نوسترآداموس
| فارسی | العربية | |||||||
نوسْتِرآداموس (به فرانسوی: Nostradamus) با نام واقعی میشِل دو نُسْتْرِدام (Michel de Nostredame) (زادهٔ ۱۴ یا ۲۱ دسامبر ۱۵۰۳-درگذشتهٔ ۲ ژوئیه ۱۵۶۶) عطار و پیشگوی اهل فرانسه بود. بسیاری از حوادث و جنگهای آینده، پس از اتفاق افتادن، پیشگوییشان به وی منسوب شدهاست. تا این لحظه، حادثهای قبل از وقوع با استناد به آثار وی پیش بینی نشدهاست. پدر او «پیر دی نستردام» در یک خانوادهٔ یهودی متولد شد ولی او پس از ازدواج با یک زن کاتولیک به مسیحیت گروید. میشل نخستین فرزند آنها بود. میشل دو نستردام در روز ۱۴ دسامبر سال ۱۵۰۳ در «سینت رمی دو پروونس» (Saint-Rémy-de-Provence) فرانسه به دنیا آمد. وی تحصیلات خود را در شهر «آوینیون» به پایان رساند. میشل هنگام تحصیل به نجوم و ریاضیات علاقه بسیاری نشان میداد. با وجود این به خواست پدرش درسال ۱۵۲۱ در آموزشگاه پزشکی «مونت پلیه» ثبت نام کرد. در آنجا بود که با نویسندهٔ نامدار فرانسوی «فرانسوا رابله» آشنا شد و با تشویق او به سرودن شعر و نوشتن قطعات ادبی پرداخت. در ۱۵۵۰ نخستین تقویم نجومی را که در آن پیشگوییهایی دربارهٔ رخدادها و اوضاع جوی سال بعدانجام شده بود، منتشر نمود. در این سالنامه برای نخستین بار نام وی «نوسترآداموس» و شغل و زمینه مورد علاقهاش، پزشک و آستروفیل آورده شد. کلمه آستروفیل به معنای دوستدار ستارهها است. نوسترآداموس این کلمهٔ ساختگی را به آسترولوگ یا «ستارهشناس» ترجیح داده بود. از سال ۱۵۵۴ نوسترآداموس یادداشتهای خود را به صورت رباعی (دوبیتی) نوشت. صد رباعی نخست را با نام «سِنتِریِ نخست» یا «نخستین صدگانه» یا «صد شعر»، در ۱۵۵۵ منتشر کرد. در سرآغاز این این رباعیها که خطاب به پسرش سزار نوشته است؛ تاکید میکند که سرنوشت بشر و آیندهٔ جهان را از روی حرکات ستارگان میتوان پیشگویی نمود و اینکه هر رباعی او گویای رخدادیست که در آیندهٔ دور یا نزدیک رخ خواهد داد. تعداد این پیشگوییها که بیشتر به صورت رباعی است به ۹۶۵ عدد میرسد. علاوه بر این رباعیها او ۵۶ مُسَدَس (شش بیتی)هم دارد. بطور کلی او در بیش از یک هزار رباعی و مسدس رخدادهای برجستهٔ گیتی را تا پایان سال ۱۹۹۹ میلادی پیشبینی کردهاست. نوسترآداموس قید میکند که در پیشگوییهایش رمزها و محاسبههایی دارد که هر کس توانایی درک آنها را ندارد. این رمزها را او در نامهای که به «هانری دوم» پادشاه فرانسه نوشته، توضیح داده اروش و «جام دی نستردام» مسئول دفترخانه بود است. خانوادهٔ پدری او اصالتاً یهودی بودند، اما پدر جام، «گی گسنت»، در حدود سال ۱۴۵۵ به مذهب کاتولیک روی آورد و نام مسیحی «پیر» و نام خانوادگی «دو نستردام» را برای خود انتخاب کرد(این نام خانوادگی از روز مقدسی که در آن تشریفات گرایش وی به مذهب کاتولیک اجرا شد، گرفته شدهاست).[۱] دلفین جهان(۷۷-۱۵۰۷)، پیر هکتر لوئیس(متولد ۱۵۲۲)، برنارد، جین، آنتونی(متولد ۱۵۲۳) از جمله خواهران و برادران نوستراداموس هستند..[۱][۲][۳] در مورد کودکی نوستراداموس اطلاعات بیشتری وجود ندارد، با این وجود روایتی وجود دارد که بر طبق آن وی تحت آموزش پدربزرگ مادریاش «سنت دی جین» بودهاست.
سالهای تحصیل [ویرایش]نوستراداموس در ۱۵ سالگی وارد دانشگاه اوینگتن شد. کمی بیش از یک سال بعد (زمانی که وی به جای تحصیل «چهارگانه Quadriviuml»(هندسه، حساب، موسیقی و ستاره شناسی) مشغول تحصیل «سهگانه Trivium» (دستور زبان، علوم بلاغه و منطق) بود، دانشگاه به دلیل ترس از شیوع بیماری «مرگ سیاه یا طاعون» بسته شد و او مجبور به ترک دانشگاه گردید. در ۱۵۲۹ پس از چند سال کار کردن به عنوان عطار، برای تحصیل طب وارد دانشگاه «مونپلیه» شد. پس از اندک زمانی، دانشگاه از این که وی به عنوان «عطار» کار میکرده،اطلاع یافت، و او را اخراج نمود، زیرا در آن زمان طبق مقررات دانشگاه عطاری ممنوع بود. اسناد اخراج او(BIU Montpellier، Register S 2 folio ۸۷) در حال حاضر هنوز در کتابخانه دانشکده موجود است..[۳]با این وجود، برخی از ناشران و خبرنگاران بعدها وی را «دکتر» میخواندند. او پس از اخراج از دانشگاه به کار خود به عنوان عطار ادامه داد و با ساختن «قرص رز» که گمان میشد ضد طاعون است، شهرت یافت..[۴] ازدواج و کارهای درمانی [ویرایش]در سال ۱۵۳۱ جولس-سیسر اسکالیگر که یک دانشمند رنسانس بود نوستراداموس را برای آمدن به اژان دعوت کرد.[۱] نوستراداموس در آنجا با زنی که نامش مورد تردید است(احتمالا Henriette d'Encausse) ازدواج کرد و او دو فرزند برای نوستراداموس به دنیا آورد..[۵] در سال ۱۵۳۴ همسر و دو فرزند نوستراداموس احتمالا از بیماری طاعون درگذشتند. پس از مرگ آنها، نوستراداموس به سفر ادامه داد و از فرانسه و احتمالاً از ایتالیا عبور کرد.