میرزا نصرالله‌ نائینی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری, جستجو
میرزا نصرالله خان نائینی
شناسنامه
نام کامل میرزا نصرالله خان نائینی
معروف به مصباح‌الملک
مشیرالملک
مشیرالدوله
زادروز جمعه ۴ شعبان ۱۳۲۵
زادگاه تهران،
تاریخ مرگ ۱۴ سپتامبر ۱۹۰۷
محل مرگ شمیران،
همسر دختر میرزا تقی آجودان
اطلاعات سیاسی
سمت نخست وزیر ایران
در پادشاهی مظفرالدین شاه
محمدعلی شاه
سایر پست‌ها وزارت لشکر ، وزارت خارجه
فعالیت‌ها آزادی زندانیان سیاسی
دستاوردها گرفتن فرمان مشروطه از مظفرالدین شاه
تشکیل اولین دولت مشروطه ایران
این جعبه: نمایشبحثویرایش

جنبش مشروطه


میرزا نصرالله خان نائینی (زاده – درگذشته جمعه ۴ شعبان ۱۳۲۵، ۱۴ سپتامبر ۱۹۰۷) ملقب به مصباح‌الملک در ۱۲۹۹، مشیرالملک در ۱۳۰۸ و مشیرالدوله در ۱۳۱۷، سیاست‌مدار ایرانی از اواخر دوران ناصری تا اوایل سلطنت محمدعلی شاه بود.

فرمان مشروطیت در دوران صدراعظمی او (۱۴ مرداد ۱۲۸۵ شمسی) به امضای مظفرالدین ‌شاه رسید و تاج پادشاهی را پس از فوت مظفرالدین او بر سر محمد علی گذارد.

مشیرالدوله از ۱۳۱۲ وزیر لشکر شد و در ربیع‌الثانی ۱۳۱۷ با فوت وزیر خارجه محسن خان مشیرالدوله، وزارت خارجه و لقب مشیرالدوله را به او سپردند[۱] -[۲]. او در زمان انقلاب مشروطه نقش میانجی را بر عهده گرفته بود و با عزل عین‌الدوله از نخست وزیری در ۷ جمادی‌الثانی و انتخاب او در ۱۰ جمادی‌الثانی ۱۳۲۴ به صدراعظمی، تحصن مشروطه‌خواهان در سفارت انگلستان پایان گرفت.

مرگ مشیرالدوله دو هفته پس از ترور اتابک به طور مشکوکی روی داد و جسد او در امامزاده صالح تجریش به خاک سپرده شد.

فهرست مندرجات

[ویرایش] خانواده

نصرالله خان پسر محمد پسر ابوطالب پسر محمد پسر میرعبدالوهاب از عرفای نائین بود و در ابتدای جوانی راهی تهران شد. مدتی با کتابت (نسخه نویسی) گذران زندگی کرده و بعد در اداره آصف‌الدوله نوکری پیدا کرده با ماهی دو-سه تومان خدمت می‌کرد. با انتخاب میرزا سعید خان مؤتمن الملک به وزارت خارجه وارد این وزارتخانه شده و پس از مدتی همراه ابراهیم خان نایب‌الوزاره که به کارگذاری امور خارجه آذربایجان مأمور بود و برای منشی‌گری او به تبریز می‌رود.

نصرالله در آنجا با دختر میرزا تقی آجودان کارگذاری ازدواج می‌کند. پس از فوت نایب الوزاره به تهران آمده و در وزارت لشگر سمت محاسب و سررشته‌داری داشته و به قدری مورد توجه اتابک قرار گرفته که وزارت لشکر را به او می‌دهد.[۳]

[ویرایش] نخست وزیری

نخستین اقدام میرزا نصرالله پس از انتخاب به سروزیری آزادی زندانیان سیاسی بود. چند روز بعد فرمان مشروطیت را از مظفرالدین‌شاه گرفت و از علما درخواست کرد تا به تهران بازگردند و با اعلامیه‌ها و لوایحی مردم را به تشکیل مجلس و انجام انتخابات و رعایت اصول دمکراسی امیدوار کرد انقلاب ایران او در ۱۸ شعبان ۱۳۲۴ در باغ گلستان اولین دولت قانونی خود را تشکیل داد و پس از مرگ مظفرالدین ‌شاه در پائیز آن سال تاج پادشاهی را در ۵ ذیحجه ۱۳۲۴ بر سر محمدعلی میرزا نهاد.

