حسین واعظ کاشفی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
حسین واعظ کاشفی
مزار مولانا حسین واعظ کاشفی در هرات
زادروز ۸۴۰
سبزوار، ایران
درگذشت ۹۱۰
هرات، افغانستان
آرامگاه هرات
محل زندگی سبزوار، هرات
ملیت ایرانی
پیشه واعظ، نویسنده، منجم، ریاضی‌دان، و مفسر قرآن
شناخته‌شده برای نگارش روضة الشهدا
دوره تیموریان
دین اسلام
مذهب مورد مناقشه
منصب شیخ خانقاه دارالسیاده، قاضی‌القضات سبزوار
مکتب طریقت صوفی نقشبندیه
فرزندان فخرالدین علی صفی

کمال‌الدین حسین واعظ کاشفی (۸۴۰ ه‍ ق در سبزوار – ۹۱۰ ه‍ ق در هرات) معروف به مولانا حسین واعظ کاشفی یا ملا حسین نویسندهٔ پرکار، پژوهشگر دینی، صوفی، و واعظ تأثیرگذار در عهد تیموریان بود. عمده شهرت او به واسطهٔ نگارش مقتل روضة الشهدا است که در دوران صفویه برای اجرای تعزیه و روضه‌خوانی مورد استفاده قرار می‌گرفت. گرایش‌های مذهبی کاشفی همواره مورد سؤال بوده‌است؛ حتی در عصر خودش. اما به اعتقاد اکثر مورخین بر خلاف تبلیغات وسیعی که در دوران صفویه برای شیعه نشان دادن او انجام می‌گرفت، کاشفی شیعه نبوده‌است. آثار زیادی از او بر جای مانده‌است که گواهی بر گستردگی دانش و اطلاعات او می‌باشند. کاشفی تخلص او بود و از آنجا که به وعظ و نصحیت مردم می‌پرداخت به واعظ مشهور شد.

زندگی‌نامه[ویرایش]

حسین واعظ کاشفی در سال ۸۴۰ هجری قمری در سبزوار زاده شد. علوم دینی، ریاضی، و خوش‌نویسی را در اوان جوانی آموخت و سپس به عرفان روی آورد.[۱] پس از آنکه مدتی را در زادگاهش به وعظ و سخنرانی گذراند به نیشابور و سپس مشهد نقل مکان کرد. گفته می‌شود که در سال ۸۴۰ رؤیایی دید که در آن روح سعدالدین کاشغری — صوفی نقشبندی که به‌تازگی درگذشته بود — او را به آمدن به هرات فرا می‌خواند.[۲] در هرات آنچنان تحت تأثیر عبدالرحمان جامی، عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی و جانشین کاشغری، قرار گرفت که نه‌تنها به طریقت نقشبندی وارد شد بلکه با خواهر او نیز ازدواج کرد.[۳] اندکی بعد به سبزوار بازگشت و توسط سلطان ابوسعید، حاکم خراسان در عهد تیموریان، به منصب قاضی‌القضات بیهق منصوب شد. پس از آنکه سلطان حسین بایقرا در هرات به قدرت رسید، در سال ۸۷۴ احتمالاً به دعوت خود سلطان به هرات رفت.[۴]

در هرات، کاشفی مورد حمایت سلطان حسین و دیگر درباریان قرار می‌گرفت؛ به‌ویژه از جانب علی‌شیر نوایی، ادیب و سیاست‌مدار برجستهٔ عهد تیموریان، که بسیاری از آثار کاشفی نیز به او تقدیم شده‌است. سلطان حسین خانقاهی به نام دارالسیاده در بازار مرکزی هرات بنا کرد و کاشفی را به سمت شیخ خانقاه برگماشت. کاشفی به طور مرتب در مراکز حساس حکومتی و فرهنگی هرات، به اقامهٔ وعظ می‌پرداخت؛ صبح‌های جمعه در دارالسیاده، پس از نماز جمعه در مسجد جامع علی‌شیر نوایی، سه‌شنبه‌ها در مدرسهٔ سلطانی، چهارشنبه‌ها بر سر مزار ابوالولید احمد، و در اواخر عمر پنج‌شنبه‌ها در مقبرهٔ شاهزاده سلطان احمد میرزا. مجالس وعظ و سخنرانی‌های کاشفی جمعیت زیاد و مشتاقی را به گرد او جمع می‌کرد که عمدتاً به دلیل صدای دلنشین، فصاحت کلام، و توانایی کاشفی در تشریح آیات قرآن و سنت پیامبر به نحوی ساده و شفاف بود.[۵]

