نقل (روستا)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

محتویات

روستای نقل [ویرایش]

روستای نقل یا نقل (روستا) یا نُقُل یا NOGHOL یاNOQOL

روستای نُقُل یا Noghol یا Noqol در استان اصفهان، شهرستان سمیرم، دهستان پادنا قرار دارد. این روستا در عرض جغرافيايي : 30درجه و 52دقيقه و 5ثانيه وهمچنین طول جغرافيايي : 51درجه و 39دقيقه و 13ثانيه قرار گرفته است و ارتفاع آن از سطح دریا 2276 متر است.1↓ این روستا یکی از آخرین روستا‌های جنوب استان اصفهان است. بعد از این روستا هیچ روستای دیگری قرار ندارد و راه‌های روستایی به بن بست قله ی «پازن پیر» در رشته کوه‌های دنا می‌انجامد. این روستا از شمال به روستای «دنگزلو» و «پل هوایی کهنگان»، از جنوب به «کوه سیاه»، از غرب به کوه «دنا» (قله ی نول)و از شرق به مزرعهٔ «سرسنگون» محدود می‌شود. رودخانه ی سرد مرز نقل با روستای دنگزلو است. این روستا حدود 110 خانوار دارد و جمعیت آن ۳۵۰ نفر است. زبان آنان یکی از گویش‌های فارسی و مذهب آنان شیعهٔ دوازده امامی است.↓3

وجه تسمیه [ویرایش]

به احتمال زیاد نقل از به هم آمیخته گی دو واژه ی «نو» و «قلعه» به وجود امده است. از آنجا که هسته ی نخستین این روستا یک قلعه بوده است که خود در تداوم یک قلعه ی کهن دیگری بنیان نهاده شده است و قلعه ی پیشین «قلعه خرابه» نام گذاری شده بود، قلعه ی جدید را «نو قلعه» نام نهادند. که بعد ها به نقل تبدیل شده اشت. بنابراین نام نقل تداوم نام «قلعه خرابه» است که «خرابه» ی آن به «نو» تبدیل شده است. نام «قلعه خرابه» نخست «قلعه» بوده است که بعدا خراب شده است و «قلعه خرابه» نامیده شده، با این حال نام خود را نو کرده و بر سر قلعه گذاشته، اما گذر روزگاران دو باره آن را فرسوده و به نقل تبدیل کرده است. بنابراین نقل تداوم تاریخی «قلعه خرابه» است و نام خود را از آن به میراث برده است.

باید توجه داشت که حرف «ع» در زبان فارسی از زبان عربی به عاریه گرفته شده است و هنوز هم، در بیشتر واژه ها، فارسی زبانان آنرا تلفظ نمی کنند -( مثل آلی و عالی که هر دو یکسان تلفظ می شوند.)- بنابراین واژه ی «قلعه»، « قَلَه » تلفظ می شده و هنوز هم در این روستا، این واژه اینجنین تلفظ می شود. پس نوقَلَه تنها با حذف «  َه» و تبدیل «نو» با «  ُ» بزرگ به «نُ» با «  ُ» کوچک و همچنین تبدیل «قَ» به «قُ» به دلیل تلفظ ترکی، به نُقُل تبدیل شده است.

از آنجاکه از ویژگی های زبان ترکی چسبندگی پسوند یا پیشوند با ریشه در واژه های ترکیبی و همچنین تکرار مصوت های یکسان در کلمات است٬بدینسان که مصوت ریشه یا مصوت اصلی جایگزین مصوت ها ی دیگر می شود6↓، به احتمال زیاد در دوره ی چیره گی ترکان در این روستا، آنان -ترکان -این واژه ه را به صورت ترکی تلفظ کرده اند. بنابراین علت به هم چسبیدن «نو» و «قلعه» و همچنین تکرار مصوت «  ُ» تلفظ ترکی این واژه بوده است. لازم به یاداوری است که واژه ی نقل همواره همراه با «دنگزلو» و به صورت « نُقُل دُنگُزلو» به کار برده میشده است. تمایل چسبندگی و همچنین تکرار مصوت های «  ُ، او» در این ترکیب نشان از تلفظ ترکی این دو واژه ی فارسی است. دنگزلو نخست «تَنگ ِگَزی» بوده است مثل «چالِ وِزمی». سپس به «تنگ ِ گزلی» تبدیل شده که به معنای «تنگه ی بیشه زار انبوه درختان گز» می باشد7↓. تلفظ ترکی در ترکیب آن با واژه نقل همه ی دیگر مصوت ها را همسان با نخستین مصوت یعنی «  ُ » ، به صورت امروزین در آورده است. بنابراین نقل واژه ای ترکیبی فارسی است که سپس با لهجه ی ترکی تلفظ شده است. در سراسر فلات ایران ده ها روستا با نام نوقلعه و قلعه نو و دیگر ترکیبات قلعه با دیگر پسوند ها و پیشوند ها وجود دارد که درستی این وجه تسمیه را تقویت می کند.

