند. چندی بعد، یکی از فرزندان او دزدیده شد و پس از یازده ماه برگردانده شد.

یزدانی در ۱۳ خرداد ۱۳۱۳ به دنیا آمد و شماره شناسنامه‌اش ۱۱۳ بود. به گفته خودش او هر هفته در قرعه کشی‌های لاتاری آمریکا با شماره ۱۳ شرکت می‌کرد.

به گفت عباس میلانی هنگامی که پسر محسن رضائی از ایران فرار کرد مدتی را در منزل هژبر در کاستاریکا گذارند. میلانی -که در خانه شخصی هژبر با او ملاقات داشته است- می‌گوید وقتی از او درباره چرایی این امر پرسیدم، گفت "حتما جای دیگری نداشته است".[۴]

درگذشت[ویرایش]

سرانجام هژبر در تاریخ ۱۷ آوریل ۲۰۱۰ در مزرعه شخصی خود در کاستاریکا درگذشت. به گفته فرزند ارشدش نادر، وی وصیت کرده بود که در زادگاهش سنگسر (مهدی‌شهر) دفن شود اما مسئولان وقت اجازه عمل به وصیت او را ندادند .[نیازمند منبع]

پانویس[ویرایش]

  1. ایرانیان نامدار، نوشته عباس میلانی، ص ۴۷۱. قابل دسترسی در اینجا
  2. ایرانیان نامدار، نوشته عباس میلانی، ج ۲، ص ۸۰۵. قابل دسترسی در اینجا
  3. ایرانیان نامدار، نوشته عباس میلانی، ج ۲، ص ۷۴۲-۷۴۳. قابل دسترسی در اینجا
  4. ایرانیان نامدار، نوشته عباس میلانی، ج ۲، ص ۷۹۹-۸۰۷. قابل دسترسی در اینجا

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]