نظام حزبی در ایالات متحده آمریکا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
U.S. party affiliation.svg

مقدمه[ویرایش]

بسیاری از ناظران سیاسی که از بیرون به جامعه ایالات متحده آمریکا نگاه می‌کنند، چنین تصور می‌کنند که در ایالات متحده تنها دو حزب جمهوریخواه و دموکرات بر شئونات سیاسی کشور حکفرمایی می‌کنند و چند حزب بسیار کوچک‌تر در حاشیه قرار دارند. لیکن این نوع نگاه نمی‌تواند تمام واقعیت‌های سیاسی موجود را نشان دهد. آمریکا از سویی دارای یک نظام ۵۰ حزبی است واز سوی دیگر ۴ حزب بر آن حکومت می‌کنند واز نظر دیگر تنها ۲ حز ب قدرت را دست به دست میان خود می گردانند. نظام انتخاباتی در ایالات متحده آمریکا ارتباط تنگاتنگی با نظام حزبی دارد .

سیستم ۵۰ حزبی[ویرایش]

ایالات متحده آمریکا از ۵۰ ایالت تشکیل شده که هر ایالت در امور سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود استقلال عمل وسیعی دارد. در حقیقت به استثناء مواردی نظیر سیاست خارجی، ارتش، ضرب و چاپ پول و تشکیل دادگاههای عالی، هر ایالت به منزله یک کشور مستقل عمل می‌کند و دارای نهادهای اجتماعی خاص خود می‌باشد. به همین دلیل احزاب سیاسی به طور اعم و جمهوریخواهان ودموکرات‌ها به طور اخص متشکل و جدا از یکدیگر هستند. به عبارت دیگر به تعداد ایالت ها، احزاب جمهوریخواه و دموکرات در ایالات متحده آمریکا وجود دارد که در برخی از مواقع با یکدیگر اختلاف نظر نیز دارند. به همین دلیل وجود کمیته‌های ملی برای هماهنگی میان احزاب جمهوریخواه ایالت‌ها و یا دموکرات‌های ایالت‌های مختلف ضرورت می‌یابد.

ساختار حزبی نیز به گونه‌ای شکل گرفته که جمهوریخواهان و یا دموکرات‌های ایالت، حزب مستقل و جداگانه‌ای را تشکیل می‌دهند. این احزاب با دارا بودن ساختارکامل حزبی متناسب با شرایط خاص سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن ایالت عمل می نمایند. چه بسا دیدگاه اجتماعی، اقتصادی و یا حقوقی جمهوریخواهان تگزاس با جمهوریخواهان کالیفرنیا متفاوت باشد و به همین دلیل نیز دستیابی به یک وحدت نظر نهایی را در سطح فدرال دشوار می سازد.

در جریان انتخابات محلی و ایالتی این اختلاف نظرات میان احزاب ایالتی به خوبی نمایان می‌شود چراکه د رانتخابات فرمانداران و مجالس ایالتی، شعارهای انتخاباتی تحت تأثیر مسائل منطقه ای، جغرافیایی و نژادی قرار می‌گیرد. اما در سطوح بالاتر نظیر انتخابات ریاست جمهوری ویا کنگره فدرال، احزاب ایالتی بخش عمده‌ای از دیدگاههای فردی خود را به کنار گذاشته و بر سر کلیات توافق می نمایند. تشکیل کنوانسیون ملی جمهوریخواهان و دموکرات‌ها در تابستان سال انتخابات نیز بدین جهت صورت می‌گیرد تا در روند مبارزات انتخاباتی احزاب جمهوریخواه و یا دموکرات ۵۰ ایالت اجماع حاصل شود. در حقیقت تنها در خصوص انتخابات سرنوشت ساز و مهم ریاست جمهوری توافق یکدست حاصل می‌شود و احزاب چهره ملی و فرا ایالتی به خود می‌گیرند، از همین جا علت نام گذاری دو حزب عمده به ” کمیته ملی دموکرات‌ها ” و ” کمیته ملی جمهوریخواهان ” مشخص می‌شود. در حقیقت درایالات متحده آمریکا در زمان انتخابات ریاست جمهوری، کمیته‌های ملی جمهوریخواهان و دموکرات‌ها فعال می‌شوند و رفتار یکدست حزبی را از خود نشان می‌دهند. پس از پایان انتخابات ریاست جمهوری، وحدت در سطح ملی موضوعیت خود را از دست می‌دهد و یکبار دیگر ۵۰ حزب دموکرات و ۵۰ حزب جمهوریخواه در کنار دهها حزب کوچک‌تر که آنان نیز در برخی از ایالت ها، شعبات ایالتی دارند، فعالیت‌های سیاسی خود را ازسرمی گیرند .

