نمایه
نمایه (به انگلیسی: Index)، فهرستی از موضوعها و واژههای مهم، اساسی، نامها و دیگر مطالب یک یا چند کتاب، مقالههای مجلهها یا سایر منابع اطلاعاتی با ارجاع جاینما به منابع یا صفحههای آنهاست که این مطالب در آنها واقع شدهاست. در واقع نمایه خط ارتباطی بین منابع اطلاعاتی و استفادهکننده یا کاربر است. نخستین گام در تعیین موضوع مدرک، شناخت نوع و دامنه مطالب مدرک و تحلیل موضوعی آن توسط نمایهساز است.
تعریف نمایه: راهنمای دستیابی به اطلاعات ریز در یک منبع که دارای نظم الفبایی برای تسریع جستجو هستند. نمایه ها می توانند به دو دسته تقسیم شوند: ۱. ناظر بر یک منبع یا متن ۲. ناظر بر چندمنبع یا متن
هدف از تحلیل موضوعی مدرک اصولاً گزینش و تخصیص اصطلاحات موضوعی متناسب با مدارک است که محتوای موضوعی مدرک را بیان نماید. مفاهیم مربوط به هر مدرک معمولاً بین ۱۰ تا ۲۰ واژه یا عبارت را شامل میشود که امکان ترتیب آنها در قالب سرعنوانهای موضوعی همواره به اشکال مواجه بودهاست که تنها راه جبران این نقیصه جانشین کردن واژههای ترکیبی با تکواژهها است. سرعنوانهای موضوعی هم به عنوان زبان نمایهسازی عمل میکند و هم به عنوان زبان بازیابی برای کاربرانی که قصد دارند منابعی در حوزهای موضوعی خاص بازیابی نمایند. طبق استاندارد نمایهسازی بریتانیا، نمایه سیاهه نظام یافته مدخلهایی است که به منظور کمک به استفاده کنندگان در جایابی اطلاعات یک مدرک ساخته میشود.
محتویات |
پیرامون واژه [ویرایش]
در زبان فارسی امروز واژه نمایه توسط فرهنگستان زبان و ادب پارسی معادل واژه انگلیسی "Index" انتخاب شدهاست. واژه "Index" در اصل از واژه لاتینی "Indicate" به معنای نشان دادن و خاطر نشان کردن مشتق شدهاست (نوروزی، ۱۳۸۰).
نمایهسازی [ویرایش]
طبق استاندارد ایزو ۵۹۶۳، عمل توصیف یا شناسایی محتوای موضوعی یک مدرک را نمایهسازی گویند. در واقع، ثبت و ضبط محتوای اطلاعاتی مدارک با استفاده از روشهای گوناگون به منظور سازماندهی اطلاعات به قصد سهولت بازیابی را نمایهسازی گویند (نوروزی، ۱۳۸۰). به عبارت دیگر، نمایهسازی یعنی تخصیص واژهها یا اصطلاحات به مدارک به منظور توصیف محتوای موضوعی آنها برای بازیابی در مراحل بعد. هدف نمایهسازی اصولاً آماده کردن مدرک برای بازیابی است.
تاريخچه [ویرایش]
سابقه استفاده از واژه نمايه و كاربرد آن به مفهوم رايج در كتابداري به دوران رم باستان ميرسد. نمايه در اين دوران به نوار كوچكي گفته ميشد كه به طومارهاي پاپيروس الصاق و بر روي آن، عنوان اثر و گاهي نام نويسنده نوشته ميشد، به نحوي كه هر طومار بر روي قفسه به سادگي قابل شناسايي بود، بدون آنكه لازم باشد آن را براي بررسي و تشخيص بيرون بياورند . شايد نظامهاي شناخته شده دستيابي به مجموعه مدارك، توسط فرهيختگان كتابخانه اسكندريه و در حدود 300 سال قبل از ميلاد بهوجود آمده باشد. در اين كتابخانه براي سازماندهي آثار و گسترش ادبيات يوناني از الفبايي كردن استفاده ميشد . البته واژه نمايه به مفهوم دقيق امروز آن نميتواند درگذشته خيلي دور بهكار رفته باشد، چرا كه اساسآ در دوران باستان بيشتر نوشتهها به شكل طومار بود و طومارها فاقد صفحهشمار بودند، به فرض هم كه صفحهشمار داشتند استناد عملي به آنها مشكل و لازمهاش باز كردن طومار تا رسيدن به صفحه موردنظر بود. ثانيآ اگر كتاب مهمي در نسخ متعدد نوشته ميشد، معمولا دو نسخه آن مثل هم نبود، بنابراين، نمايه تنها ميتوانست به فصول يا پاراگرافها، و نه دقيقآ صفحه، ارجاع كند. چنين تقسيمبنديهايي نيز به ندرت در متون انجام ميشد .
