نقاشی‌درمانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

نقاشی‌درمانی [۱] شاخه‌ای از هنردرمانی است.

ترسیم کردن توانست خیلی زود بعنوان یک تکنیک نتیجه بخش برای تشخیص شرایط آسیب شناختی بکار رود.[۲] بطوریکه از همین امکان تشخیص ابتدایی، به تدریج روشهای منظم بسیاری به وجود آمد که امروز آنهاراآزمون نقاشی می‌نامند.این آزمون‌ها در تحلیل روانکاوانه پدید آورنده‌اثر نقش به سزایی دارد. در سال۱۹۲۵ نولان لوئـیس بعنوان یک تحـلـیل‌گرروانی استفاده از نقاشی‌آزاد را برای تحلیل رفتار بزرگسالان روان رنجور آغاز کرد.[۳] واین شاخهٔ تازه تاسیس بسرعت بعنوان یک پارامتر اساسی در کار روانشناسان جای مناسبی یافت. هدف نقاشی‌درمانی فراهم آوردن فرصتی برای افراد بود تا از طریق رنگها و خطوط احساسات، عواطف، نیازها و حتی دانسته‌های خود را آزادانه و به نحوی که مایل اند بیان کنند[۴].نقاشی و سایر هنرها مانند پلی میان دنیای درون و واقعیت‌های بیرونی قرار می‌گیرند و تصویر مانند یک مـیانجـی در فاصله ایـن دوعمل کرده و جنبه‌های خودآگاه و ناخودآگاه، گذ شته، حال و آیندهٔ فرد را بازگو می‌کند[دی لئو، جوزف (۱۳۷۵)][۵]. نقاشی بیش از آنکه در تشخیص اختلال‌های روانی بزرگسالان مفید باشد، درشـناخـت و درمان مشـکلات کودکان سازش نیافته، پرخاشگر و بیقرارمناسـب تر است و برای این گونه کودکان زمینه‌ای فراهم می‌کند تا قابلیت و خلاقیت خود رابروز دهند. روند ساختن، ترسیم و نقاشـی فرایند پیچیده‌ای‌است که د رطی‌آن کودک‌اجزای گوناگونی از تجربیاتش را برای پدید آوردن کـلـیـت یک اثر مـعـنادار مورد استفاده قرار می‌دهد. در این فرایند تولیدی، کودک در قالب یک اثر هنری، چیزی بیش از محصول و در واقع بخشی از خود را به ما باز می‌نمایاند؛ اینکه چگونه فکرمی‌کند، چه احساسی دارد و چگونه می‌بیند ؟.[[۶]] به هنگام ترسیم، فرد نه تنها خود را به شکل غیرکلامی، بیان می‌دارد و از این طریـق پویایی‌روانی و ارتباط بین فردیش را به نمایش می‌گذارد بلکه تعارضات بسیار عمیق خود را نیز فرا فکن می‌سازد. بنا بر این با استفاده از این ابزار می‌توان نـخسـتین علائم آسیب‌های روانی افراد را شناسایی کرد[۷]

شیوه‌های‌اجرایی[ویرایش]

گويا
    • ۱-جلسـات متوالی نقاشـی‌آزاد برای دانش آموزان ترتیب داده می‌شود؛ بدین صورت که کلیهٔ وسایل نقاشی مانند: ماژیک، مداد، مدادرنگی، مدادشمعی، گواش، آبرنگ در رنگهای متنوع در اختیار دانش آموزان قرار گرفته و طی یک جلسـه ابتدایی شیوهٔ استفاده از هر کدام از این ابـزارها برای آنان تشـریح و امتحان می‌شود. در جلسات بعدی ورقه‌ای سفید در اختیار هر کدام از آنان قرار گرفته و از افراد خواسته می‌شود تا هر موضوعی را که به آن علاقه و اشتیاق دارند بصورت کاملاً آزادانه و فارغ از دغدغه‌های تکنیکی و پرداختن به جزئیات، نقاشـی کنند.

