موری راتبارد
موری نیوتن راتبارد (به انگلیسی: Murray Newton Rothbard) (زاده ۲ مارس ۱۹۲۶ – درگذشته ۷ ژانویه ۱۹۹۵) اقتصاددان، تاریخدان و نظریهپرداز سیاسی امریکایی.
راتبارد از چهرههای نامدار مکتب اتریشی اقتصاد بود که با ایجاد گونه ای از آنارشیسم بازار آزاد، که خود آن را آنارکو-کاپیتالیسم مینامید به گونه ای بنیادین بر جنبش لیبرترین امریکا و اندیشه معاصر لیبرترین و لیبرالیسم کلاسیک تاثیر گذاشت.[۲][۳][۴] راتبارد بیش از بیست کتاب نوشتهاست و از او بهعنوان چهرهای مهم در جنبش لیبرتارین امریکا یاد میشود.[۵]
راتبارد بر اساس مفهوم ترتیب آنی مکتب اتریش، هواداری از اقتصاد آزاد در خلق پول، و محکوم کردن برنامه ریزی متمرکز، از حذف کنترل اجباری جامعه و اقتصاد توسط دولت مرکزی دفاع میکرد. او نیروی انحصاری دولت را بزرگترین خطر برای آزادی و رفاه بلندمدت مردم میدانست و حکومت را «سازمان دزدیدن سیستماتیک آزادی» و مکان غیراخلاقی ترین، بی پرواترین و خودخواه ترین افراد در هر جامعه میدانست.[۶][۷][۸][۹][۱۰]
راتبارد نتیجه گرفت که همه خدمات انحصاری ارائه شده توسط دولتها میتواند به گونه ای بهتر از سوی بخش خصوصی ارائه شود. او بسیاری از مقررات و قوانینی را که ظاهراً برای «منفعت عمومی» وضع شده را قدرت رباییهای خودخواهانه توسط بوروکراتهای دولتی توطئه گر می دید که خود را به طرز نامحدودی بزرگ میکنند، به گونهای که گویی تابع مکانیسم قیمت نیستند. راتبارد میگفت ناکارامدی هایی در خدمات دولتی وجود دارد و اظهار میکرد که اگر خدمات بر اساس رقابت در بخش خصوصی ارائه شود، مکانیسم قیمت میتواند آنها را حذف کند.[۱۱][۱۲][۱۳]
راتبارد به همین اندازه شرکتگرایی دولتی را محکوم کرد و بسیاری از مواردی را نقد میکرد که در آنها نخبگان کسب و کار با قدرت انحصاری دولت برای تاثیرگذاری بر قدرت و سیاست تنظیمی به نحوی که در برابر رقبایشان به ایشان نفع برساند، همکاری میکردند.[۱۴]
او استدلال میکرد که مالیاتگیری نمادی از دزدی اجباری در مقیاس بزرگ، و «انحصار اجباری زور» برای ممنوع کردن خرید داوطلبانه خدمات کارامدتر دفاعی و قضایی از تأمین کنندگان رقیب است.[۸][۱۵] او بانکداری مرکزی و بانکداری ذخیره کسری تحت یک نظام پول فیات را شکلی از اختلاس قانونی شده مورد حمایت دولت، متضاد با اصول و اخلاقیات لیبرترین می داند.[۱۶][۱۷][۱۸][۱۹] راتبارد با دخالتگرایی نظامی، سیاسی و اقتصادی در امور دیگر کشورها مخالف بود.[۲۰][۲۱]
محتویات |
زندگی شخصی[ویرایش]
پدرش شیمیدانی مهاجر از لهستان و مادرش مهاجری روس بود.[۲۲]
پس از ورود به دانشگاه کلمبیا، لیسانس خود را در رشته ریاضیات و اقتصاد در ۱۹۴۵ و فوقلیسانش را در ۱۹۴۶ دریافت کرد. دکترای اقتصاد خود را در ۱۹۵۶ زیر نظر جوزف دورفمن در ۱۹۵۶ دریافت کرد.[۲۳][۲۴]