تحول مهم در اين زمينه، تهيه واژهنماها يا كشافها براي ترجمههاي مختلف كتاب مقدس بود، سابقه تهيه اين واژهنماها به قرن هفتم و هشتم ميلادي ميرسد ، واژهنماها فقط محل آمدن واژه در صفحه را مشخص ميكردند و نه مفهوم و محتواي مدرك را. بعد از اختراع چاپ در سال 1450 بود كه نسخ همانند از كتب، در شمارگان بالا، امكان انتشار يافت، تدوين نمايهها خصوصآ براي كتب مرجع آغاز شد. مدخلهاي اين نوع نمايهها در آغاز فقط بر اساس حرف اول و نه تمام حروف، آنگونه كه امروز معمول است، الفبايي و بقيه بدون نظم رها ميشد. با گذشت زمان، بهتدريج بخش (= سيلاب) اول كلمات الفبايي شد. در قرنهاي 16 و 17 بود كه الفبايي كردن تمام حروف مدخل رايج شد و در قرن 18 بهصورت يك قاعده درآمد . بهوجود آمدن دانشگاهها در قرنهاي 13 و 14م.، نياز به يافتن مستندات آثار و ارجاع به آنها را زياد كرد، اما اين ارجاعات بيشتر به كتابها و نسخههاي خطي بود. قرن هفده شاهد رشد متون نشريات ادواري است و انديشمنداني كه ميخواستند با پيشرفتهاي علمي همگام باشند، براي دستيابي به اطلاعات به نوعي راهنما نياز داشتند . تدوين نمايههاي موضوعي از قرن 18 شروع شد، ولي نحوه مدخلگزيني و حتي تنظيم نمايهها براي مدتهاي طولاني بدون قاعده باقي ماند. در اواخر قرن 19 و همزمان با ارائه ردهبنديها در علوم كتابداري و آرشيو، كار نمايهسازي نه تنها گسترش يافت، بلكه نظاممند شد. هر چند نمايهسازي را بعضآ از فهرستنويسي و ردهبندي جدا ميدانند، اما همانگونه كه در آغاز گفته شد، اين سه بههم وابستهاند و همپوشاني قابل توجهي در حوزه كار آنها وجود دارد؛ بهگونهاي كه ارائه شيوههاي جديد در يك حوزه بر حوزه ديگر تأثيرگذار است. به اين دليل به موازات ارائه ردهبندي ديويي و ساير نظامهاي ردهبندي دهدهي براي فهرستهاي كتابخانهاي، نظامهاي نمايهسازي دهدهي، كُدبندي، و چهريزهاي نيز روي نمود. البته در صد سال گذشته، بيشتر نمايههاي موضوعي صرفآ بهصورت فهرستي از واژهها، بدون تقسيمات فرعي و يا با تقسيمات فرعي، در ساختار سلسله مراتبيِ ساده، شامل دو يا سه سطح، و معمولا الفبايي تنظيم ميشدند. در اين مدت عليرغم نياز روشن به نمايهها براي جستوجوي متون و ديگر مجموعهها، حركتي جمعي جهت كسب اطمينان از تهيه نمايههاي با كيفيت بالا صورت نميگرفت. وجود نمايه در مدرك را مغتنم ميدانستند، اما فقدان آن هم ناديده گرفته ميشد. كيفيت نمايهها به ندرت از طرف ناشران يا استفادهكنندگان مورد بحث قرار ميگرفت و كار نمايهسازي متون توسط هر كس، از جمله كارمندان اداري، بدون گذراندن حداقل دوره آموزشي يا كسب مهارت، انجام ميشد. براي ارزيابي ميزان فايده نمايه هم معياري وجود نداشت. فقط در سالهاي اخير دانشمندان علوم اطلاعات به تدوين چنين معيارهايي دست زدند.
