نظریه رشد مرحله ای پیاژه
نظریه رشد مرحلهای پیاژه، نظریهای است دربارهٔ رشد.پیاژه به مطالعهٔ تواناییهای کودکان، که به طور طبیعی رشد میکنند، و تعاملات انان با محیط، علاقهمند شد. علت این علاقه تا حد زیادی، مشاهدهٔ رشد و رفتارهای فرزندان خودش بود. پیاژه بر این باور بود که در فرایند رشد، خود کودک شرکت کنندهای فعال است و دست روی دست نمیگذارد تا رشد بیولوژِک یا محرکهای خارجی، کار خودشان را بکنند. او کودکان را دانشمندانی کنجکاو میدانست که به تحقیق و ازمایش دربارهٔ اشیای درون محیط دست میزنند تا ببینند چه اتفاقی خواهد افتاد. مثلاً، اگر گوش عروسک خود را بمکم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ و یا اگر بشقابم را به سمت لبهٔ میز هل دهم، چه خواهد شد. نتیجهٔ این ازمایشها، برای ساختن طرحوارهها به کار میرود. طرحواره عبارت است از نظریه یا مدلی دربارهٔ این که اشیا و رویدادهای اجتماعی و فیزیکی چگونه عمل میکنند. هم چنین کودکی که با رویداد و یا شیء تازه مواجه تلاش میکند تا ان را جذب نماید. جذب به معنی درک اشیا و رویدادهای تازه، بر اساس طرحوارههای از پیش موجود میباشد. به باور پیاژه اگر تجربهٔ تازه در طرحوارهٔ موجود جا نشود، کودک مانند همهٔ دانشمندان خوب، اقدام به انطباق خواهد کرد. انطباق یعنی دگرگون کردن طرحواره برای انکه اطلاعات تازه در ان جا شوند. به این ترتیب جهان بینی کودک گسترش مییابد.
نخستین شغل پیاژه پس از فوق لیسانس روان شناسی، کار در ازمایشگاه الفرد بینه بود. پیاژه در طول کار، به این موضوع علاقهمند شد که چرا همهٔ کودکان اشتباهات مشابهی را انجام میدهند. نحوهٔ استدلال انان با اشخاص بزرگسال چه تفاوتی دارد؟ او به مشاهدهٔ فرزندان خود پرداخت. به بازی کردنهای انان دقت کرد، به انان سوالات و مسائل علمی و اخلاقی ساده داد و از انها خواست که دلیل پاسخهای خود را بگویند. مشاهدههای پیاژه او را متقاعد کرد که توانایی کودکان در تفکر و استدلال از یک سری مراحل عبور میکند، مراحلی که از لحاظ کیفی با یکدیگر تفاوت دارند. او رشد ذهنی را به چهار مرحله کلی تقسیم نمود. هر یک از این مراحل از مراحلی کوچک تر تشکیل شدهاست. این چهار مرحله عبارت اند از: مرحلهٔ حسی-حرکتی، پیش عملیاتی، عملیات عینی و عملیات صوری.
[ویرایش] مرحلهٔ حسی حرکتی
پیاژه دو سال نخست زندگی را مرحلهٔ حسی-حرکتی میداند. مرحلهٔ حسی حرکتی زمانی است که نوزادان مشغول کشف روابط بین اعمال و پیامدهای اعمال خویش هستند. انها متوجه میشوند که برای دست یافتن به یک شیء تا چه اندازه باید دست خود را دراز کنند، و وقتی بشقاب را به سمت لبهٔ میز هل میدهند، چه روی میدهد. و به این ترتیب انها کم کم، متوجه میشوند که وجودی مستقل دارند و بخشی از اشیای دیگر نیستند. کشف مهم در این مرحله، مفهوم پایداری و یا ماندگاری اشیا است. پایداری اشیا به این واقعیت اشاره میکند که یک شیء حتی اگر از جلوی چشمان کودک برداشته شود، به وجودیت خود ادامه خواهد دادهنگامی که یک کودک هشت ماهه میخواهد اسباب بازی خاصی را بردارد، اگر بر روی ان پارچهای بیندازیم، او بلافاصله دست از تلاش بر خواهد داشت، انگار که علاقهٔ خود را به ان از دست دادهاست و مطمئن است که هر چیزی که به چشم نیاید وجود ندارد. او نه متعجب میشود و نه ناراحت. اما یک کودک ده ماهه، باز هم به دنبال اسباب بازی پنهان شده در زیر پارچه خواهد گشت. بچههای بزرگ تر که به مفهوم پایداری اشیا دست یا فتهاند، می دانند که ان شیء هنوز وجود دارد هر چند که دیده نمیشود. البته در این سن نیز کودک در جستجوی اشیای پنهان شده مهارت زیادی ندارد. کودکی که توانستهاست چندین بار شیئ را در جای خاصی پیدا کند، باز هم به جستجو در همان محل ادامه میدهد حتی اگر یک بزرگ تر ان شیء را جلوی چشم کودک در جای دیگری پنهان کرده باشد. تنها حدود یک سالگی است که کودک در جایی به دنبال شیء خواهد گشت که اخرین بار ان را در انجا دیدهاست و برایش مهم نیست که در دفعات پیش از بار اخر، انها را در کجا دیدهاست.
[ویرایش] مرحلهٔ پیش عملیاتی
از حدود ۱۸ ماهگی تا دو سالگی، کودکان استفاده از سمبلها را اغاز میکنند. کلمات سمبل هستند و میتوانند معرف اشیا و یا گروههایی از اشیا باشند. یک شیء میتواند معرف شیء دیگری باشد. کودک سه ساله سوار یک تکه چوب میشود و گمان میکند که اسب است و با ان دور اتاق اسب سواری میکند. کودکان سه و چهار ساله میتوانند از کلمات استفاده کنند، اما کلمات و تصاویر ذهنی ان هابه شیوهٔ منطقی مرتب نشدهاست. در مرحلهٔ پیش عملیاتی، کودک هنوز برخی قوانین یا عملیاتهای ذهنی را بلد نیست. عملیات یعنی، روشی ذهنی برای تجزیه، ترکیب، ویا تبدیل اطلاعات به شیوهای منطقی. مثلاً اگر اب یک لیوان بلند و باریک را به داخل یک لیوان کوتاه و پهن بریزیم، اشخاص بالغ خواهند گفت که لیوان اب تغییری نکردهاست زیرا میتوانند این مراحل را در ذهنشان معکوس کنند، یعنی میتوانند در ذهن خودشان اب را دوباره در لیوان بلند وباریک بریزند و در نتیجه به حالت نخست در بیاورند. در مرحلهٔ پیش عملیاتی کودک نی تواند عملیات ذهنی را در ذهن خود معکوس کند و یا این کار را بسیار ضعیف انجام میدهد. در نتیجه به باور پیاژه، کودکان پیش عملیاتی هنوز به نگهداری ذهنی دست نیافتهاند. نگهداری ذهنی، یعنی درک این واقعیت که مقدار یک ماده، حتی پس از عوض شدن شکل ان ثابت میماند. این کودکان متوجه نمیشوند که مقدار اب، حتی پس از ان که از لیوان بلند وباریک به لیوان کوتاه و پهن ریخته میشود، یکسان باقی میماند و ثابت است.[۱]
[ویرایش] پانویس
- ↑ گنجی، مهدی. دکتر حمزه گنجی. زمینه روان شناسی اتکینسون و هیلگارد. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۷۶۰۹-۶۴-۷.