مدرسه علوی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از موسسه فرهنگی علوی)
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۳۵°۴۱′۴۸.۳۵۴″ شمالی ۵۱°۲۶′۱۴.۶۷۲۴″ شرقی / ۳۵.۶۹۶۷۶۵۰۰° شمالی ۵۱.۴۳۷۴۰۹۰۰۰° شرقی / 35.69676500; 51.437409000

علوی
مدیر متفاوت در مدارس مختلف این موسسه
نوع مدرسه غیر انتفاعی
سال‌های تحصیلی آمادگی تا پیش دانشگاهی (۱۳ سال)
سال بنیانگذاری ۱۳۳۵ خورشیدی
نشانی تهران ، خیابان فخرآباد
رشته‌های تحصیلی ریاضی-فیزیک، تجربی، انسانی

مدرسه علوی یا موسسه فرهنگی علوی، با همکاری جمعی از متدینین از جمله علامه علی اصغر کرباسچیان ، استاد رضا روزبه [۱] و دکتر علی گلزاده غفوری در تهران، در سال ۱۳۳۵ خورشیدی تاسیس شد.

این مدرسه، از چهار بخش تشکیل شده‌است.

  • دبستان علوی شماره ۱
  • دبستان علوی شماره ۲
  • مدرسه راهنمایی علوی (نیک پرور)
  • دبیرستان علوی

دانش آموختگان این موسسه در سال ۱۳۸۵ بزرگداشتی به مناسبت پنجاهمین سال تأسیس موسسه برگزار کردند[۲][۳][۴][۵].

تاریخچه[ویرایش]

مدرسه علوی در سال ۱۳۳۵ توسط علی اصغر کرباسچیان معروف به علامه کرباسچیان به عنوان مدرسه شیعه با نام علوی بر گرفته شده از نام علی بن ابی طالب فقط در سطح اول دبیرستان تأسیس شد. بعد سطوح مدرسه به کل دبیرستان و دبستان گسترش یافت پس از تغییر نظام آموزشی ایران مدرسه راهنمایی (نیک پرور قدیم) به آن افزوده شد. این مدرسه توانست در مدت کوتاهی با مدارس معروف پیش از انقلاب مثل مدرسه دبیرستان البرز ، خوارزمی و هدف رقابت کند.

سرنگونی حکومت محمد مصدق و آغاز دومین دوره سلطنت محمدرضا پهلوی برای گروه‌ها و اقشار مختلف دستاوردها و نتایج گوناگونی داشت. جامعه مذهبی ایران در سالهای پس از شهریور ۱۳۲۰ تا مرداد ۱۳۳۲ به چند جهت متفاوت کشیده شده بود.

عده‌ای با حمایت از حرکتهای مسلحانه فداییان اسلام و سید مجتبی نواب صفوی، راه پیشرفت مذهبیها را بیشتر از طریق لوله تفنگ و ترور کردن دشمنان واقعی یا فرضی خود می‌دیدند و در نهایت اختفا، زندان و یا اعدام نصیبشان شد.

عده‌ای به طرفداری از ابوالقاسم کاشانی ، فعالانه وارد صحنه سیاست شدند، ولی اختلاف و جدایی از دکتر مصدق و یارانش و سپس انزوا و انفعال ناشی از مخالفت با دولت مصدق و پس از آن حکومت کودتا ، آنان را سرخورده، منفعل و منزوی کرد.

برخی نیز از ابتدا راه احتیاط را در پیش گرفتند و اساساً نسبت به سیاست و تحولات ناشی از آن بی اعتنا ماندند و حتی در موقع لزوم از حکومت محمدرضا پهلوی به عنوان تنها پادشاه شیعه در جهان حمایت می‌کردند.

با این همه، سرخوردگی و سرگشتگی از سیاست و اجتماع نصیب اکثر مذهبیهای ایران بود. آنهایی که به دلیل عقب ماندگی از قافله علم و دانش و جا نداشتن در هرم قدرت اقتصادی و اجتماعی، آینده چندان روشنی برای خود و فرزندانشان نمی‌دیدند.

در چنین شرایطی بود که برخی گروه‌ها و چهره‌های مذهبی در پی راه حل برای رفع مشکل متدینان و پایان دادن به این عقب ماندگی و کنار ماندن از عرصه‌های بالای اجتماع برآمدند.

