ولفگانگ آمادئوس موتسارت
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.
| در متن این مقاله از هیچ منبع و ماخذی نام برده نشدهاست. شما میتوانید با افزودن منابع بر طبق اصول اثباتپذیری و شیوهنامهٔ ارجاع به منابع، به ویکیپدیا کمک کنید. مطالب بیمنبع احتمالاً در آینده حذف خواهند شد. |
ولفگانگ آمادئوس موتسارت[۱][۲] (۲۷ ژانویه ۱۷۵۶ - ۵ دسامبر ۱۷۹۱) آهنگساز اتریشی، از نوابغ مسلم موسیقی و از بزرگترین آهنگسازان موسیقی کلاسیک بود. او در زندگی کوتاه خود بیش از ششصد قطعه موسیقی برای اپرا، سمفونی، کنسرتو، مجلسی، سونات، سرناد، و گروه کُر از خود باقی گذاشت. موتسارت در سومین سال از زندگی خود شروع به آهنگسازی کرد و در پنج سالگی لقب کودک نابغه[۳] به او داده شد و همهجای اروپا شهرت بسیاری یافت. در هفت سالگی اولین سمفونی، و در دوازده سالگی اولین اپرای کامل خود را نوشت. بر خلاف هر آهنگساز دیگری، او در تمام ژانرهای مرسوم در دوران زندگیش، موسیقی تصنیف نمود و در این زمینه از همه برتر بود.
فهرست مندرجات |
[ویرایش] زندگی
[ویرایش] خانواده و آغاز زندگی
موتسارت در شهر سالزبورگ در کشور اتریش که یکی از مراکز هنری، فعال، و مهم موسیقی اروپا بود از لئوپولد و آنا ماریا پرتل موتسارت به دنیا امد. مدارک تولد او نام کاتولیک وی را یوهان کریسُستُُموس ولفگانگوس تئوفیلوس موتسارت (Joannes Chrysostomus Wolfgangus Theophilus Mozart) نشان میدهند. از این پنج اسم دو نام اول نامهای مذهبیِ کاتولیکی بودند و کاربرد روزمره نداشتند. قسمت چهارم نام او، تئوفیلوس، به زبان آلمانی یعنی محبوب خداوند، در زبان لاتین معنی آمادئوس میدهد، و به فرانسه آمادی تلفظ میشود. خود موتسارت ترجیح میداد که به نام ولفگانگ امادی موتسارت شناخته شود و همیشه بالای هر صفحهٔ کارش را با این اسم امضا میکرد. پدرش لئوپولد که در دربار اسقف خدمت میکرد، آهنگساز و ویولونیست بسیار مشهوری بود. از همان اوان کودکی ولفگانگ چنان نبوغی از خود نشان داد که پدرش همه کار خود را رها کرد و به طور جدی و مستمر به آموزش فرزندش پرداخت. موتسارت پیش از رسیدن به سن ۱۲ سالگی نوازندهای چیرهدست در پیانو، ویولون، و ارگ شد.
[ویرایش] سالهای سفر
موتسارت از سنین بسیار جوانی شروع به سفر کرد. در سال ۱۷۶۳ کنسرتی در قصر شاه باواریا در مونیخ و امپراتور اتریش در وین اجراء کرد. پس از آن به اتفاق پدرش سفری به قصرهای مونیخ، مانهایم، پاریس، لندن، و لاهه رفت و سرانجام، در راه برگشت، پس از دیدار از زوریخ، دوناشینگ، و مونیخ به سالزبورگ بازگشت. این سفر موتسارت ۳ سال به طول انجامید.
پس از یک سال اقامت در سالزبورگ، در سال ۱۷۶۸، موتسارت سه بار به ایتالیا مسافرت کرد. سفر اول از دسامبر ۱۷۶۹ تا مارس ۱۷۷۱، سفر دوم از اوت تا دسامبر ۱۷۷۱، و در پایان از اکتبر ۱۷۷۲ تا مارس ۱۷۷۳ بود. موتسارت در طول این سفرها با آندره لوچِسی (Andrea Luchesi) در ونیس و جییُوانی باتیستا مارتینی (Giovanni Batista Martini) در بولونا اشنا شد و علاوه بر آن به عضویت آکادمی فیلارمونیک (Accademia Filarmonica) ایتالیا برگزیده شد. یکی از اتفاقات بسیار جالب در این سفرها زمانی بود که موتسارت آهنگ ۱۲ دقیقهای میزره (Missere) ساختهٔ گرگوریو آلِگری (Gregorio Allegri) که تحت پوشش و حفاظت واتیکان بود را شنید. او پس از یک بار شنیدن این آهنگ، تمامی آن را نوشت و پس از بازگشت به سالزبورگ اولین کپی غیر قانونی این آهنگ بسیار زیبا را چاپ کرد.
