هدف‌گیری (سیاست)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو


بعد از آنکه مشخص کردید که برای پیروزی به چه تعداد رای نیاز دارید، و در نتیجه چه تعداد رای دهنده را باید جهت حمایت از نامزد انتخاباتی‌تان متقاعد سازید، باید تشخیص دهید که چه چیز سبب می‌گردد تا این رای دهندگان متفاوت از رای دهندگانی باشند که از نامزد انتخاباتی شما حمایت نخواهند کرد. این روند را «هدف گیری رای دهندگان» یا صرف «هدف گیری» می‌نامند. هدف از هدف گیری این است که تعیین کنید که کدام زیر مجموعه‌های ازجمعیت رای دهنده به احتمال قوی به نامزد انتخاباتی شما علاقه مند می‌باشند تا تلاش‌های مبارزاتی تان را بر این گروه‌های از رای دهنده، تمرکز کنید.

شما به خاطر خواهید آورد زمانیکه روی «گام نخست: تحقیق، » کار می‌کردید، از شما خواسته شد بود تا رای دهندگان را به گروه‌های قابل اداره تقسیم بندی کنید. در آنجا گفته آمد که زمانیکه رای دهندگان خاصی را هدف قرار می‌دهید، از این معلومات استفاده خواهید کرد. اکنون زمان آن فرا رسیده‌است.

چرایی[ویرایش]

هدف گیری بنابر دو دلیل مهم است. نخست، شما میخواهید منابع مبارزاتی گرانبهای وقت، پول و مردم را نگهداری کنید، و دوم شما میخواهید پیامی را ایجاد کنید که رای دهندگانی را که هنوز باید آنها را به رای دادن به شما متقاعد سازید، بهتر متقاعد سازد.

صرفه جویی در منابع مبارزاتی در صورتیکه برگه تبلیغاتی برای برای هر شخص در بخش انتخاباتی تهیه کنید و سعی نمایید با هر رای دهنده دراین بخش دست دهید، شما در واقع پول و وقت زیادی را روی افرادی صرف و ضایع کردید که برای شما رای نخواهند داد فرق نمی‌کند که شما چه میگویید یا انجام می‌دهید.

از سوی دیگر، اگر بتوانید گروه کوچک تر ولی مهمی از رای دهندگان را شناسایی کنید که به احتمال قوی با پیام مبارزاتی تان متقاعد خواهد شد، در آن صورت ا قادر خواهید بود تلاش‌های تان را بر آنها معطوف سازید و برای آنکه پیام خویش را بار بار تکرار کنید، از منابع بیشتر برخوردار خواهید بود، تا اینکه معلوم گردد که آنها چز رای دادن به نامزد انتخاباتی شما هیچ گزینه دیگری ندارند.

برای مثال، فرض کنید شما تشخیص می‌دهید که برای پیروزی در انتخابات باید با ۳۳٪ از رای دهندگان صحبت کنید. اگر بتوانید دقیقا رای دهندگانی را که به احتمال زیاد این ۳۳٪ را تشکیل می‌دهند، شناسایی کنید، آنوقت مبارزات شما میتواند با یک سوم منابعی که برای مبارزه غیرهدفمند نیاز داشتید، به آنها دسترسی پیدا کند. به عبارت دیگر، اگر مبارزه شما برای رسیدن به هر رای دهنده در بخش انتخاباتی یک بار منابع داشت، شما میتوانستید تلاش‌های خویش را به رسیدن به حامیان احتمالی تان سه بار معطوف کنید.

کاندیداهای که به هدف گیری رای دهندگان وقت نمی‌دهند، حق ندارند که از منابع مبارزاتی قلیل شکایت کنند.

متقاعد ساختن رای دهندگان مورد نظر در بخش بعدی، وقت زیادی صرف به بحث گرفتن پیام مبارزاتی تان خواهد شد. ولی قبل از آن، شما باید تعیین کنید که چه کسانی بهترین مخاطبین برای آن پیام خواهند بود. این امر شما را در تعیین اینکه چه میتوانید بگویید تا آنها را متقاعد سازد، یاری می‌کند.

