اکبر هاشمی رفسنجانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از هاشمی)
پرش به: ناوبری، جستجو
«هاشمی» تغییر مسیری به این صفحه است. برای کاربردهای دیگر هاشمی (ابهام‌زدایی) را ببینید.
«هاشمی رفسنجانی» تغییر مسیری به این صفحه است. برای کاربردهای دیگر هاشمی رفسنجانی (ابهام‌زدایی) را ببینید.
اکبر هاشمی رفسنجانی
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام
مشغول به کار
تاریخ انتصاب
۱۳۶۸
دومین رییس مجلس خبرگان رهبری
مشغول به کار
۱۳۸۶ – ۱۳۹۰
پس از علی مشگینی
پیش از محمدرضا مهدوی کنی
چهارمین رئیس‌جمهور ایران
مشغول به کار
۱۲ مرداد ۱۳۶۸ – ۱۲ مرداد ۱۳۷۶
معاون رئیس‌جمهور حسن حبیبی
پس از سید علی خامنه‌ای
پیش از سید محمد خاتمی
جانشین فرماندهی کل قوا
مشغول به کار
۱۲ خرداد ۱۳۶۷ – شهریور ۱۳۶۸
معاون حسن روحانی
رییس شورای عالی دفاع
مشغول به کار
۱۳۶۰ – ۱۳۶۸
اولین رییس مجلس شورای اسلامی
مشغول به کار
۱۳۵۹ – ۱۳۶۸
معاون مهدی کروبی
پیش از مهدی کروبی
اطلاعات شخصی
تولد ۳ شهریور ۱۳۱۳
(سن: ۷۹ سال)
بهرمان، رفسنجان، ایران
ملیت ایرانی
حزب سیاسی جامعه روحانیت مبارز
کارگزاران سازندگی
همسر عفت مرعشی
فرزندان فاطمه
محسن
فائزه
مهدی
یاسر
محل اقامت تهران
محل تحصیل حوزه علمیه قم
پیشه روحانی، سیاستمدار
دین اسلام، شیعه
امضاء
وب‌گاه hashemirafsanjani.ir

اکبر هاشمی بهرمانی (زادهٔ ۳ شهریور ۱۳۱۳ -رفسنجان، کرمان) مشهور به علی اکبر هاشمی رفسنجانی روحانی سیاستمدار ایرانی است که در حال حاضر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران است. وی نخستین رئیس مجلس شورای اسلامی و چهارمین رئیس جمهور ایران در دو دوره پیاپی بین سال‌های ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶ بوده و به عنوان یکی از پرنفوذترین شخصیت‌های سیاسی جمهوری اسلامی شناخته می‌شود. او در همه ادوار مجلس خبرگان رهبری نماینده بوده و از ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۰، دومین رییس این مجلس بوده است. او رییس هیأت مؤسس و هیأت امنای دانشگاه آزاد اسلامی است.

او در سال ۱۳۸۴ در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرد که در دور دوم از محمود احمدی‌نژاد شکست خورد.

در جریان انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ هاشمی و خانواده او به وضوح از میرحسین موسوی، کاندیدای اصلاح‌طلبان حمایت کردند و خود او نیز در آخرین نمازجمعه‌ای که در تهران اقامه کرد و پس از آن در محافل خصوصی از سرکوب معترضان به نتایج این انتخابات انتقاد نمود. این انتقادات باعث شد که از سوی مراجع حکومتی به همسویی با فتنه‌گران متهم شده و به تدریج جایگاه امامت نمازجمعه، ریاست مجلس خبرگان و اثرگذاری بر دانشگاه آزاد اسلامی را از دست داده و فرزندانش نیز پست‌های خود را از دست بدهند.[۱]

در سال ۱۳۹۲ برای چهارمین بار در انتحابات ریاست جمهوری نامزد شد که صلاحیت وی از سوی شورای نگهبان احراز نشد. با پیروزی حسن روحانی در انتخابات و با توجه به رابطه نزدیک او با هاشمی رفسنجانی، وی و خانواده‌اش به تدریج وجهه سیاسی خود را بازیافتند و به سرعت رئیس دانشگاه آزاد اسلامی تغییر کرد.

زندگی شخصی و خانواده

اکبر هاشمی رفسنجانی در سوم شهریور ۱۳۱۳ (برابر با ۴ آگوست ۱۹۳۴) در روستای بهرمان شهرستان رفسنجان و در خانواده‌ای نسبتاً ثروت‌مند به دنیا آمد. او یکی از ۹ فرزند میرزاعلی هاشمی بهرمانی و ماه‌بی‌بی صفریان است. پدرش با اندکی تحصیلات حوزوی از باغ‌داران و تاجران پسته بهرمان از توابع بخش نوق رفسنجان بود. در سن ۵ سالگی تحصیل را از مکتبخانهای در نوق آغاز نمود. در سن ۱۴ سالگی به قم رفت و به تحصیل علوم دینی پرداخت. اساتید وی در حوزه علمیه قم سید حسین طباطبایی بروجردی، روح‌الله خمینی، سید محمد محقق داماد، محمدرضا گلپایگانی، سید محمدکاظم شریعتمداری، عبدالکریم حائری یزدی، شهاب‌الدین نجفی مرعشی، محمدحسین طباطبائی و حسین‌علی منتظری بوده‌اند.[۲][۳] در آنجا تحت اثر تعلیمات روح‌الله خمینی به سیاست روی آورد و به مخالفت با حکومت محمدرضا شاه پهلوی و انقلاب سفید او پرداخت. با تبعید روح‌الله خمینی، نقش هاشمی در مبارزه با شاه و نمایندگی خمینی در داخل کشور پررنگ‌تر شد. با وجود نگرش ضد غربی انقلابیون، او سفرهای زیادی از ژاپن در شرق تا ۲۰ ایالت از ایالات متحده در غرب نمود.[۴] در سال ۱۳۳۷ با عفت مرعشی که دختری از خانواده روحانی و از نوادگان سید محمد کاظم طباطبایی یزدی است ازدواج نمود. ثمره این ازدواج ۵ فرزند به ترتیب به نامهای فاطمه، محسن، فائزه، مهدی و یاسر است. دو دختر او با دو پسر حسن لاهوتی اشکوری امام جمعه سابق رشت و از دوستان او در زندان، (که یکی پزشک و دیگری دندان‌پزشک است) ازدواج کردند. از بین دختران او تنها فائزه هاشمی وارد سیاست شد و یک بار نمایندهٔ مجلس شورای اسلامی شد. فاطمه هاشمی از ابتدای تأسیس بنیاد امور بیماری‌های خاص ریاست آن را برعهده دارد و محسن هاشمی رئیس سابق مترو تهران بوده‌است و همینک معاون عمرانی دانشگاه آزاد اسلامی می‌باشد. مهدی هاشمی نیز مسئولیت‌هایی مانند ریاست سازمان بهینه‌سازی مصرف سوخت و ریاست مرکز تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی را برعهده داشته‌است.[۵][۶][۷]