در تابستان سال ۱۷۷۳ موتسارت چندین بار به وین رفت تا شاید بتواند شغلی را در آنجا برای خودش دست و پا کند. او در این زمان اقدام به نوشتن یک رشته کوارتِت و چند سمفونی مینماید. این سنفونیها شامل ۲ قطعه سمفونی از معروفترین سمفونیهای او، سمفونی شماره ۲۵ در سُل مینور (ک ۱۷۳d/۱۸۳) و سمفونی شماره ۲۹ در لا (ک ۲۰۱)، و قسمتی از ابتدای اپرایش به نام باغبان قلابی (La Finta Giardinera) (ک ۱۹۶) بودند. موتسارت در دورهٔ سالهای ۱۷۷۴ تا ۱۷۷۷ در سالزبورگ به عنوان رهبر ارکستر اسقف مشغول به کار بود. در این سالها کارهایش شامل تعداد زیادی سرناد، سونات برای کلیسا، تعداد گوناگونی مَس برای کلیسا از جمله مَس تاجگذاری (کُرُنِیشن) (Coronation Mass) و اولین کنسرتوی بزرگ پیانو او، کنسرتوی پیانوی شماره ۹ (ک ۲۷۱) در سال ۱۷۷۷ بود.
در سوم ژوئن سال ۱۷۷۸ موتسارت با همراهی مادرش سفری جدید به مونیخ، مانهایم، و پاریس کرد و در طول این مدت قطعههای بسیار زیبایی برای فلوت و پیانو نوشت. او در همین موقع عاشق یک خوانندهٔ اپرا با نام آلویزا وبر (Aloysia Weber)، خواهر بزرگ کنستانز وِبر (Constanze Weber) همسر آیندهاش شد. او همچنین در این سفر با آهنگسازان بسیار پرنفوذ و مشهوری، از جمله یوهان کریستین باخ (۱۷۳۵-۱۷۸۲) (Johann Christian Bach) که یکی از بهترین دوستان وی شد، آشنا گردید. کارهای باخ و ملاقات با او تاُثیر زیادی در موتسارت و کارهای آیندهاش گذاشت. موتسارت در پایان این سفر، در پاریس، مادرش را از دست داد.
[ویرایش] موتسارت در وین
در سال ۱۷۸۱ موتسارت به همراه کارفرمایش اسقف به وین رفت واما به دلیل محدودیتهایی که اسقف در روش موسیقی موتسارت ایجاد میکرد از شغلش استعفا داد. پس از آن به وین، شهر موسیقیدانان، رفت و در آنجا مشغول به کار آزاد شد. او امیدوار بود که در حین انجام کار آزاد موفق به پیداکردن شغلی دائمی شود که این آرزو در طول عمرش، هیچ گاه برآورده نشد. با این وجود، بین سالهای ۱۷۸۲ تا ۱۷۸۷ او زندگی بسیار مجللی در وین داشت. در تاریخ ۴ اوت ۱۷۸۲، بر خلاف عقیده پدرش موتسارت با کنستانز وِبر (۱۷۶۲-۱۸۴۲) [۴] در کلیسای سَن اِشتِفان [۵] در وین ازدواج کرد. ولفگانگ و کنستانز در طول زندگی مشترکشان صاحب هفت فرزند شدند که از آنها فقط کارل توماس (۱۷۸۴-۱۸۵۸) [۶] و فرانز زاویر ولفگانگ (۱۷۹۱-۱۸۴۴) [۷] توانستند سنین طفولیت را پشت سر بگذارند. کارل توماس و فرانس زاویر ولفگانگ هرگز ازدواج نکردند و صاحب فرزندی نگردیدند.
سال ۱۷۸۲ سال بسیار خوبی از نظر شغلی برای موتسارت بود. او اپرای دزدی از حرمسرا (ک ۳۸۱) [۸] را در این سال نوشت و شهرت بسیاری پیدا کرد. پس از آن چندین کنسرتو برای پیانو نوشت که تمامی آنها را هنگام اجرا کردنشان از بر داشت.
در طول سالهای ۱۷۸۲ و ۱۷۸۳ موتسارت با یوهان سباستین باخ و گئورگ فریدریش هندل تحت نظر بارُن گاتفرید فُن سوایتِن [۹] بسیار صمیمی شد. فُن سویتن دارای تعداد زیادی کار در سبک باروک بود و هنرمندان جوان و موفق آن زمان را برای بحث و تبادل نظر در رابطه با موسیقی، به منزل خود دعوت مینمود. سبک موسیقی باروک طوری در روح موتسارت اثر گذاشت که باعث تدوین دو اثر معروف خود: قسمتی از اپرای فلوت سحرامیز (ک ۶۲۰) و سمفونی شماره ۴۱ (ک ۵۵۱) شد.