تخصص اصلی ملاحسین در وعظ و انشا بوده‌است و از قرائن معلوم است که به خوبی از پس این کار بر می‌آمده‌است. مجالس وعظ ملاحسین به گونه‌ای بوده‌است که سلطان حسین و سایر درباریان در آن حاضر می‌شدند. امیر علی‌شیر دربارهٔ کاشفی و مجالس وعظ او می‌نویسد:[۶]

. . . و مولانا، چنانکه همه‌کس را معلوم است، واعظی در غایت خوبی‌است و در عالم، از بنی‌آدم، واعظی به خوبی او نبوده و نیست و در مجلس وعظ او هرچند که فصیح و گشاده باشد، از کثرت جمعیت مردمان، جای اکثر نیست و از کثرت مزاحمت خلق بیم هلاک بعضی مردمان بوده، و کثرت ازدحام ایشان جهت این است که آواز و انشای مولانا در غایت حسن و لطافت بوده و به حقیقت معنی حضرت داود — علیه‌السلام — در او تجلی نموده و در امت محمدی کسی که صفت داودی بر کمال داشته باشد غیر او نبوده . . .

کاشفی بر بسیاری از علوم دوران خویش احاطه داشت و نزد هم‌عصران خویش به ذو فنون مشهور بود. خواندمیر به مهارت و خبرگی او در علم نجوم و انشا اشاره می‌کند و می‌افزاید که در آن دوران، در سرتاسر خراسان در زمینهٔ تفسیر قرآن همتایی برای او یافت نمی‌شد. او شعر نیز می‌سرود و از تخلص کاشفی استفاده می‌کرد. تقریباً چهل اثر به نگارش درآورد که اکثرشان به فارسی بودند و گستره‌ای از تمام علوم آن زمان را پوشش می‌دادند. کاشفی در تدوین و پراکندن گسترهٔ وسیعی از دانش، از علوم اسلامی گرفته تا علوم خفیه، نقشی اساسی و تأثیرگذار داشت. او تا پایان عمرش در هرات ماند و در سال ۹۱۰ هجری قمری همان‌جا درگذشت. آرامگاه او در هرات و در نزدیکی آرامگاه‌های کاشغری و جامی قرار دارد.[۷]

مذهب[ویرایش]