زندگی سیاسی

دوران مبارزه پیش از انقلاب

اکبر هاشمی رفسنجانی یکی از چهره‌های تاثیر گذار در روند انقلاب ایران و همچنین دوران پس از آن تا امروز است.[۸] آشنایی و دوستی او با روح‌الله خمینی از اواخر دهه سی شمسی آغاز شد. ولی فعالیت سیاسی خود را از سال ۱۳۴۰ آغاز کرد. او در دوران قبل از انقلاب، بسیار به خمینی نزدیک بود.[۹]

هاشمی پیش از انقلاب، یکی از مخالفان برنامه‌های نوگرایانه شاه (انقلاب سفید) شناخته می‌شد. با تبعید روح‌الله خمینی، رفسنجانی در ایران ماند و مخالفت‌هایش با این برنامه‌ها افزایش یافت. این مخالفت‌ها سرانجام به دستگیری و زندانی شدن او منجر شد.[۱۰] در مجموع و از سال ۱۳۳۷ تا سال ۱۳۵۷ هاشمی رفسنجانی ۷ بار و مجموعاً ۴ سال و ۵ ماه به جرم فعالیت مخفیانه علیه حکومت پهلوی به زندان افتاد.[۱۱]

اگرچه در بعد فردی عمده فعالیت مبارزاتی وی پیش از انقلاب را سخنرانی‌های مختلف و کارهای انتشاراتی تشکیل می‌دادند[۱۲] ولی روح‌الله خمینی در دوران تبعید، نقش مدیر مالی مبارزات انقلاب و نیز ارتباط با سایر گروه‌های انقلابی را نیز بر عهده وی گذاشته بود.[۱۳]

از جمله گروه‌هایی که پیوندهای عمیقی با هاشمی داشتند، حزب مؤتلفه اسلامی بود که مسئول ترور حسنعلی منصور شناخته می‌شد. همین ارتباطات یکی دیگر از دلایل دستگیری‌های او بود. در زندان او فرصت یافت تا با سایر گروه‌های مخالف شاه آشنا شود. هاشمی در آغاز دهه پنجاه، به گروه مارکسیست اسلامی مجاهدین خلق ایران پیوست. ولی خیلی زود آنان را ترک کرد و به فعالیت اقتصادی بساز و بفروشی آپارتمان در تهران روی آورد.[۱۴]

از پیروزی انقلاب تا درگذشت خمینی

پس از پیروزی انقلاب او یکی از اعضای شورای انقلاب اسلامی شد. او از بدو تشکیل این شورا، یکی از قدرتمندترین چهره‌های آن بود. همچنین او مدتی سرپرستی وزارت کشور را بر عهده گرفت.[۱۵]

او یکی از ۲۸ عضو اولیه و موسس جامعه روحانیت مبارز(یک تشکل راست‌گرای سنتی)[۱۶] و همچنین یکی از اعضای موسس حزب جمهوری اسلامی در سال اول پس از انقلاب بود.[۱۷] سال‌ها بعد، باز او بود که درخواست انحلال این حزب را به روح‌الله خمینی داد.[۱۸]

او از سایر بازیگران صحنه سیاست ایران در آن دوره، ذکاوت سیاسی بیشتری داشت.[۱۹] این توانائی به همراه اعتماد کاملی که روح‌الله خمینی به هاشمی داشت، دو عامل اصلی افزایش روزافزون قدرت او در نظام پس از انقلاب بود. در آن دوره او نزدیک‌ترین فرد به رهبر بود و نقش «چشم و گوش» رهبر را ایفا می‌کرد.[۲۰] به گفته گلد به کمک هاشمی بود که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ شکل گرفت.[۲۱]

با وقوع بحران گروگان‌گیری در سفارت آمریکا به‌وسیله دانشجوبان پیرو خط امام در سال ۱۳۵۸، هاشمی رفسنجانی از آن به‌عنوان «یکی از بزرگترین اقدامات سازنده در تاریخ کشور» یادکرد. با این‌حال او در دهمین سالگرد پیروزی انقلاب در یک مصاحبه گفت که با توجه به تجارب این سال‌ها «گروگان‌گیری اشتباه بود.»[۲۲]

نخستین قانون انتخابات پس از انقلاب با مشارکت او تدوین شد[۲۳] و پس از برگزاری اولین انتخابات مجلس به مجلس راه یافت[۲۴] و با آغاز کار مجلس در ۷ خرداد ۱۳۵۹ اولین رئیس مجلس شورای اسلامی ایران شد[۲۵] در بهار سال ۱۳۶۰ در عزل ابوالحسن بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا و سپس تصویب طرح عدم کفایت سیاسی او نقشی تعیین کننده داشت.[۲۶]

در تابستان ۱۳۶۰ او بود که اعتراض مجلس را به وتوی یکی از مصوباتش توسط شورای نگهبان به اطلاع روح‌الله خمینی رساند[۲۷] و توانست برای اولین‌بار، راهکار قانونی‌ای برای اجرایی شدن قوانینی که توسط شورای نگهبان خلاف شرع دانسته شده بود ایجاد کند. راهکاری که بعدها به تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام به ریاست خودش منجر شد.[۲۸] در بهار ۱۳۶۵، هاشمی نقش فعالی در ماجرای ایران-کنترا داشت. ولی این مذاکرات با افشاگری سیدمهدی هاشمی با شکست مواجه شد. سیدمهدی هاشمی مدتی بعد اعدام شد، ولی از بعد داخلی رفسنجانی بازنده ماجرا بود.[۲۹]

اکبر هاشمی (رئیس وقت مجلس) و سید محمد خاتمی (وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی)
هاشمی و روحانی در زمان عملیات کربلای ۵

درجریان سومین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، زمانی که هاشمی رای خود را به نفع سیدعلی خامنه‌ای به صندوق می‌انداخت، مدعی شد که «این رای امام، روحانیت و مجلس است»[۳۰] در گرماگرم اختلافات میرحسین موسوی و علی خامنه‌ای در اواسط دهه شصت، هاشمی با زیرکی توانست خود را از موضع‌گیری برله یا علیه نقطه‌نظرات این دو دور نگه داشته و موضعی میانه اتخاذ کند.[۳۱] با این‌حال بهمن بختیاری، در این دوره میرحسین موسوی را در راس جناح چپ ایران و هاشمی و خامنه‌ای را در راس جناح راست معرفی می‌کند. به گفته او با مرگ خمینی، جناح چپ بدون رهبر شد. در چنین شرایطی هاشمی برای یک ریاست جمهوری قدرتمند خیز برداشت.[۳۲]

هاشمی در دوره جنگ، علاوه بر ریاست مجلس، یکی از ائمه جمعه موقت تهران (تا سی سال بعد)، نماینده امام (خمینی) در شورای عالی دفاع (بعد از کشته شدن مصطفی چمران در سال ۱۳۶۰)، و جانشین فرمانده کل قوا در ماه‌های پایانی جنگ ایران و عراق بود.[۳۳] او در وادار کردن روح‌الله خمینی به پذیرش خاتمه جنگ با عراق نیز نقش داشت.[۳۴] تنها سه ماه بعد از آن‌که هاشمی در خرداد ۱۳۶۷ از سوی روح‌الله خمینی به جانشینی فرماندهی کل قوا منصوب شد، ایران قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت را پذیرفت.[۳۵]

