میرزای شیرازی
| شناسنامه | ||
|---|---|---|
| نام کامل | سید محمدحسن حسینی شیرازی | |
| لقب | میرزای شیرازی (میرزای بزرگ) | |
| تاریخ تولد | ۱۵ جمادی الاول۱۲۳۰ ه.ق. ـ ۱۱۹۳ ه.ش. | |
| زادگاه | محله درب شاهزاده شیراز، |
|
| محل تحصیل | اصفهان، نجف، کربلا (شهر) | |
| محل زندگی | سامرا | |
| تاریخ وفات | ۱۳۱۲ | |
| محل وفات | سامرا، |
|
| مدفن | حرم علی بن ابیطالب | |
| شاگردان | میرزا محمدتقی شیرازی عبدالکریم حائری یزدی میرزا حسین نائینی شیخ فضلالله نوری سید محمدکاظم یزدی میرزای نائینی ملا محمدکاظم خراسانی و ... |
|
سید محمدحسن حسینی شیرازی (۱۵ جمادی الاول ۱۲۳۰ در محله درب شاهزاده شیراز - ۱۳۱۲در سامرا) مشهور به «میرزای شیرازی» و میرزای مجدد، مرجع تقلید شیعه ایرانی بود.[۱]
محتویات |
خاندان [ویرایش]
پدرش، میرزا محمود، در زمره عالمان دینی بود و در دستگاه حکومت شیراز به کار نویسندگی اشتغال داشت. پس از مرگ پدر تحت تربیت دائیاش، سید حسین موسوی مشهور به مجد الاشراف که از عالمان دینی بود، قرار گرفت.[۲]
تحصیل [ویرایش]
در چهار سالگی پای به مکتب نهاد و پس از فراغت از درسهای اولیه، در شش سالگی وارد حوزه علمیه شد.
در اصفهان [ویرایش]
در سال ۱۲۴۲ به اصفهان رفت و از درس محمدتقی رازی[۳] استفاده كرد. پس از درگذشت محمدتقی رازی، در درس سید حسن بیدآبادی[۴] و محمدابراهیم کلباسی حاضر شد. وی در سن ۲۰ سالگی از بیدآبادی اجازه اجتهاد گرفت.
در نجف [ویرایش]
تا بیست و نه سالگی در اصفهان ماند و در سال 1259 قمری به نجف و کربلا رفت. مدتی را در کربلا اقامت گزید و در این دوران از درس استادانی همچون حسن کاشفالغطاء، محمد حسن نجفی، سید ابراهیم قزوینی و مشکور حولائی بهره برد، ولی چون خود را از این درسها بینیاز دید، قصد برگشت به اصفهان نمود. قبل از رفتن به اصفهان، وارد نجف شد و در درسهای مهم آن روزگار شرکت جست.
معروف است که شیخ مرتضی انصاری بارها می گفت که من درسم را برای سه نفر می گویم:
محمدحسن شیرازی،میرزا حبیب الله رشتی و آقاحسن تهرانی[۵]
وی در سال ۱۲۸۱ پس از فوت شیخ انصاری، مرجع تقلید شیعه شد و نزدیک به ۳۰ سال در این مقام به رفع مشکلات مردم و اداره حوزههای علمیه مشغول بود.
شاگردان [ویرایش]
- میرزا محمدتقی شیرازی
- عبدالکریم حائری یزدی
- میرزا حسین نائینی
- شیخ فضلالله نوری
- سید محمدکاظم یزدی
- میرزای نائینی
- ملا محمدکاظم خراسانی
- حاج میرزا حسین نوری
- میرزا اسماعیل شیرازی
- سید علی اکبر فال اسیری
- سید محمد فیروزآبادی
- حاج شیخ محمدتقی نجفی معروف به آقا نجفی اصفهانی
- سید اسماعیل صدر
- سید حبیب الله برهانی
فعالیتهای سیاسی و اجتماعی [ویرایش]
- یکی از مهمترین حوادثی که در ایام زعامت او رخ داد، قضیه تحریم تنباکو بود.پس از اعطای امتیاز انحصار توتون و تنباکو به کمپانی رژی در چهار شهر ایران، مردم به پیشتازی چهار نفر از شاگردان میرزای شیرازی دست به اعتراضات گسترده ای زدند. در تهران شیخ فضل الله نوری، در اصفهان آقانجفی اصفهانی، در شیراز سید علیاکبر فال اسیری و در تبریز میرزا جواد مجتهد تبریزی از رهبران این جریان بودند.[۶] حکم تاریخی او در معاهده انحصار تنباکو در زمان ناصرالدین شاه چنان مردم را به صحنه کشاند که شاه قاجار، مجبور به فسخ قرارداد تنباکو گردید.[۷] با صدور این حکم، مردم مبارزه سیاسی علیه قرارداد استعماری مذکور را یک وظیفۀ شرعی دانسته و به مخالفت شدید پرداختند. بهطوری که ناصرالدین شاه مجبور شد با پرداخت غرامت، این قرارداد ننگین را فسخ کند.[۸] سرنجام حکم تاریخی تحریم از سوی میرزای شیرازی از سامرا صادر شد. متن حکم بدین شرح است:
سید روحالله خمینی از این اقدام اینگونه تعبیر کردهاست:
«همان نصف سطر میرزای شیرازی رضوان الله تعالی علیه، مملکت ما را از توی حلقوم خارجی ها بیرون کشید».[۱۱]
- دفاع از شیعیان مظلوم افغانستان در سال ۱۳۰۹ هجری قمری[۱۲]
- ایجاد وحدت تشیع و تسنن در سال ۱۳۱۱ قمری[۱۳]
- تربیت و اعزام مبلغان ویژه برای مناطق حساس و زیر سلطه انگلیس نظیر تبت و کشمیر.