دشوار است که در آثار کاشفی که تمامی آن‌ها نیز پیش از پیدایش صفویه در خراسان خلق شده بودند، مدرکی قانع‌کننده دال بر شیعه بودن او یافت. احترام و حب نسبت به اهل بیت پیامبر از ویژگی‌های معمول و رایج اهل سنت در شرق دنیای اسلام پیش از ظهور صفویه بود. این واقعیت که کاشفی کتاب فتوت‌نامهٔ سلطانی را به خدام حرم علی بن موسی‌الرضا در مشهد تقدیم کرده‌است (به نام خدام مزار . . . امام تمام . . . و سلطان‌الاولیا . . . علی بن موسی) را باید به پای همین احترام ظاهری گذاشت؛ و نه نشانه‌ای مبنی بر پایبندی او به تشیع. در واقع، در مقدمهٔ همان کتاب، کاشفی از چهار خلیفهٔ اهل سنت (ابوبکر، عمر، عثمان، و علی) یاد می‌کند. علاوه بر همهٔ این‌ها، کاشفی سالک طریقت صوفی نقشبندی بود و طریقت صوفی نقشبندی نیز به داشتن گرایش‌های شدید سنی مشهور بود؛ به‌ویژه تحت رهبری خواجه عبیدالله احرار. کاشفی حتی رساله‌ای در باب تبارشناسی خواجگان طریقت نقشبندی نیز به نگارش درآورده بود. همچنین کاشفی اهل فتوت بوده و شیخ طریقت او نورالدین احمد بن محمد قاینی نام داشته‌است، که به نظر می‌رسد پسر جلال‌الدین قاینی — فقیه، واعظ، و محدث مشهور حنفی در هرات — بوده باشد. با توجه به اینکه کاشفی از جانب مقامات تیموری به سمت قاضی‌القضات شریعت در منطقهٔ بیهق برگماشته شده بود و بعداً نیز از جانب سلطان حسین بایقرا عهده‌دار سمت شیخ خانقاه دارالسیاده در هرات شد، بعید به نظر می‌رسد که کاشفی شیعه بوده باشد. حکیم شاه‌محمد قزوینی، یکی از مترجمان مجالس النفائس علی‌شیر نوایی که تقریباً هم‌عصر او نیز بوده‌است مؤکداً اظهار می‌کند که اگرچه کاشفی اهل سبزوار بود ولی شیعه نبود.[۸] این قول حکیم شاه‌محمد قزوینی را نباید بی‌چون‌وچرا قبول کرد چرا که او مجالس النفائس را برای سلیم دوم، سلطان سنی‌مذهب عثمانی، ترجمه کرده‌است.[۹]

گرایش‌های مذهبی کاشفی همواره مورد سؤال بوده‌است؛ حتی در عصر خودش.[۱۰] مردم هرات که بیشتر اهل سنت بودند، کاشفی را به شیعه بودن متهم می‌کردند و بالعکس در سبزوار که یکی از پایگاه‌های تاریخی و سنتی شیعیان به حساب می‌آید، مردم او را سنی می‌پنداشتند.[۱۱] ارتباط کاشفی با سران اهل سنت در دارالسلطنهٔ هرات، موجب شد که مردم شهر سبزوار بدو بدگمان شوند. قاضی نورالله شوشتری در مجالس المؤمنین نوشته‌است روزی کاشفی مشغول وعظ در مسجد جامع سبزوار بود و از دوازده هزار مرتبه نزول جبرئیل بر محمد سخن می‌گفت. ناگهان پیرمردی عصا در دست، در مقام امتحان او برآمد و خواست سؤالی بپرسد که کاشف حال اعتقاد مظنون او باشد. از او پرسید که جبرئیل چند مرتبه بر علی نزول نموده‌است. کاشفی متحیر ماند که اگر بگوید که جبرئیل بر حضرت امیر نازل شد، به‌ظاهر دروغ گفته باشد، و اگر گوید که نازل نشد بر او نسبت تسنن خواهند بست و آن پیر صافی ضمیر، عصای تعزیر بر سر او خواهد شکست. او پاسخ داد که با توجه به حدیث نبوی «أنا مدینةالعلم و علی بابها» جبرئیل بیست‌وچهار هزار مرتبه بر علی نزول نموده‌است؛ چون اگر جبرئیل دوازده هزار مرتبه به مدینه علم در آمده باشد، باید بیست‌وچهار هزار بار در رفتن و آمدن به علی که باب مدینه است وارد شده باشد.[۱۲]