[۱] در بازگشتش در سال ۱۵۴۵، او به یاری پزشک مشهور «لوئیس سر» در جنگ علیه شیوع بیماری طاعون در مارسی پرداخت و سپس خود به تنهایی به مبارزه علیه این بیماری در منطقهٔ سال ون(Salon-de-Provence) و در ناحیهٔ مرکزی(Aix-en-Provence) پرداخت. در نهایت نوستراداموس در سال ۱۵۴۷ در منطقهٔ «سالون» در خانهای که امروزه هنوز موجود است سکنی گزید. وی در آنجا با یک بیوه ثروتمند بنام «آن پونسارد» ازدواج کرد که سه پسر و سه دختر برایش به دنیا آورد.[۱] بین سالهای ۱۵۵۶ تا ۱۵۶۷، نوستراداموس و همسرش یک سیزدهم سهام پروژه عظیم کانال که «آدم دی کراپون» برای آبیاری منطقه بی آب «سالون» و بیابان نزدیک آن از آب رودخانه دورانس طرح کرده بود، بدست آوردند.[۶] پیشگویی [ویرایش]پس از بازدیدی دیگر از ایتالیا، نوستراداموس از طب به علوم ناشناخته و پیشگویی روی آورد. به دنبال شیوههای مرسوم آن دوره، نوستراداموس تقویم نجومی سال ۱۵۵۰ را نوشت و برای اولین بار نام خود را به پیروی از شیوهٔ لاتین از «نستردام» به «نوسترداموس» تغییر داد. او از موفقیت نوشتن سالنامه چنان انگیزه یافت که تصمیم گرفت هر سال یک یا چند سالنامه نجومی بنویسد. گفته میشود که کلا در این اثرات نوستراداموس حداقل ۶ هزار و ۳۳۸ مورد پیشگویی،[۷][۳] وحداقل ۱۱ تقویم موجود است که شروع تمامی آنها بر خلاف آنچه که گاهی تصور میشد در مارس نیست، بلکه در اول ژوئن است. در پی نوشتن سال نامههای نجومی بود که نجیب زادگان و دیگر اشخاص مهم از نقاط دور تقاضای طالع بینی و اظهار نظر در مورد آینده را از نوستراداموس کردند و او بر خلاف آنچه که طالعبینان حرفهای انجام میدادند از «مشتریانش» میخواست که اطلاعات مربوط به جداول تولد را که طالع بینی بر اساس آنها بود دقیق ارائه کنند.[۶][۲] او سپس پروژه نوشتن کتاب یک هزار پیشگویی را آغازکرد (نگاه کنید به:[۱]) که شامل پیشگوییهای نامعلومی است که او را امروزه مشهور ساختهاست. در پی خطری که او از جانب مذهبیان حس میکرد، با استفاده از نحو سبک «ویرجیل»، بازی با کلمات و استفاده از آمیزه زبانهایی مانند یونانی، ایتالیایی، لاتین و زبانهای منطقهای سعی در مبهم نمودن معانی نوشتههای خود کرد. بنا به دلایل تکنیکی مربوط به انتشار پیشگوییها در سه نوبت، چنین به نظر میرسد که ناشر سومین و آخرین بخش تمایلی به شروع کار خود از «کتاب صد شعر» نداشتهاست. هیچ نسخهای از آخرین ۵۸ رباعی هفتمین قرن باقی نماندهاست. رباعیهایی که در کتاب پیشگوییها(Les Propheties) چاپ شدند، با واکنشهای مختلفی روبرو شدند. برخی بر این باور بودند که نوستراداموس برده شیطان و یک انسان ریاکار و دیوانه است؛ در حالیکه بسیاری از دانشمندان معتقد بودند رباعیات او پیشگوییهایی روحانی است ، زیرا در سایه منابع نوشته شده پس از زمان کتب مقدس نوستراداموس نیز چنین ادعایی میکرد. کاترین مدیسی همسر پادشاه هنری دوم پادشاه فرانسه یکی از بزرگترین ستایندگان نوستراداموس بود. وی پس از خواندن تقویم نجومی نوستراداموس مربوط به سال ۱۵۵۵، که به تهدیداتی نسبت به خانواده شاهی اشاره داشت، او را به پاریس فرا خواند تا در مورد آن تهدیدات توضیح دهد و برای کودکانش طالع بینی کند. در آن زمان نوستراداموس فکر میکرد که به دار آویخته میشود، اما در سال ۱۵۶۶ که از دنیا رفت، کاترین او را به عنوان مشاور و پزشک پادشاه انتخاب کرده بود. در بیوگرافی نوستراداموس عنوان شدهاست که وی از اینکه به جرم بدعتگذاری مورد شکنجه قرار گیرد واهمه داشتهاست، اما نه پیشگویان و نه طالع بینان هیچ کدام در این گروه قرار نمیگیرند و تنها زمانی که وی از جادو(خلاف طبیعت) برای این مقاصد استفاده میکرد، اینگونه خطرات وجود داشت. در حقیقت ارتباط نوستراداموس با کلیسا به عنوان یک پیشگو و شفابخش عالی بود. زندانی شدن کوتاه مدت نوستراداموس در اواخر سال ۱۵۶۱ به این دلیل بود که وی سالنامه ۱۵۶۲ را بدون اجازه قبلی از اسقف منتشر کرد، در حالیکه مطابق فرمان جدید سلطنتی کسب اجازه لازم بود. سالهای پایانی و مرگ [ویرایش]در سال ۱۵۶۶ بیماری نقرس که سالها باعث رنجش نوستراداموس شده بود، به ورم یا آب آوردگی تبدیل شد. در اواخر ژوئن او وکیل خود برای آماده کردن وصیتش فراخواند که در آن تمامی دارایش را تا زمان تولد بیست و پنج سالگی پسرانش و تا زمان ازدواج دخترانش به علاوه ۳ هزار و ۴۴۴ کرون، با کم کردن اندک بدهیها، (کلا حدود ۳۰۰ هزار دلار آمریکا) نزد همسرش تا زمان ازدواجش به امانت گذاشت. پس از این یک متمم کوتاه به وصیتنامه افزوده شد.[۱] گفته میشود که وی در عصر روز ۱ ژوئن، منشی خود جین دی چاوینکی را فراخواند و به او گفت: «``تو هنگام طلوع خورشید مرا زنده نخواهی دید.» ظاهرا صبح روز بعد بدن بی جان نوستراداموس در کف اتاق تزدیک تختش و میز افتاده بودهاست. وی در کلیسای محلی Franciscan به خاک سپرده شد(بخشی از آن امروزه به رستوران La Brocherie ملحق شدهاست) اما در زمان انقلاب فرانسه دوباره جزء nostradamus-repository. org/cgi-bin/showtour. asp?img=12 Collégiale St-Laurent شد، جایی که آرامگاه وی امروزه هنوز در آنجا قرار دارد.[۱] کارها [ویرایش]
نسخهای از کتاب پیشگوییهای نوستراداموس بسال ۱۶۷۲ واقع در کتابخانه مرکز علوم درمانی دانشگاه تگزاس در سن آنتونیو.
