میرزا محمدرضا کلهر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
تصویری از سردیس میرزا محمدرضا کلهر در عمارت آصف وزیری سنندج

استاد فقید و عارف : میرزا محمدرضا کلهر متولد ماه شهریور(۱۲۴۵- ۱۳۱۰ه‍.ق/ ۱۸۲۹- ۱۸۹۲ م) از ،استان [[کرمانشاه]] شهرستان گیلانغرب-دهستان دیره روستای شهرک دیره بنام قدیمی و محلی: {شیه رگ } - ایل بزرگ کلهر طایفه {خمان}[۱] یکی از خوشنویسان ایران در زمان قاجاریه و از قوم کُرد است.[۲]

استاد میرزا محمد رضا کلهر از خوشنویسان دوره ناصری و از نستعلیق‌نویسان زبردست مهم تاریخ هنر ایران است که شیوه خاصی در نستعلیق‌نویسی ایجاد کرد. این شیوه بر نستعلق‌نویسان پس از او و تازمان حاضر بسیار موثر بوده و تنها شیوه رایج در نستعلیق‌نویسی دوران معاصر شد.

استاد محمد رضا کلهر : - مردی تکیده با قدی متوسط و محاسنی کوتاه که اندکی به سرخی میزد- فرزند « محمدرحیم بیگ خمان » - یکی از جلوداران فوج سواره رو ایل کلهر- بود.در روزگاران پیشین نام پدر را پس از نام فرزند می آوردند ."خمان" نام جد اول این طایفه است .به این خاطر که در کوه و در حال کوچ مادر بحالت خم شده و شرایط نامساعد(حمله راهزنان)او را بدنیا آورد: او را "خمان" نامید به معنای: غمگین و یا به تعبیری دیگر یعنی: کسیکه مادر بحالت خم شده او را بدنیا آورده باشد . استاد نام هنری {کلهر} را به جهت آشنایی عامه مردم ایران زمین با این اسم انتخاب نمودند و نیز به این خاطر که در درگیری که بین ایل کلهر(به سردستگی پدر وی )و قشون دولتی روی داد سردسته دولتی وقت کشته شد و بدین ترتیب استاد کلهر در ابتدای ساکن شدن در طهران ، برای در امان ماندن نام "کلهر" را بجای نام پدر میاورد که بعدها هم بخاطر استعمال فراوان به نام اصلی و هنری ایشان در تاریخ ایران ثبت و ظبط شد. پسرش *اسکندر خان خمان* که همزمان با مبتلا شدن پدر به بیماری وبا ، توسط عمویش میرزا نوروز علی -میر شکار سلطنتی- به زادگاه مادریش { شیه رگ دیره - Shyareg-e-Direh }نقل مکان نمود این هجرت بدلیل شیوع وبا و قحطی همگانی در تهران و نواحی اطراف بود سپس نوادگان وی : *خان بابا خان* - الهی خان خمان -ابراهیم اسکندری (خمان کلهر) و در حال حاضر: فرزند وی -هنرمند معاصر - استاد : *سهراب اسکندری(خمان)کلهر*متولد: ۱/۶/۱۳۵۸ خورشیدی -{در تقویم این روز همزمان است با روز تولد میرزا و یکروز بعداز وفات وی ۲۹ مرداد ماه شمسی} -از ایل کلهر شهرستان گیلانغرب - دهستان دیره- روستای شهرک دیره- طایفه خمان ؛ که ایشان موسس انجمن نگارگری و مینیاتور استان زادگاه{کرمانشاه} و مکتب خانه (خوشنویسی و نگارگری):*استاد میرزا رضا کلهر* و همچنین پایه گذار مکتب مینیاتور کرمانشاهان میباشد . نقل است که:ایشان به صورت و سیرت و به اخلاق و کردار شبیه ترین فرد به جد بزرگش استاد میرزا رضا کلهر میباشند.
او {میرزا رضا} در جوانی به سبب زندگی ایلی به سوارکاری و تیراندازی تمایل داشت. از این رو مردی خوش‌بنیه و نیرومند بار آمد. بعدها {نوجوانی} به کار خوشنویسی رو آورد؛ بنابراین به تهران آمد و نزد میرزا محمد خوانساری شاگرد محمد مهدی تهرانی تعلیم خط گرفت. از آنجایی که از استادان خود پیشی گرفت از روی خطوط باقی‌مانده از میرعماد مشق کرد. حتا یکبار به اصفهان رفت تا از روی کتیبه معروف میرعماد در تکیه میرفندرسکی مشق کند.صاحبنظران این مشقها و تلاشهای شبانه روزی و جانفرسای استاد کلهر را در خلقیات ویژه او میدانند که در تلاش پیگیر برای رفع عیوب فنی و زیباشناختی عروس خطوط {نستعلیق} بود که در نهایت امر کاری کرد کارستان که تا خورشید بر این گنبد دوار بتابد هیچ کس را یارای دسترسی به رتبه، فن و استادکاری او نیست و نخواهد بود .[۳] مستوفی از شاگردان استاد کلهر در کتاب خود(شرح زندگانی من ) میاورد که :