تاریخ [ویرایش]

در این روستا آثار و نشانه‌های زندگی گذشته گان ناشناسی وجود دارد. از جمله وجود آسیاب های آبی و یک قبرستان با سنگهای تراشیدهٔ بزرگ در «لایسرخ» و همچنین آثاری همچون کوزه‌های شکسته در «موردراز» و «قلعه خرابه». تنها با نام های جغرافیایی که از آنان به یادگار مانده است - همچون « گُلال آباد » ،« مُوردراز » و « نِوِل » می توان فهمید که زبان آنان یکی از گویش های زبان فارسی نزدیک به پهلوی بوده است.

پس از آن،احتمالا،از حدود یکصدوپنجاه سال پیش، در کنار این روستاییان، طایفه‌ای از ایل قشقایی هر سال، در آغاز فصل بهار، به همراه گله‌های خود، در جستجوی چراگاه سردسیری، به این روستا وارد می شدند و در کنار چشمه های بهاری، سیاه چادر های خود را بر پا می کردند. با آغاز فصل پاییز و سردی هوا آنان به همراه گله‌های خود، این روستا را به مقصد « گرمسیر» در جنوب استان فارس ترک می کردند. از مهمترین این قبایل طایفهٔ « فارسیمدان »، طایفهٔ « لَک »و « چوپان کاره » و « ضحرابلی » بوده اند. خان قشقایی از طایفه ی فارسیمدان بود و طایفه های دیگر رعیت انان به شمار می آمدند.

در تعارضی که بین روستا ییان و شیوه ی زندگی روستایی (کشاورزی) و قشقایی ها و شیوه ی زندگی دامداری و کوچ نشینی به وجود می آید، قشقایی ها پیروز می شوند و از روستاییان باج و خراج می گیرند. روستاییان به رعیت آنان تبدیل می شوند، خان قشقایی، کدخدای آنان را بر می گزیند و خراج را دریافت می کند، ضمن اینکه بر قراری نظم و امنیت و حل اختلافات و تقسیم آب و زمین را نیز بر عهده می گیرد. در این دوره با توجه به ناامنی های گسترده و غارت های طوایف پشت کوهی و همچنین باج و خراج های قشقایی ها برخی از روستاییان آنرا ترک می کنند. (آخرین بار در اوایل ده ی چهل خورشیدی گروهی از غارتگران پشت کوهی نقل را مسلحانه مورد حمله قرار دادند. در این غارتگری یکی از آنان کشته و دو تن دیگر زخمی و در نتیجه دستگیر شدند و به مقامات امنیتی تحویل داده شدندو بقیه نیز با نا کامی گریختند. فرد کشته شده در قبرستان روستا دفن شد.چند تن از مردم روستا نیز در این درگیری زخمی شدند.علت اصلی این پیروزی دلیری و مهارت یک میر شکار به نام نوروز قلی بود که به طور اتفاقی میهمان نقل بود او تنها تفنگ دار روستا بود.)

پس از آن، خانواده های زیادی به این روستا می آیند، چند سالی می مانند و سپس آنرا ترک می کنند.در این دوره روستا ساکنان دائمی ندارد. در اوایل قرن چهاردهم خورشیدی از آنجا که روستای «خفر» با انفجار جمعیت روبه رو می‌شود، چند خانواده از خفر و جاهای دیگر وارد نقل می‌شوند و در چارچوب مناسبات اوایل قرن چهاردهم به رعیت خوانین قشقایی تبدیل می شوند . لغت نامه ی دهخدا(1) با ارجاع به جلد ده فرهنگ جغرافیایی ایران نقل را این گونه تعریف کرده است:« نقل . [ ن ُ ق ُ ] (اِخ ) دهی است از بخش سمیرم بالای شهرستان شهرضا، در 40هزارگزی جنوب سمیرم، درجلگه ٔ معتدل هوائی واقع است و 100 تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات و تنباکو و کشمش و بادام، شغل اهالی زراعت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).»- باید توجه داشت که تعریف فرهنگ جغرافیایی ایران دقیق نیست و آب روستا از قنات نیست بلکه از چشمه ساران بی شماری است که در دامنه ی کوه قرار دارد.-

این روستا در ربع اول قرن چهاردهم خورشیدی با یک بلای طبیعی بسیار بزرگ روبه رو می شود. در این دوره بخش گسترده ای از کوه دنا(کوه رمبسته) دچار ریزش می شود و حجم انبوهی از سنگهای بسیار بزرگ به دره ی حاصلخیز زیرین فرو می غلتد. بد بختانه از تاریخ دقیق این کوه رانش و تلفات آن و همچنین تبعات ان بر تاریخ و زندگی مردمان این روستا اطلاعات موثقی در دست نیست.