propheties. it/no/nostradamus. html The Prophecies. در این کتاب وی پیشگوییهای مهم و بلند مدت را جمع آوری کرد. اولین بخش در سال ۱۵۵۵ منتشر شد، بخش دوم حاوی ۲۸۹ شعر پیشگویی دیگر در سال ۱۵۵۷ منشر شد. قسمت سوم با ۳۰۰ رباعی دیگر در سال ۱۵۵۸ منتشر شد، که این بخش امروزه تنها به عنوان بخشی از ویرایش آثاری که پس از مرگش در سال ۱۵۶۸ انتشار یافتند باقی ماندهاست. این نسخه شامل ۹۴۱ رباعی قافیه دار و یک رباعی بدون قافیهاست که به سه گروه صد تایی و یک گروه ۴۲ تایی که «قرون» نام دارند تقسیم شدهاند. با توجه به وضعیت انتشار در آن زمان(که شامل حروف چینی «از دیکته» بود)، هیچ دو نسخهای دقیقا یکی نبودند و حتی امکان پیدا کردن دو «رونوشت» دقیقا مشابه نیز کم بود. به طور حتم ضمانتی برای این فرض وجود ندارد که املا و یا نقطهگذاری نسخهها دقیقا مشابه با نسخه اصلی نوستراداموس باشند، احتمالی که «رمزگشایان» آینده در نظر میگیرند..[۶] ath. cx/ Almanacs. اینها که محبوبترین کارهای نوستراداموس بودند، از سال ۱۵۵۰ تا زمان مرگش هر سال منتشر میشدند. غالبا او دو و یا حتی سه عدد از اینها رادرهر سال منتشر میکرد که یا «تقویم نجومی»(پیش گوییهای مفصل)، «پیشبینی» و یا «نشانههای شوم»(پیشبینیهای کلی تر) لقب داده میشدند. نوستراداموس نه تنها یک پیشگو بود بلکه یک شفادهنده ماهر نیز بود. گفته میشود که وی حداقل دو کتاب در زمینه علوم طبی نوشتهاست. یکی از آنها «ترجمه» نسبت داده شده از جالینوس و در کتاب propheties. it/nostradamus/۱۵۵۵opuscole/opuscole. html Traité des fardemens (در اصل کتاب آشپزی پزشکی است که در آن نیز مطالب عموما از منابع دیگر یه عاریه گرفته شدهاند)، او توضیحی از روشهایی که برای معالجه طاعون بکار میبرد، دادهاست ---که هیچ کدام، حتی روش خون گیری هم، در عمل کارگر نبودند. در این کتاب همچنین در مورد آماده کردن مواد آرایشی توضیحاتی آورده شدهاست. یک نسخه خطی که به عنوان propheties. it/nostradamus/orus/firstbook. htm Orus Apollo شناخته شده نیز در کتابخانه شهرداری لیون وجود دارد، جایی که متجاوز از ۲۰۰۰ اسناد اصل مربوط به نوستراداموس تحت حمایت میشل چومارات نگهداری میشوند. گفته میشود که این یک ترجمه از یک کار یونان باستان بر اساس حروف چینی مصری است که برپایه نسخههای لاتین بعدی استوار است که متاسفانه در تمامی آنها معانی درست نسخههای مصر باستان نادیده گرفته شدهاند و بنابراین تا زمان ظهورژان فرانسوا شامپولیون در قرن ۱۹ هیچ کدام به درستی رمزگشایی نشدند. پس از مرگ نوستراداموس تنها پیشگوییهای وی محبوبیت خود را به صورتی کاملا عجیب حفظ کردند. بیش از ۲۰۰ نسخه از آنها به همراه متجاوز از ۲۰۰۰ تفسیر در آن زمان پدیدار شدند. چنین به نظر میرسید که بخشی از محبوبیت آنها به دلیل مبهم بودن و بدون تاریخ بودن آنها بود که این امکان را ایجاد میکرد که پس از هر حادثه مهم بطور انتخابی یکی از آنها را نقل کرد و آنها را به عنوان «کنایه» از وقایع مربوطه اعلام کرد.(رجوع شود به نوستراداموس در فرهنگ عامه پسند). منابع ادبی [ویرایش]گفته میشود که نوستراداموس پیشگوییهایش را بر پایه طالع بینی مستدل -ارزیابی نجومی «چگونگی» اتفاقات احتمالی آینده- انجام داده اما بشدت مورد انتقاد طالع بینان حرفهای زمانش از جمله لارنتس ویدل بودهاست.[۳] که این انتقادات در رابطه با بی صلاحیتی ونادرستی استفاده از این فرض که «طالع بینی مقایسهای»(مقایسه وضعیت آینده سیارات با وضعیت آنها در زمان رخدادهای گذشته) میتواند برای پیشگویی حوادث واقعی آینده بکار روند بودهاست.[۶] بر اساس تحقیقات اخیر قسمت عمده پیشگوییهای نوستراداموس تفسیر مجموعه پیشگوییهای باستان پایان جهان(عمدتا بر اساس کتاب مقدس، بهمراه اشاراتی به وقایع تاریخی ومنتخبات نشانهها و سپس استفاده از طالع بینی مقایسهای برای طرح آنها برای آینده بودهاست. بنابراین بسیاری از پیشگوییها شامل شخصیتهای باستان مانند سولا، ماریوس، نرون و براخی دیگر و توضیحات او در مورد «نبرد در ابرهاً و»بارش قورباغه از آسمان«به همین صورت هستند. خود طالع بینی تنها دو بار در»مقدمه«نوستراداموس ذکر شده و ۴۱ بار در»قرنهاً آمدهاست، اما بیشتر در نامه تقدیمیش به شاه هنری دوم nostradamus-repository. org/letter. html Letter to King Henri II آمدهاست. منابع تاریخی او شامل مطالب مشهودی ازبرخی مورخان مانند لیوی، سوتونیوس، پلوتارک و سایرتاریخ نویسان کلاسیک و همچنین از تاریخ نویسان قرون وسطی از جمله Villehardouin و ژان فرواسار است. بسیاری از اشارات طالع بینی او تقریبا کلمه به کلمه از Livre de l'estat et mutations des temps اثر ریچارد روست۰ ۵-۱۵۴۹ گرفته شدهاند. جداول و نمودارهای تولدی که نوستراداموس خود آماده کرده بود با وجود خطاهای بسیاری که وی در کوپی کردنشان داشت، نیز در حقیقت بر اساس جداولی بودند که طالع بینان حرفه ای قبلا منتشر کرده بودند.(رجوع شود به تحلیل این نمودارها توسط«بریند آمور» در سال ۱۹۹۳، ونقد جامع گروبر از طالع بینی نوستراداموس برای شاه رادولف ماکسیمیلیان.)[۸] ظاهرا منبع اصلی پیشگوییهای او propheties. it/nostradamus/mirabilis/mirabilis. html Mirabilis liberسال ۱۵۲۲ بودهاست که شامل پیشگوییها توسط سودو متودیوس، سیبیل، جاچیم اهل فیور، ساونارولا و سایرین است.) «مقدمه» او شامل ۲۴ نقل قول از کتاب مقدس است که غیر از دو تا بقیه به همان صورت ساوناروالا هستند.) این کتاب موفقیت زیادی در دهه ۱۵۲۰ بدست آورد، زمانی که نسخههای زیادی از آن به چاپ رسید.