برادر بزرگترم و من از شاگردان استاد کلهر بودیم ، او مردی ثابت قدم ،گزیده گو و راست گفتار ،خوش خلق ،مهمان نواز، و قانع به نیم نان خویش بود.او همیشه بر این احوالات نیکو بود و در حالیکه براحتی و با زحمت کمتر میتوانست کارمند وزارت چاپ و نشر شود(در مقطعی از طرف دربار و امیر کبیر به ایشان پیشنهاد شد)..اما او این درخواستها را رد میکرد. سوای این مطلب استاد کلهر به اندک مواجب و مستمری که از شاگردان بدست میاورد قناعت میکرد تعداد شاگردان وی گاه به تعداد انگشتان یک دست نمیرسید در صورتیکه شاه و دخترش-وزیران و خانواده های آنان و عامه مردم منت پذیر شاگردی در مکتب و محفل انس او بودند .گاهی اوقات که عصرگاه ما به درب منزل اجاره ای او در سنگلج برای مشق گرفتن میرفتیم میفهمیدیم که استاد و خانواده او نهار نخورده چشم براه ما هستند تا از پول و مواجبی اندکی که میدهیم نهاری برای خانواده تهیه کنند .به مال دنیا بسیار بی توجه و بی میل بودند و تمام عمرش را صرف مشق کردن نمودند نحوه مشق ایشان هم منحصر بفرد بود :یک هفته تمرین حرف "ن ی " و دایره میکرند و یک هفته بعد هم به مشق" کشیدها و مدات " مشغول بودند بطوری که در صفحه مشق وی یک نقطه سفیدی باقی نمی ماند.او دوستان اندک و خاصی داشت در شاگرد گرفتن هم بسیار سختگیر و نمونه گزین بود .یکی از دوستان وی که دایم به او سرکشی میکرد هادی نجم آبادی بودند که ایشان هم و یارانش در هنگام مرگ استاد او را در حسن آباد بخاک سپردند.
استاد: نجومی کرمانشاهی به ایشان ایمان داشتند و در یادنامه استاد کلهر نوشتند:
... در مجلس انس و الفت استاد کلهر عشق موج میزند .آن عزیز همشهری من به چنان مرحله ای از خلوص و تذهیب نفسانیت دست یافته بود که جان داده بود و به جانان رسیده بود .اندک دوستان و همصحبتان وی چند تن از خواص وقت همچون هادی نجم آبادی بوده اند. همیشه پیش از طلوع آفتاب برمیخیزد و هیچگاه نماز صبح و راز و نیاز با معبود خویش را قضا نمیکند به نیم نانی خرسند است و منت نمیکشد .هیچگاه پای آثارش را امضا نمیزند و بیشتر خطوطش را با آب شسته است چرا که ترجیح میداده که آب روان آنها را پاک کند تا بدست... بیفتد.اندک آثاری از خط وی در دست است ولی همین هم غنیمت است . آنکس که ورقی از دستنوشته های او را میخرد خرسند است چرا که:اندک مالی داده است و جان عالمی را خریده است -(اگرچه میلیارد میلیارد پرداخت کرده باشد)...ایشان می افزایند : چرا بخود نبالم که من:از رهروان راه پاک او و از دوستداران و همشهریان ایشان هستم...". او افزون بر نستعلیق در شکسته نویسی نیز استاد بود. میرزا رضا چون در نستعلیق سرآمد شد و شهرت یافت ناصرالدین شاه قاجار او را احضار کرد و بسیار مورد توجه شاه قرار گرفت. حتا شاه اندکی شخصاً نزد وی مشق خط کرد. ناصرالدین شاه خواست که وی در وزارت انطباعات (وزارت چاپ) به کار گمارده شود اما از آنجایی که میرزا مردی بلندهمت و آزادمنش بود نپذیرفت و به کتابتی مختصر و دستمزدی اندک می‌ساخت. فقط یکبار که ناصرالدین شاه به مشهد می‌رفت به شوق زیارت آستانه حضرت رضا در اردوی شاه ملازم شد. او در این سفر در ضمن سفر کار خوشنویسی روزنامه وقایع اتفاقیه را انجام می‌داد که به تدریج چاپ می‌شد. پس از بازگشت از خراسان با شیوع همگانی وبا در تهران، او هم مبتلا شد و در روز جمعه ۲۵ محرم الحرام سال ۱۳۱۰ در گورستانی که اکنون محل آتش‌نشانی شهرداری تهران است به خاک سپرده شد.[۴]

در دوره قاجار با ظهور پدیده چاپ و چاپ سنگی و همچنین گسستگی ارتباط خوشنویسان با سلسله اساتید قدیمی در خط ایرانی به ویژه نستعلیق‌نویسی تغییراتی حاصل شد.[۵]