در سال ۱۷۸۳ ولفگانگ و کنستانز یک سفر به سالزبورگ برای ملاقات لئوپولد که با ازدواج آنها مخالف بود رفتند و با برخورد سرد او مواجه شدند. این بیاعتنائی سبب تدوین یکی از شاهکارهای موسیقی جهان، مَس در سی مینور[۱۰] (ک a ۴۱۷) شد که البته ناتمام ماند. این اثر برای اولین بار در سالزبورگ اجراء گردید و با مدیریت ولفگانگ، کنستانز تک خوان این اثر شد. موتسارت امیدوار بود که با شنیدن صدای کنستانز، در حین خواندن این قطعه بسیار لطیف، روح پدرش را به عشق همسرش بکشاند.
در اوایل سالهای زندگیاش در وین موتسارت با ژوزف هایدن [۱۱] آشنا و بعد دوست بسیار صمیمی شد. در زمانی که هایدن به وین میرفت، موتسارت و او با همدیگر در اجرای کوارتت شرکت میکردند. موتزارت بعدها شش کوارتِت برای سازهای سیمی نوشت و همگی آنها را به هایدن هدیه کرد. هایدن پس از شنیدن این کوارتِتهای بینظیر به لئوپولد میگوید «خداوند شاهد است و به عنوان یک مرد صادق، به شما میگویم که پسر شما بزرگترین آهنگسازیست که من میشناسم، هم شخصاٌ هم با اسم. او دارای سلیقهاست، و علاوه بر آن، فهم عمیقی در آهنگسازی دارد.»
در طول سالهای ۱۷۸۲ و ۱۷۸۵ موتسارت تعداد زیادی کنسرتو تصنیف کرد که خودش تکنواز آنها در کنسرتوهای پیانو بود، و این کارها تعدادی از بینظیرترین و زیباترین کارهای وی محسوب میشوند. اجرای این کنسرتوها مبالغ زیادی برای او به ارمغان آورد. پس از سال ۱۷۸۵ موتسارت تعداد کمتری کنسرتو نوشت و اجراء کرد. گفته میشود که او در طول این دوره از زندگیاش به علت صدمهدیدن دستش نمیتوانست کنسرت اجراء کند.
از ۵۵ سمفونیای که موتسارت نوشتهاست فقط ۴۱ سمفونی دارای امضای وی میباشند و تمامی آنها از نظر هنر و تکنیک جزء شاهکارهای موسیقی جهان به شمار میآیند. از جمع ۲۷ کنسرتوی پیانوی او ۱۷ تا از کنسرتوهای او در وین نوشته شد و باقی آنها را در طول سفرهای گوناگونش به امید به دست آوردن شغل مناسب نوشت. علاوه بر سمفونیها و کنسرتوهای پیانوی بسیار معروفش، موتسارت تعداد زیادی کنسرتو برای کلارینت، اُبوا، هورن، فلوت، بَسِت هورن، ویولا و ویولون نوشت. در آن زمان تعدادی ساز مانند پانتومیم، هارمونیکای شیشهای، و انواع مختلفی از سازهای بادی وجود داشت که خیلی از آنها به دلیل پیشرفت در دنیای موسیقی دیگر نواخته نمیشدند، موتسارت برای این سازها نیز قطعههایی ساخت. او ۲۳ کوارتت برای ویولون (String Quartet)، در حدود ۱۹ سونات برای پیانو، چندین فانتزی، آندانته، دیوِرتیم، کویینتت و هِکسِت، تعدادی کار برای کلیسا، و چندین مَس نوشت. او علاقهٔ زیادی به نوشتن اُپرا داشت و موزیک ۲۲ اُپرای بینظیر را ساخت. امروز قطعات شیرین اپراهای او به نام آریا (Aria) به عنوان آهنگهای جداگانه خوانده میشوند.
موتسارت تحت تاُثیر عقاید روشنفکری [۱۲] اروپای آن زمان بود، و به این دلیل در سال ۱۷۸۴ عضو فراماسونها شد. او پدرش را همچنین به این سو کشاند و پیش از مرگ پدرش موفق شد که او را نیز به عضویت فراماسون در بیاورد. در آخرین اپرایش، فلوت سحرامیز [۱۳] (ک ۶۲۰)، بعضی از مراسم فراماسونری را گنجانید. موتسارت، هایدن، و امانوئِل شیکِنِیدِر [۱۴] همگی عضو یک لژ فراماسونری بودند.
موتسارت در طول عمرش با مشکلات مادی بسیاری دست به گریبان بود و حتی پس از مرگش از ضعف مالی زندگی او بهرهبرداریهای نامناسبی گردید. او از سال ۱۷۸۴ تا سال ۱۷۸۷ زندگی بسیار مرفهی داشت، و محل زندگیاش یک عمارت هفت اتاق خوابهُ بزرگ بود که امروز به موزهای برای بازدید عموم در دُمگاسه ۵ (Domgasse ۵) وین پشت کلیسای سن استفان (Saint Stephan) تبدیل شدهاست. در همین عمارت بود که موتسارت، اپرای عروسی فیگارو (Le Nozze di Figaro) (ک ۴۹۲) را به رشته تحریر درآورد.
