هائه موسو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو

هائه موسو به گفته برخی مورخین پدر موسس گوگوریو یعنی جومونگ می‌باشد. گفته شده‌است که هموسو با یوها در زمانی که او در کنار رودخانه در حال حمام کردن بود آشنا شده‌است، اما خدای رودخانه هه موسو را قبول نکرد و او به آسمان برگشت. خدای رودخانه یوهوا را به اوبالسو (優渤水) تبعید کرد، مکانی که او با پادشاه دانگ بویو (بویو شمالی)، گوموا آشناشد و صیغه او گردید. یوهوا که توسط نور خورشید باردار شده بود، تخمی را بدنیا آورد. گوموا سعی کرد تا تخم را نابود کند سپس سعی کرد تا تخم را به حیوانات بخوراند، اما حیوانات به جای خوردن آن، از تخم محافظت کردند تا صدمه نبیند. در نهایت گوموا تخم را به یوها برگرداند و از درون تخم پسری به دنیا آمد که جومونگ نامیده شد و در زبان کره‌ای به معنی کماندار ماهر است. هائه موسو رهبر گروه دامول بود . گروه دامول گروهی بودند که برای نجات مردم چوسان از دست امپراطوری پر قدرت هان بسیار تلاش کردند و از هائه موسو به عنوان رهبری دلیر و شجاع یاد میکردند وجود هائه موسو به سربازان گروه دامول روحیه ای وصف ناپزیر میداد . آشنایی هائه موسو بایوها به زممان نجات دادن هائه موسو از مرگ به دست یوها باز میگردد . امپراطوری هان برای سر هائه مو سو جایزه تعیین کرده و اعلام کرده بود هر که وی را پناه دهد کشته خواهد شد و به دلیل اینکه قبیله ی هابک هائه موسو را پناه داده بود به دست سربازان هان نابود شد و یوها دختر رئیس قبیله هابک به بردگی گرفته شد . در راه انتقال یوها به کشور هان گوموآ شاهزاده ی آن زمان کشور بویو وی را از دست سربازان هان نجات مییدهد و به بویو میرود . سپس یوها به مقر سربازان دامول و پیش هائه موسو برمیگردد و در آنجا باهم ازدواج میکنند و یوها جومونگ را باردار میشود . هائه موسو به کوک گوموآ دوست صمیمی اش با کشور بویو متحد میشود تا به امپراطوری هان حمله کنند اما امپراطور بویو (هیبورو) خیانت میکند و با کشور هان هم دستی کرده نقشه ی هائه موسو را لو میدهد و در نهایت در روز جنگ هائه موسو دستگیر میشود اما گوموآ موفق میشود وی را نجات دهد ولی در راه فرار هائه موسو کشته میشود و یوها به عنوان همسر دوم گوموآ در قصر بویو ساکن میشود و جومونگ را بزرگ میکند. در حالی که همه فکر میکردند هائه موسو کشته شده 20 سال بعد سرنوشت باعث میشود که جومونگ و هائه موسو که در یک غار زندانی بوده همدیگر را ببینند و جومونگ از هائه موسو شمشیر زنی و کمان داری حرفه ای را یاد میگیرد و سرانجام هائه موسو به دست دائه سو برادر ناتنی جومونگ کشته میشود . ماهها و یا سالها بعد وقتی جومونگ میفهمد که هائه موسو پدرش بوده بسیار ناراحت میشود و تصمیم میگیرد که راه پدرش را ادامه دهد و گروه دامول را تشکیل میدهد و به نجات مردم چوسان میپردازد. جومونگ با کمک سوسانو (نامزد جومونگ و دختر ارباب یوتابال تاجر) کشور گوگوریو را تاسیس میکند و موفق میشود امپراطوری هان را نابود کند.

ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
چاپ/برون‌بری
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر