نبطی‌ها

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو


نبطیان خود قومی بودند که در شمال خلیج عقبه و شمال شرقی شبه جزیره سینا و جنوب شرقی فلسطین سکنی گزیده بودند. اگرچه نام ایشان در کتیبه‌های آشوربانی‌پال آمده است، لکن در قرن چهارم ق.م که استقلال و قدرت یافتند و تمام راه‌های بازرگانی را متصرف شدند، آنچنان که حتی رومیان یکی دو بار در جنگ با ایشان دچار شکست شدند. ظاهرا نبطیان، پیوسته تحت نفوذ دولت‌های بزرگ مانند آشوریان و بعد، هخامنشیان و سپس سلوکی‌ها و حتی بطالسه مصر بوده‌اند، اما این نفوذ هرگز به صورت استعمار در نیامد، بلکه بیشتر به دوستی شبیه بود.مثلا میدانیم که کورش کبیر آن‌ها را از مالیات معاف کرد. و ایشان کمبوجیه را در حمله به مصر یاری کردند، و نیز راهنمایان الیوس گالوس هنگام حمله به یمن، همه نبطی بوده‌اند. عالی‌ترین دوران‌های تاریخی ایشان، زمان حارثه سوم، در ۸۵ ق.م است که که از دمشق تا العلی و حتی سواحل دریای سرخ تمام را در تصرف خود داشتند. .[۱]

نبطیان از عرب های شمال جزیره به شمار می آمده اند و شاید نزدیکترین دولت های کهن به عرب حجاز نیز بوده اند. بیش تر نامهای رایج میان آنان به نامهای استفاده شده به هنگام ظهور اسلام شباهت داشته است، مانند:حارثه، ملیکه، جذیمه، کلیب، وائل، مغیره، قصیّ، عدی، عائذ، عمر، عمیره، یعمر، کعب، معن، سعد، مسعود، وهب الله، تیم الله و علی. همچنین از سوی دیگر ترکیب لغت های آنان شباهت به ترکیب نحو عربی رایج دارد.[۲]

تمدن نبطیان باستان که جنوب اردن ، کنعان و شمال عربستان را شامل می شد، در قرن ششم پیش از میلاد شروع شد. زمانی که نبطی های کوچ نشینی که به زبان آرامی صحبت می کردند، به تدریج مهاجرت خود را از عربستان آغاز کردند. میراث آنها در شهر پترا و در میان سنگ ماسه های کوه های اردن بر جای مانده که نشان دهنده مهارت آنها در مهندسی آب و مدیریت یک سیستم پیچیده از سد ها، کانال ها و مخازن است که به آنها در گسترش و رشدشان در منطقه خشک کویری کمک کرد. قسمت کمی از فرهنگ آنها تاکنون شناخته شده ولی ادبیات نوشته شده ی زنده ای از آنها وجود ندارد. در حدود قرن ۴ میلادی نبطی ها به دلایل نامعلومی پترا را ترک کردند. اعتقاد بر این است که تمدن نبطیان پس از قرن ها حکومت خارجی به گروه های مختلفی از دهقانان یونانی تقسیم شدند که در نهایت به دین مسیحیت گرویدند و سپس این مناطق توسط مهاجمان عرب فتح شد.[۳]

نبطیان را به علت‌های گوناگون،خاصه به سبب تشابه میان نام اشخاص و خدایان ایشان با نام‌های عربی، قومی کاملا عرب دانسته‌اند. تسلط آشوریان و همجواری با سوریه باعث شد که تمدن و به خصوص خط آرامی در میان آنان به شدت رواج یابد. از سوی دیگر، چون نبطیان، در حاشیه سرزمین یونان و روم زندگی می‌کردند، به ناچار تحت تاثیر تمدن آنان نیز قرار گرفتند، چنانکه مثلا سکه‌های ایشان کاملا به شکل سکه‌های رومی بود و بناها و تصاویر و مجسمه‌هایی که از آنان باقی‌مانده اغلب به سبک رومی است. در سال ۱۰۶ میلادی بود که کشور نبطیان استقلال خویش را به کلی از دست داد و به دست تراژان به صورت یک مستعمره کاملا رومی درآمد و ایالت عربی (Arabia Provineia) نامیده شد. از نظر تاریخ ادب اهمیت انباط به خصوص در این است که اولا برخلاف دیگر اقوام شمالی، خط یمنی (مُسنَد) را رها کرده آثار خود را به خط آرامی می‌نوشتند و از همین خط است که بعدها خط عربی زاییده شد. ثانیا، زبان محاوره ایشان، ظاهرا عربی خالصی بود و با عربی حجاز تشابه فراوانی داشت .[۴]

منابع[ویرایش]

  1. راه‌های نفوذ فارسی در فرهنگ و زبان عرب جاهلی، ص ۴۸.
  2. عرب کهن در آستانه بعثت، ص ۶۹، احمد صالح العلی، مترجم:هادی انصاری
  3. تمدن های گمشده: ۱۲ تمدن که در میان رمز و راز ناپدید شدند (قسمت دوم)
  4. راه‌های نفوذ فارسی در فرهنگ و زبان عرب جاهلی، ص ۴۸.
  • آذرنوش، آذرتاش، راه‌های نفوذ فارسی در فرهنگ و زبان عرب جاهلی، چاپ سوم. تهران: انتشارات توس، ۱۳۸۸. شابک ۳-۴۳۶-۳۱۵-۹۶۴-۹۷۸