هستی و نیستی
|
|
ممکن است این مقاله نیازمند ویکیسازی باشد تا با استانداردهای کیفی ویکیپدیا همخوانی یابد. خواهشمندیم با افزودن پیوندهای داخلی مرتبط، یا با بهبود چیدمان به بهبود آن کمک کنید.
برای جزئیات بیشتر روی [نمایش] کلیک کنید.
هیچ دلیلی برای این برچسب ویکیسازی ذکر نشدهاست. میتوانید دلیلتان را با استفاده از پارامتر
|
کتاب هستی و نیستی رسالهای دربارهٔ هستیشناسی پدیدارشناسانه از نظر بسیاری از فیلسوفان و ناقدان مهمترین کار فلسفی سارتر است.برخی آن را یکی از برجستهترین آثار فلسفی سدهٔ بیستم دانستهاند.آندره گرز به درستی گفته که کتاب سارتر هدفی تازه در پیش رو داشت که حتی پدیدارشناسی آلمانی نیز به آن بی توجه مانده بود.سارتر میخواست پدیدارشناسی واقعیت ویژهٔ آگاهی را بیان کند.[۱]
محتویات |
بازخورد [ویرایش]
خوانندگان به ویژه جوانان به کتاب توجه زیادی نشان دادند.رولان بارت نوشت که با خواندن این کتاب دنیایش عوض شدو رژیس دبره در مقالهای به مناسبت مرگ سارترنوشت: من در دهه ۱۹۵۰در دبیرستان تحصیل میکردم.یکی از انبوه دانش آموزان بودم که کتاب سارتر تکان شان داده بود.[۲] ژاک لکان که باورهای اش در بسیاری از مواضع فلسفی و برداش از علم و روششناسی با عقاید سارتر فاصلهٔ زیادی داشت هستی ونیستی را متنی اساسی و یکه در تجزیه و تحلیل وجود خواند.[۳] با وجود این خود سارتر کم تر از یک دهه بعد از انتشار کتاب از آن فاصله فاصله گرفت ودر بحثهای فلسفی اش کم تر به آن بازگشت و حتی در ۱۹۶۸ در گفت و گویی اعلام کرد که این کتاب بیان یک فلسفهٔ خرد باورانهٔ آگاهی است که دیگر کهنه شدهاست.[۴] هستی و نیستی پر فروشترین کتاب فلسفه در فرانسهٔ سدهٔ بیستم بود.[۵] تکامل آفریندهٔ برگسون و واژهها و چیزهای فوکو در مقامهای بعدی قرار دارند.[۶]
درون مایه [ویرایش]
شهرت کتاب سارتر در سالهای فوری پس از جنگ تا حدودی به خاطر نثر زیبای آن و استفاده از مثالهایی از زندگی هر روزه بود.سارتر(این جا هم به دنبال هایدگر)مثالهایی چون نقش بازی کردن پیشخدمت کافه ویا تصادف موتور سیکلت ویا زنی که وانمود میکند متوجه نیست که مردی دست اش را گرفته و... در کتاب آورده که روشن گر نکتههای پیچیدهٔ کتاب اند.شخصیت خیالی پی یر که در آثار فلسفی دهه ۱۹۳۰ سارتر ظاهر میشد در هستی ونیستی هم نقش دارد و بیش تر آدم غایبی است که باید به دنبالش گشت.[۷]
محتوا [ویرایش]