متدین متخصص[ویرایش]

یکی از این برنامه‌ها، تاسیس مؤسسه فرهنگی علوی به منظور تربیت نخبگان متدین بود. مؤسسین مدرسه علوی به این نتیجه رسیده بودند که کار سیاسی و دنباله روی از سیاستگران مشکل گشای جامعه دینی نیست و به جای آن باید انسانهای متدین متخصص و تحصیل کرده را با کمک بهترین متخصصان دانشگاهی تربیت کرد.

مدرسه علوی در سال ۱۳۳۵ و نخست فقط در سطح سال اول دبیرستان تاسیس شد. بعدها سطوح این مدرسه به کل دبیرستان و دبستان گسترش یافت و پس از تغییر نظام آموزشی ایران، مدرسه راهنمایی (با نام نیک پرور) نیز به آن افزوده شد.

هدف این مؤسسه از ابتدا بسیار آشکار بود: رقابت با نسل تحصیل کرده سکولار ، تربیت دانش‌آموختگان متدین در بیشتر رشته‌های مورد نیاز دانشگاهی، به‌خصوص رشته‌های فنی و پزشکی و اثبات این نکته که دین و دانش با هم تنافری ندارند و می‌توان هم تحصیلکرده بود و هم متدین باقی‌ماند.

دو حوزوی و یک دانشگاهی[ویرایش]

تاسیس موسسه فرهنگی علوی بر اساس پیوند سه رکن اصلی و با همکاری یک نماینده از هر رکن صورت گرفت: شیخ علی اصغر کرباسچیان (معروف به علامه) به نمایندگی از حوزه علمیه قم و مرجع تقلید وقت، سید حسین بروجردی، مطلع از کمبودها و نیازهای جامعه دینی و متکی به نفوذ مادی و معنوی روحانیت، شیخ هادی تهرانی (معروف به حاج مقدس) واعظ و منبری سرشناس و معتمد متدینان جنوب و مرکز تهران به نمایندگی از طرف بازار و کسبه و رابطه انتقال تواناییها و امکانات مالی و تدارکاتی آنان و رضا روزبه کارشناس فیزیک و علوم تربیتی به نمایندگی از سوی متدینان تحصیل کرده مطلع از کارکرد نظام آموزش و پرورش نوین ایران و مدیریت مدرسه. مسئولان مدرسه علوی از ابتدا تکلیف خود را با علم و دین و آموزش آن مشخص کرده بودند: حد اعلای آموزش دینی و علمی بدون فدا کردن یکی در پای دیگری. این مدرسه در شرایطی وارد کارزار رقابت علمی با مدارس مشهوری چون البرز، خوارزمی و هدف شد که تا قبل از آن هیچ کس به امید موفقیت و درخشش علمی و ورود به مدارج بالای دانشگاهی فرزندان خود را روانه مدارس مذهبی نمی‌کرد.

دهه نخست: به دور از جنجال[ویرایش]

مدرسه علوی در ده سال نخست فعالیت خود (۱۳۳۵ تا ۱۳۴۵ ) اگرچه با زحمت و کند، ولی نسبتاً بدون سر و صدا و به دور از جنجالهای تبلیغاتی سیاسی و اجتماعی به پرورش نسل نخست دست پروردگان خود مشغول بود. در این دوره اگرچه حادثه مهمی همچون ماجرای پانزدهم خرداد ۱۳۴۲ رخ داد، ولی مسئولان مدرسه ترجیح دادند که به مشی مرجع متوفی خود، بروجردی وفادار بمانند و وارد کشمکشهای سیاسی نشوند.

دهه دوم: ورود به عرصه سیاست[ویرایش]

در این دوره (۱۳۴۵ تا ۱۳۵۵ ) تلاشهای فراوان مسئولان غیرسیاسی علوی از کنار ماندن دانش آموزان و معلمان از جنجالهای سیاسی تا حدی ضربه پذیر شد. علت این امر را می‌توان اوج گیری فعالیتهای سیاسی و مسلحانه علیه حکومت پهلوی، شکل گیری فعالیتهای دانشجویان مذهبی و نهایتاً تاسیس و گسترش نفوذ سازمان مجاهدین خلق ایران برشمرد که در آن زمان (عمدتاً تا قبل از جریان تغییر ایدئولوژی در سال ۱۳۵۴ ) جزو سازمانهای مذهبی طبقه بندی می‌شد و در بین جوانان متدین سیاسی جذابیت داشت.