(رجوع کنید به Links در زیر برای ترجمهها و فکسها) اما این کتاب تاثیرات خود را از دست داد که شاید به دلیل متن لاتین کتاب، متون گاتیک و اختصارات سخت بسیار آن باشد. نوستراداموس اولین کسی بود که این پیشگوییها را به زبان فرانسه دوباره ترجمه و تفسیر کرد و ممکن است دلیل نسبت دادن آنها به وی همین باشد. لازم به ذکر است که استانداردهای مدرن سرقت ادبی در قرن ۱۶ کاربرد نداشتند. نویسندگان در آن دوره بارها بدون اذعان به آن برخی آثار به خصوص آثار کلاسیک را رونویسی و یا تفسیر میکردند. مطالب دیگری توسط پتروس کرینیتوس در سال ۱۵۰۴ از De honesta disciplina جمع آوری شد،[۶] که شامل اقتباساتی است از De daemonibus اثر میشل سلوس و De Mysteriis Aegyptiorum(در ارتباط با رموز مصر...)، کتابی درباره اخترشناسی و جادوی آشوری توسط ایامبلیکوس که یک نوطرفدار افلاطون در قرن چهارم بود. نسخه لاتین هر دوبتازگی در لیون منتشر شده بودند و اقتباساتی از هر دو دردو شعر اول نوستراداموس بیان شده بودند(در مورد دوم تقریبا لفظ به لفظ آمدهاست) که شعر اول در ضمیمه این مقاله آورده شدهاست. اگرچه درست است که نوستراداموس در سال ۱۵۵۵ مدعی شد که تمامی کارهای مربوط به غیب و اسرار در کتابخانه اش را به آتش کشید، اما دقیقا نمیتوان گفت کدامین کتابها در آتش از بین رفته بودند. این حقیقت که آنها ظاهرا با شعلهای که به صورتی غیر عادی درخشان بوده سوختند، نشان میدهد که برخی از آنها دست نوشتههایی بر روی پوست بودند که بطور معمول با شوره قلمیمورد استفاده قرار میگرفتند. در قرن هفدهم بود که مردم متوجه تکیهِ نوستراداموس بر کارهای پیشین شدند..[۹] شاید این بتواند توضیحی برای این حقیقت باشد که در آن دوره،» پیشگوییهاً ظاهرا در فرانسه بعنوان مطالب کلاسی استفاده داشت. «[۱۰] تکیه و وابستگی نوستراداموس به سوابق تاریخی از این حقیقت مشهود است که وی آشکارا درچندین موقعیت لقب «پیشگو» (به معنای کسی که خود دارای قدرت پیشگویی است) را رد کرد: «پسرم اگرچه من از کلمه «پیشگو» استفاده کردهام، اما چنین مقام بالایی را به خود نسبت نمیدهم. -» مقدمه سزار"، ۱۵۵۵ و همین طور من نام و یا وظیفه پیشگو را به خود نسبت نمیدهم. - «مقدمه سزار»، ۱۵۵۵" «برخی از پیشگویی ها اتفاق افتادن حوادث عجیبی را پیشبینی کردهاند. بهرحال من به هیچ وجه چنین عنوانی را به خود نسبت نمیدهم. -»نامه به شاه هنری دوم«، ۱۵۵۸» «اما من این شهامت را دارم که به لطف تحقیقاتم وبا در نظر گرفتن آنچه طالع بینی علمی میگوید پیشبینی کنم(هرگز در مورد جزئیات ضمانت نمیدهم) و مردم را در مورد تهدیدات ستارهها آگاه کنم. و من آنقدر احمق نیستم که وانمود کنم پیشگو هستم. - نامه گشاده به پریوی کانسیلر(بعدها چنسلر) بیراگ، ۱۵ ژوئن ۱۵۶۶» تمرد وی از پذیرش عنوان «پیشگو» با حقیقت عنوانی که به کتابش داد سازگار است: (عنوانی که در زبان فرانسه به معنای «پیشگوییهاا»توسط«ام میشل نوستراداموس است که دقیقا همان چیزی است که آنها هستند، یعنی»پیشگوییها «ی» نوستراداموس" که به غیر از چندین مورد، هیچ یک از آنها جدا از نحوه ویرایش بیان و بکارگیری برای آینده نبودند.) انتقاد از نوستراداموس در مورد ادعا درباره پیشگو بودن در واقع انتقاد از او برای چیزی است که او هرگز مدعی آن نشدهاست. با توجه به اتکا و تکیه نوستراداموس بر منابع ادبی، این قضیه مورد شک میباشد که آیا وی برای ورود به وضعیت خلسه، غیر از تعقل، تفکر و دوره تکوین(به معنای در سر پروردن) روش خاص دیگری را بکار گرفتهاست یا نه. تعریف خاص نوستراداموس از این فرآیند در «نامه ۴۱» عنوان شدهاست افسانهِ مشهوردر مورد استفادهِ نوستراداموس از روشهای قدیمی خیره شدن به شعله و یا آب و یا هردو بر پایه بی تامل خواندن دو شعر اول وی میباشد که در آنها کارهای نوستراداموس به کارهای دانشمندان معبد دلف یونان و برانچیدیک تشبیه شدهاست. اولین مورد در پایان این مقاله چاپ شدهاست. مورد دوم را میتوان با مراجعه به سایت مربوطه دید.(به لینکهای خارجی رجوع شود.) نوستراداموس درتقدیمنامه خود به شاه هنری دوم اینگونه شرح داد «از طریق آرامش روحی و آسایش خاطر، روح، ذهن و قلبم را از نگرانیها و مشکلات خالی میکنم»، اما همیشه پپش از اشارات زیاد وی به تشریفات «سهگانه»ی دلف/ دلفیها از کلمه «مانند» استفاده شدهاست.(بار دیگر اشارات خارجی به متون اصلی را مقایسه کنید). تعابیر [ویرایش]رباعیها در مورد بلایای مختلف هستند.(تقریبا تمامی آنها فاقد زمان مشخص هستند) آنها شامل سرایت مریضی، زمین لرزه، جنگ، سیل، حمله، جنایت، نبرد و بسیاری دیگر از حوادث مشابه هستند- تمامی آنها به همان نحوی هستند که توسط «میرابیلیس لیبر از پیش خبر داده شدهاند. دربرخی از رباعیها این بلایا به صورت کلی آورده شدهاند و در برخی دیگر در ارتباط با شخصی خاص و یا افرادی معدودی عنوان شدهاند. بعضی تنها مربوط به یک شهر هستند و برخی چندین شهر و یا کشور را شامل میشوند. از جمله موضوعات اصلی حمله قریب الوقوع مسلمانان از شرق و جنوب با احساسات ضد مسیحیت به اروپا است که دقیقا منعکس کنندهِ حملات عثمانی و پیش از آن اعراب مشابه و پیش از این دو انتظارات»میرابیلیس طرفدار آزادی«است.