مناقبالعارفین
مناقبالعارفین کتابی است نوشتهٔ شمسالدین احمد افلاکی (درگذشتهٔ ۷۶۱ ه.ق) از مثنویخوانان خانقاه مولویه در قونیه بود و سالها مشغول گردآوری مطالب کتاب خود بوده و آن را در ده فصل به ترتیب در مناقب: بهاء ولد پدر مولوی، برهانالدین محقق ترمذی، مولوی (مولانا جلالالدین محمد بلخی)، شمس تبریزی، صلاحالدین زرکوب، حسامالدین چلبی، سلطان ولد، جلالالدین چلبی امیر عارف، شمسالدین چلبی امیر عابد، و نامهای فرزندان آنها تنظیم کردهاست. از منابع مهم افلاکی یکی هم رساله سپهسالار در مناقب حضرت خداوندگار است.
تألیف کتاب مناقب العارفین در سال(۷۱۸ه.ق) توسط ایشان( شمسالدین احمد افلاکی) و به اشارت سلطان العارفین، چلبی جلال الدین عارف(فرزند سلطان ولد و نوه مولوی) آغاز می شود و تا بعد از (۷۴۲ه.ق) به جمع و تألیف آن اشتغال داشته است.کتاب مزبور به مناسبت بیان شرح حال مولانا و اساتید و خلفا و خاندان و دوستان دوره حیات او و شرح مثنوی، شامل اطلاعات بسیار نفیسی است و علاوه بر آن راجع به تاریخ ایامی که افلاکی آن را مورد مطالعه قرار داده، نکات ارزنده ای دارد.
وی درباره سبب تألیف این کتاب می¬گوید: روزی در حضور عارف چلبی و گروهی بزرگان درباره تذکرة الاولیاءعطار سخن به میان آمد و حاضران تألیف چنان کتاب را در شرح احوال حضرت مولانا و خاندان و اصحاب او بسیار مناسب دانستند. از این رو عارف چلبی مرا به تألیف چنین کتابی مأمور کرد(۱/۴ یازیجی،مقدمه،ص۱۷).
از آن جا که منابع تاریخی چندانی در مورد آناتولی سده های ۷و۸ ه.ق در دست نیست، کتاب افلاکی از این لحاظ دارای ارزش و اهمیت خاص است و بسیاری از وقایع مهم آسیای صغیر آن زمان در این کتاب نقل شده است.
علاوه بر این از لحاظ شرح احوال دانشمندان و عارفان، خصوصاً ذکر جزییات و روایت های مربوط به مولانا جلال الدین بلخی و پدر و مربیان و فرزندان و جانشینان او و شرح و تفصیل اخبار و وقایع مربوط به این سلسله از منابع بسیار معتبر به شمار می رود و همواره مورد استفاده محققان و مولوی شناسان قدیم و جدید بوده است.
افلاکی از دو تن از شاگردان و شارحان عقاید ابن عربی یعنی صدرالدین قونوی و فخر الدین عراقی نیز اشاراتی دارد و از صحبت آنان با مولانا سخن می گوید.
همچنین در سراسر کتاب او، به نام معین الدین پروانه، وزیر با نفوذ سلجوقیان بر می خوریم که مساعدت های فراوان و ارادت خاص وی به مولانا در طول عمر او و بعد از مرگش به یاران او، مکرر شرح داده شده است.
مناقبالعارفین آیینهای از احوال ملک روم و زندگی مولوی و یاران اوست. نثری ساده و روان دارد و از تعبیرات خاص دیار روم و اصطلاحات دیوانی عصر سلجوقیان سرشار است. پارهای از مطالب آن و کشف و کراماتی که به مولوی و دیگران نسبت داده افسانهآمیز مینماید و استفاده از آن با رعایت جانب احتیاط و مراجعه به دیگر منابع آن عصر میسر است. مناقبالعارفین به کوشش تحسین یازیجی در دو جلد در انتشارات انجمن تاریخ ترک در سالهای ۱۹۵۹ و ۱۹۶۱ در آنکارا به چاپ رسیده است.
این کتاب از لحاظ اشتمال بر شرح آداب و مراسم صوفیانه آن روزگار ، دارای اهمیت خاص است و در سراسر آن اصطلاحات عرفانی و خانقاهی همه جا به چشم می خورد.
این کتاب را عبدالوهاب بن جلالالدین محمد همدانی (درگذشتهٔ ۹۵۴) در سال ۹۴۵ به نام ثوابت المناقب تخلیص کردهاست. مآخذ کتبی افلاکی عبارتند از : ولد نامه، رباب نامه، انتها نامه، معارف سلطان ولد فرزند مولانا، معارف سلطان العلماء بهاءالدین ولد، مقامات شمس الدین تبریزی، فیه ما فیه و مکتوبات مولانا جلال الدین و نیز مثنوی و دیوان اشعار او (یازیجی،زندگانی،ص۲۰) بیشتر اشعاری که در مناقب العارفین نقل شده، از دیوان کبیر و مثنوی مولاناست، ولی در سراسر کتاب اشعار دیگری نیز دیده می¬شوند که سراینده آن¬ها معلوم نیست.
خلاصه ای درباره ی شمس الدین احمد افلاکی : شمس الدین احمد افلاکی عارفی،از نویسندگان و مؤلفان متصوف قرن هشتم هجری است متولد (۶۹۰ ه.ق). وی از صوفیان مولویه و اهل شهر "سرای" آسیای صغیر بود. نام پدرش اخی ناطور و از دسته فتیان آسیای صغیر بوده است. افلاکی به سبب دلبستگی زیاد به شیخ خود، عارف چلبی، به عارفی معروف است.وی از بدر الدین تبریزی، معمار آرامگاه مولانا که در نجوم، رقوم، هندسه، کیمیا و نیز سحر دستی داشت، کسب دانش کرد و به مجالس سلطان ولد، فرزند مولانا راه یافت و در صرف و نحو و عرفان و حکمت به مقام استادی رسید.وی در خدمت عارف چلبی به درجات عالی نایل شد و اهل طریقت او را سزاوار مرشدی دانستند ولی وی از پذیرفتن این مقام، گوشه نشینی اختیار کرد و به سبب اصرار و ازدحام دوستداران به حرمین محترمین رهسپار شد و مدت درازی در جوار حرم مطهر پیامبر اکرم(ص)عزلت گزید.افلاکی بعد از مرگ عارف چلبی، بر طبق وصیت او به نگهبانی تربت مولانا پرداخت و یکی از مثنوی خوانان آنجا شد. پس از مرگ عارف در زمره مریدان فرزندش عابد چلبی درآمد و به همراه او به ولایت اوج رفت و بعد از آن تا آخر عمر در قونیه باقی ماند و همانجا وفات یافت و در نزدیکی مزار مولانا به خاک سپرده شد و سنگ مزارش هم اکنون در موزه مولانا نگهداری می¬شود.
منابع [ویرایش]
- زبان و ادب فارسی در قلمرو عثمانی، محمدامین ریاحی، تهران ۱۳۶۹
- مقاله سرکار خانم آنسه پور فرخی با نام مناقب العارفین
- سجادی، فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، ج هفتم، تهران،انتشارات طهوری
- صفا،ذبیح اله، تاریخ ادبیات صفا، ج۲ ، تهران، ۱۳۶۷