نظریه وراژنتیکی
نظریهٔ وراژنی (اپیژنتیکی) نظریهای است ناشی از توسعهای است که منشا ژنتیکی رفتار و همچنین تاثیر مستقیمی که نیروهای محیط زیست به مرور زمان روی بیان آن ژنها میگذارند را شامل میشود. قضیه بر تعامل پویای بین این دو توانایی در طی توسعه تمرکز میکند.
تعامل برانگیزترین ایدههای توسعه در شکلها ی گوناگون و تحت نامهای متفاوت در سرار قرون نوزدهم و بیستم مورد بحث قرار گرفتهاست. یک ایدهٔ اولیه در میان اظهارات بنیادین در جنین شناسی، توسط کال ارنست وان بایر پیشنهاد شد و توسط ارنست هایکل تعمیم داده شد. یک رویکرد متفاوت به نام "اثر بالدوینِ" جیمز مارک بالدوین در گفتمان معاصر برجستهاست. یک دیدگاه اپی ژنتیکی بنیانی (زیست شناسی فیزیولوژیکی)توسط پائول ونتربرت توسعه یافت. نوع دیگر اپی ژنسیز احتمالاتی توسط گیلبرت گوتلیب در سال ۲۰۰۳ ارائه شد.
اپی ژنسیز احتمالاتی دیدگاهی است که بیان میکند تاثیر دوطرفهای بر مبنای چهار سطح تجزیه تحلیل، بر توسعهٔ یک ارگانیسم وجود دارد. این چهار سطح از تجزیه تحلیلها عبارت است از فعالیت محیطی (اجتماعی، فیزیکی و فرهنگی)، رفتار، عصبی و فعالیت ژنتیکی.[۱] این دیدگاه شامل تمام عوامل ممکن در حال توسعه روی یک ارگانیسم و نه تنها اینکه چطور ارگانیسم و یکدیگر را تحت تاثیر قرار میدهند بلکه همچنین شامل اینکه چطور ارگانیسم، توسعهٔ خود را تحت تاثیر قرار میدهد، میباشد.
با توجه به روانشناسی رشد، اریک اریکسون ایدهای به نام اصل اپی ژنتیک را توسعه داد که بیانگر این است که چطور ما از طریق آشکارسازی شخصیتمان در مراحل از پیش تعیین شده و تحت تاثیر محیط زیست و فرهنگ اطرافمان توسعه یافتیم. این آشکارسازی بیولوژیکی در با تنظیمات اجتماعی و فرهنگی در مراحل رشد روانی انجام شده، که " پیشرفت در هر مرحله با موفقیت یا عدم موفقیتمان در مراحل قبلی مشخص شدهاست."[۲]
قضیهٔ اپی ژنتیک سیر تکاملی را به عنوان نتیجهٔ یک تبادل دوطرفهٔ در حال انجام بین محیط و وراثت در نظر میگیرد.[۳]
محدودهٔ تاثیرات محیطی شامل چیزهایی است که ما تحت تربیت، مانند پدر و مادر، پویایی خانواده، تحصیل و کیفیت همسایگی در برخورد با ویروسها و اتفاقات داخل سلول، کسب میکنیم..[۴] علاوه بر این، نظریه ابعاد فرهنگی هافستد میگوید که فرهنگهای مختلف منجر به تأثیرات زیست محیطی به طرق مختلف میشود.[۵]
از آنجا که نظریه اپیژنتیکی متکی بر محیط زیست (که در میان فرهنگهای مختلف متفاوت است) و وراثت به عنوان عامل موثر بر توسعهای است، که بیان میکند کجا و چطور رشد افراد میتواند رشد بالقوه شان را پیش بینی کند. وضعیت اجتماعی و اقتصادی میتواند به تأثیرات زیست محیطی کمک کند، به عنوان مثال دسترسی به غذاهای سالم، دارو و مراقبت موجب تسهیل توسعه مثبت است. ژنها، در طول یک دوره حیات پروتئینها را تولید میکنند، که این پروتئینها میتوانند در محیطهای مختلف متفاوت باشد. با این وجود نظریهٔ اپی ژنتیک بیان میکند که ژنهایی که مشترک هستند، تعیین کنندهٔ صفات فردی در شیوهای مستقل نیستند، بلکه صفات را وابسته به محیط تعیین میکنند،[۴] هیچ اجماعی بر روی اینکه چه درصدی از طبیعت یا پرورش ما باعث به وجود آمدن ما میشود، وجود ندارد.
همچنین ببینید[ویرایش]
منابع:[ویرایش]
- ↑ ^ Gilbert Gottlieb, "Probabilistic epigenesis", Developmental Science 10:1, (2007), 1-11
- ↑ Boeree, C. George, (1997/2006),Personality Theories, Eric Ericson
- ↑ Gottlieb,G. , (1991). Epigenetic systems view of human development. Developmental Psychology, 27(1), 33-34.
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ Santrock, J.W. (2007). Biological beginnings. In J.W. Santrock (4Ed.), A topical approach to life-span development, (pp. 69-70). New York, New York: McGraw Hill Companies, Inc.
- ↑ Gottlieb,G. , (1991). Epigenetic systems view of human development. Developmental Psychology, 27(1), 33-34.