درك اهميت نمايهها توسط ناشران، كتابداران، و كاربران اطلاعات، عمدتآ ناشي از انفجار اطلاعات پس از جنگ جهاني دوم بود. در اين دوره، ضرورت پردازش و اشاعه انبوه انتشارات در زمان اندك، سبب زياد شدن توجه بهكار نمايهسازي شد. اين تلاشها كه از سوي كتابداران، ناشران، دولتها، صنايع، و خصوصآ گروههاي حرفهاي علمي انجام ميشد، شكوفايي حوزه پردازش اطلاعات را در پي داشت. اين حوزه، به تحولات در زمينه پردازش الكترونيكي كاملا حساس بود. پس از توسعه رايانهها، دنياي نمايهسازي ناگهان و به شكلي سريع از نظامهاي ذخيره و بازيابي مبتني بر كارتهاي 5/12×5/7 (كه براي نوشتن مدخلهاي نمايه از آن استفاده ميشد) به نظامهاي رايانهاي تحول يافت: براي نمايهسازي با سرعت، دقت، يكدستي، جامعيت، و عمق بيشتر فنوني ارائه شد؛ از ماشين براي تهيه، مرتب كردن، جستوجوي كارتهاي نمايه، و حتي تهيه مدخلها استفاده شد؛ نظامهايي براي چاپ و توزيع سريعتر و گستردهتر نمايهها و همچنين جستوجوي آنها از راه دور تدوين شد؛ و عرصهاي براي بررسي فنون و نظريههاي نمايهسازي شكل گرفت؛ معيارهايي براي ارزيابي كارآيي نمايهها ارائه شد؛ و تعداد نمايهها و سرويسهاي نمايهسازي بهمنظور پاسخگويي به رشد جمعيت كاربران و نيازهاي اطلاعاتي آنان گسترش يافت. اين رشد و شكوفايي همچنان ادامه دارد .[۱]
مراحل نمایهسازی [ویرایش]
- تعیین موضوع مدرک
- بازنمود مفاهیم مدرک به کمک توصیفگرهای اصطلاحنامه
- ثبت و ضبط اطلاعات
- بازبینی نهایی (سن ویل، ۲۵۳۶).
دستهبندی [ویرایش]
با توجه به نوع مدرک و نحوه ترکیب کلیدواژهها، نمایهسازی به دستههای مختلف تقسیم میشود:
- نمایهسازی کتاب
- نمایهسازی نشریات ادواری
- نمایهسازی اینترنت و وب
- نمایهسازی همارا
- نمایهسازی آزاد
- نمایهسازی کلیدواژهای
- نمایهسازی درونبافتی و برونبافتی
- نمایهسازی گردان
ارزیابی نمایه [ویرایش]
ارزیابی نمایه در سه سطح فنی، میزان کارایی و معنایی انجام می شود.
ارزیابی در سطح فنی [ویرایش]
نمایه باید دارای زبان مناسب وشکل قابل درک باشد وبه سادگی بتوان از آن استفاده کرد.
ارزیابی در سطح معنایی [ویرایش]
در سطح معنایی واژه ها باید معانی را بدون ابهام منتقل کنند.
میزان کارائی [ویرایش]
نمایه باید اطلاعات مرتبط را به درستی شناسایی کند ودر بازیابی اطلاعات موثر باشد.
پیوند به بیرون [ویرایش]
پانویس [ویرایش]
- ↑ دایره المعاف کتابداری
منابع [ویرایش]
1.دایره المعارف کتابداری
- حسن اشرفی ریزی ،زهرا کاظم پور.ارزیابی نمایه و نمایه سازی : معیارها واستاندارد ها. مجله علوم و فناروی اطلاعات،دوره ۲۳،سال ۱۳۸۶
- سن ویل، دومینیک (۲۵۳۶). راهنمای نمایهسازی مدارک و گسترش اصطلاحنامه توسعه فرهنگی در کشورهای آسیا. عبدالحسین آذرنگ. تهران: مرکز اسناد فرهنگی آسیا.
- کلیولند. دونالد بی. و کلیولند آنا. دی.(۱۳۸۵) درآمدی بر نمایه سازی و چکیده نویسی. ترجمه سیدمهدی حسینی.- تهران: چاپار.
- نوروزی، علیرضا (۱۳۸۰). نمایهسازی کتاب. تهران: چاپار.