هوانس تومانیان (به ارمنی: Հովհաննես Թումանյան) از رماننویسان و شاعران برجستهٔ ارمنی است. وی یکی از چهرههای برجسته ادبیات ارمنی در قرن ۱۹ و ۲۰ میلادی بودهاست.
تومانیان در ۱۹ فوریه سال ۱۸۶۹ میلادی در روستای دسق در استان لوری کشور ارمنستان متولد گردید و در سن ۵۴ سالگی در ۲۳ فوریه سال ۱۹۲۳ در شهر مسکو در کشور روسیه چشم از جهان فروبست و کالبدش در گورستان کلیسای خوجیوانک در شهر تفلیس در کشور گرجستان به خاک سپرده شد وی بعداً لقب «شاعر تمام ارامنه» را دریافت کرد.
همسر وی اولگا تومانیان نام داشت.
فرزندان:
یکی از مشهورترین منظومههای وی شعر آختامار است. آختامار در اصل نام جزیرهای است در دریاچه وان.
از آثار ماندگاری که وی به ادبیات ارمنی افزوده میتوان آثار زیر را نام برد: گیکور، آنوش، داوید ساسونی، خمره طلا، مارو، ساکوی لر، تصرف قلعه تمپکا، برادر گارنیک، نازار شجاع، موش و گربه.
برگردان فارسی شعر آختامار به عنوان نمونه آثار تومانیان[۱]:
| آختامار ԱԽԹԱՄԱՐ
هوانس تومانیان
| برگردان فارسی |
متن ارمنی |
بر کرانههای دریاچه سرزنده وان،
از کلبهای هر شب
جوانی بدون بلم و در نهان،
خود را میزند به آب
و با بازوان مردانهاش شناکنان
آب را
به سوی جزیرهای در روبرو
میشکافد
از فراز جزیره تاریک، فروغی صاف و درخشان
او را به خود میخواند
همچون فانوسی فروزان
تا که راه را گم نکند
تامار زیبا هر شب
بر فراز جزیره، نوری میفروزد
و ناشکیبانه در نهانگاهی نزدیک
به انتظار مینشیند
دریاچه با موجهایش
در تکاپو
و دل جوان
در شر و شور.
آبها،
سهمگین در خروشند
ولی جوان مهارنشدنی
پیش میآید.
و اکنون تامار با قلبی تپنده
به هم خوردن موجها در نزدیکیاش را میشنود
و شدت عشق
سراپای وجودش را برمیفروزد
در خاموشی، شکلی سایهوار و سیاه
بر کرانهای تاریک دریاچه ایستادهاست
خود اوست... و ازنو به هم رسیدهاند
آه، ای رموز شب آرام...
امواج دریاچه وان، اکنون به تنهایی
ساحل خود را مینوازند
و به هنگام فروکش
با پچپچهایی مبهم پس مینشینند
انگار به آرامی نجوا میکنند
و ستارگان گردونه آسمان
با چشمانی پُرافترا
به تامار بی شرم و آزرم، مینگرند
نَظّاره آنها دل دوشیزه را میآشوبد
زمان جدا شدن فرارسیده و باز
یکی از ایشان، به تلاطم دریاچه فرومیغلتد
و دیگری: بر کرانهایش دست به دعا میگشاید...
اما یک بار، مردانی شرور
از راز دو دلدار آگه شده
و آتش را کشتند
در شبی اهریمنی و سیاه
جوان دلسپرده، شناکنان
گم شد در ظلمت آبها
و باد، پیوسته نالههایش را
به کرانه میآورد که میگفت: آخ تامار...!
صدایش نزدیک است:
در تیرگی دلگیر،
پایین صخرههای نوکتیز زیر پا
جایی که دریاچه هراسانگیز، میغرد
صدا دیگر
خفه شد
و مرد
و تنها باری دیگر
به ضعیفی
به گوش رسید که میگفت: آخ تامار...!
آبهای پرآشوب بامداد
پیکر را به کرانه انداختند
بر لبان سرد و سختشدهاش
گویی در لحظه مرگ،
دو واژه فروفسرده بود:
آخ تامار...!