راتبارد، افزون بر فلسفه، تاریخ و اقتصاد و برخی موضوعات دیگر، شطرنج، معماری کلیسایی سبک باروک آلمان و جازهای نخستین را بسیار دوست میداشت.[۲۵] او مخالف و منتقد تباهیدن جاز و آوازهای مردمپسند و تبدیل آن به موسیقی راک و بیباپ بود.[۲۶]
راتبارد به قانونی باور داشت که مطابق آن مردم گرایش دارند که در آنچه بدترین در آنند، تخصص یابند. مثلاً هنری جرج در همهکاری بسیار خوب بود به جز زمین، اما در ۹۰% اوقات به نگارش درباره زمین میپرداخت. فریدمن در همهکاری بسیار خوب بود به جز پول، اما تمرکزش بر پول بود![۲۷] در ۱۹۵۳ و در شهر نیویورک او با جواَن شوماخر (به انگلیسی: JoAnn Schumacher) ازدواج کرد، کسی که راتبارد، او را چهارچوب اصلی زندگی و کارش قلمداد میکرد.[۲۳]
سرانجام راتبارد در ۱۹۹۵ در منهتن بر اثر حمله قلبی درگذشت. مرثیهنامه نیویورک تایمز راتبارد را چنین معرفی کرد: «اقتصاددان و فیلسوفی اجتماعی که پرحرارت به دفاع از آزادی فردی در برابر مداخلات دولت میپرداخت.»[۲۸]
نوشتههای راتبارد[ویرایش]
راتبارد از منتقدین سرسخت اندیشه اقتصادی کینزی و نظریه فایدهگرایی جرمی بنتام فیلسوف بود.[۲۹][۳۰] در عوض روش خودش مبتنی بر این نگاه بود که نظریه اقتصادی اتریشی اثبات درستی پیامد عملی این واقعیت است که انسانها در عمل هدفمند مشغول میشوند.[۳۱] راتبارد با توجه به نظرهای بازار آزادیش، استدلال کرد که حتی دفاع ملی و حفاظت از افراد باید در بازاری رقابتی و بدون انحصار اجباری دولت عرضه شود.[۲۳]
راتبارد در انسان، اقتصاد و حکومت انواع مختلف مداخله حکومت را به سه رده تقسیم میکند: «مداخله توهمی»، که مداخله در فعالیتهای غیر مبادلهای خصوصی؛ «مداخله دودویی»، که مبادلهٔ بین افراد و حکومت به زور است؛ و «مداخله مثلثی»، که مبادلهٔ بین افراد به اجبار دولت است. بنا به سنفرد آیکیدا، نوعشناسی راتبارد «شکافها و ناسازگاریهایی را که در فرمولبندی اصلی میزس به نظر میرسید را حذف میکند.»[۳۲][۳۳]
راتبارد در قدرت و بازار مینویسد که نقش اقتصاددان در بازار آزاد محدود است ولی نقش و قدرت اقتصاددان در دولتی که به طور پیوسته در اقتصاد دخالت میکند گسترش مییابد، زیرا مداخله مشکلاتی را به راه میاندازد که نیاز به بررسی و توصیه سیاستهای بیشتر دارد. راتبارد استدلال میکند که این منفعت شخصی ساده باعث میشود بسیاری از اقتصاددانان نسبت به مداخلهٔ فزایندهٔ دولت تعصب داشته باشند.[۳۴][۳۵]
راتبارد به قانونی باور داشت که مطابق آن مردم گرایش دارند که در آنچه بدترین در آنند، تخصص یابند. مثلاً هنری جرج در همهکاری بسیار خوب بود به جز زمین، اما در ۹۰% اوقات به نگارش درباره زمین میپرداخت. فریدمن در همهکاری بسیار خوب بود به جز پول، اما تمرکزش بر پول بود![۳۶]
