نظام سیاسی اسلام
|
|
پیشنهاد شدهاست که این مقاله یا بخش با حکومت اسلامی ادغام گردد (بحث). |
|
|
لحن یا سبک این مقاله بازتابدهندهٔ لحن دانشنامهای استفادهشده در ویکیپدیا نیست. |
|
|
برای اثباتپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است یا منابع ارائهشده بهدرستی ارجاع داده نشدهاند. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکیپدیا برای ارجاع به منابع با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بیمنبع در آینده مردود و حذف خواهندشد. |
|
|
برخی اطلاعات این بخش یا مقاله اثبات نشدهاند و ممکن است قابل اعتماد نباشند. درستی آنها باید بازنگری شود و در صورت لزوم تغییرات مناسب در آن اعمال شود. شیوهٔ ارجاع به منابع را ببینید. مطالبی که درستی آنها اثبات نشود، احتمالاً در آینده حذف خواهند شد. |
|
|
برای اثبات پذیری کامل این مقاله به منابع بی طرف نیاز است. لطفاً با توجه به سیاست ویکی پدیا در قبال منابع با ارائهٔ منابع بی طرف و معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بی منبع ممکن است در آینده حذف شوند. |
در تفکر اسلامی، حاکمیت از آن خداست که به طریقی بر حاکم و حکومت انسانی جاری میشود. از این رو هر کسی و هر حکومتی حق حاکمیت بر مردم را ندارد. در این رابطه از ادلهی نقلی و عقلی مختلفی استفاده می شود.
برخی این بحث را بسیار گستردهتر دانسته و اتخاذ یک شیوه حکومتی خاص ویژهی اسلام را با لحاظ تمام ابعادش با اجتهاد فقهی و فلسفی مدنظر دارند. این نظریات، یک شکل خاص از حکومت را تجویز نمیکنند، بلکه حکومتی را که در عصر و مکان خویش بتواند با نگرش اسلامی پاسخگوی نیازهای جامعه اسلامی و انجام کارکردهای حکومت اسلامی باشد مدنظر دارند.
مقدمه[ویرایش]
دولت و حکومت در جامعه اسلامى، تنها بیانگر مجموعهی نهادها همچو سایر جوامع نیست، بلکه از نگرش ها و شیوههای خاصی از رفتار و عمل حاکی است که "مدنیت اسلامی" خوانده می شود و در کلیت خود "تمدن اسلامی" نامیده می شود. به این ترتیب حکومت اسلامی مختصات شکلی و محتوایی خاص خودش را دارا میباشد.
بر خلاف برخی که نظریه پردازی در باب حکومت اسلامی را امری پسینی و در پی فهم ساختارهای ایجاد شده میدانند، بسیاری خود نظریهها را دارای اصلیت دانسته که باید امکان و موجبات پیدایش نهادها و ساختارهای خاصی را فراهم سازند.
یکی از مسائل مطرح در موضوع نظام سیاسی اسلام این نظر برخی اندیشمندان مسلمان و برخی شرق شناسان است که در مقابل رای غالب مسلمانان مبنی بر اینکه اسلام مجموعهای شامل دین و دولت می باشد، وجود هرنوع نظریه دولت در اسلام را رد میکنند. به این واسطه سوال از وجود نظریه سیاسی در اسلام و طرح و تصوری از دولت در آن، از مباحث مربوطه در این زمینه است.
برخی معتقدان به نظریه جدایی دین از دولت، به مباحث تاریخی دولت در اسلام و بطور خاص عرب اشاره می نمایند و از ماهیت مستقل آن و اینکه در جریان برهههای تاریخی شکل خاصی یافته سخن می گویند. در این رابطه برخی بر الهام گیری دولت در تاریخ اسلام از الگوهای دیگر تاکید می کنند.
طیف معتقد به نظریات سیاسی در اسلام، ریشه دولت اسلامی را در وحی دانسته و به لحاظ تاریخی حکومت اسلامی را به دولت پیامبر در مدینه بر می گردانند و در تائید نظرات خود به موارد کلامی، فقهی، تجربی استناد می کنند.
تفسیر های گوناگونی از نصوص دینی و نیز تاریخ دولت در اسلام بین معتقدان به نظام سیاسی اسلام وجود دارد. طبیعت اصول و مبانی اعتقادی بین گرایشهای مختلف فکری و مذهبی در اسلام و نیر کیفیت استناد به متون دینی در رابطه به نظریه های سیاسی از مسائل چالشی ایجاد شده در این بین است. نظریات مختلف در رابطه با نظام سیاسی اسلام دارای زمینه ها و گرایش های اعتقادی و چارچوب منطقی و نظام مهمومی متفاوت بوده و نحوه خاصی از استناد و تفسیر متون را با خود داشته است. می توان از دو گونه کلان در این نظریات سخن راند به صورت نظریات شیعی و سنی. نگاه های مختلف اسلامی و نیز نگاه های بیرونی چون تجدد غربی تاثیراتی بر همدیگر داشته اند که نگاه به نظریات سیاسی اسلام را پیچیدهتر می سازد.
| این یک نوشتار خُرد پیرامون اسلام است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |