نیمرود (کلخو)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
یکی از لمسو های نگهبان در نیمرود، موزه بریتانیا، لندن
ستون سنگی (استل) از نیمرود

نیمرود(Nimrud)، یک شهر آشوری باستانی در بین النهرین شمالی در ساحل رود دجله بوده است، آشوری‌ها آن را در زبان محلی "کلخو"(Kalxu, Kalhu) و در زبان عربی "کال" و "کالخ" و "کالخو" می‌نامیدند، بعدها باستان شناسان نام آن را از روی اسم نیمرود[۱]، نیمرود(Nimrud) گذاشتند. خرابه‌ها و بقایای شهر، امروزه در یک کیلومتری روستای Noomanea در استان نینوا و حدود ۳۰ کیلومتری جنوب شرق شهر موصل در شمال عراق کشف شده است. گفته می‌شود که شهر نیمرود با شهر توراتی کالاح (کالخ) منطبق می‌باشد. نیمرود مساحتی در حدود ۳۶۰ هکتار[۲] را دربرمی گرفته است.

نیمرود در زمان آشور-ناصیر-پال دوم[ویرایش]

این شهر را پادشاه آشور شلمنسر اول[۳] ساخت و شهر مزبور حدود هزار سال وجود داشت و در قرن سیزدهم قبل از میلاد پایتخت گردید، ولی بعد مدتی دچار رکود شد تا اینکه دوباره آشور-ناصیر-پال دوم پادشاه آشور به آن توجه نمود و آن را پایتخت خود قرار داد، به این ترتیب شهر مزبور شهرت و معروفیت فراوان پیدا کرد. آشورناصیرپال دوم با به کار گیری هزاران اسیر و برده، قصری بزرگ و معابد و ساختمان‌های بسیار بر ویرانه‌های شهر سابق ایجاد کرد و در شکوفایی شهر کوشید. بناهایی که در دوره ی شکوفایی در این شهر وجود داشت، مجموعه ای کم نظیر از هنر و فرهنگ متعالی باستانی محسوب می شد. دیواری طویل دور شهر را دربرمی گرفت. در سال ۸۷۹ ق. م. یک مراسم افتتاح مجلل و باشکوه به همراه ضیافتی شاهانه و محتشم برگزار گردید و ما اکنون از طریق لوح نوشته‌ای از چگونگی این مراسم اطلاع داریم. شهر دارای تعدادی باغ‌های گیاه شناسی و یک باغ ویژهٔ جانورشناسی بود. نیمرود تا سال ۷۰۶ ق. م. پایتخت آشور باقی‌ ماند و در آن تاریخ، سارگون دوم پادشاه آشور پایتخت را به دور-شروکین (خرساباد [۴]کنونی) انتقال داد.

در قصر آشور-ناصیر-پال دوم کتیبه‌های بسیاری بر سنگ آهک (کربنات کلسیم) و نقش برجسته هایی بر مرمر سفید تهیه شده بود. بر روی یکی از کتیبه های مزبور چنین می‌نوشت:

کاخی از چوب‌های سرو، سدر لبنانی، ناژو، ارس (پیرو، اربس، به درختان و بته‌های همیشه سبز می‌گویند.)، چوب توسه (چوب شمشاد، گیاه از جنس شمشاد یا توسکا)، چوب توت (درخت شاه توت)، چوب درخت پسته و درخت گز برای سکونت و زندگی شاهانه‌ام، و برای خوشایند وجود اربابانه و بزرگوارانه‌ام تا ابدالدهر، در آنجا پی افکندم. حیوانات کوهها و حیوانات دریاها، از سنگ آهک و مرمر سفید، به زینت آراستم و بر دروازه‌های آن گستردم.

این کتیبه‌ها، همچنین غنایمی را که در قصر ذخیره شده بود را توصیف می‌نمایند:

شیرهای بالدار با سر انسان (لمسو) و نقش برجسته های قصر شمال غربی آشور-ناصیر-پال دوم در نیمرود و دروازه های بلاوات،[۵] موزه بریتانیا، لندن

نقره، طلا، سرب، مس و آهن، غنایم و چپاول و غارت دستان من از سرزمین‌هایی که آنها را تحت سلطهٔ خویش درآورده‌ام، به مقادیر فراوان برگرفتم و در آن نهادم.

