میرزا مهدی اصفهانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
میرزا مهدی اصفهانی

محمدمهدی غروی اصفهانی (۱۳۰۳ ق، اصفهان۱۳۶۵ ق) (مشهور به میرزا مهدی اصفهانی) از فقهای معاصر شیعه بوده است. وی را مؤسس مکتب تفکیک یا مکتب مشهد می‌دانند.

زندگی‌نامه[ویرایش]

در اوایل ۱۳۰۳ هجری قمری در اصفهان به‌دنیا آمد. پدرش میرزا اسماعیل اصفهانی نام داشت. در ۹ سالگی پدر را از دست داد. مقدمات فقه و اصول را در اصفهان خواند و در ۱۲ سالگی راهی نجف شد.[۱]

محمدرضا حکیمی در کتاب خود مکتب تفکیک، به‌نقل از پسر میرزا مهدی، زندگی علمی او را به سه دوره تقسیم کرده. دورهٔ اول (۱۸ سال) از مهاجرت او به نجف آغاز می‌شود و شامل شرکت او در دروس میرزای نائینی می‌شود. در این دوران او به سیر و سلوک عرفانی اشتغال دارد و شاگرد سید احمد کربلایی است.

در این دوره در نجف اصول را نزد آخوند خراسانی (صاحب کفایة الاصول) و فقه را نیز نزد سید محمدکاظم یزدی (صاحب عروة الوثقی) خواند. وی همچنین سید اسماعیل صدر ارتباط پیدا می‌کند و به‌راهنمایی او سلوک خود را پیش می‌گیرد. به‌واسطهٔ صدر با شیخ محمد بهاری همدانی، سید علی قاضی و سید جمال گلپایگانی آشنا می‌شود.[۲]

هم‌زمان با انقلاب مشروطه در ایران، اولین جلسه درس میرزای نائینی را تشکیل می‌دهند که در آن قریب ۷ نفر از جمله سید جمال‌الدین گلپایگانی، سید محمود حسینی‌شاهرودی شرکت می‌کردند. در این جلسات مطالب مکتب اصول شیخ انصاری مورد بررسی قرار می‌گرفت. این درس نزدیک به ۵ سال طول کشید. در این مدت استاد سلوک میرزا، سید احمد کربلایی بود.[۳]

دورهٔ دوم، مابقیِ زمانی است که او در نجف به‌سر می‌برد و در این زمان دیدگاه‌اش نسبت به عرفان و فلسفه به‌کلی دگرگون می‌شود. در این زمان وی از مخالفین سرسخت فلسفه و عرفان می‌شود. به‌ادعای حکیمی وی در این دوره و در حدود سن ۳۰ سالگی به‌دیدار امام عصر نایل شده است.[۴]

دورهٔ سوم (۲۵ سال) از زمان مهاجرت میرزا به مشهد تا زمان مرگ او است. در این دوره وی علاوه بر تدریس خارج، دروس معارفی را نیز بیان می‌کند. هدف از این دروس تفکیک بین مفاهیم بشری و تأویلات فلسفی و عرفانی از معارف اهل‌بیت است.[۵]

اجازهٔ اجتهاد او در ۳۵ سالگی به قلم میرزای نائینی و تأیید آقاضیاءالدین عراقی، ابوالحسن اصفهانی، و عبدالکریم حائری یزدی، صادر شد.[۶]

انتقادات[ویرایش]

سید محمدحسین حسینی طهرانی از شاگردان سید محمدحسین طباطبایی و منتقدین مکتب مشهد، آراء میرزا مهدی را با آراء شیخ احمد احسائی مشابهت داده و معتقد است رد عرفان و فلسفه از طرف میرزا مهدی، در اثر «وازدگی نفس» و به‌واسطهٔ «عدم تحمل و عدم وصول» در سلوک و از سر کین است.[۷]

طهرانی به‌نقل از سید جمال‌الدین گلپایگانی، استاد سلوک میرزا مهدی، وی را دارای ظرفیت سلوک نمی‌داند و روانه‌کردن او به ایران را به‌درخواست گلپایگانی و به‌دلیل وخامت اوضاع جسمی او می‌داند. وی ماجرای رؤیت امام عصر توسط میرزا مهدی به‌صورت مکاشفه در قبرستان وادی‌السلام را بدین صورت ذکر کرده است:[۸]

از جمله دستورها این بود که نوافل خود را به‌نحو نماز جعفر طیار بخواند؛ او در وقتی چنین حالی پیدا کرد که به‌هر جا نگاه می‌کرد، سید جمال می‌دید، و ما هرچه خواستیم به او بفهمانیم این معنای حقیقت وجود نیست... نشد و این رؤیت را دلیل بر آن می‌گرفت که در عالم وجود حجت خدا، سیدجمال است؛ و پس از خارج شدن از این حال برای او شک و تردید پیدا شد که آیا سیر و سلوک حق است و یا باطل؟ و روزی که در وادی‌السلام رفته بوده است در مکاشفه‌ای می‌بیند که حضرت بقیةالله ارواحنا فداه کاغذی به او دادند که در پشت آن کاغذ به‌خط سبز نوشته است: «أنا الحجة ابن الحسن». خودش این مکاشفه را تعبیر به بطلان سیر و سلوک خود نمود...

شاگردان[ویرایش]

آثار[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]