اگر در طول جلسه کودکی از ترسیم نقاشی امتناع کند تعقیب هدف درمانی ایجاب می‌کند تا در معرض اصرار و تحمیل قرار نگیرد. اما در صورت ترسیم و اتمام نقاشـی از کودکان خواسته می‌شود تا به اختصار در مورد آنچه که کشیده‌اند و آنچه که دیگران ترسـیم کرده‌اند اظهار نظر نموده وبه بحث و گفتگو بپردازند. اینگونه بحثها در کلاس و درپایان جلسات نقاشی می‌باید صرفا در خصوص محور محتوایی نقاشیها بوده و از ورود به مباحث مربوط به ساختار و تکنیک بدور باشد. آثار نقاشی شده در پایان هر جلسه جمع آوری شده و تا آخر دوره نگهداری می‌شود ودر پایان دوره یکبار دیگر تمامی آثار نقاشی شده به وسیله دانش آموزان د ر معرض تماشای همه و مورد بررسی گروهی قرار می‌گیرد و از این طریق میزان پیشـرفت ارزیابی و درک تغییرات حاصل شده برای هر یک‌از آنان مقدور می‌گردد. در پژوهشی که به همین شیوه و به وسیله دکتر احمدبه‌پژوه و فریده نوری در سال ۱۳۸۰ برای «بررسی تأثیرنقاشی‌درمانی درکاهش رفتارهای پر خاشگرانهٔ دانش آموزان عـقب ماندهٔ ذهنی تهران» در دو گروه آزمایشی و کنترل (هر گروه شامل۶۰ نفر) از میان ۲۰ مدرسهٔ پسرانه تهران انجام شده‌است نتایج ذیل بدسـت آمده: در مرحلهٔ نخست نتایج آزمایشهایی که با استفاده از تکنیک‌های "بندر – گشتالت" [۸] آزمون گودیناف، [۹] ماتریس پیش‌رونده‌ریون [۱۰] بدست آمده نشان می‌دهد که میانگین نمرات مربوط به رفتارهای پرخاشگرانهٔ افراد مورد مطالعه از نظر والدین در هر گروه آزمایشی و کنترل در مرحله پیش آزمون مشابه یکد یگر بوده و اختلا ف معنی دارای وجود نداشته است. دراین پژوهش طی ۱۲جلسهٔ نقاشی درمانی بعنوان یک برنامه مداخله‌ای بار دیگر نظر سنجی والد ین انجام شد و نتایج ذیل حاصل گردید. نقاشی‌درمانی بر کاهش رفتارهای پرخاشگرانه دانش آموزان عـقب مانده ذهنی مؤثر بوده و بررسی یافته‌های غـیرکمی در این پژوهش نشان می‌دهد که‌استفاده‌از جلسات نقاشی‌درمانی برای دانش‌آموزان ابتدایی عقب مانده ذهنی به سبب ایجاد زمینه‌های مناسب برای برون‌افکنی هیجانها، احساسات و افکار، منجر به سازگاری عاطفی و اجتماعی آنان می‌شود. یافته‌های این پژوهش با یافته‌های نازنین مددی که به«بررسی تأثیر نقاشی درمانی در کاهش اختلالهای‌هیجانی در کودکان عادی»پرداخته بود همخوانی دارد[مددی، نازنین(۱۳۷۹)]همچنین بررسی نمرا ت دانش آموزان نشان می‌دهد که نقاشی درمانی حتی در مورد دانش آموزان عـقب مانده ذهنی کمتر از ۷ سال با بهره هوشی حدود ۴۰ درصد که قادر به ترسیم تصاویر دقیق نیستند نیز می‌تواند مؤثر باشد. [مددی، نازنین (۱۳۷۹)][۱۱] از بارزترین نکات مشاهده شده در جلسات نقاشی درمانی که به وسیله نویسنده [۱۲] درآموزشگاههای‌آزادهنری شهر تهران از دانش‌آموزان‌عادی ۴ تا۱۰ سال بصورت تحقیقی میدانی درفاصله سالهای ۸۲ – ۸۰ صورت گرفت موارد ذیل قابل تشخیص بود : معمولاً بعضی از کودکان بالاخص در سنین ۴ تا ۶ سال در جلسات اولیهٔ نقاشی درمانی به طریق معمول با شیوه‌های مختلف از جمله تعارض یا ابراز بی‌حوصلگی و گهگاه به بهانه عـدم توانایی در ترسیم از مشارکت در فعالیت خوداری می‌کنند، اما در جلسات بعدی با مشاهده فعالیت سایر اعـضای گروه، آنان نیز درجلسات مشارکت جسته و گاهی خود را فعال تر از سایرین نشان می‌دهند.

