نظریه مقداری پول

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

در علم اقتصاد، نظریه مقداری پول (به انگلیسی: Quantity theory of money) نظریه‌ای است که نحوه تعیین سطح قیمت‌ها را در یک سیستم اقتصادی ساده مشخص می‌کند.[۱] این نظریه پیش بینی می‌کند که سطح قیمت‌ها نسبت مستقیم با حجم پول در اقتصاد دارد.[۲]


مقدمه[ویرایش]

بطور کلی هنگامیکه پیرامون نظریه های پولی صحبت میشود هدف، بررسی ارتباطات منظم موجود میان پول و سایر متغیرهای اقتصادی است.بعبارت دیگر مجموعه ی این نظریه ها بدنبال شناخت و تبیین رفتارهای جامعه پیرامون تقاضای پول و نحوه ی تاثیرپذیری آن از متغیرهای اقتصادی و یا تاثیرگذاری آن بر رفتار این متغیرها میباشد. در اینجا بررسی تقاضای پول را در سه حوزه بررسی میکنیم: نظریه پولی قبل از کلاسیکها،نظریه پولی کلاسیک ها،نظریه پولی بعد از کلاسیک ها[۳]

نظریه های پولی قبل از کلاسیک ها[ویرایش]

این نظریه مربوط به گروهی از اقتصاددانان نظیر ویلیام پتی، جان لا،ریچارد کانتیون،دیوید هیوم میباشد که تماما در سالهای 1650-1776 میزیسته اند. مجموعه نظریات این دانشمندان بر اساس دو محور فکری اساسی یعنی پول محرک اصلی تجارت است و تاکید بر تاثیر پول بر حجم تولید واشتغال استوار بوده است.

ویلیام پتی[ویرایش]

ویلیام پتی در مجموعه نظریات خود پیرامون تخمین درآمد ملی عنوان مینماید حجم بسیار کمی از پول از توانایی قابل توجهی در ایجاد معاملات تجاری برخوردار است مشروط بر آنکه سرعت گردش آن در حد کافی باشد.[۴]

جان لا[ویرایش]

جان لا اعتقاد داشت که تجارت داخلی تا حد قابل توجهی متاثر از حجم پول میباشد. بطوریکه حجم پول بیشتر، زمینه ی استفاده از نیروی کار بیشتر در فرایند تولید و اشتغال بیشتر را به همراه دارد.[۵]

ریچارد کانتیون[ویرایش]

ریچارد کانتیون در بیان نظریات خود به ارتباط میان حجم پول و قیمت ها اشاره میکند و بر این اساس میزان تاثیرگذاری حجم پول بر سطح قیمت ها را منوط به تاثیرگذاری حجم پول بر میزان مخارج جامعه میداند. وی عنوان میکند که با تغییرات ایجاد شده در حجم پول اندازه ی متغیرهای حقیقی در اقتصاد نیز متاثر خواهد شد.[۶]

دیوید هیوم[ویرایش]

دیوید هیوم معتقد بود که افزایش مقدار پول تحت شرایط خاصی موجب اقزایش فعالیت های اقتصادی میشود. وی اشاره میکند که در صورت ثبات بافت طبقاتی جامعه و عادات پس انداز و سرمایه گذاری در جامعه گردش پول، تعادل جدیدی را در اقتصاد ایجاد میکند که در این وضعیت قیمتها متناسب با افزایش حجم پول افزایش خواهند یافت.[۷]

نظریات پولی کلاسیک ها[ویرایش]

بطور کلی مبانی و تیوری های اقتصاد کلاسیک بر اساس دو نطریه ی مقداری پول و قانون سی استوار است.

قانون سی[ویرایش]

این قانون به اقتصاددان فرانسوی ژان باتیست سی منصوب است و تساوی همیشگی تقاضای کل و عرضه ی کل را تضمین میکند.عرضه تقاضای خود را بوجود میآوردیعنی معادل ارزش تولیدات بنگاه ها درآمد برای صاحبان عوامل تولید ایجاد میشود و برای کالاهای ایجاد شده تقاضا بوجود می آید.اقتصاددانان کلاسیک معتقد بودند بدلیل وجود قانون سی همواره تعادل در اقتصاد برقرار میگردد.[۸] نظریه ی مقداری پول که در ابتدا به صورت رابطه ی مقداری پول یا معادله ی مبادله مطرح گردید توسط اقتصاددانان کلاسیک در قرن 19 و اوایل قرن 20 توسعه داده شد که در ادامه به بررسی نظریاتشان میپردازیم.