دیدگاههای اخلاقی و سیاسی[ویرایش]
راتبارد در اواخر دههٔ ۱۹۴۰ پرسید در اقتصاد لسه فر، چرا حفاظت پلیس خصوصی نتواند جای خدمات حفاظتی دولت را بگیرد و در ۱۹۴۹ به این نتیجه رسید که این شدنی است. او تحت تأثیر آنارشیستهای فردگرای آمریکایی قرن نوزدهم نظیر لیسندر اسپونر و بنجامین تاکر و اقتصاددان بلژیکی گوستاو دو مولیناری بود که در این باره مینوشتند که یک سیستم چگونه میتواند کار کند.[۳۷] در نتیجه او «اقتصاد لسه فر میزس را با نظرات مطلق گرایانه در خصوص حقوق بشر و نفی حکومت» از آنارشیستهای فردگرا ترکیب کرد.[۳۸]
راتبارد در خصوص مسألهٔ اخلاق، از میزس جدا شد، چون میزس ترجیح میداد از مباحث اخلاقی پرهیز کند و نشان دهد که قوانین اقتصادی مداخلهگرا از دستیابی به اهدافشان بازماندهاند. راتبارد معتقد بود که قوانین مداخلهگرا در واقع به برخی از جمله حتی افرادی که ممکن است مخرب باشند منفعت می رسانند، و نتیجتاً بنیانی اخلاقی برای بازار آزاد ضروری است. اصل او «خود مالکیتی» بود. او با اعمال این اصل به قانون قرارداد، نوشت که این اخلاقی نیست که مردم با قرارداد خود را به بردگی بکشند.[۳۹] دیدگاههای اخلاقی راتبارد، همچنین تحت تأثیر لیبرالیسم کلاسیک و امپریالیسم ستیزی راست قدیم قرار داشت.[۴۰]
راتبارد در ۱۹۵۴، در کنار چندین دانشجوی دیگر لودویگ فن میزس، چون جورج ریسمن و رالف ریکو، در ارتباط با آین رند بنیانگذار آبجکتیویسم قرار گرفتند. او به زودی از رند جدا شد، و بین دیگر چیزها، نوشت که نظرات او آن طور که اعلام میکرد اصیل نبود ولی به ارسطو، تامس آکویناس و هربرت اسپنسر شباهت داشت.[۴۱] راتبارد در ۱۹۵۸ پس از انتشار رمان اطلس شانه بالا انداخته از رند، راتبارد نامهای به او نوشت و کتابش را «گنجخانهای بیپایان،» و «نه تنها بهترین رمانی که نوشته شده، بلکه یکی از بهترین کتابهای داستانی یا غیرداستانی که نوشته شده،» خواند. او همچنین نوشت که «شما زمینهٔ حقوق طبیعی و فلسفهٔ حقوق طبیعی را به من معرفی کردید،» که او را برانگیخت «سنت افتخارآمیز حقوق طبیعی» را بیاموزد.[۴۲][۴۳][۴۴] راتبارد چند ماه دیگر هم دوباره به حلقهٔ او پیوست، ولی به زودی به دلیل تفاوتهای متعدد با رند از جمله دفاع راتبارد از آنارشیسم از او جدا شد. بعدها، راتبارد حلقهٔ رند را در نمایشنامهٔ موتسارت یک سرخ بود و نوشته «جامعهشناسی فرقهٔ این رند» هجو کرد.[۴۵][۴۶][۴۷]
او در سالهای بعد دیدگاههای اخلاقی و سیاسیش را به طور کامل توسعه داد. شلدن ریکمن او را «نظریه پرداز پیشروی لیبرترینسم لاکی رادیکال که با اقتصاد اتریشی آمیخته، که نشان میدهد که بازارهای آزاد کامیابی گسترده، همکاری اجتماعی و هماهنگی اقتصادی ایجاد میکنند بدون انحصار، رکود یا تورمهای شدید که ریشهشان را میتوان در مداخله دولت دید» توصیف میکند.[۴۸] او اینها را به دیدگاههای مدرنتر مربوط میکرد و نوشت: «در بدنه اندیشه شناخته شده به نام 'اقتصاد اتریشی'، توضیحی علمی برای کارکردن بازار آزاد (و نتایح مداخله دولت در آن بازار) وجود دارد که آنارشیستهای فردگرا میتوانند به آسانی از آن در ولتانشاوئونگ سیاسی و اجتماعیشان بهره ببرند.»[۴۹]