علاوه بر اینها، کتیبه‌های مزبور ضیافت‌ها و جشن‌ها و عیش و نوش‌های او را که بعد از فتح‌هایی که کرده بوده برپا می داشته است، توصیف می‌کنند. در هر صورت قربانیان او از فتوحی که می کرده، بسیار ترسان و مضطرب می‌گشتند، متن مزبور در این خصوص می‌گوید:

نقشۀ شهر نیمرود

بسیاری از اسرایی را که در بند آورده بودم، در آتش بسوختم. بسیار اسیر گرفتم، زنده از بعضی از آنان، دستانشان را از مچ ببریدم، از دیگران بینی‌ها، گوش‌ها و انگشتان را، چشمان بسیاری از سربازان را از حدقه بیرون آوردم، مردان و زنان جوان و اطفالشان را آتش زدم و سوزاندم.

وی دربارهٔ فتحی دیگر چنین می نویساند:

من پوست آن اشراف و نجبایی را که شورش کرده بودند، کندم و آنها را بر ساختمان‌ها و ابنیه گستردم.

پادشاه مزبور در جایی دیگر از به صلابه کشیدن برخی از قربانیان و زنده به گور کردن برخی دیگر در درون دیوارهای کاخش سخن می‌گوید.

نقش برجسته های آشور-ناصیر-پال دوم هم تصاویر پادشاه مزبور را در حالی که به وسیلۀ ارواح نگهبان بالدار فرا گرفته شده یا در شکار یا به هنگام جنگ و لشکرکشی نشان می دهند. هر یک از این نقش برجسته ها، متن نوشته شده ای در درون خود دارند. این متون یا یکسان هستند یا به همدیگر بسیار شبیهند و به همین دلیل کتیبۀ استاندارد نامیده می شوند. این متون، اصل و نسب آشور-ناصیر-پال را تا سه نسل پیش معین می کنند، پیروزی ها و کامیابی های نظامیش را برمی شمارند، مرزهای امپراتوریش را تعیین می کنند، از روابط شاه با خدایان می گویند و می گویند که وی چگونه شهر جدید کلخو را انشاء نمود و کاخش را در آنجا بنا کرد. همچنین به دستور وی دروازۀ بزرگی در آن شهر ساخته شده بود. آن قسمت از قصر که شناخته شده است، ۲۰۰ متر از شمال به جنوب و ۱۲۰ متر از شرق به غرب طول دارد. تصاویر و مجسمه هایی که در قصر ساخته شده است، به طور تلویحی و با زبان بی زبانی می گویند که پادشاه به این دلیل که خادم خدایان بوده است، از سوی انان با قدرتی الهی و ملکوتی محافظت می شده است.

نیمرود در زمان شلمنسر سوم[ویرایش]

وی پسر آشور-ناصیر-پال دوم بود و کاخی در نیمرود ساخت که در جلال و حشمت از آن پدرش پیشی گرفت، وسعت این کاخ حدوداً دو برابر کاخی بود که پدرش در آن شهر ساخته بود و مساحتی در حدود ۴۹۰۰۰ مترمربع را دربرمی گرفت. این کاخ بیش از ۲۰۰ اتاق را در خود جای می داده است.

پانوشت‌ها[ویرایش]

  1. Nimrod، در کتاب مقدس، نیمرود یک قهرمان شکارچی اساطیری است و خدای شهر کالاه به شمار می رود.
  2. هر هکتار ۱۰۰۰۰ مترمربع است.
  3. Shalmaneser,Shulmanu-Asharedu
  4. Khorsabad،خرس آباد، خرستاباد(Khorostabad) هم گفته اند، برخی ها خرصاباد هم (با صاد) می نویسند.
  5. Balawat Gates

منابع[ویرایش]

  • ویکی‌پدیای انگلیسی، مدخل Nimrud
  • ویکی‌پدیای انگلیسی، مدخل Ashurnasirpal II
  • وبسایت livius.org

جستارهای وابسته[ویرایش]