مسئولان مدرسه علوی اگرچه سعی داشتند تا مانع رسوخ و نفوذ چنین جریانهایی در مدرسه شوند، ولی با وجود معلمانی چون علی اصغر منتظرحقیقی و شاگردانی چون محمود شامخی (هر دو از اعضای مرکزی مجاهدین خلق) چنین تلاشهایی به موفقیت کامل نرسید.

مخالفان انقلابی تفکرات طیف مدرسه علوی معتقد بودند که اندیشه تربیت فردی دینداران متخصص پیش از آن که به بار بنشیند شکست خواهد خورد، چرا که از دید آنها، اگر مدرسه علوی یکی یکی و آرام آرام جوانان مستعد مسلمان را از فساد و تباهی نجات می‌دهد اما دشمنان دین گروه گروه آنان را به فساد و تباهی می‌کشانند. از این رو، آنها معتقد بودند باید به طور انقلابی و یک باره مفاسد اجتماعی و ریشه‌های آن را از میان برداشت.

مسئولان مدرسه علوی به شدت نگران بودند که مبادا بهانه‌ای به دست حکومت پهلوی بدهند و با افتادن در چنبره فعالیتهای سیاسی به سرنوشت مدارسی چون کمال و رفاه دچار شوند و نتوانند در مسیر دراز مدت و برنامه از پیش تعیین شده خود برای ساختن افراد متدین به جای ایجاد تغییرات ناگهانی و انقلابی ادامه دهند.

مدرسه کمال به دلیل فعالیتهای سیاسی برخی از مسئولان و معلمان آن، از قبیل خانواده سحابی و محمدعلی رجایی توسط دولت وقت به کلی تعطیل شد و مدرسه دخترانه رفاه نیز با یورش ساواک و دستگیری و فرار چند تن از مسئولان آن که به مجاهدین خلق پیوسته بودند تعطیل شد.

مسئولان وقت مدرسه علوی عنوان می‌کردند که فعالیتهای مدرسه، مسئولان و دانش آموزان آن به طور مرتب تحت نظر ماموران مخفی حکومت پهلوی، به خصوص نیروهای ساواک قرار دارد. نکتهٔ حایز اهمیت مدرسه علوی اینجاست که برای تداوم فعالیت و جلوگیری از بهانه دادن به دست ماموران پهلوی، و برای پاسخ به جوسازان که می‌گفتند چرا آقای علامه زیر عکس شاه می‌نشینند، آقای علامه کرباسچیان جواب جالب و درخور توجهی داشتند؛ و آن آنکه ایشان می‌گفتند: من زیر عکس شاه می‌نشینم و به بچه‌ها قال الباقر و قال الصادق یاد می‌دهم.

در اواخر همین دوره بود که مدرسه علوی برای نخستین بار توانست در زمینه فردگرایی و تربیت نخبگان به موفقیتی مهم دست یابد و از یک سو رتبه نخست در رشته‌های فنی و مهندسی و سپس رشته پزشکی در کنکور سراسری دانشگاه‌های کشور را کسب کند و از سوی دیگر به قبولی صد درصد دانش آموزانش در کنکوردست یابد. اموری که پیش از این در انحصار دانش‌آموختگان البرز و خوارزمی و هدف بود.

نگرانی از صدای تحول[ویرایش]

در این دوره اگرچه همچنان کرباسچیان فرمانده و کارگردان بلامنازع مدرسه علوی و منادی تربیت افراد متخصص، با اصرار بر حفظ آموزه‌های اخلاقی و سنتی دینی بود، ولی روحانیان نواندیش دیگری نیز بودند که دقیقاً پیرو خط مشی تربیتی و آموزشی وی نبودند. از میان این عده می‌توان از یک سو به علی گلزاده غفوری و سیدمحمد حسینی بهشتی اشاره کرد که منادی اسلام اجتماعی و گسترش حضور مسلمانان در عرصه‌های مختلف بودند و از سوی دیگر می‌توان به احمد توانا اشاره کرد که مبلغ موشکافی، دقت نظر و بررسی شکاکانه و انتقادی در آموزه‌های اسلامی و همچنین گفت و شنود آزادانه با پیروان دیگر مذاهب و ادیان بود.

با وجود اختلاف دیدگاه‌های روحانیان همکار با مدرسه علوی، می‌توان یک خصوصیت واحد و مشترک را دربین همه آنان یافت و آن تاکید و توافق بر سر ناپسند بودن کسب معیشت روحانیان از لباس روحانی بدون کار کردن مانند بقیه مردم جامعه بود.

در این دوره بود که با اوج گیری آنچه از دید مسئولان مدرسه علوی مفاسد اجتماعی توصیف می‌شد، دانش آموزان به شدت از برخی تفریحات اجتماعی از قبیل رفتن به سینما و یا تماشای برنامه‌های تلویزیونی -به عنوان مهمترین مظاهر مفاسد اجتماعی- منع می‌شدند و خودداری کنندگان از پیروی از این فرمان در خطر اخراج از مدرسه قرار می‌گرفتند. در همین راستا بود که دانش آموزان این مدرسه مجبور می‌شدند موهای سر خود را بسیار کوتاه نگاه دارند و لباسهای ساده بپوشند تا در کوچه و خیابان جلب نظر جنس مخالف را نکنند. البته هنوز هم در تمام مقاطع این مدرسه، چنین قوانینی توسّط معلمان راهنما و نظامت مدرسه اجرا می‌شود.

دهه سوم: در راه انقلاب ایران (۱۳۵۷)[ویرایش]

دهه سوم فعالیت مدرسه علوی (۱۳۵۵ تا ۱۳۶۵ ) با اوج گیری و پیروزی انقلاب و فراز و نشیبهای سالهای آغازین نظام جمهوری اسلامی همراه بود. در دوره اوج گیری انقلاب بیشتر مسئولان مدرسه آشکارا معلمان و دانش آموزان را از دخالت در فعالیتهای سیاسی و انقلابی برحذر می‌داشتند و هرگونه فعالیت مخالف حکومت و حتی حمایت از آقای خمینی(ره) و پیروان وی را مغایر با اهداف فردسازی و پرورش بدون سر و صدای نسل متخصص متدین می‌دانستند.

با این همه به مرور با گسترش و شتاب انقلاب، مدرسه علوی و مسئولان آن نیز خواسته یا ناخواسته با موج انقلاب همراه شدند و حتی در اوان پیروزی انقلاب نیز ناگهان شماری از مسئولان و یا فارغ التحصیلان آن به سرعت در سمتهای خالی شده و بلامنصب مسئولان حکومت سابق پهلوی صاحب منصب شدند.

در سالهای نخست انقلاب برخی از این مسئولان یا فارغ التحصیلان از قبیل کمال خرازی (در مقام رییس خبرگزاری جمهوری اسلامی) و یا غلامعلی حداد عادل ، فارغ التحصیل نخستین دوره مدرسه (در سمت مدیرکلی در آموزش و پرورش) با وجود جا گرفتن در مناصب دولتی بیش و کم نسبت به اهداف اولیه مدرسه وفادار ماندند و برخی دیگر همانند سیدعلی اکبر موسوی حسینی مدیر پیشین دبستان علوی (مجری برنامه تلویزیونی اخلاق در خانواده و نماینده سابق مجلس ، در مقام مدیرکل آموزش و پرورش استان تهران ) در پی ایجاد محدودیت برای فعالیت مدرسه و به زیر کنترل دولت کشاندن آن بودند. این البته سوای آن دسته از معلمان یا فارغ التحصیلان است که به فعالیتهای سیاسی و مسلحانه علیه جمهوری اسلامی به خصوص هواداری و عضویت در سازمان مجاهدین خلق روی آوردند.