در دههٔ 1340 خورشیدی با الغای رژیم ارباب رعیتی و همچنین اصلاحات ارضی، مردم این روستا دوباره پس از قرن ها به مالکان آن تبدیل شدند و آب و زمین را بین خود تقسیم کردند. عشایر قشقایی به تدریج سردسیر خود را فراموش می‌کنند، هر چند که هنوز تعداد اندکی از آنان تابستان را در نزدیکی این روستا در سیاه چادر‌ها و یا خانه باغ‌های خود می‌گذرانند.

شهیدان [ویرایش]

نقل دو شهید دارد: شهید اسماعیل موسوی و شهید بوذرجمهر( عظیم ) موسوی. آرامگاه این دو شهید در کنار همدیگر در گوشه ی شمال شرقی قبرستان روستا قرار گرفته است. مردم روستا احترام زیادی برای این دو شهید قائل هستند و همواره از آنان به نیکویی یاد می کنند.

منابع طبیعی [ویرایش]

آب و زمینهای حاصلخیز کشاورزی مهمترین منابع طبیعی در این روستا است. با توجه به نزدیکی به قله‌های «پازن پیر» دنا چشمه‌های بسیار زیادی در فصل بهار از دل سنگها می‌جوشند که آب بسار گوارایی دارند. ترکیب این آب گوارا با ارتفاع و موقعیت جغرافیایی کوه دنا باعث شده‌است که یکی از مرغوب ترین سیب‌های ایران در این روستا به بار بنشیند. مهمترین مزارع این روستا عبارتنداز: موردراز، مور کوچک،-(مور /mour/ در زبان پهلوی به معنای چمنزار بوده است.)-مازه، قلعه خرابه، گلال آباد، کوله ی سرخ، گرماری، چال وزمی، بردرازو، تنگ، سرتنگ، تنگ بالا، سرچشمه، پایتخت، لایسرخ و چم زیلویی می باشد. آب کشاورزی نقل نیز از به هم پیوستن دو چشمه از « تنگ تاپو» و «جمال رو» وارد یک کانال آب می شود و همه ی زمین های کشاورزی از این کانال سیراب می شوند. آب آشامیدنی نقل به وسیله ی لوله از تنگ و چشمه ی نول /nevel/ -( نول واژهای پهلوی به معنای جویبار زلال و خروشان است.) - به روستا انتقال داده می شود.

شیوهٔ تولید اقتصادی [ویرایش]

در گذشته کشت گندم، جو، ذرت، عدس و نگهداری گاو و گوسفند و همچنین کار در مراکز تجاری همچون بوشهر، خرمشهر و کویت مهمترین شغل مردم این روستا بود. ولی به تدریج باغداری و فروش سیب به شغل اصلی آنان تبدیل شده‌است.↓4 در نقل مرغوب ترین سیب های سرخ و زرد و گلاب تولید می‌شود که باعث معروف شدن نام این روستا گشته‌است.

کوهنوردی [ویرایش]

این روستا در دامنه ی رشته کوهه های دنا قرار گرفته است و بهترین مبدا صعود به قله های رمبسته (4200 متر) و تاپو (4150 متر) می باشد.↓2 همچنین یکی از مبدا های صعود به قله ی پازن پیر(4280 متر) و قله های نول از این روستا می باشد. بهترین زمان صعود در تابستان و به ویژه مرداد ماه می باشد. همچنین در برخی از وبگاه های جغرافیایی انگلیسی زبان، از کوه سیاه به نام کوه نقل kuh-e-noqol نام برده شده است. بر اساس اطلاعات این وبگاه کوه سیاه 2956 متر و یا 9699 فوت ارتفاع دارد.5↓

زیر بناهای آموزشی، بهداشتی، فرهنگی [ویرایش]

نقل دارای یک مدرسه ابتدایی (مدرسهٔ ولی عصر)، یک مسجد، یک حسینیه و خانهٔ بهداشت است. در این روستا، جادهٔ آسفالته، آب اشامیدنی سالم، شبکه برق و تلفن ثابت و همراه نیز در دسترس است.

