هادی غفاری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
هادی غفاری
هادی غفاری
زادروز ۱۳۲۹ شمسی
تبریز
محل زندگی تهران
ملیت ایرانی
تابعیت ایرانی
تحصیلات لیسانس حقوق اسلامی [۱]
سطح حوزوی
پیشه آخوندی
نهاد موسسه الهادی
شناخته‌شده برای ترور امیرعباس هویدا
فحاشی، کتک زدن و سرکوب مخالفین

دین اسلام
مذهب شیعه
خویشاوندان حسین غفاری (پدر)
هادی غفاری در اوایل انقلاب

هادی غَفّاری (زاده ۱۳۲۹، تبریز[۱] عضو شورای مرکزی مجمع «نیروهای خط امام» و رییس موسسهٔ الهادی است. هادی غَفّاری نماینده سه دوره اول مجلس شورای اسلامی بود و در انتخابات مجلس چهارم، پنجم و هفتم رد صلاحیت شد.[۲] وی فرزند حسین غفاری از فقها و مبارزانی است که قبل از انقلاب ایران در زندان بر اثر شکنجه کشته شد.

ابتدای انقلاب[ویرایش]

هادی غفاری، کلت به دست، در خیابان‌های تهران، جهت سرکوب تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۳۶۰

میلانی درباره غفاری می‌نویسد: این شخص به خاطر تندروی و فحاشی‌ها و لفاظی‌های به ظاهر انقلابی اش، و شایعه دلبستگی به خشونت، دختران جوان و خانه‌های تجملی، مشهور شده بود.[۳]

مسعود بهنود از نقش هادی غفاری در سرکوب تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ می‌نویسد:

غفاری که همه نگاه‌ها به او بود با صدای از شدت فریاد گرفته و خشدار همین جمع را مخاطب گرفت. "لیبرال‌ها، جوجه کمونیست‌ها، کراواتی‌ها، وکلای محترم، پروفسورهای گرام، خانم‌های..." و بعد رها کرد ما را و خارجی‌ها را مخاطب گرفت و گفت "خبرش را ببرید به دنیا بگین، این انقلاب پشتش به امام زمان است، حق دارید به حرف ما بخندید اما اگر خنده تمسخرتان رگ غیرت بچه مسلمان را جنباند رگ‌های گردنتان را می‌جویم. امتحانش ساده است و خرجی جز یک گردن ناقابل ندارد".

آقای منطقی همچنان واکی تاکی در گوش، گاه گاهی به او چیزی می‌رساند و گوش غفاری کاملاً به دست او بود. به درگوشی او بود که غفاری نویسنده این متن را مخاطب گرفت که «می‌نویسی گلوله بد است هیچ بد نیست گلوله هست برای سینه معاند، اگر گلوله بد است برین فرنگستان آنقدر خوبه... قمارخونه داره... خانمهای بزک کرده داره... دموکراسی داره دیموقراسی برای رقاصی» همسرایان خندیدند قاه قاه. خشمگین تر شد که فریاد زد «... این جا کربلاست کرب و بلاست شما که حریفتان یک زهرا خانوم است با همان چادر به کمر بسته صد تا دکتر و وکیل و مهندس تان را حریف است اما اگر لازم شد همه‌مان هستیم.»

هادی غفاری انگار پیامی دریافت کرده بود و باید می‌رفت که کلامش شتابی برداشت و گفت «امروز روز آخر است، آخر الزمان است، دیگر حوصله‌مان را سر بردید. امام فرمودند حجت بر ما تمام شد. یادتان باشد بچه‌ها یک ساعت، آره یک ساعت، از جبهه مرخصی بگیرن بیایند ب[...]شن آب همه تون را برده...» و از آقای منطقی خواست بقیه اش را او بگوید.[۴]

محمود دلخواسته درباره هادی غفاری و یکی از فامیل‌هایش (با اسم مستعار احمد) نوشته است:

در آن زمان هادی غفاری در بین مردم، بیشتر به علت قتل پدرش بوسیله ساواک و نیز شجاعتی که در سخنرانی‌ها از خود بروز داده بود نامی اشنا بود و خوشحال شدیم وقتی فهمیدیم که احمد، یکی از هم‌خانه ای‌های ما از نزدیک او را می‌شناسد و رابطه خانوادگی نیز دارند.