اقامت آیت‌الله خمینی در مدرسه علوی[ویرایش]

آقای خمینی در مدرسهٔ علوی

در همین دوره بود که آیت‌الله خمینی پس از بازگشت از تبعید در زمستان ۱۳۵۷ برای اقامت موقت به دبستان علوی واقع در خیابان ایران (در حال حاضر دبستان علوی شماره دو) وارد شد. این انتخاب به دلیل ریشه دار بودن اختلاف دیدگاه مدرسه علوی با طرفداران انقلاب بسیار سوال برانگیز است. البته صرف نظر از امکانات تدارکاتی این مدرسه و موقعیت جغرافیایی خاص آن، تاکنون دلایل زیادی برای ریشه یابی این اقدام بیان شده، از آن جمله گفته شده که انتخاب این محل برای سکونت موقت آیت‌الله خمینی به پیشنهاد و اصرار مرتضی مطهری و با هدف نزدیکتر کردن و آشتی دو جناح انقلابی و غیرانقلابی مذهبی به یکدیگر صورت گرفته بود.

دهه چهارم: رونق پس از فترت[ویرایش]

پیروزی انقلاب آن هم از نوع اسلامی آن اگرچه در ابتدا شکستی برای اندیشه تربیت و پرورش تدریجی نسل متدین و متخصص توسط مدرسه علوی و پیروزی رقبای انقلابی و تندروی این دیدگاه بود، ولی به مرور و در درازمدت با فروکش کردن جو انقلابی و توجه دوباره مردم و حتی حکومتگران به اهمیت پرورش فرزندان خود در فضایی آرام و با کیفیتی مطلوب، پس از یک فترت نسبتاً کوتاه بار دیگر نه تنها بازار مدرسه علوی بلکه شماری دیگر از نمونه‌های تازه تاسیس بعد از انقلاب آن را رونق داد.

در همین دوره انقلاب بود که به دلیل نافرمانیهای بی سابقه و عصیانگرانه دانش آموزان و همچنین کوچ شماری از معلمان برای اشتغال در سمتهای قبلاً ناخواستنی دولتی، چهار پنج دوره تحصیلی مدرسه از رده‌های سنی و تحصیلی پایینتر منحل شد.

در واقع شاید بتوان ادعا کرد که انحلال کامل چند دوره دبیرستان علوی که دانش آموزان متاثر از جو انقلابی و نا آرام جامعه در آن به تحصیل مشغول بودند پاسخ انفعالی این مدرسه به فرایند دگرگونیهای سیاسی و انقلاب اسلامی بود.

در سالهای نخستین انقلاب و جنگ ، دولت و شخص میرحسین موسوی که هوادار دولتی کردن مدارس خصوصی بود، تلاش بسیاری کرد تا مدرسه علوی را نیز به تملک دولت درآورد، ولی حمایتهای پنهان و آشکار شماری دیگر از مسئولان رده بالا و میانی نظام مانع عملی شدن این امر شد تا آنکه نهایتاً مشکلات آموزش و پرورش دولتی منجر به قانونی کردن مدارس خصوصی (موسوم به غیر انتفاعی ) و نیمه خصوصی (موسوم به نمونه مردمی) و رها شدن مدرسه علوی و مدارس مشابه آن مدیریت دولتی شد.

نگرانی از اسلام غیر انقلابی[ویرایش]

به نظر می‌رسد که جناح چپ حاکم بر ایران در آن زمان تا حد زیادی نگران افزایش و گسترش نفوذ دیدگاه‌های حامی اسلام غیر سیاسی و غیر انقلابی از طریق گردانندگان مدرسه علوی و موسسات نظیر آن بودند. به همین جهت در بین سالهای ۱۳۵۸ تا حدود سال ۱۳۶۵ مبارزه آشکار و پنهانی در سطح کلان کشور علیه مدرسه علوی و تفکرات نزدیک به آن وجود داشت. مبارزه‌ای که نهایتاً بی سر و صدا به شکست تندروان و چپ گرایان مسلمان هوادار تعطیلی فعالیتهای موسسات شبیه علوی منجر شد. موسساتی که در سالهای پس از انقلاب با کیفیتهای آموزشی و دینی مختلف به تدریج در سراسر کشور گسترده شده بود.

دهه پنجم: رهایی از اسلام حکومتی[ویرایش]

موسسه علوی در دهه پنجم فعالیت خود در سالهای ۱۳۷۵ به بعد توانسته تا حد زیادی از دست مشکلات ناشی از اسلام حکومتی رها شود. کنار رفتن طیف مخالفان موسسات آموزشی خصوصی دینی، از قبیل مدرسه علوی، از قدرت سیاسی کشور شرایط را تا حد زیادی برای این نوع مدارس عادی کرده‌است.