او در محرم ۱۳۲۵ (۱۷ مارس ۱۹۰۷) احتمالا به دلیل ناتوانی در جلوگیری از خودسری پادشاه و تصمیم او در برانداختن مجلس، استعفا کرد [۴]. کابینه جدید چهار روز بعد بدون رئیس الوزرا تشکیل شد تا اینکه علی‌اصغرخان اتابک (امین‌السلطان) که در آن هنگام در سوئیس بود پس از ملاقات با سران روسیه در ۲۷ ربیع‌الاول وارد ایران شد.

مخبرالسلطنه هدایت نوشته است که «اتابک برای تشکیل کابینه مرا نزد نصرالله‌ خان مشیرالسلطنه فرستاد که وزارت خارجه قبول کند، رفتم، درویشی نکرد.»

[ویرایش] مرگ

مرگ مشیرالدوله به طور ناگهانی و بدون داشتن بیماری در ۱۴ سپتامبر ۱۹۰۷ در رستم‌آباد شمیران واقع شد. مرگ او دو هفته پس از ترور اتابک توسط عباس آقا تبریزی در روز امضای قرارداد ۱۹۰۷ و چهار روز پس از انتخاب احتشام‌السلطنه به ریاست مجلس و در شرایطی بود که او نامزد نخست وزیری بود و از همکاری با سعدالدوله که از ریاست مجلس استعفا کرده بود، سر باز زده بود. در همان روز نیز سعدالدوله وزیر خارجه شد.

بسیاری از جمله ادوارد براون و ناظم‌الاسلام کرمانی مرگ او را نیز نظیر نخست وزیران پیشین قاجاریه؛ امیرکبیر، قائم مقام فراهانی و حاج ابراهیم کلانتر به پادشاه نسبت می‌دهند و آن را ناشی از روی ناخوشی می‌دانند که او از ابتدا به سلطنت محمدعلی میرزا نشان می‌داد[۵]، [۶].

گفته می‌شود در آن روز علاءالدوله در رستم‌آباد مهمان بوده و با هم ناهار خوردند، بعد او به اندرون رفته، به فاصله کمی حالش بهم خورده، یک‌ساعت از شب رفته در می‌گذرد. [۷]

خبرمرگ او ساعاتی بعد به مجلس شورای ملی نیز رسید و ابوالحسن خان خواستار تحقیق مجلس در مورد علت مرگ او شد؛

در جلسه بعداز ظهر محقق‌الدوله گفت: در جواب تلفون مجلس، جناب مؤتمن‌الملک خیلی اظهار تشکر و امتنان نموده گفتند دیروز مبتلا به مرض قولنج شده، بعد از آن سکته رو داد، دکتر انگلیسی آوردیم که تشخیص دهد چه بوده.


[ویرایش] پانویس‌ها

  1. مستوفی‌الممالک، زندگانی من، ص ۹۸
  2. تاریخ بیداری ایرانیان، ناظم‌الاسلام، ص ۴۴۵
  3. تاریخ بیداری ایرانیان، ناظم‌الاسلام کرمانی، ص ۴۴۴
  4. ادوراد براون، انقلاب ایران، ص ۱۴۵
  5. ادوارد براون، انقلاب ایران، ص ۱۲۲ و ۱۵۸
  6. تاریخ بیداری ایرانیان، ناظم‌الاسلام، ص ۴۴۸
  7. تاریخ مشروطیت ایران، محمدحسن ادیب هروی، ص ۹۷
‎‎

[ویرایش] منبع

  • حسن پیرنیا. «ترجمه احوال حسن پیرنیا به قلم باستانی پاریزی». ایران باستان. چاپ پنجم، تهران: دنیای کتاب، ۱۳۷۰، ص.