بسیاری از پژوهشگران او را به واسطهٔ آفرینش مقتل روضة الشهدا و نیز این واقعیت که او اهل سبزوار بود شیعه می‌پندارند. مشغول شدن بیش از حد محققان به این موضوع چالش‌برانگیز، مانع از آن شده‌است که به سهم و نقش مهم کاشفی در پژوهش بر روی منابع قدیمی که در نگارش روضة الشهدا به کار گرفته شده‌اند و عمدتاً نیز به زبان عربی هستند پرداخته شود. در مجموع به نظر می‌رسد که صفویان، کاشفی را از برای خود برداشتند و او را یک شیعه جا زدند تا عمل خود مبنی بر اتخاذ روضة الشهدا به عنوان نمایشنامه‌ای استاندارد که در اجرای تعزیه به کار گرفته می‌شد را توجیه کنند. در واقع اصطلاح روضه‌خوانی که امروزه به ذکر و بازگویی مصیبت‌های روا رفته بر حسین بن علی و یارانش در نبرد کربلا اطلاق می‌شود از عنوان کتاب روضة الشهدا گرفته شده‌است.[۱۳]

آثار[ویرایش]

آثار بر جای مانده از کاشفی گواهی بر گستردگی دانش و اطلاعات اوست. از لحاظ گستردگی آثار و دانش، کاشفی قابل قیاس با جلال‌الدین سیوطی، دانشمند مسلمان مصری هم‌دوره‌اش، است که اجدادش فارسی‌زبان بودند و دربارهٔ گسترهٔ وسیعی از علوم عهد خود، از علوم قرآنی گرفته تا داروشناسی و حتی شهوت‌نگاری، قلم زد. حتی کاشفی را می‌توان با جووانی پیکو دلا میراندولا، از فیلسوفان ایتالیایی عصر رنسانس، قیاس کرد که بر علوم متنوعی، به‌ویژه علوم خفیه، تسلط داشت و به عنوان اولین کابالیست مسیحی شناخته می‌شود. چنین می‌نماید که کاشفی آگاهانه در پی خلق مجموعه کتاب‌هایی بوده‌است که کتابخانهٔ هر فرد فرهیخته در آن زمان را بسنده باشد و از این لحاظ نیز کار او بی‌شباهت به سیوطی نیست که خود را مأمور گردآوری و انتقال میراث فرهنگی آن عصر به آیندگان کرده بود تا مبادا بر اثر غفلت دیگران، آن میراث گرانبها از کف برود. محققان خلق ۴۰ اثر را به کاشفی نسبت می‌دهند. تعدد این آثار را می‌توان شاهدی بر این مدعا پنداشت که کاشفی در پی جمع‌آوری و حفظ اطلاعات دانش‌پژوهانه و ارزشمند آن دوران بود‌ه‌است.[۱۴]

به زعم خواندمیر و دیگر نویسندگان هم‌دوره‌اش مهم‌ترین آثار کاشفی عبارت‌اند از: اخلاق محسنی، انوار سهیلی، جواهر التفسیر، مخزن الانشا، مواهب عالیه، روضة الشهدا، و سبعهٔ کاشفیه. بسیاری از آثار کاشفی هنوز ویراستاری و تصحیح نشده‌اند و فقط به صورت دست‌نویس و یا در بهترین حالت به صورت لیتوگرافی قدیمی در دسترس‌اند. تاریخ نگارش بسیاری از آن‌ها نیز مشخص نیست.[۱۵]

آثار کاشفی عقاید و گرایش‌های طبقهٔ فرهیخته و ممتاز خراسان در عهد تیموریان را به خوبی منعکس می‌کند. کاشفی خود پایه‌گذار این گرایش‌ها نبود اما با چیره‌دستی تمام ارزش‌ها و هنجارهای کلیدی دوران خود را ضبط و ثبت کرده‌است. این گرایش‌ها و هنجارها را می‌توان در سه دستهٔ: ۱) تمایل به علوم خفیه؛ ۲) تأکید بر اخلاقیات و رفتارهای اخلاقی (در حوزهٔ سیاست، دین، و جامعه)؛ و ۳) پذیرش کارایی و مفید بودن ساختار طبقاتی جامعه، خلاصه و دسته‌بندی کرد. تمامی آثار کاشفی در زمرهٔ یکی از دسته‌بندی‌های فوق قرار می‌گیرند.[۱۶]