[۳] تمامی این موارد در بطن اعتقاد به آخر الزمان ارائه شدهاست، اعتقادی که باعث بروز پیش گوییهای آخر الزمان و مجموعهای چاپ نشده توسط کریستوفر کلمبوس شد.[۱۰] بعضی اندیشمندان بر این باورند که نوستراداموس برای پیشگو بودن ننوشتهاست، بلکه برای در امان ماندن از اذیتها، تفاسیرش از وقایع زمان خود را با استفاده از زبانی استعاری و رمزآلود نوشت. این شبیه به تعبیرات پریتریست از کتاب وحی است.[۳] طرفداران نوستراداموس ادعا میکنند که او بسیاری از حوادث بزرگ را همچون آتش سوزی بزرگ لندن، به قدرت رسیدن ناپلئون و هیتلر و حملات ۱۱ سپتامبر به مرکز تجارت جهانی را پیشگویی کردهاست.[۸] نظرات مختلف را در ذیل مشاهده کنید. شکاکانی همچون رندی براین باورند که شهرت نوستراداموس در پیشگویی بیشتر برخاسته از طرفداران او در قرن حاضر است که گفتارهای او را به اتفاقاتی نسبت میدهند که یا اتفاق افتادهاند و یا وقوع آنها اجتناب ناپذیر است که به "غیب بینی عطف به ماسبق شهرت دارند. هیچ مدرک آکادمیکی(رجوع شود به منابع ذیل) وجود ندارد که ثابت کند نوستراداموس اتفاقی را قبل از اینکه اتفاق افتد، پیشگویی کرده باشد، مگر صحبت از اتفاقاتی که به موارد دیگر هم میتوان آنها را نسبت داد. دیدگاههای متفاوت [ویرایش]دیدگاهی نیز وجود دارد که که میگوید: آمریکا با سو استفاده از این پیشگویی(یعنی خود آنها انفجارها را انجام دادند، همانگونه که از این پیشگویی به نفع خودشان فیلم معروف نوسترآداموس را ساختند) تا بگویند حالا که این پیشگویی تا اینجا درست از آب درآمد پس بقیه این پیشگویی نیز به همین صورت امکان پذیر خواهد بود، که این موضوع باعث ترس جامعه آمریکا شد و اجازه هر گونه عمل پیشگیرانه را به خود دادند. در ادبیات موجود و در اینترنت دیدگاههای کاملا متفاوتی در این زمینه وجود دارند. در یک طرف دیدگاههای بسیار آکادمیک مانند دیدگاههای ژاک هالبورن(رجوع کنید به free. fr/analyse. html و free. fr/mndamus. html)) وجود دارد که مفصلا بیان میدارند که«پیشگوییهای» نوستراداموس در واقع مطالبی جعلی هستند که بعدها توسط افرادی با اهداف سیاسی نوشته شدهاند. اگرچه احتمالا هالبرون بیش از هر کس دیگری در مورد این متون و اسناد مربوطه میداند(وی به کاوش و تحقیق در مورد بسیاری از آنها کمک کردهاست)، اما نظریات وی را بسیاری از دیگر متخصصان در این زمینه رد کردهاند. در طرف دیگر، انبوهی از کتابهای جدید و وبگاههای خصوصی وجود دارند که نه تنها پیشگوییهای نوستراداموس را حقیقی میدانند بلکه از وی به عنوان یک پیشگوی واقعی یاد میکند. بدلیل تعابیر و تفاسیر توام با خیالپردازی، این گروه در مورد اینکه نوستراداموس چه چیزی را پیشگویی کرده و پیشگوییهایش در مورد آینده بوده یا گذشته به توافق نرسیدهاند. با این وجود این گروه در مورد اینکه نوستراداموس انقلاب فرانسه، ناپلئون بناپارت، هیتلر[۱۱][۳]، هم جنگهای جهانی و هم تخریب اتمی شهرهای هیروشیما و ناکازاکی. در این زمینه توافق وجود دارد که وی تمامی وقایع مهم در زمان انتشار یک کتاب را پیشبینی کردهاست، از فرود آپولو در ماه، مرگ پرنسس دیانا، پرنسس ویلز و حادثه فضاپیمای چلنجر[۱۲]، به وقایع ۱۱ سپتامبر: چنین به نظر میرسد که این جنبه 'movable feast' از ویژگیهای این ژانر است.[۲] احتمالا اولین کتابی که در انگلیس مشهور شد، کتاب هنری سی رابرت «پیشگوییهای کامل نوستراداموس» در سال ۱۹۴۷ بود که طی ۴۰ سال پس از آن حداقل ۷ بار تجدید چاپ شد، این کتاب شامل رونوشت پیشگوییها، ترجمه آنها بهمراه تفسیری کوتاه است. پس از آن در سال ۱۹۶۱ کتاب کاملا بیطرف ادگار لئون بنام «نوستراداموس و پیشگوییهایش» منتشر شد که تا پیش از سال ۱۹۹۰ بهترین و کاملترین تحلیل ازپیشگوییهای نوستراداموس در سطح جهان بشمار میرفت. پس از آن کتاب مشهور اریکا چیتام بنام «پیشگوییهای نوستراداموس» انتشار یافت که در واقع شامل چاپ مجددی از نسخه قبلی سال ۱۵۶۸ بود که از سال ۱۹۷۳ چندین بار ویرایش و چاپ شده بود و در آخر بنام «پیشگوییهای نهایی نوستراداموس» منتشر شد. این کتاب به عنوان اساس فیلم مشهور ارسون ولس بنام مردی که فردا را دید مورد استفاده قرارگرفت. جدا از ترجمه دو قسمتی اثر جین-چارلز دی فونبروم بنام «نوستراداموس: historien et prophète» در سال ۱۹۸۰، میتوان گفت که این گونه کتابها با کتابهای مشهور جان هوگ در مورد پیشگویی از سال ۱۹۹۴ به بعد به نقطه اوج رسیدند که شامل «نوستراداموس: پیشگوییهای کامل»(۱۹۹۹) و کتاب اخیر "نوستراداموس: زندگی و معماً(۲۰۰۳) میباشد. به غیر از رابرتس، این کتابها و کارهای تقلیدی مشابه آنها نه تنها در مورد توان پیشگویی نوستراداموس متفق القول بودند، بلکه در مورد برخی جنبههای زندگینامه او نیز توافق داشتند. او از خاندان اسرائیلی ایساچار بوده و تحت آموزش پدربزرگنانش بوده که هر دو در دربار پادشاه خوب رنهدر Provenceطبیب بودند، وی در سال ۱۵۲۵ وارد دانشگاه مونپلیه شد. وی در بازگشت در سال ۱۵۲۹ با موفقیت مدرک طب خود را دریافت کرد و در دانشکده پزشکی به تدریس پرداخت، تا زمانیکه عقاید وی محبوبیت خود را از دست دادند، وی دارای این عقیده بود که مرکزیت جهان در خورشید است، نوستراداموس به شمال-شرق فرانسه سفر کرد و در آنجا در«خانقاه