نشانگان استکهلم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

سندرم استکهلم پدیده ایست روانی که در آن گروگان حس یکدلی و همدردی و احساس مثبت نسبت به گروگان گیر پیدا کرده، و در مواقعی این حس وفاداری تا حدیست که از کسی‌ که جان/مال/آزادیش را تهدید میکند، دفاع نموده و به صورت اختياري و با علاقه خود را تسليمش میکند. علت این عارضه روانی،عموماً یک نوع مکانیزم دفاعی دانسته میشود.

تاریخچه[ویرایش]

عارضه ی استهکلم Stockholm syndrome، اصطلاحیست که پس از سرقت از بانکی در میدان نورمالمستورگ Norrmalmstorg استهکلمِ سوئد، توسط بیل بجروت (Nils Bejerot) -روانشناسی که از ابتدا تا انتها به پلیس مشاوره روانشناسی می‌داد و به بانک رفت وآمد داشت- در پوشش خبری مورد استفاده قرار گرفت و بعدها توسط روانشناس دیگری به نام فرانک اوخبرگ (Frank Ochberg) رسما تعریف و نام گذاری شد. در طی این گروگان گیری چهار کارمند(سه زن و یک مرد) به مدت 6 روز (از تاریخ 23 تا 28 آگوست 1973) به گروگان گرفته شدند. در طی این شش روز قربانیان وابستگی عاطفی به گروگان گیرها پیدا کردند تا حدی که از همکاری با پلیس سربازمیزدند و حتی پس از آزادی از این مصبیت شش روزه در دفاع از گروگان گیران خود برآمدند.

در آگوست 1973 (شهریور 1352) سارقی مسلّح به نام یان اریک اُلسون که در مرخصی زندان به سر می‌بُرد، همراه یکی از دوستانش (که بعد به او می‌پیوندد)، در جریان سرقت از یکی از شعب بانک Kreditbanken، 4 کارمند را به مدت شش روز به گروگان می‌گیرند. اُلسون مسلط و حرفه‌ای، خشونت داشت ولی از نظر روانی سالم بود. دو خواسته ی مشخص سارق پول ، و آزادی دوستش کلارک اُلافسون بود. (زندانی ای که شش سال از زندانش باقی مانده بود و تنها دو هفته پیش تر تلاش ناکامی در فرار از زندان داشت.) پلیس اجازه می‌دهد کلارک به اریک بپیوندد، تا خطر را برای گروگان‌ها کاهش دهد، اما اجازه خروج از بانک به آن ها داده نمی شود. بین دو طرف تبادل آتش صورت میگیرد و در جایی که پلیس تصمیم گرفته بود از گاز استفاده کند، سارقین گروگان‌ها را مجبور میکنند در حالی که حلقه دار بر گردن داشته‌اند بایستند، تا اگر پلیس از گاز استفاده کرد، افتاده و کشته شوند. در تمام این مدت، گروگان‌ها با دینامیت به چیزی که به نظر صندوق امانات می‌آید بسته شده‌ بودند. در آخر با حمله ی پلیس و البته استفاده از گاز غائله بدون قربانی از دو طرف ختم می‌شود. آنچه جلب توجه میکند این است که در طی این حوادث گروگان‌ها به گروگان‌گیرها علاقمند می‌شوند و از آنها دفاع می‌کنند. به طوری که کریستین بیست و سه ساله (یکی از گروگان‌ها) از داخل بانک به نخست وزیر، اولاف پالمه، زنگ زد و از رفتار پلیس انتقاد کرد!

این طرفداری و حمایت حتی بعد از پایان ماجرا هم ادامه پیدا می‌کند. گروگان‌ها در دادگاه حاضر نمی‌شوند و شهادت نمی‌دهند. تنها در مصاحبه‌های تلویزیونی تاکید کردند که بیشتر نگران بودند که پلیس حمله کند و بخواهد آنها را آزاد کند. بعدها کریستین و کلارک با هم نشست و برخاست داشته‌اند. اریک، گروگان‌گیر اصلی، نامه‌های بسیاری از زنانی دریافت می‌کند که به نوعی با او همدلی داشته‌اند و هم‌چنین به او می‌گفته‌اند خیلی خوش‌تیپ است! نهایتا هم با یکی از آن ها ازدواج می‌کند.



موارد مشابه[ویرایش]

در برخی موارد کودک آزاری و همسر آزاری که کودک یا همسر از آزاردهنده حمایت می‌کند یا به او علاقمند می‌شود. همچنین در زندانیان جنگی و در اردوگاه‌های تمرکز کار اجباری

منابع[ویرایش]

^ de Fabrique، Nathalie; Romano، Stephen J.; Vecchi، Gregory M.; van Hasselt، Vincent B.(July ۲۰۰۷). "Understanding Stockholm Syndrome". FBI Law Enforcement Bulletin (Law Enforcement Communication Unit) ۷۶ (۷): ۱۰–۱۵. ISSN ۰۰۱۴-۵۶۸۸. Retrieved ۱۷ November ۲۰۱۰.

"'Stockholm syndrome': psychiatric diagnosis or urban myth?" (in London، UK.). Department of Psychiatry and Behavioural Sciences، Hampstead Campus. Royal Free and University College Medical School. ۲۰۰۷ November ۱۹.. Retrieved ۷ January ۲۰۱۰.

الگو:خرد پزشکی