[ویرایش] موتسارت و پراگ
موتسارت رابطهُ نزدیکی با شهر پراگ و مردم آنجا داشت. مردم پِراگ فیگارو را بر خلاف مردم شهر خودش با استقبال فراوان پذیرفتند. او میگوید: «پراگیهایِ من مرا درک میکنند» (”Meine Prager verstehen mich”)، و این گفتهاش در بین مردم بوهم بسیار معروف شد. اپرای دُن ژوان (ک ۵۲۷) [۱۵] در تاریخ ۲۹ اکتبر ۱۷۸۷ در تاتر استات [۱۶] برای اولین بار اجراء شد. در طی سالهای بعد، پراگیها کمکهای متعددی به او کردند.
[ویرایش] بیماری و مرگ
مرگ موتسارت سوژهٔ داستانها، فیلمها، و گقتگوهای فراوان است. موسیقیدانان و محققین نظرات مختلفی در رابطه با مرگ او دارند. دقیقاٌ مشخص نیست که موتسارت در چه زمانی به بیماری و مرگ تدریجی خود واقف شد و این که آیا این درک تأثیری در کارهای او داشت یا نه. برخی معتقدند که او به تدریج بیمار شد و طرز کار و سبک موسیقی او تا حدی مرگ تدریجی او را دنبال میکند. بر خلاف این نظر، تعداد زیادی از محققین اعتقاد دارند که بیماری موتسارت به طور ناگهانی بر او عارض شد و پس از ۲ هفته، جانش را گرفت. این طرز فکر بیشتر بر اساس وضع روحی او در نامهها و مکالمههای او با دوستان، برادران فراماسون، و همکارانش میباشد و عنوان میکند که مرگ او ناگهانی و غافلگیرکننده بودهاست. دلیل اصلی مرگ موتسارت نامشخص است. در مدارک مربوط به مرگش، تب میلیاری شدید ناشی از بیماری سل [۱۷] علت آن ذکر شدهاست که از دیدگاه پزشکی امروزی به عنوان علت درست کفایت نمیکند. فرضیههای دیگری مبنی بر ابتلا به آلودگی تریشین، مسمومیت از جیوه، یا آنفولانزا وجود دارد اما فرضیهای که از همه مقبولتر است، علت مرگ را تب روماتیسم حاد بیان میکند که او از زمان کودکی سه یا چهار بار دچار حمله ناشی از آن شده بود. برخی از نوشتههای به جای مانده از آن زمان بیان میکنند که پزشکان آن زمان سعی کردند که موتسارت را با هجامت درمان کنند.
موتسارت حدود یک ساعت پس از نیمه شب پنجم دسامبر سال ۱۷۹۱ درگذشت. او به علت مریضیاش چندان سعی در اتمام آخرین کارش، رکوئیم مس در سی مینور (ک ۶۲۶) ، نکرده بود. یک موزیسین جوان، از شاگردهای خود موتسارت، با نام فرانز خاویر ساسمایر [۱۸]، با پافشاری و درخواست کنستانز باقی رکوئیم را تمام کرد. البته کنستانز از کسان دیگری هم مانند ژوزف ایبلر [۱۹] برای تکمیل رکوئیم درخواست کرده بود.
موتسارت در یک گور گم نام مخصوص تهیدستان دفن شد، و به این دلیل بسیاری میپندارند که او در زمان مرگش تهیدست بود و کسی او را به خاطر نمیآورد. باوجود اینکه او شهرتی را که زمانی در وین داشت تا حدی از دست داده بود، با این حال درامد نسبتاٌ کافی داشت و علاوه بر آن، مقدار زیادی کارهای گذشتهاش در نقاط مختلف اروپا، خصوصاً شهر پراگ، برایش منبع درآمد بودند. زمان مرگش درامد سالانهٔ او حدود ۱۰٬۰۰۰ فلورین، برابر با ۴۲٬۰۰۰ دلار آمریکا (حدود سال ۲۰۰۶ میلادی)، بود که با این حساب او را میتوان در زمره مردم مرفه اروپا به شمار آورد. موتسارت به علت ولخرجی زیاد، مقدار زیادی از عایدی خود را از دست میداده و نهایتا مجبور به درخواست کمک مالی از دیگران میشدهاست. مادرش میگفت: «وقتی ولفگانگ با کسی آشنا میشود، همهٌ هستیاش را در اختیار او میگذارد».
محل دقیق دفن او در آرامگاه سن مارکس [۲۰] پس از چند سال گم شد، اما در محلی که حدس زده میشود بدن او در شب ۵ دسامبر ۱۷۹۱ به خاک سپرده شدهاست، امروز یک سنگ قبر وجود دارد. علاوه بر آن، در زنترال فریدهف [۲۱] یک تابوت خالی برای احترام به او دفن شدهاست. در سال ۲۰۰۵ تحقیقات ژنتیکی که روی جمجمهای که بسیاری آنرا متعلق به موتسارت میدانستند نتوانست ثابت کند که آیا این جمجمه واقعاً جمجمهٔ این مرد بی نظیر هست یا نه.