دوره اول ریاست جمهوری

نوشتار اصلی: انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۶۸)

بدون‌تردید، این هاشمی بود که راه را برای رهبری سیدعلی خامنه‌ای در خبرگان هموار کرد.[۳۶] هاشمی در مجلس خبرگان خاطره‌ای تعریف کرد که بر اساس آن روح‌الله خمینی در زمان حیات خود جانشینی خامنه‌ای بر منصب رهبری را تائید کرده‌بود.[۳۷] او با کمک خامنه‌ای، تغییرات لازم در قانون اساسی را به‌گونه‌ای اعمال کرد تا با شرایط علی خامنه‌ای تطابق داشته‌باشد.[۳۸] برای نمونه شرط مرجعیت برای رهبر با تلاش او از قانون اساسی ۱۳۵۸ حذف شد.[۳۹] رهبر شدن خامنه‌ای از دید او «یک خبر خوب برای مردم» بود.[۴۰] همزمان با آغاز دوران رهبری علی خامنه‌ای، هاشمی نیز به ریاست مجمع تشخیص مصلت نظام منصوب شد.[۴۱]

جمهوری اسلامی ایران
Emblem of Iran.svg

سیاست و حکومت ایران


 نمایش  بحث  ویرایش 

رشد قدرت هاشمی در سال‌های پس از درگذشت روح‌الله خمینی حداقل تا سال ۱۳۷۴ ادامه یافت. در واقع او خود را به عنوان معمار و مجری ایران نوین معرفی کرد و لقب «سردار سازندگی» را ازآن خود ساخت. قدرت اجرایی کشور منحصراً در دست او بود و خامنه‌ای ضعیف‌تر از آن بود تا بتواند نقشی که پیش از او روح‌الله خمینی بازی می‌کرد را ایفا کند.[۴۲] خامنه‌ای به وضوح از نظر فره و مقبولیت نسبت به هاشمی ضعیف‌تر بود.[۴۳] در طول سال‌های بعد و دوره اول ریاست‌جمهوری هاشمی، رهبر واقعی کشور او بود. درواقع این هاشمی بود که در آن دوره سیاست‌های کلی نظام را تعیین می‌کرد.[۴۴]

از دید غربی‌ها اگرچه دوره اول ریاست جمهوری هاشمی یکی از دوره‌های تاریک کشور از نظر نقض حقوق بشر بود،[۴۵] ولی حضور یک روحانی فرصت‌طلب و با دیدگاه‌های کمتر سنتی در راس هرم قدرت در ایران، باعث شد تا حکومت مشروعیت بیشتری کسب کند.[۴۶]

دوره دوم ریاست جمهوری

نوشتارهای اصلی: انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۷۲) و ترور میکونوس

در دور دوم ریاست جمهوری و در طول دهه هفتاد، او بارها نشانه‌هایی از تمایل دولت خود به ایجاد نوعی از رابطه با ایالات متحده را نشان داد. ولی همواره با شکست مواجه شد.[۴۷] سرانجام در اواخر دور دوم ریاست جمهوری او، دادگاهی در آلمان که به پرونده ترور میکونوس رسیدگی می‌کرد، طی حکمی علی خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی را به دادن دستور این ترور متهم کرد. این حکم موجب بحرانی میان ایران و اروپا شد. بحرانی که تا دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی ادامه یافت.[۴۸]

همزمان کارگزاران حکومتی هاشمی، (راست مدرن) نگرش جدیدی از اسلام را به مردم معرفی کردند. این دوران، دوره تقابل دو چهره کاملاً متفاوت از اسلامگرایان بود.[۴۹] با آغاز دور دوم ریاست جمهوری هاشمی، او از تمام انرژی و ظرفیت سیاسی خود استفاده کرد تا میان این دو چهره متفاوت آشتی برقرار کند. او از نفوذ خود بر روحانیون سنتی نیز برای برقراری این تعادل استفاده می‌کرد.[۵۰] در برنامه‌های اقتصادی و فرهنگی نیز هاشمی به‌دنبال تغییر ساختار حکومت دینی به قالبی کارآمدتر بود.[۵۱] او تلاش کرد تا به حاکمیت حکومت بر افکار و زندگی عمومی مردم خاتمه داده و تغییرات اقتصادی-اجتماعی زیادی را نسبت به دوران جنگ با عراق به‌وجود آورد.[۵۲]

در این میان، جناح راست سنتی به رهبری خامنه‌ای با آن‌که بازسازی اقتصاد کشور با سیاست هاشمی را تائید می‌کرد، ولی سیاست فرهنگی و تمایل او به ظواهر غربی را تحمل نمی‌کرد. به‌تدریج محافظه‌کاران در جهت‌گیری‌های سیاست خارجی با هاشمی اختلافات پیچیده‌ای پیدا کردند. از یک سو از دید آنان آرامش و بازسازی پس از جنگ و توسعه اقتصادی دوره هاشمی قابل قدردانی بود، ولی از سوی دیگر، آنان نگران عادی سازی روابط با غرب و تهاجم فرهنگی به کشور بودند.[۵۳] به گمان آنان، سیاست‌های هاشمی در جهت آرمان‌های خمینی و تشیع نبود.[۵۴]

در این ساختار پیچیده جناح چپ که برخلاف سایر جناح‌ها از داشتن یک رهبر قدرتمند (مانند هاشمی و خامنه‌ای) در راس خود محروم بود، قدرت خود را از دست داده[۵۵] و به تدریج صحنه سیاسی کشور را واگذار کرده بود.[۵۶] با این‌حال در دوران ریاست جمهوری هاشمی، او تاکید داشت که «هر کسی در خط امام است با ما اختلافی ندارد». به استناد همین اندیشه وزرایی از جناح چپ نیز در کابینه او حضور داشتند.[۵۷]

در چنین شرایطی بود که گروه شبهه نظامی انصار حزب‌الله به‌تدریج شکل گرفت.[۵۸] گروهی که با جناح راست و سیدعلی خامنه‌ای ارتباط داشت.[۵۹] خامنه‌ای که از تابستان ۱۳۷۱ و همزمان با طرح مبحث تهاجم فرهنگی، در تلاش بود تا از قدرت هاشمی به نفع خود بکاهد،[۶۰] در اختلافات میان هاشمی با محافظه‌کاران، طرف محافظه‌کاران را گرفت و مهره‌های نزدیک به هاشمی را یکی‌یکی برکنار کرد.[۶۱]