روستايىدراكراين
    • ۲- یک جعبه مداد رنگی شامل هفت رنگ: آ بی، سبز، زرد، بنفش، قهوه‌ای، قرمز، سیاه و یک مداد معمولی، یک پاک کن و یک برگ کاغذ A۴ بصورت عمودی دراختیار کودکان قرار می‌گیرد و به آنان گفته می‌شود که «روی کاغـذ یک آدم بکشـند و تاآنجاکـه‌امکان دارد قشـنگ باشد»

در موردانتخاب محل قرارگیری آدمـک، جنسیت، اضافه کردن عناصر و استفاده یاعدم استفاده از رنگ اختیار وآزادی کامل داده می شـود. تفاوت آشکار این تکنـیک با آزمایش آدمک گودیناف در امکان تکرارتمرین در جلسات متوالی و نیز آزادی عمل دراضافه کردن تصاویر حاشیه‌ای به نقاشی‌اسـت. در پایان جلسات (که می توانداز ۵ تا ۱۰جلسه متغیر باشد) کلیهٔ نقاشیهای ترسیم شدهٔ هـرکودک در جلسه‌ای با حضور همه شـرکت کنندگان در معرض تماشا قرارگرفته و به بحث و بررسی گذارده میشـود این تمرین می تواند بصورت فردی و گروهی باشـد. نتایج پژوهشی[صاحبی، دکترمحم علی وهمکاران(۱۳۸۲)][۱۳] بر روی بیماران مبتلابه عارضه دوقطبی بستری شدهدر بیمارستان‌روزبه‌تهران بـه منظور«بررسی شاخصهای ابعاد و رنگ در ترسیم آدمک رنگی» نشان می‌دهد : الـف) هر چند طول و سطح ترسیم درگروه پسران بطور قابل توجهی بزرگتر از گروه دختران بود منتها به دلیل انحراف معیار بالا درهرد و شاخص به خصوص درمورد«سطح» تفاوت‌ها معنا دارنبوده و نمی توان چنین نتیجه گرفت که جنسیت تأثیری دراندازهٔ نقاشی‌ها داشته است. ب‌) هر چند که انتظار میرفـت اکثر شرکت کنندگان درآزمون، نقاشی خود را رنگ کنند، اما ۶۴٪ ازآنان درنقاشی خود از رنگ استفاده نکرده و ۳۶٪ باقی مانده نیز اکثراً در نقاشی‌های خود از رنگ گرم درترسیم استفاده کرده‌اند.در پایان این تحقیق پژوهشگر با انطباق یافته‌های خود نتیجه می گیرد که در میان بیماران مبتلا به اختلال دوقبطـی ارتباط متقن و قوی میان کیفیت خلق و اندازهٔ ترسیم با رنگ‌آمیزی آن وجود ندارد که این مورد با یافته‌های بورکیت که همین آزمون را درموردکودکان عادی درسنین ۵ تا ۱۲ سال انجام داد مطا بقت ندارد [۱۴]. یافته‌های بورکیت نشان می‌دهد که :

  • الف) یک ارتباط خطی بین احساسات و عواطـف نقاش با رنگهای مورد استفاده مشاهده می شود.
  • ب) کودکان رنگهای خوشایند را برای رنگ آمیزی تصاویر خوشایند رنگ گرم و رنگهای ناخوشایندرا برای تصاویر ناخوشایند (سیاه و به طورکلی تیره) و نیز رنگهای خنثی(خاکستری) را برای تصاویر خنثی بکار برده‌اند.
  • ج‌) کودکان کم سن و سال، رنگهای ( قرمز و بنفش ) و بزرگترها رنگهای تیره تر را بیشتر ترجیح داده‌اند.
  • د) رنگ زرد و آبی بین پسران و قرمز در میان دختران غلبه داشته‌اسـت.

ازمطابقت نتایج حاصل‌ازاین دو پژوهش، می توان نتیجه گرفت که‌اختلاف فاحشی درچگونگی ترسیم میان دانش آموزان سالم و عادی با کودکان دارای ناهنجاری‌های روانی وجود دارد. جلسات گروهی نقاشی درمانی بخصوص در هنگام تحلیل گروهی آثار، می تواند شناخت جدیدی نسبت به شکل، رنگ و چگونگی ا ستفاده ازآنها را به کودکان منتقل کند.

