ذهن ناهشیار

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از ناهشیار)
پرش به: ناوبری، جستجو

ذهن ناهشیار یا ضمیر ناخودآگاه انباری است پر از تمایل‌ها،آرزوها، و خاطرات خارج از دسترس که بر اندیشه‌ها و اعمال تاثیر دارند .فروید نخستین کسی نبود که عوامل تاثیر گذار ذهنی را پیدا و کشف کرد، شکسپیر نیز در نمایشنامه‌های خویش ان‌ها را عنوان می‌کرد. کاری که فروید کرد این بود که برای عوامل تاثیر گذار ذهنی در زندگی روزمرهٔ انسان‌ها، اهمیت بسیاری قایل شد .[۱]

نظریه فروید[ویرایش]

برای توضیح دادن ساختار ذهن از یک کوه یخی استفاده می‌شود.

فروید ذهن را به دو قسمت هشیار و ناهشیار تقسیم کرد. بخش هشیار ذهن در برگیرندهٔ تمام افکار، احساس‌ها و اعمالی است که ما در حال حاضر از آن آگاهی داریم. ناهشیار شامل چیزهایی است که از آگاهی شخصی ما پنهان است. بعقیدهٔ فروید، ناهشیار، انگیزه‌های ابتدایی و غریزی ما و نیز خاطره‌ها و هیجان‌های اضطراب آوری که از نفوذ آن‌ها به ذهن هشیار جلوگیری شده است، را در بر می‌گیرد.

فروید یک ساختار عمودی و مرتبه‌ای برای ذهن ارائه داد: ذهن هشیار، نیمه هشیار، و ذهن ناهشیار. که هر یک زیر سطح دیگری قرار می‌گیرند.

الگوهای کاربرد[ویرایش]

ذهن ناهوشیار دارای سه الگوی کاربرد قابل تمیز به صورت‌های صفت و اسم است. دومین آنها گسترده و غیر نظریه‌ای است. و سومین آن‌ها با دیدگاه خاصی در مورد نظریه‌های مربوط به شرایط انسان ارتباط دارد. اما هرسه این‌ها به نحوی به یک مفهوم کلی اشاره دارند و آن حالتی ذهنی است مبنی بر فقدان هوشیاری. به عبارت دیگر:

۱.(الف). اسم. حالتی که نشانه آن ناآگاهی و ناهوشیاری است.۱.(ب). صفت. مشخصه کسی که در چنین حالتی است. این معانی در متون فنی کم و بیش همان است که در زبان روزمره، یعنی به آن قطب پیوستار انگیختگی اشاره دارند که نشانه اش اغما، بی هوشی، خواب عمیق یا بی هوشی عمومی است.

۲.(الف). اسم. حالتی که نشانه اش فقدان آگاهی از فرایندهای جاری درونی است.۲.(ب). صفت. به آن دسته از فرایندهای درونی اطلاق می‌شود که به نحوی نامحسوس و غیر هوشیارانه جریان دارند. این دو معنا اگر چه تمامی فرایندهایی را که خارج از آگاهی آدمی روی می‌دهد در می‌گیرند، با این حال معمولاً به فرایندهای شناختی، هیجانی و یا انگیزش اشاره دارند. فرایندهای فیزیولوژیکی بیشتر بدون آگاهی تشخیص صورت می‌گیرند، اما به ندرت از سوی کاربران به معنای این اصطلاح به کار می‌رود.

۳.(الف). در روان‌شناسی. های ژرفنگر، به ویژه در روانکاوی، بر حوزه‌ای از روان اطلاق می‌شود که کارکردهای سرکوب شده نهاد، امیال و تکانه‌های ابتدایی، خاطرات، تصاویر ذهنی و آرزوهایی که بسیار اضطراب انگیز تر از آن هستند که بتوان آنها را به هوشیاری راه داد.۳.(ب). صفت. مشخصه همین تصاویر ذهنی، خاطرات و امیال سرکوب شده اولیه. توجه کنیم که فرض بر آن است که ناهوشیار (در معنای ۳ الف). دارای دو نوع ماهیت روانی است. :۱-یکی چیزهایی که قبلاً در هوشیاری بوده‌اند، اما از هوشیاری بیرون رانده شده‌اند،۲-و دیگری چیزهایی که هرگز در هوشیاری نبوده‌اند.[۲]