اوروال» رباعیات پیشگویی خود را نوشت، وی در جریان سفرهایش کارهای خارق العادهِ زیادی انجام داد که از آن جمله این است که نام پاپ آینده را مشخص کرد و بیماری طاعون را در منطقه اکسآنپروانس و در مناطق دیگر درمان کرد، نوستراداموس همچنین از دهه ۱۹۸۰ تا کنون این امر مخصوصا در فرانسه با واکنشهای آکادمیک روبرو شدهاست. چاپ نامههای خصوصی نوستراداموس در سال ۱۹۸۳[۱۳] و طی سالهای پس از آن نسخههای اصلی سالهای ۱۵۵۵ و ۱۵۵۷ کشف شده توسط چومارات و بنازرا به همراه کشف بسیاری از مطالب آرشیو شده[۱][۶] نشان داد که بسیاری از حرفهایی که در مورد نوستراداموس گفته شده بود با اسناد حقیقی مطابقت نداشت. رندی جیمز از چهرههای دانشگاهی[۱][۶][۱۴][۲] مینویسد که هیچ سند معتبر امروزی هیچ یک از ادعاها را ثابت نمیکند. بسیاری از ادعاها مشخصا براساس شایعات غیر معتبر بودهاست که توسط مفسران بعدی همچون ژابرت(۱۶۵۶)، گوناد(۱۶۹۳) و بارست(۱۸۴۰) بر اساس تفاسیر غلط از متون فرانسوی قرن ۱۶ و یا بر اساس کذب محض بعنوان حقیقت نقل شدهاند. حتی ادعایی که رباعی L۳۵ دقیقا مرگ پادشاه هنری دوم را پیشگویی کردهاست در سال ۱۶۱۴، یعنی ۵۵ سال پس از آن واقعه چاپ شد.[۶][۳] بالاتر از همه اینکه چهرههای دانشگاهی[۲][۱۴][۱۵] که خود سعی دارند از هر گونه تفسیر غلط بپرهیزند، اذعان داشتند که ترجمههای انگلیسی اغلب دارای کیفیتی پایین داشتند، هیچ دانشی از فرانسه قرن ۱۶ را نشان نمیدادند، غرضمند ترجمه شده بودند و بدتر از همه اینکه در مواقعی به گونهای ترجمه شده بودند که کاملا شبیه به چیزی شوند که به آن رجوع داده میشدند(و یا برعکس). مطمئنا هیچ یک از آنها بر اساس نسخه اصل نبودند: رابرتز ترجمه خود را بر اساس نسخه سال ۱۶۷۲ نوشته بود و چیتهام و هوگ بر اساس نسخه منتشر شده پس از مرگ نویسنده در سال ۱۵۶۸. حتی لئونی که ترجمهاش کمی قابل قبولتر از بقیهاست، به اقرار خودش در صفحه ۱۱۵ ترجمه، هیچ وقت نسخه اصلی را ندید. این در حالیست که او در هیچ یک از صفحات پیشین هیچ اشارهای به این مطلب نکردهاست که بسیاری از مطالبش بدون منبع است. با این حال هیچ یک از مفسران انگلیسی بدلایل زبانی و زمانی به این تحقیقات و تفسیرها دسترسی نداشتند. هوگ بدلیل موقعیتی که داشت از این منابع برخوردار بود، اما در سال ۲۰۰۳ بود که وی اقرار کرد برخی از مطالب بیوگرافیهای قبلی او جعلی و دروغین بودهاست. در همین حال اندیشمندان[۳] معترض از تلاشهای پیشین نویسندگانی(هویت ۱۹۹۴، اواسان ۱۹۹۷، راموتی ۱۹۹۸) بودند که سعی در استخراج معنی پنهان متون با استفاده از قلب کلام، کدهای عددی، گراف و دیگر ابزارها بودند. فرهنگ غالب [ویرایش]نوشتار اصلی: نوستراداموس در فرهنگ غالب
پیشگوییهای نوستراداموس در قرن بیست و یک به صورت یک فرهنگ غالب درآمدند. نوستراداموس و پیشگوییهایش موضوع هزاران کتاب(داستانی و غیر داستانی) شدند، زندگی نوستراداموس در چندین فیلم و برنامهِ ضبطی نمایش داده شد و نوشتههای وی به موضوع مورد علاقه مطبوعات تبدیل شدند. همچنین درچندین حقه مشهور اینترنتی، رباعیهایی به سبک رباعیهای پیشگوییهای نوستراداموس از طریق ایمیل به عنوان واقعیت منتشر شدند. مشهورترین نمونه مربوط به ویران شدن مرکز تجارت جهانی در حادثه ۱۱ سپتامبر۲۰۰۱ است که منجر به برخی حقهها و تفاسیر مجدد توسط علاقهمندان چنین رباعیاتی شد. حمله ۱۱ سپتامبر، ۲۰۰۱ در نیویورک منجر به تفکر در مورد پیشگویی احتمالی نوستراداموس در مورد این واقعه شد. طرفداران نوستراداموس رباعیهای VI. ۹۷ و I. ۸۷ را به عنوان پیشگویی احتمالی این حادثه عنوان کردند، در حالیکه اندیشمندان این موضوع را بیارتباط عنوان کردند(بخشهای مربوطهِ وبگاههای Lemesurier وSnopes را که در ذیل آورده شدهاست مقایسه کنید)[۸][۳] جستارهای وابسته [ویرایش]
پانویس [ویرایش]
منابع [ویرایش]
پیوند به بیرون [ویرایش]
|
نوستراداموس أو ميشيل دي نوسترادام Michel de Nostredame (14 ديسمبر أو 21 ديسمبر 1503 - 2 يوليو 1566)، وعادة ما يسمى باسمه اللاتيني نوستراداموس Nostradamus، وكان صيدلانيا فرنسيا ومنجم فرنسي. وقد نشر مجموعات من النبوءات في كتابه Propheties ("النبوءات")، الطبعة الأولى التي ظهرت في 1555 والتي أصبحت منذ ذلك الحين مشهورة في جميع أنحاء العالم. يحتوي الكتاب تنبؤات بالأحداث التي إعتقد أنها سوف تحدث في زمانه وإلى نهاية العالم الذي توقع أن يكون في عام 3797 م. وكان يقوم بكتابة الأحداث على شكل رباعيات غير مفهومة. منذ نشر هذا الكتاب، والذي نادرا ما نفدت طبعاته منذ وفاته، استقطب نوستراداموس مجموعة من المؤيدين التي، جنبا إلى جنب مع الصحافة الشعبية، نسبت له تنبأ العديد من الأحداث الكبرى في العالم. وهذه النبوءات في بعض الحالات تم نسبها كنتائج لتفسير رموز الكتاب المقدس المزعومة Bible code، فضلا عن أعمال تنبؤية أخرى مزعومة. معظم المصادر الأكاديمية تتحفظ على أن الجمع بين الأحداث العالمية وتنبؤات نوستراداموس في الرباعيات هي إلى حد كبير نتيجة لسوء فهم أو إساءة الترجمة (المتعمد أحيانا) أو حتى واهية لتجعلها عديمة الفائدة، كدليل على أي قدرة تنبؤية حقيقية. وعلاوة على ذلك، فإن أيا من المصادر المذكورة لم يقدم أي دليل على أن أي أحد ما قد فسر في أي وقت مضى رباعيات نوستراداموس وبشكل محدد بما فيه الكفاية للسماح بتنبؤ واضح بأحداث مستقبلية مقدما.