راتبارد با آن چه بیش از حد تخصصی سازی دانشگاهها میدانست مخالف بود و خواستار آمیختن حوزههای اقتصاد، تاریخ، اخلاق و علوم سیاسی به منظور ایجاد یک «علم آزادی» بود. راتبارد پایه اخلاقی جایگاه آنارکو-کاپیتال خود را در دو تا از کتابهایش توصیف کرد: برای یک آزادی جدید، منتشر شده در ۱۹۷۳، و اخلاق آزادی، منتشر شده در ۱۹۸۲. راتبارد در قدرت و بازار (۱۹۷۰)، توصیف میکند که یک اقتصاد غیرحکومتی چگونه میتواند کار کند.[۵۰]
ضدیت با مساوات خواهی[ویرایش]
راتبارد در ۱۹۶۳، نوشت «انقلاب کاکاسیاهها بعضی عناصری دارد که باید مطلوب یک لیبرترین باشد، با بقیه آن باید مخالف باشد. نتیجتاً لیبرترین با جداسازی اجباری و خشونت پلیسی و در عین حال با ادغام اجباری و مهملاتی نظیر سهمیهٔ شغلی اجباری قومی مخالفت میکند.[۵۱]» بنا بر گفتهٔ زندگینامه نویس راتبارد، جاستین ریموندو، او مالکوم ایکس را یک «رهبر بزرگ سیاه» میدانست و معتقد بود مارتین لوتر کینگ به این دلیل محبوب سفیدهاست که «نیروی اصلی مهار کنندهٔ انقلاب کاکاسیاهها» بود. راتبارد استفادهٔ لیندون جانسون از نیروی نظامی برای سرکوب آشوبهای شهری در ۱۹۶۸ پس از ترور کینگ را با استفادهٔ او از نیروهای آمریکایی در جنگ ویتنام مقایسه میکند.[۵۲]
او در کتاب ۱۹۷۴ خود مساوات خواهی بمثابه قیام علیه طبیعت و دیگر انشاها بیان کرد، «برابری در نظم طبیعی چیزها نیست، و نبرد برای برابر ساختن همگان در هر جنبه (جز در برابر قانون) مسلماً تبعات فاجعهباری در بر خواهد داشت.»[۵۳] راتبارد در آن نوشت، «در قلب چپ مساوات خواه این باور بیمارگونه وجود دارد که واقعیت هیچ ساختاری ندارد؛ این که دنیا یک لوح سفید است که میتوان آن را در هر لحظه تنها با اعمال ارادهٔ انسانی به هر سوی دلخواهی تغییر داد.»[۵۴] راتبارد همچنین بیان کرد که حکومت محوران پژوهش دانشگاهی در خصوص نژاد را سرکوب کردند تا هدفشان مبنی بر استفاده از حکومت برای اعمال اهداف مساوات خواهانه را جامعه عمل بپوشانند.[۵۵]
زندگی حرفهای[ویرایش]