دوران اصلاحات

اکبر هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی

با نزدیک شدن به پایان دور دوم ریاست جمهوری، کمسیون فرهنگ و ارشاد مجلس شورای اسلامی تلاش کرد تا اصلاحیه‌ای را به تصویب برساند که بر اساس آن، هاشمی بتواند برای سومین بار پیاپی در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند. این اقدام بی‌درنگ مورد اعتراض قرار گرفت.[۶۲] هاشمی نیز تصمیم گرفت ابتکار عمل را از دست ندهد و همگام با اصلاح‌طلبان مسیر اصلاحات را انتخاب کرد.[۶۳] او ابتدا برای مدت چند ماه تلاش کرد تا میرحسین موسوی را ترغیب به شرکت در انتخابات کند. ولی پس از این‌که او نامزدی در انتخابات را نپذیرفت، هاشمی از نامزدی سیدمحمد خاتمی (که پس از خروج از کابینه در سال ۱۳۷۰ همواره مشاور او بود) حمایت کرد.[۶۴] هاشمی در واکنش به محافظه‌کاران تندروتر مانند محمدتقی مصباح یزدی هشدار می‌داد که «ازبین رفتن اعتماد مردم، از ایدز خطرناک‌تر است»[۶۵]

او دو سال پس از اتمام دوران ریاست جمهور خود و در سال ۱۳۷۸ در انتخابات مجلس ششم برای بدست آوردن نمایندگی تهران شرکت کرد. حضور او در مجلس می‌توانست باعث شود تا از نگرانی محافظه‌کاران نسبت به ریاست جمهوری خاتمی کاسته شده و خطوط ایدئولوژیک میان آنان با جبهه دوم خرداد کم‌رنگ‌تر شود. در این انتخابات او به سختی توانست آخرین نفر پذیرفته شده باشد.[۶۶] علی‌رغم این پیروزی، هاشمی رفسنجانی قبل از تحلیف به عنوان نماینده از این پست استعفا داد.[۶۷]

اگرچه خاتمی در مقام یک رئیس جمهور، محمد هاشمی (برادر علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی) را به سمت معاونت اجرائی خود منصوب نموده بود،[۶۸] ولی قدرت اکبر هاشمی در این دوره رو به افول بود و هدف حمله تندروهای هر دو جناح قرار داشت.[نیازمند منبع] در جریان قتل‌های زنجیره‌ای، اکبر گنجی در مقاله عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری به بررسی نقش او در این قتل‌ها پرداخت.[۶۹] غلامحسین کرباسچی، شهردار تهران و یکی از متحدان کلیدی او به زندان محکوم شد.[۷۰] با این‌حال علی‌رغم کاهش چشمگیر قدرت وی، همچنان ریاست مجمع تشخیص نظام را که ارگانی مهم بود برعهده داشت.[۷۱]

محکومیت در دادگاه میکونوس

نوشتار اصلی: ترور میکونوس


به دنبال قتل‌های مرموز مخالفان ایران در اروپا و آلمان و در نهایت پس از واقعه موسوم به ترور میکونوس در سال ۱۹۹۲، دادگاه آلمان پس از پنج سال حکمی صادر کرد که به موجب آن تعدادی از شهروندان ایرانی و لبنانی آلمان و چهارتن از مقام‌های جمهوری اسلامی نیز به دلیل دست داشتن در طرح ترورها محکوم شدند: سید علی خامنه‌ای (رهبر وقت جمهوری اسلامی)، اکبر هاشمی رفسنجانی (رییس جمهور وقت ایران)، علی‌اکبر ولایتی (وزیر امور خارجه وقت) و علی فلاحیان (وزیر اطلاعات وقت).[۷۲]

دورهٔ پس از اصلاحات

هاشمی بار دیگر در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ شرکت کرد. با وجود آن‌که او در مرحلهٔ اول انتخابات آرایی بیش از محمود احمدی‌نژاد کسب کرده‌بود، ولی در مرحلهٔ دوم نتوانست بیش از ۳۶ درصد از آرا را کسب کند. در واقع، رای‌دهندگان ترجیح دادند از میان دو فردی که یکی را می‌شناختند و دیگری را نمی‌شناختند، ناشناخته را انتخاب کنند.[۷۳][۷۴] کیت کرین ثروت هاشمی را یکی از دلایل شکست او در این انتخابات می‌داند.[۷۵] او همانند مهدی کروبی و مصطفی معین به نتایج انتخابات اعتراض کرد.[۷۶] هاشمی پس از انتخابات با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد پاره‌ای اقدامات و دخالت‌های سازمان یافته، انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ را آلوده کرده‌است.[۷۷]

پیروزی او در انتخابات مجلس خبرگان رهبری در سال ۱۳۸۶، فرصتی برای جبران شکست‌های جدی پیشین از جناح تندرو محافظه‌کار فراهم آورد.[۷۸] هاشمی در تهران آرای بیشتری نسبت به سایر نامزدها کسب کرده‌بود و نمایندهٔ اول پایتخت محسوب می‌شد. اندکی بعد او در رقابت با احمد جنتی، ریاست مجلس خبرگان را نیز به‌دست‌آورد.[۷۹] مجلسی که در صورت لزوم می‌توانست با دو سوم آرا، خامنه‌ای را از رهبری برکنار کند.[۸۰]

انتخابات ریاست جمهوری دهم و پیامدها

نوشتارهای اصلی: احتمال تقلب در انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) و نماز جمعه تهران (۲۶ تیر ۱۳۸۸)

تنش بین هاشمی و احمدی‌نژاد در جریان انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ به صورت علنی خود را نشان داد، در مناظره تلویزیونی محمود احمدی‌نژاد و میرحسین موسوی در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۳۸۸، احمدی نژاد اتهاماتی را به خانوادهٔ هاشمی رفسنجانی وارد ساخت. هاشمی نیز تنها سه روز قبل از انتخابات و در یک نامه سرگشاده به خامنه‌ای، ادعاهای احمدی‌نژاد را «دروغ، تهمت و خلاف‌گویی» خواند.[۸۱]

در روز ۲۶ تیرماه ۱۳۸۸، هاشمی سکوت غیر معمول خود پس از انتخابات را شکست. او در خطبه‌های نماز جمعه تهران (۲۶ تیر ۱۳۸۸) شورای نگهبان را به ازدست دادن فرصت متهم کرد. نتایج انتخابات را از دید مردم مشکوک و تردیدآمیز خواند و از حاکمیت خواست تا با آزادکردن زندانیان سیاسی، اعتماد را به مردم بازگرداند.[۸۲] اجتماع دو و نیم میلیون نفر از نمازگزاران و معترضان حاضر (پرازدحام‌ترین نماز جمعه تاریخ ایران)،[۸۳] با دخالت حکومت به درگیری کشیده شد.[۸۴] هاشمی که از ۱۲ تیرماه ۱۳۶۰ امام جمعه موقت تهران بود و با بیش از ۴۰۰ بار اقامه، رکورددار امامت جمعه تهران بود،[۸۵] پس از این روز این سمت را ترک گفت.[۸۶]

هاشمی پس از آن در مناسبت دیگری گفت:[۸۷]

