هبه (قربانی)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

هبه در فرهنگ لغات به دادن چیزی به کسی بدون دریافت چیزی در مقابل آن عنوان شده ولی در فرهنگ عوام، عطا و بخشش عزیزترین کس خویش به خداوند است. عقدی که در آن شخص جانی را که صاحب آن هدیه می‌نماید.

هبه در ادیان کهن به مفهوم فنا شدن انسان بویژه فرزند در راه عقیده است. مراسم توسط کاهنان در جایی مخصوص که قربانگاه نامیده می‌شد،اجرا می‌گشت.

تاریخچهٔ قربانی کردن انسان[ویرایش]

هرودوت دربارهٔ پارسیان که از لحاظ دین تحت رهبری مغان قرار داشتند چنین می‌گوید: بر پا داشتن بتان و بنای معابد و قربانگاه نزد ایشان مجاز نیست ... به نظر می‌رسد ایشان خدایان را در مخیلهٔ خویش شبیه آدمیان مصوّر نمی‌سازند. در پیش‌گاه خورشید، ماه، خاک و آتش و باد قربانی نثار می‌کنند. از روزگار کهن قربانی نثار این خدایان می‌شد و مراسم قربانی حتماً می‌بایست با شرکت مغان صورت گیرد.

موارد قربانی کردن آدمی نیز دیده شده[۱]. هرودوت بدون اینکه مسئولیت صحت خبر را بر عهده گیرد چنین می‌نویسد: شنیدم که آمستریدا زن خشایار شاه به شکرانهٔ رسیدن به سن کهولت امر کرد دو هفت نفر از جوانان بزرگ‌زادهٔ پارسی را به افتخار ایزدی که در زیر زمین است در گور کنند. به خبر دیگر هرودوت هخامنشیان در فراکیه به رسم قربانی ۹ پسر و ۹ دختر جوان را زنده به گور کردند. هرودوت مغان را به قربانی کردند انسان متهم نمی‌کند و فقط پارسیان را مقصر می‌داند. ولی وی اشتباه می‌کند قتل‌نفس از ویژگی‌های طبقه مغان بود.

سه قربانی بسوی قربانگاه. سلمنسر سوم از نقش برجستهٔ دروازه بالاوات، قرن ۹ پ. م.

قربانی کردن انسان در دین‌های ابراهیمی[ویرایش]

بنا بر روایت‌های اسرائیلی، یفتاح، قاضی‌القضات بنی اسرائیل و فرمانده نظامی قوم یهود بود که در جنگ میان قوم بنی اسرائیل با طایفه بنی عمون، نذر کرد که در صورت پیروزی بر دشمن، اولین کسی را که از خانه به استقبال او آید، قربانی یهوه سازد و در آتش بسوزاند. با این حال پس از پیروزی، نخستین کسی که با دف و رقص به پیشواز یفتاح می‌رود، یگانه دخترش است. یفتاح به خواسته دخترش دو ماه به او و دوستانش فرصت عزاداری می‌دهد و سرانجام بنا به عهد خود دخترش را فدای یهوه می‌کند.

در کتاب عهد عتیق هم چند بار به قربانی کردن انسان اشاره شده است. برای نمونه، قصد قربانی کردن اسماعیل توسط پدرش ابراهیم است که فرشته‌ای در آخرین لحظه جلوی او را می‌گیرد و به جای اسماعیل، گوسفندی را برای قربانی هدیه می‌دهد. به باور بعضی پژوهشگران، این داستان روند فرگشتی قربانی از انسان به جانور دیده می‌شود، که البته به سادگی صورت نگرفت چرا که محافل دینی یهود به سادگی به آن تن نمی‌دادند.[۲]

تمدن مایا و تمدن آزتک‌ها[ویرایش]

در یک مراسم قربانی را که معمولاً اسیر جنگی بود، لخت می‌کردند. پنج کاهن دست و پای قربانی را نگه می‌داشتند و ششمی با کارد سینه‌اش را می‌شکافت. قلبش را در می‌آورد و خون چکان رو به خورشید می‌گرفت و سپس در طشتی می‌انداخت که بعد آتش زده می‌شد تا دودش به آسمان برود. خود قربانی را نیز، به ویژه اگر جنگجوی شجاعی محسوب می‌شد، پوست می‌کندند و می‌خوردند. غالباً نه یک نفر، که چندین تن را یکجا قربانی می‌کردند.