قاعده مهمی که باید بخاطر داشت این است که زمانیکه یک حزب یا نامزد انتخاباتی تلاش می‌کند تا به مخاطبین گسترده تر برسد، پیام آن حزب یا نامزد انتخاباتی برای هر بخش از مخاطبین غیر مؤثر و ضعیف تر می‌گردد. در نهایت، حزب یا کاندیدای که هرچیز را به هر شخص وعده می‌دهد، پیام پوچی دارد که هیچ رای دهنده آن را معتبر و گیرا نمی‌یابد.

ازینرو، هدف هدف گیری باید عبارت باشد از تمرکز تلاش مبارزاتی بر یک دسته از رای دهندگانی که می‌توانند تعداد آرای را که شما در هدف مبارزاتی تان در گام دوم تعیین نمودید، تأمین کنند. در صورتیکه تعداد مخاطبین مورد نظر تان خیلی محدود باشد، برای پیروزی آرای کافی تان بدست نخواهید آورد. اگرتعداد مخاطبین مورد نظر تان خیلی وسیع باشد، از قوت پیام تان کاسته شده، و نامزدان با تمرکز بهتری بخش‌های از پیام- و هیئت انتخاب کننده – را از چنگ شما خواهند ربود.

بصورت عمومی، سه نوع رای دهنده وجود دارد: حامیان شما، حامیان رقیبان شما و رای دهندگانی که در وسط قرار دارند و هنوز تصمیم نگرفته‌اند. حامیان تان کسانی اند که قبلا تصمیم گرفته‌اند به شما رای بدهند. حامیان رقیبان تان افرادی اند که قبلا تصمیم گرفته‌اند به رقیبان تان رای دهند. به رای دهندگانی که در وسط قرار دارند و هنوز فیصله نکرده‌اند و باید متقاعد شوند تا به یک نامزد انتخاباتی رای دهند، رای دهندگان متقاعد شونده گفته میشود. بخشی از این رای دهندگان متقاعد شونده‌است که شما میخواهید آنها را هدف قرار دهید و پیام تان را به آنها برسانید. به خاطر داشته باشید که مبارزه سیاسی یک روند افهام و تفهیم است.

نحوه هدف گیری رای دهندگان بعد از آنکه تشخیص دادید که باید تنها حدود نصف از هئیت انتخاب کننده یا کمتر از آن را متقاعد سازید تا برای نامزد انتخاباتی شما رای دهند، باید درک کنید که چه چیز رای دهندگان بالقوه شما را از دیگران متمایز می‌سازد. دو راهی برای تعیین آن وجود دارد: هدف گیری جغرافیایی و هدف گیری جمعیتی. بسیاری از مبارزات ازترکیب این دو شیوه استفاده می‌کنند.

هدف گیری جغرافیایی[ویرایش]

هدف گیری جغرافیایی عبارت از آن است که تشخیص دهید چه کسانی به کاندیدای شما رای خواهند داد با توجه به اینکه کجا زندگی می‌کنند. برای مثال، فرض می‌کنیم که کاندیدای «الف» در شهر «الف» زندگی می‌کند و در میان همسایگانش مشهور و محبوب است. کاندیدای «ب» در شهر «ب» زندگی می‌کند و در میان همسایگانش مشهور و محبوب است. اکثر حامیان کاندیدای «الف» از شهر «الف» خواهند بود و او باید به شهر «ج» برود تا ساکنان آن را که هنوز به هیچ کاندیدای تعهد نه سپرده‌اند که بهترین کاندیدا هست، متقاعد سازد. اگراو به شهر«ب» برود و سعی کند ساکنان آن و همسایگان کاندیدای «ب» را متقاعد سازد که به وی رای دهند، نادان بوده و وقت خود راضایع خواهد کرد.

این یک مثال بسیار ساده‌است، هرچند در بعضی انتخابات هدف گیری نیز خیلی آسان است. بسا اوقات، مبارزات باید به انتخابات گذشته بنگرد تا عملکرد گذشته، قانع شدنی بودن رای دهندگان و تعداد شرکت کنندگان متوقعه در انتخابات را تشخیص دهد. این امر در جاییکه اطلاعات در زمینه انتخابات گذشته در سطح بخش میتواند اخذ شود، به بهترین وجه میتواند صورت گیرد.