رابطه ی مقداری پول از دیدگاه ریکاردو[ویرایش]

بدون تردید ریکاردو اولین کسی بوده است که نظریه مقداری پول را در قالب فرمول بندی جدید و به منظور بیان رابطه ی میان حجم پول و سطح عمومی قیمتها معرفی نموده است.وی در نظریه خود از پول بعنوان وسیله ی مبادله و معیار سنجش ارزش نام برد و تایر آنرا بر فعالیت های اقتصادی نفی میکند.ریکاردو نظر خود را بوسیله ی معادله ی زیر توضیح میدهد:

 K =\mbox{PT}

بطوریکه ارزش های مبادله بر اساس هزینه های واقعی تولید تعیین میشود.براساس نظریه ریکاردو تمام عوامل تولید به کار گمارده شده و همواره تولید با اشتغال کامل همراه است.بنابراین با توجه به ثابت بودن حجم مبادلات در سطح اشتغال کامل تغییرات حجم پول فقط منجر به تغییرات قیمت میشود و بر روی تولید و حجم مبادلات بی اثر است.(خنثایی پول)

رابطه مقداری پول از دیدگاه جان استوارت میل[ویرایش]

جان استوارت میل که در اواسط قرن 19 و 30 سال بعد از ریکاردو اصول اقتصاد سیاسی را نوشت و به اصلاح و تکمیل نظریه ریکاردو پرداخت.وی بیان میکند که در بررسی نحوه تاثیرگذاری سرعت گردش پول نیز توجه نمود.وی بر این اساس رابطه ی مبادله را بصورت زیر تعریف کرد:

 \mbox{MV} =\mbox{PT}

جان استوارت میل همانند ریکاردو فرض میکند حجم مبادلاتدر سطح اشتغال کامل ثابت است.بر اساس دیدگاه میل فقط حجم پول تعیین کننده سطح عمومی قیمت ها نخواهد بود.بلکه سرعت گردش پول نیز تاثیر قابل توجهی بر سطح عمومی قیمت ها میتواند داشته باشد.بلکه سرعت گردش پول نیز تاثیر قابل توجهی بر سطح عمومی قیمت میتواند داشته باشد.در معامله ی وی حتی در صورت ثبات حجم پول در جامعه ممکن است بعلت تغییرات سرعت گردش پول سطح عمومی قیمت ها متاثر گشته و تغییر نماید یا اینکه علی رغم تغییرات حجم پول، تغییرات سرعت گردش پول به گونه ای باشد که این امر را خنثی نموده و سطح قیمت ها ثابت باقی بماند.از طرف دیگر با فرض ثابت بودن تولید (T) بعلت نزدیک بودن به شرایط اشتغال کامل و همچنین ثبات سرعت گردش پول در یک مدت معین میتوان عنوان نمود که هرگونه افزایش در حجم پول(M) علی القاعده باید موجب افزایش نسبی سطح قیمتها گردد.بنابراین با افزایش تقاضای کل در جامعه ارزش پولی آن که با MV نشان داده میشود افزایش یافته و ارزش پولی میزان عرضه کل جامعه که با PT نشان داده میشود نیز به همان میزان افزایش خواهد یافت تا مجددا تعادل در اقتصاد برقرار شود.حال از آنجایی که T و V ثابت فرض شده اند باید گفت که هرگونه تغییر در M مستقیما بر روی P اثر خواهد گذاشت و اگر M ثابت فرض شود و V و T نیز تغییر کنند سطح عمومی قیمتها نیز به تبع آن تغییر خواهد یافت.[۹]

رابطه ی مقداری پول از دید فیشر[ویرایش]

فیشر نظریه خود را با اشاره به نقش سپرده های بانکی و سرعت گردش این سپرده ها بر اساس معادله ی مبادله ی معروف خود یعنی

 \mbox{MV} +\mbox{M'V'}=\mbox{PT} 

معرفی میکند که در آن M حجم پول(حجم پولهای مسکوک و کاغذی خارج از نطام بانکی)V سرعت گردش این پولها و 'M کل سپرده های دیداری و'V سرعت گردش سپرده های دیداری، P شاخص قیمتها و T شاخص حجم فیزیکی معاملات میباشد.[۱۰]

فروض فیشر[ویرایش]

V و 'V ثابت هستند زیرا سرعت گردش پول در هر کشور بستگی به شرایط اقتصادی، سلیقه و عادت مردم دارد که در کوتاه مدت تغییر نمیکند.[۱۱] T میزان مبادلات ثابت است زیرا بر طبق نظر اقتصاددانان کلاسیک همه ی عوامل تولید و استغال کامل هستند و امکان افزایش تولید و مبادله وجود ندارد.[۱۲] 'M که حجم پول اعتباری در گردش است به M بستگی دارد و در اینصورت کافی است که در فرمول حجم M افزایش یابد تا به موازات آن P ترقی یابد.