در سال ۱۸۰۹ کنستانز با جورج نیکولاس ون نیسن (۱۷۶۱-۱۸۲۶) [۲۲] ازدواج کرد. نیسِن که علاقهٔ خاصی به موتسارت داشت، برای دلائلی که خیلی مشخص نیست، تغیراتی در نامههای موتسارت میدهد و اولین زندگینامهٔ موتسارت را مینویسد.
[ویرایش] کاتالوگ کوچل (Köchel)
چندین سال پس از مرگ موتسارت تلاشهایی برای ارائه لیست یا کاتالوگ کاملی از کارهای او انجام شد، و در پایان در سال ۱۸۶۲ لودویگ فان کوچل [۲۳] موسیقیشناس، آهنگساز، دانشمند و گیاهشناس اتریشی موفق به تکمیل کردن این کار گردید. به عنوان مثال کنسرتوی پیانوی لا مینور (کنسرتوی پیانوی شمارهٔ ۲۳) او به حالت عادی به نام «ک ۴۸۸» شناخته میشود و در زبانهای لاتین (K. ۴۸۸) نوشته میشود. این کاتالوگ از ششمین چاپش میگذرد، و تمامی ۶۲۶ اثر موتسارت در آن لیست شدهاست.
[ویرایش] داستانهای خیالی و مغایرتها
به دلیل ناآشنایی نویسندگان اولیه او با زندگی وی، زندگی موتسارت با چندین داستان خیالی ارتباط پیدا کرد. بعضی از این داستانها مدت خیلی کوتاهی پس از مرگ او به وجود آمدند، که بیشتر آنها هیچ ریشهٔ معتبری نداشتند. یکی از اینها داستانی که بیان میکند موتسارت از فرارسیدن مرگ خود اطلاع داشت و آخرین کارش «رکوئیم» (به معنی مرثیه) را برای آن نوشت. بسیاری از این خیالپردازیها بعدها موضوع کتابها، نمایشنامهها و فیلمهای متعددی شدند.
یک مثال دیگر برای این داستانهای خیالی رابطهٔ نادرست بین موتسارت و آنتونیو سالیهری است. در آنها نقل شده که موتسارت به دلیل خوردن زهر که آنتونیو سالیهری به وی دادهاست، جانش را از دست دادهاست. این داستان سوژهٔ تئاتر الکساندر پوشکین به نام «موتسارت و سالیهری»، اپرای نیکلای ریمسکی کرساکف[۲۴] به نام «موتسارت و سالیهری» و تئاتر «آمادئوس» [۲۵] اثر پیتر شیفر [۲۶] میشوند. آخرین اثر خیال پردازانهای که به موتسارت مربوط میشود، فیلم آمادئوس است که تحت تاثیر نمایشنامه پیتر شیفر ساخته شدهاست. این نمایشنامه به دلیل بینزاکت جلوه دادن موتسارت، منتقدان بسیاری داشت و تصویری که از او دراین اثر نشان داده میشود، هیچگونه ارتباطی به نامهها، مکالمات، و کتابهایی که در رابطه به او نوشته شدند ندارد.
[ویرایش] فهرست کارهای موتسارت
[ویرایش] سمفونیها
[ویرایش] سمفونیهای زمان کودکی (از سال ۱۷۶۴ تا ۱۷۷۱)
- سمفونی شماره ۱ ک ۱۶
- سمفونی شماره ۲ ک ۱۷
- سمفونی شماره ۳ ک ۱۸
- سمفونی شماره ۴ ک ۱۹
- سمفونی شماره ۵ ک ۲۲
- سمفونی شماره ۶ ک ۴۳
- سمفونی شماره ۷ ک ۴۵
- سمفونی شماره ۸ ک ۴۸
- سمفونی شماره ۹ ک ۷۳
- سمفونی شماره ۱۰ ک ۷۴
- سمفونی شماره ۱۱ ک ۹۵
- سمفونی شماره ۱۲ ک ۱۱۰
- سمفونی شماره ۱۳ ک ۱۱۲
- سمفونی شماره ۱۴ ک ۱۱۴
[ویرایش] سمفونیهای زمان سالزبورگ (از سال ۱۷۷۲ تا ۱۸۸۱)
- سمفونی شماره ۱۵ ک ۱۲۴
- سمفونی شماره ۱۶ ک ۱۲۸
- سمفونی شماره ۱۷ ک ۱۲۹
- سمفونی شماره ۱۸ ک ۱۳۰
- سمفونی شماره ۱۹ ک ۱۳۲
- سمفونی شماره ۲۰ ک ۱۳۳
- سمفونی شماره ۲۱ ک ۱۳۴
- سمفونی شماره ۲۲ ک ۱۶۲
- سمفونی شماره ۲۳ ک ۱۸۱
- سمفونی شماره ۲۴ ک ۱۸۲
- سمفونی شماره ۲۵ ک ۱۸۳/۱۸۳d
- سمفونی شماره ۲۶ ک ۱۸۴
- سمفونی شماره ۲۷ ک ۱۹۹
- سمفونی شماره ۲۸ ک ۲۰۰
- سمفونی شماره ۲۹ ک ۲۰۱
- سمفونی شماره ۳۰ ک ۲۰۲
[ویرایش] سمفونیهای زمان وین (از سال ۱۷۸۱ تا ۱۷۹۱)
- سمفونی شماره ۳۱ ک ۲۹۷ - زمانی که موتسارت به پاریس رسید این سمفونی را نوشت که با ذائقه پاریسیها جور در بیاید و در نتیجه بتواند شغلی مناسب پیدا کند. متاسفانه او نا موفق از پاریس به سالزبورگ بازگشت، اما این سمفونی بسیار زیبا را برای دنیا باقی گذاشت.