اوقات در خانه اینگونه می‌گذشت تا اینکه در پی تظاهرات و حمله به چند بانک و به قتل رساندن چند تظاهر کننده در شهر حکومت نظامی اعلام شد. در سکوت شب بعضی وقتها دور یکدیگر جمع می‌شدیم و بعضی مواقع احمد داستانهای فرار هادی غفاری را از دست ساواک بعد از سخنرانی‌هایش تعریف می‌کرد و تم همه آنها بیشتر یکی بود و آن اینکه هادی غفاری بعد از سخنرانی خود را به قسمت زنان می‌انداخت و با سر کردن چادر مادر او و یا دیگر خانمها از دست ساواکیها فرار می‌کرد.

چند ماه بعد دوباره زنگ زد و اینبار با هیجانی چند برابر هیجان عادی خود گفت که: "محمود کاری کردم که صدای آمریکا در اومده." سوال کردم: چکار کردی؟ گفت: القانیان را اعدام/تیرباران کردم.

می‌دانستم که جزء بچه‌های هادی غفاری بودن او را در چنین موقعیتی قرار داد تا ماشه را بکشد. به احتمال قریب به یقین هم بعداً تبدیل شد به چماقدارهای هادی غفاری. احتمالاً جزء همان گروهی بوده است که در جریان کودتای خرداد شصت با دیگر چماقداران هادی غفاری به دفتر همکاری و هماهنگی مردم با رئیس جمهوری حمله کردند و از جمله برادر من را که به عنوان عکس بردار در دفتر کار می‌کرد را بشدت مجروح کردند و دوربینش را بر سرش خرد کردند تا جایی که کارش به بیمارستان رسید و بعد با کمک پرستاری از دست آنها فرار کرد.[۵]

اتهام قتل هویدا[ویرایش]

امیرعباس هویدا در دادگاهش، به گفته عباس میلانی، هادی غفاری هم در این جلسه شرکت داشته و در کنار او نشسته بود.[۶]
هادی غفاری در مجلس شورای اسلامی

عباس میلانی در دانشنامه ایرانیکا می‌نویسد که در جلسه دوم محاکمه هویدا، بعد از خواندن رای هیئت منصفه توسط خلخالی، هنگامی که هویدا و مامورین در حال خروج به سمت حیاط بودند، یکی از همراهان هویدا (که به احتمال زیاد آخوند بود) با استفاده از کلت، دو گلوله به او شلیک کرد. مرگ هویدا می‌توانست دردناک و کند باشد. از اینرو هویدا از یکی از مامورین خواست تا کارش را یکسره کند؛ و آن مرد هم پذیرفت و سومین گلوله را در سر هویدا شلیک کرد.[۷] میلانی در کتاب ایرانیان نامدار با این تفاوت روایت را تکرار می‌کند: «برخی می‌گویند که خلخالی به هویدا تیراندازی کرد، درحالی که بقیه آخوندی به نام غفاری را گناه‌کار اعلام می‌کنند.»[۸]

ابراهیم یزدی، یکی از سران انقلاب اسلامی، مرگ هویدا را اینگونه روایت می‌کند: «زمانی که محاکمه مرحوم هویدا در زندان قصر شروع شد ومی خواست بگوید در دوران ۱۴ ساله زمامداری نخست وزیری شاه چه اتفاقاتی افتاد و خاطرات خود را بیان کند، پس از این که جلسه دادگاه تنفس داده می‌شود وهویدا به راهرو می‌آید، یکی از آقایان روحانی که آنجا بوده و من مایل نیستم اسم ببرم، در راهرو با هفت تیر کمری خود هویدا را می‌کشد و زمانی به خلخالی خبر می‌دهند که کار از کار گذشته بوده است. هویدا را می‌برند رو ی صندلی می‌نشانند و عکس می‌گیرند و حکم اعدامش را قرائت می‌کنند و سپس او را اعدام می‌کنند؛ ولی در واقع او را قبل از اعدام کشته بودند.»[۹]

هادی غفاری در پاسخ به یک دانشجوی بسیجی دانشگاه شیراز گفت که هویدا را ترور نکرده است و این دروغ، اتهامی است که عباس میلانی مطرح کرده است. در ادامه می‌گوید: «اما برای من سوال است ببینید جریان اصولگرایی به کجا رسیده است که شما به اعدام یک جنایتکار فاسد که ۱۳ سال خون مردم را در شیشه کرده بود اعتراض می‌کنید اما از اعدام یک سید مظلوم (میرحسین موسوی) دفاع می‌کنید؟»[۱۰]