و چنان شد که
این جزیره، نام آختامار به خود گرفت.
|
Ծիծաղախիտ Վանա ծովի
Փոքրիկ գյուղից առափնյա,
Ծովն է մըտնում գաղտագողի
Ամեն գիշեր մի տըղա:
Ծովն է մըտնում առանց նավակ,
Բազուկներով առնացի
Ջուրը ճողփում, լող է տալի
Դեպի կըղզին դիմացի:
Խավար կըղզուց պարզ ու պայծառ
Մի լույս կանչում է նըրան,
Մի վառ փարոս նըրա համար,
Չըմոլորի իր ճամփան:
Սիրուն Թամարն ամեն գիշեր
Այնտեղ կըրակ է անում,
Եվ ըսպասում է անհամբեր
Այնտեղ` մոտիկ դարանում:
Ծըփում ծովն ալեծածան,
Ծըփում է սիրտը տըղի.
Գոռում է ծովն ահեղաձայն,
Նա կըռվում է կատաղի:
Եվ Թամարը սըրտատըրոփ
Արդեն լըսում է մոտիկ
Ջըրի ճողփյուն, ու ողջ մարմնով
Սիրուց այրվում է սաստիկ:
Լըռեց: Ծովի խավար ափին
Կանգնեց սեւ-սեւ մի ըստվեր...
Ահա եւ նա... իրար գըտան...
Կասկածավո՜ր լուռ գիշեր...
Միայն ալիքը Վանա ծովի
Մեղմ դիպչում են ափերին,
Հըրհըրելով հեռանում են
Շըշունջներով անմեկին:
Նըրանք ասես փըսփըսում են...
Ու աստղերը կամարից
Ակնարկելով բամբասում են
Լիրբ, անամոթ Թամարից...
Բամբասում են կուսի սըրտում...
Ժամ է արդեն... ու կըրկին
Մինն ալեկոծ ծովն է մըտնում,
Մյուսն աղոթում եզերքին...
«Ո՞վ է ջահել էն խիզախը,
Որ հենց հարբած իր սիրով,
Սըրտից հանած ահն ու վախը
Ծովն անցնում է գիշերով։
Ծովն անցնում է մյուս ափերից
Մեր Թամարին համբուրում...
Աղջի՞կ խըլի նա մեր ձեռի՜ց...
Ի՞նչի տեղ է մեզ դընում...»։
Էսպես ասին վիրավորված
Կըղզու միջի ջահելներ
Ու Թամարի ձեռքով վառած
Լույսը հանգցրին մի գիշեր:
Մոլորվեցավ խավար ծովում
Լողորդ տըղան սիրահար,
Ու բերում է հողմը, բերո՜ւմ
Հառաչանքներն՝ «Ա՜խ, Թամա՜ր...»։
Մոտ է ձայնը. խոլ խավարում,
Ժայռերի տակ սեպացած,
Ուր ամեհի ծովն է գոռում,
Մերթ կորչում է խլացած,
Ու մերթ լըսվում ուժասպառ.
«Ա՜խ, Թամա՜ր...»։
Առավոտյան ծովը ծըփաց,
Ափը ձըգեց մի դիակ,
Նըրա շուրթին, պաղ, կարկամած,
Ասես մեռած ժամանակ
Սառել էին երկու բառ.
«Ա՜խ, Թամա՜ր...»։
Այն օրվանից սըրա համար
Կըղզին կոչվեց Ախթամար։
|
|
-
-
موزه و خانه هوانس تومانیان
-
-
سنگ قبر هوانس تومانیان در شهر تفلیس
- ↑ این متن بر پایه نسخه انگلیسی آن در کتاب: Kudian, M.: The Bard of Loree, selected works of Hovannes Toumanian, London 1970. توسط مانی پارسا به فارسی برگردان شدهاست.
Toumanian, Hovhannes. David of Sassoun, Armenian and English version, U.S.A.: Oshagan Publishers, p.5.