- سمفونی شماره ۳۲ ک ۳۱۸ - اغاز یک اوِرتور (Overture) در سبک ایتالیایی (۱۷۷۹)
- سمفونی شماره ۳۳ ک ۳۱۹
- سمفونی شماره ۳۴ ک. ۳۳۸
- سمفونی شماره ۳۵ ک ۳۸۵ «هافنر» - این سمفونی در سال ۱۸۸۲ در وین نوشته شد. موتسارت این سمفونی را در وهلهٔ اول به عنوان یک سِرِناد برای خانوادهُ هافنر نوشت. بعدها پس از کمی تغییرات او سرناد هافنر را تبدیل به این سمفونی کرد.
- سمفونی شماره ۳۶ ک ۴۲۵ «لینتز» - زمانی که موتسارت به شهر لینتز رفت این سمفونی را نوشت.
- سمفونی شماره ۳۷ ک ۴۴۴ - این سمفونی با این که منسوب به موتسارت است، سالها پس از مرگ او معلوم شد که در واقع کار مایکل هایدن بودهاست و موتسارت فقط قسمت اول ان را برای هایدن نوشته بود. این کار در لیست کارهای هایدن به عنوان سمفونی شماره ۲۶ او ثبت شدهاست.
- سمفونی شماره ۳۸ ک ۵۰۴ «پراگ» - این سمفونی پس از یک زمان بسیار خوشی برای موتسارت در پراگ نوشته شدهاست و یکی از سخت ترین کارهای او محسوب میشود.
- سمفونی شماره ۳۹ K. ۵۴۳ - این یکی از سمفونیهای بسیار زیبای موتسارت و اخرین کارهای وی میباشد. به دلیل دشواری برای اجرا و نحوه استفاده از سازهایی که برای این سمفونی نیاز است نسبتاً کار معروفی نبودهاست. سه سمفونی اخر موتسارت هیچگاه در زمانی که او در قید حیات بود چاپ نشدند. اما چندین بار در لایپزیگ اجرا گشتند.
- سمفونی شماره ۴۰ ک ۵۵۰ - از سمفونیهای بسیار معروف موتسارت است به خاطر یک قسمت بسیار دلنواز که او برای سازهای بادی این سمفونی نوشتهاست. این سمفونی، شمارهُ K. ۱۶a را او زمانی نگاشت که فقط ۱۰ سال داشت، و سمفونی شمارهُ ۲۵ ک ۱۸۳ تنها سمفونیهایی هستند که موتسارت در گام مینور نوشتهاست.