مجلس شورای اسلامی[ویرایش]

محسن مجتهد شبستری، امام‌جمعه تبریز و نماینده علی خامنه‌ای در استان آذربایجان شرقی، در گفتگویی با خبرگزاری استانی آناج خاطره‌ای را از درگیری‌های فیزیکی اولین دورهٔ مجلس شورای اسلامی که خود عضو آن بوده نقل کرده که بخشی از آن به ضرب‌وشتم علی‌اکبر معین‌فر، وزیر نفت در دولت مهندس بازرگان، توسط هادی غفاری اختصاص دارد:

آن زمان ملی‌مذهبی‌ها در مجلس بودند. صباغیان که از اطرافیان مهندس بازرگان بود، سخنرانی قبل از دستور داشت؛ در سخنرانی خود از نظام انتقاد کرد. آقای قره‌باغی از جای خود برخاست و پیش رفت و گفت این حرف‌ها را نزنید این‌ها حرف‌های دل‌خواه آمریکاست. اما او حرف‌هایش را ادامه داد و آقای قره‌باغی هم جلوتر رفت و یقه‌اش را گرفت تا از پشت تریبون کنارش بکشد. به یاد دارم وزیر نفت وقت، که فرد چاق و چله‌ای بود نزدیک‌تر نشسته بود؛ آمد و دست به عمامهٔ آقای قره‌باغی برد. اما نه عمامه بر زمین افتاد و نه عبای او پاره شد. آن زمان هادی غفاری جزو انقلابیون ناب بود و در مسیر صحیح قرار داشت؛ او آقای منفرد [معین‌فر] را که فرد چاقی بود بر زمین زد و رویش نشست! لنگه کفشش را به دست گرفت و بر سر او کوفت! آن قدر بر سرش زد تا از سرش خون آمد. وزیر نفت که فرد زرنگی بود با سر خونی رفت و در جای هیأت رییسه نشست تا خبرنگاران و عکاسان او را خوب ببینند و این خبر را در کشورهای خارجی منعکس کنند.[۱۱]

علی‌اکبر معین‌فر در گفتگویی حمله هادی غفاری به خود را این‌گونه شرح داده بود:

حضار جلسه ملاحظه کردند که حدود ۱۰ نفر از نمایندگان محترم بر سر آقای صباغیان ریختند و با ضربات مشت و لگد ما را مضروب و مصدوم کردند. خصوصاً آقای هادی غفاری با خارج ساختن کفش از پای خود و کوفتن‌های مرتب بر سر و صورت و بدن اینجانب گوی سبقت را از دیگران ربودند. ایشان همچنین فحش‌های عرضی و ناموسی زن، مادر و خواهر نثار من کردند که مستوجب حد است.[۱۲]

هادی غفاری ر سخنانی در دانشگاه شیراز با رد نقش خود در ضرب‌وشتم صباغیان و معین‌فر در مجلس اول شورای اسلامی گفت: «به فرض محال که من این کار را کرده باشم به شما می‌گویم غلط کردم!»[۱۳]

رفسنجانی در خاطراتش نوشته است:

ظهر به مجلس برگشتم. معلوم شد درجلسه علنی بر سر انتخاب نماینده مجلس در شورای سرپرستی صدا و سیما، درگیری به وجود آمده و آقای [محمد] یزدی و آقای هادی غفاری درگیر شده‌اند و به هم اهانت کرده‌اند.[۱۴]

انتقاد به عملکرد خامنه‌ای[ویرایش]

هادی غفاری از طیف روحانیونی بود که در دهه شصت هر چند از حمایت خمینی برخوردار بود اما در دو دهه بعد بسیار منزوی شد. چون سابقه تندروی‌های ابتدای دهه شصت را داشت، هرگز مجال حضور نیافت و ۳ بار شورای نگهبان او را فاقد صلاحیت شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی تشخیص داد. در تیر ماه ۱۳۸۸، در جریان اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری هادی غفاری سخت به عملکرد خامنه‌ای معترض بود و در یک سخنرانی با حضور مهدی کروبی، خامنه‌ای را بی‌تدبیر و بی سواد اعلام کرد و او را مسئول بی‌حیثیتی روحانیت دانست.