علوم خفیه در میان آثار کاشفی سهم معتنابهی دارند. گرچه تخلص «کاشفی» (به معنای آشکارکننده) از تمایل ضمنی او به عرفان و علم غیب حکایت می‌کند، این سهم قابل توجه علوم خفیه را باید بیشتر انعکاسی از واقعیت علم در آن زمان دانست تا گرایش‌های شخصی کاشفی. در سده‌های نهم و دهم هجری تعلیم و تعلم علوم خفیه در دنیای اسلام بسیار متداول بود.[۱۷]

تقریباً همهٔ آثار کاشفی به زبان فارسی است.[۱۸] نوشته‌های او همواره خوش‌خط، ساده، و همه‌کس‌فهم بود. در شعر نیز پیرو آثاری چون حدائق السحر فی دقائق الشعر نوشتهٔ رشیدالدین وطواط و المعجم فی معاییر اشعار العجم نوشته شمس قیس رازی بود. اشعار او همانند ایراد خطابه‌هایش که بیانی فریبنده داشت، مورد پذیرش همگان بود.[۱۹]

آثار منتشرشده[ویرایش]

  • اخلاق محسنی: رساله‌ای در باب اخلاقیات و کشورداری در چهل فصل که نگارش آن در سال ۹۰۷ به پایان رسید و به سلطان حسین تقدیم شد؛ اگرچه در اصل برای کمک‌کردن به پسر سلطان، ابوالمحسن میرزا نوشته شده بود و در عنوان کتاب نیز به نام او اشاره شده‌است.
  • اسرار قاسمی: رساله‌ای در باب علوم خفیه که در سال ۹۰۷ و به نام جلال‌الدین امیر سید قاسم به نگارش درآمد.
  • الرسالة العلمیة فی الاحادیث النبویة: تفسیری بر چهل سنت نبوی در هشت فصل که نگارش آن در سال ۸۷۵ به اتمام رسید و به نقیب سیدان سبزوار، شمس‌الدین ابوالمعالی علی مختار نسابه عبیدی، تقدیم شده‌است.
  • انوار سهیلی: شرح و نقد منثور کلیله و دمنه در چهارده فصل که به سفارش و درخواست امیر نظام‌الدین شیخ احمد سهیلی نوشته شد و همان‌طور که از عنوان کتاب نیز بر می‌آید به سهیلی تقدیم شده‌است.
  • بدایع الافکار فی صنایع الاشعار: رساله‌ای در باب شعر پارسی و علوم بلاغی که به نام شجاع‌الدین امیر سید حسین نوشته شده بود.
  • جواهر التفسیر لتحفة الامیر: تفسیر قرآن در ۲۲ فصل که به نام علی‌شیر نوایی، حامی همیشگی کاشفی، نوشته شد. ظاهراً تنها یک جلد از آن در سال ۸۹۰ تکمیل شد و جلد دوم که نگارش آن در سال ۸۹۲ آغاز شده بود ناتمام باقی ماند.
  • رسالهٔ حاتمیه: رساله‌ای پیرامون حاتم طایی، از بزرگان عرب پیش از اسلام، که نگارش آن در سال ۸۹۱ به پایان رسید و به سلطان حسین تقدیم شد.
  • روضة الشهدا: مقتلی در ده فصل که عمدتاً بر سرگذشت حسین بن علی و وقایع حزن‌انگیز کربلا متمرکز است و نگارش آن در سال ۹۰۸ به انجام رسید. این اثر به سید عبدالله میرزا، مشهور به سید میرزا و همسر دختر سلطان حسین، تقدیم شده‌است. برخی از منابع از او با نام میرزا مرشدالدین عبدالله یاد کرده‌اند و او را برادرزاده یا خواهرزادهٔ سلطان می‌دانند. روضة الشهدا را محمد فضولی تحت عنوان حدیقة السُعَدا به ترکی برگردانده‌است.
  • زاد المسافرین: رساله‌ای منظوم در قالب مثنوی
  • سبعهٔ کاشفیه: رساله‌ای دربارهٔ اخترشناسی و طالع‌بینی که خود متشکل از هفت کتاب است: مواهب زحل، میامن المشتری، سواطع المریخ، لوامع الشمس، مباهج الزهره، مناهج العطارد، و لوایح القمر یا اختیارات النجوم. خواندمیر به هنگام برشمردن آثار کاشفی تنها به اختیارات النجوم اشاره می‌کند که در سال ۸۷۸ و برای وزیر تیموری، مجدالدین محمد خوافی نگاشته شد. در واقع این تنها کتابی از سبعهٔ کاشفیه است که بر جای مانده‌است.
  • شرح کتاب السرور فی علم الصنعة
  • شرح مثنوی: تفسیری بر مثنوی معنوی مولوی
  • صحیفهٔ شاهی: گزیدهٔ مختصری از مخزن الانشا که به سلطان حسین تقدیم شد.
  • فتوت‌نامهٔ سلطانی: رساله‌ای در باب فتوت و آداب آن و رابطه‌اش با تصوف در ایران. گاهی اوقات در صحت انتساب این اثر به کاشفی به دیدهٔ شک نگریسته می‌شود.
  • لب لباب مثنوی: گلچین و گزیده‌ای مختصر از مثنوی معنوی که در سال ۸۷۵ گردآوری شد.
  • مخزن الانشا: رساله‌ای در باب فن نامه‌نگاری به زبان فارسی که در سال ۹۰۷ و به نام علی‌شیر نوایی به نگارش درآمد و به سلطان حسین تقدیم شد.
  • مرصد الاسنی فی استخراج اسماء الحسنی: رساله‌ای در باب اسماء الهی.
  • مواهب علیه یا تفسیر حسینی: تفسیری مشهور از قرآن که مابین سال‌های ۸۹۷ و ۸۹۹ و به نام علی‌شیر نوایی به رشتهٔ تحریر درآمد.[۲۰]