در سالهای اخیر با توجه به اعتقاد بعضی به عدم توفیق اندیشه و سیاست اصلاح کل جامعه از طریق تغییرات ناگهانی و کوتاه مدت، دیدگاه مدرسه علوی درباره تربیت موردی و فردی همچنان پرطرفدار است.

در این شرایط طرفداران علوی (چه در درون حاکمیت سیاسی و چه در بیرون از آن) دیگر نیازی به پنهان کاری و «تقیه » در حمایت از اهداف و عملکرد این مدرسه و تجربیات مشابه آن نداشتند.

مدرسه علوی امروز همچنان پرمشتری است و همانند دهه‌های چهل و پنجاه با برگزاری کنکور و رقابتی آموزشی و عقیدتی از بین صدها داوطلب حضور در این مدرسه دانش آموز جذب می‌کند و همچنان تلاش می‌کند تا نسل نخبه دینی را وارد اجتماع کند.

مراسم پنجاهمین سال تاسیس علوی

با وجود گسترش مدارس مشابه علوی در ایران، این مدرسه هنوز توانسته در عرصه رقابت با دیگران، از طریق موفقیت علمی و ترویج اسلام سنتی و اخلاقی شهرت پیشین خود را حفظ کند.

سوای طرفداریهایی که از این شیوه آموزشی می‌شود، بسیاری بر این گمانند که جذب دانش آموزان تیزهوش از طبقات متوسط و مرفه متدین و آماده کردن آنان برای ورود به آموزش عالی کار مهمی نیست و به جای آن باید به ساختن دانش آموزان دارای مشکلات آموزشی و از طبقات پایین اجتماع همت کرد.

در مقابل، مسئولان مدرسه علوی معتقدند که با بضاعت و امکانات محدود آنان باید اولویت را به کسانی داد که با کمترین دردسر می‌توان نسبت موفقیت آنها مطمئن بود و دیگر موسسات آموزشی باید تربیت بقیه را برعهده گیرند.

برخی دیگر از مخالفان، معتقدند که تجربه پرورش محصلان متدین به شیوه «گلخانه‌ای» و به دور از خطرات و انحرافات احتمالی اجتماعی ممکن است در مورد شماری از دانش آموزان به نتیجه مطلوب برسد، ولی تجربه نشان داده که بسیاری از این دانش آموزان مدت کوتاهی پس از رهایی از این شرایط مصنوعی و غیرطبیعی، به سرعت جذب اکثریت جامعه با همه خوبیها و بدیهای آن شده و به راه خود می‌روند.

ساختمان علوی[ویرایش]

ساختمان دبستان علوی۲ به دو جهت شهرت دارد که یکی به دلیل اعدام‌های صورت گرفته در آن در زمان انقلاب [نیازمند منبع] و دیگری سکونت آقای خمینی در آن است. البته این اعدام‌ها بر روی پشت بام آن بوده‌است که هم اکنون بر روی آن نمازخانه‌ای ساخته شده‌است. (بر خلاف آنچه نوشته شده هیچ اعدامی در این مدرسه انجام نشده است. اعدام دستگیرشدگان در مدرسه دیگری که در انتهای کوچه ندایی در فاصله ۲۰۰ متری با این مدرسه قرار دارد انجام می‌شد)[نیازمند منبع].

همچنین ساختمان جدید و مجهز مدرسه راهنمایی علوی (نیک پرور) با هزینهٔ خیرین در عید غدیر۱۳۸۹افتتاح شد. کتابخانه و نمازخانهٔ آن در سال تحصیلی قبل افتتاح شده بود.

در حال حاضر دو ساختمان (مدرسه) دیگر نیز در مجموعه علوی وجود دارد؛ دبیرستان علوی واقع در محله فخر آباد و دیگری دبستان علوی شماره یک در خیابان ایران که جمعاً مدارس این مجموعه را به چهار مدرسه می رسانند. دانش آموزانی که موفق بشوند همه دوران تحصیلات خود را در علوی باشند، از پیش دبستانی (دبستان علوی شماره یک) وارد این موسسه می‌شوند و با پایان چهارم نظری (پیش دانشگاهی - دبیرستان علوی) به جرگه فارغ التحصیلان می‌پیوندند؛ به عبارتی سیزده سال را در مدارس علوی می گذرانند.

