هائه موسو
|
|
این مقاله نیازمند تمیزکاری است. لطفاً تا جای امکان آنرا از نظر املا، انشا، چیدمان و درستی بهتر کنید، سپس این الگو را از بالای مقاله بردارید. محتویات این مقاله ممکن است غیر قابل اعتماد و نادرست یا جانبدارانه باشد یا قوانین حقوق پدیدآورندگان را نقض کرده باشد. |
| در متن این مقاله از هیچ منبع و مأخذی نام برده نشدهاست. شما میتوانید با افزودن منابع برطبق اصول اثباتپذیری و شیوهنامهٔ ارجاع به منابع، به ویکیپدیا کمک کنید. مطالب بیمنبع احتمالاً در آینده حذف خواهند شد. |
هموسو به گفته برخی مورخین پدر موسس گوگوریو یعنی جومونگ میباشد.هموسو اولین رهبر گروه دامول بود . گروه دامول گروهی بودند که برای نجات مردم چوسان از دست امپراطوری پر قدرت هان بسیار تلاش کردند و از هائه موسو به عنوان رهبری دلیر و شجاع یاد میکردند وجود هائه موسو به سربازان گروه دامول روحیه ای وصف ناپزیر میداد . آشنایی هائه موسو بایوها به زممان نجات دادن هائه موسو از مرگ به دست یوها باز میگردد .
امپراطوری هان برای سر هائه مو سو جایزه تعیین کرده و اعلام کرده بود هر که وی را پناه دهد کشته خواهد شد و به دلیل اینکه قبیله ی هابک هائه موسو را پناه داده بود به دست سربازان هان نابود شد و یوها دختر رئیس قبیله هابک به بردگی گرفته شد . در راه انتقال یوها به کشور هان گوموآ شاهزاده ی آن زمان کشور بویو وی را از دست سربازان هان نجات مییدهد و به بویو میرود . سپس یوها به مقر سربازان دامول و پیش هائه موسو برمیگردد و در آنجا باهم ازدواج میکنند و یوها جومونگ را باردار میشود . هائه موسو به کوک گوموآ دوست صمیمی اش با کشور بویو متحد میشود تا به امپراطوری هان حمله کنند اما امپراطور بویو (هیبورو) خیانت میکند و با کشور هان هم دستی کرده نقشه ی هائه موسو را لو میدهد و در نهایت در روز جنگ هائه موسو دستگیر میشود اما گوموآ موفق میشود وی را نجات دهد ولی در راه فرار هائه موسو کشته میشود و یوها به عنوان همسر دوم گوموآ در قصر بویو ساکن میشود و جومونگ را بزرگ میکند. در حالی که همه فکر میکردند هائه موسو کشته شده 20 سال بعد سرنوشت باعث میشود که جومونگ و هائه موسو که در یک غار زندانی بوده همدیگر را ببینند و جومونگ از هائه موسو شمشیر زنی و کمان داری حرفه ای را یاد میگیرد و سرانجام هائه موسو به دست دائه سو برادر ناتنی جومونگ کشته میشود . ماهها و یا سالها بعد وقتی جومونگ میفهمد که هائه موسو پدرش بوده بسیار ناراحت میشود و تصمیم میگیرد که راه پدرش را ادامه دهد و گروه دامول را تشکیل میدهد و به نجات مردم چوسان میپردازد. جومونگ با کمک سوسانو (نامزد جومونگ و دختر ارباب یوتابال تاجر) کشور گوگوریو را تاسیس میکند.