عملکرد گذشته فیصد آرای است که نامزد شما، حزب شما یا نامزد مشابه در انتخابات گذشته بدست آوردند. حوزه‌های انتخاباتی که عملکرد بالا داشته باشد، حامیان بسیار احتمالی شما را در برخواهد داشت. از لحاظ تئوریک، مبارزات نباید منابع را صرف حوزه‌های با عملکرد بالا، کند؛ در کل، خیلی معقول نخواهد بود اگر در جهت قانع ساختن رای دهندگانی که قبلا به شما رای می‌دهند، تلاش به خرج دهید. اما، اکثر نامزدان باید بعضی از منابع را در حوزه‌های به مصرف برسانند که دارای تاریخ رای دادن برای نامزدان و احزاب دموکراتیک می‌باشد تا پایه‌های حمایت خویش را قبل از رسیدن به حامیان بالقوه دیگر، استحکام بخشند.

متقاعد شدنی بودن رای دهندگان عبارت است از فیصدی از رای دهندگان در یک حوزه که به شکل همسان رای نمی‌دهند. این در واقع تفاوت در فیصدی آرا برای کاندیداهای مشابه در یک انتخابات یا در دو انتخابات متوالی است. رای دهندگان یا به نامزدهای مختلف رای می‌دهند (به کاندیداهای گرایش‌های مختلف در یک انتخابات رای می‌دهند) یا رای شان را تغییر می‌دهند (به کاندیداهای گرایش‌های مختلف در جریان دو انتخابات یا بیشتر رای می‌دهند).

در ایالات متحده آمریکا، بخش‌های «رای دهنده به نامزدهای مختلف» بخش‌های هستند که در یک انتخابات هم به بیل کلینتون دموکرات برای ریاست جمهوری رای دادند و هم به عضو جمهوریخواه کنگره. در روسیه، بخش‌های «تغییر دهنده رای» بخش‌های هستند که در یک انتخابات به عضو کمیونیست دوما رای دادند و در انتخابات بعدی که در جریان کمتر از یک سال برگزار گردید، به رئیس جمهور یلتسین (Yeltsin) رای دادند.

بطور عموم چنین پنداشته می‌شود که «رای دهندگان به نامزدهای مختلف» و «تغییر دهندگان رای» رای دهندگانی هستند که به احتمال قوی با تلاش‌های مبارزاتی متقاعد می‌گردند. بنابر این دلیل، اکثر مبارزات بسیاری از تلاش های- پوستر، دروازه به دروازه و غیره- خویش را بر حوزه‌های با ترغیب پذیری بالا، صرف می‌کنند. بدین گونه، این استراتژی معنا پیدا می‌کند.

تعداد شرکت کنندگان متوقعه در انتخابات را میتوان از طریق فیصدی رای دهندگانی که در انتخابات مشابه اخیر شرکت کردند بودند، تعیین کرد. بی معنی خواهد بود اگر منابع مبارزاتی صرف افرادی گردد که رای نخواهند داد، بنابراین، مبارزات شما باید منابع بیشتر را روی حوزه‌های صرف کند که از سابقه میزان بالای شرکت کنندگان در انتخابات برخوردارهستند.

ضمیمه ج نگاه مفصل تری به متدلوژی مورد استفاده در سنجش «شرکت کنندگان در انتخابات»، «عملکرد» و «ترغیب پذیری» در یک حوزه انتخاباتی می‌اندازد. شما باید تعیین کنید که کدام فرمول به معقول‌ترین شیوه با منطقه یا انتخابات شما قابل تطبیق است. بعد از آنکه روی یک فرمول تصمیم گرفتید، در آن صورت میتوانید محاسبات ریاضی را انجام داده یا داده‌های رای دهی در سطح حوزه را به صفحه گسترده (spreadsheet) رایانه وارد کرده و برای هر حوزه یک میزان از شرکت کنندگان در انتخابات، عملکرد، و ترغیب پذیری را تعیین کنید.