نظریه پولی بعد از کلاسیک ها[ویرایش]

در ابتدای قرن بیستم مارشال،پیگو و کینز بعنوان رهبران مکتب کمبریج در نظریه پولی، روی درآمد و رفتارها و انگیزه های افراد تاکید کردند و معتقدند که افراد بسته به مقدار ثروت و مقدار درآمد خود و نیز بسته به نحوه و میزان دادوستد خود، بخشی از درآمد خود را برای انجام معاملات بصورت پول نگهداری میکنند و این ایده را تحت عنوان معادله ی کمبریج ارایه کردند.[۱۳] بر اساس این روش مردم همواره درصد معینی از درآمد خود را بصورت قدرت خرید آماده نگهداری میکنند.هرگاه برای یک شخص معین این درصد را با K نشان دهیم و از طرف دیگر درآمد و متوسط وجوه نقدی را که او بصورت پول و سپرده های بانکی در دسترس دارد با حرف Y و m نشان دهیم رابطه روبرو را خواهیم داشت:

 K = \frac{\ m}{\ y}

حال اگر این رابطه را با فرض آنکه علاوه بر مصرف کنندگان و تولیدکنندگان نیز وجوه نقد در دسترس دارند به کل اقتصاد تعمیم دهیم رابطه بصورت زیر میشود: رابطه (1) :

 K = \frac{\ M}{\ Y} 

این رابطه بدین معنی است که عرضه ی کل پول در یک زمان معین برابر نسبتی از درآمد ملی(Y)در همان دوره است. بنابراین رابطه ی زیر را میتوانیم بنویسیم: رابطه (2) :

 \mbox{M} =\mbox{KY}  

حال رابطه ی نظریه مقداری پول را دوباره مینویسیم: رابطه (3) :

 \mbox{MV} =\mbox{PT} 

در این رابطه PT ارزش کالای نهایی در اقتصاد است و معادل Y در رابطه بالا. پس میتوانیم بنویسیم: رابطه (4) :

 \mbox{MV} =\mbox{Y}=\mbox{PT}

که از آن رابطه ی (5) نتیجه میشود: رابطه (5) :

 \mbox{M} =\mbox{KPT}  

با در نظر گرفتن رابطه 1 رابطه ی زیر را میتوان نوشت:

رابطه (6):

 K = \frac{\ M}{\ Y} = \frac{\ M}{\ PT} = \frac{\ M}{\ MV}

و از اینرو خواهیم داشت: رابطه (7):

 K = \frac{\ 1}{\ V} 

اگر مقدار k را در رابطه ی (5) جایگزین کنیم معادله ی مبادله حاصل میشود.معادله ی (7) بدین معنی است که هرگاه مردم در اقتصاد درصد بیشتری از درآمد خود را (k) بصورت پول نگهداری کنند پول بصورت درآمد با سرعت آهسته تری بین افراد جامعه گردش خواهد بود.بعبارت دیگر هرگاه وجوه نقدی کاهش یابد گردش پولی سریعتر انجام میگیرد نتیجتا k بصورت معکوس با سرعت درآمدی پول ارتباط دارد.[۱۴]

فریدمن و نطریه پولی تقاضای پول[ویرایش]