پیش دانشگاهی علوی - چهارم نظری[ویرایش]

از مقطع پیش دانشگاهی یا سیزدهمین مقطع از مقاطع مختلف مدرسه علوی، در محل دبیرستان این موسسه واقع است؛ همراه با سه سال پایهٔ نظری. به دلیل اهمیت کنکور و راهیابی به دانشگاه، این مقطع ویژگی خاصی دارد بطوریکه می‌توان سال پیش دانشگاهی را از از سایر سال‌ها جدا در نظر گرفت. برنامه‌ای که مدرسهٔ علوی برای کنکور تبیین کرده است بی شک از جامع ترین، شامل ترین، مانع ترین و سنگین ترین برنامه‌ها برای کنکور سراسری، میان سایر موسسات است.

دانش آموزان سال سوم نظری مدرسهٔ علوی پس از اتمام امتحانات نوبت دوم (ترم دوم) خرداد ماه هر سال، پس از اندکی استراحت، کار دوران پیش دانشگاهی را از حدود نیمهٔ تیر آغاز می‌کنند. برنامهٔ پیش دانشگاهی علوی برای کنکور سراسری را می‌توان به ۴ قسمت تقسیم کرد.

  • تابستان سال سوم - از تیر تا شهریور
  • پاییز و زمستان - مهر تا اسفند
  • نوروز - از ۳-۲ فروردین تا ۱۳ فروردین (۳-۲ مرحله)
  • بهار تا کنکور - فروردین تا تیر (کنکور) بدیهی است که میان موسسات گوناگون نمی‌توان بیان کرد که کدام بهترین، کدام عالی ترین کدام... است؛ اما طبق نتایج کنکورهای آزمایشی ویژه بین مدارس و نیز کشوری‌های قلمچی و... می‌توان اذعان داشت که در دروسی نظیر شیمی پایه، فیزیک پیش دانشگاهی، هندسه تحلیلی، ریاضیات گسسته و زبان انگلیسی، مدرسهٔ علوی جایگاه ممتاز را دارد!

در دو - سه سال اخیر رتبه‌هایی نظیر، ۴، ۱۱، ۱۲، ۱۹ و... در کنکور سراسری رشتهٔ ریاضی - فیزیک از مدرسهٔ علوی به چشم می‌خورد. در کنکور سراسری سال ۱۳۹۰ از ۶۰ دانش آموز پیش دانشگاهی مدرسه علوی، ۴ نفر رتبهٔ زیر ۱۰۰ و ۲۱ نفر رتبه زیر ۱۰۰۰ در گروه ریاضی کسب نمودند. این رتبه‌ها ختم به قبولی ۸ نفر در دانشگاه صنعتی شریف و قبولی ۸ نفر در دانشگاه تهران در دوره‌های روزانه شد و نیز در کنکور سراسری سال ۱۳۹۱ از ۴۲ دانش آموز پیش دانشگاهی در رشته ریاضی و فیزیک، ۴ نفر رتبه زیر ۱۰۰ و حدود ۲۸ نفر زیر ۱۰۰۰ در رشته ریاضی کسب نموده است. که نیز این رتبه ها ختم به قبولی ۹ نفر در دانشگاه صنعتی شریف و قبولی ۱۰ نفر در دانشگاه تهران در دوره‌های روزانه شد و هم چنین در رشته ی تجربی از ۱۱ نفر ۶ نفر زیر ۱۰۰۰ شدند که3 تن از آنها پژشکی تهران و ۲ نفر پژشکی بهشتی و یک نفربه داروسازی تهران رفتند

دانش آموختگان مشهور[ویرایش]

نوشتار اصلی: :رده: دانش‌آموختگان و دبیران مدرسه علوی


جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. روح الله حسینیان، بیست سال تکاپوی اسلام شیعی در ایران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران،۱۳۸۱، ص۴۴۲-۴۴۳
  2. خبرگزاری مهر
  3. کیهان
  4. بی بی سی فارسی
  5. تبیان