اگر مردم ما را بخواهند حکومت می‌کنیم و اگر نخواهند می‌رویم. حکومت پول دارد. نیرو دارد می‌تواند در خیابان آدم جمع کند ولی گروه مقابل یک عده استاد، دانشجو کارگر، مدیر، صنعت‌گر هستند و درست نبود که بسیج و سپاه در مقابل مردم قرار داده شوند... چطور می‌شود میلیونها نفر در خیابان بیانند و بگویند در انتخابات تقلب شده‌است و به انتخابات تردید نکرد؟

از آن پس هاشمی همسو با سران فتنه خوانده‌شد.[۸۸] نزدیکانش به ویژه فائزه هاشمی و مهدی هاشمی دستگیر و یا تهدید به دستگیری شدند[۸۹] و کنترل او بر دانشگاه آزاد اسلامی به چالش کشیده شد[۹۰] از سوی دیگر با اعلام کاندیداتوری مهدوی کنی برای ریاست خبرگان در سال ۱۳۸۹، هاشمی از کاندیداتوری برای این سمت نیز استعفا داد و ریاست مجلس خبرگان را به مهدوی کنی واگذار کرد.[۹۱] وب سایت وی نیز در دی ماه ۱۳۹۰ مسدود شد و تا مدت شش ماه خارج از دسترس بود.[۹۲]

دیدگاه‌های سیاسی و اقتصادی

از بعد اقتصادی، برخلاف محافظه‌کاران راست سنتی که طرفدار دیدگاه بازار آزاد هستند، رفسنجانی به یک اقتصاد ترکیبی معتقد است. برای نمونه او به ملی کردن صنایع بزرگ و مالیات‌های سنگین باور داشته و در کنار آن دیدگاه مترقی‌ای به حوزه فرهنگ دارد. همین امر باعث شده که از حمایت طیف‌های چپ نیز برخوردار باشد. در حقیقت در طول دهه اول پس از انقلاب ۱۳۵۷، رفسنجانی با همین دیدگاه، اتحاد خود را به جناح چپ حفظ کرد. ولی پس از درگذشت روح‌الله خمینی در سال ۱۳۶۸ او تلاش کرد تا به محافظه‌کاران نزدیک‌تر شود. بنابراین در مناسبات میان دو جناح، او یک نقطه مشترک بوده‌است.[۹۳]

با وجود تمایلات راست در اندیشه اقتصادی هاشمی، نوع نگاه او به اقتصاد با محافظه‌کاران جناح راست سنتی تفاوت اساسی دارد. جناح راست سنتی طالب حاکمیت اقتصادی بازار است. درحالی که رفسنجانی به اقتصادی مبتنی بر صنایع مدرن باور دارد. اندیشه‌ای که باعث پدیدار شدن جناح راست مدرن در ساختار سیاسی ایران شد.[۹۴]

از دیدگاه سیاسی، کسانی که دنباله‌رو هاشمی هستند در ساختار سیاسی ایران جزء اصلاح‌طلبان محسوب می‌شوند.[۹۵] بخش مهمی از کارگزاران سازندگی تحت رهبری معنوی او قرار دارند.[۹۶] از بعد عمرانی، برنامه‌های سازندگی هاشمی با سیاست‌های اقتصادی محمدرضا پهلوی مشابهت دارد.[۹۷]

وی مطرح کننده ایده شورای فقهی است. عده‌ای اصل فقاهت هاشمی جهت اظهارنظر را محل تامل دانسته و این ایده را بدنبال تزلزل در جایگاه ولی فقیه می دانند.[۹۸]

دانشگاه آزاد

نوشتار اصلی: دانشگاه آزاد اسلامی

هاشمی رفسنجانی از بنیان‌گذاران و رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی است. این دانشگاه بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار دارائی دارد. در جریان انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ دانشگاه آزاد تحت ریاست عبدالله جاسبی یکی از پایگاه‌های مخالفت با احمدی‌نژاد بود و احمدی‌نژاد تلاش داشت تا نفوذ دولت را بر این موسسه غیر دولتی گسترش داده و از نفوذ هاشمی در آن بکاهد. هیئت موسسان برای جلوگیری از این اقدام، دانشگاه را وقف نمود[۹۹] و این وقف به تائید مجلس رسید. ولی تحت فشار لباس شخصی‌ها مجلس مصوبه خود را لغو کرد.[۱۰۰] سرانجام در سال ۱۳۹۰ عبدالله جاسبی جای خود را به فرهاد دانشجو از حامیان محمود احمدی‌نژاد داد. ولی هاشمی رفسنجانی این اقدام را غیر قانونی دانست و به عنوان رئیس هیئت مؤسسین دانشگاه آزاد از امضای حکم دانشجو خودداری کرد.[۱۰۱]

دارایی

خانواده هاشمی نام خانوادگی خود را از یکی اجداد خود به نام حاج هاشم که از ملاک‌های منطقه نوق بود، گرفته‌اند.[۱۰۲] زمانی که علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی زاده شد، پدرش باغدار و تاجر پسته نسبتاً پولداری بود.[۱۰۳]

با گذشت سی سال از انقلاب مجید انور او را یک میلیونر معرفی می‌کند.[۱۰۴] نام او همچنین در مجله فوربز زیر عنوان «ملاهای میلیونر» منتشر شده‌است.[۱۰۵] بر اساس یک گزارش کنگره آمریکا، تنها تجارت پسته تعاونی پسته‌کاران رفسنجان که باغ‌های پسته او را زیر نظر پسرعموی او اداره می‌کند، سالانه بالغ بر ۷۴۶ میلیون دلار است.[۱۰۶] امروزه او و خانواده‌اش، کنترل میلیاردها دلار دارایی را در دست دارند.[۱۰۷]

بر اساس یک تحقیق ژورنالیستی، منشاء ثروت او آشنایی با سید ابوالفضل تولیت، میلیاردر ایرانی است که سال‌ها پیش از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، ثروت خود را از طریق هاشمی وقف انقلاب کرد. هاشمی با شراکت محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوی کنی شرکتی به‌نام دژ ساز تاسیس نمود و با فعالیت‌های عمرانی بر روی زمین‌های موقوفه تولیت موفق شد سرمایه خود را زیاد کند.[۱۰۸] کسری ناجی گفته‌است که زمین‌های قم متعلق به پدر هاشمی بوده‌است.[۱۰۹]

تالیفات

هاشمی رفسنجانی تعدادی کتاب با عنوان مجموعه خاطرات روزانه دارد. او انگیزه‌اش را از نوشتن خاطرات روزانه علاقه به نویسندگی عنوان کرده‌است.[۱۱۰] بااین‌حال بخشی از خاطرات او به دلیل مسائل امنیتی منتشر نمی‌شود.[۱۱۱] بر اساس خاطرات و دیدگاه‌ها، سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های او چندین کتاب مستقل نوشته شده‌است.[۱۱۲]

علاوه براین، متن کامل خطبه‌های نماز جمعه، مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و نطق‌های پیش از دستورش در مجلس به صورت کتاب‌های جداگانه منتشر شده‌است.[۱۱۳]