- سمفونی شماره ۴۱ ک ۵۵۱ «ژوپیتر» - این اخرین سمف
[ویرایش] کنسرتو
[ویرایش] کنسرتوهای پیانو
- کنسرتوی پیانو شماره ۱ ک ۳۷ سال ۱۷۶۸
- کنسرتوی پیانو شماره ۲ ک ۳۹ ک سال ۱۷۶۸
- کنسرتوی پیانو شماره ۳ ک ۴۰ سال ۱۷۶۸
- کنسرتوی پیانو شماره ۴ ک ۴۱ سال ۱۷۶۸
- کنسرتوی پیانو شماره ۵ ک ۱۷۵ سال ۱۷۷۳
- کنسرتوی پیانو شماره ۶ ک ۲۳۸ سال ۱۷۷۶
- کنسرتوی پیانو شماره ۷ ک ۲۴۲ سال ۱۷۷۶
- کنسرتوی پیانو شماره ۸ ک ۲۴۶ سال ۱۷۷۶
- کنسرتوی پیانو شماره ۹ ک ۲۷۱ سال ۱۷۷۷
- کنسرتوی پیانو شماره ۱۰ ک ۳۱۶a سال ۱۷۷۹
- کنسرتوی پیانو شماره ۱۱ ک ۳۸۷a سال ۱۷۸۳
- کنسرتوی پیانو شماره ۱۲ ک ۳۸۵a سال ۱۷۸۲
- کنسرتوی پیانو شماره ۱۳ ک ۳۸۷a سال ۱۷۸۳
- کنسرتوی پیانو شماره ۱۴ ک ۴۴۹ سال ۱۷۸۴
- کنسرتوی پیانو شماره ۱۵ ک ۴۵۰ سال ۱۷۸۴
- کنسرتوی پیانو شماره ۱۶ ک ۴۵۱ سال ۱۷۸۴
- کنسرتوی پیانو شماره ۱۷ ک ۴۵۳ سال ۱۷۸۵
- کنسرتوی پیانو شماره ۱۸ ک ۴۵۶ سال ۱۷۸۴
- کنسرتوی پیانو شماره ۱۹ ک ۴۵۹ سال ۱۷۸۴
- کنسرتوی پیانو شماره ۲۰ ک ۴۶۶ سال ۱۷۸۵
- کنسرتوی پیانو شماره ۲۱ ک ۴۶۷ سال ۱۷۸۵
- کنسرتوی پیانو شماره ۲۲ ک ۴۸۲ سال ۱۷۸۵
- کنسرتوی پیانو شماره ۲۳ ک ۴۸۸ سال ۱۷۸۶
- کنسرتوی پیانو شماره ۲۴ ک ۴۹۱ سال ۱۷۸۶
- کنسرتوی پیانو شماره ۲۵ ک ۵۰۳ سال ۱۷۸۶
- کنسرتوی پیانو شماره ۲۶ ک ۵۳۷ سال ۱۷۸۸
- کنسرتوی پیانو شماره ۲۷ ک ۵۹۵ سال ۱۷۹۱
[ویرایش] کنسرتوهای ویولون
- کنسرتوی ویلن شماره ۱ ک ۲۰۷ سال ۱۷۷۵
- کنسرتوی ویلن شماره ۲ ک ۲۱۱ سال ۱۷۷۵
- کنسرتوی ویلن شماره ۳ ک ۲۱۶ سال ۱۷۷۵
- کنسرتوی ویلن شماره ۴ ک ۲۱۸ سال ۱۷۷۵
- کنسرتوی ویلن شماره ۵ ک ۲۱۹ سال ۱۷۷۵
[ویرایش] کنسرتوهای هورن
- کنسرتوی هورن شماره ۱، ۴۱۲ سال ۱۷۹۱ - این کار پس از مرگ موتسارت به وسیلهُ یکی از شاگردانش فرانز زاویِر ساسمیر (Franz Xaver Süssmayr) تمام شدهاست.
- کنسرتوی هورن شماره ۲ ک ۴۱۷ سال ۱۷۸۳ - دارای یک قسمت الِگرو، یگ رومانس، و یک قسمت راندو میباشد.
- کنسرتوی هورن شماره ۳ ک ۴۴۷ سال ۱۷۸۴ - قسمت راندوی این کنسرت معروفترین تمام کنسرتهای هُرن دیگر موتسارت میباشد.
- کنسرتوی هورن شماره ۴ ک ۴۹۵ سال ۱۷۸۶ - این کار با جوهرهای رنگ و وارنگ نوشته شدهاست به دلیل ان که موتسارت در نظر داشته بود که موزیسین را تکان دهد.
[ویرایش] کنسرتوهای دیگر
- کنسرتو برای باسون ک ۱۹۱ در سال ۱۷۷۴
- کنسرتو برای هارپ و فلوت ک ۲۹۹ در سال ۱۷۸۸
- کنسرتو برای اُبوا ۳۱۴ - امروز با فلوت نواخته میشود، اما موتسارت ان را ۱۰۰٪ برای ابوا نوشتهاست.
- کنسرتو سمفونی برای اُبوا، کلارینت، هورن، باسون، و ارکستر، ک ۲۹۷ bدر سال ۱۷۹۱ - یکی از زیباترین کنسرتوهایی است که در تاریخ موسیقی کلاسیک نوشته شدهاست. البته این کار در دست خط موتسارت وجود ندارد و به این دلیل ممکن است که اثر او نباشد.