    • ۳-درتکنیک دیگری که به شیوهٔ نقاشی‌درمانی می توان اجرا کرد امکانات اولیه که در تمرینهای قبل نیز به بدانها اشاره شد، دراختیار گروه قرار می گیرد اما این بار«هنردرمانگر» با هدایت گروه به سمت سوژه‌های از قبل تعیین شده سعی دارد به ذهن آنان ساختاری بدهد. بعنوان نمونه با دست مایه قرار دادان سوژه‌ای، بازگویی قصه‌ای یا انجـم یک گردش و ترسیم هر آنچـه گروه دیده است در قالب یک نقاشی، این تکنیک اجرا میشود. دراین شیوه هر کدام از اعضای گروه تلاشی برای تجـسم بخشیدن به مکنونات ذهنی خود دارند. ودراین مرحله است که نقش هنر درمانگر و تیم همراه، برای جهت دهی صحیح به کار گروه مشخص میشود. نقش درمانگر و مداخله آگاهانه او در فرایند خلافیت گروهی اساسیترین عنصر در کاهش آسیب‌های‌روانی میان اعضای گروه‌است. تحقیق [کاوه، محمدحسین و همکاران(۱۳۸۱)][۱۵]، درارتـبـاط با نـقـش مداخله گرانه معلمان در زمینه بهداشت‌روانی در مدارس ابتدایی نیز تاکیدی بر همین موضوع است ایشان همچنین محقق ساخت که :
  • الـف) عملکرد معلمان با مدارک بالای تحصیلی آنان ارتباط معنی داری دارد.
  • ب‌) معلمان آموزش دیده از پتانسیل بالایی برای مشارکت درارائه خدمات برخودار بوده و دارای بیشترین میزان تأثیر در میان داـش آموزان بوده اند.
  • ج‌) مداخله آموزشی می تواند عملکرد یا رفتارهای بهداشتی را بهبود بخشد.ازاینرو میتوان با تربیت نیروی انسانـی متخصص و تیم همراه پزشکی و هنری، در سطح مراکز آموزشی شهر واستان، به بهبود شاـصه‌های کیفی بهداشت روانی دانش آموزان کمک شایان توجهی کرد.

پانویس‌ها ومنابع[ویرایش]

  1. Painting Therapy
  2. Levick M.F –۱۹۸۳ -«The Couldent Talk and they Drew»Charles.C– Tomas[۱]
  3. Levick M.F –۱۹۸۳ - «The Couldent Talk and they Drew»Charles.C– Tomas [۲]
  4. Landgarten.H.B –۱۹۸۱ - «Clinical Art Therapy»– New York:Brunner -Mazel[۳]
  5. دی لئو، جوزف - (۱۳۷۵). «تفسیر نقاشی‌های کودکان» ترجمه فاطمه فروزان تهران - انتشارات سازمان بهزیستی کشور[۴]
  6. Levick M.F –۱۹۸۳ - «The Couldent Talk andthey Drew»Charles.C– Tomas [۵]
  7. Saidi.SH -۱۹۷۹ -«Values expressed in Nigerian children's drawings»- International journal of psychologe-۳:۱۶۳-۱۶۹ [۶]
  8. Bender Geshtalt
  9. Test Goodenough
  10. Raven Matrices Test
  11. مددی، نازنین (۱۳۷۹) - «بررسی تأثیر نقاشی درمانی بر کاهش مشکلات هیجانی کودکان ۷ تا ۱۱ ساله» - پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی - تهران مرکز [۷]
  12. Khosro Sina- خسرو سینا
  13. صاحبی، دکتر محمدعلی - پوراعتماد، دکترحمیدرضا-محمدی. دکترمحمدرضا(۱۳۸۲) -«بررسی شاخص‌های‌ابعاد و رنگ درآزمون ترسیم‌آدمک رنگی کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلال دو قطبی» – فصلنامه پایش[۸]
  14. Burkitt E, Barrett M, DAvis A – ۲۰۰۳ - «Childrens Colour Choices for Completing Drawings of Affectively Characterised topics» Journal of Children Psychology and Psychiatry and Allied Disciplines [۹]
  15. کاوه، محمد حسین - شجاعی زاده، دکتر داود- شاه محمدی، دکتر داود –افتخاراردبیلی، دکتر حسین (۱۳۸۲) «نقش معلمان درزمینه بهداشت روانی در مدارس ابتدایی» - فصل نامه پایش [۱۰]

پیوند به بیرون[ویرایش]