در اوایل دهه ۱۹۵۰، در سمینارهایی که اقتصاددان اتریشی لودویگ فن میزس در دانشگاه نیویورک ترتیب داده بود، شرکت کرد و زیر نظر او به مطالعه پرداخت و به شدت تحت تاثیر کتاب کنش آدمی او قرار گرفت. او توجه گروه اصلی حامیان پژوهشگران لیبرال کلاسیک در دهه ۱۹۵۰ و اوایل ۱۹۶۰ را به خود جلب کرد. راتبارد نگارش کتابی درسی را آغاز کرد تا کنش آدمی را بهشیوهای مناسب برای دانشجویان سالهای نخست دانشگاه توضیح دهد؛ نمونه فصلی که او درباره پول و اعتبار نگاشت، تائید میزس را در پی داشت. همچنانکه راتبارد به این کار میپرداخت، پروژهاش را دگرگون کرد. دستآورد این کوشش، انسان، اقتصاد و دولت، کتابی شد که از متون اصلی اقتصاد اتریشی است. از ۱۹۶۳ تا ۱۹۸۵، او در انستیتو پلیتکنیک بروکلین تدریس کرد که بعدتر بخشی از دانشگاه نیویورک در بروکلین نیویورک شد. از ۱۹۸۶ تا زمان مرگش او استاد برجسته دانشگاه نوادا در لاس وگاس بود. راتبارد مرکز مطالعات لیبرتارین را در ۱۹۷۶ و مجله مطالعات لیبرتارین (به انگلیسی: Journal of Libertarian Studies)را در ۱۹۷۷ تاسیس کرد. او در بنیانگذاری موسسه لودویگ فن میزس همکاری کرد و بعدها معاون آکادمیک آن شد. در ۱۹۸۷ او آغاز به تهیه مجله پژوهشی مروری بر اقتصاد اتریشی (به انگلیسی: Review of Austrian Economics) کرد که هماکنون فصلنامه اقتصاد اتریشی (به انگلیسی: Quarterly Journal of Austrian Economics) خوانده میشود.[۲۳]
در مکتب اتریش[ویرایش]
مکتب اتریش در تلاش است تا اصول موضوع کنش انسان را (که در سنت اقتصاد اتریشی پاراکسولوژی (رفتارشناسی) خوانده میشود) کشف کند. از اقتصاد بازار آزاد حمایت میکند و منتقد اقتصاد دستوری است. مبلغان اثرگذار آن اویگن فن باوم-باورک، فردریش هایک و لودویگ فن میزس هستند. راتبارد مدعی است که کل تئوری اقتصاد اتریشی محصول فکر بر نتایج منطقی این واقعیت است که آدمی درگیر کنش هدفمند میشود.[۵۶] در تامل بر این اصول موضوع بود که او معتقد شد که قیمت انحصاری در بازار آزاد به وجود نمیآید[نیازمند منبع]، او همچنین بخش زیادی از دیدگاه انتظارات عقلایی را در اقتصاد پیشاپیش مطرح کرد.[نیازمند منبع] راتبارد، مطابق با دیدگاهش از بازار آزاد، استدلال میکند که به جای عرضه از راه انحصار اجباری دولت، حفاظت شخصی و دفاع ملی نیز میبایستی به بازار محول شود.[۲۳] راتبارد منتقد سرسخت اقتصاد کینزی[۵۷] و تئوری فایدهگرایی جرمی بنتام است.[۵۸]
راتبارد در انسان، اقتصاد و دولت، انواع مداخلات دولت را در سه دسته جای میدهد: «مداخلات یکسویه» که دخالت در اعمال شخصی افراد بدون مبادله و عوض است؛ «مداخلات دوسویه» که مبادلاتی بین افراد و دولت برقرار میکند؛ و «مداخلات سهجانبه» که مبادلات تحت کنترل دولت است میان افراد. سنفورد ایکدا میگوید که تیپولوژی روتباد «شکافها و ناسازگاریهایی که در صورتبندی میزس ظاهر میشود را از بین میبرد.»[۵۹][۶۰]