احزاب رئیس جمهور و کنگره[ویرایش]

علاوه بر سیستم ۵۰ حزبی که بیانگروجود احزاب ایالتی است، نوع دیگری از سیستم حزبی در ایالات متحده قابل شناسایی است. این تقسیم بندی جدید در سطح فدرال و میان قوه مجریه و قوه مقننه تجلی می‌یابد. پس از پایان انتخابات ریاست جمهوری و یا کنگره، آرایش سیاسی احزاب در این دو نهاد مهم آغاز می‌شود. هر دو حزب جمهوری خواه و دموکرات در حقیقت دارای ۲ جناح داخلی هستند که از مجموع این ۲ حزب، یک سیستم ۴ حزبی بوجود می‌آید.

هم جمهوریخواهان و هم دموکرات‌ها دارای جناح ریاست جمهوری و جناح کنگره هستند که میزان گرایش و تمایل آنان را به سیاست‌های ریاست جمهوری و یا کنگره نشان می‌دهد. این وضعیت برای حزبی که کنترل کاخ سفید را در دست دارد نمود بیشتری پیدا می‌کند. به عنوان مثال اگر جمهوریخواهان بر کاخ سفید تسلط داشته باشند، میان نمایندگان جمهوریخواه کنگره بر سر حمایت از رئیس جمهور اختلاف بروز می‌کند و نهایتا‎ً موجب بروز ۲ جناح عمده دراین حزب می‌گردد. به همین دلیل می‌توان گفت رقابت سیاسی میان ۴ حزب صورت می‌گیرد: جمهوریخواهان ریاست جمهوری، جمهوریخواهان کنگره، دموکرات‌های ریاست جمهوری و دموکرات‌های کنگره.

جناح ریاست جمهوری کنگره همواره از منافع فدرال در مقابل منافع ایالتی و منطقه‌ای جانبداری می‌کند و در رای گیری‌های داخل کنگره به طرح‌های رئیس جمهور رای مثبت می‌دهد. این گروه عمدتاً آراء مناطق شهری و صنعتی را پشت سرخود دارد چراکه در شهرهای بزرگ، آراء کمتر از مناطق روستایی و شهرهای کوچک تحت تأثیر مسائل جغرافیایی، منطقه‌ای و نژادی قرار می‌گیرد. به همین دلیل نمایندگان با اطمینان بیشتری در قبال جلب مجدد آراء به نفع رئیس جمهور و بعضاً در تضاد با مناطق منطقه‌ای عمل می‌کنند. درمقابل، رئیس جمهور نیز بدلیل نیاز به آراء الکترال بیشتر برای انتخابات ریاست جمهوری توجه بیشتری به شهرهای بزرگ و مراکز پر جمعیت دارد چرا که این بخش از کشور در مقایسه با مناطق روستایی کم جمعیت از تأثیر بیشتری در روند پیروزی رئیس جمهور ویا حزب وی در انتخابات ریاست جمهوری برخودار است .

جناح کنگره بر خلاف جناح ریاست جمهوری مسائل محلی و منطقه‌ای را مورد توجه قرارمی دهد وازمنافع کشاورزان، روستائیان و مالیات دهندگان مناطق کم جمعیت و شهرهای کوچک طرفداری می‌کند. این دسته از نمایندگان خواهان توجه بیشتر دولت به مسائل داخلی و منطقه‌ای هستند و از این جهت تعارضاتی میان خواسته نمایندگان و رئیس جمهور بروز می‌کند.

در جریان مذاکرات و رای گیری در کنگره، بارها جناح کنگره یک حزب خلاف نظر جناح ریاست جمهوری و یا بالعکس تصمیم گیری کرده اند و حتی چه بسا جناح کنگره باحزب رقیب متحد شده و برنامه‌های رئیس جمهور را متوقف ساخته است. انضباط ضعیف داخل احزاب آمریکا به تقویت چنین ائتلاف‌های غیرمنتظره کمک کرده است. در حقیقت در احزاب آمریکا آنگونه که در اروپا دیده می‌شود، انضباط حزبی دیده نمی‌شود و یک نماینده می‌تواند خلاف نظر رسمی حزب تصمیم بگیرد. آراء دو سوم نمایندگان کنگره برای ابطال وتوهای رئیس جمهور همواره زمانی اتفاق می افتد که بخشی از نمایندگان عضو حزب رئیس جمهور بر خلاف نظر وی عمل می‌کنند و به مواضع حزب رقیب رای می‌دهند.