أصله [عدل]ولد ميشيل دي نوستردام (ميشيل النوتردامي Michel de Nostredame) الذي عرف أكثر بالشكل اللاتيني لاسمه - نوستراداموس- ظهيرة اليوم الرابع عشر من كانون الأول/ديسمبر من عام 1503 وفقاً للتقويم القديم في سان ريمي دي بروفانس St.Remy de provence في جنوب فرنسا، ولم تكن أسرته تنتمي إلى سلسلة الأطباء اليهود الإيطاليين الشهيرة التي تعمل في بلاطي الملك رينيه الأنجوي Rene of Anhou وابنه- كما كان يسود الزعم -إنما أناس من نسب عادي من المناطق التي تحيط ببلدة أفينيون Avignon. في عام 1512م تخلت الأسرة عن ديانة اليهودية واعتنقت العقيدة الكاثوليكية، وكان نوستراداموس حينها يناهز التاسعة من عمره، فيما أدرج والده عام 1512م على أنهما عضوان في الجماعة المسيحية الجديدة. طفولته ودراسته [عدل]كان نوستراداموس الابن الأكبر وكان له 4 أخوة. وأصبح الذكاء العظيم الذي كان يمتلكه نوستراداموس واضحاً وهو لم يزل في أول شبابه. وقد أوكل أمر تعليمه إلى جده-جانJean- الذي علمه قواعد اللاتينية والإغريقية والعبرية وأصول الرياضيات والتنجيم الذي يسميه نوستراداموس " العلم السماوي". وعندما توفي جده عاد إلى دار والديه في شارع باري Rue de Barri فحاول جده الآخر مواصلة تعليمه وبعد ذلك بوقت قصير أرسل إلى بلدة أفينيون للدراسة، ولعله بقى مع بعض من أبناء أعمامه الكثيرين في تلك البلدة. وبسبب إظهاره الاهتمام بعلم التنجيم أصبح هو الحديث الشائع بين زملائه الطلبة. أيد صحة النظرية الكوبرنيكية التي تقول بأن العالم كروي ويدور حول الشمس قبل مقاضاة غاليليو Galilio بسبب الاعتقاد ذاته بأكثر من 100 سنة. وبسبب ذلك قلق عليه من موقفه هذا لأن ذلك العصر كان عصر محكمة التفتيش Inquisition، وبما أنهم كانوا يهوداً في السابق فكان وضعهم أكثر ضعفاً من أغلب الناس. ولذلك أرسله والده عام 1522م لدراسة الطب في مدينة مونبيلييه وكان عمره 19 عاماً آنذاك. نوستراداموس طبيباً [عدل]كان الطاعون متوطناً في جنوبي فرنسا في ال قرن 16 وبشكل خاص نوع خبيث يعرف محلياً باسم « الطاعون الأسود» ولم يستطع أن ينكر أحد شجاعته في مواجهة المرض وإنسانيته تجاه المرضى وكرمه تجاه الفقراء. وفي 1525م ذاع صيته على أنه رجل مشفٍ وهو ما يزال في هذه المرحلة المبكرة من حياته. وارتحل من مدينة إلى أخرى موزعاً أدويته الخاصة على المصابين، وكان يستخدم طرق ابداعيه في العلاج. أمكن العثور على وصفات بعض هذه الأدوية فيما بعد في كتاب نشره عام 1552 م وانتقل من ناربون إلى كاركاسون ثم تولوز إلى بوردو ثم عاد إلى أفينيون مسقط رأسه حيث بقى عدة شهور. وبعد قرابة 4 سنوات من الترحال عاد إلى مونبيلييه لإكمال الدكتوراه وانخرط في هذه الدراسة في 23 تشرين الأول/ أكتوبر من عام 1529 م وكان يواجه صعوبة في شرح أدويته وعلاجاته غير التقليدية، فبسبب نجاحه كان له أعداء بين زملاء كليته، ثم نال الدكتوراه، وبقى يدرس في مونبيلييه لمدة سنة ولكن نظرياته الجديدة -في ذلك الوقت- مثل رفضه استنزاف دماء المرضى - سببت له المشاكل لذلك بدأ مرحلة جديدة من التطواف. وفيما كان يمارس عمله في تولوز تسلم رسالة من جوليوس سيزار سكاليجر Julius-Casar scaliger ثاني أشهر فيلسوف في عموم أوروبا، ويتضح أن رد نوستراداموس قد سر سكاليجر إلى الحد الذي جعله يدعوه للإقامة في بيته الخاص في آغن. وقد أعجبت هذه الحياة نوستراداموس كثيراً. زواجه [عدل]في عام 1534 م تقريباً تزوج شابة « من طبقة اجتماعية رفيعة، وعلى قدر كبير من الجمال والسحر» اسمها ماري جورج، رزق منها بولد وبنت وكانت حياته تبدو متكاملة. ولكن حدث أن وصل الطاعون إلى آغن Agen حيث كان يقيم في تلك الفترة، وعلى الرغم من كل ما فعله من جهود، فقد قتل زوجة نوستراداموس وطفليه الاثنين، وكان لحقيقة عجزه عن إنقاذ عائلته أثر فاجع في مسار مهنته. بعد ذلك حاول أهل زوجته الراحلة مقاضاته من أجل إعادة مهرها.فاعطاهم المهر ثم اعادوه له ثم تزوج بامراه أخرى في العقد الخامس من عمرها فتاثرت بالطاعون وماتت هي الاخري وتزج بثالثه ثم ماتت وحرم الزواج على نفسه إتهامه بالهرطقة [عدل]كانت القشة التي قصمت ظهره عام 1538، إذ اتهم بالهرطقة لأنه حدث أن أبدى ملحوظة دون قصد قبل ذلك بسنين وقد نقلت هذه الملحوظة للسلطات، فقد علق نوستراداموس على عامل يقوم بصب تمثال برونزي للعذراء بأنه إنما كان يصنع الشياطين. ومع أنه كان يقصد ما يفتقر إليه التمثال من عنصر جمالي، وهكذا أرسلت محكمة التفتيش في طلبه من أجل أن يذهب إلى تولوز، فشرع نوستراداموس في التطواف من جديد، مبتعداً قدر الإمكان عن سلطات الكنيسة على مدى السنوات الست التالية. وفي هذه الفترة ذهب إلى اللورين والبندقية وصقلية مصراً على إيجاد المقاييس الصيدلانية لكل مكان ومدوناً أسماء كل من كان جيداً أو رديئاً بالنسبة لكتابه «رسالة في الغيبيات Traite des Fardmens» بداية قدرته على التنبؤ [عدل]ويحتمل أن يكون حوالي في هذه الفترة قد بدأ بترجمة الهورابولو Horapollo التي كتبها فيليبوس Philippus من الإغريقية إلى الفرنسية وهي مجموعة من الأبحاث أو الرسائل في الأخلاق والفلسفة. وهي ليست ذات قيمة أدبية كبيرة على أية حال، إلا أن الجدير بالذكر أن الحكايات التي تتحدث عن قدراته على التنبؤ بالظهور في هذه الأيام. نبوءة الراهب [عدل]وكما يبدو فقد ذهب إلى إيطاليا وفيها رأى راهباً شاباً كان يعمل مربياً للخنازير يمر به في الشارع، فركع أمامه مباشرة وناداه بـ « قداستكم» وقد أصبح ذلك الشاب الذي يدعى فيليتش بيرتي Felice Peretti سيكستوس الخامس Sextus V عام 1585 بعد وفاة نوستراداموس بوقت طويل. قرابة عام 1554، استقر نوستراداموس في مرسيليا وفي هذا العام تعرضت بروفانس لأسوأ فيضانات في تاريخها وتضاعفت شراسة الطاعون وكان نوستراداموس يعمل بدون توقف في الوقت الذي هرب فيه الأطباء. تنبؤاته [عدل]أثارت تنبؤاته جدلاً واسعاً في أوساط الكنيسة وعند الملوك والحكام، خاصة عندما كانت تتعلق بوراثة العرش أو موت الملك أو هزيمة جيش أو ماإلى ذلك. (وتنبأ بنهاية العالم عام 1999)(وقيل انها نبوئه مدخله عليه وليست له بدليل انه تنبأ باحداث بعد عام 3700). نبوءة هنري الرابع [عدل]في عام 1550م انتقل نوستراداموس إلى مدينة صالون الفرنسية - المكان الذي بدأ فيه كتابة تنبؤاته. ووقعت حادثة طريفة أثناء زيارة نوستراداموس إلى مدينة صالون عندما طلب رؤية شامات موجودة على جسم صبي في الحاشية، كان ذلك شكلاً من أشكال التنبؤ الشائعة في ذلك الوقت، إلا أن الصبي استحيا وهرب. توجه نوستراداموس في اليوم التالي لرؤيته وهو نائم، ثم أعلن بعد ذلك أن هذا الصبي سيكون في يوم من الأيام ملكاً على فرنسا على الرغم من أن كاترين كان لها ولدان على قيد الحياة وكان ذلك الصبي هو هنري النافاريHenri of Navarre الذي أصبح فيما بعد الملك هنري الرابع. سبب شهرة نوستراداموس في العصر الحديث [عدل]ولعل ما فعلته زوجة غوبلز وزير الدعاية في حكومة هتلر إبان الحرب العالمية الثانية، عندما فرغت من قراءة بعض نبوءات نوستراداموس والتي لم تكن على هواها، أيقظت جوبلز من نومه، ففزع من هذه التنبؤات وعلى الفور لجأ للدعاية المضادة واستخدم منجم يدعى كرافت، وكان الغرض من ذلك إحداث تأثير عكسي على شعوب أوروبا وقد اتضح فيما بعد أن كرافت هذا كان يستنسخ بعض تنبؤات نوستراداموس ويعمل على هديها. وبالطبع صدقت نبوءات نوستراداموس بهزيمة ألمانيا. ويقال أنّه من أشهر تنبؤاته والتي اذهلت الجميع أيضا انه بعد انتهاء الثورة الفرنسية باربعة ايام عام 1799 قام ثلاثة سكارى فرنسيين بنبش قبره فوجدوا جثته ومعلق على صدره قلاده كبيره محفور عليها بخطه تاريخ وفاته على جانب وعلى الجانب الاخر وجدوا ما يلي مكتوبا " بعد انتهاء الثورة الكبرى بايام - وكُتِبَ تاريخ اليوم الذي نبشوا فيه قبره - سيقوم ثلاثة سكارى بنبش قبري وعندما يقرؤا اخر نبوئاتي سيهلعون وتطاردهم الشرطه فتقتل اثنان ويصاب الاخر بالجنون" وفعلا ما ان قرؤوا هذا فهلعوا وركضوا وطاردتهم الشرطه فتطلق عليهم النار ليموت اثنان وعندما يرى صديقهم مقتلهم يصيبه الجنون ليثبت نوسترادموس حتى بعد موته انه بحق ظاهرة تستحق الدراسة!!!والحقيقة ان هذا ليس سوى مشهد من فيلم سنيمائى عن قصة حياته قام ببطولته الفنان العالمي Orson Welles في عام 1981 تحت اسم The Man Who Saw Tomorrow أي ان هذه النبؤة محض خيال ليس الا. في بلدة صالون [عدل]قرر نوستراداموس الاستقرار بها بقية حياته وتزوج آن بونسار غيميل Anne Ponsart Gemelle وهي أرملة ثرية ولايزال يمكن رؤية المنزل الذي قضى فيه بقية حياته على مبعدة من بلاس دي لا بواسونيري Place de la poissonnerie وبفضل الحياة الهادئة استطاع أن يركز أكثر على البصيرة التنبؤية وكتاباته. وبعد 1550 أنتج تقويماً سنوياً وبعد عام 1554 أنجز «التكهنات» La Prognostications ويبدو أن هذين الكتابين شجعاه على الشروع بهمة في كتابه «التنبؤات» The prophecies والذي انطوى على قدر كبير من التعب. حول نوسترادموس الغرفة العلوية من منزله في بلدة صالون إلى غرفة مطالعة، وكان كما يخبرنا في التنبؤات يعمل في الليل بكتبه الخاصة بالغيبيات كما أنه قام بإحراق الكثير منها بعد أن أنهى العمل بها مباشرة. ولكن يصعب تصديق ذلك، لعله في ذلك كان يحاول تضليل سلطات الكنيسة. كتاب التنبؤات [عدل]مقال رئيسي: تنبؤآت نوسترداموس في عام 1555 أكمل نوستراداموس الجزء الأول من كتابه الخاص بالتنبؤات التي كان لها أن تحتوي على تكهنات تبتدئ بزمانه وحتى نهاية العالم. فكلمة «قرن» ليست لها علاقة بمئة سنة، لقد كانت تدعى كذلك لأنه كانت هناك 100 مقطوعة شعرية أو رباعية في كل كتاب وكان نوستراداموس يريد أن يكتب 10 منها. بحيث يتكون 1000 رباعية في المحصلة النهائية. ولسبب مجهول لم يكتمل القرن السابع أبداً وهناك إشارات في أوراقه تشير إلى أنه كان يبحث مسألة إضافة قرن حادي عشر وثاني عشر، لكن الموت حال دون ذلك. الأشعار مكتوبة بأسلوب مبهم وغامض يمتلئ بمفردات من لغات متعددة مثل اللاتينية البروفنسالية والإيطالية والإغريقية. وقصد ذلك حتى يتجنب مقاضاته على أنه ساحر أو مشعوذ، فقد قصد خلق حالة من الإرباك في تسلسل التنبؤات فلا تنكشف أسراره للناس العاديين. وجدت النسخة الاصلية عام 1555 م، ثم توالت النسخ الأخرى عنها في القرن السادس عشر وما بعده وجدت هذه النبؤات ارضا صالحة لها بعد ظهور هتلر الذي جاء في النبؤات اسمه: (هيستر)،وكان نابليون بونابرت يحمل كتاب النبؤات دائما معه، وكذلك هتلر الذي استعاره من زوجة اعلامه ودعايته جوبلز ،كما كان لايفارق مكتب الوزير الأول لاليزابيث الأولى ملكة بريطانيا ووجد أيضاً في مكتبة الفاتيكان، وترجم إلى مئات من اللغات المتداولة. شهرة نوسترادموس [عدل]وانتشرت شهرة نوسترداموس بسرعة في طول فرنسا وعرضها بفعل قوة«التنبؤات» التي نشرت بشكل غير كامل عام 1555 تضمن القرون الثلاث الأولى وجزء من «القرن الرابع» في ذلك الزمن التي كانت الكتب فيها ترفاً لم يكن يملكها ولا يقرأها سوى الأغنياء. لأن معظم الناس كانوا أميين، فقد أصبحت التنبؤات هي البدعة السائرة التي يقبل عليها الجميع في البلاط، ويبدو أن واحدة أو أثنتين منها تثير شيئاً من عدم الارتياح في البلدان الأخرى، وبخاصة تلك النبوءة التي ظهر أنها أنبأت بموت الملك.انا متلك الجزء الثاني للكتاب فقد أرسلت الملكة كاترين دي ميتشي Catherine de Medci في طلب نوستراداموس إبان الثورة. وفاته [عدل]بدأ النقرس الذي كان يعاني منه يتحول إلى داء الاستسقاء، فأدرك بوصفه طبيباً أن نهايته أصبحت وشيكة، فكتب وصيته في السابع عشر من حزيران/يونيو عام 1566. وفي الأول من تموز/يوليو، أرسل في طلب القس المحلي ليجري له الطقوس الأخيرة، ووجدت جثته في صباح اليوم التالي كما توقع بنفسه، وترك مبلغاً كبيراً من المال علاوة على ممتلكات عينية أخرى. وعندما توفي دفن واقفاً في جدار في أحد جدران كنيسة كورديلييه في بلدة صالون، بفرنسا، وأعيد دفن جثته إبان الثورة في الكنيسة الأخرى في صالون، وهي كنيسة سان لوران St. Laurent حيث لا يزال يمكن رؤية قبره وصورته الشخصية المرسومة. المصادر [عدل]كتاب " تنبؤات نوستراداموس " الناشر: مكتبة مدبولي - القاهرة انظر أيضا [عدل]
|