راتبارد در تاریخ و فلسفه سیاسی نیز صاحب دانش بود. کتابهای او، همچون انسان، اقتصاد و دولت، قدرت و بازار، اخلاق آزادی، برای آزادی تازه، از سوی برخی، کارهایی کلاسیکی در حقوق طبیعی و اندیشههای لیبرتارین قلمداد میشوند که چشماندازی از بازار آزاد، آنارشیسم ضد دولتی و فلسفه حقوق طبیعی لیبرتارین را در تجزیه و تحلیل ردهای از موضوعات اقتصادی (و همزمان) اجتماعی ترکیب میکنند. به سبب مطالعه مکاتب اقتصادی بازار آزاد پیش از آدام اسمیت او دانش وسیعی نیز در تاریخ اندیشههای اقتصادی داشت و در کار چند جلدی ناتمامش، تاریخ اندیشههای اقتصادی از دیدگاه اتریشی، درباره آن به بحث مینشیند.[۶۱]
در قدرت و بازار، راتبارد مینویسد که نقش اقتصاددان در بازار آزاد محدود است، اما در حکومتی که مدام در بازار دخالت میکند، نقش و قدرت اقتصاددان، همچنانکه مداخلات در مسائلی را هدف میگیرد که نیازمند تشخیص و توصیههای سیاستگذاری بیشتر است، فزونی مییابد و گستردهتر میشود. راتبارد چنین استدلال میکند که این نفع شخصی در پیشداوری بسیاری از اقتصاددانان و تغییر دیدگاهشان به تمایل به افزایش مداخلات دولتها نقش دارد.[۶۲][۶۳]
پانویس[ویرایش]
بخش بزرگی از مطالب نقل از مقالهای است که در بخش منبع یاد شدهاست و در آن از منابع زیر یاد شدهاست: منابعی که از آنها یاد شدهاست.
- ↑ Rothbard,Murray N (August 17, 2007). "Floyd Arthur 'Baldy' Harper, RIP". Mises Daily (Auburn, Alabama). http://mises.org/daily/2634. Retrieved January 1, 2012.
- ↑ Miller, David, ed. (1991). Blackwell Encyclopaedia of Political Thought. Blackwell Publishing. ISBN 0-631-17944-5.
- ↑ Wendy McElroy. "Murray N. Rothbard: Mr. Libertarian". Lew Rockwell. July 6, 2000.. http://www.wendymcelroy.com/rockwell/mcelroy000706.html.
- ↑ F. Eugene Heathe. Encyclopedia of Business Ethics and Society. SAGE. 2007. p. 89
- ↑ Ronald Hamowy, Editor, The encyclopedia of libertarianism, p 441.
- ↑ Free Market Money System by F.A. Hayek
- ↑ The Ethics of Liberty, Murray Rothbard
- ↑ ۸٫۰ ۸٫۱ Hans-Hermann Hoppe. "The Ethics of Liberty". Ludwig von Mises Institute. http://mises.org/rothbard/ethics/hoppeintro.asp.
- ↑ Repudiating the National Debt, Murray Rothbard
- ↑ To Save Our Economy From Destruction, Murray Rothbard
- ↑ The Great Society: A Libertarian Critique, Murray Rothbard
- ↑ The Noble Task of Revisionism, Murray Rothbard
- ↑ The Fallacy of the 'Public Sector', Murray Rothbard
- ↑ For a New Liberty, Chapter 3
- ↑ Tax Day, Murray Rothbard
- ↑ Rothbard, Murray. The Mystery of Banking Ludwig von Mises Institute. 2008. p. 111
- ↑ "Has fractional-reserve banking really passed the market test? (Controversy)". Independent Review. January 2003. http://www.accessmylibrary.com/coms2/summary_0286-2737288_ITM.
