میاندوراه
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
در کالبدشناسی، چه در مورد جنس مؤنث و چه مذکر، به محدوده میان منطقه تناسلی و مقعد میاندوراه گفته میشود.[۱]
در فارسی برای این معنی، واژه عربی عجان و واژه فرانسوی پرینه هم به کار رفتهاست. در فرهنگ عامیانه به این ناحیه یا بخشی از شلوار که بر روی این ناحیه قرار میگیرد خِشتَک هم گفته میشود. نام خشتک بخاطر خشتی (لوزی) بودن تکهپارچهای است که در شلوارهای قدیم در این قسمت میدوختهاند.
به این بخش از بدن در زبان غیرتخصصی دوشاخ نیز گفته میشد چنانچه در ورزش کشتی زمانی که یک پا از یک حریف در میانگاه دو پای حریف دیگر قرار میگیرد آن را فن «دوشاخ کردن» میگویند.[نیازمند منبع]
افزون برین واژهٔ «هَتَک» نیز به همین ناحیه بدن گفته میشود. این واژه برگرفته از واژه هفت است و ابزاری در باغداری و کشاورزی نیز بدین نام خوانده میشد، که به ۷ فارسی میمانست.[نیازمند منبع] هتک در مفهوم مورد بحث در زبان توده هنوز روان است؛ «آن قدر بدو، تا هتکت دره!». اصطلاح دیگر برا این موضع، با سنگینی سوی مقعد، باز هم از زبان توده، «تَلِنگ» است. این واژه خود از دو واژه دیگر؛ ته: انتها + لنگ: پا(تمام پا از لگن تا نوک) پدید آمده بودهاست. زبانزد «تلنگش دررفت» با همین واژه ساخته شدهاست.
در یوگا محل نخستین چاکرا (گره خطوط انرژی بدن) را در میاندوراه میدانند.[۱]
[ویرایش] جستارهای وابسته
[ویرایش] منابع
- ویکیپدیای انگلیسی.
- فرهنگ دانشگاهی انگلیسی به فارسی آریانپور.
|
||||
|---|---|---|---|---|
|
سر: - ابرو – آرواره - بناگوش – بینی - پیشانی - جمجمه – چانه – چشم – دندان – دهان – زبان - شقیقه – صورت - غبغب – گوش – گونه - لب - لوزه - مژه گردن: تارآوا - حنجره - گلو – سیب آدم - زبان کوچک (ملاز) - حلق - تیروئید بالاتنه: - آبگاه – پستان - پشت و کمر - پهلو - جناغ - زیر بغل – سینه - شانه – معده – قفسه سینه - کول – گُرده – ناف اندامهای جنسی: (آلت مردانه/ختنهگاه/کیسه بیضه/بیضه/خروسه/مهبل/تخمدان/رحم) – نشیمنگاه – مقعد – سرین - میاندوراه - دنبالچه - موی زهار - لگن خاصره چهاراندام: – آرنج – انگشت اشاره – انگشت پا – انگشت حلقه – انگشت شست – انگشت کوچک – انگشت میان - بازو – بند انگشت – پا – پاشنه - پشت بازو – پشت ساق – پنجه – پیشمشت – دست – ران - روی پا – زانو – ساعد – قوزک پا - کشاله ران - کشکک زانو - کف دست – لنگ – مچ – ناخن پا |
||||