نکته دیگری که در رقابت میان دوجناح داخلی یک حزب قابل مشاهده است، اینکه عمدتاً بر سرمعرفی نامزد حزب در جریان انتخابات ریاست جمهوری نیز میان جناح کنگره و جناح رئیس جمهوری اختلاف نظر بروز می‌کند. تجربه تاریخی نیز نشان داده است که در اکثر مواقع، جناح رئیس جمهور موفق شده تا نامزد خود را که یک معاون رئیس جمهور و یا فرماندار بوده است، به عنوان نامزد نهایی حزب مطرح نماید. در حالیکه نمایندگان کنگره از شانس کمتری برای معرفی شدن به عنوان نامزد ریاست جمهوری برخوردار هستند. درسال‌های اخیر تنها جان اف کندی و باراک اوباما و ریچارد نیکسون توانستند با پشتوانه فعالیت‌های سیاسی به عنوان سناتور بر رقبای خود در احزاب دموکرات و جمهوریخواه قائق آیند و از ساختمان کنگره به کاخ سفید نقل مکان نمایند.

حکومت ۲ حزبی[ویرایش]

در صحنه سیاسی امروزه ایالات متحده آمریکا، دو حزب قدرتمند و گسترده دموکرات و جمهوریخواه حضور دارند که بشکل متناوب و دوره‌ای قدرت را بویژه در قوه مجریه به دست می‌گیرند. این دو حزب هر یک دارای ویژگی‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خاص خود هستند که توانسته اند نظر مثبت بخشی از مردم آمریکا را به خود جلب کنند.

انتخابات ریاست حمهوری سبب شده است تا جامعه آمریکا علیرغم میل به تکثر گرایی و مرکز گریزی، قطبی شده و تمام گروههای اجتماعی حول دو محور مشخص حلقه بزنند. این امر نیز ریشه در زندگی سیاسی مردم این کشور دارد. از نخستین روزهای تأسیس ایالات متحده آمریکا، افراد و گروه‌های مختلف ایالات سیزده گانه درانتخابات ریاست جمهوری دو حزب قدرتمند تشکیل دادند و برای هر یک حامیان مالی ثروتمندی پیدا کردند . در طول دو قرن بعدی نیز، دو رقیب به توسعه و گسترش نفوذ خود و به چنگ آوردن ابزارهای قدرت پرداختند و به تحکیم سیستم دو حزبی مشغول شدند. اکنون موقعیت هر یک از دو حزب جمهوری خواه ودموکرات به گونه‌ای است که نه تنهااز تسلط مطلق یکی بر دیگری جلوگیری بعمل می‌آورند، بلکه حتی اجازه نمی‌دهند حزب سومی وارد منازعات سیاسی کشور شود. ناکامی چشمگیر احزاب سوم در ۱۵۰ سال اخیر حکایت از آن دارد که رقابت خشن انتخابات ریاست جمهوری صرفا‎ً در انحصار دو حزب قرار دارد و همین امر نیز سبب می‌شود که جناح‌های داخلی دو حزب در راه کسب قدرت و راهیابی به کاخ سفید اختلافات درونی را کنار گذاشته وبه وحدت نظر دست یابند.

اما بر خلاف انتخابات ریاست جمهوری، درجریان انتخابات کنگره بویژه اگر انتخابات میان دوره‌ای صرفاً برای انتخاب نمایندگان مجلس نمایندگان و سنا صورت گیرد، رقابت‌ها از سیستم دو حزبی خارج می‌شود. در این هنگام عمدتاً بلوک‌های رای دهنده به جای احزاب، ایفای نقش می‌کنند ودربسیاری از ایالت‌ها نظام تک حزبی جایگزین نظام دو حزبی و یا چند حزبی می‌شود. این امر اغلب در ایالت‌های جنوبی که حزب دموکرات، حاکمیت تقریباً مطلقی دارد، بروز می‌کند چراکه جمهوریخواهان قدرت رقابت با دموکرات‌ها را ندارند.

تنها مرحله‌ای که به استثناء دوران مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری، رفتار دو حزبی بروز می‌کند، انتخاب سخنگوی مجلس نمایندگان و روسای کمیته‌های مجالس کنگره است که یکباره دیگر فضای سیاسی را قطبی می‌کند.

جستارهای دیگر[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • امیر علی ابوالفتح ، " برآورد استراتژیک ایالات متحده آمریکا " ، ( موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران، تهران ، 1381)، چاپ اول