سارتر از دو نکته در هستی و زمان هایدگر تاثیر گرفته بود.یکی اهمیت بنیادین مفهوم هستی در فلسفه و دیگری اهمیت تحلیل دازاین .این دو نکته مرکز مباحث قرار دارند.هستی و نیستی که حتی نام آن هم یادآور عنوان کتاب هستی وزمان هایرگر است رابطهای بین متنی با شاهکار هایدگر دارد.شاید بتوان گفت که عنوان کتاب سارتر اشارهای هم به تک گویی مشهور هملت بودن با نبودن دارد.عنوان دوم کتاب روشن گر جهت گیری فلسفی و منطق روش مندانهٔ آن است رسالهای دربارهٔ هستیشناسی پدیدارشناسانه.یعنی رسالهای در بارهٔ هستیشناسی که روش کار در آن پدیدار شناسی است.هستیشناسی دربارهٔ هستی هستندگان تحقیق میکند و هستیشناسی پدیدار شناسانه میتواند چنین تعریف شود:توضیبح ساختار هستی هستندگان چنان که این هستندگان نمایان (پدیدار)می شوند.[۸]
ساختار [ویرایش]
هستی و نیستی از یک پیش گفتار و چهار بخش شکل گرفتهاست.پیش گفتار با عنوان در جست و جوی هستی .[۹] عنوان بخش نخست کتاب سارتر ((مسالهٔ نیستی))است.[۱۰] سارتر در این بخش به طوز عمده در صدد روشن کردن معنای هستی و نیز نیستی برآمد.این بخش از دو فصل تشکیل شدهاست.سارتر در فصل نخست با عنوان سرچشمهٔ نفی کار خود را تدوین پدیدارشناسی نیستی دانست و در فصل دوم با عنوان باور نادرست به این کشف فلسفی خود پرداخت.[۱۱] عنوان بخش دوم کتاب برای خود بودناست و در توضیح وضعیت هستندهای خاص یعنی انسان که آگاه میشود و به چیزها معنا میدهد.[۱۲] این بخش از سه فصل شکل گرفته: نخستین فصل با عنوان ساختار بی میانجی برای خود بودن است موضوع فصل دوم از بخش دوم زمان مندی است موضوع فصل سوم از بخش دوم استعلاءاست. [۱۳] عنوان بخش سوم کتاب برای دیگری بودن است و این بخش نسبت به دو بخش پیشین ساده تر و همه فهم تر است.[۱۴] این بخش هم از سه فصل تشکیل شده: فصل نخست دربارهٔ وجود دیگری است. فصل دوم از این بخش تکامل بحث سارتر دربارهٔ بدن است. فصل سوم با عنوان مناسبات مشخص با دیگری از دو رویکرد و یک بحث شکل گرفتهاست.[۱۵] عنوان بخش چهارم کتاب ((داشتن- کردن (انجام دادن)- هستی است.[۱۶] بابک احمدی / سارترکه مینوشت /نشر مرکز/۱۳۸۳
پانویس [ویرایش]
- ↑ .بابک احمدی / سارترکه مینوشت /نشر مرکز/۱۳۸۳/صفحه ۱۷۴
- ↑ R.DEBRAY"SARTRE"LE NOUVEL OBSERVATEUR"۲۱ AVRIL ۱۹۸۰
- ↑ J.LACAN'LE SE'MINAIRE«LIVRE۱» PARIS ' ۱۹۷۵"P.۲۴۱
- ↑ J.-P. Sartre ' Between existentialism and Marxism ' Essays and Interviews ' ۱۹۵۹-۷۰ ' trans.J.Mathews ' London ' New Left Books' ۱۹۷۴' p۱۴۱
- ↑ D.Janicaud' Heidegger en france ' paris ' ۲۰۰۱ 'vol.۱' p.۶۰
- ↑ بابک احمدی / سارترکه مینوشت /نشر مرکز/۱۳۸۳/صفحه ۱۷۵
- ↑ بابک احمدی / سارترکه مینوشت /نشر مرکز/۱۳۸۳/صفحه ۱۷۶
- ↑ بابک احمدی / سارترکه مینوشت /نشر مرکز/۱۳۸۳/صفحه۱۷۶
- ↑ بابک احمدی / سارترکه مینوشت /نشر مرکز/۱۳۸۳/صفحه۱۷۸
- ↑ ibid ' pp.۳۵-۱۰۷
- ↑ بابک احمدی / سارترکه مینوشت /نشر مرکز/۱۳۸۳/صفحه۱۷۸و۱۷۹
- ↑ ibid ' pp.۱۰۹-۲۶۱
- ↑ بابک احمدی / سارترکه مینوشت /نشر مرکز/۱۳۸۳/صفحه۱۷۹و۱۸۰
- ↑ ibid ' pp.۲۶۳-۴۸۱
- ↑ بابک احمدی / سارترکه مینوشت /نشر مرکز/۱۳۸۳/صفحه۱۸۱
- ↑ ibid ' pp.۴۸۳-۶۷۹