- کنسرتوی فلوت شامره ۱ ک ۳۱۳ در سال ۱۷۷۸
- کنسرتوی فلوت شامره ۲ ک ۳۱۴ در سال ۱۷۷۸
[ویرایش] کنسرتی سمفونیها
- سمفونی کنسرتی برای ویلن، وییولا، و ارکستر، ک ۳۶۴
- سمفونی کنسرتی برای اُبوا، کلارینِت، و باسون، ک ۲۹۷b
[ویرایش] کارهای تک سازی
- سونات پیانو شماره ۱ ک ۲۷۹
- سونات پیانو شماره ۲ ک ۲۸۰
- سونات پیانو شماره ۳ ک ۲۸۱
- سونات پیانو شماره ۴ ک ۲۸۲
- سونات پیانو شماره ۵ ک ۲۸۳
- سونات پیانو شماره ۶ ک ۲۸۴
- سونات پیانو شماره ۷ ک ۳۰۷
- سونات پیانو شماره ۸ ک ۳۰۸
- سونات پیانو شماره ۹ ک ۳۱۱
- سونات پیانو شماره ۱۰ ک ۳۳۰
- سونات پیانو شماره ۱۱ ک ۳۳۱
- سونات پیانو شماره ۱۲ ک ۳۳۲
- سونات پیانو شماره ۱۳ ک ۳۳۳
- سونات پیانو شماره ۱۴ ک ۴۵۷
- سونات پیانو شماره ۱۵ ک ۵۳۳
- سونات پیانو شماره ۱۶ ک ۵۴۵
- سونات پیانو شماره ۱۷ ک ۵۴۷a
- سونات پیانو شماره ۱۸ ک ۵۷۰
- سونات پیانو شماره ۱۹ ک ۵۷۶
- فانتزی شماره ۱ ک ۳۹۴
- فانتزی شماره ۲ ک ۳۹۶
- فانتزی شماره ۳ ک ۳۹۷
- فانتزی شماره ۴ ک ۴۷۵
[ویرایش] سرنادها، دیوِرتیمها، و کارهای سازیِ دیگر
- اینه کلاینِ ناختمونیک (ک Eine kleine Nachtmusik) (۵۲۵) سرناد برای سازهای سیمی
- سرناد برای ۱۳ دستگاه بادی (ک ۳۶۱)
- دیوِرتیمِنتی (ک ۱۳۶) تا (ک ۱۳۸) - سبک اوِرتور (Overture) ایتالیایی داردند
- دیوِرتیمِنتی برای ۲ ساز بادی و یک ساز سیمی - یک موزیک خنده دار (Ein Musikalischer Spaß) که موتسارت میخواست به سبک موزیسینهای عامی انجامش دهد (۵۲۲)
[ویرایش] مَسها
- مس تاجگذاری، (Coronation Mass) (ک ۳۱۷)
- مَس عالی (Great Mass) (ک ۴۲۷)
- رکوئیم مَس (Requiem Mass) (ک ۶۲۶) اخرین اثر موتسارت که او در اخرین شب زندگیش برای تکمیل کردن این اهنگ کار کرد.
- اِگسولتاته یوبیلانته (Exdultatet, jubilate)(ک ۱۶۵)
- اَوه وِروم کًرپوس (Ave verum corpus) (ک ۶۱۸)
[ویرایش] فهرست اپراها
- Die Schuldigkeit des ersten Gebot
- Apollo und Hyacinth
- Bastien und Bastienne
- La finta semplice
- Mitridate, Re di Ponto
- Ascanio in Alba
- Betulia liberata
- Il sogno di Scipione
- Lucio Silla
- La finta giardiniera / Die verstellte Gärtnerin
- شاه شبان Il re pastore
- Zaide
- Idomeneo
- دزدی از حرمسرا Die Entführung aus dem Serail
- L'oca del Cairo
- Lo sposo deluso ossia La rivalità di tre donne per un solo amante
- اجرا گرDer Schauspieldirektor
- عروسی فیگارو Le nozze di Figaro
- دُن ژوان Don Giovanni
- زنها همگی همان جورند Così fan tutte
- ترحم تیتو (La clemenza di Tito) (ک ۶۲۱)
- فلوت سحر آمیز (Die Zauberflöte) (ک ۶۲۰)
[ویرایش] پانویس
- ↑ «تلفظ نام موتسارت در وبگاه لغتنامه (Dictionary.com(
- ↑ نام موتسارت در وبگاه بارتلبی (Bartleby.com"(
- ↑ (Wunderkind)
- ↑ (Constanze Weber)
- ↑ (Saint Stephan)
- ↑ (Karl Thomas)
- ↑ (Franz Xaver Wolfgang)
- ↑ (Die Entführung aus dem Serail)
- ↑ (Baron Gottfried van Swieten)
- ↑ Mass in C Minor
- ↑ (Joseph Haydn)
- ↑ (Enlightenment)
- ↑ (Die Zauberflöte)
- ↑ (Emanuel Schikaneder)
- ↑ (Don Giovanni)
- ↑ (Theatre of the Estates)
- ↑ (severe miliary fever / hitziges frieselfieber)
- ↑ (Franz Xaver Süssmayr)
- ↑ Joseph Eybler
- ↑ Saint Marx cemetery
- ↑ Zentralfriedhof
- ↑ Georg Nikolas von Nissen
- ↑ (Ludwig von Köchel)
- ↑ (به روسی: Николай Андреевич Римский-Корсаков)
- ↑ Amadeus
- ↑ Peter Shaffer