«ناخودآگاه مثل کودکی است که اصل استفاده از حداقل انرژی را که در فیزیولوژی مطرح است محقق می‌سازد. یعنی کارهای تکراری از ضمیر ملتفت (به کسر فاء) به ضمیر غیرملتفت (به فتح فاء) منتقل می‌شود. لذا می‌بینید اول کار رانندگی سخت است ولی بعدها ضمیر ناخوداگاه عنان کارهای روتین را به عهده می‌گیرد و ذهن آزاد می‌شود برای کارهای مهمتر و هراز گاهی التفات به کار روتین و تصحیحات آن لذا در انرژی صرفه جویی می‌شود. و حتی نماز عادتی، بدون توجه خاصی با مدیریت داخلی ضمیر ناخوداگاه اداره و خوانده می‌شود و شما در آخر متوجه می‌شوی که نماز تمام شده است. مانند سویچ اوتومات در هواپیما که خلبان یا ضمیر خودآگاه را آزاد می‌کند. گویند اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک تحت مدیریت این ضمیرند.

ضمیر ناخودآگاه از زمان زیگموند فروید خیلی تئوریزه و باب شد و در بسیار موارد این تئوری به سوالات خوب جواب می‌دهد. هیپنوز با همین ضمیر سروکار دارد. این ضمیر مثل کودکی کارگر ساده است. اگر بگویید خسته نباشید نباشیدش را درک نمی‌کند، خسته را تحلیل می‌کند. در فیلم‌ها از همین طریق با فریم‌های مخفی دستورات و اطلاعاتی را که کمابیش موثر است به این ضمیر مخابره می‌کنند. در تبلیغات روی همین ضمیر هم کار می‌کنند. این ضمیر در شب یا غیر آن به تحلیل مسایل روز می‌پردازد تا مسایل منظم و مرتب و تا حد امکانش حل شوند. لذا می‌بینید مسایلی که دیروز فهم و حل نمی‌شود فردا و بعد از خواب بهتر فهم و حل و هضم می‌شود می‌توان از این ضمیر نظرش را در خصوص مسایل مختلف جویا شد با روش وزنه و ریسمان و ... . البته این بدان معنا نیست که این ضمیر معصوم است و همواره نظرات عالی می‌دهد. ضمیر ناخودآگاه مثل کودکی کارگر و حرف گوش کن است که کارهای تکراری را مدیریت نموده و بار ضمیر ملتفت (به کسر فاء) را کاهش می‌دهد. همینجا ضمیر نیمه خودآگاه و subliminal هم مطرح می‌شود. (فرزان کمالی نیا-عضو انجمن تخصصی هیپنوتیزم) [نیاز یه منبع]

ناخودآگاه مخزن احساسات، افکار، تمایلات و خاطراتی است که خارج از آگاهی هشیار ما قرار دارند. بیشتر محتویات ذهن ناهشیار ما غیرقابل پذیرش و ناخوشایند هستند، مثل احساس درد، اضطراب یا تعارض. به عقیده فروید، ذهن ناهشیار براثر گذاریش بر روی رفتار ما ادامه می‌دهد، هر چند ما از این تاثیرات نهفته و ناآشکار، آگاهی نداریم.[۳]

پانویس[ویرایش]

  1. گنجی، مهدی. دکتر حمزه گنجی. زمینه روان‌شناسی اتکینسون و هیلگارد. شابک ‎۹۷۸-۹۴۶-۷۶۰۹-۶۶-۱. 
  2. آرتور اس. ربر(۱۹۹۵). فرهنگ توصیفی روان‌شناسی. ترجمه یوسف کریمی و همکاران(۱۳۹۰)، انتشارات رشد، تهران، صفحه ۹۹۵
  3. اتکینسون-اسمیت-بم-هکسما-اتکینسون. روان‌شناسی هیلگارد جلد ۲. ترجمهٔ دکتر حسن رفیعی - دکتر مرسده سمیعی - دکتر محسن ارجمند. 

منابع[ویرایش]

  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «VUnconscious mind»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۴ ژوئیه ۲۰۱۲).