او هم چنین پس از حبس خانگی موسوی و کروبی خواستار رفع حبس خانگی موسوی و کروبی شد.[۱۵]

ماجرای انبار اسلحه[ویرایش]

هادی غفاری (نفر اول از سمت چپ) در صف نماز، پشت سر حجت‌الاسلام سیدعلی خامنه‌ای

در جریان حوادث پس از انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ ماموران به اتهام احتکار برنج انبار مسجد الهادی که وی امامت جماعت آن را بر عهده دارد را جستجو کردند و سه قبضه تفنگ و دو قبضه سلاح کمری پیدا کردند و برخی خبرگزاری هاخبر از بازداشت غفاری دادند. هادی غفاری جریان بازداشت خود را تکذیب کرد و برنج‌ها را متعلق به یکی از کسبه محل دانست که انبار مسجد را اجاره کرده است، دانست. وی همچنین گفت بخشی از انبار مدت‌ها پیش در اختیار پایگاه بسیج بوده و پس از تخلیه کسی از باقی ماندن سلاح‌ها خبر نداشته است.[۱۶][۱۷]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ «فهرست نمایندگان دور سوم». مجلس شورای اسلامی. بازبینی‌شده در ۱۶ اکتبر ۲۰۱۴. 
  2. «گفتگو با هادی غفاری؛ گفتند غفاری مسائلی دارد و رد صلاحیت شدم». روزنامه اعتماد ملی. 
  3. abbas millani, Persian Sphinx: Amir Abbas Hoveyda and the Riddle of the Iranian Revolution, Washington, D.C. , 2000, page 333
  4. مسعود بهنود. «سی خرداد، یک ۲۸ مرداد دیگر». بی‌بی‌سی فارسی، 02 تیر 1390. بازبینی‌شده در 1.17.2015. 
  5. محمود دلخواسته. «هادی غفاری و آدمکش کردن خوبان». اخبار روز، ۱۵ مارس ۲۰۱٣. بازبینی‌شده در 1.17.2015. 
  6. abbas millani, Persian Sphinx: Amir Abbas Hoveyda and the Riddle of the Iranian Revolution, Washington, D.C. , 2000, page 333
  7. Milani, Abbas. “HOVEYDA, AMIR-ABBAS” In Encyclopædia Iranica, Vol. XII, Fasc. 5, pp. 543-550
  8. Milani, Abbas. “Amir-Abbas Hoveyda”. In Eminent Persians: The Men and Women who Made Modern Iran, 1941-1979. Syracuse University Press, 2008,p. 204
  9. آرمان مستوفی. «عباس هویدا؛ سالگرد اعدام نخست وزیر زندانی شاه و انقلاب». رادیوفردا، ۱۳۸۷/۰۱/۱۹. بازبینی‌شده در 12.12.2014. 
  10. «در مراسم روز دانشجو در دانشگاه علوم پزشکی شیراز چه گذشت؟». وبسایت کلمه، ۱۹ آذر، ۱۳۹۳. بازبینی‌شده در 12.12.2014. 
  11. «وقتی هادی غفاری با لنگه‌کفش آن‌قدر بر سر معین‌فر زد تا سرش خون آمد». بامداد خبر، ۱۳۹۳/۹/۲۵. بازبینی‌شده در 1.18.2015. 
  12. «وقتی هادی غفاری با لنگه‌کفش آن‌قدر بر سر معین‌فر زد تا سرش خون آمد». بامداد خبر، ۱۳۹۳/۹/۲۵. بازبینی‌شده در 1.18.2015. 
  13. «وقتی هادی غفاری با لنگه‌کفش آن‌قدر بر سر معین‌فر زد تا سرش خون آمد». بامداد خبر، ۱۳۹۳/۹/۲۵. بازبینی‌شده در 1.18.2015. 
  14. علی اکبر هاشمی رفنسجانی. «درگیری محمد یزدی و هادی غفاری در مجلس !/ واکنش جالب هاشمی درباره تاییدانتخابات هیأت رئیسه مجلس». سایت رسمی هاشمی رفسنجانی، یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۳. بازبینی‌شده در 1.18.2015. 
  15. هادی غفاری:حصر آقایان کروبی و موسوی غیرقانونی است |. : سحام نیوز:
  16. آفتاب
  17. رجا نیوز

پیوند به بیرون[ویرایش]