نانک
گرو نانک دیو (پنجابی: ਗੁਰੂ ਨਾਨਕ ਦੇਵ) در قرن پانزدهم میلادی در نانکانا در پنجاب پاکستان کنونی زاده شد. او مبدع آیین سیک، و نخستین گرو یا معلّم آیین سیک بود.
محتویات |
زندگی [ویرایش]
گرو نانک در بیستم اکتبر ۱۴۶۷ میلادی در خانوادهای هندو از طایفه بیدی کاتری، در روستای رایی بهویی – که امروزه به نام نانک نامیده میشود- زاده شد.زادگاه او در حوالی لاهور در پاکستان کنونی است. پدر و مادر نانک هر دو هندومذهب و از نسل شاهزادگان کشاتریا بودهاند، پدر نانک مهتا کالو، کشاورز و حسابدار روستای تالوندی بود و به باجگیری نیز میپرداخت. بر اساس برخی روایات، مادر نانک، تریبتا دیوی نام داشته است. فرمانروای تالواندی، رای بوهاد از اشراف هندی بود که اصالتاً هندو بود و در ایام جوانی مذهب اسلام را اختیار کرده بود؛ نانک در جوانی مشاور رای بوهاد بود. نام گرو که دستخطی است که به فارسی درباره زندگی نانک نوشته شده است، نخستین آموزگار نانک را مسلمان دانسته است. نانک در باتالا با دختری هندو به نام سولاکنه ازدواج کرد، و از او صاحب دو پسر به نامهای سریچند و لخمیچند شد.
آموزههای نانک [ویرایش]
خداپرستی نانک [ویرایش]
نانک به پروردگاری نادیدنی و به پوچی بتها باور داشت:
نام خدا راست است، او را خانهای نیست، او را جسدی نیست، او را رنگی نیست، زیرا که خانه و جسد و رنگ و مرز نمیشناسد. خدا جاودانی است. در همه جا هست و خواهد بود. بر هیچ چیز تکیه نکرده است، نه بر کشوری یا قومی و یا خاندانی و یا طبقهای از جامعه تکیه نزده است. خدا را جامهای نیست. خدا نمودی ندارد. از هوس آزاد است. به خاور و باختر، هر جا میخواهی بنگر، همه جهتها از آن خداست، او همهجاست، بالاتر از همه و هرچیز و در همه چیز رخنه میکند و نام او از هر نامی والاتر است.
نانک همچنین گفته است:
در گرانث صاحب آمده است:
از وداهای چهارگانه جویا شدم، در آنها خدا را نیافتم. کتاب مسلمانان را خواندم، در آن خدا را ندیدم. در جویبارها و نهرها تنشویی کردم، و به شصت زیارتگاه سرکشیدم. در بیابانهای سه عالم زیست کردم و از تلخ و شیرین آنها چشیدم. مرز و بومهای هفتگانه این جهان را دیدم و آسمان بالای آسمانها را، و من به شما میگویم، که دیندار آن کس کس است که خدا را باور داشته باشد و نیکی کند؛ به یقین پاداش دوچندان خواهد آورد و به سلامت خواهد زیست.
نظام کاستی [ویرایش]
در زمان نانک، نظام کاست در همه فرهنگهای شبهقاره هند نفوذ داشت، که بر اساس آن افراد بر اساس احترام اجتماعی مراتب مختلفی را داشتند، و گروه پاریا، نجس خوانده میشدند. اما نانک، بر برابری همه انسانها تأکید کرد و نظام کاستی را باطل دانست.
زنان [ویرایش]
در همان زمان، زنان نیز در موقعیت پستتری نسبت به مردان قرار داشتند و رسم ساتی در مورد ایشان به اجرا در میآمد؛ نانک گفت اگر زن نبود، یکی بود و آن هاری بود.
نانک در افسانهها و روایات سنتی [ویرایش]
در روایت سنتی آمده است که مسلمانان و هندوها به نزاع برخاستند چون هر یک جسد نانک را از آن خود میدانست؛ مسلمین میخواستند جسد او را به خاک بسپارند. هندوها و سیکهای هندونژاد میخواستند او را به آتش بسوزانند. پس داوری به نزد گرو بردند؛ گرو گفت که هر دو گروه گلها بیاورند، هندوها در سمت راست و مسلمانان در سمت چپ کالبد او قرار دهند و روز دیگر ببینند که هر طایفه گلهای آنها پژمرده نیست، جسد از آن او باشد. روز دیگر، چون یاران بازآمدند، کفن گشودند، گلها در هر دو سو تازه و شکفته بود ولی جسد استاد ناپدید گشته بود.
جستارهای وابسته [ویرایش]
منابع و کتب [ویرایش]
- ویلیام اوئن کول. سيکهاو معتقدات مذهبي و رويه آنان. ترجمهٔ محمود فیروزنیا. تهران: توسعه، ۱۳۶۲. ۲۶۵.
- نورالدین چهاردهی. سيکهاو گرونانک. تهران: میر، ۱۳۷۴.
- جان ناس. تاریخ جامع ادیان. ترجمهٔ علی اصغر حکمت. تهران، ۱۳۵۳.
| گوروهای آئین سیک | ||
|
نانک | گورو انگد | گورو امرداس | گورو رام داس | گورو ارجن | گورو هر گوبیند | گورو هر رای | گورو هر کریشن | گورو تیغ بهادر | گورو گوبیند سینگ | گورو گرانت صاحب |
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ نانک موجود است. |