- ↑ The Case for the 100% Gold Dollar, Murray Rothbard
- ↑ See also Murray Rothbard articles: Private Coinage; Repudiate the National Debt; and Taking Money Back
- ↑ Rothbard on War, excerpts from a 1973 Reason Magazine article and other materials, published at Antiwar.com, undated.
- ↑ Murray N. Rothbard For a New Liberty, p. 265.
- ↑ Hoppe, Hans-Hermann (1999). "Murray N. Rothbard: Economics, Science, and Liberty". The Ludwig von Mises Institute. http://mises.org/etexts/hhhonmnr.asp. Reprinted from 15 Great Austrian Economists, edited by Randall G. Holcombe.
- ↑ ۲۳٫۰ ۲۳٫۱ ۲۳٫۲ ۲۳٫۳ ۲۳٫۴ David Gordon, Murray N. Rothbard (1926-1995) biography, Ludwig Von Mises Institute.
- ↑ Gary North, Ron Paul on Greenspan’s Fed, Lew Rockwell.com, February 28, 2004.
- ↑ Introduction to The Irrepressible Rothbard.
- ↑ Rothbard, Murray. Jazz Needs a Melody!.
- ↑ Interview with Murray N. Rothbard, Ludwig von Mises Institute, Summer 1990.
- ↑ David Stout, Obituary: Murray N. Rothbard, Economist And Free-Market Exponent, 68, The New York Times, January 11, 1995.
- ↑ Keynes the Man, originally published in Dissent on Keynes: A Critical Appraisal of Keynesian Economics, Edited by Mark Skousen. New York: Praeger, 1992, 171–198; Online edition at The Ludwig von Mises Institute.
- ↑ "Jeremy Bentham: The Utilitarian as Big Brother" published in his work, Classical Economics.
- ↑ Grimm, Curtis M. ; Hunn, Lee; Smith, Ken G. Strategy as Action: Competitive Dynamics and Competitive Advantage. New York Oxford University Press (US). 2006. p. 43
- ↑ Ikeda, Sanford, Dyamics of the Mixed Economy: Toward a Theory of Interventionism, Routledge UK, 1997, 245.
- ↑ Murray Rothbard, Chapter 2 "Fundamentals of Intervention" from Man, Economy and State, Ludwig von Mises Institute.
- ↑ Peter G. Klein, Why Intellectuals Still Support Socialism, Ludwig von Mises Institute, November 15, 2006
- ↑ Man, Economy, and State, Chapter 7 – Conclusion: Economics and Public Policy, Ludwig Von Mises Institute.
- ↑ Interview with Murray N. Rothbard, Ludwig von Mises Institute, Summer 1990.
- ↑ Gordon, David. The Essential Rothbard, Ludwig von Mises Institute, 1st edition. February 26, 2007, p 12-13. ISBN 1-933550-10-4 PDF version
- ↑ Blackwell Encyclopaedia of Political Thought, 1987, ISBN 0-631-17944-5, p. 290
- ↑ Gordon, David. The Essential Rothbard, p. 87-89.
- ↑ Justin Raimondo, An Enemy of the State, p. 134, Prometheus Books, 2000.
- ↑ Justin Raimondo, An Enemy of the State, p. 109-114.
- ↑ Justin Raimondo, An Enemy of the State, p. 121, 132-134,.
- ↑ Burns, Jennifer, Goddess of the Market: Ayn Rand and the American Right, Oxford Univ. Press, 2009, p. 145, 182. ISBN 0-19-532487-0, ISBN 978-0-19-532487-7
- ↑ Mises and Rothbard Letters to Ayn Rand, Journal of Libertarian Studies, Volume 21, No. 4 (Winter 2007): 11–16.
- ↑ Burns, Jennifer, Goddess of the Market: Ayn Rand and the American Right, p.184.
- ↑ Murray Rothbard play Mozart was a red, early 1960s, at LewRockwell.com.
- ↑ Murray Rothbard, "The Sociology of the Ayn Rand Cult.", 1972, at LewRockwell.com].
