نقش مهر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مهر وسیله‌ای است با نقش، علامت یا نوشته‌ای برجسته یا کنده‌کاری شده، به صورت معکوس و از جنس فلز، چوب یا پلاستیک که برای تایید امضاء، اعتبار بخشیدن به سند یا چاپ دستی، آن را به مرکب آغشته کرده و با فشار بر روی کاغذ یا چیز دیگری مانند آن، نوشته یا نشان را به آن منتقل می‌کنند.[۱] در گذشته، پیش از آنکه مهرهای امروزی مرسوم شود، بیشتر مهرها را بر روی نگین انگشتری با فلزی به شکل انگشتر می‌ساختند و نقش دلخواه خود را بر روی آن حک می‌کردند.این نقش مهر، ممکن بود نام دارنده مهر، شکلی از اشکال هندسی یا تصویر حیوان یا گیاهی و یا جمله‌ای خاص و ارزشمند، نزد دارنده مهر باشد.

در فرهنگ ایران[ویرایش]

یکی از نمودهای تأثیر پذیری جامعه ایرانی از قرآن، آمیختن آداب، رسوم، فرهنگ و ادبیات ایرانی با ظاهر و باطن قرآن بوده‌است. این تأثیرگذاری، حتی در نمادها و نشانه‌های ایرانیان نفوذ کرده و رنگ و بوی قرآنی به آنها بخشیده‌است.نمونه‌ای از این اثر پذیری در نقش مهرها، تجلی یافته‌است.

تحولات[ویرایش]

با ظهور اسلام و نزول قرآن، تغییر شگرفی در نقش مهرها ایجاد شد و بسیاری از افراد نقش مهرهای خود را به نقش‌های قرآنی تغییر دادند.پیشگامان این کار نیز امامان شیعه بودند.به غیر از پیامبر اسلام که نقش مهر او «محمد رسول الله» بود، تقریباً بقیه امامان شیعه از مهرهایی با نقشی از آیات شریف قرآن استفاده می‌کردند و با آن اوراق و نامه‌ها را امضاء و تایید می‌کردند.


رابطه نقش مهر با شخصیت انسان[ویرایش]

انتخاب نقش مهر، رابطه مستقیمی با شخصیت و دلبستگی‌های افراد داشته و نشانگر سطح فرهنگ و اطلاعات آنها می‌باشد.در این باره روایتی از ‌جعفر بن محمد آمده‌است که فرمود:

خردمندی مرد به سه چیز شناخته می‌شود که یکی از آنها نقش خاتم و مهر او است

پس هنگامی که شخصی، بخشی از یک آیه قرآنی را به عنوان امضاء و نقش مهر خود انتخاب می‌کند، بیانگر علاقه‌مندی او به قرآن کریم و آموزه‌های آن است.

نقش مهرهای بعضی از شخصیّت‌ها[ویرایش]

سجع مهر[ویرایش]

در برخی از متون، از نقش مهرها با عنوان سجع مهر نام برده شده‌است.سجع در اصل بانگ کبوتر و قمری است و در اصطلاح به سخن با وزن و قافیه گفته می‌شود.[۱۲]
سجع مهربه کلمات موزون ومسجع وگاه مصراعی یابیتی که معمولاً‌متضمن‌ودربردارنده نام ونشان دارنده مهر می‌باشد.[۱۳]

پانویس‌ها[ویرایش]

  1. فرهنگ معاصر فارسی امروز، ص ۱۲۲۳
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ الکافی، ج ۲، ص ۴۷۳.
  3. الامالی صدوق، ص ۱۱۳.
  4. المصنف ابن ابی شیبه، ج ۶، ص ۶۲.
  5. المصباح کفعمی، ص ۲۵۹. است
  6. شرح زندگانی من، ج ۱، ص ۱۲.
  7. شرح زندگانی من، ج ۱، ص ۱۹۳
  8. فرخ‌زاد ص.۸۰۱
  9. الذریعه، ج ۹، ص ۱۵۲.
  10. الذریعه، ج ۱۸، ص ۱۰۲.
  11. الرسائل الرجالیه، ج ۲، ص ۵۲۸.
  12. لغت نامه دهخدا، ج ۸، ص ۱۱۸۸۵.
  13. لغت نامه دهخدا، ج ۱۳، ص ۱۹۳۳۸