آثار منتشرنشده[ویرایش]

بسیاری از آثار کاشفی تصحیح و چاپ نشده‌اند. برخی از آثار چاپ‌نشدهٔ او عبارتند از:

  • آیین‌های سکندری یا جام جم: رساله‌ای در باب علم حساب
  • النقاوة فی الادب التلاوة
  • التحفه العلیه فی علم الحروف و بیان اسرارها
  • تحفة الصلوات: رساله‌ای در باب نمازهای یومیه در هشت فصل
  • جامع الستین: تفسیر سورهٔ یوسف به عربی
  • دیوان کاشفی: گزیده‌ای از اشعار کاشفی
  • رساله در علم اعداد: رساله‌ای در باب عددشناسی
  • رساله در اوراد و ادعیا: شرح داروها
  • رسالهٔ علویه: به نام عبیدالله احرار، شیخ نقشبندی، نوشته شده‌است.
  • طبقات خواجگان نقشبندیه: تبارشناسی معنوی شیوخ طریقت صوفی نقشبندیه
  • فضل الصلواة علی النبی
  • فیض النوال فی بیان الزوال
  • ما لا بدا فی المذهب: پرسش و پاسخ در دین
  • مجالس الوعظ: مجموعه‌ای از موعظه‌های منسوب به کاشفی
  • مختصر الجواهر: چکیده‌ای از کتاب جواهرالتفسیر که خود تفسیری از قرآن است.
  • مرآت الصفا فی صفات المصطفی: شرح صفات و خصایص محمد.
  • معارف الیقین
  • مفاتیح الکنوز: رساله‌ای در باب کیمیاگری
  • مناقب الاولیاء: شرح زندگانی بزرگان صوفیه
  • منهاج الاولایة
  • میامن الاکتساب فی قواعد الاحتساب: رساله‌ای در باب وظایف محتسب[۲۱]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]