دوران مبارزه عنوان کتاب خاطرات پیش از پیروزی انقلاب اوست. برخی مطالب این کتاب، برای آشنایی با دیدگاه‌های او بسیار مفید بوده و گاهی تعجب‌آور است. برای نمونه ازخودگذشتگی او نسبت به روح‌الله خمینی و افکار او، شیفتگی او نسبت به نهضت ملی شدن صنعت نفت به رهبری محمد مصدق و حتی به نهضت آزادی از این موارد است. درواقع او به نهضت آزادی و مهدی بازرگان تمایل داشت. در این کتاب رفسنجانی خود را به دموکراسی غربی نیز متمایل نشان می‌دهد. نکته غیرمنتظره دیگر، حمایت ضمنی هاشمی از تفکری است که اساس انقلاب سفید محمدرضا پهلوی را تشکیل می‌داد. او در خاطرات خود، مخالفتش را با محافظه‌کاران و به‌شکل خاص با موتلفه پنهان نمی‌کند.[۱۱۴]

از تالیفات هاشمی رفسنجانی کتابی است با عنوان «امیرکبیر قهرمان مبارزه با استعمار» که به زندگی و وقایع دوران امیرکبیر می‌پردازد و در سال ۱۳۴۶ منتشر شد و در آن از امیرکبیر تجلیل شده‌است.[۱۱۵] دیگر اثر وی، «تفسیر راهنما» است که از تفاسیر موضوعی قرآن بوده و بخشی از آن از مجموعهٔ فیش‌های تهیه شده در زندان دوره پهلوی فراهم آمده‌است.[۱۱۶]

انتخابات ریاست‌جمهوری ایران در سال ۱۳۹۲

نوشتار اصلی: انتخابات ریاست‌جمهوری ایران (۱۳۹۲)

اکبر هاشمی رفسنجانی در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ و در واپسین دقایق ثبت نام در انتخابات ریاست‌جمهوری نام‌نویسی کرد که صلاحیت وی از سوی شورای نگهبان احراز نشد.[۱۱۷] بعد از این رد صلاحیت تحلیلگران گمان می‌کردند حضور سیاسی رفسنجانی در سیاست داخلی ایران به اتمام رسیده است و صحنه برای حضور قدرتمندتر سپاه پاسداران فراهم آمده است.[۱۱۸]

دو روز قبل از انتخابات وب‌گاه هاشمی خبر از دیدار وی با «جمعی از جوانان فعال دانشجویی از تهران، قم و دیگر استان‌ها» داد. در این دیدار او در مورد عدم احراز صلاحیتش گفت:

یک مقام ارشد امنیتی، برخلاف عرف و قانون، شخصاً در جلسه بررسی صلاحیت‌ها در شورای نگهبان حضور یافت که ابتدا مورد اعتراض برخی از اعضای شورای نگهبان نیز قرار گرفت و نهایتاً به اعضای شورای نگهبان گفت: که حضور هاشمی در انتخابات می‌تواند موجب پیروزی قاطع و با رای بالای مردم شود که با راه و رسم آنها سازگار نیست و لذا این شورا را متقاعد کرد که به بهانه شرایط جسمی رای به عدم احراز صلاحیت بنده دهند.

وب‌گاه کلمه وابسته به میرحسین موسوی مقام امنیتی مورد اشاره هاشمی را حیدر مصلحی وزیر اطلاعات اعلام کرد.[۱۱۹][۱۲۰]

