منوچهر جمالی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
منوچهر جمالی
متولد ۱۳۰۷ خورشیدی
کاشان ,
مرگ ۱۶ خرداد ۱۳۹۱
اسپانیا
شهروند ایالات متحده آمریکا
ملیت ایرانی
رشته فعالیت فیزیکدان، فیلسوف، شاعر، تاریخدان و پژوهشگر

منوچهر جمالی ‏ (زاده ۱۳۰۷ خورشیدی، کاشان/ فوت ۱۶ خرداد ۱۳۹۱، اسپانیا) فیزیکدان، فیلسوف، شاعر، تاریخدان و پژوهشگر نامی[نیازمند منبع] و ایرانی ساکن ایالات متحده آمریکا بود.

زندگینامه[ویرایش]

در سال ۱۳۱۳ خورشیدی،در حالی که 6 ساله بود، به همراه خانواده از کاشان به تهران رفت.

در تهران، نخست در دبیرستان جمشیدِ جم، سپس در دبیرستان فیروز بهرام و پس از آن در دبیرستان البرز درس خواند. او سپس روانه دانشگاه علوم شد و به تحصیل در رشتهِ فیزیک مشغول شد. از جمله استادان او در دانشگاه علوم، می‌توان به پدر فیزیک ایران، پروفسور محمود حسابی اشاره کرد.[نیازمند منبع] منوچهر جمالی، از جمله معدود دانشجویانی بود که مورد توجه و عنایت پروفسور محمود حسابی قرار داشت.[نیازمند منبع] وی پس از پایان تحصیلات در رشته فیزیک، برای گذراندن دورهِ تخصصی، در سال ۱۹۵۴ میلادی، وارد آلمان شد و به دانشگاه فرانکفورت رفت. او در آغاز دکترای خود را در رشتهِ فیزیک تئوری به پایان رساند و سپس به دانشگاه فلسفه فرانکفورت، برای تحصیل در رشتهِ فلسفه رفت.[نیازمند منبع]

از جمله استادان او در فلسفه بایست به دو فیلسوف نامی و معاصر یعنی تئودور آدورنو و ماکس هورکهایمر اشاره کرد که از بنیان گذاران مکتب فرانکفورت بودند [۱][نیازمند منبع]

از منوچهر جمالی به عنوان بهترین شخص برای تجزیه و تحلیل آثاری همچون شاهنامه فردوسی و اساطیر ایران باستان یاد می‌شود. تارنمای بورگوینکل آثار، تحولات افکار و ایده‌های فلسفی او را بررسی کرده‌است. [۲][۳]

جمالی به روحیه ستیزه‌گری ادیان اسلام، زرتشتی و یهود و مسیحی اعتقاد داشت و بر این باور بود که «اسلام وزرتشتیگری و یهودیت و مسیحیت و هرگونه دین و ایدئولوژی، باید درایران در فضای «فرهنگ گشوده سیمرغی» قرارگیرند، تا «اصل قداست زندگی، به کردار برترین اصل»، دست اسلام و زرتشتیگری و یهودیت و مسیحیت و هر ایدئولوژی دیگری را، در ستیزه منشی، ببندد». [۴]

شعری از اشعار پروفسور[نیازمند منبع] جمالی[ویرایش]

شب هنگام که درکوچه پس کوچه‌های شهری غریب آواره می‌گشتم

فریادی بلند شد که:

من آبستن به حقیقتی بزرگم،

وهنگام زائیدن آنست،

هرچه زودتر، مامائی ببالینم بشتابد.

گویا آن کوچه، کوچه مردگان بود،

چون هردری را کوفتم،

و مامای حقیقت را جستم، که به کمک بشتابد،

ازهیچ دری پاسخی نیامد،

تامردی بدخیم وخشمگین، ناگهان ازدری سربیرون آوردوگفت:

دراین شهر، کسی حقیقت نمی‌زاید، که نیاز به مامایش باشد.

وهنگامی خسته وکوفته ببالین او شتافتم،

اومرده بود، هرچند فرزندی بس زیبا زائیده بود.

من ازآن شهر، به زاد وبومم بازگشتم،

وپس ازچندی خبریافتم،

که آن حقیقت، یتیم وبی سرپرست،

زنی خشکیده وخمیده شده،

ودر کوچه پس کوچه‌های همان شهر،

برای خوردن ونمردن، روسپی گری می‌کند [۵]

آثار و تالیفات[ویرایش]

تعدادی از آثار برجسته استاد منوچهر جمالی عبارتند از: [۶]

[۷][۸][۹]

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]