منابع [ویرایش]

در لغت نامه ی دهخدا- که در ربع اول قرن حاضر جمع آوری شده است - نقل این گونه تعریف شده است:

«روستای نُقُل دهی است از بخش سمیرم از شهرستان شهرضا، در جنوب سمیرم، در جلگهٔ معتدل هوائی واقع است. منبع آب روستا از قنات است و محصولش غلات و تنباکو و کشمش و بادام. شغل اهالی زراعت است.»

۱.↑ : کمیته تخصصی نام نگاری و یکسان سازی نام های جغرافیایی ایران : http://geonames.ncc.org.ir/HomePage.aspx?TabID=4572&Site=geonames.ncc.org&Lang=fa-IR

۲.↑گروه کوهنوردی دنا اصفهان http://denagroup.blogfa.com/cat-11.aspx?p=5

۳.↑ برای دیدن تصویر ماهواره ای این روستا، لطفا بر روی وب سایت زیر کلیک کنید. <iframe src="http://www.irangpsmap.com/ShowCity_yoursite.asp?id=46972" width="300" height="350" scrolling="no" frameborder="0"></iframe

۴.↓ برای آگاهی از جایگاه سیب در اقتصاد روستا های شهرستان سمیرم به پژوهش زیر نگاه کنید: علوی زاده و جوان و کرمانی، بررسی مزیت نسبی سیب درختی و جایگاه آن در اقتصاد روستایی شهرستان سمیرم، جغرافیا (فصلنامه علمی پژوهشی انجمن جغرافیای ایران)، دوره جدید، سال هشتم، شماره ۲۵، تابستان ۱۳۸۹ http://sid.ir/Fa/VEWSSID/J_pdf/40813892501.pdf

۵.↑برای دیدن این کوه بر روی وبگاه زیر کلیک کنید: http://peakery.com/kuh-e-noqol/

Kuh-e Noqol is a ۹،۶۹۹ ft / ۲،۹۵۶ m mountain peak near Semīrom، Eşfahān، Iran. Based on peakery data، it ranks as the ۱۷۲nd highest mountain in Eşfahān and the ۱۵۵۹th highest mountain in Iran. The nearest peaks are Kuh-e Garmari، Kuh-e Cheshmeh Nul، Kuh-e Dena، Kuh-e Chalchavili، Kuh-e Almalu، and Kuh-e Dama. See the Kuh-e Noqol map، ۳D fly around، and the Kuh-e Noqolphotos to get a better sense of the mountain

۶.↑ زبان ترکی یکی از شاخه های زبان آلتاییک Altaic است. برای مطالعه ی بیشتر در مورد ویژگی های این زبان رجوع کنید به:

Altaic Languages." Microsoft® Encarta® ۲۰۰۹ [DVD]. Redmond، WA: Microsoft Corporation، ۲۰۰۸

Altaic languages are generally characterized by an agglutinative type of suffixation and by vowel harmony—that is، only" vowels of the same coloring can occur in the same word. The vowels of the suffixes are altered so that they agree with the color of the root vowel"

7.↑در رابطه با تبدیل "ت" در "تنگ" به "د" در "دنگ" در واژه ی دنگزلو باید گفت که:

"ت "در زبان های ایرانی فراون به "د" تبدیل می شود مانند: خودتای به خدای،‌ داتار به دادار. كرت به كرد. دیت به دید. پاتخشا به پادشاه. ارتخشیر به اردشیر. ارت وهشت به اردیبهشت. وت به بد. سرت به سرد. پیتاك به پیدا. وات به باد. زرتهشت به زردهشت (در شاهنامه). كوتك به كودك. ادیاتكار به یادگار. هورتات به خورداد. یزت به ایزد. فرتاك به فردا. اپایت به باید. پاتیفراس به پادفره. دروت به درود. پت دروت به بددرود كه با حذف تكرار "د" بدرود میشود. پت دیت به پددید یا پدید. روت به رود. زرت به زرد. سوت به سود. كتام به كدام. ویشاتك به گشاده. پاتگان به پادگان. شاتي به شادي. شايت به شايد. دات به داد (در پارسي باستان "داتا" كه عين واژه لاتين است). داتك به داده. خرت به خرد. خورتك به خرده. خوت به خود.

برای مطالعه ی بیشتر رجوع کنید به:

http://pajuhesh-iranshenasi.blogfa.com/post-82.aspx