- ↑ Richman, Sheldon Libertarian Left, The American Conservative
- ↑ "The Spooner-Tucker Doctrine: An Economist's View"
- ↑ Hans-Hermann Hoppe, Anarcho-Capitalism: An Annotated Bibliography, LewRockwell.com.
- ↑ Murray N. Rothbard, The Negro Revolution, New Individualist Review, Volume 3, Number 1, Summer 1963.
- ↑ Justin Raimondo, An Enemy of the State, p. 167–168, Prometheus Books, 2000.
- ↑ George C. Leef, Book Review of Egalitarianism as a Revolt Against Nature and Other Essays by Murray Rothbard, edited by David Gordon (2000 edition), The Freeman, July 2001.
- ↑ Murray Rothbard, Egalitarianism as a Revolt Against Nature and Other Essays, essay published in full at Lewrockwell.com, 2003. See also Rothbard's essay The Struggle Over Egalitarianism Continues, the 1991 introduction to republication of "Freedom, Inequality, Primitivism, and the Division of Labor", Ludwig Von Mises Institute, 2008.
- ↑ Murray Rothbard, Race! That Murray Book, LewRockwell.com, December 1994.
- ↑ Grimm, Curtis M. ; Hunn, Lee; Smith, Ken G. Strategy as Action: Competitive Dynamics and Competitive Advantage. New York Oxford University Press (US). 2006. p. 43
- ↑ Keynes the Man, originally published in Dissent on Keynes: A Critical Appraisal of Keynesian Economics, Edited by Mark Skousen. New York: Praeger, 1992, 171–198; Online edition at The Ludwig von Mises Institute.
- ↑ See Rothbard's essay, "Jeremy Bentham: The Utilitarian as Big Brother" published in his work, Classical Economics.
- ↑ Ikeda, Sanford, Dyamics of the Mixed Economy: Toward a Theory of Interventionism, Routledge UK, 1997, 245.
- ↑ Murray Rothbard, Chapter 2 "Fundamentals of Intervention" from Man, Economy and State, Ludwig von Mises Institute.
- ↑ ویکیپدیای انگلیسی، مدخل موری راتبارد
- ↑ Peter G. Klein, Why Intellectuals Still Support Socialism, Ludwig von Mises Institute, November 15, 2006
- ↑ Man, Economy, and State, Chapter 7-Conclusion: Economics and Public Policy, Ludwig Von Mises Institute.
منابع[ویرایش]
- Wikipedia contributors, "Murray Rothbard," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Murray_Rothbard&oldid=460959619 (accessed Nov 20, 2011).
|
||||||||||||||
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ موری راتبارد موجود است. |
|
| این یک نوشتار خُرد پیرامون اقتصاد است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |
- آمریکاییهای ضد کمونیست
- آنارشیستهای اهل آمریکا
- آنارکو-کاپیتالیستها
- اقتصاددانان اهل ایالات متحده آمریکا
- اقتصاددانان لیبرترین
- اقتصاددانان مکتب اتریش
- بیخدایان اهل آمریکا
- بیخدایان یهودی
- پالولیبرترینیسم
- تاریخ نویسان اهل ایالات متحده آمریکا
- تاریخنگاران اهل آمریکا
- دانشآموختگان دانشگاه کلمبیا
- درگذشتگان ۱۹۹۵ (میلادی)
- درگذشتگان به موجب سکته قلبی
- روزنامهنگاران اهل آمریکا
- زادگان ۱۹۲۶ (میلادی)
- فعالان ضد جنگ اهل آمریکا
- فیلسوفان اهل ایالات متحده آمریکا
- فیلسوفان لیبرترین
- لیبرترینهای اهل آمریکا
- مقالهنویسان اهل آمریکا
- نویسندگان آمریکایی یهودیتبار
- نویسندگان سیاسی اهل آمریکا
- نظریهپردازان لیبرترین