مکتبخانه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
یک مکتب‌خانهٔ قدیمی.

مکتب یا مکتب‌خانه آموزشگاهی است که در آن معمولاً یک استاد که تحصیل کردهٔ علوم اسلامی است به کار آموزش می‌پردازد.[۱] این گونه مکان‌های آموزشی امروزه در کشورهایی همچون پاکستان و افغانستان رایج است ولی در ایران جای خود را به مدرسه داده‌است. نظام آموزش سنتی ایران در دورهٔ قاجار را می‌توان نظام مکتب خانه‌ای نامید. فلسفه آموختن این نظام بیشتر تربیت شاگردان و آموختن شرعیات دینی و مذهبی بود. تا زمان ناصرالدین شاه مدرسه به صورت امروزی وجود نداشتو تنها مکتب حانه بود که آموزش البته به صورت محدود به کودکان و نوجوانان می‌داد.

انواع مکتب خانه به دو نوع خصوصی و عمومی تقسیم می‌شد. نوع خصوصی برای افراد اعیان و اشراف و عمومی برای عامهٔ مردم بود. در هر محله چندین مکتب خانه دایر بود.

محل مکتب خانه دکان یا اتاق بزرگی بود که از اصلی ترین اجزای بکار رفته در آن می‌توان به حصیر یا نمد کهنه و مندرس همراه میز کوتاه، تشکچه و مکتب دار و چند ترکه آلبالو و چوب و فلک اشاره کرد.

دروس تدریس شده در مکتب خانه شامل نصاب الصبیان، صرف میر فارسی، شرخ تعریف، عوامل منظومه شرح سیوطی، الفیه، شرح نظام، شرح جامی در نحو و صرف و حاشیه ملا عبدالله، کلیات سعدی فخمسه نظامی و... بود. در مکتب خانه از فلک برای تنبیه کودکان استفاده می‌شد. بنحوی که اگر خطایی رخ می دادمکتبدار فلک را به پای کودک می‌بست و باو با ترکه به کف پای او می‌کوبید. همچنین از یک ترکهٔ کوتاه برای شاگردان نزدیک و یک ترکه بلند برای شاگردان دورتر استفاده می‌شد.

مکتبدار[ویرایش]

عنوان مکتب دار معمولاً مکتب دار پسرانه را میرزا و دخترانه را ملاباجی می‌خواندند که این دو دارای سواد زیادی نبودند. شهریه مکتب خانه معمولاً حق اتدریس مکتب خانه توسط خانوادهٔ شاگردان پرداخت می‌شد و دولت نقشی در آن نداشت.

مکتبدار معمولاً بجز عواید شهریه دانش آموزان، از راه عریضه نویسی، کاغذ نویسی و کاغذخوانی (نامه نگاریاستخاره و همچنین رسیدگی به امور جزئی شرعی اهالی نیز در آمد داشت.[۲]

مکتب پسران[ویرایش]

سن آغاز تحصیل برای کودکان حدود پنج سالگی بوده‌است. پس از آموختن هجا و ابجد (الفبای عربی)، شاگرد باید یک کله قند برای استاد می‌برده‌است. آموزش بعدی روخوانی جزء آخر قرآن (عم جزو) بوده و در همین حین نیز خواندن یک کتاب فارسی (معمولاً گلستان سعدی، کتاب جودی، خاله سوسکه، عاق والدین، ترسل) به کودک آموزش داده می‌شده. این روند تا هنگامی که کودک هشت ساله شود ادامه می‌یافته و پس از آن به پسران نوشتن می‌آموختند. علاوه بر نوشتن حروف، حساب و شرعیات (بر اساس رساله مرجع تقلید زمان) نیز به پسران آموخته می‌شد. پایان دوره آموزشی (که معمولاً پایان اطلاعات مکتبدار نیز بود) در اینجا فرامی‌رسید.[۲]

مکتب دختران[ویرایش]

آموزش خواندن برای دختران مجاز بوده؛ ولی دختران نباید نوشتن می‌آموختند؛ و معروف بوده «دختر، مشق که بلد شد، کاغذپرانی می‌کند» (یعنی نامه عاشقانه می‌نویسد)

دختر چو به کف گرفت خامه ارسال کند جواب نامه
آن نامه نشان روسیاهیست نامش چو نوشته شد گواهیست

همچنین دیدن دستخط دختر توسط نامحرم گناه بوده‌است. از سوی دیگر دختران در هشت یا نه سالگی وقت شوهر کردنشان بود؛ بنابراین معمول نبوده که دختر به غیر از خواندن چیزی یاد بگیرد.[۲]

تنبیه بدنی[ویرایش]

در مکتب خانه از فلک برای تنبیه کودکان استفاده می‌شد. بنحوی که اگر خطایی رخ می‌داد مکتبدار فلک را به پای کودک می‌بست و باو با ترکه به کف پای او می‌کوبید. همچنین از یک ترکهٔ کوتاه برای شاگردان نزدیک و یک ترکه بلند برای شاگردان دورتر استفاده می‌شد.[۳]

بیم دادن از زیرزمین پر از عقرب نیز از تنبیهات معمول مکتبخانه‌ها بوده‌است. برای دختران معمولاً از فلک استفاده نمی‌شده‌است. نیشگون گرفتن و سوزن پشت دست زدن، تنبیه معمول دختران بود.[۲]

افول مکتب خانه در ایران[ویرایش]

از دوره صفویان، ابتدا در اصفهان و سپس در تبریز و سایر شهرهای بزرگ، میسیونرهای مذهبی اروپایی اقدام به دایر کردن آموزشگاه‌هایی به سبک غربی نمودند. در انتهای دوره امیرکبیر، دارالفنون تاسیس شد و از زمان مظفرالدین شاه، دبستان و دبیرستان در ایران گشایش یافت. گذر از مکتبخانه‌ها به مدارس شاید یکی از موضوعات مهم در تاریخ مشروطیت ایران به شمار رود. با آغاز به کار رضاشاه و گسترش مدارس رایگان، عملاً بساط مکتبخانه‌ها برچیده شد.[۲]

مکتبخانه‌ها هنوز در کشورهایی همچون پاکستان و افغانستان رواج دارند.[۱] از مسایل و مشکلات مکتب خانه‌ها می‌توان به نکات زیر اشاره کرد:

  1. مکتب خانه‌ها ۶ماه پر کار و ۶ماه تعطیل بودند.
  2. شروع آموزش به زبان عربی بود و کودکان مطالب را طوطی‌وار حفظ می‌کردند.
  3. هرچه سطح بالاتر می‌رفت از تعداد شاگردان و معلم‌ها کاسته می‌شد
  4. دولت نظارتی در کار مکتب خانه‌ها نداشت.
  5. دختران کمتر از پسران به مکتب خانه می‌رفتند.

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ نوشتهٔ علی اصغر سیدابادی در تارنگار هنوز
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ از خشت تا خشت. محمود کتیرایی. موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی. ۱۳۴۵ تهران
  3. معماری مدارس دینی قاجار/ زینب اکبری/ انتشارات آرمانشهر

منابع[ویرایش]

  • کت‍یرائ‍ی، مح‍مود. از خش‍ت تا خش‍ت. چاپ چهارم. تهران: نشر ثالث، ۱۳۷۸. ISBN 964-6404-78-2. 
  • معماری مدارس دینی قاجار/ زینب اکبری/ انتشارات آرمانشهر