مراسم اصلی آزتک‌ها اما در ماه آوریل برپا می‌شد. یک اسیر جنگی خوش‌سیما را که یک سال تمام خوب خورانده و پروار کرده بودند، رخت زیبا به تن می‌کردند و سه هفته قبل از اجرای مراسم، چهار دوشیزه در اختیارش می‌گذاشتند که هرکدام سمبل گل، بذر تازه، نمک، و آب بودند. روز مراسم او را به معبدی در شهر مکزیکو می‌بردند تا قلبش را در آورند. روز بعد از این مراسم فرد قربانی سال بعد تعیین می‌شد.[۳]

تفأل از روی کبد انسان[ویرایش]

در دورهٔ سارگون بزرگ مورخ به ۲۳۰۰ پ. م. کاهنان غیب‌گو عادتاً پدیده‌های طبیعی و یا آنچه از امعاء و احشاء موجود در قربانی درک می‌کردند و نشانهٔ وقایعی می‌پنداشتند یاد داشت و ضبط می‌کردند. یاد داشت‌های بسیاری از قبیل آنچه ذیلاً ذکر می‌شود محفوظ مانده است:

تأثیر یک عادت کهن، بر فرهنگ و هنر بشریت
قربانی کردن انسان، از مستندات ماگلیابچیانو

اگر امعاء و احشاء قربانی را کاملاً کیسه صفرا فرا گرفته باشد باشد این علامت سارگون بزرگ است که طبق این علامت به عیلام عزیمت کرده و عیلامیان را مطیع ساخته و محاصره کرده و راه دریافت خواربار و آذوقه را به روی ایشان خواهد بست.

طبق این سند و اسناد دیگر، کاهنان سارگون یکم برای پیشگویی وقایع آینده و کشف سعد و نحس می‌باید انسانی را قربانی کرده و از روی کبد ایشان وقایع آیندهٔ را برای پادشاه پیش‌بینی می‌کردند. تفأل از روی کبد حتا تا زمان آشور باناپال یعنی حدود ۲۰۰۰ سال ادامه داشت و اغلب قربانی‌ها از اُسرا انتخاب می‌شد، ولی حاکمان خونخوار فرقی میان خودی و دشمن قائل نبودند.

کشتن نفس امّاره[ویرایش]

در قرآن آمده‌است «فَتُو بُوِااِلی بَارئکم فَاقتُلُوا اَنفسکُم»(در منا) سر نَفس را ببُر و برگرد، خود را از چنگال نَفس رهایی ده. نه این که وقتی برگشتی، نَفس نیرومندتر از قبل شده باشد. نفس امّاره را در واقع قربانی کن.

در عقاید توحیدی «هبه» به دو گونه هبه اموال و هبه نفس تعبیر گشته.

پانویس[ویرایش]

  1. این قربانیان را برای ایزدان زیرزمینی یعنی از نظرگاه زرتشتیگری به دیوان نثار می‌کردند
  2. کارل برونو لدر. «رسم فربانی کردن انسان». رادیو زمانه، ۵ فروردین ۱۳۹۳. 
  3. http://www.radiozamaneh.com/132359

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ هبه (قربانی) موجود است.
پسران ابراهیم بر اساس همسرانش و به ترتیب تولد
سارا اسحاق (۲)
هاجر اسماعیل (۱)
قطوره زمران‌ یُقشان مَدان مِدیان یِشباق شوحا