نهایتاً رفسنجانی در این انتخابات از حسن روحانی حمایت کرد که منجر به پیروزی روحانی در انتخابات و انتخاب به عنوان رئیس یازدهمین دولت ایران شد.[۱۲۱]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. هاشمی و بچه‌هایش
  2. Yossi Melman و Meir Javedanfar، ۲۵.
  3. زندگینامه: اکبر هاشمی رفسنجانی.
  4. Yossi Melman و Meir Javedanfar، ۲۶.
  5. نازی عظیما، رادیو فردا.
  6. Yossi Melman و Meir Javedanfar، ۲۵.
  7. اکبرین، بی‌بی‌سی فارسی.
  8. Dore Gold، ۹۴.
  9. Baktiari، ۸۳.
  10. John Jessup، ۶۰۹.
  11. زندگینامه: اکبر هاشمی رفسنجانی.
  12. زندگینامه: اکبر هاشمی رفسنجانی.
  13. Thomas R. Mattair، ۱۵۸.
  14. Manouchehr Ganji، ۸۴.
  15. Baktiari، ۶۵.
  16. Moslem، ۵۱.
  17. Baktiari، ۵۵.
  18. Moslem، ۶۸.
  19. Ray Takeyh، ۱۲۷.
  20. Moslem، ۸۹&۹۰.
  21. Dore Gold، ۹۴.
  22. Baktiari، ۶۵.
  23. Baktiari، ۶۴.
  24. Baktiari، ۶۹.
  25. Baktiari، ۷۰.
  26. Baktiari، ۷۴-۷۶.
  27. Scott Appleby، ۵۶.
  28. Moslem، ۶۴.
  29. Baktiari، ۱۳۴-۱۳۷.
  30. Baktiari، ۸۰.
  31. Moslem، ۶۲.
  32. Baktiari، xi.
  33. Saskia Maria Gieling، ۳.
  34. Daniel Brumberg، ۱۲۳.
  35. The Middle East and North Africa, ۳۷۲.
  36. Moslem، ۸۳.
  37. Ray Takeyh، ۱۱۸.
  38. Baktiari، ۱۸۵&۱۸۶.
  39. Scott Appleby، ۱۷.
  40. Baktiari، ۱۸۵&۱۸۶.
  41. Reza Afshari، ۲۰.
  42. Moslem، ۱۴۲.
  43. Ray Takeyh، ۱۱۸.
  44. Moslem، ۸۸.
  45. Reza Afshari، xxi.
  46. Reza Afshari، ۲۴.
  47. Saīd Amir Arjomand، ۱۴۴.
  48. Barbara Allen Roberson، ۱۴۳-۱۴۵.
  49. Reza Afshari، ۲۴-۲۸.
  50. Reza Afshari، ۳۰.
  51. Ray Takeyh، ۱۱۲.
  52. Güneş Murat Tezcür، ۱۷.
  53. Ray Takeyh، ۱۱۹.
  54. Scott Appleby، ۱۸.
  55. Ray Takeyh، ۱۲۰&۱۲۲.
  56. Güneş Murat Tezcür، ۱۱۸.
  57. Scott Appleby، ۶۲.
  58. Reza Afshari، ۲۴-۲۸.
  59. The Middle East and North Africa, ۱۰۷.
  60. Stephen M. Walt، ۲۲۱.
  61. Moslem، ۸۸.
  62. Bruce Maddy-Weitzman، ۲۴۶.
  63. Ray Takeyh، ۱۲۷.
  64. Daniel Brumberg، ۲۱۹.
  65. Bruce Maddy-Weitzman، ۲۳۸.
  66. Daniel Brumberg، ۲۴۵.
  67. اکبرین، بی‌بی‌سی فارسی.
  68. Daniel Brumberg، ۲۳۵.
  69. Scott Peterson، ۲۳۶.
  70. Güneş Murat Tezcür، ۱۲۸.
  71. Bruce Maddy-Weitzman، ۲۴۰.
  72. Hakakian, Roya. “Looking Back at the Mykonos Trial: The End of the Dispensable Iranian”. Spiegel Online. 10 April 2007. Retrieved 16 ژوئیه 2013. 
  73. Yossi Melman و Meir Javedanfar، ۲۰-۲۷.
  74. Güneş Murat Tezcür، ۱۳۷.
  75. Keith Crane و Rollie Lal، ۳۰&۳۱.
  76. BBCPersian.com
  77. BBCPersian.com
  78. Saīd Amir Arjomand، ۱۳۹.
  79. Güneş Murat Tezcür، ۱۹۶.
  80. Casey L. Addis، ۱.
  81. Casey L. Addis، ۳.
  82. Elton L. Daniel، ۲۸۹.
  83. میترا شجاعی، دویچه‌وله.
  84. Alistair Lyon.
  85. محمدمهدی اسلامی، نقد نیوز.
  86. حیدر مصلحی، بی‌بی‌سی فارسی.
  87. علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی، رادیو فردا.
  88. حیدر مصلحی، بی‌بی‌سی فارسی.
  89. رضا الفت، رادیو فردا.
  90. Elton L. Daniel، ۲۹۲.
  91. «مهدوی کنی به ریاست خبرگان انتخاب شد», بی‌بی‌سی فارسی.
  92. محمد هاشمی، بی‌بی‌سی فارسی.
  93. Moslem، ۴۸&۴۹.
  94. Moslem، ۱۲۸.
  95. Moslem، ۹۱.
  96. Moslem، ۱۲۸.
  97. Moslem، ۱۲۸.
  98. مشایی سکوت چند ماهه را شکست - Tabnak.IR | تابناک
  99. Elton L. Daniel، ۲۹۲.
  100. علی خامنه‌ای، بی‌بی‌سی فارسی.
  101. اکبر هاشمی رفسنجانی، بی‌بی‌سی فارسی.
  102. زندگینامه: اکبر هاشمی رفسنجانی.
  103. Yossi Melman و Meir Javedanfar، ۲۶.
  104. Revathi Krishnaswamy و majid anouar، ۱۴۰.
  105. Paul Klebnikov، forbes.
  106. Energy and the Iranian economy, ۱۸.
  107. David Thaler، ۵۰.
  108. رضا رادمنش، خبرنگاران سبز.
  109. Kasra Naji، ۶۱.
  110. دفترچه خاطرات محرمانه هاشمی رفسنجانی کجاست؟.
  111. علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی، مردمسالاری.
  112. کتاب‌های جدید هاشمی‌رفسنجانی در راه است.
  113. اکبر گنجی، بی‌بی‌سی فارسی.
  114. Moslem، ۱۲۹&۱۳۰.
  115. نیلگون دریایی، روزنامه شرق.
  116. تفسیر راهنما.
  117. ثبت‌نام همزمان هاشمی و مشایی در دقیقه ۹۰ خبرگزاری الف
  118. Manafzadeh, Alireza. «La République islamique écarte l'un de ses pères fondateurs». rfi, 22 mai 2013. Consulté le 17 juin 2013. 
  119. «رأیم زیاد بود، مانع شدند!/به روحانی رأی می‌دهم.». 
  120. «هاشمی رفسنجانی از نقش مستقیم وزیر اطلاعات در رد صلاحیت خود گفت.». 
  121. رجائی، غلامعلی. «روایت شاهد عینی از روزی که آیت‌الله هاشمی رد صلاحیت شد». خبرگزاری انتخاب، ۲۴ تیر ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در ۲۵ تیر ۱۳۹۲. 

منابع

انگلیسی

  • Addis, Casey L. Iran's 2009 Presidential Elections. Washington, DC: Congressional Research Service, 2009. 11. 
  • Afshari, Reza. Human Rights in Iran: The Abuse of Cultural Relativism. Philadelphia: University of Pennsylvania Press, 2001. 440. ISBN ‎ISBN 978-0-8122-2139-8. 
  • Amir Arjomand, Saīd. After Khomeini: Iran under his successors. New York: Oxford University Press, 2009. 264. ISBN ‎ISBN 978-0-19-539179-4. 
  • Anouar, Majid. Krishnaswamy Revathi. ed. The postcolonial and the global. US: University of Minnesota, 2008. 329. ISBN ‎ISBN 978-0-8166-4608-1. 
  • Appleby, Scott. Spokesmen for the despised: fundamentalist leaders of the Middle East. London: University of Chicago Press, 1997. 429. ISBN ‎ISBN 0-226-02124-6. 
  • Baktiari, Bahman. Parliamentary politics in revolutionary Iran: the institutionalization of factional politics. US: The University Press of Florida, 1996. 312. ISBN ‎ISBN 978-0-8130-1461-6. 
  • Crane, Keith و Rollie Lal. Jeffrey Martini. Iran's political, demographic, and economic vulnerabilities. Rand Corporation, 2008. 128. ISBN ‎ISBN 978-0-8330-4304-7. 
  • Daniel, Elton L. The History of Iran. Westport, Connecticut: Greenwood Publishing Group, 2012. 334. ISBN ‎ISBN 978-0-313-37509-5. 
  • Energy and the Iranian economy: hearing. Washington, DC: US Government Printing Office, 2006. 62. 
  • Ganji, Manouchehr. Defying the Iranian revolution: from a minister to the Shah to a leader of Resistance. Westport: Greenwood Publishing Group, 2002. 269. ISBN ‎ISBN 978-0-275-97187-2. 
  • Gieling, Saskia Maria. Religion and war in revolutionary Iran. New York: I.B. Tauris, 1999. 213. ISBN ‎ISBN 978-1-86064-407-4. 
  • Gold, Dore. The Rise of Nuclear Iran: How Tehran Defies the West. New York: Regnery Publishing Inc, 2009. 404. ISBN ‎ISBN 978-1-59698-571-1. 
  • Jessup, John E. An encyclopedic dictionary of conflict and conflict resolution, ۱۹۴۵-۱۹۹۶. Westport, Connecticut: Greenwood Publishing Group, 1998. 887. ISBN ‎ISBN 978-0-313-28112-2. 
  • Klebnikov, Paul. “Millionaire Mullahs”. US: Forbes Magazine, 07.21.03. Retrieved 18 بهمن 1390. 
  • Lyon, Alistair. “Cleric says Iran in crisis, police fight protesters”. US: Reuters, Jul 17, 2009. Retrieved 18 بهمن 1390. 
  • Maddy-Weitzman, Bruce. Middle East Contemporary Survey. vol. 23. Tel Aviv: Tel Aviv University, 1999. 694. ISBN ‎ISBN 965-224-049-4. 
  • Mattair, Thomas R. Global security watch--Iran: a reference handbook. Westport CT: ABC-CLIO Praeger, 2008. 208. ISBN ‎ISBN 978-0-275-99483-9. 
  • Melman, Yossi and Meir Javedanfar. The Nuclear Sphinx of Tehran. New York: Carroll & Graf, 2007. 304. ISBN ‎ISBN 978-0-78671-877-0. 
  • Moslem, Mehdi. Factional politics in post-Khomeini Iran. New York: Syracuse University Press, 2002. 371. ISBN ‎ISBN 0-8156-2978-8. 
  • Naji, Kasra. Ahmadinejad: the secret history of Iran's radical leader. New York: I.B. Tauris, 2008. 298. ISBN ‎ISBN 978-1-84511-636-1. 
  • Peterson, Scott. Let the swords encircle me: Iran--a journey behind the headlines. New York: Simon & Schuster, 2010. 732. ISBN ‎ISBN 978-1-4165-9728-5. 
  • Roberson, Barbara Allen. The Middle East and Europe: the power deficit. New York: Taylor & Francis, 2005. 228. ISBN ‎ISBN 0-415-14044-7. 
  • Takeyh, Ray. Guardians of the revolution: Iran and the world in the age of the Ayatollahs. New York: Oxford University Press, 2009. 254. ISBN ‎ISBN 978-0-19-532784-7. 
  • Tezcür, Güneş Murat. Muslim reformers in Iran and Turkey: the paradox of moderation. US: University of Texas Press, 2010. 306. ISBN ‎ISBN 978-0-292-72195-7. 
  • Thaler, David E. Mullahs, Guards, and Bonyads: an exploration of Iranian leadership dynamics. Santa Monica: Rand Corporation, 2010. 135. ISBN ‎ISBN 978-0-8330-4773-1. 
  • The Middle East and North Africa. London: Europa Publications Limited, 2004. 1370. ISBN ‎ISBN 1-85743-184-7. 
  • Walt, Stephen M. Revolution and war. New York: Cornell University, 1996. 365. ISBN ‎ISBN 0-8014-8297-6. 