فریدمن درکتابی که تحت عنوان "مطالعاتی در مورد نظریه مقداری پول" در سال 1956 میلادی منتشر کرد، مجددا نظریه مقداری پول را احیا کرده و ضمن ارایه و تعبیر تازه ای از آن بعنوان نظریه رجحان دارایی نظریه مقداری پولی خود را با نظریه سرمایه ادغام کرده است.بر اساس تفسیر تازه ی فریدمن، نظریه مقداری پول، نظریه تعیین سطح تولید، درآمد، یا سطح قیمت نیست، بلکه نظریه تقاضا برای پول است.تقاضا برای پول بر اساس تحلیل مارشال تابعی است از درآمد و از نظر کینز تابعی است از درآمد و نرخ بهره.ضمنا تقاضا برای پول مانند هر کالای دیگر قاعدتا باید تابعی از قیمت آن، درآمد و قیمت کالای وابسته نیز باشد.لیکن فریدمن معتقد است که چون پول یک کالای مصرفی نبوده و نوعی دارایی است، بنابراین، تقاضا برای پول را باید به صورت تقاضا برای یک نوع دارایی تلقی کرد که همان نظریه رجحان دارایی است.[۱۵] در تابع تقاضای پول که فریدمن ارایه میکند، سرعت گردش پول تابعی است از نرخ بازده دارایی های مالی به جز پول، نرخ تورم مورد انتظار، ترکیب ثرت فرد، درآمد واقعی و عوامل دیگری که تحت عنوان سلیقه معرفی میشوند.فریدمن اهمیت زیادی برای سیاست های پولی قایل است و معتقد است حجم پول باید با توجه به تغییرات تولید واقعی تغییر کند.فریدمن تحلیل کینز مبنی بر عدم کارایی سیاست های پولی و تاثیر غیرمستقیم و تردیدآمیز تغییرات حجم پول بر تقاضا موثر را نمیپذیرد.از دیدگاه او تاثیر پول مستقیم و بدون واسطه است.افزایش حجم پول بر فزونی عرضه بر تقاضای موجودی های واقعی منجر میشود که نهایتا موجب افزایش درآمد پولی خواهد شد.حال سوال مهم این است که آیا افزایش حجم پول، قیمت ها را بالا میبرد یا تولید را افزایش میدهد؟جواب به این سوال بستگی به سطح اشتغال و وجود ظرفیت تولیدی بیکار دارد.ولی در هر حال، افزایش تقاضا و درآمد پولی قطعی است .فریدمن معتقد است، کارایی سیاست های مالی تنها زمانی میتواند وجود داشته باشد که با تغییرات مناسبی در حجم پول همراه باشد و در غیر اینصورت این سیاست ها کارایی لازم را ندارند. در مجموع میتوان گفت پولیون با اصرار بر نقش پول، سیاست پولی را تنها سیاست موثر برای مهار تورم میدانند.[۱۶]


پانویس[ویرایش]

  1. Castronova, ‎Edward. Synthetic worlds: the business and culture of online games. University of Chicago Press, 2006. p. 196. ISBN 0-226-09627-0, 9780226096278. 
  2. Bofinger, ‎Peter. Julian Reischle, Andrea Schächter. Monetary policy: goals, institutions, strategies, and instruments. Oxford University Press, 2001. p. 21. ISBN 0-19-924856-7, 9780199248568. 
  3. مجتهد ،احمد ،دانشنامه ماليه بين‌الملل و بانکداري ،ص 79
  4. مجتهد، احمد، دانشنامه ماليه بين‌الملل و بانکداري، ص 80
  5. مجتهد، احمد، دانشنامه ماليه بين‌الملل و بانکداري، ص 80
  6. مجتهد، احمد، دانشنامه ماليه بين‌الملل و بانکداري ،ص 80
  7. مجتهد، احمد، دانشنامه ماليه بين‌الملل و بانکداري ، ص 80
  8. مجتهد ،احمد ،دانشنامه ماليه بين‌الملل و بانکداري ،ص 81
  9. مجتهد ،احمد ،دانشنامه ماليه بين‌الملل و بانکداري ،ص 82
  10. مجتهد ،احمد ،دانشنامه ماليه بين‌الملل و بانکداري ،ص 84
  11. مجتهد ،احمد ،دانشنامه ماليه بين‌الملل و بانکداري ،ص 85
  12. مجتهد ،احمد ،دانشنامه ماليه بين‌الملل و بانکداري ،ص 85
  13. شاکری ،عباس ،اقتصاد کلان نظریه ها و سیاست ها ،ص 215
  14. تفضلی ،فریدون ،تاریخ عقاید اقتصادی ،ص 329
  15. غفاری ،هادی ، تاریخ عقاید اقتصادی ،ص 218
  16. غفاری ،هادی ، تاریخ عقاید اقتصادی ،ص 221

منابع[ویرایش]

  • مجتهد.احمد."دانشنامه ماليه بين‌الملل و بانکداري"،ناشر:پژوهشکده پولي و بانکي.سال چاپ:۱۳۸۸
  • تفضلی.فریدون."تاریخ عقاید اقتصادی"،انتشارات نشر نی
  • شاکری.عباس."اقتصاد کلان، نظریه ها و سیاست ها"،انتشارات پارس نویسا.سال چاپ:1387
  • غفاری.هادی."تاریخ عقاید اقتصادی"انتشارات دانشگاه پیام نور.سال چاپ:1389