هنری مورای

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
هنری مورای
هنری مورای
متولد ۱۳ مهٔ ۱۸۹۳(1893-05-13)
نیویورک
مرگ ۲۳ ژوئن ۱۹۸۸ میلادی (۹۵ سال)
ملیت آمریکایی
زمینه فعالیت روان شناسی
سازمان دانشگاه هاروارد
شناخته شده برای روان شناسی شخصیت

هنری مورای (به انگلیسی: Henry Murray) متولد ۱۸۹۳ میلادی یکی از روان شناسان آمریکایی است. مورای هم مانند آلپورت مطالعه شخصیت را در یک موقعیت دانشگاهی انجام داد تا در موقعیت بالینی.هر چند او به روانکاوی پرداخت،آن را برای درمان بیماران بکار نبست،زیرا ترجیح می داد که شخصیت انسان را از طریق مطالعه گسترده افراد بهنجار بررسی کند. دوره کودکی موری با طرد شدن از سوی مادر سطح بالای حساسیت نسبت به درد و رنج دیگران،و گونه ای از جبران نارسایی به شیوه آدلری برای دو نقص-لکنت زبان و ناتوانی در ورزش-مشخص شده است.[۱]

او پس از فارغ التحصیل شدن از دانشکده پزشکی دانشگاه کلمبیا،وارد رشته جراحی شد،در بیوشیمی پژوهش کرد،واز دانشگاه کمبریج در رشته بیوشیمی درجه دکترا گرفت،که مطمئنا یکی از راه های پیرامونی ورود به حرفه روان شناسی است.پس از گذراندن سه هفته با یونگ که ظاهرا برایش روشنگر بود و گذراندن یک شب فراموش نشدنی با فروید و دخترش آنا،موری مطالعاتش در باره شخصیت را در کلینیک روان شناسی هاروارد آغاز کرد. با در نظر گرفتن تحصیلاتش در پزشکی و بیوشیمی،جای شگفتی تیست از اینکه موری به کارکرد فیزیولوژیکی آن گونه که به شخصیت مربوط می شود تاکید کرد.او بر مفهوم کاهش تنش تاکید ورزید،که به نظرش نخستین قانون در باره رفتار آدمی است.همچنان که فروید هم این گونه می اندیشید.موری همچنین به شیوه فرویدی اهمیت ناهوشیار و تاثیر تجارب کودکی را بر رفتار بزرگسالی مورد توجه قرار داد.او مفاهیم فروید در باره نهاد،من،و فرامن را البته با بعضی تغییرات وارد نظام خود کرد .

او شخصیت را به سه بخش نهاد،من و فرامن تقسیم کرد(مورای،۱۹۳۸).نهاد شامل گرایش های مادرزادی و تکانشی ماست و انرژی لازم برای عملکرد شخصیت را فراهم می کند.این دیدگاه در اصل همانند دیدگاه فروید است.درنظام مورای نهاد علاوه بر تکانه های ابتدایی و شهوانی گرایش های اجتماعی مطلوبتری مانند همدلی،همانند سازی،و شکل های عشق غیر شهوی را نیز شامل می شود.

در نظام مورای من در تعیین رفتار نقش فعالتری دارد تادر نظریه فروید.مورای عقیده دارد که من خدمتگزار صرف نهاد نیست بلکه سازمان دهنده ای است که همه رفتار ها را هوشیارانه انتخاب می کند.من به سرکوبی تکانش های نامطلوب نهاد بر می خیزد و بروز تکانه های مطلوب را تسهیل می کند.

مورای با فروید هم عقیده بود که فرامن نمایانگر درونی ساختن ارزش های فرهنگی است و اینکه افراد رفتار خود را بر اساس این ارزش ها ی درونی شده ارزشیابی می کنند.نظر وی در مورد نیروهایی که فرامن را شکل می دهند و دوره ای که فرامن در آن تشکیل می شود با نظر فروید تفاوت دارد.مورای استدلال می کرد که فرامن نه تنها بر اساس تعلیمات والدین شخص ساخته می شود بلکه همچنین گروه های همسالان،ادبیات و اساطیر جامعه در ساختن آن نقش دارند.فرامن در پنج سالگی تثبیت نمی شود بلکه در سراسر عمر به رشد خود ادامه می دهد.[۲]

منابع[ویرایش]

  1. دوان پی.شولتز؛سیدنی الن شولتز(1987).تاریخ روان شناسی نوین.ترجمه علی اکبر سیف و همکاران(1370)،چاپ اول،انتشارات رشد،تهران،صفحه 332-331
  2. دوان پی.شولتز؛سیدنی الن شولتز(1987).تاریخ روان شناسی نوین.ترجمه علی اکبر سیف و همکاران(1370)،چاپ اول،انتشارات رشد،تهران،صفحه 332-333