فارسی

پیوند به بیرون

در پروژه‌های خواهر می‌توانید در مورد اکبر هاشمی رفسنجانی اطلاعات بیشتری بیابید.


Search Wikiquote در میان گفتاوردها از ویکی‌گفتاورد
Search Commons در میان تصویرها و رسانه‌ها از ویکی‌انبار
پیشین:
هاشم صباغیان
وزیر کشور ایران
۱۳۵۷-۱۳۵۸
پسین:
محمدرضا مهدوی کنی
پیشین:
وجود نداشت
رئیس مجلس شورای اسلامی
۱۳۵۸–۱۳۶۷
پسین:
مهدی کروبی
پیشین:
علی خامنه‌ای
رئیس جمهور ایران
۱۳۶۸–۱۳۷۶
پسین:
محمد خاتمی
پیشین:
علی خامنه‌ای
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام
۱۳۶۷–تاکنون
پسین:
نامعلوم
پیشین:
علی مشکینی
رئیس مجلس خبرگان رهبری
۱۳۸۶–۱۳۸۹
پسین:
محمدرضا مهدوی کنی


کابینهٔ موقت شورای انقلاب
رؤسا
ر. رئیس نوبت ریاست ر. رئیس نوبت ریاست
۱ مطهری اولین رئیس ۳ بهشتی سومین رئیس
۲ طالقانی دومین رئیس ۴ بنی‌صدر آخرین رئیس
وزیران
ر. وزیر وزارت‌خانه ر. وزیر وزارت‌خانه
۱ باهنر آموزش‌وپرورش ۱۰ قزوینی راه وترابری
۲ قندی ارتباطات ۱۱ احمدزاده صنایع ومعاون
۳ نمازی اقتصاد ۱۲ حبیبی علوم
۴ قطب‌زاده امورخارجه ۱۳ میناچی ارشاد
۵ صدر بازرگانی ۱۴ فروهر کار
۶ سامی بهداشت ۱۵ رفسنجانی کشور
۷ شیبانی کشاورزی ۱۶ کتیرایی مسکن
۸ مهدوی کنی دادگستری ۱۷ معین‌فر نفت
۹ خامنه‌ای دفاع ۱۸ تاج نیرو


کابینهٔ نخست اکبر هاشمی رفسنجانی
وزیران
ر. وزیر وزارت‌خانه ر. وزیر وزارت‌خانه
۱ نجفی آموزش وپرورش ۱۳ سعیدی‌کیا راه و ترابری
۲ غرضی ارتباطات ۱۴ نعمت‌زاده صنایع
۳ فلاحیان اطلاعات وامنیت ۱۵ نژادحسینیان صنایع سنگین
۴ نوربخش اقتصاد ۱۶ معین علوم
۵ ولایتی امور خارجه ۱۷ خاتمیلاریجانی ارشاد
۶ وهاجی بازرگانی ۱۸ کمالی کار
۷ فاضلملک‌زاده بهداشت ۱۹ عبدالله نوری کشور
۸ فروزش جهاد سازندگی ۲۰ کازرونی مسکن‌
۹ کلانتری کشاورزی ۲۱ محلوجی معادن وفلزات
۱۰ شوشتری دادگستری ۲۲ آقازاده نفت
۱۱ شافعی تعاون ۲۳ نامدار زنگنه نیرو
۱۲ ترکان دفاع
معاونان ریاست جمهوری
معاون اول رییس‌جمهور: حسن حبیبی
ر. معاون معاونت ر. معاون معاونت
۱ زنجانی برنامه وبوجه ۳ غفوری‌فرد تربیت بدنی
۲ منافی محیط زیست
کابینهٔ دوم اکبر هاشمی رفسنجانی
وزیران
ر. وزیر وزارت‌خانه ر. وزیر وزارت‌خانه
۱ نجفی آموزش وپرورش ۱۳ ترکان راه و ترابری
۲ غرضی ارتباطات ۱۴ نعمت‌زاده صنایع
۳ فلاحیان اطلاعات وامنیت ۱۵ نژادحسینیان صنایع سنگین
۴ محمدخان اقتصاد ۱۶ گلپایگانی علوم
۵ ولایتی امور خارجه ۱۷ میرسلیم ارشاد
۶ آل‌اسحاق بازرگانی ۱۸ کمالی کار
۷ مرندی بهداشت ۱۹ بشارتی کشور
۸ فروزش جهاد سازندگی ۲۰ آخوندی مسکن‌
۹ کلانتری کشاورزی ۲۱ محلوجی معادن وفلزات
۱۰ شوشتری دادگستری ۲۲ آقازاده نفت
۱۱ شافعی تعاون ۲۳ نامدار زنگنه نیرو
۱۲ فروزنده دفاع
معاونان ریاست جمهوری
معاون اول رییس‌جمهور: حسن حبیبی
ر. معاون معاونت ر. معاون معاونت
۱ میرزاده برنامه وبوجه ۳ هاشمی‌طبا تربیت بدنی
۲ منافی محیط زیست