از سویی جامعه‌ای که گام‌های نخست برای حرکت به‌سوی مدرن شدن را طی می‌کرد. خوشنویسی هم به سمت هنرهای کاربردی رفت و با این تحولات همراه شد. خوشنویسی ایرانی با از دست دادن مصرف اصلی آن یعنی کتابت و مواجهه با نیازهای جامعه مدرن در قرن اخیر روند تازه‌ای را دنبال کرد.[۶]

محمدرضا کلهر با نگارش روزنامه‌هایی چون شرف و شرافت و کتاب‌هایی چون فیض‌الدموع و سفرنامه‌های ناصرالدین شاه قاجار به خراسان نمونه‌هایی برای تمرین مشق در وسعت زیاد برای مشتاقان به‌جای گذاشت. او به جهت خوشنویسی بر روی سنگ و با مرکب غلیظ که برای چاپ سنگی اجتناب‌ناپذیر بود شیوه‌ای ای پدید آورد که حروف آن چاق و کشیده‌ها کوتاه بودند.[۷] از آنجایی که ارتباط خوشنویسان در اواخر دوره قاجار با سلسله اساتید قدیمی قطع شده بود آثار چاپ شده محمدرضا کلهر سرمشق خوبی برای علاقه‌مندان به خط به شمار می‌رفت این شیوه تا هم اکنون ، شیوهٔ رایج و مطلوب خوشنویسان معاصر میباشد.

میرزا محمد رضا کلهر مردی پاکدامن، بلند نظر، هنردوست و خوش محضر بود و از لذایذ دنیا جز هنر خود به به چیزی علاقه‌ای نداشت. برخی از روزها هجده ساعت را صرف مشق خط می‌کرد و اغلب خط‌های خود را چون مناسب طبع بلند خود و دور از انتظارش می‌یافت محو می‌کرد و از بین می‌برد. بیشتر آنچه از او مانده رقم (امضاء) ندارد.[۸]

او برای امرار معاش به کتابت چند کتاب پرداخته که خوشبختانه باقی مانده‌اند. از مهمترین آثار خطی او فیض‌الدَموع است که در کتابخانه سلطنتی ایران نگهداری می‌شده‌است.[۹]

پس از کلهر عمادالکتاب سیفی قزوینی از آثار او مشق کرد و این شیوه را رواج داد. عمادالکتاب را می‌توان آخرین حلقه از سلسله استادان پیشین در خط دانست که از او «آداب المشقی» باقی ماند و همین او را به سلسله خوشنویسان معاصر متصل کرد.[۱۰]

از شاگردان مستقیم میرزا رضا کلهر میرزا زین العابدین شریفی قزوینی معروف به ملک الخطاطین است.[۱۱] از نظر اشاعه هنر خوشنویسی و شیوه خطاطی کلهر مهمترین شاگرد او آقاسید مرتضی برغانی بود که سبک کلهر را به دو فرزند خود حسن میرخانی و حسین میرخانی آموزش داد. این دو استاد که با یک واسطه شاگرد کلهر محسوب می‌شوند با تاسیس انجمن خوشنویسان ایران در تعلیم خوشنویسان معاصر بسیار کوشیدند.[۱۲]

پانویس[ویرایش]

  1. یادواره میرزای کلهر_ انجمن خوشنویسان
  2. عنایت‌الله شکیباپور، ص ۵۱
  3. فضایلی ص ۵۹۱-۵۹۳
  4. پیدایش و سیر تحول هنر خط، ص ۱۷۹
  5. پیدایش و سیر تحول خط
  6. وب‌گاه نگارخانه ایرانی
  7. پیدایش و سیر تحول خط
  8. پیدایش و سیر تحول هنر خط، ص ۱۷۹
  9. پیدایش و سیر تحول هنر خط، ص ۱۷۹
  10. فضائلی، حبیب‌الله، اطلس خط
  11. پیدایش و سیر تحول هنر خط، ص ۱۷۹
  12. پیدایش و سیر تحول هنر خط، ص ۱۹۳

منابع[ویرایش]

  • به کوشش :یساولی ثانی، پیدایش و سیر تحول هنر خط، انتشارت یساولی، چاپ دوم ۱۳۶۰ ص ۱۷۹ و ۱۹۳
  • عنایت الله شکیباپور. اطلاعات عمومی. چاپ هفتم. کتابفروشی اشراقی، ۱۳۴۸. ۵۱. 
  • وب‌گاه «نگارخانه ایرانی» (وابسته به وب‌گاه ترنج نت) — در آن وب‌گاه آمده‌است: «توجه: کپی برداری از مطالب مندرج در این مقاله با ذکر منبع بلامانع است.»
  • فضائلی، حبیب‌الله، اطلس خط، انتشارات مشعل اصفهان، ۱۳۶۲

پیوند به بیرون[ویرایش]

منوچهر آراسته، علیرضا فراستی. «بررسی سیر کتابت نسخه‌های چاپ سنگی به خط محمد رضا کلهر موجود در کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی». شمسه (نشریه الکترونیکی سازمان کتابخانه‌ها، موزه‌ها، و مرکز اسناد آستان قدس رضوی.