- جلوگیری از تجاوز یهودیان به مسلمانان همدان
- جلوگیری از خرید زمین های شهر طوس توسط دولت روسیه و نقش بر آب کردن توطئه روسیه در این رابطه.
- فرستادن سید عبدالحسین لاری به عنوان نماینده خود به منطقه حساس جنوب ایران
تالیفات [ویرایش]
- فارس نامه ناصری
- کلمه الامام الحسن
درگذشت [ویرایش]
میرزای شیرازی در روز دوشنبه ۸ شعبان ۱۳۱۲ در سن ۸۲ سالگی در سامرا درگذشت و در یکی از حجرات صحن حرم علی بن ابیطالب دفن شد.
مرگ یا کشتهشدن [ویرایش]
اگر چه علت مرگ او را برخی بیماری برونشیت و یا سل عنوان کردهاند، ولی عدهای عقیده دارند که پزشک مشکوکی در سامرا پیدا شد و سعی در نزدیک شدن به میرزا نمود و بالاخره در آخرین روزها به معالجه او پرداخت و پس از مرگ میرزا برای همیشه ناپدید شد، از سر سپردگان انگلستان بوده است و میرزا را مسموم نموده و کشت.[نیازمند منبع]
پانویس [ویرایش]
- ↑ در مشروطه چه گذشت؟، جلد اول،چاپ اول ۱۳۸۹،موسسه فرهنگی هنری قدرولایت،صفحه۶۳۳
- ↑ در مشروطه چه گذشت؟، جلد اول،چاپ اول ۱۳۸۹،موسسه فرهنگی هنری قدرولایت،صفحه۶۳۴
- ↑ آقابزرگ تهرانی،هدیه الرازی الی الامام المجدد الشیرازی،صفحه۱۷
- ↑ مشهور به مدرس. وی از این استاد با عنوان «سیدنا الاستاد» نام می برد.
- ↑ در مشروطه چه گذشت؟، جلد اول،چاپ اول ۱۳۸۹،موسسه فرهنگی هنری قدرولایت،صفحه۶۳۴
- ↑ شیخ حسن کربلایی،تاریخ دخانیه،به همت رسول جعفریان،صفحه۱۰۴ تا ۱۰۸
- ↑ شرح حال رجال ایران،ج۱،ص۳۳۸
- ↑ شیخ حسن کربلایی،تاریخ دخانیه،به همت رسول جعفریان،صفحه۱۷۲ - ۱۷۳
- ↑ شیخ حسن کربلایی،تاریخ دخانیه،به همت رسول جعفریان،صفحه۱۱۷ - ۱۱۸
- ↑ سید مصلح الدین مهدوی،بیان سبل الهدایه فی ذکراعقاب صاحب الهدایه(این کتاب با نام زندگی نامه آیت الله العظمی آقانجفی اصفهانی در سال ۱۳۹۰ تجدید چاپ شده است.)،صفحه ۹۲
- ↑ صحیفه نور، ج ۹، ص ۱۱۹.
- ↑ در مشروطه چه گذشت؟، جلد اول،چاپ اول ۱۳۸۹،موسسه فرهنگی هنری قدرولایت،صفحه۶۳۸
- ↑ در مشروطه چه گذشت؟، جلد اول،چاپ اول ۱۳۸۹،موسسه فرهنگی هنری قدرولایت،صفحه۶۳۷
جستارهای وابسته [ویرایش]
منابع [ویرایش]
- جمعی از پژوهشگران حوزه علمیه قم. گلشن ابرار. ج ۱، چ ۳، نشر معروف، قم: ۱۳۸۵.
پیوند به بیرون [ویرایش]
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||